تبلیغات
...پاورقی فرهنگ و ارتباطات - مطالب ابر برنامه ریزی

...پاورقی فرهنگ و ارتباطات

حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات

شنبه 26 آذر 1390

این یادداشت در نشریه خبری تحلیلی پنجره شماره 118، شنبه 19 آذر 1390، منتشر شده است. لینک این مطلب در سایت پنجره (+)

درباره رمان «آسمان شیشه‎ای نیست!» مرتضی انصاری

با هم برویم ته چاه/ حمید درویشی شاهکلائی

«سال اول غروب جمعه دلش به هیچ کاری نمی‎رفت. بعد از مدتی غروب که می‎شد، دیگر دلش نمی‎گرفت و از این دل نگرفتن ناراحت می‎شد و نگران. می‎رفت به پارک کوچک کنار خوابگاه و سعی می‎کرد و حتی زور می‎زد که یک جوری همان حس غریب به‎سراغش بیاید. این اواخر هم که دیگر یا اصلا تفاوت روز‎ها را متوجه نمی‎شد و یا آخر شب یک دفعه به ذهنش می‎آمد که یک غروب دیگر هم گذشت... . »

سبک زندگی هر تمدنی جدای از پیش‎فرض‎‎ها و اصول فکری آن تمدن نیست و هر تمدنی هنگام برخود با سایر تمدن‎‎ها مجموعه‎ای را از خود عرضه می‎دارد که شامل همه‎چیز است، از غذایی که پیشنهاد می‎دهد تا شیوه تربیت فرزندان. در این مجموعه، جایگاه علوم، به‎ویژه علوم انسانی برجسته است. علوم انسانی هر تمدنی متأثر از نوع نگاه آن به هستی است و در مرحله بعد خود به نگاه افراد به هستی شکل می‎دهد و چرخه تولید و بازتولید را کامل می‎کند. در این داستان اختلافات ریشه‎ای سبک‎‎های مختلف زندگی دیده می‎شود که ارتباط تنگاتنگی با علوم انسانی دارند.

قصه از آن‎جا آغاز می‎شود که «حامد» در سرگردانی‎‎ها غرق است. هرچند اشاره مستقیمی به عامل این وضعیت نمی‎شود؛ اما با توجه به فضای داستان و زندگی کنونی او می‎توان به نقش پررنگ رشته تحصیلی‎اش رسید. استاد مسن حامد که اتفاقا دارای اعتقادات فردی مذهبی‎ست، به هنگام تدریس و بحث، خدا را کنار می‎گذارد و می‎گوید: «باید این فرض را بپذیریم که انسان موجودی مستقل و خود‎بنیاد است و سرنوشتش به‎دست خودش رقم می‎خورد و نباید چشم به‎جای دیگری بدوزد... این‎که برخی از امور توسط نیرو‎های جدای از انسان صورت می‎گیرد با روح برنامه‎ریزی سازگار نیست. به‎عنوان مثال در جامعه‎ای که اتفاقات را به خدا، جادو یا الهه‎‎ها نسبت می‎دهند؛ امکان برنامه‎ریزی وجود ندارد.» و تقابل این نوع نگاه با نگاه دینی به‎هنگام حضور حامد در مسجد به‎راحتی قابل‎مشاهده است: «... رفت عقب‎تر و تکیه به دیوار مسجد داد. یک صفحه قرآن خواندند و بعد دعا کردند: خدایا به برکت این قرآن موانع ازدواج جوانان را رفع بگردان، توطئه‎‎های دشمنان را به خودشان برگردان، همه مریض‎‎ها را شفا بده. برایش جالب بود که از خدا این همه تأثیر در عالم می‎خواستند. ذهنش شروع به اشکال گرفتن کرده بود...»

همگان اذعان دارند که هر سبک زندگی مجموعه‎ای از باید و نباید‎‎ها را با خود دارد؛ اما نکته مهم آن است که حدود باید و نباید‎‎ها را چه‎چیزی تعیین می‎کند. ملاک درست و غلط چیست؟ خواست خدا یا خواست بشر؟ دستور خدا یا رضایت طرفین؟ نباید به صرف اشتراک ظاهری بعضی رفتار‎ها حکم به نزدیکی سبک‎‎های زندگی داد. اندیشه‎‎های بشر خود‎بنیاد به او یاد داده به‎خاطر خود‎پرستی گاهی به رفتار‎های به ظاهر نیک روی بیاورد. «... با لحنی که انگار دارد تأسف می‎خورد گفت: «می‎شه الان با یه ذره کمک، نذاریم این گدا تبدیل به دزد بشه؛ وگرنه اون موقع چند برابر این کمک بهمون ضربه می‎زنه. حتی می‎شه به مردم فهموند که این کمک براشون یه‎جور سوده و آموزش‎شون داد که به این آدم‎‎ها کمک کنند.» تعجب کرد. بیشتر از تعجبی که تا آن موقع با شنیدن حرف‎‎های سارا و حتی از لبخند‎های خودش تجربه کرده بود...» الگوی هر سبک زندگی به واقع جهت‎دهنده بقیه قسمت‎‎ها است. داستان پایانی باز دارد و سرگردانی حامد وارد مرحله جدیدی می‎شود و به نوعی مخاطب را متوجه انتخاب‎‎های پیش‎رویش در زندگی می‎کند. اما کم نیستند کسانی‎که افق سبک زندگی خود را ناآگاهانه انتخاب کرده‎اند. مانند استاد حامد که حاضر است حتی به ته چاه غرب برود، چون در این کار هم آن‎‎ها تجربه بیشتری از ما دارند: «استاد انگار که حرفی تکراری شنیده باشد، سریع گفت: اگه اونا خودشون رو انداختن تو چاه، من هم خودم رو می‎اندازم. می‎دونین چرا؟ چون اونا 400 سال از ما جلوترن... چون اونا برای همین کارشون هم کلی دلیل و برنامه‎ریزی دارن. اگه اونا الان ته چاهن و ما با این وضعیت‎مون سر چاهیم، من ترجیح می‎دم ته چاه باشم. چند نفری خندیدند.»
آسمان شیشه ای نیست مرتضی انصاری زاده

  • یادداشت مرتبط من در ماه‌نامه فرهنگی سیاسی حیات، شماره 58 (+)
  • مصاحبه نویسنده با خبرگزاری ایکنا (+)
  • مشکل علوم انسانی، رابطه دختر و پسر نیست (+)
  • قصه به بهترین شکل ممکن تموم می شه (+)
  • شکهای همیشگی (یادداشت روزنامه خراسان) (+)

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 21 بهمن 1389

    این مطلب رو حدود سه یا چهار سال پیش تو یكی از وبلاگها نوشته بودم كه نهایتا اون وبلاگ ف.ی/ل.ت/ر شد. بهانه مرور مجدد این اینه كه یه وبلاگ جدید برای كتابهایی كه می خونم راه انداختم. از حضور شما و نظرات سازنده شما استفاده خواهیم كرد.

    مطلب اول:سه راه حل مشکل ما

    آقا بارها تو صحبت هاشون از وضعیت افتضاح مطالعه و کم مطالعه کردن ما ایرانی ها انزجار خودشون رو اعلام کردند. آدم واقعا متاثر می شود.

    كتاب خوانیما امام صادقی ها و یه جور دیگه تر، ما دانشجوها خیلی کم مطالعه می کنیم. با این که کارمون مطالعه است.


    به یاد سخنان استاد ابراهیم فیاض

    یاد حرفهای استاد ابراهیم فیاض افتادم. سر کلاس انسان شناسی (با کد 84معارف اسلامی، فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق) بارها گفته بود: امق! (همان احمق با لهجه شیرازی دکتر فیاض!) برو بخون! حلیة المتقین، باب نکاح. همیشه حتی از استادهای بزرگ ایراد می گرفت که مطالعه نمی کنند: یه مشت امق دور هم نشسته اند... 

    استاد فیاض کلی کتاب به ما معرفی کرد که بخونیم!

    عالم به زمان باشیم

    یاد حرف امام صادق (ع) افتادم که ترم اول تو طرح شهید مقرری (ببخشید! شهید مطهری! یادم بندازید بعدا توضیح بدم!) خوندیم: العالم بزمانه لایهجم علیه اللوابس. قصه اش همینه. عالم به زمان نیستیم. مطالعه نداریم. نتیجه اش همین می شود که نمی دانیم از کجا آمدیم و به کجا می رویم. بازی می خوریم. از ماهواره و اینترنت می ترسیم. این همه دانشگاه و دانشجو داریم، هیچ غلطی نمی کنند! ولی قدیم یه مدرسه نظامیه... بگذریم.


    سخنی از استاد رحیم پور ازغدی

    استاد حسن رحیم پور ازغدی که به لطف پخش هفتگی سخنرانی هاش از شبکه اول، شهرت بیشتری دارد میگه: مشکل ما سه راه حل دارد: خواندن، خواندن و خواندن. البته از راه حل چهارمی می توان سخن گفت که آن هم خواندن است. مطالعه را به عنوان یک فریضه قطعی دربرنامه خود وارد کنید.

    من هم تصحیح می کنم: دربرنامه زندگی روزانه خود باید وارد کنید! امام خمینی تو جلد اول صحیفه  میگه: اکنون مشغول تحصیل باشیم که از همه عبادات بزرگتر است ان کان القلب مخلصا. شوخی نیست!

    برای حسن ختام مقدمه هم بگم که آقا گفته: اسلام پرچمدارکتابخوانی است. تو مسلمونی؟ چقدر مطالعه داری؟ از خودت بپرس!


    سوال مهم چه بخوانیم؟!!!

    بعضی ها می گن چی بخونیم؟ عجب سوالی! هرچی رشتته! هرچی دوست داری! ولی طبیعیه که منابع مطمئن رو باید خوند. کتابهایی که ارزش خوندن رو داشته باشه. اگه بخوام یه سری کتاب عمومی معرفی کنم برای قشر اهل مطالعه، این کتاب ها رو پیشنهاد می دم که معمولا ارزش هدیه دادن هم دارند. البته هرکی با توجه به سطح خود مطالعه کنه!

    کتابهای استاد مطهری، رضا امیرخانی، سید مهدی شجاعی، شهید بهشتی، محمدرضا حکیمی، عین صاد، آوینی، رحیم پور ازغدی، دفتر جریان شناسی معاصر، و. . .

    می بینین که گستره جالبی از ادبیات تا فلسفه و تاریخ رو شامل می شه! در پستهای بعدی در جواب همه به ویژه اون امام صادقی هایی که فشار ساعات کلاسها رو مانع مطالعه کردن می دونن، کتابهایی که این اواخر مطالعه کردم، رو می نویسم، تا اونا معرفی شده باشند!


    دو كتابی كه مهجورشان كرده ایم

    یه نکته مهم اینه که مهم ترین خوندنی که باید خونده شده، قرآنه! قرآن یعنی خوندنی! منابع اصلی برای هر کاری باید قرآن و نهج البلاغه باشه که در اوج مظلومیت و مهجوریتند! حتی ما امام صادقی ها قرآن و نهج البلاغه رو مهجور گذاشته ایم! پیشنهاد می کنم هر روز هر قدر که راحتید (ماتیسر همان مقدار واجب) قرآن و نهج البلاغه بخونید و کلمات سخت قرآن را با روشهای فیش نویسی و حفظ لغت حفظ کنید. قرآن به شرح ابولفضل بهرامپور معنی کلمات سخت را هم داره و برای شروع مناسبه!

    (ماتیسر: آنقدر که آسان است؛ مقداری که هر مسلمان بایددر روز قرآن بخواند؛ حداقل آن در احادیث 10 آیه در شبانه روز است!)

    منظور ما از نهج البلاغه در واقع شروع مطالعات روایی (احادیث از منابع دست اول) است كه بهترین شروع آن نهج البلاغه و ادامه آن با كتب اربعه شیعه است.


  • نظرات() 
  • سه شنبه 22 تیر 1389

    با این ستاره های می شود راه را پیدا کرد. (امام خامنه ای)

    قدر عمر را بدانیم

    «حساب کردم سنجیدم که من برای آنکه عاطل و باطل نباشم باید چه بدانم و چه بکنم و چون (بایستها) را آمار گرفتم و زمان مخصوصی را که برای اجرای آنها لازم داشتم حساب نمودم به این نتیجه رسیدم در زندگی من ... دیگر فرصتی برای مستحب و مباح باقی نمی ماند تا چه رسد به مکروه و نعوذبالله حرام. این بود که برای یادگیری و انجام بایستها برنامه ریزی و زمان بندی نمودم و حاصل آن شد که تکالیف من برای آنکه از تعطیل و بطالت رهایی یابم، بیش از وقت و فرصتی است که دارم. دیگر کمترین غفلت و کوچکترین تسامح را روا نداشته؛ آنچه را طبق برنامه انجام می دادم ضروری و واجب می دانستم...» (ص 45).

    او آیت الله شهید عبدالوهاب قاسمی سوادکوهی بود که هفت تیر شصت در دفتر حزب جمهوری اسلامی به سوی معبود شتافت.

    کتابشناسی:

    محمدرضا صادقی سوادکوهی، منادی ولایت، ساری، ترنم بهار، 1388.

    صفحه آیت الله شهید عبدالوهاب قاسمی در گودریدز +

    صفحه کتاب منادی ولایت در سایت گودریدز +


  • نظرات() 
  • جمعه 22 آبان 1388

    آموزش

    منظورم از آموزش، همه آن چیزهایی است که باید بخوانید.

    1. در حوزه معارف اسلامی: پیشنهاد من اکتفا به آن چیزیمسجد دانشگاه امام صادق علیه السلام است که دانشگاه ارائه می دهد. (البته به شرط عدم ماستمالیزیشن) در درسهای اندیشه، تفسیر، فقه، اصول، متون روایی و ... . تصور من بر این است که با مطالعه بیشتر، مبانی اعتقادی شما لزوما تقویت نخواهد شد. اگر این گونه بود، دکتر عبدالکریم سروش باید از شما مسلمان تر می بود!
    2. دروس تخصصی: پیشنهاد من برای 2 سال اول اکتفا به آن چیزی است که دانشگاه ارائه می دهد. (البته به شرط عدم ماستمالیزیشن) البته اگر به کتاب خاصی علاقمند شدید که حتما بخوانید، بخوانید. اما برای ترم های بعد، باید جدی مطالعه کنید و حوزه های کم توجه شده را بیشتر کار کنید. به ازای هر درس تخصصی، سه کتاب بخوانید. (یک کتاب که به طور جدی در کلاس می خوانید، دو کتاب دیگر هم می شود: تورق. مرور بحثهاست و معمولا مباحث شبیه هم هستند.) نگذارید ماستمالیزیشن شوند.
    3. حوزه های مهارتی: منظورم عربی، زبان، قرآن، نهج البلاغه، کامپیوتر و سایر چیزهایی است که قرار است که همین ترم ها و یا در آینده از آنها استفاده کنید. برای این قسمت باید بطور شخصی برنامه ویژه ای بچینید. کدام مهارتها را می خواهید یاد بگیرید و هر کدام چقدر؟ تا شما روی این موضوع فکر می کنید، نکاتی راجع به برنامه ریزی مرور کنیم.

    برنامه ریزی

    برنامه ریزی شخصی است و در آن باید به تفاوتهای فردی، فرهنگی و ... توجه کرد. استعدادها و عادات شما با یکدیگر متفاوت است.

    برنامه ریزی لازم نیست روی کاغذ بیاید ولی باید بررسی کنید که چقدر برنامه را انجام دادید و چرا نه؟

    برنامه های بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدت خود را یادداشت کنید. جاهایی که قرار است به آنها برسید را در نظر بیاورید. همین توجه به هدف، می تواند از انحرافات مهمی در برنامه ریزی جلوگیری کند. بهترین راه برای رسیدن به اهدافتان را انتخاب کنید و ادامه دهید. شاید برخی برنامه ها را حذف کردید و یا به حجم برخی افزودید.

    Swot: یعنی نقاط ضعف و قوت (عوامل داخلی) و فرصتها و تهدید ها (عوامل خارجی) در شناخت وضع موجود شما کمک می کند. با شناخت دقیق وضع موجود و نیم نگاهی به آینده ایده آل برای نقطه مطلوب برنامه بریزید. مثلا هم اتاقی با انگیزه و اهل تلاش و مطالعه یک فرصت می تواند باشد.

    اولویتها در برنامه ریزی:

    برنامه های زیادی برای انجام دادن هست. شما قرار نیست حتی همه آنچه را که واجب تلقی می کنید، انجام دهید! باور کنید اگر این طور تصور کنید، 24 ساعت در روز هم برایتان کم است!

    من اولویت اول را بر حفظ سلامتی، زندگی بانشاط، استراحت و ... می گذارم. اولویت دوم حضور در جلسات امتحان است که عدم آن برابر با صفر است. حضور در کلاسهای درس به اندازه سه شونزدهم برای اجتناب از صفر شدن، اهمیتی برابر با جلسه امتحان دارد.

    اولویت بعدی انتخاب بین مطالعات و تکالیف واجب درسی است با مستحبات درسی و غیر درسی. که من تقدم را بر انگیزه ها و علایق شخصی می گذارم و تکالیف درسی را به دقیقه 90 یا وقتهای اضافه می سپارم و یا از نمره آنها صرف نظر می کنم. شما تا وقتی معدلتان روی 90 تثبیت نشد، این گونه رفتار نکنید که روز امتحان درس الف، کتاب ادبیات پایداری ج را بخوانید. اولویت را بگذارید برای معدل خوب و بعد بروید سراغ اینها. من با شما فرق دارم!

    البته موارد خاصی مثل انتخابات ریاست جمهوری یا غزه یا ... که احساس عجیبی به آدم دست می دهد، بر همه اینها مقدم می شود. یعنی ممکن است ساعت یک بامداد باشد و شما گرسنه و تشنه در خیابانهای تهران تبلیغ احمدی نژاد کنید و به خود بگویید کار برای خدا خستگی ندارد. یا سه و نیم صبح در حال تدوین کلیپی برای برنامه فردا باشید.

    پس، حضور در بیشتر سخنرانی ها و همایشها لازم نیست.

    سال اول در برنامه های بسیج و دفتر اعزام و اینها شرکت کنید اما مسئولیت نداشته باشید. اردوی مشهد و اردوی جنوب را حتما بروید. از سالهای بعد به مرور مسئولیت بگیرید. به تجربیاتش نیاز دارید.

    استراتژی نه گفتن را فراموش نکنید. به افراد، موقعیتها و برنامه هایی که به نفع تان نیست نه بگویید. البته محترمانه. از کد بالایی عزیزی که در اتاق مزاحم درس خواندتان شده است، شروع کنید و به نه گفتن را تمرین کنید. اگر نه گفتن را یاد بگیرید، هیچ وقت سیگاری نمی شوید!

    در معارف شیعه، تاکید زیادی بر مداومت وجود دارد و حداقل آن یکسال است. برنامه های کوچک و سبک بریزید و حداقل تا یک سال ادامه دهید.


  • نظرات() 
  • چهارشنبه 20 آبان 1388

    می خواهم مجموعه ها پستهایی بنویسم که از من به یادگار بماند.

    حرفها و تجربیاتی، که به کار بستن آنها برای ورودی های جدید (به ویژه دانشجویان رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات) مفید خواهد بود؛ ان شاء الله.

    این مجموعه پستها تحت این عناوین کلی خواهد بود:

    1. چه بکنیم؟ چه کارهایی می شود کرد؟ (اعم از اینکه چه بخوانیم)
    2. چگونه؟ (نکاتی کاربردی و مهم از برنامه ریزی)
    3. برنامه هایی برای عربی، انگلیسی، قرآن و نهج البلاغه

    شاید هم بعدها مطالب بیشتری درباره زندگی دانشجویی در دانشگاه امام صادق علیه السلام نوشتم: از لپ تاپ دانشجویی تا زندگی با هم اتاقی ها.

     

    چه بکنیم؟ چه کارهایی می شود کرد؟

    زندگی در دانشگاه امام صادق علیه السلامتقریبا 7 سال (و برای ما ارتبی ها 6 سال) طول می کشد. بهترین سالهای عمر و جوانی اینجا می گذرد. باید بهترین تصمیم ها را گرفت تا پشیمان نشد. فرصت واقعا چون ابر در گذر است. سریع می گذرد ولی کسی متوجه حرکت آن نمی شود.

    تجربیات من می گوید سه هدف کلی داریم: تهذیب، تحصیل و ورزش. همه کارهایی که می توانیم انجام بدهیم هم ذیل این سه تاست و نتایج آن که اقداماتی است در عرصه فرهنگ و سیاست و اجتماع و ... .جمله مشهور مقام معظم رهبری، الحق جمله دقیقی است. به هر آنچه که باید و می شود در این 6 سال انجام داد، اشاره کرده. البته علاوه بر این سه تا، باید اثرات و نتایج اینها هم لحاظ شود: اعم از شرکت در اردوهای جهادی، برنامه های بسیج، شغل آینده و ... . اصلا خود این سه تا که موضوعیت چندانی ندارند. نتایج آنها و اثرات آنها در زندگی فردی و اجتماعی ما مهم است.

    1. تهذیب:

     در ضرورت آن شکی نیست. فرصت خودسازی در دوران جوانی دیگر تکرار نمی شود. صدمات آن هم جبران ناپذیر است. ضررهای فقدان تهذیب در یک امام صادقی به مراتب بیشتر از یک فرد عادی، یا دانشجوی دانشگاه تهران، یا طلبه حوزه است.

    در مورد چگونگی خودسازی هم بحث زیادی ندارم. انتخابش با خود شما. مغرور نشوید و متواضعانه اخلاق را در زندگی تان لحاظ کنید. رابطه با خدا برقرار کنید. معمولا دو راه برای تهذیب نفس هست: یکی استفاده از اساتید مثل آیت الله مهدوی کنی، آیت الله زابلی و دیگران. یکی دیگر هم مطالعه کتب اخلاقی مثل معراج السعاده یا برگه های اخلاق دکتر علی اصغر خندان خودمان (رئیس بخش معارف و دروس عمومی) که این دومی به نظر من از همه بهتر است، اگر به عمل تبدیل کنید. به هر صورت، نباید دچار شهوت موعظه شدن (اعم از مطالعه و استماع) شوید. در صورت ابهام یا برای کسب اطلاعات بیشتر، با اهل فن مشورت کنید.

    1. ورزش:

    به ورزش معنای عام ورزش و سلامتی و نشاط جسمانی می دهم. می توانید یکی از رشته های موجود را در دانشگاه را کار کنید. (مطمئنا بعد 7 سال حرفه ای خواهید شد!) یا اینکه از این رشته به آن رشته بروید: یک سال کشتی، بعد تکواندو، کاراته، جودو، بدنسازی و ... . راستی بسکتبال و شنا و اینها هم هست! به هر حال ورزش روزانه (تمرین و نرمش) مهم است، نه لزوما حضور در باشگاه. حرفهای گهربار استاد حاجی لک را به کار ببندید. برنامه ورزش عمومی را هر روز تکرار کنید. حتی اگر شد خودتان تنهایی بدوید و سپس حرکتهای ورزشی. گفتم هر روز که حداقل 4 یا 5 روز در هفته اش انجام بشه. طبیعی خواهد بود که گاهی به هر دلیلی (حال نداشتن، کار مهم تر داشتن و ...) ورزش نکنید. در صورت ابهام یا برای کسب اطلاعات بیشتر با اهل فن مشورت کنید. راستی، اردوی نظامی گردان عاشورا برای اونایی که علاقمندند توصیه می شه. (البته نه این که همیشه همه اردونظامی ها را بروند)

    ادامه دارد... (هر روز ساعت 15 تا یک هفته)

  • نظرات() 
  • دوشنبه 12 مرداد 1388

    اشك باید رازدار باشد: بایدها و نبایدهای عزاداری

    كتابشناسی:آقا، سید علی خامنه ای
    سید علی خامنه ای، اشك باید رازدار باشد، بایدها و نبایدهای عزاداری؛ توصیه های رهبر معظم انقلاب به عزادارن، مداحان و مبلغان حسینی، تدوین: سید مرتضی مفیدنژاد، تهران، مركز نشر انقلاب اسلامی، 1386. موسسه میراث اهل قلم.

    عضو دیگری از خانواده كتاب دانشجویی كه من چاپ سیزدهم (زمستان 1386) اونو خوندم.

    تقریبا همه چیز درباره عزاداری و عاشورا و امام حسین. ابعاد مختلف قیام حسینی، آزادیخواهی، تشكیل حكومت، شهادت طلبی، انجام یك واجب، نقش عاشورا در انقلاب اسلامی ایران، هنر زمان شناسی، نابودی حقیقت، علماء،عظمت شهدای كربلا، هدایت، بی تفاوتها، مبارزه با جهل، فداكاری، صبرعظیم و جمیل، آمادگی، عاطفه شورانگیز حضرت زینب، بیان هنری، عناصر حركت ابی عبدالله (عقل، حماسه، عاطفه)، عید عاشورا، خاصیت خون، اربعین، لزوم عزا، اسارت، هیأت، وحدت شیعه و سنی، برنامه ریزی، نقش همگان، تبیلغ، نیاز زمانه، منبر، انسان سازی، دفاع بد، قمه زنی، مرثیه، زنده نگهداشتن خاطره، شعر، مداحی، فقط چشم و ابرو؟، موزیك در مداحی؟، موسیقی، مناقب اهل بیت، مصیبت من درآوردی، آزار مردم، شبیه خوانی، چشم و هم چشمی.

    كتاب دانشجویی مجموعه ای غیر انتفاعی و غیر دولتی است كه بدون استفاده از یارانه های دولتی منتشر می شود. كتابهایی در اندازه های كوچك وكم حجم و معمولا موضوعات جالب و كاربردی برای قشر دانشجو. تجدید چاپهای این سری از كتابها، نشان از استقبال جامعه دانشگاهی از كتاب دانشجویی دارد.


  • نظرات() 
  • پیشنهادهای من

    filesell درباره من و وبلاگم

    آخرین مطالب



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد کل مطالب :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین روزآمد :

    اَبر برچسب‌های پاورقی



    قفسه؛ کوتاه‌نوشت‌های من درباره کتاب‌هایی که خوانده‌ام