...پاورقی فرهنگ و ارتباطات

حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات

جمعه 15 بهمن 1395

  • تجربه‌نگاری یکی از دانش‌آموختگان رشته فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه‌اسلام از تلاشش برای استخدام به عنوان یک معلم آموزش و پرورش و ناکامی‌اش به خاطر بی‌اعتباری مدرک تحصیلی!
  • تصور می‌شود دانش‌آموختگان دانشگاه امام صادق علیه‌السلام فقط کافیست درس‌شان تمام شود تا بروند سر کار! در حالی که این‌طور نیست. این مسئله در رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات که به اختصار فرهنگ و ارتباطات نامیده می‌شود،‌ جدی‌تر هم هست. البته مشکل به همین قضیه محدود نمی‌شود.
  •  یادداشت زیر را دوست عزیزم حامد سجادی در گروه کاریابی رشته فرهنگ و ارتباطات ارسال کرده است و به جهت اهمیت موضوع، این‌جا بازنشر می‌شود. این موضوع از جهت توهم‌زدایی از خانواده‌های داوطلبان جدید تحصیل در دانشگاه امام صادق علیه‌السلام هم حائز اهمیت است.

   تجربه‌نگاری مصاحبه استخدامی و بحران مدرک فرهنگ و ارتباطات

   1... با توجه به دیر رسیدن کارت پایان خدمت فرصت ثبت‌نام در آزمون استخدامی خدمات کشور میسر نشد و در آخرین لحظات اقدام به ثبت‌نام در آزمون استخدامی آموزش و پرورش نمودم.

در حین ثبت‌نام متوجه شدم اگرچه رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دارای کد مشخص شده برای سیستم است (یعنی در سامانه سنجش چنین رشته‌ای موجود است) اما این رشته زیرگروه هیچ رشته دیگر و هیچ شاخه دیگری محسوب نمی‌شود؛ 
بنابراین در رشته‌هایی نظیر دبیری علوم اجتماعی که رشته‌هایی نظیر جامعه‌شناسی، علوم ارتباطات اجتماعی، مددکاری اجتماعی، انسان‌شناسی و .... امکان حضور داشتند، این رشته اساساً به عنوان عضوی از شاخه علوم اجتماعی محسوب نمی‌شد! و سیستم با ثبت آن پیغام خطا می‌داد.

 به‌ناچار رشته را علوم ارتباطات ثبت کردم و در بخش گرایش عنوان کامل رشته همراه با گرایش را نوشتم! تا کارت ورود به جلسه بگیرم.

   2... روز آزمون همزمان با آزمون استخدامی سایر دستگاه‌ها بود؛ بدون فرصت مطالعه پیشین در آزمون شرکت کردم؛ سطح سؤالات خوب و البته کمی پیشرفته بود اما با توجه به رقبا، دانش قبلی و احتمالاً اقبال و شانس جزء رتبه‌های اول استان در شاخه «دبیری علوم اجتماعی» شدم!

 لازم به ذکر است که کل ماجرا سر استخدام شدن مجموعا 7-8 نفر در کل استان بود!  

 ....و اما روز مصاحبه...  

در محل مصاحبه حاضر شدم و در حین انتظار برای ورود به جهت بررسی مدارک با سایر افراد نیز آشنا شدم.

 (چند نفر را دیدم که در گوشه‌ای جمع شده‌اند و در حال مرور سریع  و همراه استرس جزواتی هستند؛ نگاهی که انداختم، نام هابرماس و مارکسیسم ساختارگرا و ایدالیسم هگلی و... را در بالای هر برگ از سررسید مذکور دیدم!) 

سایر رقبای خودم را هم برای آن تک پست معلمی در شهرستان -که از پیش مشخص نموده بودم- شناختم؛ افراد مؤدب و خوش‌برخوردی که در رشته جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی در شهرستان‌های تابعه و بعضاً محروم استان با حداقل امکانات آموزشی تحصیل کرده بودند و بدون ادعا منتظر اقبال خود بودند. 

در مجموع کلی با هم رفیق شدیم و خوش گذشت!  

 گزینش در سه بخش «بررسی مشخصات و مدارک»، «معاینه عمومی پزشکی» و «مصاحبه عمومی و تخصصی» انجام می شد.

   در قالب نفرات شماره 40-50 وارد سالن برای بررسی مدارک شدم؛ چیزی شبیه میزهای متعدد بررسی تعرفه‌های رأی‌گیری در انتخابات؛ پس از بررسی مدارک هویتی در میز اول دوم اثبات آن که من هیچ نسبتی با خانواده ایثار گران ندارم! (گرچه عمویم شهید شده است.)
 به میز بررسی مدرک تحصیلی دانشگاهی رسیدم.

 ✋✋✋✋ سایر دوستان پیام نوری و آزادی و علمی کاربردی با همان سرعت معمول از این میز هم گذشتند و پس از تکمیل پرونده به بخش معاینه پزشکی ارجاع شدند اما مسئول میز پرونده من را با مکث قابل ملاحظه‌ای بررسی کرد و با تعجب به من گفت:
 این اسم رشته شماست؟ 
- گفتم: آره مگه چشه؟! 
گفت: کمی بلند نیست؟ 
«معارف اسلامی
 و
 فرهنگ
 و 
 ارتباطات
 گرایش مطالعات سیاستگذاری»
  بعد چه ربطی به دبیری علوم اجتماعی داره؟ باید بررسی بشه!  

این مکث به حدود 15 دقیقه رسید؛ پس از آن، پرونده به مسئول گزینش کل استان ارجاع شد و برحسب تصادف آقای بزرگمهر به‌عنوان یکی از مدیران اصلی وزارت‌خانه در امر گزینش در حال بازدید و بررسی مشکلات بود.  

پس از ارجاع و کلی معطلی پاسخی که از آقای بزرگمهر شنیدم، این بود که

 این رشته در جلسه‌ای که توسط نماینده سازمان سنجش و وزارت علوم داشتیم، به عنوان زیرمجموعه علوم اجتماعی و علوم ارتباطات اجتماعی ثبت نشده است و بر این اساس، دلیلی برای پذیرش شما وچود ندارد چون اساساً رشته «غیرمرتبط» با علوم اجتماعی محسوب می‌شود! 

 هنگامی که دفترچه پذیرش دکتری 95 سنجش را که در آن در بخش علوم ارتباطات  دو رشته علوم ارتباطات و فرهنگ و ارتباطات را به صورت توأم در مقطع دکتری ذکر شده بود، به وی نشان دادم، در پاسخ گفت:

 اولاً ملاک عمل ما دفترچه ثبت شده توسط سازمان سنجش و امور استخدامی است؛ 
ثانیاً لفظ دقیق ثبت شده علوم ارتباطات اجتماعی و حتی علوم ارتباطات هم کفایت نمی‌کند؛ چه رسد که این رشته زیر مجموعه آن است 
و ثالثاً آن که در مقابل برخی رشته‌های نظیر جامعه‌شناسی ثبت شده است (همه گرایش‌ها) اما در مقابل علوم ارتباطات چیزی ثبت نشده است! 
بنابراین حتی اگر این موضوع را بپذیرم، مسئولان مربوط، هویتی برای این رشته به‌عنوان گرایشی از علوم ارتباطات قائل نشده‌اند! 
و در مجموع پذیرش شما علاوه بر آن مشکلی از شما را رفع نمی‌کند و در نهایت در هنگام ثبت به عنوان استخدام دولتی به مشکلی بر می‌خورید، توبیخ و بازخواست نیز از همکاران من را نیز در پی دارد! 
 و تمام!✋✋ 

 پ ن1: بر این اساس بنده به دلیل عدم اعتبار مدرک در همان میز دوم ماندم و طی هفته آینده فردی جهت مصاحبه جایگزین می شود.

 پ ن2: هنگامی که از دانشگاه فرهنگیان خارج می‌شدم، سایر رفقای علوم اجتماعی پیام نوری و آزاد را دیدم که مصاحبه را نیز تمام کرده بودند و تقریباً راضی بودند.

پ ن 3: بندی در صفحه سوم دفترچه سازمان سنجش ذکر شده است که امیدوارم در دفترچه پذیرش استخدامی خدمات کشور نباشد و آن این است که اگر مدرک مقطع کارشناسی شما غیر مرتبط شناخته شود، شما حتی در صورت دارا بودن مدارک بالاتر مرتبط، قادر به احراز صلاحیت نیستید! نمونه آن فردی در روز مصاحبه با وجود کارشناسی ارشد روانشناسی از تهران و سابقه تدریس دانشگاهی به دلیل مهندسی بودن مدرک کارشناسی مورد مصاحبه قرار نگرفت و این یعنی مشکل اعتبار رشته در صورت عدم اصلاح اساس، قابل حل نیست مگر با شرکت مجدد در کنکور کارشناسی!   

 موفق باشید!  

  • نظرات() 
  • یکشنبه 7 شهریور 1395

    حامد سجادی را از سال ۱۳۸۷ می‌شناسم. آن موقع تازه دانشجوی سال اول رشته ما (معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه‌السلام) شده بود. حامد پرشور، فعال، توان‌مند و خوش‌فکر بود. در دروس تخصصی، اهل مطالعه و پی‌گیر بود. آینده خوبی برایش پیش‌بینی می‌شد. اواخر دوره تحصیل متأهل شد. بعد از دفاع از پایان‌نامه ارشدش به سربازی رفت. به زودی فرزند دومش هم به دنیا می‌آید. در راستای اقتصاد مقاومتی، بدون هیچ پیشینیه خانوادگی، وارد زنبورداری شد و عسل طبیعی نابی را تولید می‌کند. خب، بالاخره اگر کسی عقلش کار کند، در شرایط فعلی، به جای ادامه تحصیل دانشگاهی، باید به بازار رو بیاورد. واقعیت‌های زندگی چیز دیگری است.

    این افتخار را داشتم که در پایان‌نامه‌ای که اخیراً دفاع کرده است، سمت استاد راهنما را داشته باشم. (طبق معمول،‌ همه زحمت‌ها را دانشجو می‌کشد و اسم استاد راهنما آن بالاها درج می‌شود.) استادی راهنما، تجربه شیرین و خاطره‌انگیزی بود. به ویژه این‌که اولین کسی بود که تتوانست با موفقیت مراحل کارش را به اتمام برساند.
    در این‌جا به او تبریک می‌گویم و برای موفقیت های بیش‌تر او دعا می‌کنم.

    حامد سجادی حمید درویشی شاهکلائی
    عکس یادگاری با «پایان‌نامه»!
    همان‌طور که در تصویر،‌ مشخص است،‌ این پایان‌نامه ارتباطی با دانشگاه امام صادق علیه‌السلام ندارد.

  • نظرات() 
  • شنبه 20 خرداد 1391

    حامد سجادیحاج حامد سجادی، داش حامد گل، دانشجوی دوره ششم رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه‌السلام است. اگر قدر خودش را بداند و به حاشیه‌ها نپردازد، با کمی تلاش، آینده درخشانی خواهد داشت. حامد در وبلاگش، مطلبی (+) نوشته است که تصور خیلی‌ از دانشجویان و نیز دوستان فضای سایبر نیز هست. اگر مطلبش (+) را خواندید، ملاحظه‌ای را که برایش نوشته‌ام بخوانید. بهتر است از برخی چیزها زودتر رفع ابهام کنم.

    سلام بر شما

    نکته اول- در مورد آزمون دکتری
    فکر کنم بهتر باشد از بین دو عبارت «نه چندان منصفانه» و «توسط اساتید آن دانشکده» یکی را حذف کنی. چون این طور القا می‌کند که آن چهار استاد محترم بی‌انصافی کردند. جز سطح پایین سوالاتی که پرسیدند-که آن هم قابل توجیه است-، من قرینه‌ای برای بی‌انصافی آنها ندارم.
    واقعیت آن است که تحصیل در دکتری برای من هدف نبوده است. اگر جای خوبی -در روال عادی پذیرش- قبول بشوم، می‌روم (البته تنها گزینه دکتری که هدف من بود، دانشگاه ما بود که همیشه ضد حال می‌زند!). بارها در تابستان گذشته و حتی هنوز به من اصرار می‌شود که بیا بریم با آقای ... صحبت کنیم تا دانشجوی دکتری شوی. (البته شاید جا داشت اقدامی از سوی یکی از اساتید دانشکده ما صورت می‌گرفت! البته دانشکده تماشاچی خوبی هم نبود، به طوری که برخی اساتید تا مدتها فکر میکردند من دانشجوی علامه شده ام و می‌آیم دانشگاه به دوستان سر بزنم!)
    بگذریم!

    نکته دوم- دوباره در مورد آزمون دکتری
    طبیعی است وقتی دانشگاه ما کسی از دانشگاه دیگر را راه نمی‌دهد، قبولی ما هم در جای دیگر، سخت یا غیرممکن باشد. دعا کنید فرصت‌های شرکت در آزمون دکتری دانشگاه‌مان به اندازه کافی فراهم شود.

    نکته سوم- باز هم درباره آزمون دکتری
    عرفتُ الله بفسخ العزائم. روزگار بازی‌های بسیار دارد. شما درس‌تان را بخوانید. از ایفای تجربه‌های اجرایی و نیز وظایف اجتماعی سیاسی دوران دانشجویی هم غافل نباشید. دنبال پول نباشید تا پول به دنبال شما بیاید!

    نکته چهارم- زندگی با «حیات»
    آن‌چه در حیات (+) اتفاق افتاد، نتیجه اعتماد فرماندهی هوشمندانه، مدبرانه و دقیق بسیج دانشجویی دانشگاه بود. فرصتی که یک مدیر باسابقه (او پیش از این، انجمن علمی الهیات را به بهترین انجمن دانشگاه تبدیل کرده بود) و توانمند در اختیار یک جوان منتقد نسبتا مدعی قرار داد. بی‌شک در موفقیت‌ها، سهم خدا و اهل بیت و شهدا بسیار بیش‌تر از تلاش من بوده است. شاهد مثال آن هم جاهایی که (به اتقاف مجموعه) وقت گذاشتم و نتیجه نگرفتم. در ضمن، هم‌کاری صمیمانه بیش از 100 نفر از دانشجویان (و تعداد بسیار کمی از استادان) دانشگاه، واضح‌تر از آن است که بخواهم آن را نادیده بگیرم. به زودی، فهرست افرادی را که به خاطر حیات باید از آن‌ها تشکر کنم، منتشر  می‌کنم.

  • نظرات() 
  • دوشنبه 7 شهریور 1390

    سی و یک آگوستمن یک وبلاگ نویس ساده ام که حدود ده سال است وبلاگ می نویسم؛ اما بعد از سالها (از سال 2005)، روز تولد من به عنوان روز جهانی وبلاگ نامگذاری شده است! () البته، در منابع جدی اینترنت و حتی در ویکی پدیای انگلیسی، چنین روزی نداریم! از این روزها هست ولی روز جهانی وبلاگ نداریم!
    بگذریم. پارسال در چنین روزی به معرفی پنج وبلاگ فارسی پرداخته بودم. امسال هم چنین خواهم کرد. البته امسال به منظور تشویق وبلاگهای تازه کار، از نسل جوان وبلاگ نویس، پنج وبلاگ متنوع انتخاب کرده ام.
    1- چهارچوب: http://charchub.mihanblog.com
    یک نوجوان طراح همدانی که قرار است کارهای گرافیکی خود را در این وبلاگ به معرض نمایش و نقد قرار دهد. صادق می خواهد به کمک برادرش، نیروی موفقی در جنگ سایبری باشد. برایش دعا کنید.
    2- فرهنگ و ارتباطات: http://theorist.blogfa.com
    سید محمد کاظمی، جوانی از فرخشهر استان چهارمحال و بختیاری است. او هم اکنون دانشجوی دوره چهارم دکتری فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه السلام است و در این وبلاگ، خاطرات جالب و مفیدی از تحصیلات و آزمونهای دکتری (زبان، اسما، تخصصی ها) نوشته است.
    3- بالکن ذهن: http://balkonzehn.mihanblog.com
    اصالتا ماهانی است و فارغ التحصیل سمپاد. حامد سجادی دانشجوی فعال و ان شاء الله آینده داری است.
    4- یار چهارده: http://yare14.mihanblog.com
    محمد مهدی، هم جوان است. یزدی است. انگیزه دارد. فعال است. امسال، مسئول فرهنگی دوره سراسری والعصر هم است.
    5- یقین صادق: http://panevesht21.blogfa.com
    وبلاگ یک جوان دانشجوی تهرانی که یا حدیث می نویسد و یا یادداشتهایی تحت عنوان پانوشت. پیامکهای خوبی می فرستد. امید که در وبلاگ نویسی هم موفق باشد.

    تذکر:
    . سی و یک آگوست هر سال، روز جهانی وبلاگ نامگذاری شده است.

    .. راستی، سی و یک آگوست، روز تولد رهبر دلاور عربی، سید حسن نصرالله است. طول عمر همه مجاهدان، صلوات.

    درباره این روز، در وبلاگ «آموزشهای سایبری» بیشتر بخوانید. (+)

    -----------------------
    اشتراک فید پاورقی، بهترین گزینه برای دریافت آسان جدیدترین مطالب ماست.
    لطفا تنها این فید پاورقی را در گودر لایک بزنید و همخوان کنید: http://pavaraQi.ir/post/rss
    با اشتراک، شما به جمع 527 مشترک فید ما اضافه می شوید.
    شاید شما برای 17350 بار، مطالب این وبلاگ را لایک بزنید!

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 3 فروردین 1390


    درس درآمدی بر مطالعات دین با استاد جدید

    دانشجویان رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات درسی را با عنوان درآمدی بر مطالعات دین می گذرانند که شاید هدف درس آَشنایی با رویکردهای مطالعه دین (روان شناسی، جامعه شناسی، مردم شناسی...) باشد؛ اما... بگذریم.

    ما به همراه هشتاد و سه ای ها اولین گروهی بودیم که این درس رو با استاد جدیدش گذراندیم. شیوه متفاوت تدریس استاد، یک مزیت بزرگ برای او بود که به مرور از آن فاصله گرفت و هر روز بدتر شد. تصور کنید، استاد در کلاس با تک تک دانشجویان گرم می گرفت و همه را به مشارکت در بحث وادار می کرد و واقعا چیزهای جدیدی یاد می داد. تا میان ترم با یک کلاس رویایی روبرو بودیم. گرچه وضع به همین منوال نماند اما تجربه شیرینی برجای ماند.

