...پاورقی فرهنگ و ارتباطات

حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات

جمعه 30 فروردین 1392

نویسنده وبلاگ مطالعات فضای مجازی و ارتباطات (http://cyberstudy.blogfa.comکه در سال جاری، رتبه 23 را در آزمون دکتری علوم ارتباطات کسب کرده است، در پاسخ به نظر من ذیل یکی از مطالبش، نکته مهمی را نوشت که متن آن و پاسخ بعدی من را می‌خوانید:
مطالعات فضای مجازی و ارتباطات
پنجشنبه 29 فروردین 1392 09:27 ب.ظ


سلام. ممنون از اینکه به وبلاگم سر زدید و نظر دادید. برایتان آرزوی موفقیت دارم.
البته از مجموع فعالیت هایی که ذکر کرده اید: "مطالعه کنیم، فکر کنیم، بخونیم و بنویسیم. بحث کنیم و کلاس بریم." یک موضوع بسیاربسیار مهم را (از نظر من) ننوشته اید و آن "پژوهش" است. حالا سوال این است که شما نسبت به پژوهش کم لطفی کرده اید یا دانشگاه امام صادق؟
پاسخ آقا حمید گل خاکم سالار : سلام بر شما
نکته قشنگی را متوجه شدید!
پژوهش نه فقط در بین دانشجویان و دانشگاه‌های ما، بلکه در بسیاری از کشورهای مشابه ما هم جدی گرفته نمی‌شود. 
البته در هنگام نظر دادن برای مطلب، تنها به آموزش فکر می‌کردم و ابعاد آن را به سبک دانشگاه خودمان (که مباحثه‌محوری و در کنار هم بودن از ویژگی‌های آن است) را بر شمردم. بخش عمده‌ای از فرآیند آموزشی دانشگاه ما شب‌ها در اقامت‌گاه‌ دانشجویی یا رستوران دانشگاه صورت می‌پذیرد. خیلی چیزها را از سال بالایی‌ها در هنگام غذا خوردن یاد گرفتم و ماه‌ها جلو افتادم.
من هنوز ویژگی‌ خاصی برای پژوهش‌های مورد علاقه دانشگاه خودمان پیدا نکردم که بخواهم از آن سخن بگویم. شاید علاقه به کارهای بزرگ و باکلاس، فرار از کارهای کوچک و کمی، نفرت از عملگی و حضور در میدان(!) از ویژگی‌های علایق پژوهشی دانشجویان باشد. اما این ویژگی‌ها مورد علاقه استادان نیست و تلاش دارند آن را تغییر دهند و بچه‌ها را از کتاب‌خانه به کف جامعه بکشند. چیزی که معمولا شکست می‌خورد!
بررسی ویژگی‌های آموزشی و پژوهشی دانشگاه‌ها هم چیز جالبی است. ارزش یک پست مستقل را داشت، هرچند حالش را نداریم. شاید افراد دیگری پیدا شوند و بنویسند.
---

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 1 دی 1390

    این روزها ایمیل‌ها و نظرات زیادی درباره معرفی منابع برای مطالعه و شرکت در آزمون دکتری علوم ارتباطات به دستم می‌رسد.
    یک ملاحظه عمومی و یک ملاحظه تخصصی را بخوانید! در پایان هم دو نکته اصلی را نوشتم!

    چه کسی باید دکتری بخواند؟چه کسی باید دکتری بخواند؟/ نخواند؟
    1- به این دوره های دکتری می گویند پی اپ دی. ph در ابتدای phd یعنی فلسفه. d هم یعنی دکتری. یعنی دانشجویان دکتری، قرار است وارد مطالعات عمیق تری شوند. اگر در دوره لیسانس، دانشجویان ارتباطات، مهارتهای روزنامه نگاری می آموزند؛ در دوره دکتری باید نظریه بخوانند. جدی هم باید بخوانند. روی مبانی فلسفی مکاتب و نظریه ها باید تفکر کنند و نقد کنند. از دانشجوی دکتری، انتظار تولید دانش می رود. دانشجوی دکتری باید پژوهش کند!
    2- می گویند دکتری، مصداق علم لاینفع نیست. چون، مدرک است و علم نیست. لاینفع هم نیست؛ بلکه پول توشه.
    3- با توجه به گزینه دو، به بسیاری از علاقمندان حق می دهم که شانس خود را برای دکتری امتحان کنند؛ اما باید قبول کرد که بسیاری از انسانها برای دکتری خواندن ساخته نشده اند.

    منابع آزمون دکتری علوم ارتباطات سال 91منابع آزمون دکتری علوم ارتباطات در سال 91
    4- منابع پارسال، نسبتا مشخص و منطقی بود. دروس نظریه و روش تحقیق و آمار. هیچ کس را یارای آن نیست که همه نظریه ها (جامعه شناسی، فرهنگ، ارتباطات و با همه زیرشاخه های عجیب و غریب آنها) را بخواند و یاد بگیرد. اما آمار و روش تحقیق، حدود مشخصی دارند. مثلا شما آمار توصیفی و استنباطی می خوانی و آمار تمام می شود.
    5- امسال، در روندی تامل برانگیز، روزنامه نگاری همه به منابع اضافه شده است! نمی دانم آنهایی که روزنامه نگاری را به منابع اضافه کرده اند، از خود پرسیده اند مهارت روزنامه نگاری چه کمکی به نظریه پردازی و اهداف دوره دکتری می کند؟
    6- به هر حال، نظر من این است که روزنامه نگاری و همه مهارتهای آن (خبر، مصاحبه، گرافیک و ...) یک درس انحرافی است. برای موفقیت در ارتباطات، باید نظریه و روش بلد بود. قبولی تان را به خدا بسپارید. اگر صلاح نیست، قبول نمی شوید. اگر صلاح بود، بدون وقت گذاشتن برای روزنامه نگاری هم قبول می شوید. (البته دانشجوی ارتباطات، باید روزنامه نگاری بلد باشد. اما این که روزنامه نگاری، جزء مواد آزمون دکتری باشد، محل اشکال است.)

    * نکته اصلی: من یک دانشجوی ساده کارشناسی ارشد معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات بیش نیستم. پس، این حرفها را در همین حد جدی بگیرید که یک دانشجوی ساده کارشناسی ارشد معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات زده است.
    * نکته اصلی دوم: این که چه کتابی را بخوانیم، سوال خوبی نیست. فرض بر این است که این آزمون، سطح دانش شما را می سنجد. بنابراین شما باید مثلا تحلیل محتوا بلد باشید. فرقی نمی کند که آن را کجا آموخته اید.

  • نظرات() 
  • دوشنبه 9 خرداد 1390

    تهاجم فرهنگی با چیپس
    1- اواخر هفته قبل، یعنی هفته سیزدهم آموزشی، اردوی فرهنگی تفریحی اردبیل توسط اداره فرهنگی دانشگاه ما برگزار شد. کاری به این اردو ندارم. چون رشته ام فرهنگ و ارتباطاته، بد نیست کمی درباره فرهنگ و کار فرهنگی حرف بزنم.
    چیپس یک محصول فرهنگی است
    2- وقتی می گویند فرهنگ، معانی مختلفی ممکن است مراد باشد. مثلا گاهی فرهنگ را مقابل طبیعت قرار می دهند. «نه طبیعت» می شود فرهنگ. مثلا «باران»، طبیعت است اما «چتر» فرهنگ است. چتر، یک محصول فرهنگی است زیرا دخالت انسان در طبیعت است. یک مثال دیگه: لباس یک محصول فرهنگی است که برای غلبه بر طبیعت توسط انسان به شیوه های مختلف به کار گرفته می شود. مثالی دیگر: سیب زمینی طبیعت است اما چیپس فرهنگ است چون بشر آن را دستکاری کرده است. چیپس یک محصول فرهنگی است. با چیپس (محصولات فرهنگی) می توان تهاجم فرهنگی کرد و فرهنگ یک جامعه ای را عوض کرد.  همان طور که با فست فودها، آپارتمان نشینی، ماشین سواری و ... این اتفاق افتاده است. لباس را یادتان هست که یک محصول فرهنگی بود؟ پوشیدن لباس های یک فرهنگ دیگر، نمونه های این تهاجم فرهنگی است.
    2.5- (البته بهتر است بگوییم اشاعه یا تبادل فرهنگی. اما گاهی موضوع تهاجم فرهنگی است. بی شک وقتی یک فرهنگی در مقابل نفوذ مظاهر فرهنگ دیگر از خود، دفاع می کند، ما با تهاجم فرهنگی مواجهیم و اشاعه نامیدن آن خود فریبی است.)
    3- اجمالا می توان گفت که فرهنگ، یعنی دستاوردهای معنوی بشر. معمولا به وجه مادی دستاوردهای بشری تمدن می گویند. این تعاریف وحی منزل نیستند و برخی از فرهنگ مادی هم سخن می گویند. مثل معماری.
    4- در معانی تخصصی تر، این دستاوردها باید بین جمعی مشترک باشند. یعنی تعدادی از انسانها (مثلا یک گروه دوستی) این ویژگی های معنوی را داشته باشند. به تعبیری بین آنها «رسم» باشد. آداب و رسوم یعنی فرهنگ.
    5- فرهنگ، آموختنی است. فرهنگ با آموزشهای مستقیم و غیر مستقیم، سینه به سینه یا از طریق وسایل ارتباط جمعی و یا هر شیوه ای که فکرش را بکنید، از فردی به فرد دیگر آموزش داده می شود. فرهنگ، اکتسابی است. آمریکایی ها بر خلاف اروپایی ها به هر کسی که ارزشهای آنها را اکتساب کند (یاد بگیرد) آمریکایی می گویند. چه سرخ باشد و چه سیاه و چه بهتر که سفید باشد.
    6- پس منظور ما از فرهنگ، ارزشها، هنجارها، قوانین، باورها و ... هستند که بین جمعی از انسانها مشترکند و می شه اونا را به دیگران آموزش داد.
     شماره های بعدی ان شاء الله ناظر به کار فرهنگی و کار فرهنگی در اردوها خواهد بود که در پستهای بعدی تقدیم خواهد شد.

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 25 اسفند 1389

    بچه که بودم به من آموختند:
    «فحش نباید بدهی گوسفند
    بی ادبی بوده از این خانه دور
    حرف رکیکی نزنی بی شعور»

    (منبع: دی اکسید شوکران، سعید نوری،
    انتشارات سپیده باوران مشهد
    ص 95؛ اینجا برای اطلاعات بیشتر)

    هنوز خیلی از ماها به این نکته توجه نداریم که حتی اعمال خودمان هم با گفته هامان یکسان نیست.

  • نظرات() 
  • جمعه 22 آبان 1388

    آموزش

    منظورم از آموزش، همه آن چیزهایی است که باید بخوانید.

    1. در حوزه معارف اسلامی: پیشنهاد من اکتفا به آن چیزیمسجد دانشگاه امام صادق علیه السلام است که دانشگاه ارائه می دهد. (البته به شرط عدم ماستمالیزیشن) در درسهای اندیشه، تفسیر، فقه، اصول، متون روایی و ... . تصور من بر این است که با مطالعه بیشتر، مبانی اعتقادی شما لزوما تقویت نخواهد شد. اگر این گونه بود، دکتر عبدالکریم سروش باید از شما مسلمان تر می بود!
    2. دروس تخصصی: پیشنهاد من برای 2 سال اول اکتفا به آن چیزی است که دانشگاه ارائه می دهد. (البته به شرط عدم ماستمالیزیشن) البته اگر به کتاب خاصی علاقمند شدید که حتما بخوانید، بخوانید. اما برای ترم های بعد، باید جدی مطالعه کنید و حوزه های کم توجه شده را بیشتر کار کنید. به ازای هر درس تخصصی، سه کتاب بخوانید. (یک کتاب که به طور جدی در کلاس می خوانید، دو کتاب دیگر هم می شود: تورق. مرور بحثهاست و معمولا مباحث شبیه هم هستند.) نگذارید ماستمالیزیشن شوند.
    3. حوزه های مهارتی: منظورم عربی، زبان، قرآن، نهج البلاغه، کامپیوتر و سایر چیزهایی است که قرار است که همین ترم ها و یا در آینده از آنها استفاده کنید. برای این قسمت باید بطور شخصی برنامه ویژه ای بچینید. کدام مهارتها را می خواهید یاد بگیرید و هر کدام چقدر؟ تا شما روی این موضوع فکر می کنید، نکاتی راجع به برنامه ریزی مرور کنیم.

    برنامه ریزی

    برنامه ریزی شخصی است و در آن باید به تفاوتهای فردی، فرهنگی و ... توجه کرد. استعدادها و عادات شما با یکدیگر متفاوت است.

    برنامه ریزی لازم نیست روی کاغذ بیاید ولی باید بررسی کنید که چقدر برنامه را انجام دادید و چرا نه؟

    برنامه های بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدت خود را یادداشت کنید. جاهایی که قرار است به آنها برسید را در نظر بیاورید. همین توجه به هدف، می تواند از انحرافات مهمی در برنامه ریزی جلوگیری کند. بهترین راه برای رسیدن به اهدافتان را انتخاب کنید و ادامه دهید. شاید برخی برنامه ها را حذف کردید و یا به حجم برخی افزودید.

    Swot: یعنی نقاط ضعف و قوت (عوامل داخلی) و فرصتها و تهدید ها (عوامل خارجی) در شناخت وضع موجود شما کمک می کند. با شناخت دقیق وضع موجود و نیم نگاهی به آینده ایده آل برای نقطه مطلوب برنامه بریزید. مثلا هم اتاقی با انگیزه و اهل تلاش و مطالعه یک فرصت می تواند باشد.

    اولویتها در برنامه ریزی:

    برنامه های زیادی برای انجام دادن هست. شما قرار نیست حتی همه آنچه را که واجب تلقی می کنید، انجام دهید! باور کنید اگر این طور تصور کنید، 24 ساعت در روز هم برایتان کم است!

    من اولویت اول را بر حفظ سلامتی، زندگی بانشاط، استراحت و ... می گذارم. اولویت دوم حضور در جلسات امتحان است که عدم آن برابر با صفر است. حضور در کلاسهای درس به اندازه سه شونزدهم برای اجتناب از صفر شدن، اهمیتی برابر با جلسه امتحان دارد.

    اولویت بعدی انتخاب بین مطالعات و تکالیف واجب درسی است با مستحبات درسی و غیر درسی. که من تقدم را بر انگیزه ها و علایق شخصی می گذارم و تکالیف درسی را به دقیقه 90 یا وقتهای اضافه می سپارم و یا از نمره آنها صرف نظر می کنم. شما تا وقتی معدلتان روی 90 تثبیت نشد، این گونه رفتار نکنید که روز امتحان درس الف، کتاب ادبیات پایداری ج را بخوانید. اولویت را بگذارید برای معدل خوب و بعد بروید سراغ اینها. من با شما فرق دارم!

    البته موارد خاصی مثل انتخابات ریاست جمهوری یا غزه یا ... که احساس عجیبی به آدم دست می دهد، بر همه اینها مقدم می شود. یعنی ممکن است ساعت یک بامداد باشد و شما گرسنه و تشنه در خیابانهای تهران تبلیغ احمدی نژاد کنید و به خود بگویید کار برای خدا خستگی ندارد. یا سه و نیم صبح در حال تدوین کلیپی برای برنامه فردا باشید.

    پس، حضور در بیشتر سخنرانی ها و همایشها لازم نیست.

    سال اول در برنامه های بسیج و دفتر اعزام و اینها شرکت کنید اما مسئولیت نداشته باشید. اردوی مشهد و اردوی جنوب را حتما بروید. از سالهای بعد به مرور مسئولیت بگیرید. به تجربیاتش نیاز دارید.

    استراتژی نه گفتن را فراموش نکنید. به افراد، موقعیتها و برنامه هایی که به نفع تان نیست نه بگویید. البته محترمانه. از کد بالایی عزیزی که در اتاق مزاحم درس خواندتان شده است، شروع کنید و به نه گفتن را تمرین کنید. اگر نه گفتن را یاد بگیرید، هیچ وقت سیگاری نمی شوید!

    در معارف شیعه، تاکید زیادی بر مداومت وجود دارد و حداقل آن یکسال است. برنامه های کوچک و سبک بریزید و حداقل تا یک سال ادامه دهید.


  • نظرات() 
  • پنجشنبه 21 آبان 1388

    3- تحصیل: دانشگاه امام صادق علیه السلام

    تحصیل در اینجا دو معنای مهم دارد: آموزش و پژوهش. در آموزش شما یادگیرنده هستید و در پژوهش شما تولید کننده. تولید علم و جنبش نرم افزاری، تولید علوم انسانی اسلامی و همه آنچه که باید یک دانشجوی امام صادقی را بر دیگران برتری ببخشد، اینجاست. اجمالا نکات ذیل را بدانید:

    دوره لیسانس دوره آموزشی است (خیلی چیزها هست که باید 4، 5 ساله یاد بگیرید) و دوره دکتری، پژوهشی باید باشد. البته امید است که در دوره فوق لیسانس یا حتی زودتر به تولید علم و پژوهش برسید. برخی اساتید بحثهای تولید علم را برای سالهای پایین خیلی آرمانگرایانه می بینند و می گویند باید عملگی کنید و فیش نویسی و کارهای (اصطلاحا سطح پایین) انجام بدهید تا به مراحل بالاتری مثل نظریه پردازی برسید. درست هم می گویند. بهتر است چند سال در فضای رشته تنفس کنید، موضوعات و مسائل و مشکلات را بشناسید و بعد... . عجله نکنید. فرصت برای نجات جهان هست.

    پس، پژوهش رفت برای سالهای بعد؟ نه. یکی از بخش های مهم رشته ما (که در چندین درس تجلی یافته) پژوهش است: کاوش در منابع اطلاعاتی (اعم از چاپی و اینترنتی و دیجیتال)، تحقیق در علوم اجتماعی، دو تا آمار کاربردی، روش پژوهش و کارگاه تحقیق در فرهنگ و ارتباطات که از ترم 3 شروع و در خود فوق لیسانس و حتی دکتری ادامه دارند، نمونه هایی از این درسها که شما وادار به کار پژوهشی می شوید. البته این نکته مهم را فراموش نکنید که همه درسها ممکن است دودر شوند. (فرآیند ماستمالیزیشن که از طرف دانشگاه، استاد، یا دانشجو رخ می دهد.) و نتیجه مطلوب حاصل نشود. درسهای دیگری هم هستند که اساتیدشان از شما تحقیق خواهند خواست (و شما ممکن ماستمالی کنید و یه جورایی انجام ندهید).

    اما اکنون چه کنید؟ پیشنهاد من، این است که با دقت بیشتری (تفاوتها را) ببینید و تدبر کنید.

    دو نکته در همین باره:

    1. به نظر می رسد که همه باید طبق نگاه اسلامی، نگاه دقیقتری به پدیده ها داشته باشیم. قرآن انتظار دارد که ما با مشاهده و تدبر در آیات انفسی و آفاقی ایمان بیاوریم. علم، به نظر می رسد همین چیزها باشد که یک پیرزن خیاط دارد و می تواند به وجود صانع پی ببرد، چرا که اگر چرخ خیاطی به نیرویی می چرخد، جهان هم حتما توسط نیرویی توانمند اداره می شود.
    2. رشته ما صرفا مطالعات کتابخانه ای نیست. ما با واقعیتهای زندگی مردم در جامعه سر و کار داریم. مشاهده مشارکتی و مطالعات میدانی.

    با دقت ببینید و برای خودتان تحلیل کنید. رنگ، نوع و تنوع لباس بچه ها و اساتید. مقدار نشستن اساتید پشت میز، حرکتها و جابجایی ها، نکات قوت و ضعفشان. خوابگاه، مسجد، رستوران، کلاسها و بیرون (سینما، زیارتگاه، سیاحتگاه، ورزشگاه و ...)؛ همه می توانند محل تحقیق شما (مشاهده) باشند و بچه ها و اساتید و کارگران و کارمندان و همه (=مردم) می توانند سوژه های مطالعاتی شما باشند.

    کار های دیگری که (برای 4 ترم اول) پیشنهاد می کنم:

    1- نوشتن خلاصه نظریاتی است که از همین ترم اول به مرور در درسهای تخصصی تان می خوانید، به صورت فیشهای متحدالشکل با آرشیو جداگانه از سایر فیشهاست. (یا اینکه فیشها را دیجیتال، تایپ شده کنید.) بعدها برای آزمون دکتری یا موارد مختلف به کارتان می آید احتمالا.

    2- تهیه فهرستی از کتابهای تخصصی (و حتی عمومی و غیردرسی) که باید/شاید بخوانید و اینکه توصیه چه کسی است یا خودتان آن را یافته اید. امید است کمی بعد با اولویت بندی، مهم ترین کتابهایی را که باید بخوانید را از دست ندهید.

    3- تهیه فهرستی از نشریات تخصصی یا عمومی مرتبط و آشنایی اجمالی با آنها به ویژه علمی و پژوهشی ها.

    4- تهیه فهرستی از سایتها، وبلاگها و سایر منابع مرتبط تخصصی یا علمی که به درد می خورد مثل سایت noormags

    5- قدم زدن و نگاه به قفسه های کتابخانه تا خوب جای کتابهای رشته ما را یاد بگیرید و موضوعاتی که کتاب نوشته شده و کتابهایی که نوشته شده و افرادی که کتاب نوشته اند را ببینید و آشناییکی به دست آورید.

    6- تهیه فهرستی از عناوین مقالاتی که علاقه مند به نوشتن آنها شده اید به همراه توضیحات بیشتری که ایده تان را به طور کامل یادتان بیاورد

    کلا، نوشتن را به عنوان بخش مهمی از زندگی از دست ندهید. ایده ها، سوالها، نکته ها را بنویسید تا فراموش نکنید. قیدوا العلم بالکتابة

    خب، بحث آموزش باشد برای وقتی دیگر. فعلا فقط همین نکته را تاکید کنم که انتقادی و چند جانبه مطالعه کردن را فراموش نکنید.


    ادامه دارد... هر روز ساعت 15 تا یک هفته

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 20 آبان 1388

    می خواهم مجموعه ها پستهایی بنویسم که از من به یادگار بماند.

    حرفها و تجربیاتی، که به کار بستن آنها برای ورودی های جدید (به ویژه دانشجویان رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات) مفید خواهد بود؛ ان شاء الله.

    این مجموعه پستها تحت این عناوین کلی خواهد بود:

    1. چه بکنیم؟ چه کارهایی می شود کرد؟ (اعم از اینکه چه بخوانیم)
    2. چگونه؟ (نکاتی کاربردی و مهم از برنامه ریزی)
    3. برنامه هایی برای عربی، انگلیسی، قرآن و نهج البلاغه

    شاید هم بعدها مطالب بیشتری درباره زندگی دانشجویی در دانشگاه امام صادق علیه السلام نوشتم: از لپ تاپ دانشجویی تا زندگی با هم اتاقی ها.

     

    چه بکنیم؟ چه کارهایی می شود کرد؟

    زندگی در دانشگاه امام صادق علیه السلامتقریبا 7 سال (و برای ما ارتبی ها 6 سال) طول می کشد. بهترین سالهای عمر و جوانی اینجا می گذرد. باید بهترین تصمیم ها را گرفت تا پشیمان نشد. فرصت واقعا چون ابر در گذر است. سریع می گذرد ولی کسی متوجه حرکت آن نمی شود.

    تجربیات من می گوید سه هدف کلی داریم: تهذیب، تحصیل و ورزش. همه کارهایی که می توانیم انجام بدهیم هم ذیل این سه تاست و نتایج آن که اقداماتی است در عرصه فرهنگ و سیاست و اجتماع و ... .جمله مشهور مقام معظم رهبری، الحق جمله دقیقی است. به هر آنچه که باید و می شود در این 6 سال انجام داد، اشاره کرده. البته علاوه بر این سه تا، باید اثرات و نتایج اینها هم لحاظ شود: اعم از شرکت در اردوهای جهادی، برنامه های بسیج، شغل آینده و ... . اصلا خود این سه تا که موضوعیت چندانی ندارند. نتایج آنها و اثرات آنها در زندگی فردی و اجتماعی ما مهم است.

    1. تهذیب:

     در ضرورت آن شکی نیست. فرصت خودسازی در دوران جوانی دیگر تکرار نمی شود. صدمات آن هم جبران ناپذیر است. ضررهای فقدان تهذیب در یک امام صادقی به مراتب بیشتر از یک فرد عادی، یا دانشجوی دانشگاه تهران، یا طلبه حوزه است.

    در مورد چگونگی خودسازی هم بحث زیادی ندارم. انتخابش با خود شما. مغرور نشوید و متواضعانه اخلاق را در زندگی تان لحاظ کنید. رابطه با خدا برقرار کنید. معمولا دو راه برای تهذیب نفس هست: یکی استفاده از اساتید مثل آیت الله مهدوی کنی، آیت الله زابلی و دیگران. یکی دیگر هم مطالعه کتب اخلاقی مثل معراج السعاده یا برگه های اخلاق دکتر علی اصغر خندان خودمان (رئیس بخش معارف و دروس عمومی) که این دومی به نظر من از همه بهتر است، اگر به عمل تبدیل کنید. به هر صورت، نباید دچار شهوت موعظه شدن (اعم از مطالعه و استماع) شوید. در صورت ابهام یا برای کسب اطلاعات بیشتر، با اهل فن مشورت کنید.

    1. ورزش:

    به ورزش معنای عام ورزش و سلامتی و نشاط جسمانی می دهم. می توانید یکی از رشته های موجود را در دانشگاه را کار کنید. (مطمئنا بعد 7 سال حرفه ای خواهید شد!) یا اینکه از این رشته به آن رشته بروید: یک سال کشتی، بعد تکواندو، کاراته، جودو، بدنسازی و ... . راستی بسکتبال و شنا و اینها هم هست! به هر حال ورزش روزانه (تمرین و نرمش) مهم است، نه لزوما حضور در باشگاه. حرفهای گهربار استاد حاجی لک را به کار ببندید. برنامه ورزش عمومی را هر روز تکرار کنید. حتی اگر شد خودتان تنهایی بدوید و سپس حرکتهای ورزشی. گفتم هر روز که حداقل 4 یا 5 روز در هفته اش انجام بشه. طبیعی خواهد بود که گاهی به هر دلیلی (حال نداشتن، کار مهم تر داشتن و ...) ورزش نکنید. در صورت ابهام یا برای کسب اطلاعات بیشتر با اهل فن مشورت کنید. راستی، اردوی نظامی گردان عاشورا برای اونایی که علاقمندند توصیه می شه. (البته نه این که همیشه همه اردونظامی ها را بروند)

    ادامه دارد... (هر روز ساعت 15 تا یک هفته)

  • نظرات() 
  • شنبه 30 خرداد 1388

     کتابهای کلید، نمونه موفقی از کتابهایی که توجه به نیاز مخاطب را در دستور کار خود قرار دادند و به موفقیت رسیدند.
    کلید تایپ ده انگشتیکتابهایی آموزشی، کاربردی، ساده، قابل استفاده برای مبتدیان کامپیوتر، قیمت مناسب، با نمونه های تمرین عملی، که سعی در جذاب کردن فرآیند آموزش دارد، کتابهای کلید را به کتابهای محبوبی تبدیل کرده که در نمایشگاهها با استقبال خوبی رو به رو می شود.
    آخرین کتابی که از مجموعه کلید خواندم، کلید تایپ ده انگشتی است که از نمایشگاه کتاب تهران خریدم. در این کتاب ضمن آموزش تایپ فارسی و انگلیسی، به آموزش نکاتی در مورد برنامه های
    word2003 , 2007 پرداخته، هم چنین آموزش اعراب گذاری، فرمول نویسی از بخش های مفید این کتاب است. وجود تمرینهایی برای افزایش سرعت تایپ همراه با توجیه روش آن، از مهم ترین و مفید ترین بخش های این کتاب است.
    فراموش نکنیم تایپ سریع از ملزومات زندگی دانشگاهی و به ویژه دانشجویی امروز است.

    کتابشناسی:

    حمید خسروی، کلید تایپ ده انگشتی، تهران، انتشارات کلید آموزش و توسعه آموزش، 1388 چاپ چهارم.

  • نظرات() 
  • پاورقی را در پیام‌رسان ایرانی بله دنبال کنید filesell درباره من و وبلاگم

    آخرین مطالب



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد کل مطالب :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین روزآمد :

    اَبر برچسب‌های پاورقی



    قفسه؛ کوتاه‌نوشت‌های من درباره کتاب‌هایی که خوانده‌ام
    ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو