...پاورقی فرهنگ و ارتباطات

حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات

پنجشنبه 21 آبان 1388

3- تحصیل: دانشگاه امام صادق علیه السلام

تحصیل در اینجا دو معنای مهم دارد: آموزش و پژوهش. در آموزش شما یادگیرنده هستید و در پژوهش شما تولید کننده. تولید علم و جنبش نرم افزاری، تولید علوم انسانی اسلامی و همه آنچه که باید یک دانشجوی امام صادقی را بر دیگران برتری ببخشد، اینجاست. اجمالا نکات ذیل را بدانید:

دوره لیسانس دوره آموزشی است (خیلی چیزها هست که باید 4، 5 ساله یاد بگیرید) و دوره دکتری، پژوهشی باید باشد. البته امید است که در دوره فوق لیسانس یا حتی زودتر به تولید علم و پژوهش برسید. برخی اساتید بحثهای تولید علم را برای سالهای پایین خیلی آرمانگرایانه می بینند و می گویند باید عملگی کنید و فیش نویسی و کارهای (اصطلاحا سطح پایین) انجام بدهید تا به مراحل بالاتری مثل نظریه پردازی برسید. درست هم می گویند. بهتر است چند سال در فضای رشته تنفس کنید، موضوعات و مسائل و مشکلات را بشناسید و بعد... . عجله نکنید. فرصت برای نجات جهان هست.

پس، پژوهش رفت برای سالهای بعد؟ نه. یکی از بخش های مهم رشته ما (که در چندین درس تجلی یافته) پژوهش است: کاوش در منابع اطلاعاتی (اعم از چاپی و اینترنتی و دیجیتال)، تحقیق در علوم اجتماعی، دو تا آمار کاربردی، روش پژوهش و کارگاه تحقیق در فرهنگ و ارتباطات که از ترم 3 شروع و در خود فوق لیسانس و حتی دکتری ادامه دارند، نمونه هایی از این درسها که شما وادار به کار پژوهشی می شوید. البته این نکته مهم را فراموش نکنید که همه درسها ممکن است دودر شوند. (فرآیند ماستمالیزیشن که از طرف دانشگاه، استاد، یا دانشجو رخ می دهد.) و نتیجه مطلوب حاصل نشود. درسهای دیگری هم هستند که اساتیدشان از شما تحقیق خواهند خواست (و شما ممکن ماستمالی کنید و یه جورایی انجام ندهید).

اما اکنون چه کنید؟ پیشنهاد من، این است که با دقت بیشتری (تفاوتها را) ببینید و تدبر کنید.

دو نکته در همین باره:

  1. به نظر می رسد که همه باید طبق نگاه اسلامی، نگاه دقیقتری به پدیده ها داشته باشیم. قرآن انتظار دارد که ما با مشاهده و تدبر در آیات انفسی و آفاقی ایمان بیاوریم. علم، به نظر می رسد همین چیزها باشد که یک پیرزن خیاط دارد و می تواند به وجود صانع پی ببرد، چرا که اگر چرخ خیاطی به نیرویی می چرخد، جهان هم حتما توسط نیرویی توانمند اداره می شود.
  2. رشته ما صرفا مطالعات کتابخانه ای نیست. ما با واقعیتهای زندگی مردم در جامعه سر و کار داریم. مشاهده مشارکتی و مطالعات میدانی.

با دقت ببینید و برای خودتان تحلیل کنید. رنگ، نوع و تنوع لباس بچه ها و اساتید. مقدار نشستن اساتید پشت میز، حرکتها و جابجایی ها، نکات قوت و ضعفشان. خوابگاه، مسجد، رستوران، کلاسها و بیرون (سینما، زیارتگاه، سیاحتگاه، ورزشگاه و ...)؛ همه می توانند محل تحقیق شما (مشاهده) باشند و بچه ها و اساتید و کارگران و کارمندان و همه (=مردم) می توانند سوژه های مطالعاتی شما باشند.

کار های دیگری که (برای 4 ترم اول) پیشنهاد می کنم:

1- نوشتن خلاصه نظریاتی است که از همین ترم اول به مرور در درسهای تخصصی تان می خوانید، به صورت فیشهای متحدالشکل با آرشیو جداگانه از سایر فیشهاست. (یا اینکه فیشها را دیجیتال، تایپ شده کنید.) بعدها برای آزمون دکتری یا موارد مختلف به کارتان می آید احتمالا.

2- تهیه فهرستی از کتابهای تخصصی (و حتی عمومی و غیردرسی) که باید/شاید بخوانید و اینکه توصیه چه کسی است یا خودتان آن را یافته اید. امید است کمی بعد با اولویت بندی، مهم ترین کتابهایی را که باید بخوانید را از دست ندهید.

3- تهیه فهرستی از نشریات تخصصی یا عمومی مرتبط و آشنایی اجمالی با آنها به ویژه علمی و پژوهشی ها.

4- تهیه فهرستی از سایتها، وبلاگها و سایر منابع مرتبط تخصصی یا علمی که به درد می خورد مثل سایت noormags

5- قدم زدن و نگاه به قفسه های کتابخانه تا خوب جای کتابهای رشته ما را یاد بگیرید و موضوعاتی که کتاب نوشته شده و کتابهایی که نوشته شده و افرادی که کتاب نوشته اند را ببینید و آشناییکی به دست آورید.

