تبلیغات
...پاورقی فرهنگ و ارتباطات - مطالب ابر استاد دکتر ابراهیم فیاض

...پاورقی فرهنگ و ارتباطات

حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات

دوشنبه 21 فروردین 1396


  • امیرکبیر خیال می‌کرد ما باید به جای بحث فلسفی [درباره پیشرفت و چگونگی آن]، مصادیق غرب را وارد کنیم. به همین دلیل پلی‌تکنیک فرانسوی را به شکل دارالفنون در ایران تأسیس کرد. دانشجویان را برای تحصیل علوم فنی فرستادند. همین مهندسان بعداً شروع به سوءاستفاده از دانش‌شان کردند... 

  • همین امروز و بعداً از انقلاب هم با همین رویکرد مواجهیم؛ یعنی تسلط علوم فنی و مهندسی و پیشرفت وارونه و مصداقی. این نگاه می‌گوید اگر می‌خواهی پیشرفت کنی باید هواپیما و کامپیوتر بخری و وارد کنی. دانشگاه فنی ما هم هیچ ربطی به صنعت ندارد، چون قرار نیست چیز مبنایی را تولید کند. دانشگاه ما امروز بیکاری تولید می‌کند نه کار!

بخشی از مصاحبه خواندنی استاد #فیاض
متن کامل:
yon.ir/jd433

پاورقی را در پیام‌رسان ایرانی «بله» دنبال کنید!
@Pavaraqi

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 4 شهریور 1394

    چند باری به این مصاحبه تاریخی که الان حدود 10 سال از آن می‌گذرد، نیاز شد. پیدا کردن آن برای بچه‌ها با توجه به تغییرات تارنمای اطلاع‌رسانی دانشگاه و به تبع آن، حذف مصاحبه از تارنمای جدید دانشکده فرهنگ و ارتباطات، دشوار شده است. خب این مصاحبه در اولین شماره اولین نشریه چندرسانه‌ای دانشجویی با عنوان «دعوت» منتشر شد. من آن روزها تازه به دانشگاه آمده بودم و توفیق همکاری با انجمن علمی در انتشار این نشریه داشتم. حامد فروزان و سید محمدعلی غمامی که آن روز دانشجوی سال سوم، هم اکنون دانشجوی دکتری در دانشگاه‌های علامه طباطبایی و باقرالعلوم هستند. خدا دکتر فیاض، مصاحبه‌کنندگان و همه اساتید عزیز را حفظ کند. این مصاحبه هر چه بیش‌تر می‌گذرد، خواندنی‌تر می‌شود. 

    مصاحبه با آقای دكتر فیاض

    در باره‌ اهداف رشته‌ معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات و وضعیت فعلی آن


    بهمن 1384

    مصاحبه كنندگان: حامد فروزان و سید محمد علی غمامی

    هدف رشته: فرهنگ و ارتباطات؛ نه ارتباطات و فرهنگ.

    منظور از ارتباطات در دانشگاه امام صادق (ع) چیست؟

    ارتباطات و دین كه الان در دانشگاه تهران است یعنی دین مجازی و اینترنتی

    بزرگترین مشكل ما در این دانشكده اینست كه یك چارچوب تئوریك نداریم.

    ما همه‌ رسانه‌ها را در نظر می‌گیریم حتی رسانه‌های سنتی مثل منبر

    چارچوب تئوریك كه ما می‌گوییم یعنی روش حركت ما.

    هدف این بود كه چگونه فرهنگ سنتی را در ارتباطات بازتولید كنیم.

    هدف از تاسیس این رشته این بوده كه بررسی كند كه  چگونه فرهنگ سنتی را در ارتباطات بازتولید كنیم كه نه تنها هویت ملی- فرهنگی ما بماند بلكه ما صادرات فرهنگی به‌ دنیا داشته باشیم. زیرا می‌خواهیم با دنیا تعامل داشته‌باشیم. برای همین روی سیاستگذاری فرهنگی و ارتباطی رفتیم.

     

    متن كامل مصاحبه :

    - آیا ما درصدد بررسی حوزه‌های مختلف فرهنگ و ارتباطات با رویكرد اسلامی هستیم یا اینكه برای استفاده از علوم غربی است؟ در واقع آیا حالت منفعلانه دارد یا فعالانه؟ اگر فعالانه است به دنبال چه چیزی است؟
    متاسفانه اهتمام كافی در این زمینه وجود نداشته است. الان غرب  عالمانه منفعل شده است. می‌داند كه امروز جهان در حال باز شدن است. مردم شناسان غرب از جمله «مارگارت مید» نشان داده اند كه اقوام مختلف هم حرف دارند. «هانری كربن» وقتی به ایران آمد به اوروپایی ها گفت شما خیلی چیزها از ایران و تشیع نمی‌دانید و گفت وقتی فلسفه اسلامی را دیدم از فلسفه‌ی هایدگری آلمان بی‌نیاز شدم.

    - یعنی ما بالقوه می‌توانیم فعال باشیم؟
    این مسلم است اما ما نتوانستیم به خوبی فرهنگ را باز تولید كنیم و تنها از آن‌ها تقلید می‌كنیم. این بزرگترین مشكل ماست. در این دانشكده و دانشگاه نیز همین مشكل را داریم.

    -  یعنی چه؟ 
    یعنی فقط حمل می‌كنیم.كاش كه فقط از غرب می‌گرفتیم. چون تا می‌گویی می‌گیرم یعنی درك و فهم كه ما آن را نداریم. من چندین بار در جلسات اعلام كردم كه حاضرم كنفراس بدهم هنوز هم اعلام می‌كنم به شما هم اعلام می كنم. به گروه چندین بار گفته‌ام حتی اقدام كرده‌ام اما به آن اهتمام نشد.

    - چه بحثی؟
    این بحث كه رشته‌ ما فرهنگ و ارتباطات است یعنی چه؟ما حتی در روش تدریس نیز نقص می‌بینیم. در دانشگاه باید بر اساس حوزه‌های تحقیقاتی درس بدهند.الان حوزه‌ی من بیشتر فرهنگ است. از فرهنگ وارد ارتباطات می شوم. آن كسی كه از ارتباطات می‌آید باید از ارتباطات وارد فرهنگ شود نه این كه بگوید من هم در فرهنگ هستم هم در ارتباطات هستم.گاهی درس‌ها كاملاً ضد رهیافت آن درس تدریس می‌شود . مثلاً ارتباطات میان‌فرهنگی را با رهیافت جهانی شدن . ارتباطات میان‌فرهنگی آمده كه بگوید جهانی‌شدن غلط است و چنین چیزی محقق نمی‌شود.

    فرهنگ و ارتباطات نه ارتباطات و فرهنگ. این‌ها دو مقوله است . ما الآن سه حوزه‌ی جغرافیایی در ایران داریم كه در حال كارند.
    1. دانشگاه علامه طباطبایی:نگاه‌شان در این حوزه مانند فرانسه‌ است. فرانسه كلاً از نگاه چپ و سوسیالیسم كه از كلیسا در می‌آید به ارتباطات نگاه می‌كند و فرانسه كاتولیسم است و از درونش سوسیالیسم درآمد و این سوسیالیسم همیشه چپ است مخصوصاً نسبت به دین. روشنفكری یعنی فرانسه. آلمان روشنفكر ندارد مگر تابع فرانسه باشد. انگلیس و آمریكا روشنفكر ندارند مگر اینكه بخواهند فرانسوی فكر كنند. در رسانه روی روزنامه مستقر می شوند یعنی ارتباطات فرانسه یعنی روزنامه‌نگاری. در حوزه‌های دیگر خیلی كم كار می‌كنند چون ارتباطاتشان روشنفكری است به همین دلیل ژورنالیسم وجه حاكم بر ارتباطات علامه است كه تحلیل محتوا و تحلیل گفتمان از آنجاست. پشت قصه‌ی مطبوعات و ژورنالیسم در ایران ، روشنفكری است. الآن روزنامه‌ی خیلی حرفه‌ای غیر چپ غالباً نداریم. به همین دلیل وقتی دوم‌خردادی‌ها كه چپ می‌زنند سر كار می‌آیند رسانه‌ی ژورنال ‌ها به میدان می‌آید. تلویزیون و صدا و سیما را می‌كوبند چون مظهر ضد ‌روشنفكری است. در فرانسه هم همین است؛تلویزیون فرهنگ عامیانه است.
    2. دانشگاه تهران: كه وجه قالبش مكتب بیرمنگام و فرانكفورت می‌باشند . علتش هم این است كه همه‌ی تحصیل‌كرده‌های آنجا بلا‌استثنا جامعه‌شناس‌اند . از جامعه‌شناسی وارد ارتباطات شده‌اند، به همین دلیل چپ می‌زنند اما چپ روشنفكری آنگلوساكسونی . بیرمنگام و فرانكفورت تغذیه‌ی فكری می‌شود . این‌ها روی ارتباطات و فرهنگ بحث می‌كنند یعنی تأثیر ارتباطات روی فرهنگ . عمدتاً محور آن‌ها تلویزیون و اینترنت است ، به همین دلیل به شدت ارتباطی و ارتباط‌زده هستند . به شدت تابع رسانه‌های جدید تلویزیون ، ماهواره و اینترنت (بصری) هستند. دیدگاه نقدی شان یا بیرمنگامی هستند ویا فرانكفورتی‌.


    3. دانشگاه امام صادق(ع): كه قرار است در اینجا بر اساس فرهنگ، ارتباطات را نقد كنیم نه بر اساس ارتباطات فرهنگ رانقد كنیم.

    - منظور از فرهنگ چیست؟ 
    فرهنگ سنتی و دین‌محور . چون ایران و جهان‌آسیا و خاورمیانه چنین است. به همین دلیل روی جهان اسلام تكیه داشته و داریم . هرچند الآن متأسفانه ضعیف‌ترین عمل‌ها را انجام می‌دهیم . الآن با اینكه پیشنهاد ‌دهنده‌ی همایش دین و رسانه بودم اما متاسفانه در دانشگاه تهران برگزار شد. ما الآن مهم‌ترین كارمان در دانشگاه امام صادق(ع) طبق هویت دانشگاه امام صادق(ع) دین و ارتباطات بوده، اما هنوز گروه دین و ارتباطات نداریم. با اینكه اكثر رساله‌های دوستان هم روی همین قصه‌ی دین بوده.
    عام. همه‌نوع ارتباطات. شفاهی، غیر‌شفاهی، كتبی و سنتی و گذشته و حال و آرشیو و معماری و...همه بود؛ چون خواندیم و زحمت كشیدیم. حتی معماری هم ما داشتیم. فضای مسجد و اتاق یك نوع ارتباطات است كه در آن تولید و مبادله‌ی معنا داریم، ولی متأسفانه اینجا برعكس عمل كرده. این كار را نكرد. ما نباید در   حاشیه‌ی علامه طباطبایی یا حاشیه‌ی دانشگاه تهران باشیم؛  ما باید  اینجا یك مكتب درست كنیم .

    - سؤال این است ، اگر خود دانشگاه امام صادق(ع) و اعضای هیأت علمی‌اش این حوزه را در ایران باز كرده‌اند، چطور می‌شود كه خودشان مبدع این حوزه باشند اما با شروع و جدی شدن كار و تشكیل دانشكده، با اینكه فعالیت‌هایش باید بیشتر شود كمتر می‌شود؟
    پیشرفته‌ترین بحث‌ها را داشتند انجام می‌دادند اما متأسفانه این حوزه دنبال نشد. ما الان هم گرفتاریم سر عنوان درس‌های فرهنگ وارتباطات هستیم. تا یك چارچوب تئوریك و مفهومی درست نشود به جایی نمی‌رسیم یعنی رشته‌ی ما عملا تشكیل نشده. ما الان یك رشته داریم و عام است یعنی فرهنگ و ارتباطات و یك رشته‌ی دیگر هم دارم [به نام] تاریخ تشیع كه آن هم ربط خیلی مستقیمی به رشته‌ی ما ندارد. ما اگر دین و ارتباطات را حل می‌كردیم( نه ارتباطات و دین كه الان در دانشگاه تهران است یعنی دین مجازی و اینترنتی) آنگاه رابطه تاریخ تشیع با ارتباطات نیز روشن نمی‌شود.

    - چارچوب تئوریك ندارم یعنی چه؟یعنی متفكر و تئوریسین نداریم؟
      بارها تاكید كردم  Workshop بگذارید. از سال 81 من این بحث را شروع كردم كه آقا بیایید اینجا یك چارچوب تئوریك درست كنیم و بارها هم گفته‌ام كه كلاه سر دانشجویان ما می‌رود یعنی دانشجویان بی‌چاره ما نمی‌دانند در آینده چه كار می‌توانند بكنند چون وقتی رهیافت مشخص نباشد خود به خود معنا روشن نمی‌شود. 

    - تعامل ارتباطاتی كه در دانشگاه امام صادق (ع) مدنظر است (دسته‌ سوم) با تبلیغ چیست؟
    تبلیغ معنای انگلیسی‌اش می‌شود Effect communication، تبلیغ از بلاغت می‌آید یعنی پیام رساندن، فارسی‌اش می‌شود ارتباط موثر. الان دنیا روی این بحث رفته‌ است. اتفاقا ما از این رو سراغ فرهنگ و ارتباطات رفتیم كه بگوییم چگونه تبلیغ كنیم؟ این رشته از رشته‌ی معارف اسلامی و تبلیغ دانشكده الهیات آمده است. اما وقتی رفتیم در ارتباطات جایش بیندازیم متاسفانه نتوانستیم. نتوانستیم  مكتب دانشگاه امام صادق(ع) را راه بیندازیم. شما پیشرو بودید پیشرو بمانید.

    - آیا این به عنوان یك مزیت محسوب می‌شود؟
    بله، این به عنوان یك مزیت برای ما در دنیا بود ما الان اگر زرنگ بودیم دوستان را فرستاده بودیم بروند مثلا روی منبر كار كنند. منبر آقا شیخ حسین انصاریان كه این همه مشتری در ایران دارد چیست. آقای قرائتی چه‌كار می‌كند؟ چه ارتباطی بین من و فضای مسجد سنتی- وقتی وارد آن می‌شوم- رخ می‌دهد؟ من چه فضایی را احساس می‌‌كنم؟

    - در واقع قرار بود این بحث‌ها در حوزه‌ی جغرافیایی دانشگاه امام صادق(ع) انجام شود؟
    بله متاسفانه به دلیل عدم چارچوب تئوریك منسجمی كه قرار بود درست شود كه نشد. من حتی خودم اقدام كردم.

    - آقای دكتر به صراحت بگویم عدم چارچوب تئوریك برای من قابل فهم نیست . من به عنوان دانشجو وقتی می‌خواهم وارد رشته‌ای كه دانشكده ای و اعضای هیئت علمی دارد شوم این پیش‌فرض را دارم كه قطعا چارچوب تئوریك بوده كه این‌ها می‌آیند رشته‌ی 7-6 ساله ایجاد می‌كنند؟
     آن دوستانی كه اینجا بودند این توانایی را در خود می‌دیدند. مثلا مردم‌شناس و فرهنگ‌شناس‌شان من بودم. من در رساله‌ی دكترایم این را كردم. از دین به فرهنگ و از فرهنگ به ارتباطات رسیدیم. یك چارچوب تئوریك درست كردم. بر اساس تمام مكاتبی كه كه وجود داشت هر چه بود خواندم و بعد تئوری هنجاری را در رابطه با ایران دادم. ولی به دلایلی منتشر نشد

    - منظورتان از چارچوب تئوریك چیست؟
    دانشگاه امام صادق(ع) الان باید مهمترین رشته‌اش دین و ارتباطات باشد. الان گرفتار مسائل روزمره شدیم. الان باید فرهنگ وارتباطات در خاورمیانه و جهان اسلام داشته باشیم.. كارهایی شده ولی بسیار ابتدائی بوده در حد گزارش است نه تحلیل.

    - من كه با یكی از مسئولان دانشگاه صحبت می‌كردم می‌گفت اگر شما می‌خواهید بروید به این سمت می‌فهمید ما هیچ چیزی در این زمینه نداریم. نه كتاب ونه استاد.
    نخواستیم.الان یكی از دوستان كه برای بار دوم به افغانستان رفته آمده‌بود پیش من گفتم كتاب‌های افغانستان را دیدی، گفت بله، گفتم چه احساسی كردی، گفت احساس كردم فاصله‌ی زیاد دارد، گفتم تو باید این فاصله را پر كنی، شروع به جمع‌آوری اطلاعات می‌كنی و چاروب تئوریك درست می‌كنی. بعد ارتباط با افغانستان شناسان دنیا . بلافاصله به سمینار‌ها و مراكز علمی دنیا دعوت می‌شوی .
    رشته‌ بسیار گسترده است و ما می توانیم در درونش رشته‌هایی بزنیم. من الان به دنبال روش‌شناسی هستم. بهترین و مهم‌ترین ارتباط بین دین و ارتباطات یا علوم اجتماعی به روش‌شناسی بر‌می‌گردد.

    - منظور از روش‌شناسی چیست؟
    یعنی اینكه چه ارتباطی بین دین، علم و ارتباطات و علوم اجتماعی به طور كلی و سیستماتیك می‌تواند وجود داشته باشد. یعنی اینكه گستره‌ای باشد. آقای انصاریان، كافی و فلسفی مقوله بودند، روی این‌ها چه كسی كار كرد. در واقع بررسی این‌ها وظیفه‌ی دانشگاه امام صادق(ع) است. این یك نمونه‌ی ابتدائی است. ما الان باید درمورد روش شهرسازی بحث كنیم. ما اصلا بلد نیستیم. 

    - حال كه ارتباطات و دین چنین حوزه‌ی وسیعی دارد دانشجو چگونه می‌تواند حوزه‌ی مورد نظرش را پیدا كند؟
    وقتی حوزه‌های مفهومی و روش‌شناختی خود راپیدا كرد یك حوزه‌ی پژوهشی را می‌گیرد و جلو می‌رود.
     مثلا برنامه‌های مذهبی مارا در تلویزیون نگاه كنید. یا كف‌زدن است یا سینه‌زدن. چون برنامه‌های مذهبی نساختیم. مثلا در مورد طنز مذهبی چه كسی كار كرده است؟ 
    اصلا بعضی‌ها در مورد وجود یا عدم وجودش شك دارند. 
    در سریال «روزی روزگاری» پر از مفاهیم و محتوا بود و مردم آن را حس كردند. از جمله مفهوم «احتیاط كن التماس نكن» اما تفنگ سرپر آنقدر خراب‌كاری و پست‌مدرن‌بازی درآوردند، نیم‌میلیارد تومان خرج‌ هم كردند به جایی هم نرسید و هیچ كس هم نگاه نكرد اما آن «روزی روزگاری» در آن بیابان برهوت چندبار پخش شده و هنوز هم بیننده دارد چون هنوز هم مفهوم دارد.

    مشخص شد كه هسته‌ی اصلی رشته‌ی فرهنگ‌و‌ارتباطات دین بوده‌است حال سوال این است هدفش چه‌بوده‌است؟
    اینكه چگونه فرهنگ سنتی را در ارتباطات بازتولید كنیم كه نه تنها هویت ملی- فرهنگی ما بماند بلكه ما صادرات فرهنگی به‌ دنیا داشته باشیم. زیرا می‌خواهیم با دنیا تعامل داشته‌باشیم. برای همین روی سیاستگذاری فرهنگی و ارتباطی رفتیم.

    - بر چه اساس این هدف را انتخاب كردند؟
    ما می‌خواستیم در برابر دیگر دانشگاه‌ها كه غرب‌گرا هستند و یا به فرانسه یا آنگلوساكسونها گرایش دارند فرهنگ خود را بازتولید كنیم. ما می‌توانستیم از حوزه‌ی آلمانی خوب بهره‌مند شویم. پدیدارشناسی كه ریشه‌اش در عرفان است. اگزیستانسیالیست، جغرافیاشناسی فرهنگی و ....
    در حوزه‌ی آلمانی ارتباطات به تفاهم معنی می‌شود، فهم متقابل، نمی‌گویند فرستادن پیام.

    - برای بازتولید این فرهنگ روی چه حوزه‌هایی باید كار كرد؟
    قاعدتا باید از مردم‌شناسی شروع كرد و بعد از آن مقداری به جامعه‌شناسی برمی‌خوریم و نهایتا به ارتباطات می‌رسیم.

    - همان ارتباطات علامه؟
    نه، ارتباطاتی كه عام است . ارتباطات آن ها خیلی خاص است،  قرار بود ما  تئوری ساز داشته باشیم.
    وقتی شما در چند سمینار چندتا حرف حرف نو بزنید یقینا صدا و سیما به دنبال شما می آید . هر چه شما بحث‌های عمیق تری تولید كنید و دانشجویان ما نخبگان اجتماعی و فرهنگی شوند همه می گویند زنده باد. اما اگر ما ان جا تایپیست بشویم یا مصرف كننده و تقلید كننده دیگران بشویم یا مانند دانشگاه تهران و علامه تكنیسین و كارشناس بشویم. در این صورت به یك معنا عقب رفت كرده‌ایم. الان ما به شدت منفعل شدیم. سالی چندتا سمینار در همین دانشگاه برگزار می شود در موضوع ارتباطات؟ چندتا كارگاه برگزار شده. با اینكه خودم اقدام كردم با این حال دیدم استقبالی نیست وقتی می گویم جواب می دهند كه گرفتاریم. اما من این حرف ها را قبول ندارم بحث ما عمیق تر از این حرف‌هاست. 

    - آقای دكتر جایگاه دین در سیری كه از مردم شناسی به ارتباطات تعیین كردید كجاست؟
    در همین مقوله ی فرهنگ، دین سنتی كه در فرهنگ باز تولید شده.

    - مردم شناسی در كجای آن قرار می گیرد؟
    در همه جای آن، مردم شناسی با رویكرد دینی. مردم شناسی یعنی فرهنگ شناسی، فرهنگ شناسی یعنی فرهنگی كه دین در آن معنا سازی می كند. مانند تشیع در ایران. شما نگاه كنید از این محرم تا محرم بعدی چقدر معنا تولید می شود؟ هویت قومی، هویت شهری، هویت روستایی، هویت محله‌ای و سنتی همه در محرم‌ها تولید می‌شود.

    - در این سیر از مردم شناسی به ارتباطات چه حوزه‌هایی مغفول مانده است؟
    دین مهمترین بخشش، الان جنگی شده میان طرفداران ارتباطات و طرفداران فرهنگ. یعنی عده‌ای رفتند به سمت ارتباطات ‌و ‌فرهنگ را فراموش كرده‌اند كه این در این دانشكده است. یعنی الان اینطور شد كه فرهنگ، ارتباطات، فقه و دین [جدا از هم] شده. به همین دلیل من از اینجا دارم ناامید می‌شوم. 

    - الان در این رابطه چه باید كرد؟
    [ باید نزد مسئولان دانشكده بروید و بگویید:] ما الان آمده‌ایم رشته‌ی معارف‌اسلامی‌و‌فرهنگ‌و‌ارتباطات، شما چه دارید كه به ما بدهید. در هفت- هشت سال از بهترین سال‌های جوانی‌ام به من چه داده‌شد؟
    من چه چیزی را می‌خواهم سنتز كنم. چه پایان‌نامه‌ای را تولید خواهم كرد كه غیر از پایان‌نامه‌های دانشگاه تهران است.  از سال 82 الان سه سال گذشته است. ده‌سالش هم می‌گذرد.

    - دانشجویان چه می‌توانند انجام دهند؟
    با گروه صحبت كنند. چه چیزی به ما می‌دهید. این درس‌های پراكنده چیست كه من می‌خوانیم. اینجا ما رشته‌ی فرهنگ‌و‌ارتباطاتیم، ژورنالیسم هستیم، تكلیف ما چیست؟

    - آیا این یك پارادوكس نیست كه ما حوزه‌ی ‌فرهنگ‌و‌ارتباطات را اینقدر عام می‌گیریم و از سوی دیگر دنبال تخصص هم هستیم. این رویكرد میان‌رشته‌ای چیست؟
    این همان كار مضاعف است. چارچوب تئوریكی كه گفته‌ام. الان من در رساله‌ام تولید معنا را در تمام فلسفه‌ها و عرفان‌های غربی و شرقی شروع كرده‌ام. بعد روش‌شناسی. حتی دوباره در مورد مبادله‌ی معنا همین‌طور كرده‌ام. روش‌شناسی در كنار چارچوب تئوریك، اینقدر دقیق كرده‌ام. در انتها رسیدم به تئوری هنجاری. ولی نه در دانشگاه امام‌صادق(ع) نه در  در صداوسیما این پایان‌نامه چاپ نشد. در پایان‌نامه من كار چارچوب تئوریك كرده‌ام و حاضرم همان افرادی كه نقد دارند بیایند، من كنفرانس بدهم آنها نقد كنند. رساله‌ی فوق‌لیسانس كه در مورد ساختار معرفتی صفویه بود. تا حالا كسی در این مورد كاری نكرده‌است.

    - انجمن علمی به عنوان یك تشكل دانشجویی كه میان دانشجو و دانشكده است چه می‌تواند انجام بدهد؟
    من از شما می‌خواهم تكلیفتان را با زندگی آینده‌تان مشخص كنید چون دارید با زندگی خودتان بازی می‌كنید این شمایید كه باید آینده‌ی خود را بسازید. واقعا باید از من بخواهید كه این چرت‌و‌پرت‌هایی كه در كلاس گفتی چه‌ بود؟ من با اینها چه‌كار می‌توانم بكنم؟ اگر برای شما رهیافت بیرون نیاید، یعنی زندگی را باخته‌اید.

    - آیا هدف‌ها سطح‌بندی نمی‌شوند. هدف در دانشگاه یا خارج دانشگاه، هدف شخصی یا گروهی. آیا هدف برای دانشجو متفاوت نمی‌شود؟
    نه،‌ چون در سازمانید و در آن بزرگ می‌شوید. هفت سال جوانی را در اینجا می‌گذرانید. باید هدف شخصی و جمعی با هم تنظیم شوند. من كه نمی‌توانم بگویم كه فوق لیسانس زده‌ام ولی به من ربطی ندارد. نه  كه در  فكر كنیم دانشجو می‌آوریم بدون آنكه در مورد آینده‌اش فكر كنیم. ما یك مجموعه‌ی منسجم هستیم یك مجموعه كه می‌خواهد با هم به جلو برود.

    - آیا می‌شود برای همه‌ی اینها یك هدف مشخص كرد؟
    بله، من وقتی خوب شكفته می‌شوم كه شما خوب شكفته شوید. در یك كلاس قوی دانشجو شكفته نمی‌شود، استاد هم شكفته نمی‌شود. حداقل اینكه در كلاس احساس امیدواری می‌كند. 

    - استاد به عنوان سوال آخر لطفا بفرمایید خود شما هم‌اكنون به چه فعالیت‌هایی مشغول هستید؟
    در حال گسترش رشته‌ی مردم‌شناسی در دانشگاه تهران هستم. هم‌اكنون درس انسان‌شناسی شناختی را راه‌اندازی كردیم و هم‌اكنون ما جزو اقل‌‌كشورهایی هستیم كه این درس را ارائه می‌كنیم. روش‌شناسی مردم‌شناسی كه الان حتی در آلمان هم نیست. درس دیگر انسان‌شناسی دین در ایران بود، یعنی دین در ایران چه سیری داشت. درس دیگر مردم‌شناسی ارتباطات.
    آقای دكتر از اینكه وقتتان را در اختیار ما گذاشتید متشكریم.
    خواهش می‌كنم.

  • نظرات() 
  • سه شنبه 9 آبان 1391

    عنوان کامل کتاب:

    مردم‌شناسی تاریخی‌شناختی علم در ایران

    تالیف:

    دکتر ابراهیم فیاض، متولد 1342

    ناشر:

    تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، شرکت چاپ و نشر بین‌الملل

    نسخه‌ای که من خواندم:

    چاپ اول، 1389، 3000 نسخه، 2500 تومان، 220 صفحه

     

    مردم شناسی تاریخی شناختی علم در ایراندو مقدمه، سه فصل، پیشنهادها و سخن  آخر. (دقت کردید که ترتیب مُلّایی دارد؟ مقدمات و موخّرات را جزء کتاب نیاورده است.)

    عنوانِ دشوارفهم و عجیبی دارد!

    فصل اول (تقریبا سه‌چهارم کتاب) به مردم‌شناسی شناختی عهد صفویه می‌پردازد. در این فصل، ادبیات، هنر، فلسفه، فرهنگ عامه و مذهب در دوره صفویه براساس منابع دست دوم (!) و تحلیل‌های پژوهشگران قبلی (تالیفی یا ترجمه‌ای) بررسی می‌شوند.

     

    تحقیر روش علمی در مقام تالیف

    علت انتخاب منابع دست دوم به جای دست اول، در مقدمه توضیح داده شده است. اما اگر از من می‌پرسید، می‌گویم دکتر فیاض با رونویسی افراطی از این کتاب‌ها، به تحقیر فرآیندهای تحقیقی همکاران خود پرداخته است که تعدد و تکثر منابع در آن‌ها از همه چیز مهم‌تر است. مثلا به دفعات در این کتاب می‌بینید که چند پاراگراف پشت سر هم به یک کتاب ارجاع داده شده است.

     

    دو فصل پایانی

    فصل دوم، در 30 صفحه به علل نازایی علوم تجربی در ایران می‌پردازد. این فصل دو دسته علل معرفتی و ساختاری را بر می‌شمرد.

    فصل کوتاه پایانی نیز به علل بومی نشدن علوم تجربی وارداتی از غرب در ایران می‌پردازد و در پایان پیشنهادهایی با محوریت علم برای فرار ایران از عقب‌ماندگی داده می‌شود.

    در دو فصل پایانی، حجم کمی و کیفی اندیشه‌های استاد فیاض به حد قابل قبولی رسیده است و در حقیقت، کتاب در این صفحات پایانی آن، ارزش خواندن پیدا می‌کند.


    پسانوشتار:

    ابراهیم فیاض را امام صادقی‌ها می‌شناسند. با این همه اخلاق خاص و تندزبانی‌هایش هنوز سر سبزش بر باد نرفته است! دوست‌داشتنی است. تقریبا باید گفت به گستره علوم انسانی اندیشه و فکر دارد. (و البته این گستردگی خوبی‌ها و بدی‌های خودش را دارد.)


    مطالب مرتبط با استاد ابراهیم فیاض در این وبلاگ:

    (تصادفا می‌بینم که دو سال پیش که حکم تغییر وضعیت استاد فیاض، همان که به اخراج محترمانه ایشان از دانشگاه انجامید، در همین روزها بود.)

  • نظرات() 
  • شنبه 8 بهمن 1390

    حیات، تلاش دل‌انگیز ودوست داشتنی‌ای است.
    مجموعه‌ای 60 هفتاد نفره‌ای دور هم جمع شده‌ایم و برای جبهه فرهنگی انقلاب و شاید هم برای دل خودمان مجله در می‌آوریم. حیات خیلی لذت‌بخش است. من حیات را خیلی دوست دارم.

    تصویر روی جلد شماره 60 ماهنامه فرهنگی سیاسی حیات بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام
    تصویر روی جلد شماره 60 ماهنامه فرهنگی سیاسی حیات
    نشریه بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام
    صفحه اطلاع رسانی ماه‌نامه حیات در سایت بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام (+)، وبلاگ مجله فرهنگی سیاسی حیات بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام (+)، وبلاگ قرارگاه روزنامه‌نگاری حیات بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام (+)، وبلاگ مجله حیات خلوت بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام (+)
    کاربرگ درخواست نمایندگی و همکاری در توزیع ماهنامه حیات (+)
    خبر انتشار این شماره و تهیه این شماره (+)

  • نظرات() 
  • شنبه 12 شهریور 1390

    دوره های علمی پژوهشی دعوت مدرسه تابستانی فرهنگ و ارتباطاتآقای مهدی یوسفی، دوست خوب و باسوادی است. چند ترم، این افتخار را داشتم که سرگروه درسهای اسلامی مان باشد. نقش او در پرورش علمی و اجرایی دانشجویان کدهای پایین تر رشته فرهنگ و ارتباطات، بیش از هر جای دیگری در دانشکده و دانشگاه است.
    تلاشهای او در برپایی و تداوم دوره های علمی دعوت، که امسال نام مدرسه تابستانی summer school را به خود گرفته است، بخشی از خاطرات بدنه دانشجویی کدرشته های 83 تا 88 را تشکیل می دهد. او هم اینک در یک مدرسه تابستانی در لیسبون پرتقال به سر می برد و از همان جا یک یادداشت در وبلاگ شخصی اش (
    +)، برای دوره دعوت نوشته است.
    مهدی چند نکته را مد نظر قرار داده است که دیگر لازم نیست من درباره آنها بنویسم:
    1- تداوم دعوت، موجب خوشحالی برای بدنه دانشجویی است.
    2- دعوت، اولین مدرسه تابستانی در حوزه علوم اجتماعی است و به زودی می توانیم از اعتبار جهانی این دوره صحبت کنیم. (نکته ای که دکتر فیاض در سال گذشته، از آن با عنوان کنگره های سالانه یاد کرد.)
    3- دعوت، یک دوره دانشجویی است و به بدنه دانشجویی تعلق دارد. وابستگی و تحمیل نظرات خارج از بدنه دانشجویی، بر دوره، جریان انحرافی است. هیچ کس از بیرون دوره، نباید برای دوره تصمیم بگیرد.
    4- دعوت، یک سنت است. دعوت، درست شد تا دانشجویان فرهنگ و ارتباطات، هر سال، جایی داشته باشند تا دور هم باشند و به بازپروری خویش بپردازند و رشد کنند.
    5- مدیریت دعوت و محتوای آن، در حال گذار به نسل های جدید است. دعوت، مطابق نیازها به روز می شود.
    من فقط خواستم  یک سری موارد را صریحتر از مهدی عزیز بیان کنم. فلش تبلیغاتی دوره دعوت را هم ببینید. سایت دوره دعوت هم در زمینه خبرهای دوره خوب کار می کند: www.dawat.ir


          

  • نظرات() 
  • شنبه 29 مرداد 1390

    این یادداشتی است که برای نشریه حیات (+)، نشریه بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام نوشته بودم و در شماره جدید این مجله منتشر شده است.

    یک سال با کتاب

    نمایشگاه کتاب، نیمه اردیبهشت ماه، مکان و زمان تحویل سال کتاب است. خوب است مروری کنیم بر برخی کتابهایی که ممکن است برای خوانندگان حیات جالب باشند. سعی کرده ایم در حیطه عمومی مورد علاقه شما (ادبیات، تاریخ، سیاست، اندیشه و علوم انسانی) کتابهایی را انتخاب کنیم که برای نخستین بار در سال کتابی گذشته به چاپ رسیده اند. به این امید که سال کتابی جاری، سال بهتری باشد. پیشاپیش هم عذرخواهی می کنم از کتابهای مهمی که اسمشان به دلیل ضعف حافظه من، یا محدودیت فضا در این فهرست قرار نگرفت.

    ادبیات، شعر و داستان، تاریخ و سیاست!

    رحیم مخدومی (+) چنیدن کتاب خاطره و داستان کوتاه درباره فتنه 88 کار کرده است. «خرابکار اجاره ای»، «رئیس جمهور باید باکلاس باشد»، «بعداز ظهر اغتشاش» و «چت مقدس» از جمله کتابهای اوست که توسط انتشارات رسول آفتاب منتشر شده اند. کتاب «جانستان کابلستان» (انتشارات افق) خاطرات سفر امیرخانی (+ و +) در تابستان فتنه به کشور افغانستان است.

     «حق السکوت» محمد مهدی سیار (+)، دومین مجموعه شعر اوست که تنها شامل قالب غزل است و توسط انتشارات فصل پنجم چاپ شده است. میلاد عرفانپور (+ و +) هم توانسته «جشن فراموشی ها» (+) مجموعه جدید رباعی هایش را در انتشارات سپیده باوران چاپ کند. «دی اکسید شوکران» (+) هم مجموعه شعر طنزی بود از سعید نوری (+) توسط همین ناشر که کتاب داستان بلند «بچه مثبت مدرسه» را در قطع جیبی منتشر کرده است.

    محمدرضا بایرامی (+، +، + و +) رمان جدیدی با نام ‌»آتش به اختیار» توسط نیستان منتشر کرده که درباره روزهای پایانی جنگ است. امید که به جای یک اثر ضد جنگ با یک کار دفاع مقدسی روبرو باشیم. (این گفتم که فکر نکنید همه این کتابها را خوانده ام!)

    کتاب «از معراج برگشتگان»(+) نوشته حمید داودآبادی (+) خیلی زود به چاپ سوم رسید. انتشارات یوسف یا همان مرکز فرهنگی عماد ناشر خاطرات کودکی، انقلاب و جنگ آقای داودآبادی است. «کوچه نقاشها» (+) (خاطرات سید ابوالفضل کاظمی)، «شنام» (خاطرات کیانوش گلزار راغب) هم از آثار برجسته دفاع مقدسی هستند که توسط سوره مهر چاپ شده اند. «زمین ناله می کند» خاطرات محمود شیرافکن هم از پرفروش ها خواهد بود. بعد استقبال از خط عاشقی که خاطرات عشق شهدا به امام حسین بود، خط عاشقی جدیدی توسط حسین کاجی (نشر عماد) منتشر شده است که خاطرات عشق شهدا به حضرت زهراست. هم چنین «هنر اهل بیت» یک کار پژوهشی جمع آوری خوب در زمینه باورهای رزمندگان اسلام بود که سید حسین منتظرین انتشار آن را به عماد سپرد. فاتحان (+ و +) هم با انتشار صدف و زنجیر به همراه کتاب «دختری کنار شط» خاطرات شهید مریم فرهانیان را منتشر کرد که در نمایشگاه خوب فروخت.

    سقای آب و ادب (+)، اثر برجسته عاشورایی دیگری از سیدمهدی شجاعی (+، +، + و +) (انتشارات نیستان) است که در آن از حضرت عباس می گوید.

    علی الفت پور در 269 صفحه «چهل تدبیر» (نشر پرستا) مروری بر مقاطع بحرانی انقلاب داشته اند که در نمایشگاه 24 چاپ سیزدهم آن به فروش می رفت! تلخندک (+)، کاریکاتورهای عباس گودرزی و غیرمجاز مجموعه طرح های گرافیکی میثم محمد حسنی (وبلاگ دوئل) توسط مرکز فرهنگی عماد منتشر شدند. قطعه 26 حسین قدیانی (+ و +) هم توسط انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی (دوجلد، 1400 صفحه، 20 هزار تومان) به چاپ رسید. مرکز فرهنگی عماد، سال گذشته در عرصه رمان، حضوری موفق را با انتشار کتاب «شبیخون به خفاش» پشت سر گذاشت. «معارف انقلاب» هم 400 فراز از دیدگاههای امام خامنه ای درباره انقلاب است که توسط موسسه انقلاب اسلامی منتشر شد و پرفروش ترین کتاب ناشر در نمایشگاه 24 بود. اقلیم خاطرات، خاطرات یکی از بستگان (؟!) امام توسط موسسه نشر آثار امام منتشر و با استقبال روبه رو شد. هم چنین خاطرات جدید آقای هاشمی با عنوان «پایان دفاع، آغاز بازسازی» نیز منتشر شده است.

    حوزه های اندیشه، فلسفه و علوم انسانی

    دکتر فیاضاستاد ابراهیم فیاض (+) با انتشار 6 کتاب از پرکارترین های سال گذشته بود: «جامعه شناسی معرفتی ادبیات و ارتباطات» توسط انتشارات دفتر مطالعات رسانه ها، سه کتاب «مردم شناسی دینی توسعه»، «تعامل دین فرهنگ و ارتباطات» (+) و «مردمشناسی تاریخی شناختی علم در ایران» توسط نشر بین الملل، «مهندسی فرهنگ عمومی» توسط انتشارات دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی کل کشور و کتاب «تولیـد علم وعلوم انسانی» توسط انتشارات سپیده باوران. (+، +، +، + و +)

    کتاب «علوم انسانی و برنامه‌ریزی توسعه» تألیف استاد رضا داوری اردکانی در 295 صفحه از سوی انتشارات "فردایی دیگر" منتشر شده است.

     کتاب‌های «آینه جادو (جلد اول)»، «فردایی دیگر» و «فتح خون» از آثار شهید سیدمرتضی آوینی توسط ناشر جدید یعنی نشر واهه به چاپ رسیده اند.

     کتاب "مطالعات انتقادی استعمار مجازی آمریکا" با عنوان فرعی "قدرت نرم و امپراتوریهای مجازی" تالیف استاد سید سعید‌رضا عاملی (+) در 645 صفحه از سوی موسسه انتشارات امیرکبیر منتشر شد.  این کتاب به بررسی تفصیلی چند سایت مهم و مشهور اینترنتی می پردازد.

     «دغدغه های فرهنگی» شرحی بر یکی از سخنرانی های امام خامنه ای در سال 73 است که با دیگر اندیشه های ایشان ترکیب شده است. موسسه جهادی (تولید کننده نرم افزار صهبا، +)، این کتاب را گردهم آورده است. هم چنین «نهضت تولید علم» اندیشه های امام خامنه ای درباره تولید علم، توسط انتشارات علمی و فرهنگی در 328 صفحه منتشر شده است.

    کانون اندیشه جوان در اقدامی جالب، مجموعه کتابهای جوان پسند «مشق آزاد» را (با ویژگی کپسولی: مختصر و مفید) در دو قالب 27 جلدی اندیشه و 10 جلدی دخترانه با طراحی تحسین برانگیزی در نمایشگاه عرضه کرد.

    بازنشر همین مطلب در:

  • نظرات() 
  • یکشنبه 25 اردیبهشت 1390

    دیدبان سینمای ایران
    نشریه رنگی دیدبانشماره دوم نشریه دیدبان، کاری از واحد فرهنگی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام، ویژه سینمای ایران منتشر شد. این نشریه تمام رنگی که ضمیمه شماره 14 و 15 نشریه حیات بوده است، با تیراژ 10 هزار جلد، به بررسی سینمای ایران (به ویژه آخرین جشنواره فیلم فجر) از دیدگاه گفتمان انقلاب اسلامی و تفکر بسیجی پرداخته است.
    علی رغم بر یادداشتها و نقد فیلمها، چند گفت و گوی اختصاصی و مصاحبه خواندنی با استاد حجت الاسلام پناهیان، جهانگیر الماسی (پیشکوست بازیگری و داور جشنواره)، حمید بهمنی (فیلمساز نوظهور و برجسته دفاع مقدس)، جمال شورجه (چهره برجسته سینما و تلویزیون) و روح الله شمقدری (تهیه کننده فیلم پایان نامه) فراهم شده است.
    طرح پشت جلد هم خبر از برگزاری همایش بزرگ دانشجویی تجلیل از فیلمساز برگزیده ی جشنواره بیست و نهم فیلم فجر از منظر «تفکر بسیجی» همراه با اکران ویژه فیلم و اعطای سیمرغ نمادین بهترین فیلم در بهار 1390 می دهد. (
    خبر)
    دیدبان کتاب
    1. انقلاب ما انقلاب کتاب بود. (ابراهیم فیاض) ما با کتاب، توانسته ایم حرف های انقلاب خود را بزنیم.
    2. اگر به ذات گرایی در رسانه ها معتقد نباشیم، در عمل هم هیچگاه سینما، نتوانسته رسانه شایسته ای برای انقلاب اسلامی ایران باشد. امروزه نیز، سینما از جامعه کاملا جداست و دغدغه هایش عموما ربطی به عموم مردم ندارد.
    3. جوانان بسیجی، فرزندان انقلابی امام روح الله در دانشگاه و حوزه، دیدبان انقلاب اسلامی اند. خوب است بیشتر به کتاب بپردازیم. امید که نشریه دیدبان، چند برابر ویژه نامه های سینمایی، کتاب را رصد کند. برایش جشنواره و همایش تجلیل برگزار شود و هنرمندان مسلمان عرصه کتاب، بیشتر تشویق شوند و هر چه تشویق شوند کم است.

    کوتاه:
    1. اگر به پرس تی وی دسترسی دارید، هم اینک خبرهای جالبی از روز نکبه در سراسر جهان پخش می کند. دیدن چهره های ژاپنی، انگلیسی و ... در حمایت از فلسطینیان بسیار جالب توجه است. بی شک، بیداری اسلامی تا قلب اروپا هم پیش خواهد رفت.
    2. دوست عزیزم در وبلاگ حقیقت محض، پیشنهاد روزه سیاسی برای روز سه شنبه داده اند که با موافقت وبلاگ نویسان مواجه شده است. شما را هم دعوت می کنم که با پرداختن به این موضوع در وبلاگتان به این پیشنهاد لبیک گویید. این روزه سیاسی، به ابتکار دانش آموزان یک مدرسه راهنمایی در حمایت از مردم بحرین طراحی شده است. توضیحات بیشتر: +

  • نظرات() 
  • جمعه 27 اسفند 1389

    در لبیک به پیشنهاد آقای تقی دژاکام (وبلاگ آب و آتش: +) که مطالب خوبی می نویسند و شما عکس ایشون را می بینید،

    سه کتاب خواندنی:
    با تقدیر از کتب جدید استاد دکتر ابراهیم فیاض (این و اینها)، «تلخ ترین نوشته من» حیدر رحیم پور ازغدی و «نفحات نفت(+)» رضا امیرخانی،
    1- کتاب «نه ده(+)» حسین قدیانی (متن یادداشتهای وبلاگ قطعه 26 درباره فتنه 88)/مرکز اسناد انقلاب اسلامی 1389
    2-کتاب «خانه یار کجاست؟(+)» رحیم مخدومی (سفرنامه حج)/ چاپ جدید از انتشارات ملک اعظم 1389
    و 3- کتاب «نامیرا (+)
    » صادق کرمیار (رمان فاخری درباره کوفه در روزهای حساس حضور مسلم) انتشارات نیستان 1388

    سه کتاب خواندنی در حوزه فرهنگ پایداری:
    1- کتاب سلام بر ابراهیم(+)
    کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی. اینجا رو بخوانید تا درباره این کتاب بیشتر بدانید. البته همه کتابهای گروه فرهنگی ابراهیم هادی کتابهای خوبی اند. مثل کتاب شاهرخ: حر انقلاب اسلامی که استاد پناهیان در هیئت میثاق دانشگاه امام صادق علیه السلام (محرم امسال) دعوت به مطالعه آن کرد. (اینجا)

    2- کتاب خاطرات «از معراج برگشتگان(+)»
    اثر برجسته حمید داوودآبادی، مدیر سایت ساجد. مجموعه خاطرات ایشان از قبل انقلاب، اوایل انقلاب، جنگ، پشت جبهه، لبنان و ... . کاری ارزنده و شکیل از گروه فرهنگی عماد که به چاپ دوم رسیده است. (همان کتابی که طرح روی جلدش عکس یک کیف پول است.). توضیحات بیشتر: اینجا

    3- کتاب خاطرات
    «سرباز سالهای ابری(+)»
    سید قاسم یاحسینی، خاطرات عبدالحسین داوودی بنادری را به صورت تاریخ شفاهی و پرسش و پاسخ تنظیم کرده است. این رزمنده، از اولین فرماندهان جنگ در آبادان بوده است که فرماندهان بزرگی چون باکری، کاظمی و دیگران در سال اول جنگ در زیر مجموعه او فعالیت می کردند. خواندن تاریخ این یک ساله که فرمانده پرور بوده است، بسیار مفید خواهد بود.


    سه کتاب خواندنی در حوزه شعر:


    1- کتاب شعر
    «پادشهر(+)» میلاد عرفان پور/ انتشارات سپیده باوران مشهد
    2- کتاب شعر «تو این کتاب را بخری  کافیست(+)» سید علی اصغر علوی/ دفتر مطالعات راهبردی مهدویت دانشگاه امام صادق علیه السلام
    3- کتاب مجموعه شعر طنز سعید نوری با عنوان: دی اکسید شوکران(+)
    کاری از انتشارات سپیده باوران مشهد. برای داشتن لحظاتی شاد و مفرح پیشنهاد می گردد.  این همان کتابیست که طرح روی جلدش یک آفتابه است و نی و برشی از پرتقال هم ملاحظه می شود! توضیحات بیشتر: اینجا، یا اینجا

    سه مجله خواندنی:
    با تقدیر از نشریات فکه(+)، پنجره(+)، پلاک هشت(+)، همشهری پایداری، همشهری آیه، نشریه دانشجویی حیات(+)، کیهان فرهنگی و حتی مهرنامه!:

    1- مجله راه(+): نشریه آقای وحید جلیلی (دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی). چند مزیت دارد: سالی چند شماره بیشتر چاپ نمی شود. گفتمان انقلاب اسلامی دقیق تر و صحیح تری دارد. امید، انرژی و هدف می دهد. توضیحات بیشتر: اینجا یا اینجا

    2- مجله امتداد(+): امتداد در ششمین سال حیاتش همچنان پرفروش ترین نشریه حوزه دفاع مقدس است که کمی عمیقتر وارد حوزه ارزشهی انقلاب اسلامی هم شده است تا نگاه واقع بینانه تر و درست تری به دفاع مقدس داشته باشد. توضیحات بیشتر: اینجا یا اینجا

    3- مجله سوره اندیشه (سری جدید) کاری از حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی و نیز مجله سمات آقای مهدی نصیری برای علاقمندان به معرفت شناسی و فلسفه. مشترکا سوم. سوره اندیشه عمومی تر و برای کل علوم انسانی و اجتماعی و اسلامی سودمند است. اما سمات مخاطبین خاص خود را در بین علاقمندان به فلسفه و معرفت شناسی می جوید. توضیحات بیشتر: هنوز ننوشته ام!

    سه صوت شنیدنی:

    1- مداحی استاد میثم مطیعی، دهه اول محرم 1389، هیات میثاق با شهدای بسیج دانشجویی، مسجد دانشگاه امام صادق علیه السلام: ای حسرت جان و تنم! (برای دانلود رایگان ! کلیک کنید+.)

    2- مداحی استاد میثم مطیعی، دهه اول محرم 1389، هیات میثاق با شهدای بسیج دانشجویی، مسجد دانشگاه امام صادق علیه السلام: رهبر من! طلایه دار لاله هایی! (برای دانلود رایگان! کلیک کنید+.)
     
    و
    3- مداحی استاد میثم مطیعی، دهه اول محرم 1387، هیات میثاق با شهدای بسیج دانشجویی، مسجد دانشگاه امام صادق علیه السلام: ابالفضل! طلایه دار عالمینی! (برای دانلود رایگان! کلیک کنید+.)


    سه فیلم دیدنی:
    با تقدیر از مستند یزدان تفنگ ندارد(+) (حسین شمقدری 1389)،
    1- فیلم طلا و مس از همایون اسعدیان: علی رغم نقدهای استاد پناهیان و تعریف و تمجید امام خامنه ای، باید این فیلم را خودتان ببینید. چون ایشان این اواخر فقط کارهای خوب را نقد می کنند! محصول 1389 (یادداشت استاد دکتر آشنا درباره فیلم که بارها منتشر و به اشتراک گذاشته شد:+)

    2- فیلم سخنرانی پادشاه (king's speech) که برنده اسکار شد. ای کاش اهالی سینمای ما هم مثل این دست اندرکاران این فیلم به کشور خود خدمت کنند. محصول 2010.

    3- مجموعه مستند جدید «نیمه خاموش»: روایتی از سیاست و هشت سال دفاع مقدس به کارگردانی مصطفی حریری. شش قسمت نیم ساعته در تلاش برای پاسخ به سوال درباره شروع جنگ، ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر و سرنوشت جنگ (قطعنامه) از زبان مسئولین ارشد سیاسی و فرماندهان عالی رتبه نظامی.  این محصول را از معاونت هنری بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس  بخواهید. محصول 1389

  • نظرات() 
  • جمعه 15 بهمن 1389

     تصویر روی جلد نشریه دعوت، ویژه نامه استاد دکتر ابراهیم فیاض همزمان با حذف استاد محبوب دانشگاه امام صادق علیه السلام، انجمن علمی دانشجویان معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه السلام به پاس ارج نهادن به مقام علمی و زحمات استاد اندیشمند دکتر ابراهیم فیاض ویژه نامه ای در همین باره منتشر کرد.

    (فایل پی دی اف این ویژه نامه به زودی منشتر خواهد شد.)

     

    بخش های مختلف یادنامه استاد ابراهیم فیاض

    در این یادنامه که با جمله امام خامنه ای درباره آقای فیاض (دیدار با اساتید، ماه رمضان سال جاری) شروع می گردد، علاوه بر زندگینامه، مروری بر آثار و کتابها، یادداشتهای تنی چند از شاگردان استاد در دانشگاه امام صادق علیه السلام و دانشگاه تهران به چشم می خورد. مهدی یوسفی، حسین سرفراز و حمید درویشی شاهکلایی از جمله نویسندگان این یادداشتها هستند.

     

    زمینه های گردآوری نشریه ای برای استاد ابراهیم فیاض

    ایده انتشار این ویژه نامه به حدود سه ماه قبل بر می گردد که خبر تغییر وضعیت استخدامی استاد فیاض به حق التدریسی موجبات اعتراضات گسترده دانشجویی به جریان حذف برخی چهره ها را فراهم کرد. به همین دلیل پرونده ای برای حذف فیاض در وبلاگها، پیامکها و ایمیلها بخش های دیگری از این نشریه را تشکیل می دهد که در آن انعکاس واکنش های دانشجویی به حذف استاد محبوبشان در رسانه های جدید پیگیری شده است.

     

    ابراهیم فیاض کیست و چرا برای او ویژه نامه منتشر می شود؟!

    ابراهیم فیاض، دانش آموخته حوزه و اولین دوره دکتری فرهنگ و ارتباطات کشور در دانشگاه امام صادق علیه السلام است که از سال 1375 به عضویت هیات دانشگاه تهران درآمده است. توانایی های علمی در کنار صراحت بیان و صمیمیت گفتار و مهم تر از تحلیل های متفاوت و شجاعانه از دانشمند جوان کازرونی چهره ای محبوب ساخته است. و جالب آن که حذف پی در پی کلاسهای درسی ایشان در دانشکده فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه السلام -که بخشی از یک جریان تلقی می گردد- بر علاقمندی دانشجویان به این استاد متعهد و انقلابی افزوده است!

     

    درسهایی که فیاض نمی دهد

    دکتر فیاض در دانشکده فرهنگ و ارتباطات درسهای مبانی جامعه شناسی، انسان شناسی فرهنگی، نظریه های جامعه شناسی، تفسیر موضوعی فرهنگ و ارتباطات و ... را تدریس می کرد. آخرین کلاس درس دکتر فیاض در دانشکده فرهنگ و ارتباطات مربوط به سال گذشته است که فلسفه علوم انسانی اجتماعی را به دانشجویان کارشناسی ارشد تدریس می کردند. این درس در ترم جاری، در اقدامی دیرهنگام به استاد دکتر عماد افروغ (که هیات علمی دانشگاه امام صادق نیست) واگذار شده است. بنابراین ورودهای سال 85 و بعد آنها هیچ درسی با دکتر فیاض نخواهند داشت که در نوع خود جالب توجه است.

     

    استاد دکتر احمد پاکتچیجای خالی استاد دکتر احمد پاکتچی

    هم چنین باید یادی کنم از استاد دکتر احمد پاکتچی که او نیز به وضع مشابهی دچار شده است؛ اما  دانشکده الهیات قدر این گوهر نایاب را خوب می شناسد. دکتر احمد پاکتچی در دانشکده فرهنگ و ارتباطات، درسهای مطالعات ادیان معاصر، زبان شناسی و نشانه شناسی و فلسفه علوم انسانی تدریس می کرد که ظاهرا کدهای 87 و بعد آنها هیچ درسی با این استاد گرانقدر نخواهند داشت.

    بی شک عدم بهره مندی از اساتید بزرگ جبران نشدنی است.

    مطالعه نسخه کامل (بقیه) این یادداشت، تنها برای آنانی که رمز دارند (+)

  • نظرات() 
  • شنبه 24 مهر 1389

    طرح روی جلد کتاب تولید علم و علوم انسانی استاد دکتر ابراهیم فیاض
    برای اولین بار طرح روی جلد کتاب استاد دکتر ابراهیم فیاض، طرح قابل تحمل و حتی زیبا و مناسبی است. به نظر من علت اصلی تفاوت این است که ناشر خصوصی دست به انتشار اثر زده و برای کار دل سوزانده است.
    طرح روی جلد ناشران دولتی (کتابهای قبلی استاد) را ببینید:

    ابرقدرتی
    خبر های مرتبط:
    + نگارش کتابهای جدید استاد دکتر ابراهیم فیاض در همه خبرگزاری ها (تولید علم و علوم انسانی + جامعه فرهنگ سیاست)
    + مساله فیاض نیست...
    + فیاض روی جلد همشهری آیه: انقلاب ما انقلاب کتاب بود
    + کتابهای جدید فیاض (تعامل دین، فرهنگ و ارتباطات + مردم شناسی دینی توسعه)
    + داغترین مناظره سال: فیاض و صادق زیباکلام در دانشگاه امام صادق علیه السلام
    + یادداشتی بر ایران آینده: به سوی الگوی مردم شناختی ابرقدرتی ایران
    + رونمایی اولین کتاب استاد ابراهیم فیاض
    حذف دکتر فیاض چرا؟- وبلاگ خط صفر: حسین مهدی پور (لینک)
    استاد فیاض هم حق التدریسی شد!- وبلاگ دانشگاهه داریم؟!!!: کاربر عمومی (لینک)
    برای استاد_ وبلاگ پی نوشت دات آی آر: مسعود حسنلو (لینک)
    فیاض! اگر حق التدریسی شدی، حقته! (لینک)
    پرونده ویژه: حذف فیاض از دانشگاه امام صادق علیه السلام (لینک)

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 21 مهر 1389

    یکی از اساتید یکی از جلسات درس را به طور (تقریبا) کامل به ماجرای فیاض اختصاص داد و برخی ابهامات را زدود. استاد دیگری هم از یک طرفه به قاضی رفتن شاکی بود. ما داداگاه نیستیم که لازم باشد دو طرفه به قاضی برویم.  اصلا مگر ما به قاضی رفتیم و حکم صادر کردیم؟ سوال کردیم،‌اگر مردید،‌جواب بدهید. اگر جوابی دارید،‌بنویسید. بدهید تا خوانندگان وبلاگ هم بدانند. اگر هم واقعا قابلیت درج در وبلاگ را نداشته باشد،‌خودمان مساله را برای خوانندگان توضیح می دهیم که قانع شدیم.
    توضیحات استاد محترم به هیچ وجه قانع کننده نبود. ای کاش می شد پاسخهای اساتید را همینجا بنویسیم یا خودش پاسخی می فرستاد. به هر حال مساله استاد فیاض برای خوانندگان این وبلاگ هنوز به صورت معما باقی مانده است. البته مساله فیاض نیست. مساله روند کلی دانشگاه است که چنین برداشت می شود که تولید علم و مرجعیت علمی قرار است با حذف یک تعدادی از سرمایه های علمی متعهد صورت بپذیرد. نگفتم  حذف اساتید؛ چرا که در این روند، حذف دانشجویان متعهد بیشتر است.
    دکتری ها و فوق لیسانس هایی که نمی مانند.
    ----
    تذکرات:
    • استاد فیاض هیئت علمی اینجا نبود.
    • استاد قراردادی در دانشگاه  امام صادق به اساتیدی چون فیاض گفته می شد که کاری بیش از حق التدریسی انجام می دهند و قراداد آنها یک ساله است. مثلا مشاور پایان نامه هستند.
    • اما استاد حق التدریسی،‌تنها تا آخر ترم قرارداد دارد.
    • اصل در قراردادها هم بر عدم تمدید است.
    • سوال ما هم این بود که چرا دانشگاه قدر سرمایه های خود را نمی داند؟ مگر فیاض احمق است که  با حقوق حق التدریسی در این دانشگاه بماند و ترم بعد هم بیاید درس بدهد؟ البته فیاض عاشق دانشگاه ماست و به دانشجویان این دانشگاه امید بسته است. شاید بماند. اما این کار شما نه فقط برای فیاض، بلکه برای همه ما معنی اش یک چیز است: اخراج به ظاهر محترمانه فیاض. درسهایش را یکی پس از دیگری از او گرفتید: مبانی جامعه شناسی، مبانی انسان شناسی، نظریه جامعه شناسی، تفسیر تخصصی،‌فقه تخصصی ... اساتید جایگزین او هم دوامی نیاورند و یکی دو ترم بیشتر نتوانستند درس بدهند. این ترم هم که هیچ درسی به او ندادید و نگذاشتید استاد راهنمای پایان نامه ها شود. درس پایان نامه ها را دارید می دهید به استاد سکولاری که افتخارش تفکر پوزیتویستی است که در هر جلسه به آقا تیکه می اندازد. به نظر من همه چند سال تحصیلی ما در پایان نامه خلاصه می شود. این عمل شما برای ما معنی دار است. اما هنوز به آینده روشن امیدواریم. چون بسیاری از شما را مغرض نمی دانیم.

  • نظرات() 
  • سه شنبه 13 مهر 1389

    استاد فیاضپیامکی آمد:
    «یک قدم تا خداحافظی فیاض...
    نامه همایون به اعتصامی:
    فیاض از قراردادی به حق التدریسی تغییر وضعیت یابد»

    سر میز شام بچه ها اطلاعات بیشتری دادند. یک کامنت هم با همین موضوع داشتیم.
    استاد دکتر ابراهیم فیاض، 14 سال سابقه تحصیلات حوزوی دارد. گرچه دکتری فرهنگ و ارتباطات را در دانشگاه امام صادق علیه السلام گذرانده، عضو هیات علمی دانشگاه تهران است. بی شک محبوبترین استاد دانشگاه امام صادق است که در حوزه های مختلف علم ابراز نظر می کند. یادداشتهای هفتگی اش در پگاه، پنجره و سخنرانی ها و مصاحبه هایش جالب است و خندانی.
    دانشکده ما، این ترم به او کلاس نداده است. در دانشگاه هم (ظاهرا) فقط دانشکده های حقوق و مدیریت هستند که روی خوش به او نشان می دهند. قبلا هم شنیده ایم که اساتید بزرگ را که اخراج می کنند با همین مقدمات (کم کردن ساعات تدریس و ...) شروع می کنند.
    دانشگاه ما هم ابتدای انقلاب با رویکرد بسیار قابل تحسینی، غربزده ترین اساتید علوم انسانی را گرد هم آورد و به آنها بها داد (با این استدلال که هر علمی را از آنانی بگیریم که به آن اعتقاد دارند و بهتر از دیگران آنها را بلند.) زمانه عوض شد و رویکردهای تحسین انگیز قبلی جای خود را به رویکردهای تحسین برانگیز جدیدی داد. سکولارها، پوزیتویستها در پی رویکردهای جدید دانشگاه، می رفتند. (=اخراج می شدند.)
    مگر فیاض هم سکولار است که برود؟
    اما ابهام ما، سوال ما اینجاست که فیاض که از شما انقلابی تر است،‌متدین تر است، مذهبی تر است. من واقعا خواهان آنم که استدلال متقنی را بشنوم و در وبلاگ درج کنم. امید که فرصت داشته باشید برای مهمترین مساله روز دانشگاه جوابی درخور بدهید.

    من جواب می خواهم. از خودتان و حقوقی که می گیرید،‌دفاع کنید! ما در کلاسها مجبوریم اساتید پوزیتیویست، سکولار، ضد انقلاب، بی سواد را تحمل کنیم. تحمل می کنیم. اما لذت حضور اساتید انقلابی باسواد را از ما نگیرید.

    برخی مطالب مرتبط با دکتر فیاض در این وبلاگ:
    + فیاض روی جلد همشهری آیه: انقلاب ما انقلاب کتاب بود
    + خرید کتابهای فیاض در نمایشگاه بین المللی قرآن (تعامل دین فرهنگ و ارتباطات+ مردم شناسی دینی توسعه)
    گزارشی از (روند و حاشیه ها) داغترین مناظره چند سال اخیر دانشگاه امام صادق علیه السلام: دکتر فیاض و صادق زیباکلام
    کتاب ایران آینده به سوی الگویی مردم شناختی برای ابرقدرتی ایران اثر دکتر محمد ابراهیم فیاض
    رونمایی كتاب ارزشمند دكتر فیاض: ایران آینده به سوی الگوی مردم شناختی برای ابرقدرتی ایران

    مطالب مرتبط با این قضایا در دیگر وبلاگها:
    حذف دکتر فیاض چرا؟- وبلاگ خط صفر: حسین مهدی پور (لینک)
    استاد فیاض هم حق التدریسی شد!- وبلاگ دانشگاهه داریم؟!!!: کاربر عمومی (لینک)
    برای استاد_ وبلاگ پی نوشت دات آی آر: مسعود حسنلو (لینک)

    در راستای موجی که در همین باره در فضای سایبر و غیر آن (فستیوالی از برنامه ها در راه است!) راه افتاده است، پیشنهاد می شود پرونده ویژه وبلاگ «دانشگاهه داریم؟!!!» با عنوان «پرونده ویژه: حذف فیاض» از دست ندهید. حتی المقدور شما هم مشارکت کنید. (نظر، نوشتن یادداشت، خاطره، عکس و ...)

  • نظرات() 
    • تعداد صفحات :2
    • 1  
    • 2  

    پیشنهادهای من

    filesell درباره من و وبلاگم

    آخرین مطالب



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد کل مطالب :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین روزآمد :

    اَبر برچسب‌های پاورقی



    قفسه؛ کوتاه‌نوشت‌های من درباره کتاب‌هایی که خوانده‌ام