تبلیغات
...پاورقی فرهنگ و ارتباطات - مطالب مناسبت‌ها و متفرقه

...پاورقی فرهنگ و ارتباطات

حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات

جمعه 3 مهر 1388

نمونه یک بسیجی واقعی از دیدگاه سبزها
در فیلم های وسترن:
یک سرخپوست خوب، یک سرخپوست مرده است.

سبزها این روزها می نویسند:
بسیجی واقعی، همت بود و باکری

نتیجه:
اگر بسیجی ها می خواهند از طرف سبزها، خوب (=واقعی) تلقی بشوند، باید مثل همت و باکری شهید شوند (=بمیرند.) یک سرخپوست (بسیجی) خوب، یک سرخپوست (بسیجی) مرده است. بالاخره هر شعاری یک مبنایی دارد. مبنای این شعار هم فیلم های غربی.

  • نظرات() 
  • یکشنبه 29 شهریور 1388

    ضمن تبریک عید فطر، 
    حضور شیشه شکنان سبزهای عزیز:
    اگر بی شمارید، چطور بی بی سی انگلیس، که هیچ گاه به نفع انقلاب خبری منتشر نکرده، در روز قدس می گوید کم بودید؟
    شما باید چشم هایتان را باز کنید. ایران فقط تهران نیست. روستای رومه نهبندان خراسان جنوبی هم هست. تهرانی ها همه میرحسینی نبودند. این حدود دو میرحسینی، همه برهم زننده نظم عمومی نیستند. 
    همه ایرانی ها اینترنت ندارند. همه اینترنت داران و اینترنت بازان هم میرحسینی نیستند.
    راستی چرا در روز قدس، بالاترین ننوشت: عظیم ترین راهپیمایی تاریخ با حضور میلیونی سبز پوشان برگزار شد؟ با افشای ماهیت برانداز سبز، شما طرفداران خود را از دست داده اید. البته بعضی ها هنوز ماهیت براندازتان را باور ندارند، مگرنه آنها هم اهل براندازی نیستند.
    این متن سایت بالاترین است که یکی از دوستان ارسال کرده

  • نظرات() 
  • جمعه 27 شهریور 1388

    گزارشی از نماز جمعه و راهپیمایی پرشکوه روز قدس بر اساس مشاهدات امروزنصویری از حضور حماسی امسال مردم که سبزهای اشوب دوست را بیرون راندند

    امسال هم این امت حزب الله همیشه در صحنه، مردم شریف ایران، بودند که با حضور حماسی و دشمن شکن خود، مشت محکمی بر دهان همه منافقان (داخلی، خارجی، روحانی، سیاسی، احمق، نخبه و ...) کوبیدند.

    سبزها که امروز فقط برای اختلاف و درگیری و تفرقه آمده بودند (البته باید یک پیرزن بد حجاب سبز را استثنا کنم که او هم مثل ما شعار وحدت سر داده بود) فقط به مدد نمادهای سبزشان دیده می شدند. نه فقط در زیر سقف، بلکه خیابانهای اطراف مسجد دانشگاه تهران، مملو از حضور نمازگران جمعه بود که با اعلام تبعیت از مقام رهبری، شعارهایی در راستای وحدت و حمایت از مردم فلسطین سر می دادند. بعضی سبزها، شعار مرگ بر روسیه سر می دادند! شعار "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران" هم شنیده شد که با پاسخ "هم غزه، هم لبنان، جانم فدای ایران" مواجه شد. بعضی سبزها دائما با گوشی های موبایل مشغول گزارش از قضایا بودند. یکی شان می گفت: کلی اتوبوس آوردند! تازه صدای آمپلی فایر نمی ذاره صدای مردم (سبزها) در بیاید! می خواستم بهش بگم که مگه تا حالا راهپیمایی نیومدی؟ هر سال بلندگو می آرن! هر هفته هم اتوبوسها نمازگزاران را به دانشگاه تهران می رساند و بعد نماز برمی گرداند!

     سبزها در شمال پارک لاله نظاره گر بودند و گاهی هم برای تحریک ما شعار می دادند. (البته کارهایی دیگری مثل جویدن آدامس، کشیدن سیگار، خوردن آب و ... هم می کردند که انشالله روزه آنان باطل نمی شود!) نیروی انتظامی هم مثل ما روزه خواری ها، هتک حرمتها، بادکنک بازیها و ...آنان را نظاره می کرد. اصلا همین بی توجهی ما که در مقابل آنان، تنها به صف نماز ایستادیم، خودش کلی سبزها را عصبانی می کرد.

    من در هنگام سخنرانی احمدی نژاد رسیدم که جلوتر از پارک لاله نشد که بریم. در پشت سر ما سبزها بودند. سبزها که هنوز «توهم بی شمار بودن» را دارند، در اواسط سخنرانی احمدی نژاد لحظه به لحظه عقب تر (به سمت شمال) می رفتند و در هنگام شروع خطبه ها دیگر تا چشم کار می کردند، جمعیت نمازگزار دیده می شد که احیانا پلاکاردهایی مبنی بر تحریم کالاهای اسرائیلی، تبعیت از رهبری، پرچم ایران و پرچم فلسطین و ... داشتند. البته نکته شگفت انگیز ماجرا، بارش مصلحتی باران است که البته نتوانست صفهای نماز را بر هم بزند ولی باعث شد که سبزها بروند. باران پنج دقیقه بند آمد و ما در همان خیابان که بعد خطبه ها خشک شده بود نماز خواندیم.

    پرچم بزرگ فلسطین، زیبایی خاصی به مسیر راهپیمایی داد. البته بعضی سبزها می گفتند که برین پرچم ایران را بردارید! یادمه ایام انتخابات بعضی از همین سبزها (بعد کمی بحث) به خود من می گفتند: شما اصلا عربید! پرچم ایران بابا حرمت داره!

    زیر این پرچمهای بزرگ همیشه خالی نیست!

    اواخر صحبتهای احمدی نژاد، ناگهانی ماشینی از وسط صفهای نماز به طرف ما می آمد! نمازگزاران صفهای به هم ریخته بلند می شدند و با دست خالی به ماشین حفاظت از این شخصیت مشهورحمله می کردند. درست است، مهدی کروبی در آن ماشین نشسته بود و شیشه های عقب خرد شده بود! لحظاتی بعد یک روحانی را دیدم که با وضعی پریشان در حالی عمامه به دست دارد، با شعار مرگ بر منافق استقبال می شود و کم و بیش هم مورد ضرب ملت انقلابی قرار می گیرد. باز هم درست گفتید! شیخ هادی غفاری معروف به شیخ ملعون بود که در حال خروج از صفهای نماز جمعه بود.

    جالب اینکه روی اتوبوسهای نماز جمعه، شعارهایی مثل مرگ بر چاوز، مرگ بر روسیه دیده می شد که معلوم بود که با عجله نوشته شده.

    برکت حضور سبزها: امسال همه مردم، زن و مرد، پیر و جوان، با انگیزه شعار می دادند. سبزها متشکریم که به ما انگیزه دادید!

    ای کاش، روز قدس، روز وحدت می شد. ای کاش سبزها (مثل این حامی موسوی) مسائل را با هم اشتباه نگیرند و در راهپیمایی روز قدس، شعار "آمریکا، اسرائیل، حمایتت می کنیم" سر نمی دادند.


  • نظرات() 
  • جمعه 27 شهریور 1388

    قائدنا الاعظم

    حضرت روح الله در 25 مرداد 1358:

    "روز قدس، روزی است كه باید به این روشنفكرانی كه در زیر پرده با آمریكا و عمال امریكا روابط دارند هشدار داد. هشدار به اینكه اگر از فضولی دست برندارید، سركوب خواهید شد"

    این هم از موضع ما در روز قدس امسال. البته روز قدس تنها متعلق آزادی قبله نخست مسلمین نیست و شاید هم آزادی قبله دوم (مکه و مدینه عزیزمان) واجب تر باشه. (ما هنوز می گوییم: قبلتین در زنجیر) اصلا روز قدس بهانه ای است که چنین قیامها و انقلابهایی شکل بگیره و انقلاب اسلامی ما به همه جهان صادر بشه.

  • نظرات() 
  • سه شنبه 24 شهریور 1388

    شیخ اصلاحات
    گرچه به زعم من، مهدی کروبی اصلا طرف حساب ما نیست و دشمن ما، آمریکا و اسرائیل هستند که متاسفانه گاهی برخی آلت دست آنها می شوند؛ ولی شواهد و قرائن حاکی از آن است که کروبی زودتر از میرحسین موسوی دستگیر و محاکمه می شود تا همگان بدانند تلخ کردن کام یک ملت بعد از پیروزی بزرگ 85 درصدی نابخشودنی است. 
    این شواهد که گفتم از بالاترین (که وبلاگهایی با یک مطلب را هم لینک می دهد) شامل می شود تا بی بی پرشن و خبرگزاری های وطنی مثل فارس و رجانیوز!
    • به هر حال، وقتی صدا و سیما فضاسازی نکند، ما دین خود را انجام می دهیم! ما که از بالاترین کمتر نیستیم!
    • برای آگاهی گزیده ای از آنچه بر کروبی گذشت در این ایام مراجعه کنید به دادگاه مجازی شیخ مهدی کروبی

  • نظرات() 
  • دوشنبه 23 شهریور 1388

    میرحسین موسوی هم یک برانداز بود!البته این خبر هنوز دروغه!
    ولی باید زمینه ذهنی پذیرش این گونه خبرها رو فراهم کرد! واقعا با کارهایی که این نخبگان جامعه انجام می دهند، و آدم تو عقلشون شک می کنه، باید هر لحظه منتظر یک حادثه عجیب ماند! 
    نقش ایشون در ادعای واهی تقلب یازده میلیونی و ریخته شدن خون بسیجی ها و سایر قربانیان، بی نظمی در حمل و نقل عمومی تهران بزرگ و رعب و وحشتی که به وجود آوردند، و ... بر کسی پوشیده نیست! (گناه های نابخشودنی! میرحسین موسوی) گرچه همچنان می گوییم، طرف حساب ما میرحسین نیست! دشمن ما آمریکا و اسرائیل است و گاهی برخی آلت دست آنها می شوند: خواسته یا ناخواسته!
    کمی از مطالب "دادگاه مجازی میرحسین موسوی" بخونید!

    البته خبر دستگیری اش دروغ نیست! دادگاه افکار عمومی ملت قهرمان و انقلابی ایران، ایشون را حتی به دادگاه های مجازی متعددی در اینترنت، صف نانوایی ها، دانشگاه ها و مدارس و ... کشونده!

  • نظرات() 
  • شنبه 21 شهریور 1388

    شرکتهای حامی اسرائیل رو تحریم کنیم

    URL: http://www.inminds.com/boycott-brands.html

    تا نابودی اسرائیل چیزی نمانده است.

  • نظرات() 
  • جمعه 20 شهریور 1388

    تحریم کالهای اسرائیلی یکی از سرفصلهایی است که در مبارزه مردمی مسلمانان جهان با اسرائیل کم و بیش دنبال می شود. در کشور ما ورود کالای اسرائیلی ممنوعیت قانونی دارد و کالاهایی که با بارکد تولیدی اسرائیل باشند، امکان حضور در بازارهای ایران ندارند. اما این همه ماجرا نیست؛ چرا که مردم و علما اعتقاد دارند خرید کالاهایی که منجر به تقویت اسرائیل شود، حرام است. بنابراین کالاهایی که به بهانه های مختلف در کشور ما حضور دارند و یا نمایندگی دارند ولی به نحوی خریداری آنها موجب تقویت اسرائیل می شود (مثلا انواع کمکهای مالی به اسرائیل، پرداخت جهت استفاده از برندها و لیسانسهای آنها و ...) این کالاها نیز مشمول تحریم هستند.  (بنابراین فرقی نمی کند که شما از نمایندگی ایران که در شهر مشهد، قزوین، تهران یا جای دیگر باشد بخرید یا از خود اسرائیل. همین که همان نمایندگی برای برند و لیسانس پول به شرکتهای اسرائلیلی می دهد، اسرائیلی می شود!)
    ادامه مطلب را بخوانید:

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 20 شهریور 1388

    تحریم کالهای اسرائیلی یکی از سرفصلهایی است که در مبارزه مردمی مسلمانان جهان با اسرائیل کم و بیش دنبال می شود. در کشور ما ورود کالای اسرائیلی ممنوعیت قانونی دارد و کالاهایی که با بارکد تولیدی اسرائیل باشند، امکان حضور در بازارهای ایران ندارند. اما این همه ماجرا نیست؛ چرا که مردم و علما اعتقاد دارند خرید کالاهایی که منجر به تقویت اسرائیل شود، حرام است. بنابراین کالاهایی که به بهانه های مختلف در کشور ما حضور دارند و یا نمایندگی دارند ولی به نحوی خریداری آنها موجب تقویت اسرائیل می شود (مثلا انواع کمکهای مالی به اسرائیل، پرداخت جهت استفاده از برندها و لیسانسهای آنها و ...) این کالاها نیز مشمول تحریم هستند.  (بنابراین فرقی نمی کند که شما از نمایندگی ایران که در شهر مشهد، قزوین، تهران یا جای دیگر باشد بخرید یا از خود اسرائیل. همین که همان نمایندگی برای برند و لیسانس پول به شرکتهای اسرائلیلی می دهد، اسرائیلی می شود!) شعر ذیل، بر همین مبنا سروده شده و به نماد تحریم کالهای اسرائیلی تبدیل گشته است.

    من حتی یک ریال نمی‌دهم

     

    من نسکافه نمی‌خورم!

                                 نسکافه داغ است

              داغ‌تر از آن تکه سربی که نشست توی سینه‌ی محمد

                                          وقتی نشسته بود

                                                              در آغوش پدرش

      من نسکافه نمی‌خورم!

                                 نسکافه تلخ است

              تلخ‌تر از آن روزی که پدر زینب را گرفتند

                                                              و کشان‌کشان انداختند

                                          توی آن ماشین آهنی

                                                    که حتی پنجره هم نداشت

      من نسکافه نمی‌خورم!

                                 نسکافه سیاه است

              سیاه‌تر از آن شبی که هانیه و مادربزرگش را

                                                              از خانه بیرون انداختند

                                 و یک غول آهنی روی سقف خانه‌شان راه رفت

     

    من نسکافه نمی‌خورم!

              من افتخار می‌کنم که نسکافه نمی‌خورم

                                 بگذار همان چهار جوان اسراییلی

                                         بنشینند زیر سایه‌ی درخت پرتقال خانه‌ی احمد

                                                    و نسکافه بخورند

                                          و بخندند به ریش همه‌ی شیوخ عرب

      من نسکافه نمی‌خورم! من نسکافه نمی‌خرم!

                       من حتی یک ریال نمی‌دهم

                                 که بشود آن تکه سرب

                                     که بشود یک قطره بنزین برای آن ماشین آهنی

                                 که بشود بند پوتین آن سرباز اسراییلی

      من نسکافه نمی‌خورم!

              و نسکافه فقط همان یک فنجان قهوه نیست

                                 همان پیراهنی است که تو پوشیده‌ای

                                                                    و من پوشیده‌ام

                                 همان گوشی موبایلی است که تو خریدی

                                 و برای خریدنش سیصد و پنجاه‌هزار تومان بدهکار شدی

     من نسکافه نمی‌خورم!

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 11 شهریور 1388

    حضرت آیت الله مهدوی كنی
    عیدی ما نرود از یادت!
    نیمه رمضان، میلاد حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام است.
    هدیه من به شما، كتابی است كه خودم (در سایت معروف یاران) آپلودش كردم!
    كتاب تربیت در سیره و سخن حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام نوشته عبدالكریم پاك نیا
    برای دانلود رایگان (مشاهده نسخه متن اچ تی ام ال) 
    كلیك كنید!
    در ضمن، گرامی می دارم یاد و خاطره میلاد امام حسن علیه السلام در سالهای قبل در مسجد دانشگاه امام صادق علیه السلام. كه هر سال موقع نماز ظهرش غلغله است!
    حضرت آیت الله محمدرضا مهدوی كنی (ریاست محبوب دانشگاه) بنا به یه سنت قدیمی هر سال این روز به حاضرین در مسجد عیدی نقدی می دهند! یادمه سال گذشته این عیدی به پنجاه هزار ریال رسیده بود. 

  • نظرات() 
  • دوشنبه 2 شهریور 1388

      تواتر واژه ای است که در علوم حدیث بسیار آشناست. توشهید رجایی، رئیس جمهور محبوب و انقلابی ایراناتر بر دو نوع است: لفظی و معنوی. در تواتر لفظی، یک عبارت به حدی تکرار می شود که احتمال تبانی راویان آن از بین می رود. در تواتر معنوی، به جای این که لفظی تکرار شود، یک معنا و مفهوم تکرار می شود. مثلا حدیث نداریم که کان علی علیه السلام شجاعا: علی شجاع بود. ولی از مجموع داستانهای نقل شده بر می آید که امام علی علیه السلام شجاع بودند. یک کابرد مهم تواتر معنوی در یافتن سیره عملی بزرگان است. برای آشنایی با سیره عملی شهید رجایی، به خاطراتی که از ایشان به جا مانده مراجعه می کنیم و از مجموع آنها به برداشتی از سیره تربیتی و امر به معروف و نهی از منکر شهید رجائی دست پیدا می کنیم. البته تفاوت کاربرد تواتر معنوی در احادیث و خاطرات شهید رجایی در این است که سیره عملی شهید رجایی، حجیتی ندارد؛ چرا که شهید رجایی (برخلاف معصومین) معصوم نیستند.
    خاطرات منتخبی از سیره تربیتی شهید رجایی (که در خودم سایت معروف یاران قرار دادم): کلیک کنید.

  • نظرات() 
  • یکشنبه 1 شهریور 1388

    مطالعه و معرفی کتاب درسال88: کتاب33
    رجایی نخست وزیر و رئیس جمهور شهید محبوب و مردمی ایراندوم شهریور هر سال، آغاز هفته دولت نامگذاری شده است. به خاطراتفاق تکان دهنده ای که در سال 1360 افتاد. دو تن از امیدهای انقلاب، جوانانی که با انقلاب به اوج رسیدند، شهید رجایی و شهید باهنر، یکی رئیس جمهور و دیگری نخست وزیر، و هر دو مردمی وانقلابی، با بمبگذاری پر کشیدند و رفتند.

    اونا رفتند ولی یه سری چیزها از اونا باقی مونده، مثل نتایج کارهاشون. مثلا پیرمردهایی بالای60 سال زیادی رو دیدم که شهید رجایی رو به خاطر طرح سن شصتش دعا می کنند. یکی از این چیزهای ماندگار هر فردی، خاطراتشه. کتاب الکترونیکی خاطرات شهید رجایی در سایت تبیان، (کتابخانه دیجیتالی سایت تبیان، سازمان تبلیغات اسلامی)یکی از کتاب خاطراتهاییه که درباره شهید رجایی نوشته شده و علاوه بر اطلاعات تاریخی، اطلاعات جالبی از سیره عملی شهید رجایی در موقعیت های مختلف (مثل موارد جالب امر به معروف و نهی از منکر در دوران طاغوت در دانشگاه) بهتون می ده. خوندن آنلاین کتاب آنلاین، تجربه جالبی بود که اگه اینترنت رایگان به تورتون خورد، تجربه کنید. البته هیچ چیز مثل خوندن کتابهای چاپی جیبی نیست. کتابهای الکترونیک برای موبایل که افتضاحند!

    برای مطالعه کتاب خاطرات شهید رجایی (کتابخانه دیجیتالی سایت تبیان) اینجا را کلیک کنید!

  • نظرات() 
    • تعداد صفحات :7
    • ...  
    • 2  
    • 3  
    • 4  
    • 5  
    • 6  
    • 7  
    پاورقی را در پیام‌رسان ایرانی بله دنبال کنید filesell درباره من و وبلاگم

    آخرین مطالب



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد کل مطالب :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین روزآمد :

    اَبر برچسب‌های پاورقی



    قفسه؛ کوتاه‌نوشت‌های من درباره کتاب‌هایی که خوانده‌ام