تبلیغات
...پاورقی فرهنگ و ارتباطات - مطالب ابر انقلاب اسلامی ایران

...پاورقی فرهنگ و ارتباطات

حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات

جمعه 13 بهمن 1391


| خسته نباشید به جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در تبریز |
وب‌سایت «خاطرات مربیان پرورشی دهه‌شصت»

خاطره، از منابع ارزشمند برای تدوین تاریخ فرهنگی انقلاب اسلامی است. در این میان،اهمیت خاطرات مربیان پرورشی که با تربیت نسل انقلابی سروکار دارند، چیزی دیگری است.

در این وب‌سایت خاطرات مربیان پرورشی دهه‌شصت به همراه مجموعه باارزشی از تصاویر، مصاحبه‌ها، فیلم و... قابل دسترسی است. 

طرح جلد کتاب سرودهای انقلابی دهه 60 مربیان پرورشی تربیتی
تصویر جلد کتابچه سرودهای انقلابی امورتربیتی آذربایجان شرقی

واحد تاریخ شفاهی دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در تبریز، این خاطرات را جمع‌آوری می‌کند. شایسته است چنین حرکت‌هایی در همه استان‌ها و شهرستان‌ها انجام گردد.


  • نظرات() 
  • جمعه 13 بهمن 1391

    دهه فجر امسال‌تون پربرکت‌تر از هر سال
    برای مردمی‌تر شدن برگزاری جشن‌های دهه فجر، چه باید کرد؟

    مثلا چی می‌شد مسیر راهپیمایی‌‌ها مثل مسیر پیاده‌روی اربعین نجف تا کربلا، پر از موکب‌ها (هیات‌ها)یی باشه که چای بدن؟
    مثلا ما امام صادقی‌ها در قالب هیات میثاق این کار رو بکنیم؟!

    خوب است هر کسی فکر کند که مثلا با بچه‌های هیات‌شون، مسجدشون، دانشگاه‌شون، مدرسه‌شون، چه کارهایی برای هر چه مردمی‌تر برگزار شدن جشن‌های پیروزی انقلاب واقعا شکوه‌مند اسلامی می‌شه انجام داد.
    کارهای خلاقانه فردی هم (چه در فضای مجازی و چه تو کوچه خیابون) در نوع خودش قابل ستایشه.
    ---
    قبل‌ترها دقیقا یک ارتباطات آئینی قشنگ و پرمعنا داشتیم به اسم جشن‌های مردمی دهه فجر. مثلا اون‌جا بود که یاد گرفتم با یک برگه وسط دفتر چه جوری «فانوس» درست کنم. یادمانه!
    حسین براتی از ابتدا این پست را به اشتراک گذاشته بود:

