ما وقت نداریم!
در کلاس های زبان گاهی در جوابها می گفتیم:
We have no time
این روزها از مصادیق واقعی وقت نداشتن ماست. 
  • کلاسهای بی رویه جبرانی برخی اساتید در هفته های آخر، این ترم واقعا  کمرمان را شکست. به استثنای یکی دو مورد، از همه کلاسهای جبرانی ابراز ناراحتی می کنم. آخر، تقریبا کلاسها هم مثل کلاس گذشت و استاد نتوانست از وقت استفاده مفید کند. (یعنی همون چند ساعت تدریسش هم اضافی بود، چه برسد به جبرانی ها!)
  • برخی اساتید هم تازه یادشان افتاده که باید تکلیف درسی هم بخواهند. آن هم تکالیف کمر شکن.
  • برخی تکالیف هم ابهام داشتند و خودمان موکول کردیم به این روزها.
  • مشکل سه شونزدهم هم این روزهاست که می تواند نابودمان کند. باید مراقب بود!
از سختی ها بگذریم، امروز دیگر قطعی شد که ترم آینده وارد فوق لیسانس خواهم شد.
البته ترم قبل می توانستم یکی دو درس فوق بردارم ولی گذاشتم با بچه ها وارد بشم و فرصت بیشتری برای پایان نامه داشته باشم.
می بینید که مثل همیشه محتاج دعای شمائیم.