تبلیغات
...پاورقی فرهنگ و ارتباطات - مطالب فروردین 1396

...پاورقی فرهنگ و ارتباطات

حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات

چهارشنبه 30 فروردین 1396

اسنب هم تجربه جالبی است این متن، تبلیغاتی است که خود نرم‌افزار می‌گوید: با لینک زیر تو اسنپ ثبت‌نام کن و یک سفر درون شهری رایگان تا سقف ۱۵ هزار تومان بگیر. با اسنپ می‌تونی خیلی راحت از هرکجا که هستی درخواست خودرو بدی:
با اسنپ تاکسی بگیرید.
تپسی؛ ارزان و به صرفه
با اپلیکیشن تپسی در هر زمان و مکان تاکسی درخواست دهید و سفری با کیفیت، راحت، ایمن و ارزان داشته باشید.
اپلیکیشن تپسی را از
دریافت و برای استفاده از سفر رایگان خود کافی است کد زیر را در قسمت کد هدیه و تخفیف وارد کنید:
35HT1P
:dart:تکمیلی/ تپسی در «#اصفهان» هم راه افتاد!
کارپینو؛ حضور رسمی تاکسیرانی
دوست خوبم،
با لینک زیر تو «کارپینو» ثبت‌نام کن و با کد معرف زیر تا سقف ۱۰۰۰۰ تومان اولین سفرت رو رایگان برو. کارپینو، اپلیکیشن سفارش تاکسی که همیشه و همه‌جا در خدمت شماست.
کد‌معرف: darvishi

تپسی و اسنپ شتاب‌دهنده‌های بخش خصوصی هستند که تحول مهمی در حمل‌ونقل شهر تهران به وجود آورده‌اند و در حال گسترش هم هستند. شاید حرف‌وحدیث‌هایی پشت سرشان باشد اما در عمل، کیفیت،‌ کارآیی و خلاقیت خود را نشان دادند. کیفیت و ارزانی (نسبت به مسافربرهای شخصی و آژانس‌های تاکسی تلفنی) مشخصه بارز این دو نرم‌افزار است.
کارپینو اما متعلق به تاکسیرانی است و دیرتر به عرصه رقابت پیوسته اما پشتوانه خوب و قدرتمندی دارد.
نکته نگران‌کننده این است که خطوط تاکسیرانی که مبدا و مقصد مشخصی دارند، نباید از تاکسی‌های خطی خود خالی شوند و مردم عادی هم مجبور شوند برای مسافت‌های روزمره خود «دربست» کرایه کنند!
اساسا اسنپ و تپسی رقیب آژانس‌های تاکسی تلفنی هستند نه تاکسیرانی! دولت و شهرداری باید حواسشان باشد تا مردمی که توانشان در حد همان خطوط ثابت تاکسیرانی بود، مجبور نشوند تاکسی «کرایه» کنند و دربست بروند!

  • نظرات() 
  • دوشنبه 21 فروردین 1396

    رونق مسلمانی را از بین نبرید!

    ایام اعتکاف،‌ مساجد شلوغ می‌شود.
    بعد از اعتکاف، مساجد به حالت عادی برمی‌گردد.

    چرا؟

    همان حکایت تازه‌مسلمانی است که روز اول از آئین مسلمانی بُرید.

    در اعتکاف به هیچ‌کس سخت نگیرید!

    پاورقی را در پیام‌رسان ایرانی «بله» دنبال کنید!
    @Pavaraqi

  • نظرات() 
  • دوشنبه 21 فروردین 1396


    • امیرکبیر خیال می‌کرد ما باید به جای بحث فلسفی [درباره پیشرفت و چگونگی آن]، مصادیق غرب را وارد کنیم. به همین دلیل پلی‌تکنیک فرانسوی را به شکل دارالفنون در ایران تأسیس کرد. دانشجویان را برای تحصیل علوم فنی فرستادند. همین مهندسان بعداً شروع به سوءاستفاده از دانش‌شان کردند... 

    • همین امروز و بعداً از انقلاب هم با همین رویکرد مواجهیم؛ یعنی تسلط علوم فنی و مهندسی و پیشرفت وارونه و مصداقی. این نگاه می‌گوید اگر می‌خواهی پیشرفت کنی باید هواپیما و کامپیوتر بخری و وارد کنی. دانشگاه فنی ما هم هیچ ربطی به صنعت ندارد، چون قرار نیست چیز مبنایی را تولید کند. دانشگاه ما امروز بیکاری تولید می‌کند نه کار!

    بخشی از مصاحبه خواندنی استاد #فیاض
    متن کامل:
    yon.ir/jd433

    پاورقی را در پیام‌رسان ایرانی «بله» دنبال کنید!
    @Pavaraqi

  • نظرات() 
  • شنبه 19 فروردین 1396

    متن زیر را آقای محمدرضا شعبانعلی نوشته‌اند. مطالب خوب فراوانی در وبلاگ ایشان موجود است. (+)

    دلم می‌خواست یک عادت کوچک را که از سال پیش شروع کردم و نتیجه های فراتر از انتظار برایم داشت با شما هم به اشتراک بگذارم؛ عادتی که هم در خانه هم در محیط کار و جلسات شرکت‌ها، قابل اجراست و آن‌قدر ساده است که به سختی می‌توان آن را ترک کرد.

    پیشنهادم این است که شما هم این کار را امتحان کنید و اگر آن را اثربخش دیدید به دیگران هم پیشنهاد بدهید:

    با خودمان قرار بگذاریم که از ساعت‌های رُند برای زمان‌بندی و قرار گذاشتن و شروع جلسه و خلاصه در تمام جنبه‌های رفتار روزمره استفاده نکنیم.

    به این معنا که مثلاً ساعت‌هایی مانند:

    • هشت
    • هشت و ربع
    • یازده و نیم
    • یک ربع به یک

    را از دامنه واژگان فعال‌مان حذف کنیم.

    اگر می‌خواهیم با دوستانمان در ساعت هشت و نیم قرار بگذاریم، قرار را به ۸:۲۹ یا ۸:۳۱ یا ۸:۲۸ یا ۸:۳۳ تغییر دهیم.

    اگر قرار است جلسه‌ای رأس ساعت ۹ در شرکت شروع شود، ساعت جلسه را تغییر دهیم و در تمام نامه‌ها و ایمیل‌ها و پیام و پیامک‌ها ساعت ۸:۵۸ یا ۸:۵۸ یا ۹:۰۱ یا ۹:۰۳.

    امیدوارم نتایج این تغییر، همون‌قدر که برای من و دوستانم اثرگذار بوده برای شما هم اثرگذار و محسوس باشه.

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 16 فروردین 1396

    متن زیر را آقای غفاری از معلمان و مدرسان سواد رسانه‌ای نوشته است. حرف‌های خوب فراوانی در آن وجود دارد. تجربه و اندیشه تقریباً مشترکی هم داریم. http://azsarnevesht.ir

    از سال ۱۳۸۴ به صورت جدی در کلاس‌های رسمی مدرسه، درگیر آموزش نویسندگی به نوجوانان اول و دوم دبیرستان (نهم و دهم جدید) بوده‌ام. بارها در کسوت مربی پرورشی و غیره هم با موضوع مقاله‌های دانش‌آموزی و داستان‌نویسی و آفرینش‌های ادبی سر و کار داشته‌ام. تجربه‌ی این سال‌ها را در چند جمله این طور خلاصه می‌کنم:
    «بچه‌ها شبیه آنچه می‌خوانند می‌نویسند و بسیار خواندن تأثیر مستقیمی بر درست نوشتن آن‌ها دارد. اما بسیار خواندنتضمینی برای بسیار نوشتن نیست. از میان همه‌ی بچه‌های یک کلاس فقط عده‌ای اندک -به تجربه کمتر از ده درصد دانش  آموزان- نوشتن را فراتر از تکالیف کلاسی و ضرورت‌های تحصیلی پی می‌گیرند که متأسفانه معمولاً بخش زیادی از همین عده‌ی اندک، وقت خود را با داستان‌نویسی تلف می‌کنند. در حالی که شیوه‌های دیگر نویسندگی مثل زندگی‌نامه، روایت خاطرات، نقد فرهنگی و اجتماعی، مقالات علمی و ادبی و قالب‌های دیگر در سبد تجربه‌ی آنان جایی ندارد. در حقیقت داستان‌نویسی دامی است که بر سر راه نویسندگی نوجوانان ما گسترده شده است و جریانِ طبیعی رشد قلمی آنان را  منحرف می‌کند. معلوم هم نیست قرار است با این همه داستان‌نویس جوان چه بکنیم. همه‌ی این استعدادهای جوان هم متأسفانه در همان اولین قدم به دنبال چاپ کتابشان هستند.»
    به عنوان یک معلم نویسندگی هدف اصلی خودم را برای عموم دانش آموزان «تکمیل مهارت درست نوشتن» قرار داده‌ام و در مواجهه با گروه ده درصدی دانش‌آموزان خاص «توهم زدایی از قداست داستان‌نویسی»

    خود من در دوران مدرسه از این توهم بر کنار نبوده‌ام و بدون این‌که هدف مفیدی داشته باشم، بارها طبع خود را برای نوشتن داستان آزموده‌ام. چه روزها و شب‌هایی که وقتم را صرف جور کردن چفت و بست داستانی کردم که معلوم نبود قرار است گره از مشکل چه کسی باز کند و روزنه‌ی امیدی به دنیای چه کسی بگشاید. اگر خاطرتان باشد چند سال پیش یکی از این داستان‌های مدرسه‌ای را که در کیهان بچه‌های دهه هفتاد هم چاپ شده بود این‌جا منتشر کردم. خوشبختانه من با  کنار گذاشتن رودربایستی با خودم این مسیر اشتباه را در همان جوانی ترک گفته‌ام. اما کاش آن زمان مربی حکیمی بالای سرم بود تا زودتر من را از این سعی و خطای بی‌حاصل نجات می‌داد.

  • نظرات() 
  • پیشنهادهای من

    filesell درباره من و وبلاگم

    آخرین مطالب



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد کل مطالب :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین روزآمد :

    اَبر برچسب‌های پاورقی



    قفسه؛ کوتاه‌نوشت‌های من درباره کتاب‌هایی که خوانده‌ام