  • نظرات() 
  • جمعه 13 بهمن 1391

    علی‌رغم همه تهمت‌ها و نقدهای سیاسی که به هدف‌مندی وارد می‌کنند، مردم شهرستان‌های هدف از هدف‌مندی راضی‌اند. 
    مستضعفین، پابرهنه‌ها، خوشه سومی‌ها، محرومان و صاحبان انقلاب اسلامی بعد از 2500 سال دارند به حق خودشان می‌رسند. رسانه‌ها نسبت به خبر این با ارزشی ساکتند!
    هر چه اصحاب رسانه و سیاست می‌خواهند بگویند. هدف‌مندی کار خوبی بود. دستاورد بزرگی است برای نظام اسلامی. اصلا درست نیست که به خاطر بغض و کینه دولت دهم، این‌ موفقیت بزرگ نادیده گرفته شود.
    وحید یامین پور از ابتدا این پست را به اشتراک گذاشته بود:
    لطفا این مطلب را تا آخر و با دقت بخوانید:
    روشنفکران اصلاح طلب آرزو داشتند کسی مثل احمدی نژاد رییس جمهورشان باشد!
    دانشجویان علوم اجتماعی و روشنفکران حسن نراقی را به خوبی می شناسند. کتاب مشهور «چرا درمانده ایم؛ جامعه شناسی خودمانی» اثر حسن نراقی دردوران اصلاحات حلوا حلوا می شد و دست به دست می چرخید. این کتاب نزدیک به بیست خصلت زشت ایرانی ها را نام می برد و به نوبت توضیح می دهد. این کتاب به عنوان تقریری روشنفکرانه پر از نق و نقد به جامعه ی ایرانی چندین نوبت چاپ شد(من چند سال پیش چاپ بیست و دوم این کتاب را دیده ام)
    نراقی در فصل سوم با عنوان «ظاهرسازی ما» به شدت از پرداخت بی حساب و کتاب یارانه در ایران انتقاد می کند و مسوولین کشور را به بی کفایتی و عدم شجاعت در اجرای طرح هدفمندی متهم میکند. استدلال های او بسیار شبیه سخنرانی هایی است که ما در سال های اخیر از زبان احمدی نژاد شنیده ایم. برخی تعابیر و مثالها دقیقا همانهایی هستند که دولت نهم و دهم بکار می برد. نراقی و روشنفکران اصلاح طلب درست فهمیده بودند. مسوولین در سالهای پیش با بزدلی و بی مبالاتی هزینه های هنگفتی روی دست مردم و کشور گذاشته بودند. 
    خاتمی در آخرین مصاحبه اش در دوران ریاست جمهوری اش در پاسخ به سوال خبرنگار که پرسیده بود کدام آرزویتان برآورده نشد؟ گفت میخواستم یارانه ها را  هدفمند کنم ولی نتوانستم!
    از نوشته های حسن نراقی و امثال او برمی آید که سالها منتظر کسی چون احمدی نژاد بوده اند تا ایرانیان را از «ظاهرسازی» رها کند و به سمت اقتصاد واقعی حرکت دهد. نراقی البته نتوانسته بود درست پیش بینی کند که سوءمدیریت امثال خاتمی و اسلاف تکنوکراتش کار را به آنجا برسانند که ایران تا اواسط دهه هشتاد به یکی از بزرگترین وارد کنندگان بنزین دنیا بدل شود؛ اتفاقی که با هدفمندی سوخت به صفر رسید.
    نراقی می نویسد:
    «سوبسید وقتی به کشور ما رسید تبدیل شد به اخذ مبالغی از تمامی مردم و پرداخت آن به طبقه ای محدود و معمولا غیرنیازمند. پرداخت سوبسید بابت مصرف سوخت و انرژی و مصرف نان در شهرهای بزرگ ، هواپیماسواری متمکنین ، آب آشامیدنی در شهرهای بزرگ و ده ها مثال دیگر.»
    وی سپس با استناد به مصاحبه ی معاون وزیر نیرو میگوید یارانه انرژی در سال 78 بیش از 3 هزار میلیارد تومان است و این یعنی 3 برابر متوسط مصرف انرژی در دنیا. نراقی اضافه می کند: «این 3 هزار میلیارد تومن را چه کسی به ما میدهد؟ شهروند سوییس؟! خودمان از همه میگیریم و میدهیم به آنکه مصرف بیشتری دارد! خوب حالا مگر نمیشود که همین پول را بدهیم به روستایی که در دهش بماندو آن شهرنشین هم اگر دلش خواست به تنهایی سوار ماشین آخرین مدلش بشود حداقل پول بنزین اش را خودش  بدهد؟!»
    او ومی افزاید: «می دانم عده ای به محض اینکه این حرفها را بشنوند فریاد وا مستضعفا بلند خواهند کرد. اینها دقیقا دقیقا همانها هستند که هم مساله را بهتر از خود مستضعفین درک کرده اند و هم تمام این ریخت و پاش ها ، دو سه تا ماشین داشتن و حدود 50 تا چراغ روشن کردن درآن واحد را ازکیسه ی همین مستضعفین تامین میکنند والّا روستایی کارش با روشن شدن فقط یک لامپ میگذرد.»
    او در نهایت آرزوی خود را اینگونه بیان می کند: «لغو سوبسیدها و مصرف کردن بجا و درست آن نیاز به یک شجاعت اخلاق بسیار استثنایی و عزم واقعاً ملی دارد که در صورت تحقق سودش بدون شک عاید همگان و بویژه طبقه کم درآمد و فقیر خواهد گشت. »
    آنها که 2  واحد اقتصاد خوانده باشند می دانند که سیاست ورزی بزدلانه برخی مسوولان سابق در مسکوت گذاشتن احکام برنامه های توسعه در دولتهای سازندگی و اصلاحات چه مصیبت هایی را بر کشور و مردم وارد کرده است. جراحی اقتصادی اگر در دهه ی هفتاد انجام میشد پیامدهایش به مراتب کمتر بود. مصرف کمتر و جمعیت کمتر و... به روشنی ردپای خیانت پیشینیان هویداست. اکنون بهتراست این طیف از مدیران سابق حرف از سوءمدیریت دولت کنونی نزنند.

  • نظرات() 
  • جمعه 13 بهمن 1391

    متاسفانه هنوز هم برخی نمی‌دانند که وقتی امام گفت: دلخوش به این نباشید که آب و برق را مجانی کنیم، قبلش و بعدش هم تاکید کرده است که انقلاب آمده تا انسان تربیت کند و شما را به مراتب والای انسانیت برساند. این وعده‌های پست مادی چیست که دولت موقت به مردم می‌دهد؟! مردم به هوش باشید که هدف ما والاتر از این حرف‌هاست!
    آن‌چه می‌خوانید بازنشر توضیح همین نکته از سوی فعال ارزشی گوگل‌پلاس، آقای پارسا فارسی به نقل از امید حسینی (آهستان) است.
    پارسا فارسی از ابتدا این پست را به اشتراک گذاشته بود:
    اولین بار چه کسی وعده آب و برق مجانی را داد؟!

    سالهاست که دشمنان امام و انقلاب، با وارونه سازی یک خبر و تحریف ماجرا، مدعی هستند که امام خمینی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به مردم ایران قول داده است که آب و برق مجانی می‌شود. دروغگویان حتی مدعی هستند که امام بزرگوار ما، در بدو ورود به وطن یعنی در دوازدهم بهمن سال ۵۷ این وعده را به مردم داده است!

    اما رجوع به اصل سخنان امام در بهشت زهرا نشان می‌دهد که اصلا و ابدا چنین وعده‌ای در سخنرانی امام خمینی وجود ندارد و در حقیقت این مساله مربوط است به سخنرانی ایشان در ۱۲ اسفند سال ۵۷ و در مدرسه فیضیه. 

    البته برای دشمنان امام فرقی نمی‌کند که این سخنرانی مربوط به ۱۲ بهمن باشد یا ۱۲ اسفند. آنها با استناد به این سخنرانی و عدم تحقق چنین وعده‌ای، می‌خواهند اینگونه وانمود بکنند که امام خمینی و یا انقلاب، مردم را فریب داده‌اند و یا با چنین وعده‌هایی انقلاب را پیش برده‌ا‌ند و یا اینکه این قبیل وعده‌ها فاقد پشتوانه علمی و کارشناسی و به دور از واقعیت بوده است! متاسفانه در نوشته‌های ضدانقلاب انواع و اقسام توهین و اهانت و فحاشی را علیه امام می‌بینیم.

    در مقابل، دوستان امام و انقلاب و حتی برخی مسئولان رسمی کشور هم گاهی ضمن تایید این مساله، به زعم خود سعی کرده‌اند با توجیهات مختلف از امام و انقلاب دفاع کنند! گویا اینها هم باور کرده‌اند که امام چنین وعده‌ای را به مردم داده است! مثلا آقای علیرضا محجوب نماینده مجلس گفته است:«حضرت امام خمینی (ره) پس از پیروزی انقلاب اسلامی اعلام کردند آب و برق برای مردم رایگان است، اما پس از آن کارشناسان اعلام کردند که اجرای این موضوع تنها برای افراد کف جامعه امکانپذیر است.»

    این اظهارات موافق و مخالف در حالی صورت می‌گیرد که مراجعه به اسناد انقلاب و آرشیو مطبوعات آن روز، نشان می‌دهد که شخص دیگری غیر از امام برای اولین بار این وعده را به مردم داده است! در حقیقت مطلب امروز من هم افشای این دروغ سی ساله و بیان یک واقعیت پنهان است.

    ابتدا به عبارت امام توجه کنید: «علاوه بر اینکه زندگی مادی شما را میخواهیم مرفه بشود، زندگی معنوی شما را میخواهیم مرفه کنیم. شما به معنویات احتیاج دارید، معنویات ما را اینها بردند. دلخوش نباشید که تنها مسکن میسازیم ، آب و برق را برای طبقه مستمند مجانی میکنیم اتوبوس را برای طبقه مستمند مجانی میکنیم دلخوش به این مقدار نباشید معنویات شما را، روحیات شما را عظمت میدهیم. شما را به مقام انسانیت می‌رسانیم. اینها شما را منحط کردند؛ این قدر دنیا را پیش شما جلوه دادند ‌که خیال کردید همه چیز ‌این ‌است.»

    همان طوری که اشاره شد این سخنرانی مربوط است به روز شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۵۷. از این عبارات مشخص می‌شود که حتما شخصی غیر از امام این دلخوشی مادی را برای مردم به وجود آورده است! با مرور اخبار روزهای قبل از سخنرانی امام، این شخص نامعلوم و این حقیقت پنهان مشخص می‌شود.

    کیهان ۸ اسفند ۱۳۵۷ / سخنگوی دولت : «برای کم در آمدها؛ آب و برق مجانی می‌شود!» سخنگوی دولت کسی نیست جز آقای عباس امیرانتظام! به عبارت دیگر لایحه‌ی آب و برق مجانی را اولین بار دولت موقت مهندس بازرگان تصویب کرد و وعده‌ی آنرا هم به مردم داد و امام خمینی چند روز بعد، این وعده‌ی دولت موقت را تصحیح و تکمیل کردند!

    در حقیقت امام به خاطر این که مبادا این قبیل وعده‌های دولتی، انقلاب اسلامی را به انقلابی صرفا مادی و با اهدافی مادی تبدیل کند، مصوبه دولت موقت را اینچنین تصحیح می‌کند که دلخوش به این نباشید که آب و برق مجانی می‌شود! امام بزرگوار ما توضیح می‌دهد که انقلاب اسلامی علاوه بر اینکه وظیفه دارد به فکر رفاه مادی مردم باشد، دنبال رفاه و سعادت معنوی آدمها هم هست. چرا که انقلاب اسلامی بیشتر از آنکه مادی باشد، انقلابی معنوی برای گستتن بندهای اسارت و بردگی ناشی از استبداد و استعمار و استحمار بود.

    پس در سخنان امام خمینی وعده‌ای وجود ندارد. ایشان با توجه به احتمال تغییر ذائقه مردم و تحریف معنا و مفهوم و آرمان انقلاب، هدف اصلی انقلاب را برای مردم و شاید هم برای دولت موقت تبیین ‌کردند.

    فراموش نکنیم که دولت مهندس بازرگان و اعضای کابینه و شخص آن مرحوم، خودشان را آدم‌هایی متخصص و روشنفکر می‌دانستند که توانایی حل مشکلات مردم را دارند. آنها گاهی به صراحت و گاهی هم با ایما و اشاره، روحانیون و رهبران انقلاب را به سنتی بودن و بی‌سواد بودن متهم می‌کردند!

    به هرحال خوب یا بد، جدای از اینکه موافق این وعده باشیم یا مخالف آن و اصلا هر تفسیری که برای وعده آب و برق مجانی داشته باشیم، این دولت بازرگان بود که اولین بار این لایحه را تصویب کرد و خبر این وعده‌ی تاریخی را هم شخص آقای امیرانتظام یعنی سخنگوی دولت موقت و معاون نخست وزیر وقت در اختیار مطبوعات قرار داد!

    پس اگر به زعم ضدانقلاب، وعده‌ی دروغی داده شده و یا وعده‌ای غیرکارشناسی به مردم داده شده، چرا کسی از بازرگان و دولت موقت اسم نمی‌برد؟! عدم اشاره ضدانقلاب و حتی دوستان انقلاب در سی سال گذشته به این حقیقت مهم و پنهان، جالب و عجیب است. اگر عبارت «آب و برق مجانی» را در اینترنت جستجو کنید، صدها و شاید هزاران سایت و وبلاگ و کلیپ و فیلم اهانت آمیز علیه امام خمینی پیدا می‌کنید که همه آنها بدون کمترین اشاره‌ای به این مصوبه دولت بازرگان، فقط و فقط به امام خمینی اهانت می‌کنند! اما کسی نمی‌گوید که سخنان امام، در حقیقت اشاره به وعده دولت بازرگان بوده است!

    امروز که به مدد آرشیو کیهان، مشخص شده است اولین بار این وعده را دولت موقت به نخست وزیری مهندس بازرگان به مردم داده و خبر آن را هم شخص عباس امیرانتظام در اختیار مطبوعات قرار داده، آیا دروغگویان و هتاکان، به این حقیقت اعتراف می‌کنند؟ البته احتمالا، حالا که همه چیز ثابت شده، باز هم باید منتظر سوالات و شبهات جدید باشیم! ماجرای گاو بنی اسرائیل را که یادتان هست؟!

    پ ن : این مطلب چند سال پیش توسط امید حسینی در سایت آهستان درج شده بود
    در لینک زیر میتوانید این مطلب را به طور کامل مطالعه بفرمایید
    http://www.ahestan.ir/?p=7584
    کوچک کردن این پست

  • نظرات() 
  • جمعه 14 بهمن 1390

    در انتظار شهدای علوم انسانیچرا یک دانشمند علوم انسانی شهید نمی‌شود؟

    در انتظار شهدای تنگه احد انقلاب اسلامی

    پاورقی‌نویس فرهنگ و ارتباطات

    کارشناسی‌ارشد معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات

    www.PavaraQi.ir

    اشاره:

    بعد از ترورهای اول انقلاب (چه ترور شخصیت‌های دینی و انقلابی و چه ترورهای کور)، موج جدید ترورها متوجه دانشمندان شده است. تحلیل گفتمانی اختصاص ترورها به بعضی حوزه‌های علم، ما را به یک سوال جدی می‌رساند: «چرا کسی از اهالی علوم انسانی ترور نمی‌شود؟»


    تنگه احد، یعنی نقطه ضعف ما

    معنای لغوی تنگه احد، اشاره به یک رویداد تاریخی دارد که در ادامه خواهید خواند. اما این روزها معنای اصطلاحی آن خیلی به کار می‌رود. نقاط ضعف هر مجموعه را، تنگه احد آن مجموعه می‌نامند. اما واقعا چرا به نقاط ضعف هر مجموعه، تنگه احد می‌‌گن؟ مروری بر زمینه فرهنگی و ریشه تاریخی می‌تواند کمک بزرگی باشد تا به جواب این سوال برسیم.

     

    داستان تنگه احد چه بود؟

    داستان به صدر اسلام بر می‌گردد. پس از پیروزی غرورانگیز بدر، مشرکان مکه، جنگ احد را راه انداختند. پیروزی در احد هم از آن سپاه اسلام بود اگر...

    فرمانده سپاه اسلام، حضرت رسول اعظم، عده‌ای را مامور به حضور در تنگه احد کرده بود که فکر عبور از تنگه و دور زدن مسلمانان، به سر سپاه شرک و کفر نیفتند. ماموریت آسانی بود. کافی بود صرفا مثل چوب‌های خشک در تنگه می‌ایستادند. اما همین ماموریت ساده را انجام ندادند تا یکی از بزرگ‌ترین ضربه‌ها به سپاه اسلام در تاریخ وارد شد. جمع‌آوری غنایم به حضور در پست نگهبانی تنگه احد ترجیح داده شد و شد آن‌چه نباید می‌شد.

     

    پس، تنگه احد، نقطه ضعف ما نیست!

    همان‌طور که دیدیدم، تنگه احد نقطه ضعف ما نیست؛ بلکه نقطه‌ آسیب‌پذیر ماست. بهتر بگوییم: نقطه‌ای که به سبب پاره‌ای غفلت‌ها و خیانت‌ها آسیب‌پذیر شده است. وگرنه ما که حواسمون هست، دشمن احتمالا از اون نقطه به ما ضربه می‌زنه و مراقبت از اون هم کاری نداره! نقطه‌ای که نیاز داریم بهش توجه کنیم. اگر خوب کار نکنیم، می‌شه نقطه ضعف و تنگه احد.

     

    علوم انسانی در مقایسه با علوم پزشکی، فنی و مهندسی

    قبل انقلاب، تصور همگان چنین بود که ما در زمینه‌های پزشکی، فنی و مهندسی خیلی از دنیا عقبیم و باید نیم قرن کار کنیم تا عقب‌ماندگی‌ها را جبران کنیم. اما همه باور داشتند که در زمینه علوم انسانی، حرف حق خودمان را در حوزه‌های مختلف حقوق، اقتصاد و... به راحتی می‌توانیم صادر کنیم و درستی اندیشه‌های اسلامی را به جهانیان بقبولانیم. اما بعد از گذشت سه دهه، کاملا وضع بر عکس شده است. هسته‌ای، نانو، لیزر و چیزهایی که اسم‌شان را بلد نیستیم، به راحتی تولید انبوه و صنعتی می‌رسند اما جدیدترین خبر حوزه دانشگاهی علوم انسانی، هم‌چنان تاکید بر بازنگری سرفصل‌های کتاب‌های درسی متناسب با بوم ایرانی اسلامی است! (یعنی خارجی‌ها که هیچ، یه کاری کنیم جوون‌های خودمون از دست نرن!)

     

    علوم انسانی، تنگه احد انقلاب اسلامی

    آیت‌الله حائری شیرازی نماینده مجلس خبرگان رهبری، این تشبیه تنگه احد انقلاب اسلامی را برای علوم انسانی به کار برده‌اند که مورد استقبال اهالی علوم انسانی هم قرار گرفته است!

    تنگه احد انقلاب اسلامی، تعبیر قشنگی است. علوم انسانی نقطه نیاز، ضعف و آسیب‌پذیری ماست. البته من جرات نمی‌گم به اهالی علوم انسانی تهمت غفلت یا خیانت بزنم. ان‌شاءالله همه مشکلات و عقب‌ماندگی‌ها مربوط به دشواری‌های علوم انسانی است و اهالی تنگه، آن را رها نکرده‌اند و به دنبال غنیمت نرفته‌اند.

     

    قرار بود بمب اتم باشیم

    اما باز هم یک سوال، بی‌پاسخ می‌ماند. چرا کسی از دانشمندان علوم انسانی، ترور و شهید نمی‌شود؟

    در شماره 60 مجله حیات، پروند ویژه انتخابات مجلس خواندم که چون نمایندگان مجلس، خطری برای دشمنان ندارند، دیگر نمایندگان مجلس ترور نمی‌شوند و تنها دانشمندان ترور می‌شوند.

    بی‌شک این علوم انسانی فعلی، خطری برای دشمن ندارد. ما با قواعدی که دشمن تعریف کرده است، در زمینی که دشمن تعریف کرده است بازی می‌کنیم. اما قرار بود ما یک بمب اتم باشیم. هر جوان علوم انسانی‌خوانده باید به مراتب خطرناک‌تر از بمب اتم باشد. بمب اتم قادر است یک شهر را به هم بریزد، اما علوم انسانی قادر است جهانی را به هم بریزد. مگر مارکس، جهان را به هم نریخت؟ مگر تئوری ولایت فقیه امام، جهان را به هم نریخت؟

    به امید آن روز که دانشمندان علوم انسانی، این اهالی تنگه احد انقلاب اسلامی هم شهید شوند!

    بازنشر در: انصار نیوز (بدون ذکر منبع)

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 29 دی 1390

    دیدار غدیر 84، 29 دی 1384به مناسبت ششمین سال‌گرد دیدار غدیر 84 دانشجویان و اساتید دانشگاه امام صادق علیه‌السلام با ولی معظم فقیه (+)

    • چرا آن پیش‌رفتی که در علوم مهندسی، پزشکی و صنایع ما پس از انقلاب صورت گرفت، در علوم انسانی به‌وجود نیامد؟!
    • اگر علم، نور است؛ چرا دانش‌آموختگان علوم انسانی، سراسر وجودشان گره دینی است؟!

    این دو جمله، از کتاب «پشت کوه قاف: نقدی بر شورای عالی انقلاب فرهنگی» نوشته استاد حیدر رحیم‌پور ازغدی انتخاب شده است. درباره این کتاب اینجا بخوانید.

    در همین باره: رمان آسمان شیشه‌ای نیست! (مطلب من در ماه‌نامه حیات+) و (مطلب من در هفته‌نامه پنجره+)

  • نظرات() 
  • سه شنبه 12 بهمن 1389

    ورود امام به فرودگاه مهرآباد در بهمن 1357
    هم اکنون نه و سی و سه دقیقه صبح دوازدهم بهمن است.
    این زمان، زمان آغاز سیر انفسی ماست.

    تولدمان مبارک!
    تولد گفتمان انقلاب اسلامی؛ گفتمان نه غربی و نه شرقی.

  • نظرات() 
  • دوشنبه 11 بهمن 1389

    ورود تاریخی امام خمینی
    دوازده بهمن 1357 سالروز ورود تاریخی حضرت روح الله، امام عزیز ما، صرفا یك رویداد تاریخی ساده نیست. این روز تولد ایده جدیدی بود كه جهان بشریت به آن نیاز داشت. نیاز جهانی كه از تمدن سرمایه داری صنعتی غرب و كمونیسم در حال فروپاشی شرق خسته بود به ایده ای كه نه شرقی بود و نه غربی. ایده ای كه فریاد اسلام خواهی در سراسر جهان را به دنبال داشت.

    جشن تولد سایبری سی و سه سالگی با به روز رسانی وبلاگها در لحظه ورود

    فردا دوازده بهمن است. من همه وبلاگهایم را در لحظه ورود امام، یعنی ساعت نه و سی و سه دقیقه صبح به روز خواهم كرد تا سهمی كوچك در جشن تولد سایبری سی و سه سالگی ام داشته باشم. سی  و سه سال پایداری در راه امام با همه فراز و فرودهای آن.

  • نظرات() 
  • دوشنبه 16 شهریور 1388

    حاج محمود! علف هرز یادت نره!

    در باغ انقلاب،

    هر علفی به صرف سبز بودن مفید نیست. شاید علف هرز باشد!

    خیلی ها ظاهرا سبزند ولی بهتر که نگاه می کنی، می بینی علف هرزند.

    باغبان احمدی نژاد! منتظریم!

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 17 تیر 1388

     حیات، نشریه بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام است که در جشنواره های دانشجویی جوایز خوبی می برد! امسال تحصیلی، حیات تنها یک شماره چاپ شد. گفتند خواستیم سطح حرفه ای حیات حفظ شود. البته نشریه جایگزین غیر حرفه ای «عبور» هم تنها دو شماره اومد بیرون. بگذریم.
    پرونده ماه این شماره ویژه نشریات دانشجویی (دانشگاه امام صادق علیه السلام) بسته شده بود.
    مطالبی از علیرضا پناهیان، عطاء الله بیگدلی، احسان بابایی، محمد لنگری، محمد مهدی سیار، میلاد عرفانپور و ... زینت بخش این شماره بود.
    مقایسه فرهنگ غرب و فرهنگ شیعه در قرآن، ارکان هندسه سیاسی در اندیشه امام (ره)، نظام علمی اسلامی، تحلیل حقوقی جنایات اسرائیل در غزه، کوتاهی امروز در مقابل جنگ دیروز (دفاع مقدس)، مروری بر تاریخ انقلاب، نگاهی به جشنواره فیلم فجر امسال، فرهنگ خواهی درست مثل عدالتخواهی از مهم ترین عناوین و موضوعات این شماره نشریه دانشجویی حیات بودند. شماره 20+10 حیات.

  • نظرات() 
  • دوشنبه 15 تیر 1388

      استاد «نظریه های فرهنگ» مان، حجت الاسلام دکتر محمد سعید مهدوی کنی بک بار گفتند: این دوره زمونه هر چیزی را که بخواهند از هر قیدی رهایش کنند، یک قید فرهنگی به آن اضافه می کنند.

    نشریه فرهنگی تحلیلی راه مصداق بسیار مناسبی برای این سخن حضرت استاد شده است. بیش از 80 درصد شماره 41 راه، به موضوع زمین و مسکن اختصاص یافته است. حال هر کسی می داند که زمین و مسکن در حوزه اقتصاد است، نه در حوزه فرهنگ! اینجاست که می فهمیم که وقتی مقام معظم رهبری می فرمایند: بخش فرهنگ مظلوم است، یعنی چه! نشریه فرهنگی جبهه فرهنگی انقلاب، چهار پنجمش می شود اقتصادی! آقایان! از فرهنگ رفع مظلومیت کنید! (البته یه دفعه شما نیایید بگید: رفع مظلومیت از حوزه فرهنگ، توسعه آن است و اصلا همین محدود کردن مفهوم فرهنگ باعث مظلومیت آن شده است!)

    البته با نگاه عامی به فرهنگ، مسکن و زمین هم جزء فرهنگ است. با همه این ها از نشریه فرهنگی انتظار می رود فرهنگ به معنای خاص آن، فرهنگ به معنای مصطلح آن را پایه و اساس کار خویش قرار دهد و از فرهنگ مظلوم بنویسد! گرچه از «راه» افتادن «راه اقتصادی»، «راه سیاسی» و ... استقبال می کنیم.

    راه 41 کمی عجیب هم بود. از طرح روی جلد که برجهای تهران بود بگذریم، همان روی جلد عکس غلامحسین کرباسچی هم بود که به کلی متعجبمان می کرد! اصلا این راه وسط ماه رسید، خیلی زود رسید! صفحه جلد داخلی اش هم تبلیغات غیر فرهنگی داشت! (تبلیغات خدمات صوتی!) سرمقاله هم از رئیس جمهور احمدی نژاد! 2 صفحه هم به اخبار تصویری از انتخابات اختصاص یافته بود! گرچه تصور می رفت با آزادی جهانشاهی، دو صفحه از مطالب راه کم شود، نشد! این شماره به جای مصاحبه یا خبری از آقای جهانشاهی، راه به مرور مطالب نوشته شده در وبلاگها پرداخت! و آن را تاریخ، فرهنگ و اقتصاد عدالتخواهی نامید. (یه مطلبش هم از وبلاگ من بود.) در دو صفحه هم کمی تا قسمتی دکتر علی شریعتی نقد شده است به این که برون دینی به درون دین می نگریست! (یکی از دوستان - وبلاگ بارقه(محمد علی شاکری)- هم نقدی به این مطلب نوشته.)

    سه مطلب کوتاه هم از سرنوشت اعلام اسامی و تحریم شرکتهای حامی صهیونیستها (کالاهای اسرائیلی) رفته بود.

    میلاد عرفانپور برای این شماره هم دو  صفحه از شاعران مختلف تقدیم کرده که از شعر آقای علی محمد مودب (در کوخ ها، در کوچه ها- در کاخ ها، در باغ ها...) که مقایسه قشنگی است خیلی خوشم اومد. پرونده ویژه 84 صفحه ای با عنوان عدالت زمینی، بررسی سه دهه سیاست زمین و مسکن در جمهوری اسلامی ایران، کار قشنگ و قابل تشکری بود. با همه شخصیتهای مهم در بحث مسکن بعد از انقلاب مصاحبه کرده بودند. از روی یکی از عکسها (مجله راهی که به دکتر یحیوی داند و عکس شهید دیالمه روی جلد بود) می شد فهمید یک کار طولانی مدت انجام شده. از وقتها پیش!

    دکتر برزو بیطرف (امید مهدی نژاد) هم 2 صفحه طنز مرحمت نمودند با عنوان نیازمندیهای اساسی، همه اش درباره خانه و مسکن!
    صفحات جهان هم به ویتنام و انتخابات لبنان (معرفی گروههای موثر) اختصاص یافت.
    جبهه فرهنگی این شماره درباره موسسه فرهنگی نرم افزاری مشهور آرمان بود. آرمان، تقریبا به یک موفقیت و تجربه اقتصادی خوبی هم دست یافته. سه سال پیش که با بچه های فرهنگی بسیج رفته بودیم مشهد، بچه های آرمان یک شب اومدن و از تجربیاتشون و مشکلاتشون گفتند. از همون موقع تصمیمم جدی تر شد که بیشتر کتاب بخرم، سی دی های اصل بخرم و ...
    انعکاس رسانه ای راه یا پژواک باز هم مثل بخشیه که راحت دو صفحه مجله رو پر می کنه! این دفعه حتی زحمت
    bold
    کردن اسامی نویسندگان کامنتها را هم نکشیدند!
    راستی، طراحی گرافیکی روز به روز داره بهتر می شه. دیگه این طور نیست که سطل رنگ پاشیده باشن تو صفحات!

    در انتظار شماره های بهتر راه. 

  • نظرات() 
  • شنبه 23 خرداد 1388

    استاد بحث انتخابات پیش رو کشید، بحث دروغگویی احمدی نژاد و ادبیات بد ایشون! مثال بزغاله رو  آوورد. احمدی نژاد به روشنفکرها و متخصصان گفته بزغاله. حالا این بزغاله ها (بیانیه حمایت 20، هفتاد و پنج و در نهایت 82 تن از جامعه شناسان دانشگاه تهران از میرحسین  موسوی) دارن انتقام می گیرن!

    خیلی خوشحال شدیم که اوج استدلال محالفان دکتر این قدر سخیف است! حالا که با اعلام رسمی آخرین آرای دکتر محمود احمدی نژاد در انتخابات، ملت همیشه قهرمان ایران، دندان بزغاله ها را شکستند، چند نکته رو تذکر بدیم که در تاریخ بماند!
    متن مرتبط: همه سایتها مثل:
    آخرین نتایج انتخابات، احمدی نژاد 24 میلیون، رکورد خاتمی شکست

    1- اینها که امضاء کردند همه اساتید جامعه شناسی نیستند. شخصیتهای بزرگی چون پروفسور مولانا از آقای احمدی نژاد حمایت کرده بودند. دکتر فیاض و دکتر باهنر و دیگر اساتید جوان تر که جای خود. برای ما جای سوال که این همه استاد جامعه شناسی در دانشگاه تهران چه کار می کنند؟ استاد خودش گفت: ما که ارتباطات درس می دهیم هم این جور وقتها جامعه شناس می شویم! ظاهرا مجموعه ای از اسایتد حوزه های مختلف علوم اجتماعی، ارتباطات و آمار و ... اینها شدند 82 جامعه شناس حامی موسوی! بهتر بود می گفتند بیانیه سیاسی حمایت تعدادی از جامعه شناس نمایان از مهندس میرحسین موسوی
    متن مرتبط:
    حمایت گسترده اساتید دانشگاهها از احمدی نژاد

    2- نقدهای فراوانی بر اینها نوشته شد. اینها که جنایات غزه را محکوم نمی کردند، به این بهانه که کار سیاسی نمی کنند، چطور  در فرآیند سیاسی انتخابات، این طور وقیحانه بیانیه سیاسی می دهند؟
    متن مرتبط:
    برخورد دو گانه جامعه شناسان با غزه و میرحسین موسوی
    متن مرتبط2: نقد بیانیه جامعه شناسان در حمایت از میرحسین موسوی
    متن مرتبط3: دکتر فیاض: این ها آبروی علم و جامعه شناسی را آوردند پایین. جامعه شناسی نباید پیرو سیاست باشد.

    3- این چه جور جامعه شناسی است که آقایان دارند؟ این جامعه شناسان از تحلیل ساده ترین انتخابات ایران عاجز بودند! بهتر است تجدید نظری در مبانی و نظریه های جامعه شناسی شان بکنند! اگر قرار است علوم انسانی مشکلات کشور را کند، باید از حداقلهایی برخوردار باشد که این تحلیلهای سطحی اساتید عزیز دانشگاه تهران ما را ناامید کرد. صادقانه بگویم: ما شما را دوست داریم. جامعه شناسی را دوست داریم. گرچه رشته من فرهنگ و ارتباطات است ولی پیوند نردیکی با جامعه شناسی دارد. فرقی نمی کند. بروید از آقایان فیاض، باهنر، مولانا و دیگر جامعه شناسان چیز یاد بگیرید. بروید مبانی اسلام را یاد بگیرید و بعد مسلمانها را تحلیل کنید. بروید و به جای حمله به دولت خدمتگزار، سعی کنید توانایی های خود را به دولت خدمتگزار نشان دهید. جامعه شناسی آبروی ماست. آبروی ما را نبرید!

    4- در مورد خود بزغاله: البته این اساتید تنها در مثال استاد ما بزغاله شدند و ما اصلا چنین تعمیمی نمی دهیم. ولی اصل مساله بزغاله این است که احمدی نژاد به آنانی که با ژست روشنفکری، فرهنگ ایثار و شهادت را مسخره می کنند، گفته که شعورشان به اندازه بزغاله هم نیست. این معنا از توجه به context فهمیده می شود. می توانید به متن ذیل مراجعه کنید تا بیشتر به فضای بحث آشنا شوید و اصل جملات را بیابید. احتمالا اساتید محترم تحت تاثیر دروغهای رسانه های مخالفین دولت قرار گرفته اند و فکر کرده اند احمدی نژاد، مخالفان خود را بزغاله نامید. در صورتی که عقل ما می گوید: عدم توانایی در پیش بینی انتخابات این دوره، یا مشکلاتی نظیر مشکل روشی دارد، یا نه، مشکل از محلل است که شعور کمتر از بزغاله دارد! از منطق اسلامی و ایرانی، چه بسا شعور افراد کمتر از بزغاله باشد: اولئک کالانعام بل هم اضل یعنی مثل چهارپا، شاید هم کمتر از چهارپا.
    متن مرتبط:
    بزغاله کیست؟

    5- در پایان هم برای ثبت در تاریخ، به ترتیب الفبای فارسی، اسامی امضاء کنندگان بیانیه حمایت از میرحسین موسوی را می آورم. (البته توجه داشته باشید که این به این معنا نیست که آنها بزغاله اند یا... . ما فقط خواستیم بگوییم آقایان کمی دقت کنید و انصاف بدهید که چه کسی بزغاله است؟ کمی دفت کنند که چه می کنند و چه نسبتی با اسلام و انقلاب دارند؟ و ... همه حرف ما این است که برگردید به آغوش ملت، برگردید به خط امام، برگردید به خط انقلاب. انحراف از مسیر امام تا کجا؟)

    دکتر تقی آزاد ارمکی- دکتر غلام‌حیدر ابراهیم بای سلامی- دکتر امید علی احمدی - دکتر منصوره اعظم آزاده - دکتر جواد افشار کهن - دکتر  نادر امیری- دکتر  سوسن باستانی- دکتر سلیمان پاک سرشت- دکتر شهرام پرستش - دکتر محمد حسین پناهی- دکترغلامعباس توسلی -  دکتر سید محمد توکل کوثری -  دکتر حمیدرضا جلائی پور- دکتر فاطمه جواهری-   دکتر علی محمد حاضری- دکترعلی حسین حسین زاده -  دکتر حاتم حسینی - دکتر هادی خانیکی- دکترمحمدعلی خلیلی اردکانی -  دکترعلیرضا دهقان - دکتر بهزاد دوران- دکترنادررازقی -  دکتر علی رجبلو- دکتر حمید رحمتی- دکتر محمد رضایی - دکتر احمد رضایی ملایری- دکتر بیژن زارع- دکتر عباس زارعی مهرورز- دکتر محمدجواد زاهدی مازندرانی- دکترمحمد زاهدی اصل -  دکتر علی ساعی- دکتر سید حسین سراج زاده- دکتر خدیجه سفیری- دکتر علی اصغر سعیدی- دکترمهران سهراب زاده - دکترمحمود شارع‏ پور- دکتر علی شکوری -دکتر ملیحه شیانی- دکتر ابراهیم صالحی عمران- دکتر غلامرضا صدیق اورعی-  دکتر محمد رضا طالبان -  دکتر حمید عباداللهی - دکترحمیدعبدالهیان - دکتریحیی علی بابایی -  دکتر حلیمه عنایت- دکتر غلامرضا غفاری- دکتر نعمت‏الله فاضلی- دکتر محمد فاضلی-دکتر ناصر فکوهی- دکتر ابراهیم فیوضات- دکتر سیدمحمدامین قانعی‌راد- دکتر علی محمد قدسی- دکترمیرفردین قریشی -  دکتر عباس وریج کاظمی - دکتر علی کریمی مله-دکتر محمد سالار کسرایی- دکتر افسانه کمالی - دکتر مسعود کوثری- دکتر مسعود گلچین- دکتر محسن گودرزی-   دکتر احمد محمدپور- دکتر جمال محمدی-  دکتر اکرم محمدی - دکتر علی اصغر مقدس -دکتر مجید موحد- دکترمحمد ابراهیم موحدی -  دکترمیثم موسایی -  دکتر سید یعقوب موسوی- دکتر مرضیه موسوی- دکتر میرطاهرموسوی - دکتر سعید معیدفر- دکتر مهدی منتظرقائم- دکتر مصطفی مهرآیین -  دکترحسین میرزایی- دکتر محمد میرزایی -  دکتر فرناز ناظر زاده کرمانی- دکتر محمود نجاتی حسینی- دکتر اسداله نقدی -  دکترعبدالرضا نواح - دکترمحسن نیازی -  دکترسید ضیاء هاشمی- دکتر حسین ایمانی جاجرمی.

  • نظرات() 
  • پیشنهادهای من

    filesell درباره من و وبلاگم

    آخرین مطالب



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد کل مطالب :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین روزآمد :

    اَبر برچسب‌های پاورقی



    قفسه؛ کوتاه‌نوشت‌های من درباره کتاب‌هایی که خوانده‌ام