6- تهیه فهرستی از عناوین مقالاتی که علاقه مند به نوشتن آنها شده اید به همراه توضیحات بیشتری که ایده تان را به طور کامل یادتان بیاورد

کلا، نوشتن را به عنوان بخش مهمی از زندگی از دست ندهید. ایده ها، سوالها، نکته ها را بنویسید تا فراموش نکنید. قیدوا العلم بالکتابة

خب، بحث آموزش باشد برای وقتی دیگر. فعلا فقط همین نکته را تاکید کنم که انتقادی و چند جانبه مطالعه کردن را فراموش نکنید.


ادامه دارد... هر روز ساعت 15 تا یک هفته

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 15 مهر 1388

    در راستای آسیب شناسی وضعیت موجود رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، قبلا ایمیلی به تمامی اساتید و کارکنان و دانشجویان ارسال کردیم (که نکات درس برانگیز زیادی داشت و بعدها بیشتر خواهم گفت) و به ماستمالیزیشن درسها توسط اساتید انتقاد کردیم. گفتیم می شود ماستمالی نکرد و استاد خوبی هم بود.

    این بار به این نکته فوق العاده مهم اشاره می کنم که بستر تولید علم، یک بستر ارتباطی مناسب بین استاد و دانشجو را به عنوان یکی از حداقلهای جنبش نرم افزاری نیاز دارد. حال برخی اساتید احمقانه به تیرگی روابط  دامن می زنند. (شکست در بستر تعاملی که به زعم من مقصر، دانشجو نیست.)

    تصویر برای تزیین است.

    اگر دانشجو تندی می کند، باید توجه کرد دانشجو، جوان است و خام و پر شر و شور. تندرویی و مصلحت نیندیشی در ذات اوست. چرا که صداقت دارد و رو راست می گوید.

    واقعا اتفاقاتی که می افتد، مایه تعجب است: استادی مثل کودکان لجوج و احمق رفتار می کند! (البته همین الان، تاکید می کنیم که کاری به سایر حسنهای استاد مثل تقوای دینی، دانش علمی مرتبط و ... نداریم. ما داریم صرفا ضعفهای اساسی و بسیار تاثیرگذار را بر می شماریم.) مثلا یک استاد این ترممان می گوید: کسانی که بعد از من وارد کلاس می شوند، غایب محسوب می شوند. (حتی اگر 100 دقیقه یا بیشتر در کلاس حاضر باشند!) یاد استادی افتادم که یک دانشجو به او تعارف کرد و استاد رفت تو کلاس و در رو بست و دانشجو هم غیبت خورد.

    مجال آن نیست توضیح بدهم چقدر همه خوبی های این استاد به خاطر این رفتار کودکانه استاد نادیده گرفته می شود.

    استاد عزیز! کمی فکر کن و انصاف به خرج بده!

    کسی که مثلا 3 و 5 دقیقه می رسد سر کلاس. تنها به خاطر لحظاتی تاخیر باید غیبت بخورد و درسش صفر شود و یک یا دو ترم به دوره تحصیلش اضافه؟ آخر به چه استدلالی؟ آیا تصور کرده اید وقتی استادی دیرتر از دانشجویان بیاید، به خاطر لحظاتی تاخیر منطقی و موجه، غایب محسوب شده و از حقوقش کسر شود و توبیخ و ... . آیا اینها عادلانه است؟

    به این مثال واقعی  توجه کنید:جالب است!

     دانشجویی راس ساعت در کلاس حاضر است. استاد هنوز نیامده. دانشجو می رود بیرون کلاس که یک تماس بگیرد. همین استاد با 5 دقیقه تاخیر وارد می شود و حضور و غیاب می کند. دانشجو برگشته ولی دانشجو غایب محسوب می شود.

     واقعا در این حالت، غایب کیست؟ دیر آمدن استاد به پای دانشجو نوشته شد!!!

    بگذریم که در مورد این استاد حرف بسیار است. چرا که همین استاد می گوید: تصمیمی که بستر تعامل را به war تبدیل کند، فلان طور است و .... ولی عملا با این مبنای حضور و غیابش، بستر تعامل را به war تبدیل می کند. یا ایها الذین امنوا لم تقولون ما لا تفعلون؟ به عمل کار برِآید، استاد! به سخندانی نیست.

    ای کاش اعصاب راحت تری می داشتم و بیشتر و بهتر  توضیح می دادم.

    -----

    توضیح برای مخاطبان بیرون دانشگاهی: افراط در بحث حضور و غیاب از سوی برخی اساتید، جوی بسیار منفی نسبت به این موضوع پدید آورده است که بررسی آن مجال دیگری می طلبد.

  • نظرات() 
  • پاورقی را در پیام‌رسان ایرانی بله دنبال کنید filesell درباره من و وبلاگم

    آخرین مطالب



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد کل مطالب :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین روزآمد :

    اَبر برچسب‌های پاورقی



    قفسه؛ کوتاه‌نوشت‌های من درباره کتاب‌هایی که خوانده‌ام
    ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic