تبلیغات
...پاورقی فرهنگ و ارتباطات - مطالب معارف‌اسلامی‌وفرهنگ‌وارتباطات

...پاورقی فرهنگ و ارتباطات

حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات

شنبه 9 مرداد 1395

ما دانشجویان ورودی ۸۴ درس‌های زیادی را با دکتر حسن بشیر، دانش‌آموخته لندن و عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام گذرانده‌ایم. علاوه بر آن، دو درس در مقطع دکتری هم داشتیم. هر چند گاهی ناراحتی‌هایی پیش می‌آمد (مثلا ما از حجم تکالیف گله می‌کردیم و استاد هم از کم‌کاری‌های ما!)، اما در کل یک رضایت نسبی دوطرفه و مهم‌تر از آن، صمیمت و تعامل و درک متقابل وجود داشت. 
فراتر از محبت عمومی استاد به شاگردان، بنده به طور خاص هم مشمول لطف و مرحمت استاد بوده‌ام. مثلا شعر استاد به تأهل اینجانب موجی از سرور را سبب شد. (+)

بحث‌های گروه تلگرامی فرهنگ و ارتباطات هم اخیرا به بهانه شعر دکتر بشیر به مناسبت تولد فرزند یکی از دانشجویان سابق، منجر به سرایش دو شعر شد که حکایت از تعاملات صمیمانه استاد-شاگردی دارد. باشد که این تعاملات روزبه‌روز در جهات اهداف متعالی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام مثمر ثمر باشد:

(دل نوشته استاد به دانشجو)
به دانشجوی خود در خلوت خویش
درون دل چنین گفتم، کم و بیش
غم من باش، اما با دلم باش
کنار خارهای من، گلم باش
مرا همچون پدر، غمخوار خود دان
امین و رهنما و یار خود دان
بدان استاد تو گر خوب یا بد
همیشه دوستدار توست بیحد
بجز خدمت هدف در دل ندارد
که اندر پیشرفت تو شمارد
تویی فرزند بی چون و چرایش
همیشه بهترین هستی برایش
اگر در کودکی یکتا پدر هست
یکی دیگر تو را همتا پدر هست
که استاد است و دلسوز تو باشد
به فکر هر شب و روز تو باشد
مکن تلخی اگر سختی کشیدی
ز استادت، که جز خوبی ندیدی
نکن پرخاش چون حرفی شنیدی
بکن کنکاش چون حرفی شنیدی
میان حق و باطل نیست راهی
که در هر گام آن بنهفته چاهی
ز بیراهی مجو راهی به هر سو
به هر خویی که بیحاصل، مکن خو
زمان غفلت و بازی گذشته است
هنوز آن دشمن پنهان نرفته است
به ایمان کن مسلح خویشتن را
که درمان می کند هر روح و تن را
به علم روز کن خود را مسلح
نه هر علمی، بجز آن علم اصلح
که هر جهل مرکب هست شیرین
برای آنکه نادان است و بی دین
برایت آرزوهای فراوان
به دل دارم که گفتم با دل و جان
اگر از من شنیدی، این سخن را
مزین کن به نورش روح و تن را
که هر چیزی که گفتم دوستانه است
چه تلخ است و چه شیرین خالصانه است.
حسن بشیر. شنبه. 1395/5/9


(دل نوشته ای از زبان دانشجو به استاد) 
(امیدوارم که مورد قبول باشد)

الا یا ایها الاستاد، جانم
فدایت می شود روح و روانم
تویی حقا پدر هستی برایم 
برای این سخن شاهد، خدایم
تویی هچون پدر دلسوز هستی
درون این دلم هر روز هستی
کلاست درس عشق است و محبت
مرامت با وفا هست و مروت
اگر غفلت به من گه گاه آید
و گاهی تنبلی همراه آید
برای اینکه فکرم صد مکان هست
و روحم بهر آن صدتا، جوان هست
نمی خواهد که در یک جا بماند
خر این علم را یکجا براند
گناهم چیست هر چیزی بخوانم
که آن استاد می خواهد بدانم؟
مگر در علم، آزادی حرام است
چنین اجبار در دانش، کدام است
مگر باید همین یک جزوه را خواند
همان ها را درون مغز بنشاند
دلم می خواهد از دنیا بدانم
هر آنچه دل بخواهد آن بخوانم
نمی خواهم اسیر رنگ باشم
و یا با جزوه ها در جنگ باشم
نمی خواهم که شب تا صبح بیخواب
بخوانم گر چه باشم در تب و تاب
ولی گر چه بگفتم من همین ها
شما چیز دگر باشی در این ها
مقام تو بلند است و عظیم است
و قطعا جایگاه تو فخیم است
هر آنکس علم آموزد به من او
مرا عبد خودش بنمود هر سو
تو هم استاد خوب و نازنینی
تو را من دوست دارم، چون همینی
نه در تو کینه ای دیدم نه تحقیر
اگر هم گفته ای حرفی، ز تدبیر
درون هر دعایم جای داری
زبانم در ثنایت هست جاری
اگر تقصیر دارم در ثنایت
بدان عمدا نباشد از برایت
مرا این درسها افکنده در دام
چو آن گوری که افکنده است بهرام
فراموشم شده حالت بپرسم
به هر روز و شب احوالت بپرسم
ولی من وامدار خلق و خویت
نباشد در دلم جز ماه رویت
چو آیم پیش تو از بهر دیدار
نگردم سیر در دیدار هر بار
حسن بشیر. شنبه. 1395/5/9



  • نظرات() 
  • جمعه 25 تیر 1395

    بازی پوکمون گو!  #PokemonGO  

    پوکمون pokemon همون pocket monster است. هیولاهای کوچولوی دوست‌داشتنی!

    محصول جدید نینتندو، به زودی همه رکوردها را خواهد شکست. 
    گفته می‌شود با یک بازی قوی،‌ جذاب و متفاوت روبه‌رو هستیم!


    پوکمان‌ها را در خیابان‌های تهران می‌بینید!
    به زودی اگر در مترو،‌ اتوبوس،‌ سینما ناگهان دیدید که کسی گوشی همراهش را به سمت گرفته،‌ زیاد تعجب نکنید! شاید در حال گرفتن پوکمانی است که در نزدیکی شما قرار دارد! این بازی به شدت حریم خصوصی دیگران را بر هم می‌زند!

    بازی پوکمان‌گو یا پوکمون‌گو، عمده آسیب‌های بازی‌های رایانه‌ای را دارد. مثلا این بازی به شدت معتادکننده است. بازی‌های رایانه‌ای معمولا انزوا و یک‌جانشینی را به دنبال دارند ولی این بازی،‌همون اول کاری،‌خیلی‌ها را به کوچه خیابون کشانده است. استفاده از قابلیت «واقعیت افزوده» در این بازی، سطح جدیدی به خود گرفته است. 

    سود تجاری خوبی برای صاحبانش داشته است. در ضمن، به شدت هم می‌تواند کاربرد جاسوسی داشته باشد؛ اطلاعات فراوانی از دوربین و موقعیت مکانی شما به دست می‌آورد که با توجه به جهانی بودن وسعت کاربران بازی، یک فرصت بی‌نظیر است.

    به خاطر شدت استقبال در سه کشور اولیه بازی، سرورهای این بازی همان روز اول‌،‌کم آوردند!

    #واقعیت_افزوده #فناوری_متوقف_نمی_شود

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 23 تیر 1395

    اخیرا یک مقاله خواندم  با عنوان «تأثیر ساختارهای انگلیسی در ترجمه از عربی به فارسی» نوشته دکتر شهریار نیازی و حافظ نصیری که در نشریه «مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران» شماره ۱۸۶، سال ۱۳۸۷، صص ۶۵ تا ۹۶ منتشر شده بود.

    حاشیه نروم، بروم سر اصل مطلب!

    می‌دانیم:
    فارسی و انگلیسی از نظر ساختار زبانی، هم‌خانواده هستند. یعنی هر دو هند و اروپایی هستند. از این جهت به هم نزدیک‌اند.
    عربی و انگلیسی هم‌خانواده نیستند. چرا که عربی، از خانواده زبان‌های سامی است. از این جهت از هم دور هستند.

    شاید بدانید:
    امروزه شاید به خاطر پیشرفت علم و فناوری کشورهای غربی و در واقع به خاطر قدرت و جنبه‌های سیاسی اقتصادی، زبان انگلیسی بر دیگر زبان‌ها به نوعی برتری یافته است. در نتیجه، ترجمه از انگلیسی به عربی هم زیاد شده است. در نتیجه، برخی ساختارهایی که در زبان انگلیسی رایج بودند، توسط مترجمان با همان شکل و ساختار به زبان عربی ترجمه شدند. یعنی در ترجمه،‌ مترجم ساختار زبان عربی را رعایت نکرد و با همان ساختار انگلیسی نوشت. مثلا باید The government and people of Kuwait را ترجمه می‌کرد: «حکومة الکویت و شعبها» ولی ترجمه کرده است: حکومة و شعب الکویت! می‌بینید؟ یک ضمیر این وسط حذف شده است!

    (این مشکل در ترجمه به زبان فارسی هم هست که ما گاهی دستور زبان فارسی را در ترجمه‌ها فراموش می‌کنیم!)

    ابتدا، این روند فقط در ترجمه‌ها بود. به تدریج با افزایش ترجمه‌خوانی‌ها و نویسنده شدن انگلیسی‌دان‌ها، ساختارهای غلطی که در ترجمه پیدا می‌شد،‌مورد استقبال نویسندگان هم قرار گرفت! در نتیجه،‌ عربی به انگلیسی نزدیک شد.
    حرف نویسنده مقاله
    نویسنده مقاله به این نکته توجه کرده که این قضیه «نزدیک شدن عربی به انگلیسی»، در «ترجمه از عربی به فارسی» کمک بزرگی است. (مثال‌ها را در اصل مقاله بخوانید.)
    یک نمونه اثر مثبت بر ترجمه از عربی به فارسی
    حرف من
    نکته‌ای که مورد توجه من قرار گرفت این است که در نتیجه نزدیک ساختارهای عربی به ساختارهای انگلیسی و بالتبع، ساختارهای فارسی، عربی صحبت کردن و آموزش عربی امروزی برای فارسی‌زبانان هم راحت‌تر شده است،‌چرا که ساختارهایمان به هم نزدیک شده است. 

    من در دوره‌ای که به یادگیری مکالمه عربی مشغول بودم،‌ بسیاری از این تغییرات ساختاری را به طور ناخودآگاه آموخته بودم. اما به کارگیری آگاهانه آن‌ها لذت بیشتری دارد.  از این رو به دوستان جوانم در دانشگاه امام صادق علیه‌السلام و دیگر علاقه‌مندان یادگیری زبان عربی، خواندن این مقاله را پیشنهاد می‌کنم.


    در sid.ir هم نسخه پی‌دی‌اف جدید و شکیلی از مقاله هست.

  • نظرات() 
  • جمعه 17 اردیبهشت 1395

    تصویری که ضدانقلاب‌ها به اشتراک می‌گذارنند
    این تصویر را به اشتراک می‌گذرانند که بگویند امام خمینی هم موافق آموزش انگلیسی در دبستان‌ها بود!
    در حالی که
    منظور از مدارس، دبستان و دبیرستان نیست؛ بلکه مدارس حوزه‌های علمیه مدنظر است. بحث یادگیری زبان‌های خارجی (نه فقط انگلیسی) برای طلبه‌های حوزه‌های دینی به منظور تبلیغ اسلام (و نه واردات فرهنگ غربی) است.
    ---
    هدف از درج این مطلب در وبلاگ، نفی یادگیری زبان انگلیسی نیست؛ صرفا نفی بداخلاقی بعضی گروه‌های سیاسی است که حقیقت را فدای مصلحت می‌کنند و با دروغ و تزویر می‌خواهند رأی جمع کنند.
    ——
    دوستان هم توجه کنند رهبر معظم انقلاب، مخالف آموزش مکالمه عربی در دبیرستان‌های آن است؛ بنابراین آموزش زبان انگلیسی هم باید دلایل قابل توجهی باشد که همه مردم یک سرزمین را وادار به آن کنید! آموزش زبان خارجی،‌ ابعاد سیاسی و فرهنگی قابل توجهی دارد. مثل آموزش مهارت‌های فنی و نظری نیست.
    کشور ما یک زبان دارد و آن هم فارسی است. اجازه آموزش فرهنگ و زبان‌های محلی هم در محدوده خودشان داده شده است؛ هرچند در عمل تقریبا فقط یک کتاب جغرافیای استان تدریس می‌شود.
    ——
    از آن طرف می‌بینیم دشمن کلی هزینه کرده است برای ترویج زبان خودش. مگر بورس فول‌برایت دروغ است؟ یک جلسه کارشناسی‌ارشد درس مسائل جهانی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق را استاد دکتر حسام‌الدین آشنا به این گذراند که چگونه آمریکا،‌ زبان انگلیسی را در ایران دوره پهلوی جا انداخت! بعد هم مثال‌هایی زد از دیگر شخصیت‌های شناخته‌شده بین‌المللی و داخلی که در همین پروژه،‌ هدف سیاست‌های آمریکایی بوده‌اند و اکنون خواسته یا ناخواسته مجری همان سیاست‌ها شده‌اند.
    ----
    باز هم تکرار می‌کنم که یادگیری زبان‌های خارجی آزاد است و اشکال ندارد اما آنچه مورد توجه باید باشد زبان فارسی و زبان‌های محلی است. کسی از صحبت نکردن به زبان‌های بیگانه نمی‌میره. اگر هم کسی برای شغل،‌تبلیغات یا تحصیلات و علم،‌نیازی به یادگیری زبانی داشت،‌بره یاد بگیره. کی جلوش رو گرفته؟ برای بقیه مردم چرا تعیین تکلیف می‌کنید که حتما فقط انگلیسی یاد بگیرند؟
    دانشمندان برن هزار تا زبان یاد می‌گیرند. اتفاقا استادهای دانشگاه فقط انگلیسی بلدند در حالی که در بسیاری از رشته‌ها از جمله رشته ما زبان اول،‌ آلمانی و روسی است.
    بی‌شک برای هر علمی، یک زبان مناسب‌تر است. مثلا آلمانی و روسی برای فرهنگ و ارتباطات مناسب‌ترند. اما دست‌های سلطه کاری کرده‌اند تا ما این‌جا تو دانشگاه امام صادق علیه‌السلام فقط انگلیسی بخوانیم!

  • نظرات() 
  • جمعه 17 اردیبهشت 1395

    یکی فهرست کتاب‌هایی است که از نمایشگاه کتاب خریدم (اینجا بخوانید.)
    و دیگری پیشنهادهای مسجدنما؛ فهرستی است از کتاب‌های خوب تازه منتشر شده (۱۶۲ عنوان) در حوزه‌های متنوع برای مخاطب عمومی.

    سال گذشته و سال قبل آن، یک فهرست از کتاب‌های تخصصی پیشنهادی فرهنگ و ارتباطات ارائه کردم که خوشبختانه مورد اقبال قرار گرفت. امسال نمی‌خواستم فهرست کتب تخصصی پیشنهادی ارائه بدهم. اما گفتم از دل این دو فهرست شاید بتوان فهرست چند کتاب تخصصی هم بیرون آورد! با یک نگاه عام و مسئله‌محور اگر به رشته «معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات» نگاه کنیم، به این فهرست ۶۴ عنوانی می‌رسیم؛ امید که سودمند واقع شود:

    کتاب‌های قرمز: درباره رسانه

    سایر کتاب‌ها: فرهنگ، تربیت، میان‌فرهنگی، رسانه‌های سنتی، تمدن، علوم اجتماعی،‌ فلسفه علم و علوم انسانی، ارتباطات سیاسی و بین‌‌الملل، دین و ارتباطات،‌دین و فرهنگ،‌خانواده و دیگر مسائل فرهنگی ارتباطی

    به ترتیب: عنوان کتاب*پدید اورندگان*ناشر*توضیح

    1. 150 هشتگ نهضت سواد رسانه ای*حسین حق پناه | سید بشیر حسینی*رواق اندیشه (مسیر)*رسانه- تربیت رسانه‌ای
    2. احباب*تدوین: حمید درویشی شاهکلائی*سفیران امین*فرهنگ تشکیلاتی برای تشکیلات فرهنگی
    3. اخلاق گفت و گو*علی محمد حسین زاده*سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی*اخلاق
    4. ادواردو*بهزاد دانشگر*آرما*رمان جنایی-پلیسی(برای ادواردو آنیلی)
    5. ارکان تعلیم و تربیت*محمدتقی جعفری*مؤسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری*تحلیلی و اسلامی و فلسفی (مبانی،اهداف،مربی و متربی)
    6. از سرمایه شهرتی تا شهرت رسانه ای*سید مهدی شریفی طاهر روشندل اربطانی*انتشارات علمی و فرهنگی*مدیریت
    7. از نگاه نبوی 10: مسجد*عباس بشیری*کانون اندیشه جوان*دینی
    8. التیام: فرجام شناسی تاریخ*رضا مصطفوی*عهد مانا*تاریخی
    9. انحلال انقلاب در نظام استکباری*سعید زیبا کلام*موسسه شهید کاظمی*انقلاب اسلامی
    10. آیین شورآفرینی «نگاهی به نوحه سرایی و نوحه‌پردازی»*سید مهدی حسینی رکن آبادی*آرام دل*امام حسین
    11. آیین و اسطوره در ایران شیعی: انسان شناسی مناسک عزاداری محرم*جبار رحمانی*خیمه*ایینی
    12. برنا (بستر رویش نخبگان انقلابی) *کانون دانش پژوهان نخبه*موسسه کتاب شناسی شیعه (موسسه تراث الشیعه)*انقلاب اسلامی-فرهنگی-تاریخی
    13. بیداری اسلامی در بحرین*سید رضی عمادی*مرکز اسناد انقلاب اسلامی*سیاسی
    14. پنجشنبه فیروزه ای*سارا عرفانی*نیستان*رمان
    15. تا ساحل آرامش (دوره پنج‌جلدی)*محسن عباسی ولدی*جامعه الزهرا*گام‌های موفقیت در زندگی مشترک (کاری دیگر از نویسنده «من دیگر ما»
    16. تاریخ اجتماعی رسانه‌ها*ایسابریگز و پیتربرک/حسن نمک‌دوست تهرانی*همشهری*تاریخ تحلیلی ارتباط جمعی
    17. تربیت دینی در مدارس: مبانی طراحی برنامه درسی دوره متوسطه*پروین صمدی*پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی*تربیتی-دینی
    18. تربیت مدیر و مربی قرآنی*احمد قاری*بوستان کتاب قم*تربیتی-فرهنگی
    19. تکنولوژی رسانه‌ای؛ از منظری انتقادی*یوست ون لون/احد علیقلیان*همشهری*تحلیلی فلسفی اجتماعی درباره ارتباط‌جمعی
    20. جاذبه حسینی*جمعی از نویسندگان*موسسه فرهنگی حدیث لوح و قلم*بیانات رهبری درباره حضرت زینب کبری و اربعین
    21. جامعه شناسی راهپیمایی 22 بهمن*علی جعفری*سوره مهر*فرهنگی
    22. جستارهایی در تاریخ نگاری معاصر ایران*یعقوب توکلی*دفتر نشر معارف*تاریخ معاصر
    23. چامسکی و جهانی شدن*جرمی فاکس/محسن محمودی*مهرگان خرد*سیاسی
    24. چند لقمه حرف حلال برای خانواده*حمیده میرزادارانی | نسیم کریمی*حدیث راه عشق*خانوادگی
    25. حمله به عراق؛ آنچه رسانه‌ها به شما نگفته‌اند*نورمن سولومون - ریس ارلیک - ترجمه محمدرضا نوروزپور*نیستان*عمومی
    26. خبرنگار بدون مرز*محمدرضا زائری*آرما*اجتماعی-فرهنگی
    27. درآمدی بر ارتباطات جمعی از منظر اسلام (الگوی رسانه مطلوب)*اصغر اسلامی تنها| حسن یوسف زاده| سید محمدعلی غمامی*موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)*رسانه
    28. دشمن شدید - جلد اول: جریان شناسی انحراف در تاریخ با محوریت یهود*مهدی طایب*موسسه شهید کاظمی*تاریخی
    29. دلقکها و آدمکشها: نقش سازمان سیا در هالیوود*تریشا جنکینز/ امیر یزدیان*ترجمان علوم انسانی*سیاسی-فرهنگی
    30. دوستت دارم: چهل حدیث درباره آیین همسرداری*محمدحسن رحیمیان*مسجد مقدس جمکران*فرهنگی
    31. رساله خانواده *هادی نیکدل*امیرالعلم*خانواده-نظام رفتاری
    32. رنسانس قدسی: نقد و بررسی عرفان های نوظهور و جنبش‌های نوین دینی (NRM) در جهان معاصر*محمدحسن یعقوبیان*وثوق*عرفان‌های نوظهور
    33. روایت مطهر3*حسین سوزنچی*نشر سدید: بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق*اسلامی اجتماعی
    34. رهایی از ناآرامی: راهنمای عملی افزایش آرامش و کاهش نگرانی*سید حمیدرضا علوی*بوستان کتاب قم*روانشناسی اسلامی
    35. زمانه ما و نهج البلاغه*فرزاد جهان بین*نشر سدید: بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق*دینی اجتماعی
    36. زندگی سالم*امیر حسین شهگلی*نشر سدید: بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق*طب سنتی-اسلامی
    37. ساکنان ایران 1414: بایسته های فرزندآوری و تربیت فرزند*زینب مهاجری*دفتر نشر معارف*تربیتی
    38. سواد رسانه ای (دوره ده جلدی)*احمد عسکری و دیگران*فهم (وابسته به موسسه فرهنگ و هنر هدایت میزان)*رسانه
    39. شیوه های مبارزه پیامبر (ص) با فرهنگ جاهلی*ابراهیم فلاح سید صفیه میرحسینی*بوستان کتاب قم*مبارزاتی
    40. صدر اندیشه: سیری در زندگی، آرا و اندیشه های شهید سید محمدباقر صدر*عبدالله نصری*دفتر نشر فرهنگ اسلامی*اندیشه
    41. صدور انقلاب از منظر امام خمینی (ره)*عباسعلی فرزندی اردکانی*کانون اندیشه جوان *سیاسی
    42. صمیمانه با همسران: راهکارهای پیشگیری و درمان طلاق عاطفی*محمدعلی قاسمی*نورالزهراء (س)*خانوادگی
    43. ظرفیت شناسی علوم اسلامی در تحول علوم اسلامی*مجمع عالی حکمت اسلامی*موسسه مجمع عالی حکمت اسلامی*علوم انسانی
    44. عیش و معاش*امیر حسین بانکی پور فرد*حدیث راه عشق*اقتصادی اسلامی
    45. قدر؛ نظریه هنر و زیبایی در تمدن اسلامی*حسن بلخاری قهی*سوره مهر*تاریخی
    46. کاوشی در چیستی علوم انسانی مدرن*شهریار زرشناس*کانون اندیشه جوان*علوم انسانی
    47. گریز از ایمان و گریز از عمل*شهید مرتضی مطهری*صدرا*جدیدترین اثر استاد درباره ایمان و عمل
    48. گشت ارشاد در آمریکا*سید هاشم میرلوحی*دفتر نشر معارف*دفتر نشر معارف
    49. گفتارهای اخلاقی و اجتماعی*ابراهیم امینی*بوستان کتاب قم*دینی
    50. گنبد مستجاب*سید علی اصغر علوی*نشر سدید: بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق*تربیت دینی-عاشوراپژوهی
    51. لذت با بوی باروت: گفتگوهایی درباره هنر و ادبیات انقلاب اسلامی*محمدمهدی خالقی*دفتر نشر معارف*هنر-ادبیات
    52. مجموعه های تربیتی سکوی پرواز نوجوانان: راهبردها و برنامه های مجموعه های تربیتی در دوره متوسطه اول*حسین گلردی*تراث*تربیتی
    53. مد و مدگرایی و جایگاه آن در سبک زندگی اسلامی*سید حسن موسوی*بوستان کتاب قم*سبک زندگی
    54. مهارت های طلبگی (دوره یازده جلدی)*حسین سوزنچی و دیگران*کانون اندیشه جوان *آموزش
    55. ناگفته های فضای مجازی*حامد کمال | محمد کمال*عروج ایمان*رسانه
    56. نبرد نقره ای: بررسی عملیات روانی هالیوود علیه انقلاب اسلامی ایران*ایمان بخشعلی زاده*حدیث راه عشق*رسانه
    57. نسبت دین با علم و فناوری: مبانی مفهومی نظریه علم دینی*سید محمدمهدی میرباقری*تمدن نوین اسلامی*دینی
    58. نظام صحیح حرکت منطقی از انس با قرآن تا تمدن نوین اسلامی*حسین ابراهیمی کوشالی*موسسه شهید کاظمی*فرهنگ و تمدن
    59. نظریه پردازی گامی به سوی تولید علم دینی نظریه اجتماعی ارتباط در قرآن*مجید کافی*پژوهشگاه حوزه و دانشگاه*دینی
    60. نفوذ: بررسی پروژه برنامه ریزی شده نفوذ دشمن از دیدگاه مقام معظم رهبری*محمد رستمی*موسسه شهید کاظمی*بیانات رهبری
    61. نگاهی به حوزه؛ جایگاه شناسی توصیفی - تحلیلی روحانیت و حوزه های علمیه شیعه*سعید هلالیان*کتاب فردا*تحلیلی
    62. نهم ربیع؛ جهالت‌ها، خسارت‌ها*مهدی مسائلی*آرما*تاریخی
    63. وحدت اسلامی: واقعیت ها و توهم ها*محمدجواد نظافت یزدی*امام مهربان*دینی-اجتماعی
    64. هفت جن*امیده کوره چی*کتابستان معرفت*رمان نقد فرقه‌های انحرافی نوظهور

     

    این فهرست به کمک شما نیاز دارد تا کامل و دقیق شود.

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 16 اردیبهشت 1395

    به واسطه این‌که حقیر چهره شناخته‌شده‌تری هستم و احتمالا این‌که رتبه یک دکتری هستم و بسیاری «هستم‌های» دیگر، این روزها سؤالات زیادی را از طرق گوناگون (رایانامه،‌ حضوری، بخش نظرات و...) در مورد دکتری دانشگاه امام صادق علیه‌السلام پاسخ می‌دهم. این پاسخ‌ها از یک جهت خیلی مهم است و آن این‌که من هم‌اکنون در مقطع دکتری این دانشگاه تحصیل می‌کنم و کارمان گیر آقایان است!

    در شرایط فعلی، با توجه به رویکردهای جدید دانشگاه و تجربه ۲۳ نیم‌سال تحصیل در دانشگاه امام صادق علیه‌السلام، ثبت‌نام و تحصیل در مقطع دکتری این دانشگاه را نه تنها «خسارت محض» که «حماقت محض» می‌دانم. مگر برای کسی که

    الف- خیلی پوست‌کلفت باشد.
    ب- بخواهد چند ده میلیون پول را همین‌جوری خرج کند.
    ج- بخواهد عمرش را، جوانی‌اش را، نشاطش را از دست بدهد.
    د- از تحقیر شدن و از لگدمال شدن عزت و احترامش خوشش بیاید.
    ه- هر روز آماده پذیرش یک بحران تازه باشد.
    و-در پی این باشد که به او ظلم بشود.

    البته خاطرنشان می‌سازد بنده خود را به دانشگاه امام صادق علیه‌السلام به ویژه بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام و محبت همه اهالی باصفای آن دانشگاه بدهکار می‌دانم، اما حقیقت همان است که گفتم.

    چند توصیه برادرانه:
    اگر می‌خواهید به اسلام و انقلاب اسلامی خدمت کنید،‌ حتما بروید جای دیگر.
    اگر دنبال این هستید که یک پولی بدهید و یک مدرکی بگیرد، حتما بروید جای دیگر.
    اگر خیلی عشق این دانشگاه هستید، از هیئتش استفاده کنید و عاشق بمانید!
    اگر دنبال علم و دانش هستید، در دوره‌های دکتری از جمله این‌جا اتفاق خاصی نمی‌افتد. دوره کارشناسی ما خیلی پربارتر از دوره دکتری بود؛ هم اجرایی و هم محتوایی.

    ان‌شاءالله روزی برسد که تحصیل در مقطع دکتری این دانشگاه قابل توصیه باشد.

    اما مسئله آزمون اسما که خیلی مورد پرسش است:
    اسما یعنی آزمون سراسری معارف اسلامی که قبلا تنها فقه و اصول بود و الان تفسیر و مباحث شهید مطهری و قواعد عربی هم به آن اضافه شده است. این آزمون خاص دانشگاه ماست؛ البته یک ردیف به کارنامک علمی شما اضافه می‌کند. این آزمون،‌ عملا یک سد ایجاد کرده تا نخبگان حوزه و دانشگاه‌های دیگر به صورت ساختاری نتوانند وارد دانشگاه امام صادق علیه‌السلام شوند. گفتنی است بسیاری از طلاب و دانش‌آموختگان دانشگاه امام صادق علیه‌السلام نتوانسته‌اند از سد این آزمون -که اکنون به منبع درآمدی برای دانشگاه تبدیل شده- بگذرند. البته سد بعدی، گزینش و تحقیقات محلی است که برخی از دانش‌آموختگان این دانشگاه هم در آن رد شده‌اند. فایده مثبت آزمون هم یک‌دست شدن نسبی دانشجویان پذیرفته شده در مقطع دکتری از نظر تسلط بر حداقل‌هایی از معارف اسلامی است. 

    مسئله پولی شدن دوره‌های دکتری دانشگاه:
    علی‌رغم رویکردهای دهه ۶۰ دانشگاه در ارائه خدمات ارزان و بعضا رایگان و نیز حقوق ماهانه (که با آن می‌شد در تهران،‌ اجاره‌خانه داد) که مبنای روشنی داشت (دانشجو در اول زندگی و جوانی، پولش کجا بود که هزینه‌ها را از طریق دانشجو تأمین کنیم؟) در دهه ۹۰ دانشگاه به گدایی از دانشجویان افتاده است و تجربه شیرین مدارس امام صادق علیه‌السلام در اخذ شهریه‌های میلیونی در حال تکرار است. شاید پول گرفتن بابت واحدهای مردود شده به عنوان تنبیه دانشجو وجه عقلانی داشته باشد، اما پولی کردن دوره‌های دکتری دانشگاه، بی‌شک بردن آبروی علم و ذلیل کردن عالمان است.

    از آفات پولی کردن که بگذریم، از مبلغ بالای آن هم که بگذریم، از حیله و فریب که نمی‌توان به آسانی گذشت، می‌توان؟! مثلا ما در دوره روزانه دانشگاه ثبت‌نام کردیم و شرایط خاص دانشگاه تنها آزمون اسما و مدرک زبان و صلاحیت مکتبی ذکر شده بود. اما پس از انتخاب این دانشگاه، اطلاعیه زدند که ما شما را درجه‌بندی می‌کنیم و از دانشجوی درجه ۲ و ۳ حتما پول می‌گیریم. حالا فکر می‌کنید آیا یک نفر را هم به عنوان دانشجوی درجه یک معرفی کردند؟ البته این‌ها اطلاعیه بود و در عمل می‌گفتند از کی پول گرفتیم؟ حالا برعکس شده و دارند پول می‌گیرند. از طرفی توهین هم می‌کنند که ما از دانشجویان ضعیف پول می‌گیریم! عمده مسئولان دانشگاه هم ساکت دارند نگاه می‌کنند و احتمالا در دلشان دعا می‌کنند خدا کاری کند خودش جلوی ظلم را بگیرد!

    آری، ظلم که شاخ و دم دارد. در کربلا یک عده ظلم کردند و یک عده هم سکوت کردند و با ظلم مقابله نکردند. قصه همان است.

    گفتنی است روزانه در مقابل دوره‌های شبانه،‌ پردیس، غیرانتفاعی قرار داشت و هزینه تحصیل آن دوره‌ها در دفترچه مشخص شده بود.

    آماده درج پاسخ مسئولان هستیم.

  • نظرات() 
  • یکشنبه 29 فروردین 1395

    واقعا خنده‌دارند کسانی که ادعای ولایت‌پذیری دارند ولی در صحنه اقدام و عمل،‌ منفعت شخصی کوتاه‌مدت خودشان را می‌بینند و حاضر نیستند برای کشور خودشان که اتفاقا نظام اسلامی و مملکت امام زمان هم هست، هزینه کنند. شما هم شاید فیلم آن خانم ژاپنی را دیده باشید که برای کمک به اقتصاد کشور شیعه، کالای ایرانی می‌خرید. خدا رو شکر گوشی‌های ایرانی چند سالی است که کیفیت مطلوبی دارند؛ هم کار راه‌انداز هستند و هم این‌که با استقبال قابل توجهی مواجه شده‌اند.

    جی ال ایکس

    کار به جایی رسیده که شرکت «ارتباط همراه گویا اروند» که محصولاتش را به خاطر قضیه تحریم‌ها با نام جی‌ال‌ایکس GLX  که مخفف جنرال لوکس General Luxe است دست به پیش‌فروش محصول جدید خود یعنی گوشی هوشمند جی شش (G6) زده است. خریدش تا آخر فروردین با تخفیف خوبی همراه است.
    گوشی فعلی من جی چهار محصولی از جی‌ال‌ایکس است. این گوشی رو سه‌چهار سال پیش خریده بودم. این روزهای اخیر، کمی مشکل پیدا کرده و در بعضی جاهایی که سابقا در دسترس بود، در دسترس نیست. علت آن هم اینجاست؛ بابایی فداش شه!

    خلاصه خواستم اطلاع بدم من با تجربه چهارساله گوشی ایرانی،‌ دوباره دارم گوشی ایرانی میخرم. 
    شما هم خواستید گوشی ایرانی،‌از هر جایی نخرید؛ فقط سایت رسمی فروشگاه جی‌ال‌ایکس http://glx.ir معتبره. فروشگاه‌های اینترنتی و مغازه‌های بیرون بعضا تو گوشی دست‌کاری کنند و در نتیجه شاید از جهاتی گوشی بهتر کار کنه،‌ اما از اعتبار ساقط می‌شه.

    الان قیمت گوشی ۳۹۹ هزار تومان است که با احتساب ۱۱ هزار تومان هزینه پست تا تهران می‌شود ۴۱۰ هزار تومان قربۀ الی الله.

    GLX
    پیش فروش آخرین محصول شرکت جی ال ایکس
    جی ال ایکس جی ۶ / GLX G 6

    مشخصات اصلی:
    دو سیمکارت
    پردازنده چهارهسته ای
    مجموع حافظه داخلی ۱۶ گیگابایت / حافظه رم ۲ گیگابایت
    پشتیبانی از آخرین نسل سیمکارتها (4G)
    به همراه GPS
    صفحه نمایش لمسی خازنی با قابلیت دریافت 5 لمس همزمان - اندازه 5.5" اینچ –با وضوح HD
    دوربین: 13 مگاپیکسل - دوربین مکالمه ویدئویی 5مگاپیکسل - فوکوس اتوماتیک - فلاش
    سیستم عامل Android نسخه  5
    باتری 2900 میلی آمپر ساعت

    قابل ذکر است زمان تحویل گوشی برای ثبت‌نام‌های جدید خرداد  95 و قیمت خرید فوری آن از اردیبهشت ۸۰۰ هزار تومان خواهد بود!

    قیمت با توجه به تاریخ ثبت نام به شرح ذیل است :
    ثبت نام از 94.11.01 - تا 94.11.30 : مبلغ پیش خرید برای ثبت نام : 369.000
    ثبت نام از 94.12.01 - تا 94.12.29 : مبلغ پیش خرید برای ثبت نام : 389.000
    ثبت نام از 95.01.01 - تا 95.01.31 : مبلغ پیش خرید برای ثبت نام : 399.000

    ---
    پی‌نوشت:
    امسال سال اقتصاد مقاومتی است؛ اقدام و عمل. یک کاری بکنید!

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 11 فروردین 1395

    ولی معظم فقیه، آیت الله العظمی سید علی آقای خامنه ای هر سال را متناسب با شرایط آن سال، نامگذاری میکنند.

    البته این نامگذاری با نگاهی به چشم انداز بیست ساله و موقعیت کشور در دهه چهارم انقلاب اسلامی (که خود این دهه به «عدالت و پیشرفت» نامگذاری شده است.) اتفاق می افتد.

    این نامگذاری برکات فراوانی دارد؛ همین طور هم آفاتی داشته است. 

    چیزی که اینجا میخوام بنویسم درباره شعار سال نظام جمهوری اسلامی نیست.

    البته زیاد هم نمیخوام بنویسم.

    خوب است هر کدام از ما، برای هر سال خود، یک اسم و شعار انتخاب کنیم. چه بسا همت ما از مسئولان جمهوری اسلامی بیشتر بود و به هدفمان رسیدیم! در هر صورت هم چیزی از دست نمیدهیم. 

    کمی فکر و آینده نگری کنیم. ده سال آینده را امروز ببینیم. خب، امسال میخواهیم چه کنیم؟

    ---

    * شاید چند افق ورزشی، اقتصادی، معنوی، علمی و... انتخاب کنید و چند شعار خوب هم بسازید. اما «اقدام و عمل» را فراموش نکنید.

    * این اتفاق میتواند در سطح خانواده، سازمان، هم دوره ای ها و... هم اتفاق بیفتد.

    * تجربه کنید!

     * کمی افق نگاه تان را بالاتر ببرید. خوبه، ممنون!

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 22 بهمن 1394

    جایزه ویژه بهترین فیلم انیمیشن امسال جشنواره سینمایی فجر انقلاب اسلامی به پویانمایی «فهرست مقدس» ساخته دوست و هم کلاسی خوبم، آقا محمدامین همدانی رسید.

    پویانمایی در کشور ما متأسفانه جدی گرفته نشده است. امید که مردم و مسئولان به خود بیایند.

    برعکس افسانه هولوکاست، «فهرست مقدس»، داستان یک آدمسوزی واقعی است. قرآن هم ماجرای آن را (اصحاب اخدود) بیان کرده است. «فهرست شیندلر» که اسپیلبرگ آن را بر اساس افسانه دروغین هولوکاست ساخت، در سراسر جهان دیده شد. «فهرست مقدس» بر اساس واقعیت است، امید که هم مردم ما و هم مردم جهان آن را ببینند؛ به ویژه پیام فیلم که یک پیام فرافرهنگی است و اختصاصی به مسلمانان ندارد و مومنان مظلوم مسیحی در این فیلم می سوزند!

    پی نوشت:
    ما هر وقت تو دانشگاه و یا بیرون دانشگاه، پویانمایی نگاه کردیم، یکی می پرسید چرا برنامه کودک نگاه میکنی؟!

    اینجا هم همین جوره. اصلا درک درستی از پویانمایی نیست. اصلا دیده نمیشود.

    کانال فیلم در تلگرام: https://telegram.me/theholycast

  • نظرات() 
  • جمعه 25 دی 1394

    پاسدار شهید حاج سعید سیاح طاهری؛ #مدافع_حریم_انقلاب_اسلامی  


    اولین بار و آخرین باری که او را دیدم، گلزار شهدای آبادان بود. دهه اول محرم بود و برای اولین بار، دانشجویان بسیجی دانشکده فرهنگ و ارتباطات، یک برنامه مستقل و با هویت بسیجی برگزار می‌کردند؛ تجربه‌ای بود از تخصصی شدن بسیج در قالب دانشکده‌ها. می‌خواستیم یک اردوی راهیان نور متفاوت برگزار کنیم مثلا به مسائل فرهنگی و ارتباطی دفاع مقدس توجه بیشتری کردیم. اردو مصادف با نیمه دوم دهه اول محرم بود در سال فتنه 88. غربت خاصی داشت.


    حاج سعید پدر علی اکبر بود. علی اکبر، دوست و هم رشته ای جدید ما بود؛ خیلی فعال، شوخ و بانشاط. خداحفظش کند.


    هشتاد و هشت، محرم، گلزار شهدای آبادان و روایتگری یک رزمنده که رفقایش شهید شده اند...


    آن روزها به همت سعید قاسمی، کاروان‌های راهیان نور بسیاری در منطقه بودند و بازماندگان زیادی را از قافله پرفیض و برکت دفاع مقدس می‌دیدم. 


    هنوز نه دی اتفاق نیفتاده بود. فتنه و فتنه گران، نور امیدی در دل ظلمتناک تمدن غربی شیطان بزرگ بودند. یک چشم امید ما به همین سرداران و رزمندگان بود که سابقه مبارزه داشتند. از طرفی هم می دیدیم اینها عمدتا به این زمانه تعلق ندارند؛ دلشان جای دیگری است و دستگاه محاسباتشان فرق میکند. حیف بود این بازماندگان در بستر بمیرند.


    وقتی به حاج سعید سیاح طاهری نگاه می‌کردم، عظمت را می‌دیدم؛ چون کوه استوار مانده بود. نه فقط در ساحت فکر و اندیشه، بلکه آمادگی جسمانی‌اش هم از ما بیشتر بود.

    افسران - سردار حاج سعید سیاح طاهری به خیل شهدای مدافع حرم پیوست

    گویا حاج سعید مانده بود برای شهادت در سوریه. خوشا به سعادتش. راه مبارزه با اسرائیل و آمریکا، امروزه در پیچ تاریخی سوریه به بلوغی رسیده است و کارآمدی انقلاب اسلامی با شهدای بین المللی اش در دفاع از #حریم_اهل_بیت اثبات میشود.


    باشد که ما در طی طریق شهیدان موفق باشیم. 

    کانال تلگرام پاورقی @PavaraQi

    حمید درویشی شاهکلائی

    ---

    این پیام را هم فرزند شهید فرستاده است:

    الحمدلله که این شهید عزیز تا آخرین لحظه عمرشون حتی وسط معرکه داعش و تکفیری ها، دنبال مبارزه با آمریکا و رژیم صهیونیستی بودن و لحظه ای هم غافل نشدند

    این سفر آخر هم که برگشتن با تاکید به من گفتن حرف آقا رو فراموش نکنید، دشمن اصلی ما آمریکا و اسرائیله و راه رو نباید گم کرد...

    خوشا به سعادتش که 30 سال دنبال شهادت بود و بهش رسید

    یالینتنی کنت معه...

    #مدافع_حریم_انقلاب_اسلامی 

    #مرگ_بر_آمریکا

    #مرگ_بر_اسرائیل

    #مرگ_بر_انگلیس

    #مرگ_بر_آل_سعود

    لطفا به نقل از فرزند شهید تو گروه هاتون منتشر کنید که همه بدونن بابای ما ضدآمریکایی بود و خیلی هم سیاسی بود

    پس فردا نگن شهید موضعی نداشت!

    اتفاقا پدر ما خیلی هم موضع انقلابی، اصولی و محکمی داشت و فدایی ولایت فقیه و امام و آقا بود...

    آخرش هم در همین راه به آرزوش رسید

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 4 شهریور 1394

    چند باری به این مصاحبه تاریخی که الان حدود 10 سال از آن می‌گذرد، نیاز شد. پیدا کردن آن برای بچه‌ها با توجه به تغییرات تارنمای اطلاع‌رسانی دانشگاه و به تبع آن، حذف مصاحبه از تارنمای جدید دانشکده فرهنگ و ارتباطات، دشوار شده است. خب این مصاحبه در اولین شماره اولین نشریه چندرسانه‌ای دانشجویی با عنوان «دعوت» منتشر شد. من آن روزها تازه به دانشگاه آمده بودم و توفیق همکاری با انجمن علمی در انتشار این نشریه داشتم. حامد فروزان و سید محمدعلی غمامی که آن روز دانشجوی سال سوم، هم اکنون دانشجوی دکتری در دانشگاه‌های علامه طباطبایی و باقرالعلوم هستند. خدا دکتر فیاض، مصاحبه‌کنندگان و همه اساتید عزیز را حفظ کند. این مصاحبه هر چه بیش‌تر می‌گذرد، خواندنی‌تر می‌شود. 

    مصاحبه با آقای دكتر فیاض

    در باره‌ اهداف رشته‌ معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات و وضعیت فعلی آن


    بهمن 1384

    مصاحبه كنندگان: حامد فروزان و سید محمد علی غمامی

    هدف رشته: فرهنگ و ارتباطات؛ نه ارتباطات و فرهنگ.

    منظور از ارتباطات در دانشگاه امام صادق (ع) چیست؟

    ارتباطات و دین كه الان در دانشگاه تهران است یعنی دین مجازی و اینترنتی

    بزرگترین مشكل ما در این دانشكده اینست كه یك چارچوب تئوریك نداریم.

    ما همه‌ رسانه‌ها را در نظر می‌گیریم حتی رسانه‌های سنتی مثل منبر

    چارچوب تئوریك كه ما می‌گوییم یعنی روش حركت ما.

    هدف این بود كه چگونه فرهنگ سنتی را در ارتباطات بازتولید كنیم.

    هدف از تاسیس این رشته این بوده كه بررسی كند كه  چگونه فرهنگ سنتی را در ارتباطات بازتولید كنیم كه نه تنها هویت ملی- فرهنگی ما بماند بلكه ما صادرات فرهنگی به‌ دنیا داشته باشیم. زیرا می‌خواهیم با دنیا تعامل داشته‌باشیم. برای همین روی سیاستگذاری فرهنگی و ارتباطی رفتیم.

     

    متن كامل مصاحبه :

    - آیا ما درصدد بررسی حوزه‌های مختلف فرهنگ و ارتباطات با رویكرد اسلامی هستیم یا اینكه برای استفاده از علوم غربی است؟ در واقع آیا حالت منفعلانه دارد یا فعالانه؟ اگر فعالانه است به دنبال چه چیزی است؟
    متاسفانه اهتمام كافی در این زمینه وجود نداشته است. الان غرب  عالمانه منفعل شده است. می‌داند كه امروز جهان در حال باز شدن است. مردم شناسان غرب از جمله «مارگارت مید» نشان داده اند كه اقوام مختلف هم حرف دارند. «هانری كربن» وقتی به ایران آمد به اوروپایی ها گفت شما خیلی چیزها از ایران و تشیع نمی‌دانید و گفت وقتی فلسفه اسلامی را دیدم از فلسفه‌ی هایدگری آلمان بی‌نیاز شدم.

    - یعنی ما بالقوه می‌توانیم فعال باشیم؟
    این مسلم است اما ما نتوانستیم به خوبی فرهنگ را باز تولید كنیم و تنها از آن‌ها تقلید می‌كنیم. این بزرگترین مشكل ماست. در این دانشكده و دانشگاه نیز همین مشكل را داریم.

    -  یعنی چه؟ 
    یعنی فقط حمل می‌كنیم.كاش كه فقط از غرب می‌گرفتیم. چون تا می‌گویی می‌گیرم یعنی درك و فهم كه ما آن را نداریم. من چندین بار در جلسات اعلام كردم كه حاضرم كنفراس بدهم هنوز هم اعلام می‌كنم به شما هم اعلام می كنم. به گروه چندین بار گفته‌ام حتی اقدام كرده‌ام اما به آن اهتمام نشد.

    - چه بحثی؟
    این بحث كه رشته‌ ما فرهنگ و ارتباطات است یعنی چه؟ما حتی در روش تدریس نیز نقص می‌بینیم. در دانشگاه باید بر اساس حوزه‌های تحقیقاتی درس بدهند.الان حوزه‌ی من بیشتر فرهنگ است. از فرهنگ وارد ارتباطات می شوم. آن كسی كه از ارتباطات می‌آید باید از ارتباطات وارد فرهنگ شود نه این كه بگوید من هم در فرهنگ هستم هم در ارتباطات هستم.گاهی درس‌ها كاملاً ضد رهیافت آن درس تدریس می‌شود . مثلاً ارتباطات میان‌فرهنگی را با رهیافت جهانی شدن . ارتباطات میان‌فرهنگی آمده كه بگوید جهانی‌شدن غلط است و چنین چیزی محقق نمی‌شود.

    فرهنگ و ارتباطات نه ارتباطات و فرهنگ. این‌ها دو مقوله است . ما الآن سه حوزه‌ی جغرافیایی در ایران داریم كه در حال كارند.
    1. دانشگاه علامه طباطبایی:نگاه‌شان در این حوزه مانند فرانسه‌ است. فرانسه كلاً از نگاه چپ و سوسیالیسم كه از كلیسا در می‌آید به ارتباطات نگاه می‌كند و فرانسه كاتولیسم است و از درونش سوسیالیسم درآمد و این سوسیالیسم همیشه چپ است مخصوصاً نسبت به دین. روشنفكری یعنی فرانسه. آلمان روشنفكر ندارد مگر تابع فرانسه باشد. انگلیس و آمریكا روشنفكر ندارند مگر اینكه بخواهند فرانسوی فكر كنند. در رسانه روی روزنامه مستقر می شوند یعنی ارتباطات فرانسه یعنی روزنامه‌نگاری. در حوزه‌های دیگر خیلی كم كار می‌كنند چون ارتباطاتشان روشنفكری است به همین دلیل ژورنالیسم وجه حاكم بر ارتباطات علامه است كه تحلیل محتوا و تحلیل گفتمان از آنجاست. پشت قصه‌ی مطبوعات و ژورنالیسم در ایران ، روشنفكری است. الآن روزنامه‌ی خیلی حرفه‌ای غیر چپ غالباً نداریم. به همین دلیل وقتی دوم‌خردادی‌ها كه چپ می‌زنند سر كار می‌آیند رسانه‌ی ژورنال ‌ها به میدان می‌آید. تلویزیون و صدا و سیما را می‌كوبند چون مظهر ضد ‌روشنفكری است. در فرانسه هم همین است؛تلویزیون فرهنگ عامیانه است.
    2. دانشگاه تهران: كه وجه قالبش مكتب بیرمنگام و فرانكفورت می‌باشند . علتش هم این است كه همه‌ی تحصیل‌كرده‌های آنجا بلا‌استثنا جامعه‌شناس‌اند . از جامعه‌شناسی وارد ارتباطات شده‌اند، به همین دلیل چپ می‌زنند اما چپ روشنفكری آنگلوساكسونی . بیرمنگام و فرانكفورت تغذیه‌ی فكری می‌شود . این‌ها روی ارتباطات و فرهنگ بحث می‌كنند یعنی تأثیر ارتباطات روی فرهنگ . عمدتاً محور آن‌ها تلویزیون و اینترنت است ، به همین دلیل به شدت ارتباطی و ارتباط‌زده هستند . به شدت تابع رسانه‌های جدید تلویزیون ، ماهواره و اینترنت (بصری) هستند. دیدگاه نقدی شان یا بیرمنگامی هستند ویا فرانكفورتی‌.


    3. دانشگاه امام صادق(ع): كه قرار است در اینجا بر اساس فرهنگ، ارتباطات را نقد كنیم نه بر اساس ارتباطات فرهنگ رانقد كنیم.

    - منظور از فرهنگ چیست؟ 
    فرهنگ سنتی و دین‌محور . چون ایران و جهان‌آسیا و خاورمیانه چنین است. به همین دلیل روی جهان اسلام تكیه داشته و داریم . هرچند الآن متأسفانه ضعیف‌ترین عمل‌ها را انجام می‌دهیم . الآن با اینكه پیشنهاد ‌دهنده‌ی همایش دین و رسانه بودم اما متاسفانه در دانشگاه تهران برگزار شد. ما الآن مهم‌ترین كارمان در دانشگاه امام صادق(ع) طبق هویت دانشگاه امام صادق(ع) دین و ارتباطات بوده، اما هنوز گروه دین و ارتباطات نداریم. با اینكه اكثر رساله‌های دوستان هم روی همین قصه‌ی دین بوده.
    عام. همه‌نوع ارتباطات. شفاهی، غیر‌شفاهی، كتبی و سنتی و گذشته و حال و آرشیو و معماری و...همه بود؛ چون خواندیم و زحمت كشیدیم. حتی معماری هم ما داشتیم. فضای مسجد و اتاق یك نوع ارتباطات است كه در آن تولید و مبادله‌ی معنا داریم، ولی متأسفانه اینجا برعكس عمل كرده. این كار را نكرد. ما نباید در   حاشیه‌ی علامه طباطبایی یا حاشیه‌ی دانشگاه تهران باشیم؛  ما باید  اینجا یك مكتب درست كنیم .

    - سؤال این است ، اگر خود دانشگاه امام صادق(ع) و اعضای هیأت علمی‌اش این حوزه را در ایران باز كرده‌اند، چطور می‌شود كه خودشان مبدع این حوزه باشند اما با شروع و جدی شدن كار و تشكیل دانشكده، با اینكه فعالیت‌هایش باید بیشتر شود كمتر می‌شود؟
    پیشرفته‌ترین بحث‌ها را داشتند انجام می‌دادند اما متأسفانه این حوزه دنبال نشد. ما الان هم گرفتاریم سر عنوان درس‌های فرهنگ وارتباطات هستیم. تا یك چارچوب تئوریك و مفهومی درست نشود به جایی نمی‌رسیم یعنی رشته‌ی ما عملا تشكیل نشده. ما الان یك رشته داریم و عام است یعنی فرهنگ و ارتباطات و یك رشته‌ی دیگر هم دارم [به نام] تاریخ تشیع كه آن هم ربط خیلی مستقیمی به رشته‌ی ما ندارد. ما اگر دین و ارتباطات را حل می‌كردیم( نه ارتباطات و دین كه الان در دانشگاه تهران است یعنی دین مجازی و اینترنتی) آنگاه رابطه تاریخ تشیع با ارتباطات نیز روشن نمی‌شود.

    - چارچوب تئوریك ندارم یعنی چه؟یعنی متفكر و تئوریسین نداریم؟
      بارها تاكید كردم  Workshop بگذارید. از سال 81 من این بحث را شروع كردم كه آقا بیایید اینجا یك چارچوب تئوریك درست كنیم و بارها هم گفته‌ام كه كلاه سر دانشجویان ما می‌رود یعنی دانشجویان بی‌چاره ما نمی‌دانند در آینده چه كار می‌توانند بكنند چون وقتی رهیافت مشخص نباشد خود به خود معنا روشن نمی‌شود. 

    - تعامل ارتباطاتی كه در دانشگاه امام صادق (ع) مدنظر است (دسته‌ سوم) با تبلیغ چیست؟
    تبلیغ معنای انگلیسی‌اش می‌شود Effect communication، تبلیغ از بلاغت می‌آید یعنی پیام رساندن، فارسی‌اش می‌شود ارتباط موثر. الان دنیا روی این بحث رفته‌ است. اتفاقا ما از این رو سراغ فرهنگ و ارتباطات رفتیم كه بگوییم چگونه تبلیغ كنیم؟ این رشته از رشته‌ی معارف اسلامی و تبلیغ دانشكده الهیات آمده است. اما وقتی رفتیم در ارتباطات جایش بیندازیم متاسفانه نتوانستیم. نتوانستیم  مكتب دانشگاه امام صادق(ع) را راه بیندازیم. شما پیشرو بودید پیشرو بمانید.

    - آیا این به عنوان یك مزیت محسوب می‌شود؟
    بله، این به عنوان یك مزیت برای ما در دنیا بود ما الان اگر زرنگ بودیم دوستان را فرستاده بودیم بروند مثلا روی منبر كار كنند. منبر آقا شیخ حسین انصاریان كه این همه مشتری در ایران دارد چیست. آقای قرائتی چه‌كار می‌كند؟ چه ارتباطی بین من و فضای مسجد سنتی- وقتی وارد آن می‌شوم- رخ می‌دهد؟ من چه فضایی را احساس می‌‌كنم؟

    - در واقع قرار بود این بحث‌ها در حوزه‌ی جغرافیایی دانشگاه امام صادق(ع) انجام شود؟
    بله متاسفانه به دلیل عدم چارچوب تئوریك منسجمی كه قرار بود درست شود كه نشد. من حتی خودم اقدام كردم.

    - آقای دكتر به صراحت بگویم عدم چارچوب تئوریك برای من قابل فهم نیست . من به عنوان دانشجو وقتی می‌خواهم وارد رشته‌ای كه دانشكده ای و اعضای هیئت علمی دارد شوم این پیش‌فرض را دارم كه قطعا چارچوب تئوریك بوده كه این‌ها می‌آیند رشته‌ی 7-6 ساله ایجاد می‌كنند؟
     آن دوستانی كه اینجا بودند این توانایی را در خود می‌دیدند. مثلا مردم‌شناس و فرهنگ‌شناس‌شان من بودم. من در رساله‌ی دكترایم این را كردم. از دین به فرهنگ و از فرهنگ به ارتباطات رسیدیم. یك چارچوب تئوریك درست كردم. بر اساس تمام مكاتبی كه كه وجود داشت هر چه بود خواندم و بعد تئوری هنجاری را در رابطه با ایران دادم. ولی به دلایلی منتشر نشد

    - منظورتان از چارچوب تئوریك چیست؟
    دانشگاه امام صادق(ع) الان باید مهمترین رشته‌اش دین و ارتباطات باشد. الان گرفتار مسائل روزمره شدیم. الان باید فرهنگ وارتباطات در خاورمیانه و جهان اسلام داشته باشیم.. كارهایی شده ولی بسیار ابتدائی بوده در حد گزارش است نه تحلیل.

    - من كه با یكی از مسئولان دانشگاه صحبت می‌كردم می‌گفت اگر شما می‌خواهید بروید به این سمت می‌فهمید ما هیچ چیزی در این زمینه نداریم. نه كتاب ونه استاد.
    نخواستیم.الان یكی از دوستان كه برای بار دوم به افغانستان رفته آمده‌بود پیش من گفتم كتاب‌های افغانستان را دیدی، گفت بله، گفتم چه احساسی كردی، گفت احساس كردم فاصله‌ی زیاد دارد، گفتم تو باید این فاصله را پر كنی، شروع به جمع‌آوری اطلاعات می‌كنی و چاروب تئوریك درست می‌كنی. بعد ارتباط با افغانستان شناسان دنیا . بلافاصله به سمینار‌ها و مراكز علمی دنیا دعوت می‌شوی .
    رشته‌ بسیار گسترده است و ما می توانیم در درونش رشته‌هایی بزنیم. من الان به دنبال روش‌شناسی هستم. بهترین و مهم‌ترین ارتباط بین دین و ارتباطات یا علوم اجتماعی به روش‌شناسی بر‌می‌گردد.

    - منظور از روش‌شناسی چیست؟
    یعنی اینكه چه ارتباطی بین دین، علم و ارتباطات و علوم اجتماعی به طور كلی و سیستماتیك می‌تواند وجود داشته باشد. یعنی اینكه گستره‌ای باشد. آقای انصاریان، كافی و فلسفی مقوله بودند، روی این‌ها چه كسی كار كرد. در واقع بررسی این‌ها وظیفه‌ی دانشگاه امام صادق(ع) است. این یك نمونه‌ی ابتدائی است. ما الان باید درمورد روش شهرسازی بحث كنیم. ما اصلا بلد نیستیم. 

    - حال كه ارتباطات و دین چنین حوزه‌ی وسیعی دارد دانشجو چگونه می‌تواند حوزه‌ی مورد نظرش را پیدا كند؟
    وقتی حوزه‌های مفهومی و روش‌شناختی خود راپیدا كرد یك حوزه‌ی پژوهشی را می‌گیرد و جلو می‌رود.
     مثلا برنامه‌های مذهبی مارا در تلویزیون نگاه كنید. یا كف‌زدن است یا سینه‌زدن. چون برنامه‌های مذهبی نساختیم. مثلا در مورد طنز مذهبی چه كسی كار كرده است؟ 
    اصلا بعضی‌ها در مورد وجود یا عدم وجودش شك دارند. 
    در سریال «روزی روزگاری» پر از مفاهیم و محتوا بود و مردم آن را حس كردند. از جمله مفهوم «احتیاط كن التماس نكن» اما تفنگ سرپر آنقدر خراب‌كاری و پست‌مدرن‌بازی درآوردند، نیم‌میلیارد تومان خرج‌ هم كردند به جایی هم نرسید و هیچ كس هم نگاه نكرد اما آن «روزی روزگاری» در آن بیابان برهوت چندبار پخش شده و هنوز هم بیننده دارد چون هنوز هم مفهوم دارد.

    مشخص شد كه هسته‌ی اصلی رشته‌ی فرهنگ‌و‌ارتباطات دین بوده‌است حال سوال این است هدفش چه‌بوده‌است؟
    اینكه چگونه فرهنگ سنتی را در ارتباطات بازتولید كنیم كه نه تنها هویت ملی- فرهنگی ما بماند بلكه ما صادرات فرهنگی به‌ دنیا داشته باشیم. زیرا می‌خواهیم با دنیا تعامل داشته‌باشیم. برای همین روی سیاستگذاری فرهنگی و ارتباطی رفتیم.

    - بر چه اساس این هدف را انتخاب كردند؟
    ما می‌خواستیم در برابر دیگر دانشگاه‌ها كه غرب‌گرا هستند و یا به فرانسه یا آنگلوساكسونها گرایش دارند فرهنگ خود را بازتولید كنیم. ما می‌توانستیم از حوزه‌ی آلمانی خوب بهره‌مند شویم. پدیدارشناسی كه ریشه‌اش در عرفان است. اگزیستانسیالیست، جغرافیاشناسی فرهنگی و ....
    در حوزه‌ی آلمانی ارتباطات به تفاهم معنی می‌شود، فهم متقابل، نمی‌گویند فرستادن پیام.

    - برای بازتولید این فرهنگ روی چه حوزه‌هایی باید كار كرد؟
    قاعدتا باید از مردم‌شناسی شروع كرد و بعد از آن مقداری به جامعه‌شناسی برمی‌خوریم و نهایتا به ارتباطات می‌رسیم.

    - همان ارتباطات علامه؟
    نه، ارتباطاتی كه عام است . ارتباطات آن ها خیلی خاص است،  قرار بود ما  تئوری ساز داشته باشیم.
    وقتی شما در چند سمینار چندتا حرف حرف نو بزنید یقینا صدا و سیما به دنبال شما می آید . هر چه شما بحث‌های عمیق تری تولید كنید و دانشجویان ما نخبگان اجتماعی و فرهنگی شوند همه می گویند زنده باد. اما اگر ما ان جا تایپیست بشویم یا مصرف كننده و تقلید كننده دیگران بشویم یا مانند دانشگاه تهران و علامه تكنیسین و كارشناس بشویم. در این صورت به یك معنا عقب رفت كرده‌ایم. الان ما به شدت منفعل شدیم. سالی چندتا سمینار در همین دانشگاه برگزار می شود در موضوع ارتباطات؟ چندتا كارگاه برگزار شده. با اینكه خودم اقدام كردم با این حال دیدم استقبالی نیست وقتی می گویم جواب می دهند كه گرفتاریم. اما من این حرف ها را قبول ندارم بحث ما عمیق تر از این حرف‌هاست. 

    - آقای دكتر جایگاه دین در سیری كه از مردم شناسی به ارتباطات تعیین كردید كجاست؟
    در همین مقوله ی فرهنگ، دین سنتی كه در فرهنگ باز تولید شده.

    - مردم شناسی در كجای آن قرار می گیرد؟
    در همه جای آن، مردم شناسی با رویكرد دینی. مردم شناسی یعنی فرهنگ شناسی، فرهنگ شناسی یعنی فرهنگی كه دین در آن معنا سازی می كند. مانند تشیع در ایران. شما نگاه كنید از این محرم تا محرم بعدی چقدر معنا تولید می شود؟ هویت قومی، هویت شهری، هویت روستایی، هویت محله‌ای و سنتی همه در محرم‌ها تولید می‌شود.

    - در این سیر از مردم شناسی به ارتباطات چه حوزه‌هایی مغفول مانده است؟
    دین مهمترین بخشش، الان جنگی شده میان طرفداران ارتباطات و طرفداران فرهنگ. یعنی عده‌ای رفتند به سمت ارتباطات ‌و ‌فرهنگ را فراموش كرده‌اند كه این در این دانشكده است. یعنی الان اینطور شد كه فرهنگ، ارتباطات، فقه و دین [جدا از هم] شده. به همین دلیل من از اینجا دارم ناامید می‌شوم. 

    - الان در این رابطه چه باید كرد؟
    [ باید نزد مسئولان دانشكده بروید و بگویید:] ما الان آمده‌ایم رشته‌ی معارف‌اسلامی‌و‌فرهنگ‌و‌ارتباطات، شما چه دارید كه به ما بدهید. در هفت- هشت سال از بهترین سال‌های جوانی‌ام به من چه داده‌شد؟
    من چه چیزی را می‌خواهم سنتز كنم. چه پایان‌نامه‌ای را تولید خواهم كرد كه غیر از پایان‌نامه‌های دانشگاه تهران است.  از سال 82 الان سه سال گذشته است. ده‌سالش هم می‌گذرد.

    - دانشجویان چه می‌توانند انجام دهند؟
    با گروه صحبت كنند. چه چیزی به ما می‌دهید. این درس‌های پراكنده چیست كه من می‌خوانیم. اینجا ما رشته‌ی فرهنگ‌و‌ارتباطاتیم، ژورنالیسم هستیم، تكلیف ما چیست؟

    - آیا این یك پارادوكس نیست كه ما حوزه‌ی ‌فرهنگ‌و‌ارتباطات را اینقدر عام می‌گیریم و از سوی دیگر دنبال تخصص هم هستیم. این رویكرد میان‌رشته‌ای چیست؟
    این همان كار مضاعف است. چارچوب تئوریكی كه گفته‌ام. الان من در رساله‌ام تولید معنا را در تمام فلسفه‌ها و عرفان‌های غربی و شرقی شروع كرده‌ام. بعد روش‌شناسی. حتی دوباره در مورد مبادله‌ی معنا همین‌طور كرده‌ام. روش‌شناسی در كنار چارچوب تئوریك، اینقدر دقیق كرده‌ام. در انتها رسیدم به تئوری هنجاری. ولی نه در دانشگاه امام‌صادق(ع) نه در  در صداوسیما این پایان‌نامه چاپ نشد. در پایان‌نامه من كار چارچوب تئوریك كرده‌ام و حاضرم همان افرادی كه نقد دارند بیایند، من كنفرانس بدهم آنها نقد كنند. رساله‌ی فوق‌لیسانس كه در مورد ساختار معرفتی صفویه بود. تا حالا كسی در این مورد كاری نكرده‌است.

    - انجمن علمی به عنوان یك تشكل دانشجویی كه میان دانشجو و دانشكده است چه می‌تواند انجام بدهد؟
    من از شما می‌خواهم تكلیفتان را با زندگی آینده‌تان مشخص كنید چون دارید با زندگی خودتان بازی می‌كنید این شمایید كه باید آینده‌ی خود را بسازید. واقعا باید از من بخواهید كه این چرت‌و‌پرت‌هایی كه در كلاس گفتی چه‌ بود؟ من با اینها چه‌كار می‌توانم بكنم؟ اگر برای شما رهیافت بیرون نیاید، یعنی زندگی را باخته‌اید.

    - آیا هدف‌ها سطح‌بندی نمی‌شوند. هدف در دانشگاه یا خارج دانشگاه، هدف شخصی یا گروهی. آیا هدف برای دانشجو متفاوت نمی‌شود؟
    نه،‌ چون در سازمانید و در آن بزرگ می‌شوید. هفت سال جوانی را در اینجا می‌گذرانید. باید هدف شخصی و جمعی با هم تنظیم شوند. من كه نمی‌توانم بگویم كه فوق لیسانس زده‌ام ولی به من ربطی ندارد. نه  كه در  فكر كنیم دانشجو می‌آوریم بدون آنكه در مورد آینده‌اش فكر كنیم. ما یك مجموعه‌ی منسجم هستیم یك مجموعه كه می‌خواهد با هم به جلو برود.

    - آیا می‌شود برای همه‌ی اینها یك هدف مشخص كرد؟
    بله، من وقتی خوب شكفته می‌شوم كه شما خوب شكفته شوید. در یك كلاس قوی دانشجو شكفته نمی‌شود، استاد هم شكفته نمی‌شود. حداقل اینكه در كلاس احساس امیدواری می‌كند. 

    - استاد به عنوان سوال آخر لطفا بفرمایید خود شما هم‌اكنون به چه فعالیت‌هایی مشغول هستید؟
    در حال گسترش رشته‌ی مردم‌شناسی در دانشگاه تهران هستم. هم‌اكنون درس انسان‌شناسی شناختی را راه‌اندازی كردیم و هم‌اكنون ما جزو اقل‌‌كشورهایی هستیم كه این درس را ارائه می‌كنیم. روش‌شناسی مردم‌شناسی كه الان حتی در آلمان هم نیست. درس دیگر انسان‌شناسی دین در ایران بود، یعنی دین در ایران چه سیری داشت. درس دیگر مردم‌شناسی ارتباطات.
    آقای دكتر از اینكه وقتتان را در اختیار ما گذاشتید متشكریم.
    خواهش می‌كنم.

  • نظرات() 
  • شنبه 2 خرداد 1394

    امروز خیلی دلم می‌خواست پس از مدت‌ها یک بار دیگر حضور در فضای دانشجویی را تکرار کنم و در تجمع «مطالبه احقاق حقوق ملی در قضیه هسته‌ای» به مشاهده نشاط شور اسلامی نسل‌های جدید انقلاب بنشینم. ناباورانه یک ساعت پیش از برگزاری تجمع خبر لغو مجوز را شنیدم و به ادامه ترجمه مقاله برای کلاس مسائل و سیاست‌های فرهنگی و ارتباطی ایران مشغول شدم. به این ترتیب، گفته می‌شود که بار دیگر دولت برخلاف تصریحات صریح اسلام و قانون اسلامی، از مردمی بودن حکومت خودش جلوگیری کرده است.

    انرژی هسته ای

    در قضیه هسته‌ای ایران چند رویکرد وجود دارد.
    برخی آن را چیز باارزشی نمی‌دانند و ایستادگی مردم و نظام به پای آن را به صلاح نمی‌بینند.
    برخی هرگونه تاخیر در این زمینه را جبران‌ناپذیر می‌دانند و از عواقب وحشتناک عقب‌ماندگی علمی و فنی ایران سخن می‌رانند.
    برخی مفید و ضروری بودن آن را می‌پذیرند، اما در شرایط کنونی حاضرند بر سر آن معامله بکنند، عقب بکشند و امتیاز بدهند.

    خب، چه باید کرد؟ یکی از دیدگاه‌ها برگزیده شود یا تلاش شود تا دیدگاه‌ها به هم نزدیک شود؟  هرچند در روز تحلیف، حجت الاسلام حسن روحانی در عباراتی به یادماندنی به خدا پناه برد از این که دهان منتقدان را ببندند، اما برخی معتقدند دولت، هیچ فضایی را برای شنیدن نظر مخالف باقی نگذاشته است. آن‌چه روشن است، تاکید رهبری است بر همگرا کردن رویکردها:
    «همدلی لازم است؛ همدلی را باید به‌وجود آورد؛ همدلی را باید رشد داد. این توصیه‌ی من به همه است. الان فرصت خوبی است برای همدلی؛ یک عدّه‌ای مخالفند، یک عدّه‌ای اعتراض دارند؛ خیلی خب، مسئولین ما که مردمان صادقی هستند، مردمان علاقه‌مند به منافع ملّی‌اند، بسیار خب، یک جمعی از مخالفین را ــ از آن افرادی را که شاخصند ــ دعوت کنند، حرفهای آنها را بشنوند؛ ای بسا در حرفهای آنها یک نکته‌ای باشد که این نکته را اگر رعایت کنند، کارشان بهتر پیش برود؛ اگر چنانچه نکته‌ای هم نبود، آنها را قانع کنند؛ این میشود همدلی؛ این میشود یکسان‌سازی دلها و احساسها، و به تبع آن عملها. به نظر من بنشینند، بشنوند، بحث کنند. حالا ممکن است بگویند آقا ما سه ماه بیشتر زمان نداریم؛ خب، حالا سه ماه بشود چهار ماه، آسمان که به زمین نمی‌آید؛ چه اشکالی دارد؟ کمااینکه آنها در یک برهه‌ی دیگری هفت ماه زمان را عقب انداختند.»

    خب، نظر رهبری چیست؟
    1- دولت، چهره های شاخص مخالف را دعوت کند. آیا این کار را کرده است؟ 
    2-دولت نکته‌های منتقدان شاخص را بشنود. شنیدن حرف‌های منتقدان ممکن است مفید باشد و کار دولت بهتر پیش رود.
    3- شنیدن حرف‌های منتقدان شاخص حتی ممکن است مفید نباشد، ولی از باب همدلی، دولت وظیفه دارد آن‌ها را قانع کند.
    4- یک‌سان‌سازی دل‌ها و احساس‌ها مقدم شده است بر یکی شدن عمل. 
    5- باز هم راهبرد رهبری، نشستن و بحث کردن است؛ هر چند این صحبت کردن‌ها بیش از سه ماه طول بکشد.

    رهبری پیش‌تر، مسئولان را مکلف کردند در محافل دانشجویی حضور یابند و پاسخ دانشجویان را در حوزه‌های گوناگون بدهند.

    یادش بخیر. در دوره کارشناسی ما، مسئولان زیادی به دانشگاه امام صادق علیه السلام آمدند و عمدتا مورد انتقادهای گوناگون دانشجویی قرار گرفتند. وزیر کشور وقت در قضیه تاسوکی واقعا محاکمه شد. اما می‌گویند (+) متاسفانه مسئولان دولتی حتی در قضیه‌ای به اهمیت هسته‌ای حاضر به پاسخ‌گویی به سوالات دانشجویان، حتی به صورت غیرحضوری و کتبی نشده‌اند(+)، نامه‌های متعدد دانشجویان و سوالات آنان بی‌جواب مانده است؛ همان‌گونه که نشست‌های شنیدن نکته‌های منتقدان شاخص برگزار نشده است. از سال همدلی کمتر از 10 ماه مانده است.

    ایده این مطلب از کلاس امروز مسائل و سیاست‌ها گرفته شده است.

  • نظرات() 
    • تعداد صفحات :23
    • 1  
    • 2  
    • 3  
    • 4  
    • 5  
    • 6  
    • 7  
    • ...  

    پیشنهادهای من

    filesell درباره من و وبلاگم

    آخرین مطالب



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد کل مطالب :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین روزآمد :

    اَبر برچسب‌های پاورقی



    قفسه؛ کوتاه‌نوشت‌های من درباره کتاب‌هایی که خوانده‌ام