تبلیغات
...پاورقی فرهنگ و ارتباطات - مطالب ابر ادبیات پایداری

...پاورقی فرهنگ و ارتباطات

حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات

یکشنبه 15 فروردین 1389

وقتی ذائقه ما را عوض کردند، وقتی زبان ما را عوض کردند

اشاره: رسانه کتاب، مغز نظام رسانه ای، رسانه نخبگان، اولین و پدر رسانه های بشری در دوران پس از تاریخ است. (دکتر محمد ابراهیم فیاض، ایران آینده به سوی الگویی مردم شناختی برای ابرقدرتی ایران، پژوهشگاه فرهنگ و هنر و ارتباطات، تهران، 1387، ص 125)

معرفی کتابهای مطالعه شده در سال جاری: دومین کتاب

عنوان کتاب: حصر دل، نوشته عبدالله گیویان

ادبیات دفاع مقدس در دهه 60 شاهد کتابهای خوبی بوده است. کتابهایی که اگر امروز چاپ می شدند، فروش بسیار بالایی داشتند. دهه 60 سوژه های ناب دفاع مقدسی فراوان بودند ولی حیف که ذائقه کتابخوانی هنوز ایجاد نشده بود. ما در ترم اول دانشگاه خواندیم که فرهنگ اکتسابی است و باید آموخته شود. امروز هم می گوییم برادر من! خواهر من! یعنی چی تو خونه تون سی دی همه فیلم ها رو دارید؟ بچه هفت هشت ساله کی گفته این همه فیلم باید ببینه؟! چرا ذائقه بچه را غلط می سازید؟! بچه تون رو کتاب خون تا خودش تصویر وقایع را بسازه. بذارین بچه تون فعال بشه، نه منفعل. فیلم هم خوبه ولی جای خود! و مسلما کمتر از اینها! این فیلم ها ذهن بچه تون را تنبل بار می آره!

(این دل پردرد رو کجا ببرم؟! بریم به معرفی کتاب حصر دل، نوشته عبدالله گیویان)

حصر دل

محصول سال 1369 حوزه هنری. وقتی که کتابهای با عنوان سوره مهر چاپ نمی شدند. از نمونه های نخستین ادبیات داستانی فرهنگ پایداری. داستان کوتاهیه 72 صفحه. تحلیلی هم هست. نکات قشنگی از پشت جبهه هم داره. اطلاعات داخل جبهه اش هم جالبه. مثلا تو صحبتهای رزمنده دهه 60 یه جایی می گفت: «تو به چه دلیل کارت رو ول کردی اومدی جبهه؟ تو برای امت اومدی؟ برای امام اومدی؟» (ص 27) خب، این یعنی چی؟ توجه کردید؟ تازه این نکته از یکی از این کتابهایی بود که تو فضایی نوشته شده اند که هنوز دوران توسعه هاشمی و اصلاحات خاتمی ادبیات و گفتمان جامعه را خراب نکرده بود. امت و امام! نه مردم و رهبر! رزمنده های ما برای مردم و رهبر نجنگیدند برای امت و امام جنگیدند. ترجمه انگلیسی امت، society یا هر آنچه فکر می کنید نیست. امت همان امت می شود. Ummah. جاش نیست تفاوتهای این دو را بگم ولی لعنت به اونایی که زبان ما ( و حتی زبان رزمندگان) را عوض کردند. (چیه! شما که می دونین امروز دل پری دارم!) ذائقه ما را این رسانه های جمعی نابود کردند. فرهنگ ما را نابود کردند. امت و امام را که قدرت ما بود، از ما گرفتند و رهبر و مردم (شهروندان!) دادند. رهبر و شهروندان متقابلا حاضرند دیگری را نابود کنند. (تو فیلمهای هالیوودی فراوون از این توجیهات دیده اید که به مصلحتهای مختلف مردم به یکدیگر و حکومت خیانت می کنند و یا رهبران به مردم خیانت می کنند...) امت از ولایت دست نمی کشد. ولایت هم از امت با تمام وجود دفاع می کند. راستی «مبنا»ی حکومت ما حقوق شهروندی و این حرفها که نیست. مبنای حکومت اسلامی، حق و وظیفه حکومت ولایت فقیه است و تبعیت امت.

اطلاعات کتابشناسی:

کتاب حصر دل، عبدالله گیویان، تهران، انتشارات حوزه هنری، 1369.

  • نظرات() 
  • شنبه 22 اسفند 1388

    دکتر رهنمون در خاک عراق شهید شد؛ تهران نشین نبود!
    رسانه کتاب، مغز نظام رسانه ای، رسانه نخبگان، اولین و پدر رسانه های بشری در دوران پس از تاریخ است. (دکتر محمد ابراهیم فیاض، ایران آینده به سوی الگویی مردم شناختی برای ابرقدرتی ایران، پژوهشگاه فرهنگ و هنر و ارتباطات، تهران، 1387، ص 125)
    معرفی کتابهای مطالعه شده در سال جاری: شصت و هفتمین کتاب
    عنوان کتاب: دکتر محمد علی رهنمون[کتاب رهنمون]/ یادگاران16
    مجموعه کتابهای یادگاران در سال 1383 خیلی مشهور شده بود. سبک جدید زمینی کردن شهدا و در نتیجه ملموس و در دسترس شدن شهدا جواب داده بود. 
    بازنویسی خاطرات شهدا برای نسلی که شهدا را ندیده است. سادگی فوق العاده طراحی صفحات کتاب که توجه ذهن را از نکات جانبی باز می دارد.
    سادگی طراحی (کوتاهی خاطره ها، حجم زیاد قسمت خالی صفحه، هر خاطره یک صفحه، قطع کوچک) باعث پرورش خیال و درگیری ذهن مخاطب برای ساخت تصویر خاطره می شود.
    مشخص نبودن گوینده خاطره، گوینده نقل و قول های درون متن، مکان و زمان و سایر ستینگ خاطره ها، عامل فعال شدن مخاطب برای فهم خاطره می شود.
    رهنمون
    کتاب شانزدهم این مجموعه به شهید دکتر محمد علی رهنمون می پردازد که علی رغم داشتن سمت مهم معاونت درمانی بهداری سپاه پاسداران در خاک عراق به شهادت می رسد. او می توانست در تهران در دفترش بنشیند و خودش را توجیه کند که کارش را برای خدا انجام می دهد. و همین کافی است.
    خوبست اینجور مواردی تو زندگی عادی مون پیدا کنیم و ببینیم که کار امروزمون چقدر مثل کار شهدا است. درست که کارمون برای خداست انشاءالله ولی همون کاری که خدا می خواد رو داریم انجام می دیم؟
    من این کتاب رو تو اتوبوس اردوی راهیان نور بجه های فرهنگ و ارتباطات (عاشورای 1388) خوندم. با تشکر از کادر اردو بابت کتابخانه ته اتوبوس.
    شما را به خواندن صد خاطره زیبا و کوتاه از این شهید دعوت می کنم.
    کتابشناسی:
    کتاب خاطرات دکتر محمد علی رهنمون، یادگاران، دفتر 16، انتشارات روایت فتح، 1383


  • نظرات() 
  • پنجشنبه 20 اسفند 1388

    آقای مهندس شما دیگر چرا؟
    رسانه کتاب، مغز نظام رسانه ای، رسانه نخبگان، اولین و پدر رسانه های بشری در دوران پس از تاریخ است. (دکتر محمد ابراهیم فیاض، ایران آینده به سوی الگویی مردم شناختی برای ابرقدرتی ایران، پژوهشگاه فرهنگ و هنر و ارتباطات، تهران، 1387، ص 125)
    معرفی کتابهای مطالعه شده در سال جاری: شصت و ششمین کتاب
    عنوان کتاب: سید محمد تقی رضوی[کتاب رضوی]/ یادگاران17
    مجموعه کتابهای یادگاران در سال 1383 خیلی مشهور شده بود. سبک جدید زمینی کردن شهدا و در نتیجه ملموس و در دسترس شدن شهدا جواب داده بود. 
    بازنویسی خاطرات شهدا برای نسلی که شهدا را ندیده است. سادگی فوق العاده طراحی صفحات کتاب که توجه ذهن را از نکات جانبی باز می دارد.
    سادگی طراحی (کوتاهی خاطره ها، حجم زیاد قسمت خالی صفحه، هر خاطره یک صفحه، قطع کوچک) باعث پرورش خیال و درگیری ذهن مخاطب برای ساخت تصویر خاطره می شود.
    مشخص نبودن گوینده خاطره، گوینده نقل و قول های درون متن، مکان و زمان و سایر ستینگ خاطره ها، عامل فعال شدن مخاطب برای فهم خاطره می شود.
    رضوی
    کتاب هفدهم این مجموعه به مهندس سید محمد تقی رضوی می پردازد. او می توانست در تهران در دفترش بنشیند و خودش را توجیه کند که کارش را برای خدا انجام می دهد. و همین کافی است. چرا او این کار را نکرد؟ و شخصا در جبهه ها حضورمی یافت؟
    خوبست اینجور جاها تو زندگی امروزیمون ببینیم چقدر چقدر مثل شهدا هستیم؟
    من این کتاب رو تو اتوبوس اردوی راهیان نور بجه های فرهنگ و ارتباطات (عاشورای 1388) خوندم. با تشکر از کادر اردو بابت کتابخانه ته اتوبوس.
    شما را به خواندن صد خاطره زیبا و کوتاه از این شهید دعوت می کنم.
    کتابشناسی:
    کتاب خاطرات مهندس سید محمد تقی رضوی، یادگاران، دفتر 17، انتشارات روایت فتح، 1385


  • نظرات() 
  • سه شنبه 18 اسفند 1388

    عمو حسن به جبهه می رود
    رسانه کتاب، مغز نظام رسانه ای، رسانه نخبگان، اولین و پدر رسانه های بشری در دوران پس از تاریخ است. (دکتر محمد ابراهیم فیاض، ایران آینده به سوی الگویی مردم شناختی برای ابرقدرتی ایران، پژوهشگاه فرهنگ و هنر و ارتباطات، تهران، 1387، ص 125)
    معرفی کتابهای مطالعه شده در سال جاری: شصت و پنجمین کتاب
    عنوان کتاب: عموحسن/ یادگاران15
    عمو حسن
    مجموعه کتابهای یادگاران در سال 1383 خیلی مشهور شده بود. سبک جدید زمینی کردن شهدا و در نتیجه ملموس و در دسترس شدن شهدا جواب داده بود. 
    بازنویسی خاطرات شهدا برای نسلی که شهدا را ندیده است. سادگی فوق العاده طراحی صفحات کتاب که توجه ذهن را از نکات جانبی باز می دارد.
    سادگی طراحی (کوتاهی خاطره ها، حجم زیاد قسمت خالی صفحه، هر خاطره یک صفحه، قطع کوچک) باعث پرورش خیال و درگیری ذهن مخاطب برای ساخت تصویر خاطره می شود.
    مشخص نبودن گوینده خاطره، گوینده نقل و قول های درون متن، مکان و زمان و سایر ستینگ خاطره ها، عامل فعال شدن مخاطب برای فهم خاطره می شود.
    کتاب هفدهم این مجموعه به پیرمردی باصفا می پردازد. پیرمردی که همه او را عمو حسن صدا می زدند. یک پیرمرد جالب. این پیرمرد می توانست خودش را توجیه کند، در همان شهر خودش به خلق خدا کمک کند و آدم خوبی باشد. اصلا هر کاری که داشت را برای خدا انجام بدهد. در نتیجه به جبهه نرود و ...
    او چرا به جبهه رفت؟
    خوبست فکر کنیم ما با شهدا چقدر فرق داریم؟!
    من این کتاب رو تو اتوبوس اردوی راهیان نور بجه های فرهنگ و ارتباطات (عاشورای 1388) خوندم. با تشکر از کادر اردو بابت کتابخانه ته اتوبوس.
    شما را به خواندن صد خاطره زیبا و کوتاه از این رزمنده دعوت می کنم.
    کتابشناسی:
    کتاب خاطرات عمو حسن، یادگاران، دفتر 15، انتشارات روایت فتح، 1382. 112 صفحه

  • نظرات() 
  • دوشنبه 12 بهمن 1388

    اشاره:

    بین رسانه ها -رادیو، تلویزیون، کتاب و ...- کتاب واقعا چیز دیگری است. اونا جلوی فکر و اندیشه را می گیرند ولی کتاب تخیل آدم رو پرورش می ده. باید کتاب خوند. کتاب یار مهربان، دوستی هنرمند، با سود و بی زیان است. پندهای فراوان با آن که بی زبان است.

    معرفی کتابهای مطالعه شده در سال جاری: پنجاه و هشتیمن کتاب

    عنوان: کتاب رمان اسماعیل نوشته امیرحسین فردی

    کتاب اسماعیل

    رضا امیرخانی تو یه محفل دوستانه -انجمن نویسندگان دانشگاه امام صادق علیه السلام- می گفت: ادبیات داستانی پایداری و جنگ داریم؛ چون مردم جنگ رو ندیده بودند و قصه گفتن از اون معنی داشت. ولی مردم خودشون تو انقلاب بودند! خودشون همه داستان انقلاب رو می دونستند! لازم نبود کسی براشون داستان انقلاب رو تعریف کنه! به همین دلیل ادبیات داستانی انقلاب اسلامی تولید نشد.

    این جمله ها نقل به مضمون بود. به هر حال ضرورت کار هنری و داستانی برای بازتولید یک واقعه تاریخی آن هم به عظمت انقلاب اسلامی با تاثیر رنسانس گونه اش بر کسی پوشیده نیست.

    درد بدی است! ادبیات داستانی کافی برای انقلاب اسلامی، به قدر شور و عظمت کار مردم انقلابی 39 تا 57 تولید نشده است. هنرمندان، نویسندگان و ... نتوانسته اند رسالت تاریخی خود را ایفا کنند.

    از معدود کتب ادبیات داستانی تولید شده برای بازگویی داستان انقلاب اسلامی، برخی با نگاه منفی خود همه چیز را زیر سوال برده اند. برخی نیز خیلی خوب و قشنگ بوده اند ولی الگوی انقلاب آنها الگوی انقلاب اسلامی- انقلاب خمینی- نبود. کتاب مرد بهاری داوود امیریان از این نمونه است. خیلی عالی بود. ولی داستان انقلاب آن بیشتر شبیه انقلاب در کشورهای کمونیستی بود که کارگران و مردم فرودست متحد می شوند و سلطه و استکبار ظالم را به زیر می کشانند. ادبیات داستانی انقلاب اسلامی ما باید الگوی انقلاب امام خمینی را داشته باشد. چیزی که رگه های آن را به خوبی در کتاب اسماعیل نوشته امیرحسین فردی می بینیم.

    کتابشناسی:

    کتاب رمان اسماعیل، اثر امیرحسین فردی، تهران، انتشارات سوره مهر-مرکز آفرینش های ادبی، کارگاه قصه و رمان-، چاپ سوم، 1387، تعداد صفحات: 278..

    راستی، این مطلب همزمان با ورود پربرکت آقا روح الله به ایران در بهمن 1357 به روز شد. 

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 10 دی 1388

    اشاره: کتاب، دوست ماست. لکن با کتاب، معامله دوری و دوستی نکنیم.

    پوستر رونمایی کتاب

    معرفی کتابهای مطالعه شده: پنجاه و سومین کتاب

    عنوان: کتاب خاطرات شفاهی شهید محمد حسن نظرنژاد: بابانظر

    شهید محمدحسن نظرنژاد، پهلوان باغیرتی بود. قهرمان ورزشی ملی -در قبل انقلاب- بود. سوابق انقلابیگری قبل انقلاب داشت. در کردستان و گنبد هم بود تا مشتی منافق و مخالف، به مردم زور نگویند. 140 ماه هم سابقه حضور در جبهه دارد! -هشت سال جنگ می شود 96ماه؛ 10 سال هم به تعبیر آقا سعید -سردار قاسمی- می شود 120 ماه؛ بروید کتاب را بخوانید تا بفهمید چطور می شود 140 ماه سابقه داشت!- انواع مختلف جانبازی ها در قسمتهای مختلف بدن؛ چیزی بیشتر از 150 درصد جانبازی. با همه اینها، این سردار با ارزش تاریخی فرهنگی سپاه بی جهت در سال 1375 شهید می شود! به کوه می رود ولی یک تیم پزشکی همراه او نیست، حتی یک کپسول اکسیژن هم می توانست او را برای ما حفظ کند ولی نشد.

    بگذریم. کتاب فوق العاده قشنگی است. مدتها بود چنین کتابی نخوانده بودم. دو شب تا صبح بیدار بودم که تمام شد. ما به خاطرات شفاهی خیلی نیاز داریم. لایه های تاریک و پنهانی از تاریخ با تاریخ شفاهی شفاف می شود. بابانظر از کتاب دا هم بهتر است. یعنی جالب تر و جذاب تر است. سرگذشت این مرد که با تاریخ دفاع مقدس خراسان عجین شده، پر از غمها و شادیهایی بود که دو روز اول محرم امسال با آن زندگی کردم.

    بابانظر، حقش است که رکورد کتاب دا را بشکند. خریدیم، خواندیم، هدیه می دهیم.

    نکته فرعی: در قسمت فهرست نویسی فیپای کتاب موضوع کتاب سرگذشتنامه ورزشکاران معلول ایران عنوان شده!

    کتابشناسی:کتاب خاطرات شفاهی شهید محمد حسن نظرنژاد: بابانظر؛ مصاحبه: سید حسین بیضایی، تدوین: مصطفی رحیمی؛ دفتر ادبیات و هنر مقاومت، تهران، سوره مهر، چاپ سوم 1388

  • نظرات() 
  • سه شنبه 12 آبان 1388


    معصومه رامهرمزی دختر یتیم آبادانی بود كه با شروع جنگ 14 ساله بود ولی دختر نبود، یك شیر زن بود و اصلا زن هم نبود، یك مرد واقعی بود.

    آری! او یك (دختر) بچه بود و جنگ زود (شیر زن) بزرگش كرد و از او (یك مرد واقعی) آدم دیگری ساخت.یکشنبه آخر

    تاریخ دفاع مقدس ما در همین صفحات خاطرات رزمندگان و مهمتر از آن در اذهان به جاماندگان نهفته است و این پازل جز با توجه همه جانبه به همه جوانب این حادثه عظیم بشری تكمیل نخواهد شد.

    كتاب دا، متاسفانه یا خوشبختانه به نماد حضور زنان در دفاع مقدس تبدیل شده است. به زعم من، حداقل یك نكته مهم در مورد این كتاب این است كه این كتاب، بازروایی نیست و نویسنده خاطرات خودش را نوشته است. خوب هم نوشته و همذات با پنداری با نویسنده كار آسانی نیست. دل بدهید.

    كتابشناسی:

    یكشنبه آخر، خاطرات معصومه رامهرمزی، تهران، انتشارات سوره مهر، چاپ پنجم، 1388،

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • جمعه 8 آبان 1388

    مطالعه و معرفی کتاب در سال جاری: کتاب شماره 37

    كتاب فرمانده محصول مشتركی از انتشارات سوره مهر و نشر شاهد است كه نهمین جلد از مجموعه قصه فرماندهان است كه بیش از یك و نیم میلیون نسخه تا كنون به فروش رفته است.

    برای امثال من كه رویای بازگشت و انتقام گیری برادر حاج احمد متوسلیان را رویایی دوست داشتنی می دانیم، به كار بردن پیشوند "شهید" آن هم در روی جلد اصلا خوشایند نیست. برادر احمد بر می گردد... (خودتان داستان بازگشت حاج احمد را از فرودگاه امام خمینی تهران تصور كنید...)

    این كتاب كه من چاپ پنجم آن (1387) را خواندم، نوشته حسین نیری است كه شاید فرار از موصل یا بزرگ مرد كوچكش را خوانده باشید.

    حاج احمد متوسلیان

    13 داستان كوتاه از زندگی مردی بزرگ، به زبانی ساده و روان در حجمی كوچك و مختصر. طراحی گرافیكی ندارد ولی خیلی خوب كه ندارد. حواس انسان را پرت نمی كند و تخیل را در ترسیم داستان آزاد می گذارد. باشد كه بیشتر به نكته های لطیف زندگی حاج احمد دقت كنیم.

    در ضمن هیچ دلیل خاصی هم وجود ندارد كه تصور كنیم این كتابها برای كودكان و نوجوانان نوشته شده اند!

    كتابشناسی:

    فرمانده جدید (جلد نهم از مجموعه قصه فرماندهان)، حسین نیری، انتشارات سوره مهرو و نشر شاهد،‌تهران، 1387، 67 صفحه.

    تذکر فرعی: این روزها اینترنت ندارم. این مطالب هم به صورت ارسال به آینده نوشته شده اند و مربوط به گذشته اند!

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 24 تیر 1388


    قبل از هر چیز، تولد آفتاب بزرگ، حاج آقای سید علی آقای حسینی خامنه ای را به امام زمان و مردم عزیز ایران تبریك می گم (با تشكر از سید حمید امامی):

    در کشور عشق مقتدا خامنه ای ست

    فرماندهی کلّ قوا خامنه ای ست 

    دیروز اگر عزیز مصر یوسف بود

    امروز عزیز دل ما خامنه ای ست

    -----

    چشم بد دور، عمرتان بسیار - کس نبیند ملالتان آقا

    ما نمردیم خون دل بخوری - تخت باشد خیالتان آقا

     جسمتنان کامل است، ناقص نیست - میدهد عطر یک بغل گل یاس

    دستتان امّا حکایتی دارد - رحم الله عمّی العباس


    آرمان خواهی انسان مستلزم صبر بر رنجهاست. پس برادر خوبم، برای جانبازی در راه آرمانها یاد بگیر كه در این سیاره رنج صبورترین انسانها باشی.

    سید مرتضی آوینی 15/1/72

    روی جلد این شماره پلاك هشت، (َشماره5) عكس كلوزآپی از سید شهیدان اهل قلم، شهید مرتضی آوینی بود. چنین طرحی نوید ویژه نامه ای از شهید آوینی می داد كه در قالب پرونده ویژه با سه مصاحبه از مصطفی دالایی (كارگردان – فیلمبردار پای در ركاب سید مرتضی آوینی طی جنگ هشت ساله)، نادر طالب زاده (مستندساز مشهور كه رابطه صمیمانه ای با شهید آوینی داشت به وی‍ژه در جریان مستندهای ساعت25 (آمریكا) و خنجر و شقایق) و محمدعلی فارسی (تدوین گر واپسین مجموعه های مستد جنگی شهید آوینی) محقق شد. علاوه بر ارزش تاریخی، در شناخت شهید آوینی و سینمای مستند جنگ (مستند اشراقی) مفید بود.

    چشم انداز هنر و ادبیات داستانی انقلاب از نگاه رهبر فرزانه انقلاب كه برداشتهایی از 5 سخنرانی ایشان بود، صفحات اندیشه و ادب این شماره را زینت داده بود.آقا خیلی خوب و رسا صحبت می كنند. واژگان دقیقی را به كار می برند. تعابیر مناسبی به كار می برند.

    رسالت و وظیفه بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس در قبال فرهنگ دفاع مقدس كه توسط سردار میرفیصل باقرزاده ایراد شده بود، حاوی نكات جالب توجهی بود. نقد روشی گذشته و رسالتهای مبنایی فعلی.

    به بهانه فتح خرمشهر ویژه نامه ای هم برای خرمشهر رفته بودند. مصاحبه تمام متن سید صالح موسوی (همون جوون 17 ساله كه تو عكسهای خرمشهر پیراهن نداره!)  از مدافعین خرمشهر كه جالبه مونده و شهید نشده با یادیی از 34 روز مقاومت در خرمشهر مصاحبه خوبی از آب در اومد.

    صفحات نبرد بی پایان (كه به جلوه های پایداری در سراسر جهان می پردازد) دو صفحه برای ادواردو آنیلی (پسر سناتور آنیلی، ملیاردر مشهور ایتالیایی و صاحب كارخانجات بزرگی چون فیات و باشگاه یوونتوس و ...) رفته بود. شهید مهدی ادواردو آنیلی. همو كه در نماز جمعه اول انقلاب تهران، صف  اول، پشت سر مقام معظم رهبری نماز خواند. ادواردویی كه صرفا با مطالعه قرآن مسلمان شد. اول سنی و بعد شیعه. او كه سال 2000 شهید شد ولی گفتند خودكشی كرده. شهید دكتر مهدی ادواردو آنیلی. كتاب هدیه مسیح  درباره اوست.

    دكتر حسن عباسی همیشه جالب بوده. در این شماره مطلبی با عنوان «رسانه مقاومت از هومر تا حاتمی كیا» دارد: بررسی تاریخچه، محتوا و عملكرد رسانه مقاومت.

    رنگ جنگ این شماره در مقاله ای با عنوان گرافیك، زبان میراث فرهنگی  به نقد چالش های آثار گرافیكی جنگ با رویكرد محتوا و قالبهای بیانی پرداخته. اما جالب تر از آن به بررسی پوستر ها و طرح های گرافیكی پرداخته كه خودجوش و توسط هنرمندانی در سرتاسر جهان برای مردم غزه تولید شدند. بی آن كه منتظر سفارش دستگاههای فرهنگی مسئول باشند.

    مصاحبه با حمیدرضا آذرنگ (نمایشنامه نویس برجسته دفاع مقدس) صفحات همیشه بر صحنه (تئاتر) را آبرومند كرده بود.

    شیپور جنگ (صفحات موسیقی جنگ) این شماره دیگر به سراغ مداحان نرفت! تنها یك مصاحبه با تورج زاهدی، موسیقیدان داشت كه به بحث موسیقی حماسی جنگ گذشت. البته بحث تاریخچه (نقش موسیقی و شعر در پیروزی های سپاه كوروش و ...) هم مطرح بود.

    شعور سرخ (صفحات شعر) از دو مقاله تشكیل شده بود. یكی مقاله ای از امید مهدی ن‍ژاد، شاعر و طنز نویس برجسته كه به معرفی 6 شاعر برجسته شعر مقاومت (سلمان هراتی، سید حسن حسینی، علی معلم دامغانی، قیصر امین پور، نزار قبانی (روسیه) و محمود درویش (فلسطین) و نمونه های اشعار آنان پرداخته بود. دیگر مقاله ای تحلیلی از رضا اسماعیلی در بررسی سیر تكوینی شعر دفاع مقدس (شاعران ایرانی بعد از انقلاب نسبت به جنگ موافق و مخالف)، بعد جنگ (شعر اعتراض) و شعر پایداری (نگاهی به جهان و پایداری جهانی).

    یادی از شهید محمود كاوه، چریكهای فدائیان اسلام و شهید سید مجتبی هاشمی  زینت بخش صفحات پایانی بود.

    بخش جدید این شماره معرفی كتاب بود كه شامل 4 كتاب بود. نكته جالب این كه این كتابها تنها متعلق به تهران نبودند. بلكه از شهرستانها هم بودند. این رویكرد خوبی است كه دفاع مقدس را تنها شامل لشكر27 محمد رسول الله تهران ندانیم و بقیه لشكرها و فرماندهان و حتی ارتش را هم ببینیم؛ همانگونه كه از وقتی از ادبیات و هنر پایداری سخن می گوییم، مردم سراسر جهان را در آن سهیم می دانیم.

  • نظرات() 
  • شنبه 20 تیر 1388

    پلاك هشت، نشریه ای است درباره فرهنگ و هنر دفاع مقدس كه هر سه ماه یك بار توسط معاونت هنری بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس (متولی حفظ ارزشهای جنگ ده ساله) منتشر می شود. شماره چهارم این فصلنامه فرهنگ و هنر پایداری موضوع این مطلب ماست.

    بیش از هر چیز پلاك هشت، به بررسی كاركرد و عملكرد هنر در قبال دفاع مقدس هشت ساله و حتی عامتر فرهنگ پایداری (نگاه فراملی به دفاع مقدس و انقلاب كه شامل مقاومتهای حزب الله و فلسطینیها و نیز دشمنی های شیطان بزرگ و اسرائیل هم می شود.) است. مفهوم عام هنر در این نشریه تنها شامل مداحی و آنچه ذاتا اسلامی است مثل تعزیه نبوده، بلكه به جنبه های مختلف هنر، نظیر سینما، هنرهای تجسمی، موسیقی، تئاتر و ... نظر دارد.

    این شماره با آثار و گفتاری از حضرت آقا سید علی آقای حسینی خامنه ای، سردار باقرزاده، سردار مهندس سعید قاسمی، مصطفی رحیمی، سید مهدی شجاعی، گل علی بابایی، سهیل كریمی، علی محمد مودب، علیرضا قزوه، محمد رضا آقاسی،  محمدرضا درویش، حسین فدایی اصل، محمود بدرفر و ... زینت یافته بود.

    نظرات رهبری درباره هنر متعهد و انتظار انقلاب از هنر نكات جالبی داشت. انقلاب از هنر می خواهد كه هنر باشد. هنر (هنرمند) زیبایی ها را می بیند و به صورت هنر در می آورد. انقلاب از هنر و هنر مند می خواهد كه زیبایی های جنگ و انقلاب، زیبایی های ایثار و فداكاری فرزندان این آب و خاك، مادران این آب و خاك، زیبایی فرهنگ مردم این آب و خاك در دوره انقلاب و دفاع مقدس به دست فراموشی سپرده نشود. بحث جالبی هم درباره اینكه تعهد با هنر منافاتی ندارد هم مفید بود.

    بررسی جامعه شناسانه رویكرد شاعران به دفاع مقدس و سطوح مختلف جنگ با عنوان از تقلیل گرایی تا تقلیل سرایی هم مقاله ای بود كه نگاه جدیدی به شعر دفاع مقدس داشت.

    مصاحبه ها همیشه نقطه قوت این فصلنامه فرهنگ و هنر پایداری بوده اند. مصاحبه با حاج منصور نورایی كه مناجاتهای معروفی از او هنوز هم نه فقط برای بچه های جنگ (به زعم مصاحبه كننده) كه برای همه خاطره است.  باید توجه داشت كه بخش مهمی از جنگ ما، همین دعا ها و مناجاتها و جنبه معنوی رزمندگان بود.

    گفتگو با آزاده سید حسین هاشمی كه فوق لیسانس ارتباطات از كانادا داشت و در اولین روزهای جنگ در گروه تلویزیونی جهاد به همراه مردم قصر شیرین اسیر شد و بعد از آزادی، مدیر گروه جهاد سازندگی بود و مجموعه هایی در مورد آزادگان ساخت و مدتی نیز رایزن فرهنگی ایران در فرانسه و كرواسی بود نیز از این جهت حائز اهمیت بود كه شامل نكته هایی جالب از زندگی اسرا بود. خود ایشان زبان عربی را در اردوگاه رمادی و زبان فرانسه را در اردوگاه موصل4 یاد گرفتند! بُعد مهمی از جنگ، تحولات اسرا است كه واقعا مبهم است. حاج آقا ابوترابی معلوم نیست واقعا در اردوگاههای عراق چه می كرده است. در جایی از مصاحبه خواندم كه 800 نفر از 1200 اسیر اردوگاه در حال یادگیری زبان انگلیسی بودند. حكایت زمستان سعید عاكف هم چیزهای عجیبی می گفت. این قدرتی كه عده ای را چنین به یادگیری وا می دارد، این تحولات عجیب واقعا عجیب است.

    صحبتهای جانباز شیمیایی عبدالعزیز پورصفایی نیز شامل نكات مهمی از مشكلات جانبازان و ظلم های بنیاد جانبازان بود. در جامعه اسلامی، آن یهودی و مسیحی از كار افتاده باید از رفاه برخوردار باشند، چه برسد به سربازان اسلام كه در راه اسلام و حكومت اسلامی متحمل صدمات شدند. حداقل صدمات آنها باید جبران شود، اگر خدمات جبران ناپذیر است.

  • نظرات() 
  • پیشنهادهای من

    filesell درباره من و وبلاگم

    آخرین مطالب



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد کل مطالب :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین روزآمد :

    اَبر برچسب‌های پاورقی



    قفسه؛ کوتاه‌نوشت‌های من درباره کتاب‌هایی که خوانده‌ام