...پاورقی فرهنگ و ارتباطات

حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات

جمعه 13 بهمن 1391


| خسته نباشید به جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در تبریز |
وب‌سایت «خاطرات مربیان پرورشی دهه‌شصت»

خاطره، از منابع ارزشمند برای تدوین تاریخ فرهنگی انقلاب اسلامی است. در این میان،اهمیت خاطرات مربیان پرورشی که با تربیت نسل انقلابی سروکار دارند، چیزی دیگری است.

در این وب‌سایت خاطرات مربیان پرورشی دهه‌شصت به همراه مجموعه باارزشی از تصاویر، مصاحبه‌ها، فیلم و... قابل دسترسی است. 

طرح جلد کتاب سرودهای انقلابی دهه 60 مربیان پرورشی تربیتی
تصویر جلد کتابچه سرودهای انقلابی امورتربیتی آذربایجان شرقی

واحد تاریخ شفاهی دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در تبریز، این خاطرات را جمع‌آوری می‌کند. شایسته است چنین حرکت‌هایی در همه استان‌ها و شهرستان‌ها انجام گردد.


  • نظرات() 
  • جمعه 13 بهمن 1391

    علی‌رغم همه تهمت‌ها و نقدهای سیاسی که به هدف‌مندی وارد می‌کنند، مردم شهرستان‌های هدف از هدف‌مندی راضی‌اند. 
    مستضعفین، پابرهنه‌ها، خوشه سومی‌ها، محرومان و صاحبان انقلاب اسلامی بعد از 2500 سال دارند به حق خودشان می‌رسند. رسانه‌ها نسبت به خبر این با ارزشی ساکتند!
    هر چه اصحاب رسانه و سیاست می‌خواهند بگویند. هدف‌مندی کار خوبی بود. دستاورد بزرگی است برای نظام اسلامی. اصلا درست نیست که به خاطر بغض و کینه دولت دهم، این‌ موفقیت بزرگ نادیده گرفته شود.
    وحید یامین پور از ابتدا این پست را به اشتراک گذاشته بود:
    لطفا این مطلب را تا آخر و با دقت بخوانید:
    روشنفکران اصلاح طلب آرزو داشتند کسی مثل احمدی نژاد رییس جمهورشان باشد!
    دانشجویان علوم اجتماعی و روشنفکران حسن نراقی را به خوبی می شناسند. کتاب مشهور «چرا درمانده ایم؛ جامعه شناسی خودمانی» اثر حسن نراقی دردوران اصلاحات حلوا حلوا می شد و دست به دست می چرخید. این کتاب نزدیک به بیست خصلت زشت ایرانی ها را نام می برد و به نوبت توضیح می دهد. این کتاب به عنوان تقریری روشنفکرانه پر از نق و نقد به جامعه ی ایرانی چندین نوبت چاپ شد(من چند سال پیش چاپ بیست و دوم این کتاب را دیده ام)
    نراقی در فصل سوم با عنوان «ظاهرسازی ما» به شدت از پرداخت بی حساب و کتاب یارانه در ایران انتقاد می کند و مسوولین کشور را به بی کفایتی و عدم شجاعت در اجرای طرح هدفمندی متهم میکند. استدلال های او بسیار شبیه سخنرانی هایی است که ما در سال های اخیر از زبان احمدی نژاد شنیده ایم. برخی تعابیر و مثالها دقیقا همانهایی هستند که دولت نهم و دهم بکار می برد. نراقی و روشنفکران اصلاح طلب درست فهمیده بودند. مسوولین در سالهای پیش با بزدلی و بی مبالاتی هزینه های هنگفتی روی دست مردم و کشور گذاشته بودند. 
    خاتمی در آخرین مصاحبه اش در دوران ریاست جمهوری اش در پاسخ به سوال خبرنگار که پرسیده بود کدام آرزویتان برآورده نشد؟ گفت میخواستم یارانه ها را  هدفمند کنم ولی نتوانستم!
    از نوشته های حسن نراقی و امثال او برمی آید که سالها منتظر کسی چون احمدی نژاد بوده اند تا ایرانیان را از «ظاهرسازی» رها کند و به سمت اقتصاد واقعی حرکت دهد. نراقی البته نتوانسته بود درست پیش بینی کند که سوءمدیریت امثال خاتمی و اسلاف تکنوکراتش کار را به آنجا برسانند که ایران تا اواسط دهه هشتاد به یکی از بزرگترین وارد کنندگان بنزین دنیا بدل شود؛ اتفاقی که با هدفمندی سوخت به صفر رسید.
    نراقی می نویسد:
    «سوبسید وقتی به کشور ما رسید تبدیل شد به اخذ مبالغی از تمامی مردم و پرداخت آن به طبقه ای محدود و معمولا غیرنیازمند. پرداخت سوبسید بابت مصرف سوخت و انرژی و مصرف نان در شهرهای بزرگ ، هواپیماسواری متمکنین ، آب آشامیدنی در شهرهای بزرگ و ده ها مثال دیگر.»
    وی سپس با استناد به مصاحبه ی معاون وزیر نیرو میگوید یارانه انرژی در سال 78 بیش از 3 هزار میلیارد تومان است و این یعنی 3 برابر متوسط مصرف انرژی در دنیا. نراقی اضافه می کند: «این 3 هزار میلیارد تومن را چه کسی به ما میدهد؟ شهروند سوییس؟! خودمان از همه میگیریم و میدهیم به آنکه مصرف بیشتری دارد! خوب حالا مگر نمیشود که همین پول را بدهیم به روستایی که در دهش بماندو آن شهرنشین هم اگر دلش خواست به تنهایی سوار ماشین آخرین مدلش بشود حداقل پول بنزین اش را خودش  بدهد؟!»
    او ومی افزاید: «می دانم عده ای به محض اینکه این حرفها را بشنوند فریاد وا مستضعفا بلند خواهند کرد. اینها دقیقا دقیقا همانها هستند که هم مساله را بهتر از خود مستضعفین درک کرده اند و هم تمام این ریخت و پاش ها ، دو سه تا ماشین داشتن و حدود 50 تا چراغ روشن کردن درآن واحد را ازکیسه ی همین مستضعفین تامین میکنند والّا روستایی کارش با روشن شدن فقط یک لامپ میگذرد.»
    او در نهایت آرزوی خود را اینگونه بیان می کند: «لغو سوبسیدها و مصرف کردن بجا و درست آن نیاز به یک شجاعت اخلاق بسیار استثنایی و عزم واقعاً ملی دارد که در صورت تحقق سودش بدون شک عاید همگان و بویژه طبقه کم درآمد و فقیر خواهد گشت. »
    آنها که 2  واحد اقتصاد خوانده باشند می دانند که سیاست ورزی بزدلانه برخی مسوولان سابق در مسکوت گذاشتن احکام برنامه های توسعه در دولتهای سازندگی و اصلاحات چه مصیبت هایی را بر کشور و مردم وارد کرده است. جراحی اقتصادی اگر در دهه ی هفتاد انجام میشد پیامدهایش به مراتب کمتر بود. مصرف کمتر و جمعیت کمتر و... به روشنی ردپای خیانت پیشینیان هویداست. اکنون بهتراست این طیف از مدیران سابق حرف از سوءمدیریت دولت کنونی نزنند.

  • نظرات() 
  • جمعه 13 بهمن 1391

    متاسفانه هنوز هم برخی نمی‌دانند که وقتی امام گفت: دلخوش به این نباشید که آب و برق را مجانی کنیم، قبلش و بعدش هم تاکید کرده است که انقلاب آمده تا انسان تربیت کند و شما را به مراتب والای انسانیت برساند. این وعده‌های پست مادی چیست که دولت موقت به مردم می‌دهد؟! مردم به هوش باشید که هدف ما والاتر از این حرف‌هاست!
    آن‌چه می‌خوانید بازنشر توضیح همین نکته از سوی فعال ارزشی گوگل‌پلاس، آقای پارسا فارسی به نقل از امید حسینی (آهستان) است.
    پارسا فارسی از ابتدا این پست را به اشتراک گذاشته بود:
    اولین بار چه کسی وعده آب و برق مجانی را داد؟!

    سالهاست که دشمنان امام و انقلاب، با وارونه سازی یک خبر و تحریف ماجرا، مدعی هستند که امام خمینی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به مردم ایران قول داده است که آب و برق مجانی می‌شود. دروغگویان حتی مدعی هستند که امام بزرگوار ما، در بدو ورود به وطن یعنی در دوازدهم بهمن سال ۵۷ این وعده را به مردم داده است!

    اما رجوع به اصل سخنان امام در بهشت زهرا نشان می‌دهد که اصلا و ابدا چنین وعده‌ای در سخنرانی امام خمینی وجود ندارد و در حقیقت این مساله مربوط است به سخنرانی ایشان در ۱۲ اسفند سال ۵۷ و در مدرسه فیضیه. 

    البته برای دشمنان امام فرقی نمی‌کند که این سخنرانی مربوط به ۱۲ بهمن باشد یا ۱۲ اسفند. آنها با استناد به این سخنرانی و عدم تحقق چنین وعده‌ای، می‌خواهند اینگونه وانمود بکنند که امام خمینی و یا انقلاب، مردم را فریب داده‌اند و یا با چنین وعده‌هایی انقلاب را پیش برده‌ا‌ند و یا اینکه این قبیل وعده‌ها فاقد پشتوانه علمی و کارشناسی و به دور از واقعیت بوده است! متاسفانه در نوشته‌های ضدانقلاب انواع و اقسام توهین و اهانت و فحاشی را علیه امام می‌بینیم.

    در مقابل، دوستان امام و انقلاب و حتی برخی مسئولان رسمی کشور هم گاهی ضمن تایید این مساله، به زعم خود سعی کرده‌اند با توجیهات مختلف از امام و انقلاب دفاع کنند! گویا اینها هم باور کرده‌اند که امام چنین وعده‌ای را به مردم داده است! مثلا آقای علیرضا محجوب نماینده مجلس گفته است:«حضرت امام خمینی (ره) پس از پیروزی انقلاب اسلامی اعلام کردند آب و برق برای مردم رایگان است، اما پس از آن کارشناسان اعلام کردند که اجرای این موضوع تنها برای افراد کف جامعه امکانپذیر است.»

    این اظهارات موافق و مخالف در حالی صورت می‌گیرد که مراجعه به اسناد انقلاب و آرشیو مطبوعات آن روز، نشان می‌دهد که شخص دیگری غیر از امام برای اولین بار این وعده را به مردم داده است! در حقیقت مطلب امروز من هم افشای این دروغ سی ساله و بیان یک واقعیت پنهان است.

    ابتدا به عبارت امام توجه کنید: «علاوه بر اینکه زندگی مادی شما را میخواهیم مرفه بشود، زندگی معنوی شما را میخواهیم مرفه کنیم. شما به معنویات احتیاج دارید، معنویات ما را اینها بردند. دلخوش نباشید که تنها مسکن میسازیم ، آب و برق را برای طبقه مستمند مجانی میکنیم اتوبوس را برای طبقه مستمند مجانی میکنیم دلخوش به این مقدار نباشید معنویات شما را، روحیات شما را عظمت میدهیم. شما را به مقام انسانیت می‌رسانیم. اینها شما را منحط کردند؛ این قدر دنیا را پیش شما جلوه دادند ‌که خیال کردید همه چیز ‌این ‌است.»

    همان طوری که اشاره شد این سخنرانی مربوط است به روز شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۵۷. از این عبارات مشخص می‌شود که حتما شخصی غیر از امام این دلخوشی مادی را برای مردم به وجود آورده است! با مرور اخبار روزهای قبل از سخنرانی امام، این شخص نامعلوم و این حقیقت پنهان مشخص می‌شود.

    کیهان ۸ اسفند ۱۳۵۷ / سخنگوی دولت : «برای کم در آمدها؛ آب و برق مجانی می‌شود!» سخنگوی دولت کسی نیست جز آقای عباس امیرانتظام! به عبارت دیگر لایحه‌ی آب و برق مجانی را اولین بار دولت موقت مهندس بازرگان تصویب کرد و وعده‌ی آنرا هم به مردم داد و امام خمینی چند روز بعد، این وعده‌ی دولت موقت را تصحیح و تکمیل کردند!

    در حقیقت امام به خاطر این که مبادا این قبیل وعده‌های دولتی، انقلاب اسلامی را به انقلابی صرفا مادی و با اهدافی مادی تبدیل کند، مصوبه دولت موقت را اینچنین تصحیح می‌کند که دلخوش به این نباشید که آب و برق مجانی می‌شود! امام بزرگوار ما توضیح می‌دهد که انقلاب اسلامی علاوه بر اینکه وظیفه دارد به فکر رفاه مادی مردم باشد، دنبال رفاه و سعادت معنوی آدمها هم هست. چرا که انقلاب اسلامی بیشتر از آنکه مادی باشد، انقلابی معنوی برای گستتن بندهای اسارت و بردگی ناشی از استبداد و استعمار و استحمار بود.

    پس در سخنان امام خمینی وعده‌ای وجود ندارد. ایشان با توجه به احتمال تغییر ذائقه مردم و تحریف معنا و مفهوم و آرمان انقلاب، هدف اصلی انقلاب را برای مردم و شاید هم برای دولت موقت تبیین ‌کردند.

    فراموش نکنیم که دولت مهندس بازرگان و اعضای کابینه و شخص آن مرحوم، خودشان را آدم‌هایی متخصص و روشنفکر می‌دانستند که توانایی حل مشکلات مردم را دارند. آنها گاهی به صراحت و گاهی هم با ایما و اشاره، روحانیون و رهبران انقلاب را به سنتی بودن و بی‌سواد بودن متهم می‌کردند!

    به هرحال خوب یا بد، جدای از اینکه موافق این وعده باشیم یا مخالف آن و اصلا هر تفسیری که برای وعده آب و برق مجانی داشته باشیم، این دولت بازرگان بود که اولین بار این لایحه را تصویب کرد و خبر این وعده‌ی تاریخی را هم شخص آقای امیرانتظام یعنی سخنگوی دولت موقت و معاون نخست وزیر وقت در اختیار مطبوعات قرار داد!

    پس اگر به زعم ضدانقلاب، وعده‌ی دروغی داده شده و یا وعده‌ای غیرکارشناسی به مردم داده شده، چرا کسی از بازرگان و دولت موقت اسم نمی‌برد؟! عدم اشاره ضدانقلاب و حتی دوستان انقلاب در سی سال گذشته به این حقیقت مهم و پنهان، جالب و عجیب است. اگر عبارت «آب و برق مجانی» را در اینترنت جستجو کنید، صدها و شاید هزاران سایت و وبلاگ و کلیپ و فیلم اهانت آمیز علیه امام خمینی پیدا می‌کنید که همه آنها بدون کمترین اشاره‌ای به این مصوبه دولت بازرگان، فقط و فقط به امام خمینی اهانت می‌کنند! اما کسی نمی‌گوید که سخنان امام، در حقیقت اشاره به وعده دولت بازرگان بوده است!

    امروز که به مدد آرشیو کیهان، مشخص شده است اولین بار این وعده را دولت موقت به نخست وزیری مهندس بازرگان به مردم داده و خبر آن را هم شخص عباس امیرانتظام در اختیار مطبوعات قرار داده، آیا دروغگویان و هتاکان، به این حقیقت اعتراف می‌کنند؟ البته احتمالا، حالا که همه چیز ثابت شده، باز هم باید منتظر سوالات و شبهات جدید باشیم! ماجرای گاو بنی اسرائیل را که یادتان هست؟!

    پ ن : این مطلب چند سال پیش توسط امید حسینی در سایت آهستان درج شده بود
    در لینک زیر میتوانید این مطلب را به طور کامل مطالعه بفرمایید
    http://www.ahestan.ir/?p=7584
    کوچک کردن این پست

  • نظرات() 
  • دوشنبه 26 تیر 1391

    فرصت‌ها در گذرند!
    1- چند روزی، اینترنتم «گوگل پلاس» را بالا نمی آورد، از دنیا و ما فیها راحت بودم. بیشتر مطالعه کردم، خوش گذشت.
    2- امسال به خاطر «حیات» استراتژی «نه گقتن» را بسیار تجربه کردم. اصلا چه معنی دارد آدم کارهایی رو که دیگران هم می توانند، انجام دهند، بپذیرد؟ خیلی حس خوبی دارد وقتی به پیشنهادهای کاری خیلی خوب که دیگران در آرزوی آن هستند، به همین راحتی می گویید: «نه!» (البته اینها از باب «مردی و کاری» است. اگر «حیات» و پایان نامه نمی بود، چه بسا چند بار بله می گفتم!)

    این پست گرچه مخاطب خاص داشت، اما برای مخاطب عام هم کاربرد دارد. فرصت در گذر است، پس بیشتر مطالعه کنید و هر کاری را قبول کنید!


    ماه رمضان نزدیک است. کمی به خود بپردازید. اصلا برای این که بفهمید چه گنجینه عظیمی را از دست می دهید، بروید دعای وداع با ماه مبارک رمضان را تا پیش از آمدنش بخوانید.
    (یاد این پست بخیر+)

  • نظرات() 
  • دوشنبه 15 خرداد 1391

    خواستم به سوالات و شبهات پست قبل (+) بپردازم، باشد وقتی دیگر.
    اعتکاف، ارتباطی است به بی‌نهایت.
    انقلاب اسلامی رو برای گسترش این ارتباط، سپاس می‌گویم.
    (+)

  • نظرات() 
  • دوشنبه 4 اردیبهشت 1391

    دنبال بهانه‌ای برای به‌روز کردن بودم، دیدم بازدید وبلاگ از یک میلیون و نیم گذشته!
    یاد روزگاری افتادم که تعداد بازدید وبلاگ برایم مهم بود!

    برای این‌که دست‌خالی از این‌جا نرید:
    بحرین، فرمول یک
    + لینک مداحی میثم مطیعی و شعرهای میلاد عرفان‌پور + محمدمهدی سیار که در شب اول فاطمیه دوم 1391 بیت رهبری خوانده شد
    + وبلاگ کال‌گراف (طرح‌های گرافیکی حسین براتی، طراح حیات)
    + وبلاگ یک لیوان وب تگری (مینی‌مال‌های دینی قشنگی دارد.)

  • نظرات() 
  • شنبه 5 فروردین 1391

    یک نان را 35 میلیون نفری می‌خوریم اما زیر بار زور نمی‌رویم


    وقتی ترویج هنرمندانه عطش زبان انگلیسی آموزی را در برنامه‌های نوروزی صدا و سیما می‌بینم، می‌خواهم بگویم: من عاشق سینمای هالیوودم!

    خوب فیلم می‌سازند،

    فیلم خوب می‌سازند،

    این‌ها به کنار، در راستای منافع ملی و سیاست خارجی کشورشان فیلم می‌سازند،

    به شیر نفت دولت‌شان وصل نیستند،

    قانونا مجبور به ممیزی و سانسور نیستند اما فروشگاه‌های‌شان و سینماها نظام درجه‌بندی سنی براساس مسائل جنسی و خشونت و... را رعایت می‌کنند...

    شهید رجاییشهید رجایی می‌گفت یک نان را 35 میلیون نفری (جمعیت وقت ایران) می‌خوریم اما زیر بار زور نمی‌رویم. نمی‌دانم جریان روشن‌فکری چه زمانی می‌خواهد از لاک خودباختگی فرهنگی خود خارج شود.

  • نظرات() 
  • یکشنبه 28 اسفند 1390

    پاورقی1- سلام بر شما! پیشاپیش حلول احتمالی نوروز 91 مبارک.
    2- چند دقیقه به سال 1388 مانده بود که این وبلاگ را به میهن‌بلاگ آوردم. با این حساب، سه سال تمام است که میهن‌بلاگی ام. این روزها میهن‌بلاگ خیلی اذیت می‌کند. به ویژه در زمینه دامنه دات آی آر. (این روزها بیش‌تر باید دامنه میهن بلاگ (PavaraQi.Mihanblog.com) را احتمال کنید تا PavaraQi.ir) جایگزین مناسبی سراغ ندارم. شاید رفتم سراغ هاست شخصی!
    3- وبلاگ من امسال سال پرفراز و نشیبی را گذراند! البته رکورد بازدید روزانه 16000 مربوط به سال 1389 است اما بیش‌تر رکوردها جابجا شده‌اند! در دست‌رس نبودن‌ها زیاد شد، اما خدا را شکر هنوز به طور کامل مسدود نشده‌ایم. با تشکر از «عمو ف!»
    3.5- مسدود شدن نیمه گوگل ریدر (که با https باز می‌شود)، حذف Buzz، تعطیل بودن تدریجی گوگل پلاس و اینها به بازدیدهای‌مان ضربه زد، اما اشکال ندارد. ما صبورتر از این‌ها هستیم. تا عمو، ما را مسدود نکند، ادامه می‌دهیم!
    4- استفاده از پست ثابت هم امسال خیلی جدی شد. معمولا یک مطلب به عنوان پست ثابت در صفحه اول نمایش داده می‌شود و در نتیجه بسیاری از دنبال‌کنندگان فکر می‌کنند وبلاگ به روز نمی‌شود! غافل از این‌که باید پایین‌تر را نگاه کنند تا مطالب جدیدتر را ببینند!
    5- امسال به بهانه‌های مختلف وبلاگ‌های زیادی درست کردم. آخرین آن برای مجله حیات بود که الان حدود 40 وبلاگ زیر مجموعه دارد! اگر بی‌خیال به روزرسانی شویم، این‌طور برای خودم هم راحت‌تر است و دست‌رسی‌ها آسان‌تر می‌شود.
    6- امسال هم چند تا مطلب جنجالی هم داشتم. فهمیدم بی‌بی‌سی‌فارسی از بالاترین خوانندگان بیش‌تر و اهمیت مضاعف‌تری دارد. جالب بود ماهی که روباه پیر ما را لینک کرد، و در نتیجه کامنت‌باران شدیم، بازدید ماهانه‌مان کاهش محسوس 30 هزار نفری داشت!
    7- امسال فرصت کم‌تری برای وبلاگ‌نویسی داشتم. در حقیقت از فرصت‌هایی هم که بود استفاده خوبی نکردم. به هر حال، مسئولیت روز به روز سنگین‌تر می‌شود. شوخی شوخی، وبلاگ ما برای خودش رسانه‌ای شده است.
    8- دعا کنید. نه فقط برای من، وبلاگم، مجله حیات، بلکه برای همه جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی. علاوه بر دعا، مطالعه هم چیز خوبی است. قرآن هم کتاب خوبی است.
    9- چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهدی است/ آن به که کار خود به عنایت رها کنیم!
    10- بیت قشنگی از حافظ است. من از این شعر می‌فهم که برای خدا کار کن و سعی نکن کلک بزنی! عنایت خداوندی با تو خواهد بود.

  • نظرات() 
  • دوشنبه 7 شهریور 1390

    سی و یک آگوستمن یک وبلاگ نویس ساده ام که حدود ده سال است وبلاگ می نویسم؛ اما بعد از سالها (از سال 2005)، روز تولد من به عنوان روز جهانی وبلاگ نامگذاری شده است! () البته، در منابع جدی اینترنت و حتی در ویکی پدیای انگلیسی، چنین روزی نداریم! از این روزها هست ولی روز جهانی وبلاگ نداریم!
    بگذریم. پارسال در چنین روزی به معرفی پنج وبلاگ فارسی پرداخته بودم. امسال هم چنین خواهم کرد. البته امسال به منظور تشویق وبلاگهای تازه کار، از نسل جوان وبلاگ نویس، پنج وبلاگ متنوع انتخاب کرده ام.
    1- چهارچوب: http://charchub.mihanblog.com
    یک نوجوان طراح همدانی که قرار است کارهای گرافیکی خود را در این وبلاگ به معرض نمایش و نقد قرار دهد. صادق می خواهد به کمک برادرش، نیروی موفقی در جنگ سایبری باشد. برایش دعا کنید.
    2- فرهنگ و ارتباطات: http://theorist.blogfa.com
    سید محمد کاظمی، جوانی از فرخشهر استان چهارمحال و بختیاری است. او هم اکنون دانشجوی دوره چهارم دکتری فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه السلام است و در این وبلاگ، خاطرات جالب و مفیدی از تحصیلات و آزمونهای دکتری (زبان، اسما، تخصصی ها) نوشته است.
    3- بالکن ذهن: http://balkonzehn.mihanblog.com
    اصالتا ماهانی است و فارغ التحصیل سمپاد. حامد سجادی دانشجوی فعال و ان شاء الله آینده داری است.
    4- یار چهارده: http://yare14.mihanblog.com
    محمد مهدی، هم جوان است. یزدی است. انگیزه دارد. فعال است. امسال، مسئول فرهنگی دوره سراسری والعصر هم است.
    5- یقین صادق: http://panevesht21.blogfa.com
    وبلاگ یک جوان دانشجوی تهرانی که یا حدیث می نویسد و یا یادداشتهایی تحت عنوان پانوشت. پیامکهای خوبی می فرستد. امید که در وبلاگ نویسی هم موفق باشد.

    تذکر:
    . سی و یک آگوست هر سال، روز جهانی وبلاگ نامگذاری شده است.

    .. راستی، سی و یک آگوست، روز تولد رهبر دلاور عربی، سید حسن نصرالله است. طول عمر همه مجاهدان، صلوات.

    درباره این روز، در وبلاگ «آموزشهای سایبری» بیشتر بخوانید. (+)

    -----------------------
    اشتراک فید پاورقی، بهترین گزینه برای دریافت آسان جدیدترین مطالب ماست.
    لطفا تنها این فید پاورقی را در گودر لایک بزنید و همخوان کنید: http://pavaraQi.ir/post/rss
    با اشتراک، شما به جمع 527 مشترک فید ما اضافه می شوید.
    شاید شما برای 17350 بار، مطالب این وبلاگ را لایک بزنید!

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 6 مرداد 1390

    آزمون دکتری
    در بین نظرات مربوط به پست های آزمون دکتری و وضعیت علمی دانشگاههای ایران (آزمون سراسری، لختی پادشاهان دانشگاهی در تهران را مشخص کرد)، یکی از نظراتی که در تایید ضعف دانشگاههای تهران وجود داشت، سوال پرسیده بود که علت چیست که این طور شده است؟ دانشگاههای تهران که استادهای بهتر، منابع بهتر و حتی دانشجویان بهتری دارند!

    در جواب نوشتم: اگر از من می پرسی، غرور، مشکل دانشگاههای تهرانه. البته مشکل واقعی، تو فقدان خودباوری شهرستانی هاست!


    ------------------------------------------------------------------------------------------------------------
    اشتراک فید پاورقی، عاقلانه ترین راه برای پیگیری مطالب ماست! (ها؟ فید چیست و چه می کند؟)

    در گوگل ریدر

    در سایر نرم افزارها و سایتها: http://pavaraqi.ir/post/rss
    تعداد مشترکین من از طریق فید، 468 نفر است. پیشنهاد می کنم همه این 468 نفر، فید اصلی وبلاگ را که بیشترین مشترک را دارد، مشترک شوند. یعنی: http://pavaraqi.ir/post/rss. علت آن هم بهره مندی همگان از نظرات یکدیگر در ذیل فید هاست و اینکه این طور، میزان محبوبیت یک مطلب، راحت تر مشخص می شود.

  • نظرات() 
  • شنبه 1 مرداد 1390

    آزمون دکتری نیمه متمرکز سال 1390

    شهرستانی ها و پیام نوری ها؛ موفق تر از تهرانی ها

    گویا در آزمون دکتری امسال که سراسری بود و سوالات، پاسخ های روشنی (تک کلمه ای یا تستی) داشته اند و توسط کامپیوتر تصحیح گشته اند، نورچشمی ها و امیدهای دانشگاه های به اصطلاح بزرگ (مثل ما، تهران، و ...) خراب کرده اند و پیام نوری ها نتیجه بهتری گرفته اند.


    آیا وقت آن نرسیده است که این دانشگاهها ببینند چرا:

    • فارغ التحصیل آنها هوش و استعداد تحصیلی کمی دارد؟
    • فارغ التحصیل آنها در زبان انگلیسی ضعیف است؟
    • کتابهای کمک آموزشی فلان موسسه کنکور (که مثلا توسط فلان دانشجوی فوق لیسانس نوشته شده) از کتابهای اساتید چهره ماندگار آنها، جامع تر و کامل تر است؟
    (دو سوال اول، ناظر به دروس عمومی مورد امتحان (استعداد تحصیلی و زبان) است و سوال سوم ناظر به دروس تخصصی.)

    اساتید محترم دانشگاههای بزرگ!
    تجربه اول آزمون سراسری مانند هر تجربه اول دیگری نقص دارد و باید برطرف شود. حتی من در این وبلاگ، همان زمان که امثال شما از عدالت آموزشی به مثابه نتیجه مهم سراسری شدن آزمون دکتری سخن می گفتید، نوشتم و پیش بینی کردم که این طور شود. بهتر است، اکنون که به مدد آزمون عادلانه و سراسری دکتری، لختی پادشاهان دانشگاهی ایران (به ویژه دانشگاههای تهران) روشن شد، اساتید این دانشگاه ها تلاش برای برطرف کردن ایرادهای آموزشی خود کنند نه این که شورای عالی را وادار کنند که در اقداماتی عجولانه ظرفیت دکتری را دوبرابر کند یا ... واقعیت این است که دانشجوی شما در رقابت ساده با دانشجوی دانشگاههای شهرستان شکست خورد. شما شکست خوردید!


    در همین زمینه بخوانید:
    مصوبه افزایش دو برابری ظرفیت دکتری علمی نیست/ روند توسعه کند می‌شود (مصاحبه استاد دانشگاه شریف)
      خرسندی از افزایش دو برابری ظرفیت کنکور دکتری/ مراقب کیفیت باشیم (مصاحبه استاد دانشگاه تربیت مدرس)

  • نظرات() 
  • شنبه 25 تیر 1390

    فیلم سیزده پنجاه و نهامروز (جمعه) به همراه یکی از دوستانم در پردیس سینمایی ملت «سیزده 59» را دیدیم. امشب هم برنامه هفت، نقد این فیلم بود. آقای فراستی، نقدهای جالبی به فیلم داشت که بسیاری از آنها به ذهن من هم رسیده بود ولی در چند مورد هم من طرفدار کارگردان جوان کار بودم. نمی خواهم نقد فیلم بنویسم اما واقعیت سینمای ایران این است که ما هر سال شاید 4 یا 5 فیلم داریم که ارزش دیدن دارند. «سیزده 59» یکی از آنهاست. ان شاء الله شما هم راضی از سینما خارج شوید.
    از بین فیلم های اکران شده یک سال گذشته، تنها از فیلم
    «نفوذی» احمد کاوری خیلی خوشم آمد که متاسفانه در زمان بدی اکران شد و کلا حیف شد و کم دیده شد. امید که در نمایش خانگی، نفوذی را ببینید که داستانی امنیتی دارد. البته فیلم سیزده 59، این هفته رتبه سوم بیشترین فروش را داشت.
    این دو فیلم از یک جهت به طور خاص، قابل تقدیرند. آن هم این که فیلم های خوبی هستند که توسط کارگردان اولی ساخته شده اند. متاسفانه امروزه، پیشکوستان سینما که از آنها خیلی انتظار داریم فیلم های بدی می سازند. (یک ماه پیش، فیلم جرم مسعود کیمیایی را در همان سینما ملت دیدم که مصداق بارز هدر دادن پول و وقت بود! عجیب که برخی چشمشان را به لختی پادشاهان سینمای ایران می بندند!)
    یک نکته کوچک هم راجع به کارگردان جوان سیزده 59 بگویم: خوشم اومد که وسط حرفهای فراستی نمی پرید. باید به منتقد اجازه داد حرفش را بزند و بعد دفاع کنی. (و خوب هم دفاع کرد.) ای کاش امشب وقت بیشتری به هفت می دادند.
    تذکر: به نظر من، این یک فیلم ضد جنگ بود نه دفاع مقدسی.

    فیلم های سینمای ایران

    سیزده 59 محصول سال 1389

    نویسنده و کارگردان

    سامان سالور

    تهیه کننده

    جواد نوروزبیگی

    بازیگران

    پرویز پرستویی، جمشید مشایخی، فرهاد اصلانی، شاهرخ فروتنیان، علیرضا اوسیوند، صابر ابر، مهران احمدی، دریا آشوری و ...

    خلاصه داستان

    یک سردار جنگ از کما خارج می شود.


  • نظرات() 
    • تعداد صفحات :6
    • 1  
    • 2  
    • 3  
    • 4  
    • 5  
    • 6  

    پیشنهادهای من

    filesell درباره من و وبلاگم

    آخرین مطالب



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد کل مطالب :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین روزآمد :

    اَبر برچسب‌های پاورقی



    قفسه؛ کوتاه‌نوشت‌های من درباره کتاب‌هایی که خوانده‌ام