...پاورقی فرهنگ و ارتباطات

حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات

جمعه 31 شهریور 1396

سلام بر شما
مهر
یک- هم ماه مهر آمده است و فصل بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها. دوباره شاهد ورود دانشجویان جدیدی به رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات هستیم. یکی‌دوسالی است که تقریباً نیمی از پذیرفته‌شدگان اولیه رشته، نمی‌مانند و می‌روند. اما آن‌هایی که می‌مانند، ارزش بیشتری دارند چرا که با انتخاب این رشته و دانشگاه در این دوره زمانی خطرپذیری کرده‌اند.

دوره کارشناسی‌ارشد پیوسته رشته «معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات» علی‌رغم همه انتقاداتی که به آن وارد است، با کمی تسامح، روی کاغذ قابل دفاع است. البته پس از ۱۵ دوره پذیرش دانشجو هنوز هم در اجرا دچار نواقصی است که به نظر می‌رسد عزمی جهت اصلاح آن‌ها نیست و مسئولان امر در پی آن‌اند تا با پاک کردن صورت‌مسئله و نوشتن مسئله جدید (ایجاد گرایش‌های جدید) به حل مشکلات قبلی و موجود بپردازند.
برای بهتر شدن اجرای دوره‌ها و نیز موفقیت دوستانمان که در کسوت هیئت علمی دانشکده درآمده‌اند/ درخواهند آمد، دعا می‌کنیم.

اما وضع دانشگاه از منظر دانشجویان هیچ‌گاه این‌قدر بد نبوده است. دانشجویان امروزی، به شدت منتقد وضع موجود دانشگاه هستند و بسیاری از آن‌ها در فضاهای مجازی و غیررودررو توهین‌های متعددی به مسئولان بی‌کفایت دانشگاه نثار می‌کنند. به ویژه مسئولانی که در کنار بی‌کفایتی و ناکارآمدی، صلاحیت و تخصصی هم ندارند. تمرکز فعالیت‌های دانشگاه بر کارهای شکلی، صوری و تزئیناتی از جمله تخریب و نوسازی‌های شیک مکرر ساختمان‌ها و از بین بردن طبیعت و درختان (مثلاً در اقامتگاه چهارگانه و باغ سالاریه قم) در کنار ناکارآمدی‌های ساده مثل ناتوانی از برگزاری یک انتخاب واحد ساده انتصابی برای دانشجویان کم‌تعداد دانشگاه، حقایق تلخی را به دانشجویان دانشگاه نشان داده است. این مسائل از چشم ورودی‌های جدید مخفی نمی‌ماند. ما در دوره حیات مرحوم مهدوی کنی خیالمان راحت بود که حاج آقا جلوی بسیاری از اشتباهات آقایان را می‌گیرد و می‌گرفت. بعد از فوت ایشان، به ظرفیت‌های اساتید انقلابی و دانشجویان بسیجی باور داشتیم ولی متأسفانه شیب سقوط دانشگاه را (جز در موارد خاص مثل هیئت میثاق بسیج) می‌بینیم.

خب، با این شرایط، یا کسی به این دانشگاه می‌آید که مجبور است و گزینه دیگری ندارد یا افرادی که گزینه‌های بهتری دارند ولی باز هم اینجا را انتخاب می‌کنند تا با تکیه بر ظرفیت‌های درونی خودشان، کاری کنند کارستان. مبارزه کنند برای تولید علم و آرمان‌های والای انقلابی‌شان. این دسته دوم باارزش هستند. با این‌ها نباید مثل دانشجویان عادی رفتار کرد. باید فکر کرد و برنامه ویژه‌ای داشت تا استعدادهایشان شکوفا بشود و از این چند سال تحصیلی لذت ببرند!

محرم
دو- هم محرم آمده و فصل ده‌یازده‌شبه عاشقی عاشقان حضرت ارباب.
امسال برای اولین بار، قالب وبلاگ پاورقی و قفسه را متناسب با محرم تغییر دادم. به نظرم همین کارهای کوچک هم خوب است و اثر دارد. 
طبق روال، ان‌شاءالله به هیئت میثاق با شهدای بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام می‌روم. ظاهراً هیئت ما سال گذشته تجربه ۲۰ هزار عزادار در شب عاشورا را داشت. هیئت هم طبق روال با نماز مغرب شروع می‌شود. شروع سخنرانی استاد علیرضا پناهیان تقریباً یک ساعت بعد از اذان است. دکتر میثم مطیعی هم در ادامه به روضه‌خوانی، مدح و ذکر مصائب اهل‌بیت می‌پردازند. نشریه فتح، برنامه هیئت ویژه کودکان و نوجوانان (تا شب هشتم) و غرفه‌های فرهنگی هم برقرار است. بساط دم‌نوش‌های ایرانی (به، به‌لیمو) هم برپاست! امسال تدابیر امنیتی بیشتر شده؛ در بازرسی بدنی و عبور از دستگاه‌ها همکاری کنید!
گزیده‌ سخنرانی‌های استاد پناهیان را هم نه در نجس‌افزار صهیونیستی تلگرام که در پیام‌رسان ایرانی «سروش» در کانال منبر @menbar_ir می‌نویسم. 
ان‌شاءالله در غرفه «حیات» (نشریات و روابط عمومی بسیج) و نیز غرفه کتاب (دفتر امور شهدا) هم حضور خواهم داشت. دعا کنید بهره‌های معنوی کافی ببریم.


  • نظرات() 
  • سه شنبه 7 شهریور 1396

    طرح رساله من (حمید درویشی شاهکلائی) با عنوان «تحلیل مسائل #فقه_تربیتی در مصرف رسانه‌ای نوجوانان با تأکید بر رسانه‌های جدید» جهت اخذ درجه دکتری (پی‌اچ‌دی) رشته «فرهنگ و ارتباطات» در دانشگاه امام صادق علیه‌السلام با اصلاحاتی تصویب شده است.
    از نظرات و ایده‌های عموم صاحبنظران و کارشناسان و پژوهشگران و علاقه‌مندان در این زمینه استقبال می‌کنم: شناسه @hdarvishi در شبکه‌های اجتماعی داخلی (بله، سروش و گپ) و نیز رایانامه darvishi@elenoon.ir برای دریافت نظرات شما آماده است.
    راستی در طرح، پیش‌بینی ۱۰ مصاحبه نیمه‌ساختمند با نخبگان فقه تربیتی و رسانه شده است. یک فهرست اولیه‌ای در این زمینه وجود دارد ولی حتماً مشارکت‌های شما سودمند است.
    گفتنی است مطابق آیین‌نامه دوره‌های دکتری، موضوع رساله دکتری باید در همان نیم‌سال اول تحصیلی تعیین‌تکلیف شود. متأسفانه گفته می‌شود دانشگاه امام صادق علیه‌السلام با اعمال قوانین خودسرانه و بعضاً نانوشته اقدام به انداختن انواع سنگ‌در مسیر دانشجویی، پژوهشگری و تولید علم به ویژه زیر پای دانشجویان مقطع تحصیلات تکمیلی می‌کند.
    Pavaraqi.ir | @Pavaraqi

  • نظرات() 
  • شنبه 4 شهریور 1396

    اَللَّهُمَّ اَغْنِنا عَنْ هِبَةِ الْوَهّابینَ بِهِبَتِكَ... 
    خدایا! ما را به بخشش خود از بخشش بخشندگان بى‏‌نیاز ساز... 
    حَتّى‏ لانَرْغَبَ اِلى‏ اَحَدٍ مَعَ بَذْلِكَ
    تا با وجود عطاى تو از دیگرى نخواهیم 
    قسمتی از دعای پنجم صحیفه سجادیه
    ----
    چنان بلایی سر جامعه اومده که همه منتظرند تو قرعه‌کشی پودر لباس‌شویی، تلفن‌همراه یا این نرم‌افزارها برنده بشوند و یهویی یه جایزه رؤیایی زندگی‌شون رو از این رو به اون رو کنه! هوم‌کر! جایزه من کو؟!
    قرعه کشی چای گلستان
    خدایا! یک جور ما رو با هدیه‌هایت بی‌نیاز کن تا محتاج جوایز قرعه‌کشی‌ها (هبة الوهابین) نباشیم و از آن‌ها جایزه نخواهیم!
    قربان امام سجاد بروم که با دعاهایش، زندگی کردن را این‌قدر غیرمستقیم به ما یاد می‌دهد.
    Pavaraqi.ir | @Pavaraqi

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 2 شهریور 1396


    انظر الی ما قال و لاتنظر الی من قال...
    یکی از دوستان که دانشجوی دکتری ادبیات است، در یک گروه تلگرامی که غالباً در آن به بحث می‌پردازد، با ذکر عبارت بالا جملاتی با این مضمون نوشت که باید به محتوای سخن توجه کرد،‌ نه گوینده. هرچند ظاهر این حرف، بسیار مردم‌پسند و شیک است اما واقع چیز دیگری است و اسلام چنین نظری ندارد!

    قبل از ورود به نظر اسلام و بررسی روایت و منابع دینی، به نظر شما حکم عقل چیست؟ مثلاً انسانی که دین ندارد، آیا به گوینده سخن توجه نمی‌کند؟ 
    شما در فیلم‌های خارجی می‌بینید که انسان‌های بی‌دین و سکولار هم در هر قضیه‌ای به گوینده سخن توجه می‌کنند و گاهی هم به صحت خبر گوینده شک می‌کنند. در آزمایش‌های تجربی روان‌شناسی هم ثابت شده است که منبع خبر واقعاً مهم است مثلاً عروسک زیبا را راستگو می‌دانیم و عروسک زشت را دروغگو. هم‌چنین است بازی مافیا که بیش از محتوا، خود گوینده مهم است.
     یک مثال دیگر: شما مقایسه کنید وضعیتی را که سپاه و ارتش طرح پیشنهاد کاهش بودجه نظامی ایران را بدهند با وضعیتی که سازمان منافقین این پیشنهاد را بدهد. در این زمینه قطعا همه ما می‌دانیم باید به اهداف و نیت‌های پنهان هم توجه کنیم و اگر سپاه و ارتش که همواره نیازمند امکانات نظامی‌اند چنین پیشنهادی دادند، می‌گوییم خب، پس حتماً بودجه‌اش این‌قدر لازم نیست و باید کم شود ولی اگر سازمان منافقین که سابقه تهاجم نظامی علیه ایران را دارد چنین پیشنهادی داد، می‌گوییم می‌خواهند ما را از نظر دفاعی ضعیف کنند.

    در جهان یک استثنا برای این قضیه وجود دارد. یعنی گاهی وقت‌ها انسان‌های عاقل عالم به گوینده سخن توجه نمی‌کنند. کجا؟ آن‌جایی که مقدار محتمل خیلی بالاست. مثال: فرض کن یک دیوونه بهت بگه خونه‌ت داره می‌سوزه. سرت رو بر می‌گردونی نگاه می‌کنی ببینی داره می‌سوزه یا نه. بله گاهی قضیه شوخی‌بردار نیست و یک‌درصد احتمال راست گفتن هم ارزش بررسی دارد!

    پس منطقی‌تر آن است که ما مسلمانان هم مثل بقیه مردم به همه زمینه‌های گفته‌ها توجه کنیم؛ به ویژه گوینده آن و اینکه کی و کجا و درچه شرایطی گفته شده است؛ مثلا در عصبانیت گفته یا در مستی؟ موارد متعددی در نصوص دینی هم این نکته را تأکید می‌کنند و می‌گویند به انسان‌های که از آن‌ها علم می‌آموزید و یا به حرف‌شان گوش می‌دهید،‌ توجه کنید. تا جایی که شنیدن کلام هر فرد در حد پرستش او دانسته است!

     اما چرا این حدیث (لا تنظروا الی من قال!) می‌گویند به گوینده توجه نکنید؟ در حالی که مثل روز روشن است باید به همه جوانب قول از جمله قائل (گوینده) آن توجه کرد. همه انسان‌ها قبول دارند باید با توجه به کردن همه جوانب، تصمیم بگیرند و استماع قول تنها گوش کردن به محتوای پیام نیست، بلکه بررسی همه جوانب است که اتباع قول احسن را به دنبال دارد. (فبشر عباد الذین یستعمون القول و یتبعون احسنه)

    پاسخ اینجاست:
    اول خود حدیث را کامل بخوانیم!
    «خُذ الحكمَةَ حَیثُ كانَتْ وَ انْظُر اِلی ما قالَ و لا تنظُرْ الی مَنْ قال»،[1] (حكمت را هر جایی است فرا بگیر و نگاه كن به آنچه گفته می‌شود نه به گوینده سخن.) 
    نیز در همین رابطه در روایت دیگر آمده است «خُذِ الحكمَةَ ممّنْ اَتاكَ بِها و انظُرْ الی ما قالَ وَ...»؛[2] (حكمت را از هر كسی كه نزد تو می‌آورد فرابگیر و نگاه كن به آنچه گفته می‌شود نه به گوینده سخن.)
    خب، حالا مثل روز روشن شد که حدیث می‌گوید اگر کسی، حکمت را (و نه همه علوم و دیگر موضوعات را) نزد تو آورد، تو از او بگیر و کاری نداشته باش به اینکه مؤمن است یا منافق و بی‌دین! مثل آن روایات دیگری که می‌گویند حکمت گمشده است ولو در نزد منافق باشد بروید از او بگیرید، این روایت هم می‌خواهد ارزش حکمت را برساند؛ نه چیز دیگر را. (توجه هم کنید که هر سخنی، حکمت نیست. حکمت در این روایات ناظر به بخش خاصی از علم است.)

    پس مثل همیشه به گوینده سخن و منبع خبر توجه کنید. به هر بنگاه سخن‌پراکنی دل ندهید که بدبختتان می‌کنند؛ چه این‌طرفی،‌ چه آن طرفی. حتی صداوسیما را یک‌جانبه گوش نکنید؛ گاهی باید بروید ببینید خود غربی‌ها،‌ داعشی‌ها، آفریقایی‌ها درباره عملکرد و سنت خود چه نظری دارند و چرا این کار را کرده‌اند.

    [1] . تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غرر الحكم و درر الكلم، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی،  1366، ص 58.
    [2] . همان، ص 612

  • نظرات() 
  • سه شنبه 16 خرداد 1396

    مقدمه: صحبت‌هایی که مغفول ماند
    دکتر حسام‌الدین آشنا در دقایق پایانی بخش اول چهارمین گردهمایی اهالی فرهنگ و ارتباطات در دانشگاه امام صادق علیه‌السلام حضور به هم رساند. بخش دوم برنامه، افطاری دانشکده بود. 
    هرچند در پاره‌ای از موارد، تفاوت در دیدگاه‌ها و مبناها وجود دارد، سخنان او همواره دقیق و ارزشمند بوده است اما امسال با توجه به غیبت چهارساله او در دانشکده فرهنگ و ارتباطات و نقشی که گمان می‌رود او در پیروزی حسن روحانی در دو دور انتخابات ریاست جمهوری داشته است، حضور او بیشتر از سخنانش مورد توجه قرار گرفت.* من اینجا به یک حاشیه از سخنانش می‌پردازم و وارد متن می‌شوم.

    *از برخی حاضران در جلسه پرسیدم توصیه‌های دکتر آشنا چه بود. تنها آن‌ها فقط چند مثال از سبک زندگی و تأکید مبهمی بر محفوظات را به خاطر داشتند. به‌جز «منبر @menbar» خودم جایی هم ندیدم که متن یا گزیده‌ای از صحبت‌ها را منتشر کند.

    یک حاشیه
    دکتر آشنا که سبقه آخوندی دارد، این بار بیش از دفعات قبل، آخوندی شروع کرد. درست مثل آخوندهای منبر بر پیامبر صلوات فرستاد. شاید خواست ذهنیت مذهبی‌تری برای خود ایجاد کند یا شاید هم خواست فرصتی* برای فکر کردن به دست آورد تا موضوع بحثش را انتخاب کند و بپرورد. هدف،‌ هرچه بود، این دو نتیجه به دست‌ آمد.

    *در اعلام سین برنامه‌ها، خبری از سخنرانی دکتر آشنا نبود و به نظر می‌رسد ایشان فی‌البداهه موضوع سخنان خود را انتخاب کردند.

    متن: توصیه‌های استاد به دانشجویان
    - مهم‌تر از همه حواشی‌، متن صحبت‌ها بود که مغفول ماند. ایشان به این موضوع پرداختند که چه چیزهایی را در دانشگاه امام صادق می‌توانستند به دست بیاورند ولی به دست نیاوردند. به عبارتی دیگر، توصیه‌های مهم خود را برای دوره دانشجویی در زمان محدود ۱۲ دقیقه‌ بیان کردند. این توصیه‌ها سه و به تعبیر من چهار محور داشت:

    • یک. من به اندازه کافی محفوظات کسب نکردم. قرآن، شعر و حدیث به اندازه کافی حفظ نکردم.

    • دو. فرصت فکر کردن. اگر امروز به پرسش‌های سخت تن ندهید، فردا به سراغ شما می‌آیند.

    • سه. سبک زندگی باید یاد می‌گرفتیم از خورد و خوراک، ورزش و... تا تکلیف خودمان را با سیاست.

    • چهار. روشن کردن تکلیف آدم با خدا؛ تمرین تهجد و زندگی مؤمنانه در دوره دانشجویی سرمایه زندگی اوست.

    تأمل پایانی من
    خوب است همیشه خودمان را مخاطب ببینیم.
    من (حمید درویشی شاهکلائی) در دوره دانشجویی تلاش‌های فراوانی را در این محورها -که می‌تواند قابل افزایش هم باشد مثلاً کسب مهارت‌ها، مطالعه و تفکر انتقادی- انجام داده‌ام. اما همه چیز در حد تمرین ماند و ملکه نشد!* شاید یک علتش این باشد که هنوز دانشجو هستم. 

    *مثلاً ناظر به محور دوم، به پاسخ‌های خیلی خوبی برای مسائل مهم رسیدم. اما بسیاری از مسائل بدون پاسخ خوب ماند. ضمن این‌که بسیاری از همان پاسخ‌های خیلی خوب هم بعد از مدتی، کم‌رنگ و بی‌کیفیت شدند. زندگی جاری است.


    @Pavaraqi
    Pavaraqi.ir

    کانال پاورقی را در پیام‌رسان ایرانی «بله» دنبال کنید! کانال پاورقی هم‌‌اکنون بیش از ۲۰۰ نفر عضو در «بله» دارد.
    اگر از نرم‌افزارهای اندرویدی و گوشی‌های هوشمند استفاده نمی‌کنید، نسخه وب پیام‌رسان بله با نشانی: https://web.bale.ai در خدمت شماست. با رایانه خود از یک پیام‌رسان ایرانی خوب بهره‌مند شوید!
    نسخه اندرویدی و iOS را هم در کافه بازار و اپ‌استور بجویید.

  • نظرات() 
  • یکشنبه 7 خرداد 1396

    آخرین بار به نظرم ۱۰ سال پیش بود که با بچه‌های دانشگاه رفته بودیم یزد.حرف‌هایی که در کنیسه یهودیان شنیدیم، اون راهنمای جوان گردشگری که حرف‌های خوبی درباره ابعاد فرهنگی و اجتماعی معماری می‌گفت، همه تجربه‌های باارزشی برای من بود.

    برنامه اردوی یزد علمی فرهنگی یزد امسال دانشکده فرهنگ و ارتباطات هم خیلی خوش گذشت.
    جای همه دوستانی که نیامدند، خالی. 
    ضمن تشکر از همه میزبانان و کارشناسان در شهرهای یزد و میبد، جا دارد به طور ویژه از آقای دکتر سید مجید امامی که تمام تلاش خود را در جهت پربار برگزار شدن اردو انجام دادند، تشکر کنم. واقعاً از این‌که یک استاد دانشکده، تمام وقت به اردو و برنامه‌هایش پرداخت و در عین حال، همه امور اجرایی و هماهنگی‌ها را هم انجام می‌داد، شگفت‌زده شدم. یک خاطره خوش و به‌یادماندنی به جمع تجربیات اردویی من اضافه شد.

    تعجب می‌کنم از خیل عظیم دوستان فرهنگ و ارتباطاتی که در این اردو شرکت نکردند. حیف است این تجربه‌ها از دست برود.

    @Pavaraqi
    Pavaraqi.ir

    کانال پاورقی را در پیام‌رسان ایرانی «بله» دنبال کنید! کانال پاورقی هم‌‌اکنون بیش از ۲۰۰ نفر عضو در «بله» دارد.
    اگر از نرم‌افزارهای اندرویدی و گوشی‌های هوشمند استفاده نمی‌کنید، نسخه وب پیام‌رسان بله با نشانی: https://web.bale.ai در خدمت شماست. با رایانه خود از یک پیام‌رسان ایرانی خوب بهره‌مند شوید!
    نسخه اندرویدی و iOS را هم در کافه بازار و اپ‌استور بجویید.

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 30 فروردین 1396

    اسنب هم تجربه جالبی است این متن، تبلیغاتی است که خود نرم‌افزار می‌گوید: با لینک زیر تو اسنپ ثبت‌نام کن و یک سفر درون شهری رایگان تا سقف ۱۵ هزار تومان بگیر. با اسنپ می‌تونی خیلی راحت از هرکجا که هستی درخواست خودرو بدی:

    ۰۰۰۰
    جهت دریافت لینک در خصوصی پیام بدهید.
    با اسنپ تاکسی بگیرید.
    تپسی؛ ارزان و به صرفه
    با اپلیکیشن تپسی در هر زمان و مکان تاکسی درخواست دهید و سفری با کیفیت، راحت، ایمن و ارزان داشته باشید.
    اپلیکیشن تپسی را از
    دریافت و برای استفاده از سفر رایگان خود کافی است کد زیر را در قسمت کد هدیه و تخفیف وارد کنید:
    ----
    (جهت دریافت کدها در خصوصی پیام بدهید.)
    :dart:تکمیلی/ تپسی در «#اصفهان» هم راه افتاد!
    کارپینو؛ حضور رسمی تاکسیرانی
    دوست خوبم،
    با لینک زیر تو «کارپینو» ثبت‌نام کن و با کد معرف زیر تا سقف ۱۰۰۰۰ تومان اولین سفرت رو رایگان برو. کارپینو، اپلیکیشن سفارش تاکسی که همیشه و همه‌جا در خدمت شماست.
    کد‌معرف: -----

    تپسی و اسنپ شتاب‌دهنده‌های بخش خصوصی هستند که تحول مهمی در حمل‌ونقل شهر تهران به وجود آورده‌اند و در حال گسترش هم هستند. شاید حرف‌وحدیث‌هایی پشت سرشان باشد اما در عمل، کیفیت،‌ کارآیی و خلاقیت خود را نشان دادند. کیفیت و ارزانی (نسبت به مسافربرهای شخصی و آژانس‌های تاکسی تلفنی) مشخصه بارز این دو نرم‌افزار است.
    کارپینو اما متعلق به تاکسیرانی است و دیرتر به عرصه رقابت پیوسته اما پشتوانه خوب و قدرتمندی دارد.
    نکته نگران‌کننده این است که خطوط تاکسیرانی که مبدا و مقصد مشخصی دارند، نباید از تاکسی‌های خطی خود خالی شوند و مردم عادی هم مجبور شوند برای مسافت‌های روزمره خود «دربست» کرایه کنند!
    اساسا اسنپ و تپسی رقیب آژانس‌های تاکسی تلفنی هستند نه تاکسیرانی! دولت و شهرداری باید حواسشان باشد تا مردمی که توانشان در حد همان خطوط ثابت تاکسیرانی بود، مجبور نشوند تاکسی «کرایه» کنند و دربست بروند!

  • نظرات() 
  • دوشنبه 21 فروردین 1396

    رونق مسلمانی را از بین نبرید!

    ایام اعتکاف،‌ مساجد شلوغ می‌شود.
    بعد از اعتکاف، مساجد به حالت عادی برمی‌گردد.

    چرا؟

    همان حکایت تازه‌مسلمانی است که روز اول از آئین مسلمانی بُرید.

    در اعتکاف به هیچ‌کس سخت نگیرید!

    پاورقی را در پیام‌رسان ایرانی «بله» دنبال کنید!
    @Pavaraqi

  • نظرات() 
  • دوشنبه 21 فروردین 1396


    • امیرکبیر خیال می‌کرد ما باید به جای بحث فلسفی [درباره پیشرفت و چگونگی آن]، مصادیق غرب را وارد کنیم. به همین دلیل پلی‌تکنیک فرانسوی را به شکل دارالفنون در ایران تأسیس کرد. دانشجویان را برای تحصیل علوم فنی فرستادند. همین مهندسان بعداً شروع به سوءاستفاده از دانش‌شان کردند... 

    • همین امروز و بعداً از انقلاب هم با همین رویکرد مواجهیم؛ یعنی تسلط علوم فنی و مهندسی و پیشرفت وارونه و مصداقی. این نگاه می‌گوید اگر می‌خواهی پیشرفت کنی باید هواپیما و کامپیوتر بخری و وارد کنی. دانشگاه فنی ما هم هیچ ربطی به صنعت ندارد، چون قرار نیست چیز مبنایی را تولید کند. دانشگاه ما امروز بیکاری تولید می‌کند نه کار!

    بخشی از مصاحبه خواندنی استاد #فیاض
    متن کامل:
    yon.ir/jd433

    پاورقی را در پیام‌رسان ایرانی «بله» دنبال کنید!
    @Pavaraqi

  • نظرات() 
  • شنبه 19 فروردین 1396

    متن زیر را آقای محمدرضا شعبانعلی نوشته‌اند. مطالب خوب فراوانی در وبلاگ ایشان موجود است. (+)

    دلم می‌خواست یک عادت کوچک را که از سال پیش شروع کردم و نتیجه های فراتر از انتظار برایم داشت با شما هم به اشتراک بگذارم؛ عادتی که هم در خانه هم در محیط کار و جلسات شرکت‌ها، قابل اجراست و آن‌قدر ساده است که به سختی می‌توان آن را ترک کرد.

    پیشنهادم این است که شما هم این کار را امتحان کنید و اگر آن را اثربخش دیدید به دیگران هم پیشنهاد بدهید:

    با خودمان قرار بگذاریم که از ساعت‌های رُند برای زمان‌بندی و قرار گذاشتن و شروع جلسه و خلاصه در تمام جنبه‌های رفتار روزمره استفاده نکنیم.

    به این معنا که مثلاً ساعت‌هایی مانند:

    • هشت
    • هشت و ربع
    • یازده و نیم
    • یک ربع به یک

    را از دامنه واژگان فعال‌مان حذف کنیم.

    اگر می‌خواهیم با دوستانمان در ساعت هشت و نیم قرار بگذاریم، قرار را به ۸:۲۹ یا ۸:۳۱ یا ۸:۲۸ یا ۸:۳۳ تغییر دهیم.

    اگر قرار است جلسه‌ای رأس ساعت ۹ در شرکت شروع شود، ساعت جلسه را تغییر دهیم و در تمام نامه‌ها و ایمیل‌ها و پیام و پیامک‌ها ساعت ۸:۵۸ یا ۸:۵۸ یا ۹:۰۱ یا ۹:۰۳.

    امیدوارم نتایج این تغییر، همون‌قدر که برای من و دوستانم اثرگذار بوده برای شما هم اثرگذار و محسوس باشه.

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 16 فروردین 1396

    متن زیر را آقای غفاری از معلمان و مدرسان سواد رسانه‌ای نوشته است. حرف‌های خوب فراوانی در آن وجود دارد. تجربه و اندیشه تقریباً مشترکی هم داریم. http://azsarnevesht.ir

    از سال ۱۳۸۴ به صورت جدی در کلاس‌های رسمی مدرسه، درگیر آموزش نویسندگی به نوجوانان اول و دوم دبیرستان (نهم و دهم جدید) بوده‌ام. بارها در کسوت مربی پرورشی و غیره هم با موضوع مقاله‌های دانش‌آموزی و داستان‌نویسی و آفرینش‌های ادبی سر و کار داشته‌ام. تجربه‌ی این سال‌ها را در چند جمله این طور خلاصه می‌کنم:
    «بچه‌ها شبیه آنچه می‌خوانند می‌نویسند و بسیار خواندن تأثیر مستقیمی بر درست نوشتن آن‌ها دارد. اما بسیار خواندنتضمینی برای بسیار نوشتن نیست. از میان همه‌ی بچه‌های یک کلاس فقط عده‌ای اندک -به تجربه کمتر از ده درصد دانش  آموزان- نوشتن را فراتر از تکالیف کلاسی و ضرورت‌های تحصیلی پی می‌گیرند که متأسفانه معمولاً بخش زیادی از همین عده‌ی اندک، وقت خود را با داستان‌نویسی تلف می‌کنند. در حالی که شیوه‌های دیگر نویسندگی مثل زندگی‌نامه، روایت خاطرات، نقد فرهنگی و اجتماعی، مقالات علمی و ادبی و قالب‌های دیگر در سبد تجربه‌ی آنان جایی ندارد. در حقیقت داستان‌نویسی دامی است که بر سر راه نویسندگی نوجوانان ما گسترده شده است و جریانِ طبیعی رشد قلمی آنان را  منحرف می‌کند. معلوم هم نیست قرار است با این همه داستان‌نویس جوان چه بکنیم. همه‌ی این استعدادهای جوان هم متأسفانه در همان اولین قدم به دنبال چاپ کتابشان هستند.»
    به عنوان یک معلم نویسندگی هدف اصلی خودم را برای عموم دانش آموزان «تکمیل مهارت درست نوشتن» قرار داده‌ام و در مواجهه با گروه ده درصدی دانش‌آموزان خاص «توهم زدایی از قداست داستان‌نویسی»

    خود من در دوران مدرسه از این توهم بر کنار نبوده‌ام و بدون این‌که هدف مفیدی داشته باشم، بارها طبع خود را برای نوشتن داستان آزموده‌ام. چه روزها و شب‌هایی که وقتم را صرف جور کردن چفت و بست داستانی کردم که معلوم نبود قرار است گره از مشکل چه کسی باز کند و روزنه‌ی امیدی به دنیای چه کسی بگشاید. اگر خاطرتان باشد چند سال پیش یکی از این داستان‌های مدرسه‌ای را که در کیهان بچه‌های دهه هفتاد هم چاپ شده بود این‌جا منتشر کردم. خوشبختانه من با  کنار گذاشتن رودربایستی با خودم این مسیر اشتباه را در همان جوانی ترک گفته‌ام. اما کاش آن زمان مربی حکیمی بالای سرم بود تا زودتر من را از این سعی و خطای بی‌حاصل نجات می‌داد.

  • نظرات() 
  • جمعه 15 بهمن 1395

    • تجربه‌نگاری یکی از دانش‌آموختگان رشته فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه‌اسلام از تلاشش برای استخدام به عنوان یک معلم آموزش و پرورش و ناکامی‌اش به خاطر بی‌اعتباری مدرک تحصیلی!
    • تصور می‌شود دانش‌آموختگان دانشگاه امام صادق علیه‌السلام فقط کافیست درس‌شان تمام شود تا بروند سر کار! در حالی که این‌طور نیست. این مسئله در رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات که به اختصار فرهنگ و ارتباطات نامیده می‌شود،‌ جدی‌تر هم هست. البته مشکل به همین قضیه محدود نمی‌شود.
    •  یادداشت زیر را دوست عزیزم حامد سجادی در گروه کاریابی رشته فرهنگ و ارتباطات ارسال کرده است و به جهت اهمیت موضوع، این‌جا بازنشر می‌شود. این موضوع از جهت توهم‌زدایی از خانواده‌های داوطلبان جدید تحصیل در دانشگاه امام صادق علیه‌السلام هم حائز اهمیت است.

       تجربه‌نگاری مصاحبه استخدامی و بحران مدرک فرهنگ و ارتباطات

       1... با توجه به دیر رسیدن کارت پایان خدمت فرصت ثبت‌نام در آزمون استخدامی خدمات کشور میسر نشد و در آخرین لحظات اقدام به ثبت‌نام در آزمون استخدامی آموزش و پرورش نمودم.

    در حین ثبت‌نام متوجه شدم اگرچه رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دارای کد مشخص شده برای سیستم است (یعنی در سامانه سنجش چنین رشته‌ای موجود است) اما این رشته زیرگروه هیچ رشته دیگر و هیچ شاخه دیگری محسوب نمی‌شود؛ 
    بنابراین در رشته‌هایی نظیر دبیری علوم اجتماعی که رشته‌هایی نظیر جامعه‌شناسی، علوم ارتباطات اجتماعی، مددکاری اجتماعی، انسان‌شناسی و .... امکان حضور داشتند، این رشته اساساً به عنوان عضوی از شاخه علوم اجتماعی محسوب نمی‌شد! و سیستم با ثبت آن پیغام خطا می‌داد.

     به‌ناچار رشته را علوم ارتباطات ثبت کردم و در بخش گرایش عنوان کامل رشته همراه با گرایش را نوشتم! تا کارت ورود به جلسه بگیرم.

       2... روز آزمون همزمان با آزمون استخدامی سایر دستگاه‌ها بود؛ بدون فرصت مطالعه پیشین در آزمون شرکت کردم؛ سطح سؤالات خوب و البته کمی پیشرفته بود اما با توجه به رقبا، دانش قبلی و احتمالاً اقبال و شانس جزء رتبه‌های اول استان در شاخه «دبیری علوم اجتماعی» شدم!

     لازم به ذکر است که کل ماجرا سر استخدام شدن مجموعا 7-8 نفر در کل استان بود!  

     ....و اما روز مصاحبه...  

    در محل مصاحبه حاضر شدم و در حین انتظار برای ورود به جهت بررسی مدارک با سایر افراد نیز آشنا شدم.

     (چند نفر را دیدم که در گوشه‌ای جمع شده‌اند و در حال مرور سریع  و همراه استرس جزواتی هستند؛ نگاهی که انداختم، نام هابرماس و مارکسیسم ساختارگرا و ایدالیسم هگلی و... را در بالای هر برگ از سررسید مذکور دیدم!) 

    سایر رقبای خودم را هم برای آن تک پست معلمی در شهرستان -که از پیش مشخص نموده بودم- شناختم؛ افراد مؤدب و خوش‌برخوردی که در رشته جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی در شهرستان‌های تابعه و بعضاً محروم استان با حداقل امکانات آموزشی تحصیل کرده بودند و بدون ادعا منتظر اقبال خود بودند. 

    در مجموع کلی با هم رفیق شدیم و خوش گذشت!  

     گزینش در سه بخش «بررسی مشخصات و مدارک»، «معاینه عمومی پزشکی» و «مصاحبه عمومی و تخصصی» انجام می شد.

       در قالب نفرات شماره 40-50 وارد سالن برای بررسی مدارک شدم؛ چیزی شبیه میزهای متعدد بررسی تعرفه‌های رأی‌گیری در انتخابات؛ پس از بررسی مدارک هویتی در میز اول دوم اثبات آن که من هیچ نسبتی با خانواده ایثار گران ندارم! (گرچه عمویم شهید شده است.)
     به میز بررسی مدرک تحصیلی دانشگاهی رسیدم.

     ✋✋✋✋ سایر دوستان پیام نوری و آزادی و علمی کاربردی با همان سرعت معمول از این میز هم گذشتند و پس از تکمیل پرونده به بخش معاینه پزشکی ارجاع شدند اما مسئول میز پرونده من را با مکث قابل ملاحظه‌ای بررسی کرد و با تعجب به من گفت:
     این اسم رشته شماست؟ 
    - گفتم: آره مگه چشه؟! 
    گفت: کمی بلند نیست؟ 
    «معارف اسلامی
     و
     فرهنگ
     و 
     ارتباطات
     گرایش مطالعات سیاستگذاری»
      بعد چه ربطی به دبیری علوم اجتماعی داره؟ باید بررسی بشه!  

    این مکث به حدود 15 دقیقه رسید؛ پس از آن، پرونده به مسئول گزینش کل استان ارجاع شد و برحسب تصادف آقای بزرگمهر به‌عنوان یکی از مدیران اصلی وزارت‌خانه در امر گزینش در حال بازدید و بررسی مشکلات بود.  

    پس از ارجاع و کلی معطلی پاسخی که از آقای بزرگمهر شنیدم، این بود که

     این رشته در جلسه‌ای که توسط نماینده سازمان سنجش و وزارت علوم داشتیم، به عنوان زیرمجموعه علوم اجتماعی و علوم ارتباطات اجتماعی ثبت نشده است و بر این اساس، دلیلی برای پذیرش شما وچود ندارد چون اساساً رشته «غیرمرتبط» با علوم اجتماعی محسوب می‌شود! 

     هنگامی که دفترچه پذیرش دکتری 95 سنجش را که در آن در بخش علوم ارتباطات  دو رشته علوم ارتباطات و فرهنگ و ارتباطات را به صورت توأم در مقطع دکتری ذکر شده بود، به وی نشان دادم، در پاسخ گفت:

     اولاً ملاک عمل ما دفترچه ثبت شده توسط سازمان سنجش و امور استخدامی است؛ 
    ثانیاً لفظ دقیق ثبت شده علوم ارتباطات اجتماعی و حتی علوم ارتباطات هم کفایت نمی‌کند؛ چه رسد که این رشته زیر مجموعه آن است 
    و ثالثاً آن که در مقابل برخی رشته‌های نظیر جامعه‌شناسی ثبت شده است (همه گرایش‌ها) اما در مقابل علوم ارتباطات چیزی ثبت نشده است! 
    بنابراین حتی اگر این موضوع را بپذیرم، مسئولان مربوط، هویتی برای این رشته به‌عنوان گرایشی از علوم ارتباطات قائل نشده‌اند! 
    و در مجموع پذیرش شما علاوه بر آن مشکلی از شما را رفع نمی‌کند و در نهایت در هنگام ثبت به عنوان استخدام دولتی به مشکلی بر می‌خورید، توبیخ و بازخواست نیز از همکاران من را نیز در پی دارد! 
     و تمام!✋✋ 

     پ ن1: بر این اساس بنده به دلیل عدم اعتبار مدرک در همان میز دوم ماندم و طی هفته آینده فردی جهت مصاحبه جایگزین می شود.

     پ ن2: هنگامی که از دانشگاه فرهنگیان خارج می‌شدم، سایر رفقای علوم اجتماعی پیام نوری و آزاد را دیدم که مصاحبه را نیز تمام کرده بودند و تقریباً راضی بودند.

    پ ن 3: بندی در صفحه سوم دفترچه سازمان سنجش ذکر شده است که امیدوارم در دفترچه پذیرش استخدامی خدمات کشور نباشد و آن این است که اگر مدرک مقطع کارشناسی شما غیر مرتبط شناخته شود، شما حتی در صورت دارا بودن مدارک بالاتر مرتبط، قادر به احراز صلاحیت نیستید! نمونه آن فردی در روز مصاحبه با وجود کارشناسی ارشد روانشناسی از تهران و سابقه تدریس دانشگاهی به دلیل مهندسی بودن مدرک کارشناسی مورد مصاحبه قرار نگرفت و این یعنی مشکل اعتبار رشته در صورت عدم اصلاح اساس، قابل حل نیست مگر با شرکت مجدد در کنکور کارشناسی!   

     موفق باشید!  

  • نظرات() 
    • تعداد صفحات :22
    • 1  
    • 2  
    • 3  
    • 4  
    • 5  
    • 6  
    • 7  
    • ...  

    پیشنهادهای من

    filesell درباره من و وبلاگم

    آخرین مطالب



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد کل مطالب :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین روزآمد :

    اَبر برچسب‌های پاورقی



    قفسه؛ کوتاه‌نوشت‌های من درباره کتاب‌هایی که خوانده‌ام