...پاورقی فرهنگ و ارتباطات

حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات

پنجشنبه 2 شهریور 1396


انظر الی ما قال و لاتنظر الی من قال...
یکی از دوستان که دانشجوی دکتری ادبیات است، در یک گروه تلگرامی که غالباً در آن به بحث می‌پردازد، با ذکر عبارت بالا جملاتی با این مضمون نوشت که باید به محتوای سخن توجه کرد،‌ نه گوینده. هرچند ظاهر این حرف، بسیار مردم‌پسند و شیک است اما واقع چیز دیگری است و اسلام چنین نظری ندارد!

قبل از ورود به نظر اسلام و بررسی روایت و منابع دینی، به نظر شما حکم عقل چیست؟ مثلاً انسانی که دین ندارد، آیا به گوینده سخن توجه نمی‌کند؟ 
شما در فیلم‌های خارجی می‌بینید که انسان‌های بی‌دین و سکولار هم در هر قضیه‌ای به گوینده سخن توجه می‌کنند و گاهی هم به صحت خبر گوینده شک می‌کنند. در آزمایش‌های تجربی روان‌شناسی هم ثابت شده است که منبع خبر واقعاً مهم است مثلاً عروسک زیبا را راستگو می‌دانیم و عروسک زشت را دروغگو. هم‌چنین است بازی مافیا که بیش از محتوا، خود گوینده مهم است.
 یک مثال دیگر: شما مقایسه کنید وضعیتی را که سپاه و ارتش طرح پیشنهاد کاهش بودجه نظامی ایران را بدهند با وضعیتی که سازمان منافقین این پیشنهاد را بدهد. در این زمینه قطعا همه ما می‌دانیم باید به اهداف و نیت‌های پنهان هم توجه کنیم و اگر سپاه و ارتش که همواره نیازمند امکانات نظامی‌اند چنین پیشنهادی دادند، می‌گوییم خب، پس حتماً بودجه‌اش این‌قدر لازم نیست و باید کم شود ولی اگر سازمان منافقین که سابقه تهاجم نظامی علیه ایران را دارد چنین پیشنهادی داد، می‌گوییم می‌خواهند ما را از نظر دفاعی ضعیف کنند.

در جهان یک استثنا برای این قضیه وجود دارد. یعنی گاهی وقت‌ها انسان‌های عاقل عالم به گوینده سخن توجه نمی‌کنند. کجا؟ آن‌جایی که مقدار محتمل خیلی بالاست. مثال: فرض کن یک دیوونه بهت بگه خونه‌ت داره می‌سوزه. سرت رو بر می‌گردونی نگاه می‌کنی ببینی داره می‌سوزه یا نه. بله گاهی قضیه شوخی‌بردار نیست و یک‌درصد احتمال راست گفتن هم ارزش بررسی دارد!

پس منطقی‌تر آن است که ما مسلمانان هم مثل بقیه مردم به همه زمینه‌های گفته‌ها توجه کنیم؛ به ویژه گوینده آن و اینکه کی و کجا و درچه شرایطی گفته شده است؛ مثلا در عصبانیت گفته یا در مستی؟ موارد متعددی در نصوص دینی هم این نکته را تأکید می‌کنند و می‌گویند به انسان‌های که از آن‌ها علم می‌آموزید و یا به حرف‌شان گوش می‌دهید،‌ توجه کنید. تا جایی که شنیدن کلام هر فرد در حد پرستش او دانسته است!

 اما چرا این حدیث (لا تنظروا الی من قال!) می‌گویند به گوینده توجه نکنید؟ در حالی که مثل روز روشن است باید به همه جوانب قول از جمله قائل (گوینده) آن توجه کرد. همه انسان‌ها قبول دارند باید با توجه به کردن همه جوانب، تصمیم بگیرند و استماع قول تنها گوش کردن به محتوای پیام نیست، بلکه بررسی همه جوانب است که اتباع قول احسن را به دنبال دارد. (فبشر عباد الذین یستعمون القول و یتبعون احسنه)

پاسخ اینجاست:
اول خود حدیث را کامل بخوانیم!
«خُذ الحكمَةَ حَیثُ كانَتْ وَ انْظُر اِلی ما قالَ و لا تنظُرْ الی مَنْ قال»،[1] (حكمت را هر جایی است فرا بگیر و نگاه كن به آنچه گفته می‌شود نه به گوینده سخن.) 
نیز در همین رابطه در روایت دیگر آمده است «خُذِ الحكمَةَ ممّنْ اَتاكَ بِها و انظُرْ الی ما قالَ وَ...»؛[2] (حكمت را از هر كسی كه نزد تو می‌آورد فرابگیر و نگاه كن به آنچه گفته می‌شود نه به گوینده سخن.)
خب، حالا مثل روز روشن شد که حدیث می‌گوید اگر کسی، حکمت را (و نه همه علوم و دیگر موضوعات را) نزد تو آورد، تو از او بگیر و کاری نداشته باش به اینکه مؤمن است یا منافق و بی‌دین! مثل آن روایات دیگری که می‌گویند حکمت گمشده است ولو در نزد منافق باشد بروید از او بگیرید، این روایت هم می‌خواهد ارزش حکمت را برساند؛ نه چیز دیگر را. (توجه هم کنید که هر سخنی، حکمت نیست. حکمت در این روایات ناظر به بخش خاصی از علم است.)

پس مثل همیشه به گوینده سخن و منبع خبر توجه کنید. به هر بنگاه سخن‌پراکنی دل ندهید که بدبختتان می‌کنند؛ چه این‌طرفی،‌ چه آن طرفی. حتی صداوسیما را یک‌جانبه گوش نکنید؛ گاهی باید بروید ببینید خود غربی‌ها،‌ داعشی‌ها، آفریقایی‌ها درباره عملکرد و سنت خود چه نظری دارند و چرا این کار را کرده‌اند.

[1] . تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غرر الحكم و درر الكلم، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی،  1366، ص 58.
[2] . همان، ص 612

  • نظرات() 
  • جمعه 16 مهر 1395

    [بازارسال از کانال تلگرامی @pavaraqi]
    با توجه به برخی واکنش‌های اولیه نسبت به یادداشت قبلی (حسینیه ۱۰۰ هزار نفری)؛

    اصل مسئله که نویسنده نگران آن است،‌ انحراف اذهان از «اصل مسئله» است. اصل مسئله شب عاشورا شادی احتمالی برخی تماشاچیان (به قول خودشان تماشاگرنما) است یا عزاداری برای اصلاح جامعه؟
    هم‌چنین نویسنده با شناختی که مسئولان فرهنگی و مسئولان پایگاه‌های بسیج دارد این احتمال را جدی می‌داند که برخی به جای پرداختن به عزاداری، از سر انجام واجب و تکلیف بروند و در ورزشگاه یک بحران جدی راه بیندازند.
    نویسنده خود در هیئت‌ها و با ذکر «یا حسین» بزرگ شده است ولی از بازی خوردن بسیجی‌ها با این ذکر در ورزشگاه نگران است.


    نویسنده بیش از آن‌که مسئله همیشگی یعنی انحراف اذهان توسط رسانه‌ها باشد، نگران دخالت همیشگی عده‌ای فرهنگ‌نشناس در امور فرهنگی است. نویسنده با بزرگ‌ترین صاحب‌نظران سیاست‌گذاری فرهنگی در دانشگاه امام صادق کلاس درس داشته‌است. او با قاطعیت می‌گوید این‌گونه دخالت‌ها جاهلانه است و نتایج خوبی ندارد.


    راستش نویسنده اصلاً نگران اتفاقات ورزشگاه نیست. نویسنده نگران آن‌هایی است که به هیئات و مساجد می‌روند. نویسنده با استاد پناهیان موافق است که گریه‌های عزاداران حقیقی نیست؛ چرا که اثر ندارد و این امام حسین هیئت‌ها جامعه را اصلاح نمی‌کند. نویسنده نگران است که خدا عزاداری نکردن آن هیئتی‌هایی را که به ورزشگاه رفتند، بپذیرد و عزاداری مایی که در هیئت ماندیم و برای امام حسین ذهن‌مان سینه زدیم، نپذیرد.

    @pavaraqi

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 15 مهر 1395

    [باز ارسال از کانال پاورقی؛ حمید درویشی شاهکلائی]
    حسینیه ۱۰۰ هزار نفری؟!

    ایران و کره در شب عاشورا مسابقه فوتبال دارند. رسانه‌ها و سیاسی‌ها این‌قدر به این قضیه پرداخته‌اند که همه از آن آگاهی یافته‌اند. کم‌تر به مسابقات فوتبال در این سطح و این کیفیت توجه می‌شود. نظریه برجسته‌سازی می‌گوید مهم نیست که نظر مردم دراین‌باره چیست و چه تغییری می‌کند، مهم این است که مردم به این قضیه فکر می‌کنند و برگزاری مسابقه برایشان می‌شود یک مسئله.

    برگزاری مسابقه فوتبال که حرام نیست؛ لوازم آن ممکن است به حرام بینجامد. مثلاً ایران، بازی را ببرد و عده‌ای از تماشاچیان بدون توجه به حرمت شادی در این ایام، کارناوال شادی در شهر راه بیندازند! 

    اگر این‌قدر برای این بازی،‌ تبلیغ نمی‌کردند، چند نفر به ورزشگاه می‌آمدند؟ مثلا ۳۰ تا ۴۰ هزار نفر. (چندسالی است که خبری از ورزشگاه ۱۲۰ هزار نفره آزادی نیست. اصلاً پس از بازسازی، ظرفیت ورزشگاه شد ۸۵هزار صندلی.) 

    بسیاری از تماشاچیان معمول فوتبال،‌ خودشان از میان‌داران و نفرات اصلی هیئات حسینی هستند. این‌ها وقتی به ورزشگاه‌ بیایند، خودشان جو را مدیریت می‌کنند. نیازی به هیچ‌گونه برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری خاصی نیست. چرا به مردم اعتماد نداریم؟ 

    برخی چنان می‌گویند حسینیه ۱۰۰ هزار نفری که گویا باید ورزشگاه پر شود از عزاداران حسینی! عزادار امام حسین، جایش در هیئت و مسجد است، نه در ورزشگاه آزادی. حالا اگر فردی،‌ تکلیفش را این‌طور تشخیص داد که برود در ورزشگاه، می‌رود و نیازی به توصیه‌های سیاست‌گذارانه نیست.

    ۱۰۰ هزار نفر در بین جمعیت چندمیلیونی تهران، عددی نیست ولی ورزشگاه آزادی این‌قدر مخاطب ثابت ندارد. می‌ترسم چند روز دیگر بچه‌های بسیجی را سازمان‌دهی کنند و بفرستند ورزشگاه و بگویند تکلیف شماست که با فریادهای یا حسین،‌ حرمت این ماه را حفظ کنید!

    من ورزشگاه آزادی رفته‌ام. همان‌هایی که با صدای بلند توهین می‌کنند، مرام و معرفت سرشان می‌شود. از غیرت‌مندی‌شان است که توهین می‌کنند به بازیکن، مربی یا داور. آن‌ها حرمت ارباب را نمی‌شکنند. این‌ها که در گرما و سرما برای حمایت از تیم ملی کشورمان به ورزشگاه می‌آیند،‌ سرمایه‌های کشورند. این‌ها به نسبت دهه ۷۰ به یک‌سوم یا خوش‌بینانه به یک‌دوم رسیده‌اند. این چند ده‌هزار نفر باقی‌مانده را به بحران تبدیل نکنیم. شب عاشورا بی‌شک چندمیلیون نفر در مساجد و حسینیه‌های تهران مشغول عزاداری‌اند. کاری به این چندده‌هزار نفری که برای حمایت از تیم ملی به ورزشگاه می‌روند، نداشته باشیم.

    بهتر بود فدراسیون فوتبال یا وزارت خارجه و شورای عالی امنیت ملی تدبیر می‌اندیشند و با دیپلماسی ورزشی، کاری می‌کردند و به نتیجه مطلوبی می‌رسیدند. حالا که کم‌کاری کردند یا نتوانستند به نتیجه مطلوب برسند، نباید رسانه‌ها این موضوع ساده را به یک بحران امنیتی تبدیل کنند. 
    @pavaraqi

  • نظرات() 
  • دوشنبه 8 شهریور 1395

    دفاعیه دکتری «سیاست‌گذاری جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با دریافت خانگی شبکه‌های ماهواره‌ای»
    ۷ شهریور ۱۳۹۵، سه بعدازظهر سالن شهید مطهری دانشگاه امام صادق علیه‌السلام
    Image result for ‫دکتر حسام الدین آشنا‬‎

    در این جلسه،‌دکتر آشنا از باب اقتصاد سیاسی قضیه و تبیین اثرگذاری سازما‌ن‌های ذی‌نفع در سیاست‌گذاری، دو انتقاد جدی به صدا و سیما وارد کرد:

    ۱- ارعاب مجلس وقت در تصویب قانون ممنوعیت ماهواره از طریق پخش ویدئوی ... درباره ماهواره در صحن مجلس (و شیطنت‌های بعدی در تداوم آن)

    ۲- عمل نکردن به تعهدات و وظایف خود در همان قانون (مثلاً پخش برنامه‌های خوب ماهواره!)

    منتشر شده در کانال پاورقی @pavaraqi

    تبریک به دوست عزیزم جناب آقای دکتر سید محمد کاظمی که با این دفاع، نه فقط مدرک دکتری بلکه بخشی از نتیجه سال‌ها تلاش و مجاهدت علمی خود را گرفتند.

  • نظرات() 
  • شنبه 28 بهمن 1391

    حضرت آقاشان تربیتی ولی فقیه در عصر غیبت
    1. ولی فقیه در حکومت اسلامی، کارهای رو زمین مانده رو انجام می‌دهد. امور حسبه در بحث ولایت فقیه و حکومت اسلامی، اموری هستند که ما لایرضی الشارع بترکه.

    ولیّ همه
    2. یکی از مهم‌ترین این امور، تربیت کارگزار برای انقلاب اسلامی در سطح سران قواست.

    محتوای آشکار و پنهان تربیتی سران قوا
    3. آن بخشی از این فرآیند تربیتی که پنهانی و در دیدارهای خصوصی هر یک از سران با ولی معظم فقیه می‌گذرد، در دست‌رس ما نیست که تحلیلش کنیم، اما آن‌چه آشکارا از طریق تریبون‌های عمومی اتفاق می‌افتد خیلی جالب است.

    ایده‌هایی برای پایان‌نامه در علوم ارتباطات و علوم تربیتی
    4. تحلیل گفتمانی یا نشانه‌شناسی و حتی تحلیل محتوای بیانات رهبری معظم انقلاب در تعامل با سران قوا (مقننه، مجریه و قضائیه) مسلما ابعاد قشنگی از سبک تربیتی رهبری را آشکار خواهد ساخت، اما در این مجال کوتاه، تنها به یک نکته از دیدار امروز با مردم آذربایجان (متن کامل بیانات، صوت دیدار) می‌پردازم.

    تربیت حتی در حالت‌های صدا
    5. دقت کردید؟! حضرت آقا تا وقتی درباره استکبار جهانی سخن می‌گویند، ذره‌ای کوتاه نمی‌آیند. شعله‌های خشم و صلابت انقلابی در جان یکایک واژه‌ها زبانه می‌کشد.  همین که حضرت آقا رو به عناصر داخلی (سران محترم قوا) می‌کنند، محبت لطیف پدرانه موج می‌زند.  بزرگ مربی امت اسلام، حتی در اوج اشتباهات مسئولان عالی نظام هم به وظیفه تربیتی خود عمل می‌کند.

    مقایسه
    6. کمی به خود بیاییم.

  • نظرات() 
  • سه شنبه 17 بهمن 1391

    چند وقت پیش، جزوه آموزشی خبرنویسی در 5 دقیقه (لینک) را منتشر کردم. این جزوات، از مجموعه یادداشت‌های آموزش رسانه‌ای و سواد رسانه‌ای هستند و برای بسیجیان و اعضای حلقه صالحین سراسر کشور تدوین و متناسب با شرایط و نیاز آن‌ها تنظیم شده‌اند. پایگاه «صالحین» نیز زحمت انتشار آن را در فضای مجازی متقبل شده‌است. جا دارد از زحمات دوست خوبم، حاج حسین براتی در طراحی این مجموعه تشکر کنم.

    آموزش تولید نشریه برای صالحین در پنج دقیقه + دانلود جزوه

    مجموعه یادداشت‌های آموزش رسانه‌ای، سواد رسانه‌ای
    آموزش تولید نشریه برای صالحین در پنج دقیقه + دانلود جزوه 

    مثال‌های ملموس، تمرین‌های کاربردی، اختصار و نگارش با نثر روان و قابل فهم برای عموم از ویژگی‌های این جزوه است.
    پیش‌نوشت: در راستای افزایش سواد رسانه‌ای و آموزش رسانه‌ای شجره طیبه صالحین، کارگروه فضای مجازی گروه فرهنگ و ارتباطات مرکز مطالعات راهبردی تربیت اسلامی دانشگاه امام حسین علیه‌السلام با همکاری پایگاه اطلاع‌رسانی شجره طیبه صالحین، جزوه آموزشی مساله‌محور و کاربردی برای آموزش تولید نشریه متناسب با نیازهای بسیجیان پایگاه‌ها را تنظیم کرده و به طور اختصاصی در اختیار صالحین قرار داده است. مثال‌های ملموس، تمرین‌های کاربردی، اختصار و نگارش با نثر روان و قابل فهم برای عموم از ویژگی‌های این جزوه است.

    تنظیم: حمید درویشی شاهکلایی*

    به چه چیزی نشریه می‌گوییم؟

    یک تعریف کاربردی: 
    همین که تنوعی از مطالب کنار هم قرار بگیرن، چه مکتوب و چه مجازی، چه یک شماره و چه چند شماره، چه منظم منتشر بشه و چه گاهی منتشر بشه، چه یک برگی و چه چند صفحه‌ای، چه مثل مجله باشه و چه مثل روزنامه

    انواع مطالب: یادداشت (کوتاه، بلند | تحلیلی، انتقادی، دیدگاه، طرح بحث و تامل)، مصاحبه، شعر، گزارش، خبر، متن ادبی، طنز، کاریکاتور، عکس و طرح گرافیکی، میزگرد چند نفره، خاطره، مینی‌مال، گزارش تصویری، نظرات خوانندگان، بازتاب و... و حتی چیزهایی مثل آگهی تبلیغاتی و اطلاعیه

    چیزهایی که صفحه اول نشریه باید داشته باشد:
    اسم نشریه به صورت نشان‌واره (لوگو)، بازه انتشار (هفته‌نامه، ماه‌نامه و...)، زمینه انتشار (فرهنگی، سیاسی و...)، زمان انتشار، شماره، [تعداد صفحات و قیمت]

    اطلاعاتی که در شناسنامه نشریه باید موجود باشد:
    صاحب امتیاز (مثلا حلقه صالحین شهید راستگو)، مدیر مسئول (سرگروه حلقه)، [سردبیر، هیات تحریریه: اعضای حلقه]، راه‌های ارتباطی (نشانی پستی مسجد، تلفن، نمابر، پیامک، رایانامه، وبنوشت و تارنما)

    از کجا شروع کنیم؟
    1- تلاش برای تشکیل یک گروه و تقسیم مسئولیت‌ها. مدیرمسئول: پاسخگو و ناظر، سردبیر: جمع‌کننده نشریه و تصمیم‌گیر اصلی، دبیر قسمت‌های مختلف (دبیر سیاسی، دبیر ادبی و...)، تحریریه (نویسندگان)، [عکاس]، طراحی گرافیکی، امور مالی، [امور اجرایی، امور داخلی] تکثیر، تبلیغات و روابط عمومی، توزیع، [مدیر وبلاگ و صفحات مجازی نشریه]
    توجه: لازم نیست همه مطالب، تولیدی خود اعضای حلقه باشند. سفارش مطلب به دیگران یا بازنشر مطالب قبلی هم می‌تواند سهم قابل توجهی در نشریه داشته باشد.
    توجه: ممکن است همه مسئولیت‌های بالا با مدیریت یک بسیجی توانمند انجام بشود، اما بهتر است مشارکت بیشتری جلب شود.

    2- انتخاب نام نشریه و نشان‌واره آن. نشان‌واره همان نام نشریه است که کمی متفاوت از قلم معمولی، مثلا با کشیدگی یا پیچیدگی بیشتر نوشته شده است. در روزنامه جمهوری اسلامی، سه قطره خون و در روزنامه کیهان، تصویری از جهان به نام نشریه اضافه شده.
    نشان‌واره ثابت است و به این راحتی تغییر نمی‌کند.
    نشان‌واره باید در نهایت خوانایی باشد. به نشان‌واره ایران، کیهان، اطلاعات، جمهوری اسلامی و شرق دقت کنید!

    3- انتخاب قطع نشریه. روزنامه‌ای یا مجله‌ای؟ در چه اندازه‌ای؟ چند برگ؟ این که چقدر پول دارید، چقدر مطلب دارید، هر چند وقت یکبار می‌خواهید منتشر شوید، در کجا (بین دو نماز؟ باشگاه پایگاه؟ قبل از حلقه؟، در مسیر خانه بعد از حلقه؟ راهپیمایی؟ همایش؟) می‌خواهید خوانده شوید، در این قسمت خیلی مهم‌اند.

    4- انتخاب موضوع یا موضوعات، سفارش و پیگیری مطالب. مثلا به مناسبت تغییر مسئول جدید تربیت بدنی پایگاه، یکی دو نفر از ایشان درباره برنامه‌های جدید مصاحبه بگیرند، به مسئول قبلی سفارش نوشتن یک خاطره را بدهید. از امام جماعت محل هم چند حدیث درباره پرورش جسم و روح بخواهید. ورزش در اندیشه امام و رهبری، خاطرات ورزشی رزمندگان و جانبازان پایگاه، معرفی قهرمانان ورزشی پایگاه، بررسی وضعیت و جایگاه ورزش همگانی در محله، ظرفیت‌های موجود و پیشنهادهای مرتبط با افزایش نشاط و توان بسیجیان از جمله مطالبی است که می‌شود آن را به اعضای حلقه (تحریریه) سفارش داد تا بنویسند یا پیگیری کنند تا تهیه شود. هم‌چنین فراخوان برای یادداشت‌های متفرقه هم بدهید مثل: ورزش همگانی در تلویزیون، نشاط جمعی در اردوهای بسیج و...

    5- جمع‌بندی. از وظایف سردبیر، جمع کردن مطالب، ویراستاری و مشخص کردن محل قرار گرفتن آن‌هاست. سردبیر نشریه را از بالا و در کل هم باید ببیند. مثلا برای تنوع قالب مطالب، پیگیری کند که حتما مصاحبه کار شود.

    6- طراحی گرافیکی، تبلیغات، تکثیر، توزیع و نظرخواهی از مخاطبان. در طراحی (معمولا نرم‌افزار ایندیزاین) حتما دقت شود که هر صفحه از چند ستون تشکیل شود. متن‌های عادی، از یک قلم و اندازه پیروی کنند. قبل از تکثیر هم بررسی شود که چیزهایی مثل شماره صفحه، زمان انتشار، اسم نویسنده‌ها درست کار شده یا نه.

    دو نکته دیگر:
    خوب است بخش‌های ثابت نشریه با عناوین ذوقی در هر شماره وجود داشته باشند: سخن اول به قلم مدیر مسئول درباره موضوعات جاری، سخن دوست: یک آیه با تفسیر کوتاه، یار مهربان: معرفی کتاب، بیسیمچی: پیامک‌های خوب! و...

    پرداختن به موضوعات نزدیک به خودتان، مرتبط با مخاطب‌تان، مسائل محله، مسجد و پایگاه خودتان برایتان دارای اولویت باشد. به عبارتی دقیق‌تر سردبیرباید بر اساس ارزش‌های خبری – که شرح آن در جزوه خبرنویسی در پنج دقیقه رفت- به جمع کردن نشریه بپردازد.

    جهت دریافت تصویر  طراحی شده جزوه این جا را کلیک 
    کنید.

    جهت مشاهده، مطالعه و دریافت متن و فایل طراحی شده جزوه خبرنویسی در پنج دقیقه اینجا را کلیک کنید.


    *کارشناسی ارشد معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه‌السلام
    PavaraQi.ir

  • نظرات() 
  • شنبه 30 اردیبهشت 1391

    منتشر شده در شماره 65 (اردیبهشت ماه‌نامه حیات) (+)
    منتشر شده در تریبون مستضعفین (+)
    تریبون را آزاد کنید!

    تاملی بر مشکل رسانه‌ی امت حزب‌الله

    حمید درویشی شاهکلایی
    (کارشناسی‌ارشد معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات)

    حمید درویشی شاهکلایی- دوره علمی و پژوهشی دعوت سال 1387انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ به پیروزی رسید. تئوری‌های دانش ارتباطات به هم ریخت. (مصاحبه دکتر باهنر در شماره اخیر حیات را بخوانید.) امت حزب‌الله ثابت کرده بود با منبر، نوار کاست و اعلامیه (این رسانه‌های کوچک) می‌تواند کاری بس عظیم بکند. اکنون به نیمه دهه چهارم انقلاب اسلامی نزدیک شده‌ایم اما امت حزب‌الله مشکل رسانه دارد.

    موضوع به حدی جدی است که احتمالا شنیده‌اید قول آقای وحید جلیلی، فعال فرهنگی (مدیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی و سردبیر اسبق نشریه بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام) را که دفاع از «آزادی بیان» نیروهای حزب‌اللهی را اولویت فرهنگی مجلس نهم دانسته بود. بازداشت فعالان رسانه‌ای ارزشی، تعطیلی سایت‌های انقلابی و… در دوره اخیر شدت قابل توجهی داشته است.

    یکی از جدی‌ترین مواردی که خشم بیش‌تری را در فضای جبهه فرهنگی سایبر انقلاب اسلامی برانگیخته، مسدودسازی غیرمتعارف پایگاه «تریبون مستضعفین» بود. سایت قدرتمندی که توسط چند جوان انقلابی برای «آنانی که رسانه ندارند» راه‌اندازی شد و انصافا چه در قضیه فتنه ۱۳۸۸ و چه در قضایای بعدی (مثل تسخیر لانه روباه پیر) عمل‌کرد درخشانی در تبیین آرمان‌های انقلاب اسلامی داشت.

    از ضعف قانون و عمل‌کردهای سلیقه‌ای در حوزه سایبر که بگذریم، اسف‌ناک‌تر آن است بعضا جوانان حزب‌اللهی چون حامی بزرگ سیاسی اقتصادی ندارند، مورد ظلم قرار می‌گیرند. برخوردهای شبه‌قانونی و غیرقانونی با نسل جوان ارزشی، حتی مقام معظم رهبری را در حمایت از جوانان انقلابی به عرصه کشاند:

    «این رسانه‌هاى الکترونیکى و اینترنتى متأسفانه موجب شده است که افراد بى‌محابا علیه یک‌دیگر حرف بزنند، بد بگویند. باید از طرف مسئولین کشور براى این هم یک جورى تدبیر بشود. ولى عمده این است که خود ما مردم، خودمان را مقید کنیم به اخلاق اسلامى؛ خودمان را مقید کنیم به قانون. حالا این حرف من بهانه‌اى نشود براى این‌که یک عده‌اى بروند جوان‌هاى انقلابى را به عنوان جوان‌هاى تند، مورد ملامت و شماتت قرار بدهند؛ نه، من همه‌ى جوان‌هاى غیور کشور را، جوان‌هاى مؤمنِ انقلابى کشور را فرزندان خودم میدانم و پشت سر آن‌ها قرار می‌گیرم؛ من از جوانان انقلابى و مؤمن و غیور حمایت می‌کنم…» (۱/۱/۱۳۹۱)

    موجی که در حمایت از سایت تریبون مستضعفین شکل گرفت (تریبون را آزاد کنید)، یعنی جریان حزب‌الله هنوز تریبون (رسانه) ندارد. البته تریبون تنها یک سایت کوچک (اما خوب و با اخلاص) در نقد کانون‌های قدرت و ثروت بود. همین. این در حالی است که حداقل ده‌ها سایت مثل تریبون باید داشت. هر استان و هر شهری باید یک «تریبون مستضعفین» داشته باشد. هر صنف و قشری باید یک «تریبون مستضعفین» داشته باشد. تریبون تبریز، تریبون فارس، تریبون کارگران، تریبون معلمان، تریبون روحانیان و تریبون‎‌های دیگر.

    ۱۳۵۷ انقلاب شد. قبل آن رادیو و تلویزیون «ملی» داشتیم. این رسانه (رادیو و تلویزیون) بعد انقلاب قرار شد حرف انقلاب را بزند. پس اسمش شد «صدا و سیما» چون قرار بود نسخه صوتی و تصویری انقلاب اسلامی باشد. از همان ابتدا این قدر نسبت این رسانه با گفتمان انقلاب اسلامی به فراموشی رفت که این سال‌ها عنوان مجعول «رسانه ملی» را برای خود پسندیده است. «ملی» با ابعاد جهانی انقلاب اسلامی قابل جمع نیست. همین می‌شود که دیپلماسی عمومی اسلام در کمک به هم‌نوع فهم نمی‌شود. لبنان، فلسطین، افغانستان و حتی سومالی خارجی محسوب می‌شوند. مرزهای استعماری را باور کرده‌ایم دیگر!

    ۱۳۵۷ انقلاب شد. اما فکر می‌کنم رسانه‌های امت حزب‌الله هم‌چنان در قبل از ۱۳۵۷ گیر کرده‌اند. امروزه به جای نوار کاست و اعلامیه، از اینترنت و اخیرا شبکه تلویزیونی اینترنتی/ ماهواره‌ای استفاده می‌کنیم. اما هم‌چنان رسانه‌های انقلاب اسلامی، مردمی، خودجوش، غیر وابسته (بخوانید آسیب‌پذیر در برابر کانون‌های قدرت و ثروت) هستند. فعالان رسانه‌ای هم‌چنان با همان خلوص دهه ۵۰ و بعضا به همان میزان هم آماتور کار می‌کنند. دغدغه‌محوری و تکلیف‌محوری هنوز هم هست. اصلا همین چیزهاست که رسانه‌های انقلاب اسلامی را، یکی پس از نابودی دیگری!، سرپا نگه داشته است؛ وگرنه اگر کمی تفکر کارمندی حاکم شود، در بهترین حالت می‌شود سازمان صدا و سیما. سازمانی که این‌قدر از گفتمان انقلاب به دور افتاده است که رهبری تنها از آن مطالبه‌های حداقلی «دین، اخلاق، امید و آگاهی» دارد!

    منبع: نشریه حیات

  • نظرات() 
  • شنبه 26 آذر 1390

    این یادداشت در نشریه خبری تحلیلی پنجره شماره 118، شنبه 19 آذر 1390، منتشر شده است. لینک این مطلب در سایت پنجره (+)

    درباره رمان «آسمان شیشه‎ای نیست!» مرتضی انصاری

    با هم برویم ته چاه/ حمید درویشی شاهکلائی

    «سال اول غروب جمعه دلش به هیچ کاری نمی‎رفت. بعد از مدتی غروب که می‎شد، دیگر دلش نمی‎گرفت و از این دل نگرفتن ناراحت می‎شد و نگران. می‎رفت به پارک کوچک کنار خوابگاه و سعی می‎کرد و حتی زور می‎زد که یک جوری همان حس غریب به‎سراغش بیاید. این اواخر هم که دیگر یا اصلا تفاوت روز‎ها را متوجه نمی‎شد و یا آخر شب یک دفعه به ذهنش می‎آمد که یک غروب دیگر هم گذشت... . »

    سبک زندگی هر تمدنی جدای از پیش‎فرض‎‎ها و اصول فکری آن تمدن نیست و هر تمدنی هنگام برخود با سایر تمدن‎‎ها مجموعه‎ای را از خود عرضه می‎دارد که شامل همه‎چیز است، از غذایی که پیشنهاد می‎دهد تا شیوه تربیت فرزندان. در این مجموعه، جایگاه علوم، به‎ویژه علوم انسانی برجسته است. علوم انسانی هر تمدنی متأثر از نوع نگاه آن به هستی است و در مرحله بعد خود به نگاه افراد به هستی شکل می‎دهد و چرخه تولید و بازتولید را کامل می‎کند. در این داستان اختلافات ریشه‎ای سبک‎‎های مختلف زندگی دیده می‎شود که ارتباط تنگاتنگی با علوم انسانی دارند.

    قصه از آن‎جا آغاز می‎شود که «حامد» در سرگردانی‎‎ها غرق است. هرچند اشاره مستقیمی به عامل این وضعیت نمی‎شود؛ اما با توجه به فضای داستان و زندگی کنونی او می‎توان به نقش پررنگ رشته تحصیلی‎اش رسید. استاد مسن حامد که اتفاقا دارای اعتقادات فردی مذهبی‎ست، به هنگام تدریس و بحث، خدا را کنار می‎گذارد و می‎گوید: «باید این فرض را بپذیریم که انسان موجودی مستقل و خود‎بنیاد است و سرنوشتش به‎دست خودش رقم می‎خورد و نباید چشم به‎جای دیگری بدوزد... این‎که برخی از امور توسط نیرو‎های جدای از انسان صورت می‎گیرد با روح برنامه‎ریزی سازگار نیست. به‎عنوان مثال در جامعه‎ای که اتفاقات را به خدا، جادو یا الهه‎‎ها نسبت می‎دهند؛ امکان برنامه‎ریزی وجود ندارد.» و تقابل این نوع نگاه با نگاه دینی به‎هنگام حضور حامد در مسجد به‎راحتی قابل‎مشاهده است: «... رفت عقب‎تر و تکیه به دیوار مسجد داد. یک صفحه قرآن خواندند و بعد دعا کردند: خدایا به برکت این قرآن موانع ازدواج جوانان را رفع بگردان، توطئه‎‎های دشمنان را به خودشان برگردان، همه مریض‎‎ها را شفا بده. برایش جالب بود که از خدا این همه تأثیر در عالم می‎خواستند. ذهنش شروع به اشکال گرفتن کرده بود...»

    همگان اذعان دارند که هر سبک زندگی مجموعه‎ای از باید و نباید‎‎ها را با خود دارد؛ اما نکته مهم آن است که حدود باید و نباید‎‎ها را چه‎چیزی تعیین می‎کند. ملاک درست و غلط چیست؟ خواست خدا یا خواست بشر؟ دستور خدا یا رضایت طرفین؟ نباید به صرف اشتراک ظاهری بعضی رفتار‎ها حکم به نزدیکی سبک‎‎های زندگی داد. اندیشه‎‎های بشر خود‎بنیاد به او یاد داده به‎خاطر خود‎پرستی گاهی به رفتار‎های به ظاهر نیک روی بیاورد. «... با لحنی که انگار دارد تأسف می‎خورد گفت: «می‎شه الان با یه ذره کمک، نذاریم این گدا تبدیل به دزد بشه؛ وگرنه اون موقع چند برابر این کمک بهمون ضربه می‎زنه. حتی می‎شه به مردم فهموند که این کمک براشون یه‎جور سوده و آموزش‎شون داد که به این آدم‎‎ها کمک کنند.» تعجب کرد. بیشتر از تعجبی که تا آن موقع با شنیدن حرف‎‎های سارا و حتی از لبخند‎های خودش تجربه کرده بود...» الگوی هر سبک زندگی به واقع جهت‎دهنده بقیه قسمت‎‎ها است. داستان پایانی باز دارد و سرگردانی حامد وارد مرحله جدیدی می‎شود و به نوعی مخاطب را متوجه انتخاب‎‎های پیش‎رویش در زندگی می‎کند. اما کم نیستند کسانی‎که افق سبک زندگی خود را ناآگاهانه انتخاب کرده‎اند. مانند استاد حامد که حاضر است حتی به ته چاه غرب برود، چون در این کار هم آن‎‎ها تجربه بیشتری از ما دارند: «استاد انگار که حرفی تکراری شنیده باشد، سریع گفت: اگه اونا خودشون رو انداختن تو چاه، من هم خودم رو می‎اندازم. می‎دونین چرا؟ چون اونا 400 سال از ما جلوترن... چون اونا برای همین کارشون هم کلی دلیل و برنامه‎ریزی دارن. اگه اونا الان ته چاهن و ما با این وضعیت‎مون سر چاهیم، من ترجیح می‎دم ته چاه باشم. چند نفری خندیدند.»
    آسمان شیشه ای نیست مرتضی انصاری زاده

    • یادداشت مرتبط من در ماه‌نامه فرهنگی سیاسی حیات، شماره 58 (+)
    • مصاحبه نویسنده با خبرگزاری ایکنا (+)
    • مشکل علوم انسانی، رابطه دختر و پسر نیست (+)
    • قصه به بهترین شکل ممکن تموم می شه (+)
    • شکهای همیشگی (یادداشت روزنامه خراسان) (+)

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 30 تیر 1390

    «امام خامنه ایهرچه ما پیش برویم، احتیاج ما به كتاب بیشتر خواهد شد. این كه كسى تصور كند با پدید آمدن وسائل ارتباط جمعىِ جدید و نوظهور، كتاب منزوى خواهد شد، خطاست. كتاب روزبه‌روز در جامعه‌ى بشرى اهمیت بیشترى پیدا میكند. ابزارهاى نوظهور مهمترین هنرشان این است كه مضمون كتابها و محتواى كتابها و خود كتابها را راحت و آسان منتقل كنند. جاى كتاب را هیچ چیزى نمیگیرد.»
    1390/4/129

    • یادداشت مرتبطی از پروفسور مولانا منتشره در سایت آقا:

  • نظرات() 
  • دوشنبه 23 خرداد 1390

    تحقیق اینترنتییکی از دوستان ترم 12، تحقیق یکی از دروس تخصصی این ترم را برایم ایمیل کرد. در همین باره به نظرم رسید یک نکته را تذکر بدهم و آن این که هیچ گاه طرف مقابلتان را احمق فرض نکنید!
    باید ها و نبایدهای تحقیق اینترنتی
    • برای طرف مقابلتان- در این مثال، استادتان یا همکار تحقیقاتی تان- این قدر شعور قائل شوید که بتواند دست شما را بخواند.
    • همیشه از تحقیق اینترنتی استفاده نکنید. خودتان را از لذت شیرین کار علمی محروم نکنید.
    • کپی پیست یافته اول گوگل، روش مناسبی برای انجام تحقیقات دانشجویی دوره کارشناسی ارشد نیست. کلیدواژه هایی را هم استفاده نکنید که اگر استاد آنها را سرچ کند، گوگل مقاله شما را به عنوان یافته اول معرفی کند.
    • از لحاظ نگارشی حتما متن را چک کنید. ویرگولها، جمله بندی ها و ... مهم است.
    • کلماتی که خاص اینترنت هستند، مثل «صفحه قبل» و «صفحه بعد» را حتما حذف کنید!
    • به شیوه ارجاع دهی توجه کنید. اگر شما، جای نویسنده بودید چگونه ارجاع می دادید؟ کمی فکر کنید! شما مشخصه سه کلیدی را بلد هستید؟ پس به شیوه ای که بلد هستید، ارجاع دهید! اسم کتاب را در مشخصه سه کلیدی (داخل پرانتز) ننویسید. (مولف، سال، شماره صفحه). یعنی وقتی اون نویسنده واقعی مقاله سوتی داده و اسم کتاب را داخل پرانتز نوشته، شما یک جور سوتی اش را درست کنید. وگرنه استادتان می فهمد.
    • برخی کتب در دسترس شما نیستند که به آنها ارجاع بدهید! استاد شما احتمالا در همان نگاه اول می فهمد که شما برخی منابع را به عمرتان ندیده اید.
    • اگر نویسنده مقاله ای مشخص نبود؛ آن مقاله را کپی پیست نکنید! یکی از بچه ها همین کار را کرد. به خیال خودش یک مقاله ضعیف گمنام را به استادش تحویل می داد. استاد پرسید: کار خودت است؟ دانشجو گفت: بله! استاد گفت: این رو من 20 سال پیش، در دوره دانشجویی ام نوشتم و فلان جا چاپ کرد! این اولین مقاله ای بود که در این حوزه نوشته شده است!
    • اصولا در تحقیقات اینترنتی، باید توانایی خوبی در ترکیب کردن داشته باشید. چند مقاله را با یکدیگر ترکیب کنید تا مقاله جدیدی که متفاوت از همه آنهاست حاصل آید. کپی پیست تنها یک مقاله، خیلی بی شرفی است. (+)
    • پایگاه های sid.ir یا نورمگز یا حوزه دات نت یا سایتهای دانشنامه ها، منابع مطمئنی هستند. از آنها استفاده کنید. از هر جایی کپی پیست نکنید!
    • بعد از ترکیب مطالب منابع مختلف، ارتباط بین آنها را با جملاتی با زبان خودتان برقرار کنید. راحت بنویسید که این پاراگراف با پاراگراف قبلی و بعدی چه ارتباطی دارد و یا اینکه چرا دارید به این موضوع می پردازید.
    • وقتی مقاله تان تمام شد، بخشی به عنوان چکیده در ابتدای آن اضافه کنید و شرح تمام کپی پیستها (سیر مقاله تان) را توضیح دهید. تنها به جای اینکه بنویسید «فلانی می گوید» می نویسید: «به این موضوع می پردازیم که...». (البته در متن مقاله، انتهای پاراگراف داخل پرانتز اسم نویسنده واقعی، سال و شماره صفحه را می اورید!)
    • حتما این احتمال را بدهید که مقاله توسط استادتان (یا دستیار او) خوانده شود.
    • باور کنید، تفاوت کار علمی و غیر علمی تنها در صداقت است. صادقانه از 10 منبع کپی پیست کنید و به هر 10 تای آن به طور دقیق ارجاع دهید. این یک مقاله مروری خوب می تواند باشد. اما اگر ارجاع دهی تان صادقانه نباشد، یک سرقت زشت ادبی است که به شدت شما را در چشم دیگران منفور می کند. النجاة فی الصدق.

  • نظرات() 
  • یکشنبه 8 خرداد 1390

    تهاجم فرهنگی با چیپس
    1- اواخر هفته قبل، یعنی هفته سیزدهم آموزشی، اردوی فرهنگی تفریحی اردبیل توسط اداره فرهنگی دانشگاه ما برگزار شد. کاری به این اردو ندارم. چون رشته ام فرهنگ و ارتباطاته، بد نیست کمی درباره فرهنگ و کار فرهنگی حرف بزنم.
    چیپس یک محصول فرهنگی است
    2- وقتی می گویند فرهنگ، معانی مختلفی ممکن است مراد باشد. مثلا گاهی فرهنگ را مقابل طبیعت قرار می دهند. «نه طبیعت» می شود فرهنگ. مثلا «باران»، طبیعت است اما «چتر» فرهنگ است. چتر، یک محصول فرهنگی است زیرا دخالت انسان در طبیعت است. یک مثال دیگه: لباس یک محصول فرهنگی است که برای غلبه بر طبیعت توسط انسان به شیوه های مختلف به کار گرفته می شود. مثالی دیگر: سیب زمینی طبیعت است اما چیپس فرهنگ است چون بشر آن را دستکاری کرده است. چیپس یک محصول فرهنگی است. با چیپس (محصولات فرهنگی) می توان تهاجم فرهنگی کرد و فرهنگ یک جامعه ای را عوض کرد.  همان طور که با فست فودها، آپارتمان نشینی، ماشین سواری و ... این اتفاق افتاده است. لباس را یادتان هست که یک محصول فرهنگی بود؟ پوشیدن لباس های یک فرهنگ دیگر، نمونه های این تهاجم فرهنگی است.
    2.5- (البته بهتر است بگوییم اشاعه یا تبادل فرهنگی. اما گاهی موضوع تهاجم فرهنگی است. بی شک وقتی یک فرهنگی در مقابل نفوذ مظاهر فرهنگ دیگر از خود، دفاع می کند، ما با تهاجم فرهنگی مواجهیم و اشاعه نامیدن آن خود فریبی است.)
    3- اجمالا می توان گفت که فرهنگ، یعنی دستاوردهای معنوی بشر. معمولا به وجه مادی دستاوردهای بشری تمدن می گویند. این تعاریف وحی منزل نیستند و برخی از فرهنگ مادی هم سخن می گویند. مثل معماری.
    4- در معانی تخصصی تر، این دستاوردها باید بین جمعی مشترک باشند. یعنی تعدادی از انسانها (مثلا یک گروه دوستی) این ویژگی های معنوی را داشته باشند. به تعبیری بین آنها «رسم» باشد. آداب و رسوم یعنی فرهنگ.
    5- فرهنگ، آموختنی است. فرهنگ با آموزشهای مستقیم و غیر مستقیم، سینه به سینه یا از طریق وسایل ارتباط جمعی و یا هر شیوه ای که فکرش را بکنید، از فردی به فرد دیگر آموزش داده می شود. فرهنگ، اکتسابی است. آمریکایی ها بر خلاف اروپایی ها به هر کسی که ارزشهای آنها را اکتساب کند (یاد بگیرد) آمریکایی می گویند. چه سرخ باشد و چه سیاه و چه بهتر که سفید باشد.
    6- پس منظور ما از فرهنگ، ارزشها، هنجارها، قوانین، باورها و ... هستند که بین جمعی از انسانها مشترکند و می شه اونا را به دیگران آموزش داد.
     شماره های بعدی ان شاء الله ناظر به کار فرهنگی و کار فرهنگی در اردوها خواهد بود که در پستهای بعدی تقدیم خواهد شد.

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 29 اردیبهشت 1390

    باز هم در وضع بایسته «صدا» و «سیما»ی «جمهوری» «اسلامی» «ایران»
    یکی کامنت نوشته بود که چون جامعه فقط قشر مذهبی نیست، پس موقع عزا، همون روزهای اصلی عزاداری که برنامه طنز پخش نمی شه  همین خوبه دیگه و ...
    ایده های مشابهی هم از سوی برخی بچه مذهبی ها به دستم رسید که جای تاسف داشت. البته قربون کم توقعی همشون برم اما...
    سازمان صدا و سیما وصل است به شیرهای نفت حکومت جمهوری اسلامی ایران. وصل است به بیت المال مسلمین. اعتبار خودش را از نظام ولایت فقیه می گیرد. بنابراین، اگر در محرم و صفر و فاطمیه برنامه طنز پخش نمی کند، این طور نیست که منت گذاشته باشد. وظیفه اش است. پخش برنامه های مناسبتی هم از سر لطف و فضل صدا و سیما نیست. اصلا موضوع بحث و انتقادات ما از صدا و سیما، سوتی های سطح پایینی چون پخش برنامه طنز در ایام فاطمیه نیست! (+)
    ما می گوییم صدا و سیمای انقلاب اسلامی باید رسانه گفتمان انقلاب اسلامی باشد. انقلاب اسلامی هم در اندیشه امام روح الله سلام الله علیه دو مولفه اصلی داشت: یکی این که علیه ظلم بود و دیگری این که علیه تحجر دینی بود. یعنی علیه اسلام آمریکایی و اسلام منحصر به امور فردی. صدا و سیمای این انقلاب باید همسو با این انقلاب و اهداف آن باشد. این صدا و سیما در چند درصد برنامه هایش، رسانه انقلاب اسلامی بوده است؟ انعکاس زیبایی های اندیشه اسلام اجتماعی امام روح الله در کدام یک از برنامه های امام روح الله آمده است؟ عمده برنامه های به اصطلاح دینی صدا و سیما از نظر ما ضد دین است چرا که ترویج اسلام انقلاب اسلامی ما نیست. ترویج اسلام فردی و لیبرال و سکولار است.
    صدا و سیما حتی رسانه ملی هم نبوده است. چه برسد به رسانه انقلاب اسلامی! دغدغه چند درصد برنامه های صدا و سیما از فراتر از شمال تهران بوده است؟
    نه صدای اسلام و نه سیمای انقلاب
    تذکر: ما هیچ مشکل خاصی با شخص آقای ضرغامی نداریم. با سیاستها و تفکر اداره کننده صدا و سیما در بعد انقلاب مشکل داریم که هیچ گاه به درستی ایفای نقش نکرده است.

  • نظرات() 
    • تعداد صفحات :5
    • 1  
    • 2  
    • 3  
    • 4  
    • 5  

    پیشنهادهای من

    filesell درباره من و وبلاگم

    آخرین مطالب



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد کل مطالب :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین روزآمد :

    اَبر برچسب‌های پاورقی



    قفسه؛ کوتاه‌نوشت‌های من درباره کتاب‌هایی که خوانده‌ام