پیشانوشتار: آن‌چه می‌خوانید، یادداشتی است که در آغازین روزهای دهه اول ماه مبارک رمضان در مشهد مقدس نوشتم. اردوی تربیتی (+) سرگروه‌های صالحین دانشگاه‌های تهران بود. من هم آینه‌نویسی می‌کردم! البته بیش‌تر آینه‌خوانی می‌کردم. این یکی از یادداشت‌های من بود که در دور جدید «آینه»‌کاری با تصویری از من منتشر شده است.

چرا تربیت باید مساله همه ما باشد؟

تاملی درباره نسبت مساله تربیت، انقلاب اسلامی و ما

 

کمی درباره مساله

یکی از بچه‌های [دانشگاه] امیرکبیر بعد از سحر گفت: یواش یواش داره قضیه کار تربیتی کردن برام جدّی می‌شه، باید یه کاری بکنم.

مساله یعنی همین. موضوعی که برامون جدّی بشه، به‌ش فکر کنیم و بریم برای حلّش. مساله‌های آدم‌ها و سازمان‌ها با هم فرق می‌کند. بعضی افراد و سازمان‌ها مساله اقتصاد دارند و بعضی فرهنگ و بعضی سیاست. دغدغه سازمان بسیج هم چند سالی است که مساله تربیت است.

 

کمی درباره مساله تربیت

موافقید کمی دقیق‌تر هم بشویم؟ به احتمال زیاد شنیده‌اید که مساله ترافیک تهران، ارتباطی با تعداد بزرگراه‌ها و ماشین‌ها ندارد، بلکه فرهنگ ترافیکی مردم باید اصلاح شود. به احتمال بیش‌تر همین نکته را درباره اقتصاد و سیاست هم شنیده‌اید که مساله اصلی ما در اقتصاد و سیاست، مساله فرهنگ اقتصادی و فرهنگ سیاسی است.

 

بر این باوریم که ریشه مسائل فرهنگی، همه در تربیت فرهنگی ماست. آن‌جایی که قفل شده و نیاز به کلید دارد، عرصه تربیت است. ما با فرهنگ ایرانی اسلامی خودمان تربیت نشدیم. رشد همه‌جانبه نداشتیم و به طرف کمال نرفتیم. تربیت یعنی همین رشد همه جانبه به سمت کمال. این‌جوری نگاه کنیم که ما متشکل از روح و جسم هستیم. هر کدام هم نیازهایی دارند و هم ظرفیت‌هایی برای رشد و تعالی. می‌خواهیم فرهنگ اقتصادی را درست کنیم؟ تربیت اقتصادی‌مان باید درست شود.

 

کمی درباره مساله تربیت و انقلاب اسلامی

آن‌چه تاکنون گفته شد، نیازی به پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 و این‌قدر شهید دادن نداشت. در همان دوران طاغوت هم می‌شد این اتفاق‌ها بیفتد!

موضوع آن‌جا اهمیت پیدا می‌کند که هدف از انقلاب اسلامی و حکومت اسلامی چیزی جز همین تربیت نیست. امام روح‌الله در فاصله 57 تا 59 بارها بر مساله تربیت اسلامی به عنوان وجه ممیزه حکومت اسلامی و غیر آن تاکید کردند. یعنی حکومت اسلامی می‌خواهد آدم تربیت کند. انسان را به کمال آن برساند. عمده آن چیزی که در تربیت انسان (به سبک غربی) مغفول می‌ماند، معنویت است.

 

اگر به تفاوت انقلاب اسلامی و حکومت اسلامی توجه کنیم، تصدیق می‌کنیم انقلاب اسلامی آمده است تا زمینه‌ساز حکومت جهانی اسلامی، یعنی زمینه‌ساز ظهور باشد. ما هم می‌خواهیم برای زمینه‌سازی حکومت حضرتش، نیروی تراز انقلاب اسلامی تربیت کنیم. جامعه باید آماده ظهور باشد یعنی برای حکومت حضرتش، تربیت شده باشد. حکومت ولایت فقیه تمرینی برای ظهور است. اگر مردم ما امروز توانستند رابطه خود و حکومت را در زمینه‌های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی درست بفهمند و تربیت شوند، ما به موفقیت بزرگی دست پیدا کرده‌ایم.

 

کمی درباره ما و مساله تربیت و انقلاب اسلامی

همین! امام‌تان تداوم انقلاب را تنها در گرو تربیت اسلامی انسان‌ها دانسته است. اگر شما به این انقلاب دل‌بستگی دارید، اگر به مردم‌تان علاقه  دارید، راهی جز تربیت پیش روی شما نیست. این راهی است که امام‌تان وعده داده شما می‌توانید: «شما مى‏توانید جوان‌ها را تربیت كنید به یك تربیتى كه تقوا در آن باشد.» (صحیفه امام، ج7، ص469)

 

سوتیتر:

اگر مردم ما امروز توانستند رابطه خود و حکومت را در زمینه‌های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی درست بفهمند و تربیت شوند، ما به موفقیت بزرگی دست پیدا کرده‌ایم