...پاورقی فرهنگ و ارتباطات

حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات

سه شنبه 17 مرداد 1396

توضیح: بخش‌هایی از این مصاحبه در خبرنامه دانشجویان ایران (+) منتشر شده است.

خداحافظی با مرجعیت علمی در دانشگاه امام صادق علیه‌السلام

مصاحبه با یکی از دانشجویان دکتری دانشگاه امام صادق علیه‌السلام

اشاره:

حمید درویشی شاهکلائی، از قدیمی‌های دانشگاه امام صادق علیه‌السلام است؛ تاکنون ۲۵ نیم‌سال در این دانشگاه حضور داشته و تجربیات تشکیلاتی زیادی دارد. او در زمینه درس هم بارها مورد تقدیر دانشگاه قرار گرفته و با کسب رتبه یک کنکور سراسری دکتری، توانمندی علمی را به اثبات رسانده. او هم‌اکنون یکی از دانشجویان دکتری این دانشگاه است که نسبت به آینده آن به شدت نگران است.

شما سه سال منتظر تشکیل دوره دکتری در دانشگاه امام صادق بودید. رتبه یک کنکور سراسری را هم داشتید. در بورس اعزام به خارج هم قبول شده بودید. واقعاً چرا ماندید تا بتوانید در دانشگاه امام صادق علیه‌السلام دکتری بخوانید؟!

[با خنده] اشتباه کردم! پشیمونم!

نه! جدی چرا؟

جدی گفتم. ما می‌خواستیم قدمی برای کارهای میان‌رشته‌ای برداریم. قدمی برای مرجعیت علمی برداریم. قدمی برای علوم انسانی اسلامی برداریم. ما وظیفه داشتیم حسب دستور ولی معظم فقیه در دیدار غدیر ۱۳۸۴،‌ این دانشگاه را قوی کنیم. این‌جا رسالت ویژه‌ای برای علوم انسانی اسلامی، مرجعیت علمی و تربیت اسلامی دارد. ما نسبت به این رسالت، احساس تکلیف کردیم! ما حاضر بودیم سختی‌های اینجا را تحمل کنیم. در حالی که می‌توانستیم در دانشگاه‌های دیگر، با گذراندن ۱۸ واحد و طی دو سه سال دکتری بگیریم، امام صادق را انتخاب کردیم که تعداد واحدهای درسی آموزشی مقطع‌دکتری‌اش دو برابر دیگر دانشگاه‌ها است...

پس، شما با سختی‌های دانشگاه آشنا بودید و خودتان انتخاب کردید!

ما در دوره کارشناسی‌ارشد پیوسته با سختی‌ها و روندهای ناصحیح دانشگاه امام صادق آشنا بودیم. ما شاهد اعتراضات مکرر دانشجویان مثلاً در سال ۱۳۸۷ و ۱۳۸۹ بودیم. ما پاسخ‌های غیرمسئولانه مرحوم آیت‌الله مهدوی کنی، رئیس فقید دانشگاه را هم یادمان است! بین‌الهلالین عرض کنم خوب است این کسانی که برای ایشان یادواره برگزار می‌کنند، به تبیین اختلافات دیدگاه‌های ایشان و دیدگاه‌های دیگر بزرگان نظام هم بپردازند. بحث ما ضعف‌ها و ناکارآمدی‌های دانشگاه امام صادق نیست. کما اینکه بحث ما نقاط مثبت دانشگاه هم نیست. بحث من ناظر به سؤال شما این است که ما در دوره دکتری شاهد افول شدیدی در امور آموزشی و پژوهشی بودیم. به جرئت باید گفت محتوا و استادان دوره کارشناسی، کیفیت بالاتری داشتند. امور ادرای و اجرایی دوره کارشناسی خیلی قوی‌تر از دکتری بود. در ساختار‌های آموزشی و تربیتی مثل مدرسه و دانشگاه،‌ همه چیز باید در خدمت دانش‌آموز یا دانشجو باشد ولی گویا هیچ‌کس ما را نمی‌دید!

خیلی سخت‌تر از دوره کارشناسی بود؟

وحشت‌ناک! دوره دکتری ما مجموعه‌ای از رنج‌های بی‌حاصل بود. فقط سختی «کاشت» و «داشت» را کشیدیم و از برداشت خبری نبود. چیز جدید خاصی به ما اضافه نشد. فقط اذیت شدیم.

دوره دکتری ما در شأن دانشگاه ما نبود. مثلاً کتابی که دوست من ۱۰ سال پیش در سال دوم کارشناسی دانشگاه پیام‌نور می‌خواند، برای مقطع دکتری ما انتخاب می‌شد. خب، این تحقیر شأن دانشجوی دکتری است؛ پایین آوردن سطح دانشگاه است. خود ما در مقطع دکتری یک سال تمام فقه متاجر ۴۰۰ سال پیش را متن‌خوانی کردیم! رشته ما ارتباطات است، این کتاب هم درباره احکام اقتصادی اسلام است! چرا باید وقت ما را این‌گونه هدر بدهند؟ متن‌خوانی را دانشجوی سال دوم کارشناسی هم می‌تواند انجام بدهد.

عجب!

من که هنوز چیزی نگفتم! از توهین‌ها و تحقیرات ساختاری و اجرایی که بگذریم، حتی این اواخر به توهین و تحقیر زبانی هم روی آوردند. آن مقام مسئول می‌آید به دانشجویان سال‌پایینی می‌گوید که این‌ها یک عده دانشجوی ضعیف هستند که لیاقت این دانشگاه را ندارند و ما به همین دلیل از این‌ها پول می‌گیریم! با ما در دانشگاه خودمان این‌طوری رفتار می‌شود. پشت سر ما کلی حرف می‌زنند. یک کسی پیدا شد در زیر گنبد مسجد دانشگاه امام صادق علیه‌السلام، در کلاس اخلاق، در روی آن صندلی که روزگاری مرحوم مهدوی و دیگر بزرگان می‌نشسته‌اند، به دانشجویان سال‌پایینی می‌گوید دکتری در همه جا پولی است! علیه یک عده دانشجوی ساده دکتری، دروغ‌پردازی می‌کنند؛ آن هم دروغ‌های شاخ‌دار و بزرگ.

خب، می‌خواستیم بحث‌مان را ببریم به سمت مرجعیت علمی و تولید علم.

تولید علم مثل تولید کود نیست که نگاه کارخانه‌ای به آن داشته باشیم. از رفتار دانشگاه امام صادق با دانش‌آموختگان و دانشجویان دکتری به وضوح برمی‌آید که مدیریت فعلی دانشگاه، هیچ قصدی بر تولید علم ندارد.

چه‌طور؟

دانشگاه ما موفق‌ترین‌های کنکور را انتخاب می‌کند. انگیزه‌کُشی می‌کند. تحویل جامعه می‌دهد و هیچ مسئولیتی برای ادامه کار نمی‌پذیرد. درحالی‌که باید انگیزه‌سازی کند و بسترها را فراهم کند. ادبیات آن آقای صاحب مقام این است که چند سال اینجا مزاحم بودید، خودتان را اذیت کردید، بروید دیگر! در وقت میوه‌چینی، همه را به ویژه منتقدان درون‌گفتمانی را از خودشان دور می‌کنند.

روش تولید علم این دانشگاه چیست؟

متأسفانه پس از گذشت سی چهل سال از تأسیس دانشگاه، هیچ راهبرد و روش مشخصی برای تولید علم در این دانشگاه شناخته‌شده نیست. 
            اینجا برای در و دیوار دانشگاه هزینه می‌کنند و سطح دانشگاه را با نصب کف‌پوش‌های جدید و گران در بخش اداری بالا می‌برند! توجه بیش از حد به ظواهر دانشگاه و تزئینات بدون توجه به محتوا و روش واقعاً سطحی‌نگری است. کارهایی انجام می‌دهند که در چشم باشد. همین تا بگویند ما این‌قدر ساختمان جدید ساختیم و این‌قدر دانشگاه را توسعه دادیم! میلیون‌ها تومان خرج ظواهر کرده‌اند. بخش‌های کمی قدیمی را تخریب و نوسازی می‌کنند. دیوار سبز را با فشار آب سفید می‌کنند. درخت‌ها را قطع می‌کنند. باغچه‌ها را چمن می‌کنند...
             راهبرد دانشگاه «تلفیق از طریق معجزه» است؛ به این نحو که فقه ۴۰۰ سال پیش را با مثلاً اقتصاد آمریکایی قرن بیستم به دانشجو می‌دهند و انتظار دارند دانشجو در یک معجزه، خودش فقه اقتصاد امروز ایران را بنویسد! یک استاد مهمان دوره دکتری ما تعجب می‌کرد چه‌طور این دانشگاه که داعیه تولید علم را دارد، حتی یک واحد فلسفه اسلامی برای ما تدریس نکرده است و از میان دروس عقلی به ۳ واحد منطق در حد کارشناسی بسنده کرده است.

این که گفتید به سکولاریسم نمی‌رسد؟

دقیقاً. خیلی از اساتید ما این مسئله را باز کرده‌اند که دانشگاه امام صادق سکولارپرور تخصصی است. یعنی شما در زندگی فردی خود، مؤمن و مذهبی هستید و به نماز و ظاهر اسلامی پای‌بندید. اما در زندگی اجتماعی خود به ویژه رشته تخصصی خودتان هیچ حرفی از اسلام نمی‌دانید و به همان شیوه غربی عمل می‌‌کنید. چرا که فقه دانشگاه شما مسئله ۴۰۰ سال پیش را مطرح کرده است و کلاس‌های تخصصی شما مسئله روز را. پاسخ مسئله روز را شما در کتاب‌های ترجمه‌ای غربی می‌بینید که چه ‌بسا در خود غرب هم مورد تخطئه قرار گرفته است. شما اگر به عنوان مدیر متعهد از دانشگاه امام صادق خارج شوید، همان شیوه‌های غربی قرن بیستمی را در بانک،‌ بیمه،‌ بورس یا هر سازمان دیگری که هستید،‌ پیاده می‌کنید. چرا که چیز دیگری نخوانده‌اید.

به هر حال،‌ شما انگیزه‌هایی داشتید که برای دکتری آمدید اینجا. انگیزه‌های فردی چه سهمی در تولید علم می‌توانند داشته باشند؟

متأسفانه کاری کرده‌اند که ما پشیمونیم اومدیم اینجا دکتری بخونیم، خیلی‌ها هم که عمدتاً تأکید می‌کنند اگر کلاه‌شان بیفتد تو دانشگاه، نمی‌آیند برش دارند. ساختار و برخی افراد تمام تلاش خود را برای کوتوله‌پروری و نابود کردن انگیزه‌های فردی انجام می‌دهند. این دانشگاه باید جدی تدبیر کند و توجه کند که با کوتوله‌پروری و کوتوله‌ها حداکثر می‌توان «حرف» از تولید علم زد و شعار داد. تلاش برای رسیدن به قله‌های بلند و آرمان‌های رفیع،‌ بلندهمتی بلندقامتان را نیاز دارد. حالا دانشگاه آمده از بلندقامتان،‌ افق نگاه بلندشان را و همت ستودنی‌شان را گرفته است و آن‌ها را مشغول به چیزهای فرعی و حاشیه‌ای کرده است. بدتر از همه، با پولی کردن دوره تحصیل دوره دکتری، دیگر انگیزه‌ای برای بلندقامتان در این دانشگاه باقی نمانده است. واقعاً اگر به کسی بگویید شما دانشجوی درجه دو یا درجه سه هستی، او انگیزه پیدا می‌کند تولید علمی کند؟

از مرجعیت علمی می‌گفتیم . رهبری سال ۱۳۸۴ همین را از دانشگاه خواستند که آدم برای این کار تربیت کند؛ معارف اسلامی در جامه زیبای علم عرضه شود. خب، دانشگاه این‌قدر به لوازم اجرایی وظیفه اصلی‌اش بی‌توجه است که همگان فهمیده‌اند دغدغه دانشگاه برگزاری کلاس‌ها به هر قیمت و تمام شدن واحدهای آموزشی است؛ نه علم و تربیت.

از تلاش‌های خالصانه برخی استادان و دانشجویان بسیجی که بگذریم، مرجعیت علمی به طنز تلخ دانشگاه تبدیل شده است. به طرف می‌گن یک لطیفه دوکلمه‌ای بگو، می‌گه مرجعیت علمی! امروزه تنها بسیج دانشجویی دانشگاه تنها با اخلاص و مجاهدات جوانان بسیجی‌اش، توانسته مرجعیت هیئتی را در هیئت میثاق با شهدا به دست آورد. جهت‌گیری‌ها به سمت رسیدن به مرجعیت علمی نیست.

مهم‌ترین ارکان تحقق مرجعیت علمی چیست؟

نیت و دغدغه، دانشجو، استاد، ساختار، محتوا. ظاهراً در دانشگاه امام صادق فقط محتوا داریم! محتوا یعنی این‌که منابع اصلی قرآن و عترت سر جاش هستند. در بقیه موارد،‌ خبری نیست. تازه همه این ارکان باید در یک بستر تربیتی اتفاق بیفتند!

حتی از نیت هم خبری نیست؟

منظور من از نیت، ذهن هشیار آقایان مسئول نیست. ذهن ناهشیار و دغدغه مسئولان است که از رفتارها و گفتارهایشان پیداست. ما فردی را داریم ۳۴ سال نان دانشگاه امام صادق علیه‌السلام را خورده است اما ضعیف‌ترین سابقه را دارد که باورپذیر نیست. من این معیارهای کمّی را دلیل بر سواد و دانش نمی‌دانم اما برخی باید یک حرکتی از خود نشان بدهند تا بدانیم سواد دارند یا نه؟ انگیزه تولید علم دارند یا نه؟ مگرنه ما حضور ایشان در دانشگاه را به خاطر فساد و رانت فامیل‌بازی و به قول امروزی‌ها خویشاوندسالاری ارزیابی می‌کنیم؛ نه شایسته‌سالاری. امروزی‌ترش هم می‌شود ژن خوب!

مشکل دانشجوها چیست؟

پس از سال ۱۳۸۹، مدیر اداره گزینش دانشگاه اخراج شد و در نتیجه معیارهای گزینش عوض شد یا حداقل ما این‌طور می‌بینیم که دانشجوهای جدید ویژگی‌های متفاوت‌تری دارند و مثلاً بیش از علم به مثابه مسئله انقلاب اسلامی، چیزهای دیگری برای‌شان مهم است.

این یک نکته خاص دهه ۹۰. نکته بعدی همان چیزهایی بود که عمومی بود و همیشه مسئله بود. دانشجو را باید از جهت انگیزه بارور کرد، بستر رشد را فراهم کرد، توانمند کرد و سپس در سال‌های بعد از دانش‌آموختگی میوه‌هایش را چید. بالاتر گفتم که دانش‌آموختگان بسیاری از دانشگاه رانده می‌شوند و حاضر نیستند کلاه‌شان را از دانشگاه برداند.

استادهای دانشگاه امام صادق چه فرقی با دیگران دارند؟

کی گفته فرق دارند؟

به هر حال،‌ ظاهراً منظورتون این بود که مشکلی در جریان تولید علم با این استادان هست!

بله. اما فرض بر مقایسه این دانشگاه با دیگران نیست. اگر دانشگاه را با گذشته خودش مقایسه کنیم، یا با وضع بایسته، ضعف استادان و مدیران دانشگاه را می‌بینیم. رئیس دانشگاه در گذشته یک فقیه بصیر انقلابی کارکشته بود؛ مبارز انقلابی زندان‌کشیده‌ای که قبل انقلاب دغدغه ارتباط با دانشجویان را داشت و از بالاترین مقام اجرایی واقعی کشور یعنی سمت برجسته نخست‌وزیری می‌آید می‌شود رئیس دانشگاه. او مظهر علم و تجربه بود. او خودش صاحب‌نظر و فقیه بود و بعضی جاها نظراتش با رهبری متفاوت بود. اما در مورد ویژگی مدیریتی یا علمی رئیس جدید، ندیده‌ام کسی نظر مثبتی بدهد و توانایی او را تأیید کند.

سطوح مختلف مدیران دانشگاه هم به همین نحو. مثلاً روزگاری آیت‌الله علم‌الهدی، معاون آموزشی این دانشگاه بود. ناکارآمدی مدیران بعد از او که پشت سرهم تعویض شدند، قابل انکار نیست.

دانشگاه از مدیران و اساتید بزرگ خود خالی شده است. معدود اساتید خوب باقی‌مانده هم سن‌شان بالاست و توان جسمانی‌شان روبه‌افول. آیت‌الله‌های دهه ۶۰ کجا هستند؟ خدایشان بیامرزدشان. متأسفانه بسیاری از اساتید جوان، اصلاً تدریس بلد نیستند. متأسفانه بسیاری از اساتید جوان در حوزه‌های غیرتخصصی خود درس می‌دهند. یک رویکرد مرحوم مهدوی این بود که اقتصاد لیبرال غرب را می‌داد به یک غرب‌گرای واقعی درس بدهد؛ کسی که واقعاً آن حرف‌ها را باور دارد. حالا بعضاً کسانی مباحث علوم انسانی غربی را درس می‌دهند که اصلاً به درستی متوجه نظر غربی‌ها نشده‌اند و نقاط قوت آن‌ها را نمی‌دانند.

ما در مقطع دکتری، بحران استاد داشتیم. و البته این‌ها به معنی انکار وجود انگشت‌شمار مدیران و استادان خوب دانشگاه نیست.

در مورد ساختار چه‌طور؟

واقعاً ساختار دانشگاهی که می‌خواهد تولید علم کند هیچ فرقی با ساختار دیگر دانشگاه‌ها نباید داشته باشد؟ یعنی ناکارآمدی‌های این ساختار دانشگاهی ایران نیاز به برهان و شاهدمثال دارد؟!

مسئله‌محوری باید از طریق ساختار در برنامه‌های آموزشی و پژوهشی،‌ حاضر باشد. ساختار ما هیچ‌گاه دانشجو را با مسئله‌های واقعی مواجه نمی‌کند تا دانشجو به حرکت درآید. البته ما از دانشجوی کارشناسی و ارشد انتظار خاصی نداریم. عمده حرف با تحصیلات تکمیلی و استادان محترم است. اما ریشه‌های درگیری با مسئله باید از همان دوره کارشناسی، خواب را از چشم دانشجویان علاقه‌مند ما برباید. این ساختاری که دانشجو را به روزمرگی و تکرار و بی‌حالی و بی‌حوصلگی می‌کشاند، اگر با مسئله‌مندی بارور شود، میوه‌های خوبی خواهد داد. خوشا به حال آن نسلی که با مسئله‌ها مواجه‌ می‌شوند و پیشگامان واقعی تولید علم در حوزه علوم انسانی بومی خواهند بود.

به بستر تربیتی هم اشاره کردید.

کار دانشگاه تربیت است. یک تربیت سکولار غربی داریم و یک تربیت اسلامی. در دانشگاه ما تربیت اسلامی رخت بسته. به‌جز تلاش‌های بعضی سرگروه‌های شهید مطهری یا دغدغه‌مندان دیگر در بسیج و دفتر اعزام، خبری از تربیت اسلامی نیست.

عمده اساتید ما مربی نیستند و رسالت تربیتی برای‌ خودشان قائل نیستند. ساختارها هم تربیتی نیست. قوانین و مقررات هم کاملاً تربیت غربی را در پی دارد. مثلاً اسلام بر ناظر درونی تأکید می‌کند و غربی‌های انسان‌نشناس (!) بر ناظر بیرونی. این تفکر غربی است که در همه‌جای دانشگاه ما دوربین کار می‌گذارد. این همه امنیتی‌بازی‌ها که به معنای دزد بودن و شر بودن ذات دانشجویانِ گزینش‌شدهِ دانشگاه ماست، همه ناشی از تفکرات غربی مدیران ماست که شعار تربیت اسلامی می‌دهند ولی رنگ‌وبوی چندانی از اسلام و تربیت در اندیشه و رفتارشان نیست. فقط ظاهرشان را با ریش و عمامه اسلامی کرده‌اند. اخیرا ارتباط طبقات یک ساختمان بزرگ را قطع کردند،‌ چون ممکن است با وجود این همه دوربین، دانشجوی مسلمان دانشگاه امام صادق چند کتاب را از کتابخانه طبقه همکف بلند کند و با خودش از طبقات بالا خارج کند! بعضی مسئولان دانشگاه امام صادق را با خیابان‌های شهرهای کفر و شرک جهانی اشتباه گرفته‌اند. دیده‌اند آن‌جا برای کاهش تخلفات دوربین دارد، فکر کرده‌اند این‌جا هم باید دوربین بگذارند! خدا هدایت‌شان کند!

خب، با این وضعیت دانشجویان فعلی دانشگاه چه کنند؟

همه ما مسئولیم که دانشگاه را قوی کنیم. مطالبه، وظیفه اصلی همه ماست. تلاش‌مان را بکنیم تا مشکلات از رأس و ریشه درست بشود. دل‌خوش به وضع موجود نباشیم. گول نخوریم. بصیرت یعنی همین. جلوی روندهای غیراسلامی را بگیریم. حساس باشیم. ما مهمان این دانشگاه نیستیم،‌ صاحب‌خانه واقعی ما هستیم. آن کسی که می‌گفت شما دانشجویان می‌روید، زودتر از همه رفته است. به مسئولان یادآوری کنید که دوران عمرشان کوتاه‌است. دیگر فرصت ندارند. دانشجویان باید خود را بسازند و آماده کنند و منتظر کسی نمانند. ما در دوره دانشجویی خودمان تجربه کردیم می‌توانیم بدون کمک دانشکده،‌ خلاهای علمی رشته را پر کنیم. تابستان‌ها دوره‌ای به اسم دعوت داشتیم و از بهترین استادان و صاحب‌نظران بیرون دانشگاه استفاده کردیم و خودمان به خودمان رسیدیم و الحمدلله آن جمع عمدتاً در بهترین دوره‌های دکتری درس خواندند.

به عنوان آخرین سؤال،‌ قضیه پولی شدن دانشگاه امام صادق چیست؟ مگر تحصیل در این دانشگاه رایگان نیست؟

هرچند در ابتدای تأسیس، متولیان آن زمان دانشگاه بر این باور بودند که نباید از دانشجو پول گرفت، پس از فوت آیت‌الله مهدوی کنی، عده‌ای جوان ناپخته و کم‌تجربه، پولی کردن دانشگاه را عملی‌ کرده‌اند و از دکتری شروع کرده‌اند.

قضیه از این قرار است که خود مرحوم مهدوی کنی، پیش از فوت در جمع دانشجویان این قضیه را مطرح می‌کند که بعد از من،‌ این‌ها دانشگاه را پولی می‌کنند، از دانشجو پول می‌گیرند و ۱۰ هزار دانشجو می‌آورند و می‌گویند [آیت‌الله] مهدوی نمی‌توانست دانشگاه را توسعه بدهد، ما توانستیم. مرحوم حاج آقای مهدوی کنی با اسم آوردن از دانشگاه آزاد و پیام نور می‌گویند من هم می‌توانم مثل آن‌ها پول بگیرم ولی علم و تربیت یک چیز است و مدرک چیز دیگری. بعد از فوت مرحوم مهدوی کنی، توسعه کمّی و توجه به ظواهر جایگزین کیفیت و توجه به بواطن امور شده است. کارهای تأسیساتی دانشگاه اوج گرفته است و بر تعداد نگهبان‌ها و دوربین‌های دانشگاه افزوده شده. حتی برای اولین بار حدود ۵۰۰ نفر را به عنوان پذیرفته در اردوی پیش‌دانشگاهی دانشگاه دعوت می‌کنند البته نصف آن‌ها حاضر به ثبت‌نام در این دانشگاه نمی‌شوند و انصراف می‌دهند. پذیرش سالانه دانشگاه ما در شش رشته معمولاً زیر ۲۰۰ نفر است و اقامتگاه‌ها و کلاس‌های کافی برای تعداد بیشتر ظرفیت ندارند.

دانشجویان مقطع ارشد متعهد به پرداخت ۲ میلیون تومان به ازای هر نیم‌سال هستند. مثلا ۶ نیم‌سال تحصیل می‌شود ۱۲ میلیون تومان. هزینه سنوات و پایان‌نامه هم معمولا چند میلیون می‌شود. دوره کارشناسی هم معمولا ۱۰ ترم طول می‌کشد که هزینه‌اش جدا محاسبه می‌شود. در صورت نیاز به مدرک، هزینه تعهد چندده‌میلیونی خدمت هم به این‌ها اضافه می‌شود. انواع و اقسام جریمه‌های متعدد هم وضع شده است. مثلاً الان اگر دیر به جلسه امتحان برسی، پول می‌دهی و تأخیرت را می‌خری! دوره ما ۱۰ دقیقه مساوی با صفر بود. البته دانشگاه هنوز به گدایی کامل نیفتاده است و هزینه تحصیل را فقط از برخی دانشجویان دکتری که آن‌ها را درجه سه نامیده است، در ابتدای نیم‌سال‌ها دریافت می‌کند.

همه این‌ها در حالی است که دانشگاه از منابع مصادره‌ای، وقف و اهدایی استفاده می‌کند، از منابع دولتی استفاده می‌کند، حتی امسال ۱۱ میلیارد تومان از دولت امید، ردیف بودجه مستقل به نام خودش گرفته است. خرده‌درآمدهای بزرگی را که بابت غذا و اسکان دانشجویان و مسائل دیگر کسب می‌کند، به این رقم اضافه کنید.

به هر حال، من و رفقای هم‌دوره‌مان توان پرداخت شهریه تحصیلی به گران‌ترین نرخ دانشگاهی ایران را نداریم. اگر می‌دانستیم می‌خواهند پول بگیرند، ثبت‌نام نمی‌کردیم.

یعنی نمی‌دانستید باید شهریه بپردازید؟

نه در دفترچه سازمان سنجش و نه در اطلاعیه‌های اولیه دانشگاه و نه در متن تعهد محضری ما به دانشگاه،‌ هیچ جا حرفی از شهریه نیست. البته موضوع پرداخت شهریه در تعهد محضری و رسمی دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد با ذکر دقیق مبلغ تصریح شده است و آن‌ها باید شهریه بپردازند ولی در سایت دانشگاه یا دفترچه سازمان سنجش، هیچ جا بحثی از شهریه دوره دکتری نبود و هنوز هم دانشگاه در بسیاری از جاها این قضیه را اعلام نکرده است و حتی دروغ می‌نویسند و می‌گویند. در دفترچه سازمان سنجش، عنوان دوره‌های دکتری، دوره روزانه ذکر می‌شود. در گواهی‌های ما می‌زنند روزانه ولی دارند پول زور می‌گیرند. از دانشجوی درس‌خوان دوره روزانه که نباید پول بگیرند! حرام‌شان باشد! ما که راضی نیستیم. اول زندگی،‌ اول جوانی، باید کمرمان بشکند تا بتوانیم چندده‌میلیون تومان پول زور بدهیم به دانشگاهی که بهترین سال‌های عمرمان را به خدمتش گذراندیم. از اول می‌گفتند، ما نمی‌آمدیم.

می‌گویید چرا مرجعیت علمی محقق نمی‌شود. پاسخ روشن است. در سنت اسلامی، علم منزلت داشت. به دانشجوی علوم دینی، شهریه پرداخت می‌کردند تا دغدغه غیرعلمی نداشته باشد. حالا پول‌های کلان می‌گیرند تا کسی که به سراغ علم دینی می‌رود،‌ تا سالیان سال نتواند کمرش را راست کند. ما خودمان در بدو ورود به دانشگاه در دهه ۸۰، هر ماه از دانشگاه پول شهریه می‌گرفتیم؛ پولی که در دهه ۶۰ با آن می‌شد در تهران،‌ اجاره خانه داد. حالا زمانه عوض شده و دیگر جایی برای مستضعفین نیست. دیگر علم منزلت ندارد. دانشجوی متقاضی دوره دکتری مثل ریگ ریخته. حتی در دانشگاه امام صادق به دانشجوی دکتری به چشم احمق‌هایی نگاه می‌شود که حاضرند نه فقط سرمایه عمر و وقت‌شان را هدر بدهند، بلکه‌ پول‌های کلان هم بدهند و در مقابل فقط یک مدرک بی‌ارزش بگیرند؛ مدرک دانشگاه غیرانتفاعی امام صادق. هم پول می‌گیرند،‌ هم توهین می‌کنند،‌ هم تحقیر می‌کنند، آخر سر هم می‌بینی هیچ چیز دست آدم را نگرفته است. ما که به مدرک نیاز نداشتیم. آمده بودیم کمکی بکنیم به تولید علم؛ ادای دینی بکنیم به تلاش‌های خالصانه استادمان مرحوم مهدوی کنی. تا ایشان بالاسر دانشگاه بود، ما هنوز امید به آینده روشن داشتیم. با رفتن ایشان، همه‌چیز به سرعت تاریک شد.

در پایان اگر نکته دیگری دارید..

امروز مهم‌ترین مسئله من در دانشگاه، محیط زیست است. تخریب بی‌رویه محیط زیست با تلاش ویژه مهندسان زحمت‌کش و سکوت استادان و مدیران محترم غیرقابل جبران است. در دهه ۸۰ دانشجویان پشت بلوک ۹، سبزی می‌کاشتند. یکی از مهم‌ترین ابعاد تربیت، تربیت در ارتباط با محیط زیست است که احادیث فراوانی در این زمینه داریم. دانشجویان را در قوطی‌کبریت‌های شش‌طبقه اسکان داده‌اند و ارتباطشان را با طبیعت قطع کرده‌اند. خدا به آمریکایی‌ها بابت کاشت آن همه درخت و ایجاد یک جنگل بزرگ پاداش خواهد داد و ما را به خاطرمان سکوتمان در قطع این درختان بی‌آزار که قطع شاخه‌های آن‌ها هم‌چون قطع بال فرشتگان است، سرزنش خواهد کرد. شما ممکن است مدیران و استادان و دانشجویان و ساختار دانشگاه را درست کنید و عقب‌ماندگی‌ها را جبران کنید، اما با محیط‌زیست که نمی‌شود شوخی کرد. این جبران‌ناپذیر است. ممنون.

 

 

 

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394

    گفتگو با حمید درویشی شاهکلایی در خصوص تارنمای «مسجدنما»؛
    از نمای مسجد تا مسجدنما/ مسجد نما الگوی موفق یک کار فرهنگی خودجوش/ دوران رنسانس دانشجویان ارتباطات دانشگاه

    مسجدنما امسال یکی از برترین وب‌نوشت‌های سامانه «بیان» بود که به همت چند دانشجوی ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع) راه اندازی شد وهم بازدید خوبی داشت و هم محتوای تولیدی خوبی داشت و هم نظرات فراوانی را به خود جلب کرده بود.

    خبرنامه صادق: تأسیس دانشکده فرهنگ و ارتباطات در دانشگاه شمع پر شدن خلاء تولیدات رسانه ای و آفرینش های هنری را در دلها روشن کرد اما هرچه می گذشت کسی برای عملیاتی کردن دانش های آموخته خود در عرصه تولید آثار هنری-رسانه ای پیش قدم نمی شد تا اینکه جمعی از دانشجویان انقلابی و خوش فکر در این عرصه گام برداشتند.

    تولید مستندات تلویزیونی، تولید پوستر و نشریه، راه اندازی وبسایت و وبلاگ ها و … شروعی بود برای ورود در این عرصه که نیاز به بن مایه های علمی و اعتقادی بود و همگی در بین دانشجویان ارتباطات یافت می شد.

    اکنون که به نظر می رسد رنسانس دانشجویان ارتباطات برای تولید آثار هنری رسانه ای آغاز شده است به سراغ یکی از این الگوهای موفق رفته ایم که حاصل تلاش جمعی و خودجوش ارتباطاتی ها بوده است.

    تارنمای مسجدنما امسال یکی از برترین وب‌نوشت‌های سامانه «بیان» بود که به همت چند دانشجوی ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع) راه اندازی شد و هم بازدید خوبی داشت و هم محتوای تولیدی خوبی داشت و هم نظرات فراوانی را به خود جلب کرده بود.

    به گزارش خبرنامه صادق مسجدنما در طول فعالیت جدی یک‌ساله خودش سعی کرده یاوری برای فعالان فرهنگی مسجدی که دوست دارند کارهای فرهنگی و تربیتی بکنند، اما نمی‌دانند چه بکنند (!) یا کسانی که وقت کافی برای تولید محتوای خوب یا فرصت مناسب برای ایده‌پردازی ندارند، باشد.

    تارنمای مسجدنما با هدف «پاسخ‌گویی به نیازهای فرهنگی مساجد» تأسیس شد و در مرحله اول تمرکز خود را روی نیازهای روزانه و مناسبتی (نظیر طرح تعقیبات نماز مغرب، پرده‌نگار دعای جوشن کبیر جهت نمایش در شب‌های قدر) و طرح‌های آماده چاپ گرافیکی و بسته‌های محتوایی و گرافیکی هفتگی برای تابلو اعلانات قرار داد. مسجدنما محدود به طرح‌های چاپی نماند و قالب‌های چندرسانه‌ای دیگر را نیز مدنظر قرار داده است. هم‌چنین علاوه بر گردآوری مجموعه‌ای از آثار خوب مناسب مساجد، توانسته ظرفیت تولید و طراحی و به اشتراک‌گذاری محصولات مسجدی را فعال کند و با طرح موضوعات مختلف و نیازهای مسجد، باشگاه ایده‌پردازی مجازی فعالان حوزه مسجد را با هدف رفع مشکلات و انتقال تجربیات، عملی کند.

    در این خصوص خبرنامه صادق گفتگویی را با حمید درویشی شاهکلایی دانشجوی دوره دکتری فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع) و یکی از دست‌اندرکاران این تارنمای موفق انجام دادیم که مشروح آن از نظر شما می‌گذرد:

    خیلی ساده؛ مسجدنما از کجا شروع شد؟

    همه چیز از یک ایده قشنگ و کار خودجوش شروع شد. ما چند دانشجوی فرهنگ و ارتباطات بودیم که دغدغه کار تربیتی و رسانه‌ای داشتیم. بهار ۱۳۹۲ وقتی توجه‌مون به ظرفیت در و دیوار مسجد به ویژه تابلو اعلانات جلب شد، «مسجدنما» متولد شد.

    ایده اولیه این بود: نمای مسجد باید معرفت‌زا باشد. موضوع هم شد: طرح‌های گرافیکی برای مسجد. بنیان‌گذار و بانی این حرکت معنوی هم در حقیقت، حاج حسین براتی بود که با ایده‌ها و طرح‌های خوبش در کنار اخلاص و تلاش مثال‌زدنی‌اش مشوق ما بود. کار از یک وب‌نوشت ساده شروع شد. از ابتدای ۱۳۹۳ رویکرد جدیدی انتخاب کردیم: انتشار هفتگی مطالب. جذب مخاطب ثابت و اثرگذاری جدی نیازمند روزآمدسازی‌های منظم بود. خدا کمک کرد و هر هفته ادامه دادیم. هر هفته یک بسته شامل چند طرح محتوایی و طرح گرافیکی آماده می‌شد و به منظور استفاده فعالان مسجدی در تارنما بارگزاری می‌شد. به‌تدریج جنبه محتوایی کار هم بیش‌تر شد. پیام‌های تربیتی، قرآن، حدیث، امام و رهبری، احکام، سیره شهدا و… مورد توجه جدی قرار گرفت.

    به مخاطب هم توجه داشتید؟ بازخوردهایی بود که نشان‌دهنده ارتباط سایت با فعالان مسجدی باشد؟

    از شهرهای بزرگ تا روستاهای مناطق محروم و دوردست، مخاطب داشتیم؛ مساجد محلات، دانشگاه‌ها، نمازخانه‌های مدارس و حتی ادارات و پادگان‌ها. نظرات جالبی هم می‌رسید. متناسب با نیازهای فعالان مسجدی، چیزهای مختلفی طراحی کردیم. قالب‌ها متنوع شده بود. علاوه بر کارهای چاپی مثل برنوشته (بنر)، جزوه، دفترک (بروشور)، محصولات چندرسانه‌ای مثل پرده‌نگار هم تولید شد. لذت‌بخش است وقتی یک فعال فرهنگی از شما تشکر کند و بگوید: «خدا خیرتان دهد؛ در شب قدر، دعای جوشن کبیر را با پرده‌نگار مسجدنما به روی پرده انداختیم.» برای بسیاری از مناسبت‌ها کارهای ویژه انجام دادیم؛ مثل کارهای مناسبتی هفته دفاع مقدس، محرم و اربعین. جوونای مسجدی‌ پاکار هم تولیدات خوبی داشتند و برامون فرستادند تا همه استفاده کنند. یه خط تولید قشنگی از ایده و نیاز تا تولید و مصرف شکل گرفت؛ به این معنا که فعالان مسجدی نیازهایشان را می‌نوشتند، فعالان مسجدی دیگر به صورت خودجوش طرح گرافیکی مدنظر را طراحی و تولید می‌کردند. مثلاً کارت رهروان شهدا یا کارت حضور و غیاب نونهالان در مسجد. پس از مدتی عکس‌های به دست‌مان رسید که نشان می‌داد با استفاده از این کارت‌ها تعداد حضور نونهالان در مسجد چشمگیر شده است. ایده کاربرگ نظرسنجی پایان سال مساجد که اهداف چندمنظوره‌ای را دنبال می‌کرد، از همین فعالان مسجدی بود و خودشان تهیه کرده بودند.

    بخش‌های محتوایی چه سیری و چه موضوعاتی داشت؟

    بخش‌های محتوایی هم رفته‌رفته پخته‌تر شد: معرفی کتاب مناسبت‌محور، یادداشت‌های قرآنی و حدیثی روز، یادداشت‌های تربیتی، تاریخی و تحلیل‌های مسائل روز و… ما از همان اول هم نمی‌خواستیم برای رفع تکلیف یا مثلاً برای زینت و تبرک صرف، به این موضوعات بپردازیم، بنابراین به جای آن‌که تنها یک حدیث و ترجمه آن را کار کنیم، برای بهتر جا افتادن معنای حدیث، کمی تمهید و فضاسازی می‌شود. ضمن این‌که خود حدیث نیز به صورت مسئله‌محور و ناظر به نیازها و مسائل روز انتخاب می‌شود.

    صرفاً خودتان ایده می‌دادید یا از ایده‌های دیگران هم استفاده می‌کردید؟

    یک‌بار از نظرسنجی اینترنتی استفاده کردیم. مثلاً پس از یک نظرسنجی تصمیم گرفتیم، طراحی اصلی طرح‌های محتوایی را به صورت رنگی انجام بدهیم؛ به‌نحوی‌که چاپ سیاه‌سفید آن هم باکیفیت بماند.

    مسجدنما در مسیر پویایی و پیشرفت خود بخش‌هایی را برای بحث و گفت‌وگو پیرامون تجربیات و ایده‌های فعالیت مسجدی راه انداخت که با استقبال همراهان مواجه شد؛ استقبالی که نویدبخش پیدایش یک شبکه اجتماعی از فعالان واقعی مسجدی در دل مسجدنماست. از جمله این بخش‌ها، مسجد و دهه فجر بود که نظرات و مسائل واقعی مختلفی از سوی مخاطبان در آن به بحث و اشتراک نظر گذاشته شد و فعالان مسجدی توانستند از نظرات و ایده‌های دوستان خود در نقاط دیگر کشور استفاده کنند.

    برپایی غرفه مسجدنما در نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال انقلاب اسلامی و حضور در گردهمایی‌های مشابه، آشنا شدن ما و فعالان فرهنگی را با همدیگر نتیجه داد. امروزه نمانام مسجدنما، یک نمانام شناخته شده برای فعالان فرهنگی و مسجدی است. یک نکته دیگر این‌که ما اصرار داریم از واژه‌های فارسی استفاده کنیم، مثل همین نمانام که به جای واژه خارجی برند استفاده شد.

    اساساً چرا سراغ مسجد رفتید؟ مسجد چه جایگاه و اهمیتی در یک جامعه اسلامی دارد و چه مسائلی باعث شد برای مسجد تولید محتوا کنید؟

    به‌مثابه یک نکته پیشینی، می‌خواهم توجه‌تان را به این قضیه جلب کنم که پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد حاج حسین در رشته فرهنگ و ارتباطات درباره «علل جذب نمازگزاران به مسجد» بود و تجربه میدانی خوبی از مصاحبه‌های فراوانش با نمازگزاران مساجد مختلف داشته‌اند. به هر حال، در پاسخ به سؤال شما باید بگویم که مسجد یکی از مهم‌ترین نهادهای جامعه اسلامی است. نقش‌های چندمنظوره مسجد در صدر اسلام گویای کارکرد و ظرفیت فراوان اجتماعی و عبادی این نهاد اسلامی است. سهم مسجد در پیروزی انقلاب اسلامی ایران و حتی موفقیت‌های جنبش‌های اسلامی منطقه انکارناپذیر است. بنیان‌گذار انقلاب اسلامی در بیان اهمیت توجه به مسجد، هدف انقلاب را ساخت مسجد اعلام کردند. هرچند با تشکیل جمهوری اسلامی، هنوز مسجد به جایگاه واقعی خود دست پیدا نکرده، اما در دوره‌های مختلفی نظیر دفاع مقدس، بحران‌های طبیعی و اجتماعی و مناسبت‌های دینی، بخشی از توان‌مندی‌های خود را نشان داده است.

    علی‌رغم وجود مشکلات فراوان بر سر راه مسجدمحوری و تحقق نقش و کارکرد عالی و بایسته مساجد، عده کثیری از مؤمنان هر روز با آن در ارتباط هستند. از طرفی، موضوع مسجد مورد توجه امامین انقلاب اسلامی بوده است و بر گسترش آن در ابعاد کمی و کیفی تأکید کرده‌اند. از آن جمله تأکید رهبری نظام بر مسجدپردازی، کانون نور معرفت شدن مسجد و توجه به مدیریت محتوایی و آرایه‌های معنوی مسجد است که از پیام‌های ایشان به دوره‌های مختلف اجلاس سراسری نماز استخراج شده است. نمای ظاهری و معنوی‌معرفتی مسجد در این میان، از جایگاه خاصی برخوردار است.

    masjednama2 

    در این خصوص مسجدنما چه کرده است؟

    مسجدنما تأکید و توجه خود را در مرحله اول بر بعد معرفت‌زایی نمای مساجد قرار داده و با استفاده از ظرفیت جلوه‌های بصری نظیر طرح‌های چاپی و بسته‌های محتوایی وارد مساجد کشور شده است. البته مسجدنما در چشم‌انداز کلان خود، اصلاح سبک زندگی دینی در ابعاد فردی و اجتماعی بر مبنای مسجدمحوری در راستای رسیدن به تمدن بزرگ و نوین اسلامی را مطمح نظر قرار داده است.

    تأمین و آماده کردن محتوای گرافیکی قابل چاپ – البته فعالیت مسجدنما محدود به تابلو اعلانات و طرح‌های چاپی نمانده – و روزآمد (ناظر به مسائل روز و مناسبتی)، به صورت هفتگی برای مساجد علاوه بر اینکه کمک کوچک ولی باارزشی به پربارتر شدن نمای این نهاد مهم است، در واقع به دست گرفتن رسانه‌ای مهم در جامعه با مخاطب مشخص است که در مواقع حساس می‌تواند به بصیرت‌افزایی مسجدیان بینجامد.

    از این رو در نگاه کلان جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی، امیدواریم که این طرح بتواند آغازی باشد برای فعال شدن مساجد در عرصه هنر و رسانه دینی و به تبع آن مقاوم‌سازی فرهنگ بومی و دینی در برابر تهاجمات روزافزون جنگ نرم دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی. به امید روزی که هر مسجد، به معنی واقعی کلمه سنگری باشد برای دفاع از اسلام و ارزش‌های اسلامی.

    شما چه ایده‌های جدیدی برای فعالان مسجدی و فرهنگی و جهت‌دهی به برنامه‌های آن‌ها دارید؟

    بسیاری از فعالان مسجدی و فرهنگی دوست دارند کارهای فرهنگی و تربیتی بکنند، اما وقت کافی برای تولید محتوای خوب ندارند. ما کمک خوبی برای آنان هستیم! کار فرهنگی تربیتی در مسجد، منحصر به تابلو اعلانات نیست؛ ما برای همه نیازهای معرفتی مسجد فکر می‌کنیم. نمای مسجد باید معرفت‌زا باشد. مسجدنما تلاش است انواع محتوای صوت و تصویر، پرده‌نگار (جهت نمایش بر روی پرده مثلاً دعای جوشن کبیر)، برنوشته (بنر)، جزوه، دفترک (بروشور)، نشریه، کارت و… مورد نیاز فعالان مسجدی را فراهم کند. مثلاً اگر یک فعال مسجدی خواست برنامه معنوی اعتکاف را برگزار کند، همه نیازهایش از برنوشته (بنر) لایه‌باز اطلاع‌رسانی و ثبت‌نام تا نشریه روز آخر اعتکاف، نظرسنجی، فیلم‌های مناسب جهت پخش از مسجد، مسابقه و… را به سهولت در دسترس داشته باشد و در نقش مدیر تصمیم‌گیر برنامه‌های اعتکاف مسجدش را با استفاده از تجربیات و ایده‌های دیگر مساجد تنظیم کند. طبیعی است مسجدنما در هدایت و جهت‌دهی به برنامه‌های مساجد نیز مؤثر خواهد بود.

    یکی از بخش‌های برجسته در «مسجدنما» بخش تابلو اعلانات است که توجه ویژه‌ای به آن در سایت شده است. چطور شد که به تابلو اعلانات این‌قدر اهمیت دادید؟

    در یک نگاه جامعه‌شناختی کارکردی از مساجد، یکی از فضاهایی که در اغلب مساجد وجود دارد و ظرفیت خوبی برای معرفت‌زایی و بهبود نمای مسجد دارد، تابلو اعلانات است. در یک دیدگاه ارتباطی، تابلو اعلانات مسجد، رسانه‌ منحصر به فردی است که به‌طور مستقیم با مؤمنان و مسجدیان در ارتباط است. ظرفیت تابلو اعلانات، فراتر از کارکرد اطلاع‌رسانی، شامل معرفت‌افزایی، شکل‌دهی به هویت دینی و بومی، همبستگی اجتماعی است. کارکرد سرگرم‌کننده تابلو اعلانات در نگاه اسلامی، جذابیت نامیده می‌شود.

    تابلو اعلانات از طرفی، رسانه‌ای ارزان‌قیمت است؛ تأمین و نصب آن آسان بوده و نیاز به فضای فیزیکی خاصی از زیربنای مسجد ندارد. از طرف دیگر، کار کردن با آن آسان است. تهیه و نصب اطلاعیه و… با توجه به گسترش فناوری‌ها از سوی تولیدکننده به سهولت انجام می‌شود و تنها کاری که مخاطب این رسانه باید انجام بدهد، ایستادن به مدت کوتاهی، مشاهده (و مطالعه) تابلو است. منبر، خطابه، روضه و نماز جماعت، هر یک در ساعت و محدوده خاصی برگزار می‌شوند و در صورت غیبت یا تأخیر مخاطب، همه یا بخش‌هایی از پیام از دست می‌رود، اما از ویژگی‌های برجسته تابلو اعلانات، نیازمند نبودن آن به زمان یا تعداد خاصی از مخاطبان است. به‌عنوان‌مثال، محتوایی که در ابتدای هفته در تابلو نصب شده، تا ابتدای هفته آینده مورد استفاده مخاطبان است.

    اما متأسفانه در یک نگاه آسیب‌شناسانه باید چند نکته را اذعان داشت. یکی آن که معمولاً در جامعه امروزی ما، از این رسانه استفاده درستی نمی‌شود. مثلاً بیش از هر چیز به جایگاهی برای اطلاع‌رسانی مجالس ترحیم و ختم و یا در حالتی بهتر، اطلاع‌رسانی چیزهای گم‌شده و پیدا شده تبدیل شده است. این در حالی است که اطلاع‌رسانی تنها یکی از کارکردهای این رسانه باارزش است و می‌تواند در سطوح عالی‌تری نیز در مورد مسائل منطقه‌ای، ملی و جهانی مطرح گردد.

    دیگر نکته آسیب‌شناسانه جالب توجه این است که معدود مساجدی که به (همه یا بخش‌هایی از) ظرفیت این رسانه توجه می‌کنند، دچار مشکلات متعددی در همین زمینه هستند. این مساجد معمولاً در روزآمدسازی محتوای تابلوها دچار مشکل می‌شوند. فراتر از ابعاد اجرایی تأمین و تولید محتوا، مشکل تأمین و تولید محتوای «خوب» و «مناسب» نیز یکی از مشکلات جدی مساجد است. فعالان مسجدی فراوانی وجود دارند که علاقه دارند به امور تربیتی بپردازند و با انجام کارهای فرهنگی در مسجد محله خود، به ارتقای نمای مسجد کمک کنند و مسجد را به جایگاه حقیقی خود برسانند، اما با مشکلاتی روبه‌رو هستند.

    در تجربه یک‌ساله مسجدنما به چه تجربه‌هایی رسیده‌اید و اگر بخواهید مشکلات فعالان فرهنگی و مساجد را در یک نگاه جامع بیان کنید به چه مواردی اشاره می‌کنید؟

    برخی از مشکلات که مسجدنما در تلاش است به رفع آن‌ها همت گمارد و در تجربه سال اول، به موفقیت‌هایی دست پیدا کرده، عبارت‌اند از: ۱- فعالان فرهنگی و مسجدی نمی‌دانند چه کنند. ۲- فعالان فرهنگی و مسجدی نمی‌دانند چگونه عمل کنند. ۳- فعالان فرهنگی و مسجدی نمی‌دانند به چه موضوعاتی بپردازند. ۴- فعالان فرهنگی و مسجدی توان تولید محتوای مناسب را ندارند. ۵- فعالان فرهنگی و مسجدی محتوای لازم که واجد کیفیت و کمیت خوب و مناسب باشد، در دسترس ندارند.

    این فهرست مشکلات نشان می‌دهد که: ۱- محتوای مناسب وجود ندارد و باید تولید شود. ۲-محتوای مناسب وجود دارد ولی فعال مسجدی نمی‌تواند آن را پیدا کند. ۳-محتوای مناسب وجود دارد ولی فعال مسجدی فرصت زمانی کافی برای پیدا کردن آن را ندارد. ۴-محتوای مناسب وجود دارد ولی فعال مسجدی توان بازتولید آن به شکل شکیل و جذاب را ندارد. ۵- فعالان فرهنگی و مسجدی، نیازمند مشورت برای شناخت مسائل و اولویت‌ها هستند. ۶- فعالان فرهنگی و مسجدی، نیازمند مشورت برای راه‌کارها و شیوه‌های حل مسائل هستند. ۷- فعالان فرهنگی و مسجدی، نیازمند بهره‌مندی از ایده‌ها و تجربیات دیگر فعالان فرهنگی و مسجدی هستند. ۸- فعالان فرهنگی و مسجدی، نیازمند انگیزه برای انجام امور فرهنگی و تربیتی مساجد و محلات هستند. ۹- فعالان فرهنگی و مسجدی، نیازمند هویت جمعی احساس تعلق‌خاطر اجتماعی به یک گروه واقعی و اثرگذار دارند. ۱۰- فعالان فرهنگی و مسجدی، کارهای مثبت و مؤثری انجام داده‌اند، آگاهی دیگر فعالان از این موفقیت‌ها و استفاده و بازخورد آن‌ها از محصولات و خروجی‌ها برای هر دو طرف مفید است. ۱۱- فعالان فرهنگی و مسجدی، نیازمند روحیه خودباوری و دمیدن روح تلاش هستند تا بتوانند ظرفیت‌های پنهان خود را آشکار کنند. اگر مسجدنما دست‌شان را بگیرد و چند قدم راه ببرد، خودشان در ادامه می‌دانند می‌توانند راه را ادامه بدهند و ۱۲ – داشتن نگاه‌های کلان، ملی و جهانی برای بسیاری از فعالان فرهنگی و مسجدی دشوار است؛ همان‌طور که داشتن نگاه خرد جزئی نسبت به مسائل تک‌تک مساجد سراسر کشور برای مسجدنما (و یا هر گروهی که برای یک محدوده وسیع کشوری تولید محتوا می‌کند) دشوار است. با تأمین این نگاه کلان در تولید محتوای تابلو اعلانات (و دیگر زمینه‌های فعالیت مسجدنما از جمله نشریه و…) می‌توان امید داشت که با اضافه کردن نگاه بومی فعالان، محتواهای جامع‌نگر و خوبی تهیه شده و در اختیار مسجدی‌های سراسر کشور قرار گیرد.

    داده نما

    بخش‌های اصلی تارنمای مسجدنما و محصولاتش کدام است؟

    تولیدات هفتگی مسجدنما (تابلو اعلانات، بسته رسانه‌ای، نشریه سنگر محله)، تولیدات غیرهفتگی مسجدنما (مناسبتی و غیرمناسبتی)، تولیدات مخاطبان مسجدنما، تجربیات و ایده‌های مسجدی (به همراه تبادل‌نظر فعالان فرهنگی)، پیشنهادهای روزانه (تأمین محتوا و پیشنهادهای ویژه به فعالان فرهنگی)، نظرسنجی اینترنتی (درباره مسجد و مسجدنما) بخش‌های اصلی سایت است.

    طرح‌های گرافیکی برای چاپ: لایه باز و معمولی، برنوشته (بنر): لایه باز و معمولی، بسته‌های هفتگی تابلو اعلانات، ایده‌ها و تجربیات فرهنگی، پرده‌نگار (پاورپوینت یا …) مثل پرده‌نگار دعای جوشن کبیر، جزوه و دفترک (بروشور)، فیلم و صوت، انواع کارت و … هم از جمله محصولات سایت است.

    خیلی خوشحال شدیم از وقتی که در اختیار ما قرار دادید. ان‌شاءالله موفق باشید.

  • نظرات() 
  • جمعه 20 خرداد 1390

    تیتر دوم: آزمون سراسری دکتری علوم ارتباطات همان آش و همان کاسه

    امسال، اولین سال آزمون سراسری دکتری است. استقبال از مطلب حاشیه ها و نکته هایی از اولین تجربه ام در آزمون دکتری ارتباطات انگیزه نوشتن نکاتی درباره اولین مصاحبه دکتری ارتباطات به شیوه جدید است که نوزدهم خرداد در دهکده المپیک (دانشگاه علامه طباطبایی) برگزار شد:

    توضیح: به نظر می رسد در شیوه جدید هر سال بین 5 تا 10 نفر فرصت تحصیل در مقطع دکتری ارتباطات یکی از 4 دانشگاه (تهران، علامه طباطبایی، امام صادق علیه السلام و باقرالعلوم قم) را پیدا کنند. امسال نوبت دانشگاههای علامه و باقرالعلوم بود که دکتری برگزار کنند. دانشگاه باقرالعلوم ظاهرا بنا دارد صرفا از طلبه ها دانشجوی دکتری بسازد ولی از دانشجوها نه. به این ترتیب برای مرحله دوم آزمون نیمه متمرکز دکتری، یعنی مرحله مصاحبه، دانشگاه علامه طباطبایی برای 5 نفر ظرفیت خود، شاهد رقابت 25 داوطلب بود.

    سهم دانشگاه امام صادق در آزمون شفاهی دکتری ارتباطات علامه: تنها دو نفر
    امسال تنها سه امام صادقی برای مصاحبه به دانشگاه علامه طباطبایی دعوت شدند. من، محمد رضا برزویی (دانش آموخته کد 82) و یکی دیگر که فکر کنم صلاح نیست اسمش را ببرم. نفر سوم در مصاحبه شرکت نکرد. تعداد کم دانشجویان دانشگاه امام صادق در مقطع لیسانس، تمایل برخی از آنها به شرکت در آزمون رشته های دیگر (علوم تربیتی، علوم اجتماعی)، ضعف در سوالات تستی و ... احتمالا از موارد تاثیرگذار بوده است تا سهم کمی دانشجویان امام صادق کم باشد. در همین جا قبولی هم اتاقی عزیزم، محمد جواد نوروزی اقبالی در رشته علوم تربیتی را تبریک می گم.

    این تصویر آقا حمید گل، خوش تیپ ترین پسر دنیاستبا همین ظاهر بری، ردّی!
    من معمولا کت نمی پوشم. یکی از اساتیدمان گفت: کت بپوش! با همین ظاهر (ریش، بدون کت و ...) رد خواهی شد. استاد دیگری هم تاکید کرد که حداقل ریشم را کمی کوتاه کنم.

    درباره ریش: شما مرا می شناسید. ما هیچ گاه از آرمانهایمان کوتاه نخواهیم آمد انشاء الله. ریش هم جزء آرمانهای ما نیست! اما آدمی به لاغری من اگر ریشش را کوتاه کند، بدجوری لاغر و زشت به نظر می رسد! به خاطر دقت در همین مسائل است که به من می گویند: «خوش تیپ ترین پسر دنیا!» نکته دیگر اینکه: اگر دین ندارید، در دنیاتان آزاده باشید!

    در مورد کت: این مساله ریشه در ظاهرگرایی شدید ما ایرانی ها دارد که پدرمان را درآورده است! فرهنگ گاهی مقابل طبیعت می ایستد. اما گاهی این ایستادگی حماقت است. آدم عاقل تو هوای طبیعی گرم خرداد تهران، کت نمی پوشد. این ظاهرگرایی جز حماقت معنی دیگری ندارد. از یک طرف تو اوج گرما کت بپوشیم، از اون طرف هم درجه سردی کولر را بیشتر کنیم و مصرف انرژی را ببریم بالا! شعور برخی اساتید دانشگاهی ما و مسئولین ما در همین قدر است! (گاهی بدجوری دلم می سوزد! طرف تو اتاق خودش نشسته، در هم بسته است ولی کتش را در نمی آورد.)

    به هر حال، حفظ ظاهر، به ویژه شیک پوشی برای حضور در مصاحبه دانشگاه های تهران و علامه ظاهرا مهم است. برخی آن را نشانه احترام به استاد تلقی می کنند. گرچه از نظر من، حماقت است یا دو رویی یا ....  احترام به استاد هم این است که کارهای علمی ایشان را ادامه بدهید و تکمیل کنید.


    هم اکنون به فکر رزومه خود باشید! فردا دیر است...
    با توجه به حذف سهم نمره کتبی در قبولی دکتری، رابطه های شما با اساتید که در رزومه هاتان جلوه گر است، سهم بسزایی در قبولی شما خواهد داشت. رابطه خوب و مقاله های بیشتر مطلوب است.
    شما مرا می شناسید! ...
    این تصور هم که رقبای شما رزومه قدرتمندی دارند از اساس باطل است.

    برای همه فعالیتهای علمی تان، بروید مدرک جور کنید. امضا بگیرید. اگر مدرکش را تحویل ندهید، امتیازی به شما تعلق نمی گیرد. (من تصور می کردم تنها برای مقاله ها باید مدرک نشان داد!)

    بشناسید با کی، کجا، چه جور آدمایی طرفید!
    قبل از مصاحبه به سایت دانشگاه و دانشکده و گروه مربوطه مراجعه کنید تا هیئت علمی و رزومه آنها را بشناسید. (اگر نمی شناسید.)
    اگر مدارک خاصی یا نکته خاصی هم باشد در سایت می نویسند. به ویژه در مورد زمان مصاحبه.

    حتما آدرس محل مصاحبه را چک کنید و از چند نفر بپرسید چه جوری می رسید اونجا.  خوشبختانه با اطلاعات درستی که دوستان دادند، راس ساعت هفت و نیم (همان ساعتی که در سایت نوشته بودند.) رسیدم.

    سلامت باشید!
    شب قبل مصاحبه، به موقع بخوابید! خواب سر شب در موفقیتهای شما موثر است. صبح به موقع بیدار شوید. همه چیز را دوباره چک کنید.

    چای از مخدرات است. (انتظار ویتامین و پروتئین از آن نداشته باشید.) آرامش بخش است. متاسفانه امسال خوابگاه ما مشکل آب جوش دارد. نشد چای بخورم و سرم داشت می ترکید!

    یک دوست، یک آشنا، یک هم صحبت
    آقای برزویی در میان تعدادی از داوطلبان قبل از من رسیده بودند. آقای برزویی سومین سرگروه درس اندیشه اسلامی (طرح مطالعاتی مقرریهای شهید مطهری) من بود. ما هم اعضای گروه خوبی بودیم و دو ترم رابطه سرگروه و گروه ادامه داشت. در آزمون کتبی، نمره تراز آقای برزویی حدود نه هزار بود. نمره خوبی بود ولی دیگر به کار نمی آمد!

    کمی سر و گوشتان بجنبد! از اکثریت کورکورانه پیروی نکنید!
    از جمع جدا شدیم. گوشه ای نشستیم. در مورد مسائل مختلف صحبت کردیم. آقای برزویی از دانشکده پرسید. (ایشان ترم قبل دفاع کردند.) به امید پیدا کردن بوفه رفتیم دوری در اطراف بزنیم که فهمیدیم یه جایی هست که باید مدارک را تحویل بدیم و منتظر شیم نوبتمون بشه. به این ترتیب من دومین نفری بودم که مدارکم را تحویل دادم و دومین مصاحبه شونده من بودم!

    مکالمه دانشگاه تهرانی ها
    به مکالمه دو داوطلب حاضر در محل هم توجه کنید:
    -: دانشگاه ما که از اینا نمی گیره. اینا هم که از ما نمی گیرن. (ترجمه روان: در مصاحبه شفاهی دکتری ارتباطات دانشگاه تهران، دانشجویان علامه قبول نمی شوند. متقابلا دانشگاه علامه هم دانشگاه تهرانی ها را قبول نمی کند!) حالا امام صادقی ها ممکنه قبول شن ولی ما نه.
    -: به هر حال، مصاحبه تجربه خوبیه!

    چه کسانی و در چه دانشگاهی قبول می شوند؟
    در تکمیل مکالمه آنها: دانشگاه امام صادق علیه السلام تقریبا از هیچ کدام از آنها نمی گیرد! زیرا آنها دانش کافی برای قبولی در آزمون کتبی معارف اسلامی دانشگاه امام صادق علیه السلام را ندارند. هیچ امام صادقی هم در رشته ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی قبول نشده است. دانشگاه تهران هم در سه دوره گذشته دکتری خود، تنها از میان فارغ التحصیلان ارشد خود دانشجوی دکتری پذیرفته است. البته در سال گذشته حسین سرفراز و مهدی یوسفی از دانشگاه امام صادق با حضور موفق در آزمون کتبی که نفرات اول و دوم شدند توانستند وارد دوره دکتری شوند. (آزمون کتبی 50 درصد موثر بود و از 50 درصد شفاهی هم آنها نمره مطلوبی گرفتند.)

    از کاربندی تا کارمندی
    از اخلاق خوب کارکنان آنجا (از انتظامات دم در تا اون خانمهایی که مدارک را تحویل می گرفتند یا آبدارچی ها و ...) تشکر می کنم. شناسنامه نداشتم، کارت ملی قبول کرد. مدرک لیسانس نداشتم، گیر نداد. (ما ارشد پیوسته هستیم و هیچ گاه مدرک لیسانس به ما نمی دهند.) ریز نمرات نیاورده بودم گفت تا هفته یک آینده بیار.
    خوب است کارمند نقش خود را بفهمد. بداند که کارمندی به معنی کاربندی نیست. کارمند نباید کار را بند بیاورد. بلکه باید کمک کند تا کار پیش برود.

    مصاحبه کنندگان دکتری ارتباطات علامه
    برخی شان حدود نیم ساعت دیر آمدند! من دومین نفر بودم. 4 نفر اون طرف میز بودند. سه تاشون را می شناختم. (آقایان استاد کیا (مدیر گروه)،
    رحمان سعیدی (معاون آموزشی) و نقیب السادات.) نفری یکی دو سوال علمی پرسیدند. اونی که نمی شناختم خیلی خوش برخورد بود. (دقیقا معنی این جمله این است که سه تای دیگر گویا با خودشان هم قهر هستند!)

    سوال از موضوع پایان نامه
    وقتی عنوان پایان نامه ارشدم را گفتم، همه آنها به فکر فرو رفتند. به نظرم کمی فرصت تجزیه و تحلیل لازم داشتند تا بتوانند بفهمند که «آموزش فرهنگ پایداری به نوجوانان: تحلیل محتوای کتب درسی علوم انسانی دبیرستان» یعنی چه تا بر اساس آن سوال بپرسند.

    سوالها بیشتر مرتبط با پایان نامه بود. پایان نامه ارشد و تزی که تز دکتری من خواهد بود.

    سوالهای آسان علمی
    سوالهای علمی خیلی ساده و آسان بود. قبلا هم نوشتم که با سوال آسان می شود تفاوت آنی که درس خوانده و آنی که نخوانده را فهمید اما نمی توان تفاوت آنی که کم و سطحی خوانده با آنی که زیاد و عمقی خوانده را فهمید.

    سوالهای علمی درباره نظریه هنجاری رسانه ها و روش تحلیل محتوا بود. یک سوال هم بود که من نفهمیدم از کجا به ذهن طراح آن خطور کرد: تکنولوژی خوبه یا بد؟!

    کل فرآیند مصاحبه شاید یک ربع هم طول نکشید! این می تواند معنی دار باشد یا نباشد. (معنی1: ردّی! معنی2: دکتری که می گفتن به همین آسونیه!)

    سوال سیاسی هم نپرسیدند. البته هر سوالی بار ارزشی سیاسی دارد. بنابراین جوابهای سیاسی گرفتند!


    درباره روش جدید آزمون دکتری در راستای برقراری عدالت آموزشی

    با تشکر از زحمات وزارت علوم که سعی در قانونمند کردن پذیرش دانشجو در دکتری دارد:
     در سیستم جدید، نظر نهایی و مهم را دانشگاه برگزار کننده دکتری می دهد. یعنی ممکن است نفر اول مرحله کتبی، در مصاحبه رد شود.

    سوالهای آسان یعنی برخورد گزینش سلیقه ای
    اگر هدف نیمه متمرکز کردن آزمون دکتری این بود که نقش دانشگاهها کمرنگ شود تا عدالت آموزشی محقق شود، به نظر می رسد باید سهم 50 درصدی آزمون کتبی احیا شود. واگذاری صد در صد پذیرش به مرحله مصاحبه عادلانه نیست. دیدیم که با این سوالهای آسان، ارزیابی علمی محقق نمی شود. بی شک نظر اساتید دانشگاه برگزارکننده دکتری مهم است و باید لحاظ شود اما این که 4 نفر تصمیم بگیرند که چه کسانی دکتری بخوانند، عادلانه نیست. بهتر است 50 درصد سهم آزمون کتبی باشد، 50 درصد هم نظر مصاحبه کنندگان. باید راه را بر گزینش سلیقه ای بست.

    دعوت پنج برابر ظرفیت برای دکتری رشته ارتباطات اشتباه محض است
    در مورد رشته هایی مثل ارتباطات که یکی دو جا بیشتر نمی گیرند، دعوت از 5 برابر ظرفیت اشتباه است. چون دانشگاه برگزار کننده اولویت را با پذیرش دانشجویان خود می گذارد و غیر آنها را پذیرش نمی کند!
    وقتی 25 نفر دعوت می شوند، احتمالا در میان آنها 5 دانش آموخته علامه پیدا می شوند!
    وقتی 25 نفر دعوت می شوند، افرادی با نمره کل حدود 7 هزار هم دعوت به مصاحبه می شوند! چرا من باید با کسی که نمره کلش سه هزار تا از من پایین تر است از صفر رقابت کنم؟ تفاوت نمره تراز هفت هزار و ده هزار مشهود است و باید موثر هم باشد. با این سوالات ساده شفاهی که نمی شه تفاوت سطح علمی را نفهمید! باید جلوی برخورد سلیقه ای دانشگاهها را گرفت.

    پستهای مرتبط در وبلاگ پاورقی فرهنگ و ارتباطات:

  • نظرات() 
  • شنبه 15 خرداد 1389


    چهارشنبه 12 خرداد 1389 12:05:32             شماره‌ خبر :590570
    آسیب‌شناسی وبلاگ‌نویسی دینی و قرآنی در كشور/42
    حمید درویشی:

    اكثر وبلاگ‌هایی كه برچسب دینی دارند، دینی نیستند

    گروه فضای مجازی: به باور یك وبلاگ‌نویس و فعال عرصه مجازی، اگر وبلاگ دینی را وبلاگی بدانیم كه نگاه نویسنده آن، دینی باشد نه موضوع آن، می‌توان گفت اكثر وبلاگ‌هایی كه برچسب دینی دارند، دینی نیستند.

    حمید درویشی، وبلاگ‌نویس و فعال عرصه مجازی در گفت‌‌وگو با خبرگزاری قرآنی ایران (ایكنا) درباره آسیب‌شناسی وبلاگ‌نویسی دینی، گفت: اگر وبلاگ دینی را وبلاگی بدانیم كه نگاه نویسنده آن، دینی باشد نه موضوع آن، می‌توان گفت اكثر وبلاگ‌هایی كه برچسب دینی دارند، دینی نیستند، چون وبلاگ‌نویس سواد دینی كافی ندارد و فكر می‌كند نظر دین همانی است كه او فهمیده.

    درویشی در تشریح آسیب‌های موجود در فضای وبلاگ‌نویسی دینی بیان كرد: یك مشكل این است كه افرادی كه باید بنویسند و می‌توانند بنویسند، در این فضا وارد نمی‌شوند. ممكن است دلیل آن، ترس از تكنولوژی باشد، ولی به نظر می‌رسد مشكل اصلی عدم اراده و نداشتن اراده كار است.

    وی تأكید كرد: در فضای داخل وبلاگ‌نویسان هم هنوز شبكه‌ای كه میان وبلاگ‌نویس‌ها وحدت به وجود بیاورد، وجود ندارد. هر كسی كاری را انجام می‌دهد كه فكر می‌كند درست است. این، واقعیتی است كه وجود دارد. شاید اگر یك مدیریت هیئتی در این حوزه وجود داشته باشد، وبلاگ‌نویسان یكدیگر را بهتر بشناسند و با هم بیشتر آشنا شوند. اگرچه شبكه‌های مجازی مثل «نت ایران» و «نویسه» به این امر كمك كرده ولی ضعف باز هم این است كه وبلاگ‌نویسان از فعالیت‌های یكدیگر بی‌خبر هستند.

    این فعال عرصه مجازی، مشكل دیگر را ضعف محتوایی دانست و افزود: مشكل محتوایی این است كه اسلام برای وبلاگ‌نویسان معرفی نشده است و به تبع آن، انقلاب اسلامی. در حالی كه هر كسی كه بخواهد در مورد موضوعی صحبت كند، تا زمانی كه از آن موضوع شناخت كافی نداشته باشد، نمی‌تواند به خوبی از آن دفاع كند.

     
    وقتی شناخت صحیحی از دین وجود نداشته باشد، وبلاگ‌نویسی دینی درست هم پدید نمی‌آید. راه حل هم این است كه شناخت دین باید در جامعه حداكثری شود و باید این كار باید در كتاب‌ها صورت بگیرد.

    حمید درویشی ادامه داد: در عین حال وبلاگ‌نویس‌ها با روحیه‌ای جهادی و غیرتی و بدون هیچ چشم‌داشتی، در حال فعالیت هستند؛ آدم‌هایی كه انگیزه دارند و بدون هیچ كمك دولتی دارند كار می‌كنند یا از نظر اطلاعات به جایی وصل نیستند، ولی خودشان دارند شبانه‌روزی وقت می‌گذارند و می‌نویسند. از طرف دیگر نهادهای مسئولی هم هستند كه وقتی به سایت‌ آن‌ها سری بزنید، ناامید می‌شوید.

    این وبلاگ‌نویس راه‌حل اصلی را تمركز روی سواد رسانه‌ای عنوان كرد و گفت: باید سواد رسانه‌ای در كتب درسی ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان مورد تأكید قرار گیرد تا از همان ابتدا، مخاطب و عموم افراد جامعه، رسانه‌ها را بشناسند و بتوانند برنامه‌ها را نقد و ارزیابی كنند و توانایی انتخاب داشته باشند. اگر مخاطب، مخاطب هوشمندی باشد، خیلی از مشكلات حل می‌شود.

    وی افزود: نكته دیگر این است كه باید درس آموزشی رسانه‌ای را هدفمند كرد. هر كس متناسب با سن خود باید آموزش‌های رسانه‌ای بگیرد. این طور نباشد كه یك دانشجو نتواند در اینترنت كار كند، ولی یك دانش‌آموز ابتدایی، كه ممكن است اینترنت برای او محیط مناسبی نباشد، در این فضا فعال باشد.

    درویشی، در پایان، مشكل اصلی را عدم شناخت دین عنوان كرد و اضافه كرد: وقتی شناخت صحیحی از دین وجود نداشته باشد، وبلاگ‌نویسی دینی درست هم پدید نمی‌آید. راه حل هم این است كه شناخت دین باید در جامعه حداكثری شود و باید این كار در كتاب‌ها صورت بگیرد. كتب درسی مطمئناً می‌تواند بسیار نقش داشته باشد.

          استفاده از این خبر ، با ذکر منبع بلامانع است.

    این خبر در ایکنا: +

    این خبر در طلبه بلاگ: +

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 5 خرداد 1389

    ایکنادوست عزیزی از خبرگزاری ایکنا، مصاحبه ای با من ترتیب داد و بخش خاصی از اون که تعریف من از وبلاگ دینی بود را تو ایکنا نوشت تا همه دنیا از عقیده من با خبر شوند! 
    آسیب‌شناسی وبلاگ‌نویسی دینی و قرآنی در كشور/41
    حمید درویشی:

    تلقی رایج از وبلاگ‌نویسی دینی نادرست است

    گروه فضای مجازی: به اعتقاد یك وبلاگ‌نویس و فعال عرصه فضای مجازی، تلقی رایج از وبلاگ دینی و وبلاگ‌نویسی دینی اشتباه بوده و وبلاگ‌هایی كه برچسب دینی و مذهبی دارند و درصدد ارائه موضوعات دینی هستند، گاه مطالب‌شان كاملاً غیر دینی است.

    حمید درویشی، وبلاگ‌نویس و فعال عرصه فضای مجازی، در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ایران (ایكنا)، درباره آسیب‌شناسی وبلاگ‌نویسی دینی، گفت: وقتی ما صحبت از وبلاگ دینی و وبلاگ‌نویسی دینی می‌كنیم مطلبی را پیش‌فرض گرفته‌ایم و آن این است كه رسانه می‌تواند دینی باشد. حالا این‌كه رسانه دینی، چه رسانه‌ای است یا وبلاگ‌نویسی دینی چه وبلاگ‌نویسی‌ای است، دیدگاه‌ها و قرائت‌ها اینجا متفاوت است.

    وی توضیح داد: یك دیدگاه این است كه وبلاگ‌نویسی دینی آن دسته از وبلاگ‌نویسی‌هایی است كه موضوع آن، دینی باشد؛ از قرآن و نهج‌البلاغه و نماز و روزه بگیرید ـ كه این‌ها موضوعاتی دینی از هزار و چهار صد سال پیش هستند ـ تا انقلاب اسلامی، جهاد سازندگی، كمیته انقلاب، سپاه پاسداران، فرهنگ پایداری، دفاع مقدس و چیزهایی از این دست. در واقع همان طور كه دین در آن دوره یك سری تجلیاتی داشت، امروز هم تجلیات دینی جدیدی داریم كه 400، 500 سال پیش وجود نداشتند و به آن‌ها اشاره كردم.

    این وبلاگ‌نویس افزود: این نگاه، نگاه رایجی است، در مسابقاتی كه نهادهای مختلف برگزار می‌كنند، می‌توان این نگاه را دید؛ مثلاً مسابقه وبلاگ‌نویسی دینی با موضوع ایثار و شهادت برگزار می‌شود و شرط شركت در آن، نوشتن چند پست در مورد دفاع مقدس است. تلقی رایج این است كه اگر موضوع دینی باشد، وبلاگ‌نویسی دینی می‌شود، این یك نگاه است.

     درویشی:
    من در صورتی به وبلاگی دینی می‌گویم كه نگاه نویسنده آن، دینی باشد، نه این‌كه مسئله‌اش را از دین گرفته باشد. خیلی وقت‌ها كسی فكر می‌كند فیلمی كه ساخته، دینی است یا مطلبی كه نوشته دینی است، اما اندیشه‌اش اصلاً دینی نیست

    درویشی در ادامه به تشریح سایر نگاه‌ها درباره وبلاگ دینی پرداخت و گفت: نگاه دیگر این است كه وبلاگ‌نویسی دینی، وبلاگ‌نویسی‌ای است كه در آن نگاه نویسنده وبلاگ، دینی باشد، هر چند موضوع دینی نباشد؛ مثلاً در انعكاس مسافرت، داستان كوتاه، شیمی، فیزیك، علوم تجربی، مهم، نگاه وبلاگ‌نویس است؛ مثلاً كسی یك داستان كوتاه می‌نویسد و در آن خانواده‌ای را توصیف می‌كند كه به مسافرت می‌روند، اگر اول سفر با صدقه شروع بشود، این می‌شود وبلاگ‌نویسی دینی، وبلاگی كه رویكرد دینی دارد.

    این فعال عرصه مجازی اضافه كرد: اما اگر در كل سفر، 40، 50 مطلب از سفر یك خانواده مذهبی نوشته شد و در تمام سفر نه صدقه‌ای بود، نه امر به معروفی و نه نشانه‌ای از الگوهای رفتار دینی و الگوهای اقتصادی دینی، می‌توانیم بگوییم این سكولار و غیر دینی است، هر چند اسم وبلاگش را مذهبی یا اسلامی بگذارد، اما از طرف دیگر، اگر یك وبلاگ پزشكی به جای موجودات بنویسد مخلوقات، خدا را در نظر گرفته، همین كه خدا را در نظر گرفته، می‌شود وبلاگ‌نویسی دینی، اگر نقش خدا را حذف كند و بنویسد شما اگر این دارو را بخورید شفا پیدا می‌كنید، بدون ان‌شاءالله و بدون اشاره به نقش خداوند، این غیر دینی است.

    حمید درویشی در خصوص دیگر نگاه‌ها به بحث وبلاگ دینی عنوان كرد: بحث علم دینی را می‌توان اینجا هم وارد كرد؛ وبلاگ‌نویسی دینی، وبلاگ‌نویسی‌ای است كه مسائلش را از دین بگیرد، موضوعاتش را از دین بگیرد، یا در فضای تفكر دینی رشد كرده باشد؛ مثلاً در فضای جامعه اسلامی وبلاگ‌نویسی «پورنو» به وجود نمی‌آید و وبلاگ‌نویسی جنگ و دفاع مقدس به وجود می‌آید. نوع خاصی از سینما در فضای دینی به وجود آمده، پس این اسلامی است. همان بحث‌هایی كه در علم دینی مطرح است كه این نوع جغرافیا، این نوع نجوم در جامعه اسلامی به وجود آمده، پس این علم اسلامی است.

    درویشی در پایان با اشاره به اندیشه شهید مطهری، اظهار كرد: دیدگاه شهید مطهری می‌گوید كه علمی اسلامی است كه به درد جامعه اسلامی بخورد، اینجا هم می‌توان گفت وبلاگی اسلامی و دینی است كه به درد جامعه اسلامی بخورد. مباحثش در راستای منافع جامعه باشد. من در صورتی می‌گویم به این‌ها دینی كه آن نگاه دینی باشد، نه این‌كه مسئله‌اش را از دین گرفته باشد، خیلی وقت‌ها كسی فكر می‌كند فیلمی كه ساخته، دینی است یا مطلبی كه نوشته دینی است، اما اندیشه‌اش اصلاً دینی نیست.

      
     
       استفاده از این خبر ، با ذکر منبع بلامانع است.
    لینک خبر مصاحبه در شهر قرآن: دایرکتوری وبلاگهای قرآنی: +
    لینک خبر مصاحبه در ایکنا: +
    لینک خبر مصاحبه در طلبه بلاگ: +





  • نظرات() 
  • پیشنهادهای من

    filesell درباره من و وبلاگم

    آخرین مطالب



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد کل مطالب :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین روزآمد :

    اَبر برچسب‌های پاورقی



    قفسه؛ کوتاه‌نوشت‌های من درباره کتاب‌هایی که خوانده‌ام