...پاورقی فرهنگ و ارتباطات

حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات

جمعه 22 آبان 1388

آموزش

منظورم از آموزش، همه آن چیزهایی است که باید بخوانید.

  1. در حوزه معارف اسلامی: پیشنهاد من اکتفا به آن چیزیمسجد دانشگاه امام صادق علیه السلام است که دانشگاه ارائه می دهد. (البته به شرط عدم ماستمالیزیشن) در درسهای اندیشه، تفسیر، فقه، اصول، متون روایی و ... . تصور من بر این است که با مطالعه بیشتر، مبانی اعتقادی شما لزوما تقویت نخواهد شد. اگر این گونه بود، دکتر عبدالکریم سروش باید از شما مسلمان تر می بود!
  2. دروس تخصصی: پیشنهاد من برای 2 سال اول اکتفا به آن چیزی است که دانشگاه ارائه می دهد. (البته به شرط عدم ماستمالیزیشن) البته اگر به کتاب خاصی علاقمند شدید که حتما بخوانید، بخوانید. اما برای ترم های بعد، باید جدی مطالعه کنید و حوزه های کم توجه شده را بیشتر کار کنید. به ازای هر درس تخصصی، سه کتاب بخوانید. (یک کتاب که به طور جدی در کلاس می خوانید، دو کتاب دیگر هم می شود: تورق. مرور بحثهاست و معمولا مباحث شبیه هم هستند.) نگذارید ماستمالیزیشن شوند.
  3. حوزه های مهارتی: منظورم عربی، زبان، قرآن، نهج البلاغه، کامپیوتر و سایر چیزهایی است که قرار است که همین ترم ها و یا در آینده از آنها استفاده کنید. برای این قسمت باید بطور شخصی برنامه ویژه ای بچینید. کدام مهارتها را می خواهید یاد بگیرید و هر کدام چقدر؟ تا شما روی این موضوع فکر می کنید، نکاتی راجع به برنامه ریزی مرور کنیم.

برنامه ریزی

برنامه ریزی شخصی است و در آن باید به تفاوتهای فردی، فرهنگی و ... توجه کرد. استعدادها و عادات شما با یکدیگر متفاوت است.

برنامه ریزی لازم نیست روی کاغذ بیاید ولی باید بررسی کنید که چقدر برنامه را انجام دادید و چرا نه؟

برنامه های بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدت خود را یادداشت کنید. جاهایی که قرار است به آنها برسید را در نظر بیاورید. همین توجه به هدف، می تواند از انحرافات مهمی در برنامه ریزی جلوگیری کند. بهترین راه برای رسیدن به اهدافتان را انتخاب کنید و ادامه دهید. شاید برخی برنامه ها را حذف کردید و یا به حجم برخی افزودید.

Swot: یعنی نقاط ضعف و قوت (عوامل داخلی) و فرصتها و تهدید ها (عوامل خارجی) در شناخت وضع موجود شما کمک می کند. با شناخت دقیق وضع موجود و نیم نگاهی به آینده ایده آل برای نقطه مطلوب برنامه بریزید. مثلا هم اتاقی با انگیزه و اهل تلاش و مطالعه یک فرصت می تواند باشد.

اولویتها در برنامه ریزی:

برنامه های زیادی برای انجام دادن هست. شما قرار نیست حتی همه آنچه را که واجب تلقی می کنید، انجام دهید! باور کنید اگر این طور تصور کنید، 24 ساعت در روز هم برایتان کم است!

من اولویت اول را بر حفظ سلامتی، زندگی بانشاط، استراحت و ... می گذارم. اولویت دوم حضور در جلسات امتحان است که عدم آن برابر با صفر است. حضور در کلاسهای درس به اندازه سه شونزدهم برای اجتناب از صفر شدن، اهمیتی برابر با جلسه امتحان دارد.

اولویت بعدی انتخاب بین مطالعات و تکالیف واجب درسی است با مستحبات درسی و غیر درسی. که من تقدم را بر انگیزه ها و علایق شخصی می گذارم و تکالیف درسی را به دقیقه 90 یا وقتهای اضافه می سپارم و یا از نمره آنها صرف نظر می کنم. شما تا وقتی معدلتان روی 90 تثبیت نشد، این گونه رفتار نکنید که روز امتحان درس الف، کتاب ادبیات پایداری ج را بخوانید. اولویت را بگذارید برای معدل خوب و بعد بروید سراغ اینها. من با شما فرق دارم!

البته موارد خاصی مثل انتخابات ریاست جمهوری یا غزه یا ... که احساس عجیبی به آدم دست می دهد، بر همه اینها مقدم می شود. یعنی ممکن است ساعت یک بامداد باشد و شما گرسنه و تشنه در خیابانهای تهران تبلیغ احمدی نژاد کنید و به خود بگویید کار برای خدا خستگی ندارد. یا سه و نیم صبح در حال تدوین کلیپی برای برنامه فردا باشید.

پس، حضور در بیشتر سخنرانی ها و همایشها لازم نیست.

سال اول در برنامه های بسیج و دفتر اعزام و اینها شرکت کنید اما مسئولیت نداشته باشید. اردوی مشهد و اردوی جنوب را حتما بروید. از سالهای بعد به مرور مسئولیت بگیرید. به تجربیاتش نیاز دارید.

استراتژی نه گفتن را فراموش نکنید. به افراد، موقعیتها و برنامه هایی که به نفع تان نیست نه بگویید. البته محترمانه. از کد بالایی عزیزی که در اتاق مزاحم درس خواندتان شده است، شروع کنید و به نه گفتن را تمرین کنید. اگر نه گفتن را یاد بگیرید، هیچ وقت سیگاری نمی شوید!

در معارف شیعه، تاکید زیادی بر مداومت وجود دارد و حداقل آن یکسال است. برنامه های کوچک و سبک بریزید و حداقل تا یک سال ادامه دهید.


  • نظرات() 
  • پنجشنبه 21 آبان 1388

    3- تحصیل: دانشگاه امام صادق علیه السلام

    تحصیل در اینجا دو معنای مهم دارد: آموزش و پژوهش. در آموزش شما یادگیرنده هستید و در پژوهش شما تولید کننده. تولید علم و جنبش نرم افزاری، تولید علوم انسانی اسلامی و همه آنچه که باید یک دانشجوی امام صادقی را بر دیگران برتری ببخشد، اینجاست. اجمالا نکات ذیل را بدانید:

    دوره لیسانس دوره آموزشی است (خیلی چیزها هست که باید 4، 5 ساله یاد بگیرید) و دوره دکتری، پژوهشی باید باشد. البته امید است که در دوره فوق لیسانس یا حتی زودتر به تولید علم و پژوهش برسید. برخی اساتید بحثهای تولید علم را برای سالهای پایین خیلی آرمانگرایانه می بینند و می گویند باید عملگی کنید و فیش نویسی و کارهای (اصطلاحا سطح پایین) انجام بدهید تا به مراحل بالاتری مثل نظریه پردازی برسید. درست هم می گویند. بهتر است چند سال در فضای رشته تنفس کنید، موضوعات و مسائل و مشکلات را بشناسید و بعد... . عجله نکنید. فرصت برای نجات جهان هست.

    پس، پژوهش رفت برای سالهای بعد؟ نه. یکی از بخش های مهم رشته ما (که در چندین درس تجلی یافته) پژوهش است: کاوش در منابع اطلاعاتی (اعم از چاپی و اینترنتی و دیجیتال)، تحقیق در علوم اجتماعی، دو تا آمار کاربردی، روش پژوهش و کارگاه تحقیق در فرهنگ و ارتباطات که از ترم 3 شروع و در خود فوق لیسانس و حتی دکتری ادامه دارند، نمونه هایی از این درسها که شما وادار به کار پژوهشی می شوید. البته این نکته مهم را فراموش نکنید که همه درسها ممکن است دودر شوند. (فرآیند ماستمالیزیشن که از طرف دانشگاه، استاد، یا دانشجو رخ می دهد.) و نتیجه مطلوب حاصل نشود. درسهای دیگری هم هستند که اساتیدشان از شما تحقیق خواهند خواست (و شما ممکن ماستمالی کنید و یه جورایی انجام ندهید).

    اما اکنون چه کنید؟ پیشنهاد من، این است که با دقت بیشتری (تفاوتها را) ببینید و تدبر کنید.

    دو نکته در همین باره:

    1. به نظر می رسد که همه باید طبق نگاه اسلامی، نگاه دقیقتری به پدیده ها داشته باشیم. قرآن انتظار دارد که ما با مشاهده و تدبر در آیات انفسی و آفاقی ایمان بیاوریم. علم، به نظر می رسد همین چیزها باشد که یک پیرزن خیاط دارد و می تواند به وجود صانع پی ببرد، چرا که اگر چرخ خیاطی به نیرویی می چرخد، جهان هم حتما توسط نیرویی توانمند اداره می شود.
    2. رشته ما صرفا مطالعات کتابخانه ای نیست. ما با واقعیتهای زندگی مردم در جامعه سر و کار داریم. مشاهده مشارکتی و مطالعات میدانی.

    با دقت ببینید و برای خودتان تحلیل کنید. رنگ، نوع و تنوع لباس بچه ها و اساتید. مقدار نشستن اساتید پشت میز، حرکتها و جابجایی ها، نکات قوت و ضعفشان. خوابگاه، مسجد، رستوران، کلاسها و بیرون (سینما، زیارتگاه، سیاحتگاه، ورزشگاه و ...)؛ همه می توانند محل تحقیق شما (مشاهده) باشند و بچه ها و اساتید و کارگران و کارمندان و همه (=مردم) می توانند سوژه های مطالعاتی شما باشند.

    کار های دیگری که (برای 4 ترم اول) پیشنهاد می کنم:

    1- نوشتن خلاصه نظریاتی است که از همین ترم اول به مرور در درسهای تخصصی تان می خوانید، به صورت فیشهای متحدالشکل با آرشیو جداگانه از سایر فیشهاست. (یا اینکه فیشها را دیجیتال، تایپ شده کنید.) بعدها برای آزمون دکتری یا موارد مختلف به کارتان می آید احتمالا.

    2- تهیه فهرستی از کتابهای تخصصی (و حتی عمومی و غیردرسی) که باید/شاید بخوانید و اینکه توصیه چه کسی است یا خودتان آن را یافته اید. امید است کمی بعد با اولویت بندی، مهم ترین کتابهایی را که باید بخوانید را از دست ندهید.

    3- تهیه فهرستی از نشریات تخصصی یا عمومی مرتبط و آشنایی اجمالی با آنها به ویژه علمی و پژوهشی ها.

    4- تهیه فهرستی از سایتها، وبلاگها و سایر منابع مرتبط تخصصی یا علمی که به درد می خورد مثل سایت noormags

    5- قدم زدن و نگاه به قفسه های کتابخانه تا خوب جای کتابهای رشته ما را یاد بگیرید و موضوعاتی که کتاب نوشته شده و کتابهایی که نوشته شده و افرادی که کتاب نوشته اند را ببینید و آشناییکی به دست آورید.

    6- تهیه فهرستی از عناوین مقالاتی که علاقه مند به نوشتن آنها شده اید به همراه توضیحات بیشتری که ایده تان را به طور کامل یادتان بیاورد

    کلا، نوشتن را به عنوان بخش مهمی از زندگی از دست ندهید. ایده ها، سوالها، نکته ها را بنویسید تا فراموش نکنید. قیدوا العلم بالکتابة

    خب، بحث آموزش باشد برای وقتی دیگر. فعلا فقط همین نکته را تاکید کنم که انتقادی و چند جانبه مطالعه کردن را فراموش نکنید.


    ادامه دارد... هر روز ساعت 15 تا یک هفته

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 20 آبان 1388

    می خواهم مجموعه ها پستهایی بنویسم که از من به یادگار بماند.

    حرفها و تجربیاتی، که به کار بستن آنها برای ورودی های جدید (به ویژه دانشجویان رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات) مفید خواهد بود؛ ان شاء الله.

    این مجموعه پستها تحت این عناوین کلی خواهد بود:

    1. چه بکنیم؟ چه کارهایی می شود کرد؟ (اعم از اینکه چه بخوانیم)
    2. چگونه؟ (نکاتی کاربردی و مهم از برنامه ریزی)
    3. برنامه هایی برای عربی، انگلیسی، قرآن و نهج البلاغه

    شاید هم بعدها مطالب بیشتری درباره زندگی دانشجویی در دانشگاه امام صادق علیه السلام نوشتم: از لپ تاپ دانشجویی تا زندگی با هم اتاقی ها.

     

    چه بکنیم؟ چه کارهایی می شود کرد؟

    زندگی در دانشگاه امام صادق علیه السلامتقریبا 7 سال (و برای ما ارتبی ها 6 سال) طول می کشد. بهترین سالهای عمر و جوانی اینجا می گذرد. باید بهترین تصمیم ها را گرفت تا پشیمان نشد. فرصت واقعا چون ابر در گذر است. سریع می گذرد ولی کسی متوجه حرکت آن نمی شود.

    تجربیات من می گوید سه هدف کلی داریم: تهذیب، تحصیل و ورزش. همه کارهایی که می توانیم انجام بدهیم هم ذیل این سه تاست و نتایج آن که اقداماتی است در عرصه فرهنگ و سیاست و اجتماع و ... .جمله مشهور مقام معظم رهبری، الحق جمله دقیقی است. به هر آنچه که باید و می شود در این 6 سال انجام داد، اشاره کرده. البته علاوه بر این سه تا، باید اثرات و نتایج اینها هم لحاظ شود: اعم از شرکت در اردوهای جهادی، برنامه های بسیج، شغل آینده و ... . اصلا خود این سه تا که موضوعیت چندانی ندارند. نتایج آنها و اثرات آنها در زندگی فردی و اجتماعی ما مهم است.

    1. تهذیب:

     در ضرورت آن شکی نیست. فرصت خودسازی در دوران جوانی دیگر تکرار نمی شود. صدمات آن هم جبران ناپذیر است. ضررهای فقدان تهذیب در یک امام صادقی به مراتب بیشتر از یک فرد عادی، یا دانشجوی دانشگاه تهران، یا طلبه حوزه است.

    در مورد چگونگی خودسازی هم بحث زیادی ندارم. انتخابش با خود شما. مغرور نشوید و متواضعانه اخلاق را در زندگی تان لحاظ کنید. رابطه با خدا برقرار کنید. معمولا دو راه برای تهذیب نفس هست: یکی استفاده از اساتید مثل آیت الله مهدوی کنی، آیت الله زابلی و دیگران. یکی دیگر هم مطالعه کتب اخلاقی مثل معراج السعاده یا برگه های اخلاق دکتر علی اصغر خندان خودمان (رئیس بخش معارف و دروس عمومی) که این دومی به نظر من از همه بهتر است، اگر به عمل تبدیل کنید. به هر صورت، نباید دچار شهوت موعظه شدن (اعم از مطالعه و استماع) شوید. در صورت ابهام یا برای کسب اطلاعات بیشتر، با اهل فن مشورت کنید.

    1. ورزش:

    به ورزش معنای عام ورزش و سلامتی و نشاط جسمانی می دهم. می توانید یکی از رشته های موجود را در دانشگاه را کار کنید. (مطمئنا بعد 7 سال حرفه ای خواهید شد!) یا اینکه از این رشته به آن رشته بروید: یک سال کشتی، بعد تکواندو، کاراته، جودو، بدنسازی و ... . راستی بسکتبال و شنا و اینها هم هست! به هر حال ورزش روزانه (تمرین و نرمش) مهم است، نه لزوما حضور در باشگاه. حرفهای گهربار استاد حاجی لک را به کار ببندید. برنامه ورزش عمومی را هر روز تکرار کنید. حتی اگر شد خودتان تنهایی بدوید و سپس حرکتهای ورزشی. گفتم هر روز که حداقل 4 یا 5 روز در هفته اش انجام بشه. طبیعی خواهد بود که گاهی به هر دلیلی (حال نداشتن، کار مهم تر داشتن و ...) ورزش نکنید. در صورت ابهام یا برای کسب اطلاعات بیشتر با اهل فن مشورت کنید. راستی، اردوی نظامی گردان عاشورا برای اونایی که علاقمندند توصیه می شه. (البته نه این که همیشه همه اردونظامی ها را بروند)

    ادامه دارد... (هر روز ساعت 15 تا یک هفته)

  • نظرات() 
  • پاورقی را در پیام‌رسان ایرانی بله دنبال کنید filesell درباره من و وبلاگم

    آخرین مطالب



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد کل مطالب :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین روزآمد :

    اَبر برچسب‌های پاورقی



    قفسه؛ کوتاه‌نوشت‌های من درباره کتاب‌هایی که خوانده‌ام
    ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو