...پاورقی فرهنگ و ارتباطات

حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات

جمعه 26 خرداد 1391

دعوت
آن‌چه می‌خوانید تاملی کوتاه بر این یادداشت (+) است که در سایت دوره‌های علمی پژوهشی دعوت منعکس شده است. دانشجویان دوره نهم فرهنگ و ارتباطات، یک مطلب/گعده درباره دوره دعوت رو بذارن طلب‌شان. تصویر بالا، مربوط به سوالات بعد از جلسه دکتر پاکتچی (دعوت اول، 1387) است. زمانی که ما فهمیدیم خیلی چیزها هست که نمی‌دانیم.

سلام بر شما

من بیش از هر چیز، اصل موضوع یعنی عدم استقبال کدهای پایین‌تر از دعوت را چیزی بیش از یک «توهم» نمی‌دانم. هشتاد و هشتی‌ها حضور خوبی در دعوت 3 و 4 داشته‌اند. حضور هشتاد و نهی‌ها از هشتاد و چهاری‌های در اوج (مثلا دوره یک) هم بیش‌تر بوده است. نودی‌ها هم اگر زودتر باهاشون صحبت کنیم، حضور پرنگی خواهند داشت.
نکته مهم، زمان دوره است. دانشجو اساسا باید بتواند در آن بازه یک هفته‌ای حضور داشته باشد. 88 و 89‌ای‌ها که توانسته‌اند، حضور یافته‌اند. این چیز مهمی است. این که بسیاری از آن‌ها گزینه بسیار خوب دیگه رو بی‌خیال شدند و دل به دعوت سپردند، خیلی باارزش است.

البته ملاحظاتی چون تعطیلی فعالیت‌های علمی، دانشجوراهنماهای نامناسب (بدون تجربه زندگی خوابگاهی و...)، ملاحظات صحیحی است.
دعوت تا کنون بسیار موفق بوده است. اما توانمندی‌ها نیز بسیار از این‌هاست. هنوز نیاز به تزریق خودباوری داریم. عمل‌کرد جهانی برای دانشجوی فرهنگ و ارتباطات، اصلا دور از انتظار نیست.

  • نظرات() 
  • شنبه 20 خرداد 1391

    حامد سجادیحاج حامد سجادی، داش حامد گل، دانشجوی دوره ششم رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه‌السلام است. اگر قدر خودش را بداند و به حاشیه‌ها نپردازد، با کمی تلاش، آینده درخشانی خواهد داشت. حامد در وبلاگش، مطلبی (+) نوشته است که تصور خیلی‌ از دانشجویان و نیز دوستان فضای سایبر نیز هست. اگر مطلبش (+) را خواندید، ملاحظه‌ای را که برایش نوشته‌ام بخوانید. بهتر است از برخی چیزها زودتر رفع ابهام کنم.

    سلام بر شما

    نکته اول- در مورد آزمون دکتری
    فکر کنم بهتر باشد از بین دو عبارت «نه چندان منصفانه» و «توسط اساتید آن دانشکده» یکی را حذف کنی. چون این طور القا می‌کند که آن چهار استاد محترم بی‌انصافی کردند. جز سطح پایین سوالاتی که پرسیدند-که آن هم قابل توجیه است-، من قرینه‌ای برای بی‌انصافی آنها ندارم.
    واقعیت آن است که تحصیل در دکتری برای من هدف نبوده است. اگر جای خوبی -در روال عادی پذیرش- قبول بشوم، می‌روم (البته تنها گزینه دکتری که هدف من بود، دانشگاه ما بود که همیشه ضد حال می‌زند!). بارها در تابستان گذشته و حتی هنوز به من اصرار می‌شود که بیا بریم با آقای ... صحبت کنیم تا دانشجوی دکتری شوی. (البته شاید جا داشت اقدامی از سوی یکی از اساتید دانشکده ما صورت می‌گرفت! البته دانشکده تماشاچی خوبی هم نبود، به طوری که برخی اساتید تا مدتها فکر میکردند من دانشجوی علامه شده ام و می‌آیم دانشگاه به دوستان سر بزنم!)
    بگذریم!

    نکته دوم- دوباره در مورد آزمون دکتری
    طبیعی است وقتی دانشگاه ما کسی از دانشگاه دیگر را راه نمی‌دهد، قبولی ما هم در جای دیگر، سخت یا غیرممکن باشد. دعا کنید فرصت‌های شرکت در آزمون دکتری دانشگاه‌مان به اندازه کافی فراهم شود.

    نکته سوم- باز هم درباره آزمون دکتری
    عرفتُ الله بفسخ العزائم. روزگار بازی‌های بسیار دارد. شما درس‌تان را بخوانید. از ایفای تجربه‌های اجرایی و نیز وظایف اجتماعی سیاسی دوران دانشجویی هم غافل نباشید. دنبال پول نباشید تا پول به دنبال شما بیاید!

    نکته چهارم- زندگی با «حیات»
    آن‌چه در حیات (+) اتفاق افتاد، نتیجه اعتماد فرماندهی هوشمندانه، مدبرانه و دقیق بسیج دانشجویی دانشگاه بود. فرصتی که یک مدیر باسابقه (او پیش از این، انجمن علمی الهیات را به بهترین انجمن دانشگاه تبدیل کرده بود) و توانمند در اختیار یک جوان منتقد نسبتا مدعی قرار داد. بی‌شک در موفقیت‌ها، سهم خدا و اهل بیت و شهدا بسیار بیش‌تر از تلاش من بوده است. شاهد مثال آن هم جاهایی که (به اتقاف مجموعه) وقت گذاشتم و نتیجه نگرفتم. در ضمن، هم‌کاری صمیمانه بیش از 100 نفر از دانشجویان (و تعداد بسیار کمی از استادان) دانشگاه، واضح‌تر از آن است که بخواهم آن را نادیده بگیرم. به زودی، فهرست افرادی را که به خاطر حیات باید از آن‌ها تشکر کنم، منتشر  می‌کنم.

  • نظرات() 
  • دوشنبه 15 خرداد 1391

    خواستم به سوالات و شبهات پست قبل (+) بپردازم، باشد وقتی دیگر.
    اعتکاف، ارتباطی است به بی‌نهایت.
    انقلاب اسلامی رو برای گسترش این ارتباط، سپاس می‌گویم.
    (+)

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 11 خرداد 1391

    سلام بر شما
    • امسال هم، دانشگاه امام صادق علیه السلام، دانشجوی دکتری فرهنگ و ارتباطات نمی‌گیرد. گویا دانشکده، توان کافی برای دوره جدید را هنوز کسب نکرده است.
    • دانشگاه تهران، دو نفر رو به عنوان دانشجوی روزانه دکتری علوم ارتباطات و یک نفر را به عنوان دانشجوی شبانه دکتری علوم ارتباطات جذب می‌کند. این روزها همه می‌دانند دانشجوی «شبانه» هیچ ارتباطی با «شب» ندارد. شبانه یعنی پول بده تا مدرک بدم. اصلا این‎‌که دانشگاه‌ها به وسیله جذب دانشجو، بخواهند به کسب درآمد بپردازند، شایسته دانشگاه‌های ما نیست.
    • دانشگاه علامه طباطبایی نیز امسال، پنج دانشجوی دکتری روزانه علوم ارتباطات جذب می‌کند.
    نکته: تعداد افراد به انتخاب رشته، حداقل 184 نفر است. (سهمیه مربیان و رزمندگان را باید به این افراد بیافزاییم.)
    سوال اول: چقدر احتمال دارد این دو دانشگاه، دانشجویی را جذب کنند که دانشجوی خودشان نباشد؟
    سوال دوم: چرا باید این دو دانشگاه، دانشجویی را جذب کنند که دانشجوی خودشان نباشد؟

    علاوه بر این دو دانشگاه صاحب نام در حوزه ارتباطات، یک پژوهشگاه و دو دانشگاه غیرانتفاعی دیگر هم به جذب دانشجوی دکتری با عنوان فرهنگ و ارتباطات می‌پردازند!
    • پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی وابسته به جهاد دانشگاهی، 8 نفر به صورت پژوهش‌محور
    • دانشگاه امام رضا علیه‌السلام - غیرانتفاعی مشهد، 20 نفر به صورت پژوهش‌محور
    • دانشگاه باقرالعلوم- غیرانتفاعی قم، 7 نفر از بین طلاب پایه 10

    سوال اول: این دانشگاه‌ها به پشتوانه کدام هیات علمی، کدام کتابخانه و کلا چه چیزی بیش‌تر از دانشگاه‌های صاحب‌نام و قدیمی ارتباطات به جذب دانشجوی دکتری می‌پردازند؟ آیا سه مورد اخیر، حتی یک استاد دانش‌آموخته ارتباطات دارند؟
    سوال دوم: از تبعیض احمقانه دانشگاه باقرالعلوم کدام یک از نظریه‌های تولید علم حمایت می‌کند؟
    سوال سوم: فارغ از دانشگاه امام رضا علیه‌السلام که به نظر می‌رسد صرفا برای کسب درآمد پا به رشته ارتباطات گذاشته است، چه برنامه‌ای برای جلوگیری از فساد احتمالی پذیرش دانشجوی پژوهش‌محور وجود دارد؟

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 3 خرداد 1391

    پس از خاطره‌های تلخ و شیرین پارسال،
    رتبه امسال با پارسال، «یکی» نشد. یعنی «یک» نشدم!
    صرفا مجاز شدیم به انتخاب رشته تا امسال هم سرنوشت ما در مصاحبه مشخص شود.
    به امید نشان لبخند رضایت بر لبان امام


    لینکهای مرتبط:
    گزارش حضور در مصاحبه دکتری + نکات (
    +)
    دومین امتحان کتبی دکتری + نکات (
    +)
    پستی برای شاد کردن دل دوستان: نفر اول دکتری شدم (
    +)
    و خدا را شکر به سر آمد زمستان! (
    +)
    پیشنهاد مطالعاتی (
    +)
    نقشه هوایی علوم ارتباطات (
    +)
    اولین تجربه امتحان دکتری (
    +)

    بی ربط:
    فرارسیدن ماه رجب پربرکت!
    در مشهد مقدس نایب‌الزیاره ایم. (
    +)

  • نظرات() 
  • شنبه 30 اردیبهشت 1391

    منتشر شده در شماره 65 (اردیبهشت ماه‌نامه حیات) (+)
    منتشر شده در تریبون مستضعفین (+)
    تریبون را آزاد کنید!

    تاملی بر مشکل رسانه‌ی امت حزب‌الله

    حمید درویشی شاهکلایی
    (کارشناسی‌ارشد معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات)

    حمید درویشی شاهکلایی- دوره علمی و پژوهشی دعوت سال 1387انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ به پیروزی رسید. تئوری‌های دانش ارتباطات به هم ریخت. (مصاحبه دکتر باهنر در شماره اخیر حیات را بخوانید.) امت حزب‌الله ثابت کرده بود با منبر، نوار کاست و اعلامیه (این رسانه‌های کوچک) می‌تواند کاری بس عظیم بکند. اکنون به نیمه دهه چهارم انقلاب اسلامی نزدیک شده‌ایم اما امت حزب‌الله مشکل رسانه دارد.

    موضوع به حدی جدی است که احتمالا شنیده‌اید قول آقای وحید جلیلی، فعال فرهنگی (مدیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی و سردبیر اسبق نشریه بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام) را که دفاع از «آزادی بیان» نیروهای حزب‌اللهی را اولویت فرهنگی مجلس نهم دانسته بود. بازداشت فعالان رسانه‌ای ارزشی، تعطیلی سایت‌های انقلابی و… در دوره اخیر شدت قابل توجهی داشته است.

    یکی از جدی‌ترین مواردی که خشم بیش‌تری را در فضای جبهه فرهنگی سایبر انقلاب اسلامی برانگیخته، مسدودسازی غیرمتعارف پایگاه «تریبون مستضعفین» بود. سایت قدرتمندی که توسط چند جوان انقلابی برای «آنانی که رسانه ندارند» راه‌اندازی شد و انصافا چه در قضیه فتنه ۱۳۸۸ و چه در قضایای بعدی (مثل تسخیر لانه روباه پیر) عمل‌کرد درخشانی در تبیین آرمان‌های انقلاب اسلامی داشت.

    از ضعف قانون و عمل‌کردهای سلیقه‌ای در حوزه سایبر که بگذریم، اسف‌ناک‌تر آن است بعضا جوانان حزب‌اللهی چون حامی بزرگ سیاسی اقتصادی ندارند، مورد ظلم قرار می‌گیرند. برخوردهای شبه‌قانونی و غیرقانونی با نسل جوان ارزشی، حتی مقام معظم رهبری را در حمایت از جوانان انقلابی به عرصه کشاند:

    «این رسانه‌هاى الکترونیکى و اینترنتى متأسفانه موجب شده است که افراد بى‌محابا علیه یک‌دیگر حرف بزنند، بد بگویند. باید از طرف مسئولین کشور براى این هم یک جورى تدبیر بشود. ولى عمده این است که خود ما مردم، خودمان را مقید کنیم به اخلاق اسلامى؛ خودمان را مقید کنیم به قانون. حالا این حرف من بهانه‌اى نشود براى این‌که یک عده‌اى بروند جوان‌هاى انقلابى را به عنوان جوان‌هاى تند، مورد ملامت و شماتت قرار بدهند؛ نه، من همه‌ى جوان‌هاى غیور کشور را، جوان‌هاى مؤمنِ انقلابى کشور را فرزندان خودم میدانم و پشت سر آن‌ها قرار می‌گیرم؛ من از جوانان انقلابى و مؤمن و غیور حمایت می‌کنم…» (۱/۱/۱۳۹۱)

    موجی که در حمایت از سایت تریبون مستضعفین شکل گرفت (تریبون را آزاد کنید)، یعنی جریان حزب‌الله هنوز تریبون (رسانه) ندارد. البته تریبون تنها یک سایت کوچک (اما خوب و با اخلاص) در نقد کانون‌های قدرت و ثروت بود. همین. این در حالی است که حداقل ده‌ها سایت مثل تریبون باید داشت. هر استان و هر شهری باید یک «تریبون مستضعفین» داشته باشد. هر صنف و قشری باید یک «تریبون مستضعفین» داشته باشد. تریبون تبریز، تریبون فارس، تریبون کارگران، تریبون معلمان، تریبون روحانیان و تریبون‎‌های دیگر.

    ۱۳۵۷ انقلاب شد. قبل آن رادیو و تلویزیون «ملی» داشتیم. این رسانه (رادیو و تلویزیون) بعد انقلاب قرار شد حرف انقلاب را بزند. پس اسمش شد «صدا و سیما» چون قرار بود نسخه صوتی و تصویری انقلاب اسلامی باشد. از همان ابتدا این قدر نسبت این رسانه با گفتمان انقلاب اسلامی به فراموشی رفت که این سال‌ها عنوان مجعول «رسانه ملی» را برای خود پسندیده است. «ملی» با ابعاد جهانی انقلاب اسلامی قابل جمع نیست. همین می‌شود که دیپلماسی عمومی اسلام در کمک به هم‌نوع فهم نمی‌شود. لبنان، فلسطین، افغانستان و حتی سومالی خارجی محسوب می‌شوند. مرزهای استعماری را باور کرده‌ایم دیگر!

    ۱۳۵۷ انقلاب شد. اما فکر می‌کنم رسانه‌های امت حزب‌الله هم‌چنان در قبل از ۱۳۵۷ گیر کرده‌اند. امروزه به جای نوار کاست و اعلامیه، از اینترنت و اخیرا شبکه تلویزیونی اینترنتی/ ماهواره‌ای استفاده می‌کنیم. اما هم‌چنان رسانه‌های انقلاب اسلامی، مردمی، خودجوش، غیر وابسته (بخوانید آسیب‌پذیر در برابر کانون‌های قدرت و ثروت) هستند. فعالان رسانه‌ای هم‌چنان با همان خلوص دهه ۵۰ و بعضا به همان میزان هم آماتور کار می‌کنند. دغدغه‌محوری و تکلیف‌محوری هنوز هم هست. اصلا همین چیزهاست که رسانه‌های انقلاب اسلامی را، یکی پس از نابودی دیگری!، سرپا نگه داشته است؛ وگرنه اگر کمی تفکر کارمندی حاکم شود، در بهترین حالت می‌شود سازمان صدا و سیما. سازمانی که این‌قدر از گفتمان انقلاب به دور افتاده است که رهبری تنها از آن مطالبه‌های حداقلی «دین، اخلاق، امید و آگاهی» دارد!

    منبع: نشریه حیات

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391

    58، 59، 60 ...، 64 و 65: شماره‌هایی که توفیق سردبیری را داشتم

    پرونده ویژه، یک ویژه‌نامه به همراه پاتوق و کتابچه ضمیمه «18 ثانیه با کوثر» و دو ضمیمه دیگر
    حیات اردیبهشت ماه منتشر شد
    شماره 65 ماه‌نامه فرهنگی سیاسی حیات، نشریه گفتمان انقلاب اسلامی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام در 68 صفحه و به همراه چند ضمیمه منتشر شد.
    ماه‌نامه فرهنگی سیاسی حیات در شماره جدید خود به موضوعاتی چون «نظام‌سازی و فقه سیاسی»، «دموکراسی غربی و مردم‌سالاری دینی در ایران»، «پرونده‌ای برای تحولات اخیر سوریه»، «حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها، زن و انقلاب اسلامی»، «ارتباطات و انقلاب اسلامی» و... پرداخته است.

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391

    ویرایش چهارم کتابکتاب تبلیغات و اقناع (Propaganda and Persuasion)، نوشته گارث جاوت(Garth Jowett) و ویکتوریا ادانل (Victoria O'Donnell) با ترجمه حسین افخمی (متولد 1338، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی)، چاپ اول: انتشارات همشهری در 458 صفحه، به قیمت 10 هزار تومان و با شمارگان 1500 نسخه، آذر 1390

    این کتاب، ترجمه کتابی است که انتشارات مشهور SAGE Publication در سال 2006 منتشر کرده است. یعنی ترجمه ویراست چهارم کتاب. اما 13 ماه پیش، همین انتشارات، ویرایش جدیدتری از این کتاب ارائه کرده بود! من به تصور این که ویرایش جدید کتاب، ترجمه شده است، آن را خریدم.

    ویرایش پنجم کتابترجمه کتاب و کتاب‌های ترجمه‌ای را نفی نمی‌کنم. اما انتظار زیادی نیست که آخرین نسخه کتاب‌ها ترجمه شوند. چرا در بهترین حالت، پنج سال باید عقب باشیم؟ امید که در بازنشر کتاب، شاهد ارائه ترجمه ویرایش پنجم کتاب باشیم.

    امید دوم آن که در روی جلد و یا در صفحات آغازین کتاب هم ذکر کنند، این کتاب، ترجمه کدام ویرایش است.

    بهانه این پست، تشکر از مترجم بود که یک کتاب خوب را ترجمه کرده بود. اما چشممان به سال 2006 افتاد و این طوری شد!

    دانشجویان استاد محسنیان در دانشگاه امام صادق علیه‌السلام و...، احتمالا این کتاب را به نام نویسنده آن یعنی «جووت» و مدل فراگردی پروپاگاندا به خاطر دارند.

    تصویر بالا، طرح جلد ویرایش چهارم (2006) و تصویر پایین طرح روی جلد ویرایش پنجم (2011) است. این تصویر آخری هم طرح جلد، نسخه انتشارات همشهری است. تفاوت را احساس کنید!

  • نظرات() 
  • شنبه 16 اردیبهشت 1391

    1- این «فهرست» (که متاسفانه برخی دوستان از آن با واژه خارجی «لیست» یاد می‌کنند!)شامل کتاب‌هایی است که می‌خواهم از نمایشگاه امسال بخرم. مسلما کتاب‌های خوب فراوانی هست که من نمی‌شناسم/ قبلا خریدم/ مناسب عموم نیست!
    2- خرید کتاب باید مثل لوازم ضرور زندگی، یعنی مقدم بر زواید، تزیینات و تجملات، مبل و پرده و اینها باشد تا جامعه ایرانی پیشرفت کند. البته منظور از این که کتاب باید یکی از مخارج اصلی خانواده باشد، خرید کتابی است که مقدمه خواندن باشد، نه اینکه خرید کتاب به یک «پز» تبدیل شود. (این اندیشه‌ها را از زبان رهبری هم شنیده‌اید. سال 74 و 89)
    3- شما هم پیشنهاد دهید. طبیعی‌است کتاب‌های خوبی از قلم افتاده باشند.
    4- کتاب‎‌های تخصصی در حوزه فرهنگ و ارتباطات به علت تنوع گسترده‌شان و تخصصی‌بودن فعلا به صورت حضوری معرفی می‌شوند، نه مجازی!

    دین، فرهنگ، اندیشه و سیاست

    شرح اسم، موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی. زندگانی رهبری قبل از انقلاب، کتابی متفاوت و فاخر+ عکسهای ناب، شبستان، راهرو28
    سودای سکولاریسم (برمبنای زندگی سیدمحمد خاتمی)، خبرگزاری فارس.
    شرح صراط، علی صفایی حائری، موسسه جهادی، شبستان، راهرو28، غرفه 15
    هاروارد ومک دونلد، سفرآمریکا، سید مجید حسینی، نشر افق.
    فردایی دیگر، شهیدآوینی، نشر واحه.شبستان، راهرو31، غرفه 41.
    کتابهای جدید مجموعه مشق آزاد، کانون اندیشه جوان.
    «قدم کلیکهایتان برچشم »، «باید رفت» و «حجاب بی حجاب» هر سه از محمدرضا زائری، نشر آرما.
    «ریزش‌ها و رویش‌ها در بین خواص صدر اسلام» به قلم «حجت الاسلام مهدی همازاده»، چاپ و نشر بین‌الملل
    صلح امام حسن (ع)، ترجمه آیت الله سید علی خامنه ای، نشر فرهنگ اسلامی

    شعر و ادبیات
    بی‌خبری‌ها، میلاد عرفان‌پور، شهرستان ادب، شبستان، راهرو3، غرفه 15
    چاره‌ها، گزیده رباعی معاصر به انتخاب میلاد عرفان‌پور، شهرستان ادب، شبستان، راهرو3، غرفه 15
    صبح بنارس، تازه‌ترین علیرضا قزوه، انتشارات شهرستان ادب، شبستان، راهرو3، غرفه 15
    «چمدان‌های قدیمی»، گزیده غزل‌های علیرضا قزوه. انتشارات شهرستان ادب، شبستان، راهرو3، غرفه 15
    «کهکشان چهره‌ها» علی محمد مودب. انتشارات شهرستان ادب، شبستان، راهرو3، غرفه 15
    «گلفروش مسلمان» مجید سعد آبادی. انتشارات شهرستان ادب، شبستان، راهرو3، غرفه 15
    تازه‌ها: گزیده شعرهای فاضل نظری، نشر مروارید (منتخبی از سه گانه+ 17 غزل جدید)
    زنده ی بیدار" ترجمه ی رساله ی حی بن یقضان بوعلی سینا، کتاب دانشجویی، میراث اهل قلم، شبستان، راهرو29، غرفه 13
    رمان قیدار، رضا امیر خانی، افق.
    رمان ناهید، (روایت زنانه از انقلاب)، سوره مهر.
    رمان حافظ هفت، سفر رهبری به شیراز، سوره مهر.

    دفاع مقدس و فرهنگ پایداری
    "یک لقمه آسفالت"، خاطرات ناگفته و خواندنی از آخرین روز فتح خرمشهر. انتشارات ملک اعظم.
    نورالدین، پسر ایران، سوره مهر. شبستان، انتهای راهرو27.
    «پایی که جا ماند» یادداشت‌های روزانه در اردوگاه‌های مخفی عراق. شبستان، انتهای راهرو27.
    من، مادر مصطفی، رحیم مخدومی، نشر شاهد.
    خورشید، خاطرات رهبری از انقلاب، دفاع مقدس و ریاست جمهوری. سیدعلی بنی‌لوحی. راه بهشت.
    «عبور از آخرین خاکریز»خاطرات اسیر عراقی. انتشارات سوره مهر
    تپه جاویدی و راز اشلو، اکبر صحرایی، انتشارات ملک اعظم.

  • نظرات() 
  • شنبه 16 اردیبهشت 1391

    برای خرید از نمایشگاه بین المللی کتاب تهران!

  • نظرات() 
  • دوشنبه 11 اردیبهشت 1391

    اولین بیانیه تصویری دانشگاه امام صادق علیه‌السلام
    به مناسبت نامه‌های سرگشاده اخیر دانشجویان دانشگاه که بدون اسم امضا می‌شدند،
    برای ایجاد تنوع، یک کار کنیم که بخندیم و یک خاطره قشنگ بسازیم و بعضی چیزهای دیگر
    این بیانیه را صبح امروز منتشر کردم:
    اولین بیانیه تصویری دانشگاه امام صادق علیه السلام
    1- این بیانیه،از کلمات تشکیل نشده است. بچه‌ها حوصله خوندن ندارند. تصویر یک دنیا حرف می‌زند!
    2- هر گونه برداشت منصفانه‌ای از تصویر آزاد است.
    3- معنی این تصویر، «خفه شید!» نیست. اگه این طور بود، عکس یک آدم عصبانی را می‌ذاشتم! نه عکس یک کودک معصوم!
    4- این بیانیه، اختصاصی به بیانیه اخیر مدیران نشریات دانشجویی ندارد.
    5- لزوما معنای تصویر، دعوت به سکوت نیست. مثلا: «اِه! اه! چه گندی زدیم!» «صداشو در نیاریم!» و یا چیزهای دیگر!

  • نظرات() 
  • شنبه 9 اردیبهشت 1391

    امام رضا علیه السلاماین هفته دو کتاب ضمیمه جدید برای مجله حیات (+) آماده شد. البته ما چون پول نداریم فقط آماده چاپ می‌کنیم و وقتی بدهی‌های قبلی کمی پرداخت شد، محصولات جدیدمان را چاپ می‌کنند.
    خیلی جالب است که در دوران جنگ نرم، نشریه گفتمان انقلاب اسلامی‌مان، 27 روز چاپخونه باشه، (مثلا این شماره) چون هنوز پول چاپ شماره قبل رو ندادیم!

    حیات، گل سرسبد قرارگاه نشریات (+) بسیج دانشجویکتاب دعوا سر اولویت استی (+) دانشگاه امام صادق علیه السلام (+) است که قبل از این که من سردبیرش بشم(+)، رتبه اول نشریات برتر دانشجویی سراسر کشور شده بود. کتاب ضمیمه هم چیزی است که برای تنوع ارائه مطالب و نیز تکمیل مباحث ماهنامه در کنار مجله کار می‌کنیم.
    • لینک وبلاگ این دو کتاب:
    1. کتاب «امام رضا علیه‌السلام، شهید راه علم»، «جلد هشتم از مجموعه کتاب‌های «زیر خیمه حسین علیه‌السلام»
    2. کتاب«دعوا سر اولویت است»، جلد نهم از مجموعه کتاب‌های «زیر خیمه حسین علیه‌السلام»


  • نظرات() 
    • تعداد صفحات :40
    • ...  
    • 3  
    • 4  
    • 5  
    • 6  
    • 7  
    • 8  
    • 9  
    • ...  

    پیشنهادهای من

    پاورقی را در پیام‌رسان ایرانی بله دنبال کنید filesell درباره من و وبلاگم

    آخرین مطالب



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد کل مطالب :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین روزآمد :

    اَبر برچسب‌های پاورقی



    قفسه؛ کوتاه‌نوشت‌های من درباره کتاب‌هایی که خوانده‌ام