    وبلاگهای دوره ما
    یکی از شیرینی های این درس، وبلاگ آن بود. هر کس (یا گروههای دو یا سه نفره) باید یک وبلاگ جدید اختصاصی درس می ساختند و هر آن چه استاد می خواست در آن قرار می گرفت. بعضی به وضوح از آن شانه خالی کردند و بعضی با کارهای افتضاح، عدم علاقمندی شان را نشان دادند. برخی نیز وبلاگهای آبرومندی ساختند و انصافا خلاقیت به خرج دادند. ناگفته نماند استاد هم تا چند هفته مرتب سر می زد و نظر می نوشت. خیلی حال می کردیم که استادمان این چنین پایه است.

    گرچه نهایتا با گم شدن برگه های امتحان میان ترم و عدم اثرگذاری فعالیتها (مثل وبلاگ و ...) نمره بدی با بی انصافی تمام نصیب ما تمام گشت، این درس و کلاس یکی از خاطره انگیزترین کلاسهای ما ماند. آن هم چهارشنبه ها ساعت 5 تا 7!

    هم اکنون نوبت هشتاد و هفتی هاست. بچه های دوره ششم فرهنگ و ارتباطات. بهانه این پست هم معرفی وبلاگ آنهاست:

    وبلاگ بالکن ذهن- حامد سجادی: http://balkonzehn.mihanblog.com
    حامد بنا نداره وبلاگش فقط برای همین درس باشه. از عنوانی که انتخاب کرده و مطالبی که نوشته هم این طور بر می آد که این وبلاگ ادامه خواهد داشت.

    وبلاگ سبیل (به فتح سین!)- سید جواد یوسفی: http://www.sabil.mihanblog.com
    پنج پست نوشته. این یعنی یک شروع خوب. باید دید تعامل استاد چگونه به تداوم این وبلاگ اثر خواهد گذاشت.


    وبلاگ جیرجیرونّی- احمد حیدری: http://www.jirjironni.mihanblog.com
    جیرجیرونی اسم یک سنت محلی است که در زادگاه احمد حیدری رایج است. یک سنتی که احتمالا زرتشتی بوده و با ورود اسلام، رنگ اسلامی به خود گرفته است.

    رضا امینی هرندیوبلاگ حرف دین (مطالعات دین)- رضا امینی هرندی: http://harfedin.mihanblog.com

    وبلاگ سربالایی (درآمدی بر مطالعات دین)- حسین شیعه: http://sarbalayi.mihanblog.com

    وبلاگ اجبار دین (درآمدی بر مطالعات دین)- علیرضا تلوری: http://www.ejbardin.blogfa.com
    بعضی شجاعت بیشتری دارند و مستقیما از استاد خود انتقاد می کنند! زبان سرخ و سر سبز و باد.

    وبلاگ DBMD(درآمدی بر مطالعات دین)- امین امینی صدر؟: http://www.dbmd.parsiblog.com

    وبلاگ دین و اندیشه- مصطفی طاهری: http://www.motaleateadyan.blogfa.com
    محمد علی شاکری
    وبلاگ دین پژوهی- محمد عی شاکری: http://dinpajoohi.mihanblog.com
    این وبلاگ را حتما ببینید. از دستتون می ره ها!

    وبلاگ درآمدی بر مطالعات دین- سید ابراهیم جنابان: http://873040569.blogfa.com
    آدرس جالبی برای وبلاگش انتخاب کرده. نه؟!

    وبلاگ زمهریر- مصطفی صادقین: http://mostafadin.blogfa.com

    چیزی که هست این که اگر این وبلاگها کمی هدفمند شوند، یا کمی انگیزه و نظم پشت سر این انرژی و وقتی باشد که بچه ها اختصاص می دهند، چیز مفیدی از آب در می آید. و گرنه امسالی ها نیز مانند سالیان گذشته به زباله دان وب می پیوندند!

  • نظرات() 
  • پیشنهادهای من

    filesell درباره من و وبلاگم

    آخرین مطالب



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد کل مطالب :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین روزآمد :

    اَبر برچسب‌های پاورقی



    قفسه؛ کوتاه‌نوشت‌های من درباره کتاب‌هایی که خوانده‌ام