تبلیغات
...پاورقی فرهنگ و ارتباطات - مطالب ابر حسین براتی

...پاورقی فرهنگ و ارتباطات

حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات

دوشنبه 4 اردیبهشت 1391

دنبال بهانه‌ای برای به‌روز کردن بودم، دیدم بازدید وبلاگ از یک میلیون و نیم گذشته!
یاد روزگاری افتادم که تعداد بازدید وبلاگ برایم مهم بود!

برای این‌که دست‌خالی از این‌جا نرید:
بحرین، فرمول یک
+ لینک مداحی میثم مطیعی و شعرهای میلاد عرفان‌پور + محمدمهدی سیار که در شب اول فاطمیه دوم 1391 بیت رهبری خوانده شد
+ وبلاگ کال‌گراف (طرح‌های گرافیکی حسین براتی، طراح حیات)
+ وبلاگ یک لیوان وب تگری (مینی‌مال‌های دینی قشنگی دارد.)

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 13 مرداد 1390

    محمد سهیل سرو
    محمد سهیل سرو، از پدیده های دوره ما یعنی دوره سوم رشته کارشناسی ارشد پیوسته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه السلام، یا همان کد سرفراز 84 بود. سهیل نه تنها خود دوران موفقیت آمیزی را پشت سر گذاشت؛ بلکه نقش برجسته ای در موفقیت های تحصیلی دیگر دانشجویان ایفا کرد. برگزاری جلسات مباحثه و مرور جزوه، فقط و فقط به کمک روحیه صبور و تلاش صادقانه سهیل سرو امکان پذیر شد. شش سال متوالی، ساعاتی قبل از امتحان، همه بچه های کدرشته به اتاق ما می آمدند تا سهیل شروع به مدیریت جلسه مباحثه جزوه کند.

    تقدیر از سهیل؛ دانشجویی که یک تنه جور بقیه را کشید!
    به رسم ادب، در پایان دوره کارشناسی ارشد، به پاس شش سال خدمت صادقانه سهیل، در روز میلاد امام حسین علیه السلام، سهیل باز هم مهمانمان کرد. همه نبودند اما مهمانی باصفایی بود.
    سهیل متشکریم.

    توضیح تصویرها: 1- نامه ای همراه با تصویر (اثری از حسین براتی عزیز)، تقدیم به سهیل. 2- سهیل، شادمان از مشاهده نامه که بر روی هدیه ناقابل قرار گرفته است. (تصاویر مربوط به مهمانی آخر است.)
    سهیل شادمان

  • نظرات() 
  • شنبه 11 تیر 1390

    باغ خرمالوباغ خرمالو، عنوان نشریه دانشجویی مستقلی است که در جشنواره نشریات دانشجویی هم برگزیده شد. نشریه ای که در آذر 1389 متولد شد و ماه به ماه، شماره به شماره، بهتر و بهتر شد.
    باغ خرمالو استعاره ای است از دانشگاه امام صادق علیه السلام که یک باغ بزرگ خرمالو است در حد وسط سعادت آباد و شهرک غرب. البته این عنوان ظرفیتهای بیشتری هم برای استعاره شدن دارد...
    سید علی اصغر علویمدیریت باغ خرمالو، سید علی اصغر علوی (+)، وبلاگ نویس (+) و شاعر توانمندی است. تفکر او، نثر او، شیرین بیانی ها و مهم تر از همه زیبایی شناسی او در جای جای نشریه حضور دارد. البته شورای سردبیری و نویسندگان با علاقه و سلیقه ای چون علی احمدی و صادقی و ... در کنار طراحی های خلاقانه و هنرمندانه حسین براتی، نیروی انسانی قدرتمندی را برای نشریه به ارمغان آورده است. نیروی انسانی، مهم ترین عامل موفقیت این پروژه است.
    طرح های روی جلد، جذاب و حرفه ای انتخاب می شوند. تبلیغات نشریه از فضاسازی ها تا تبلیغات انسانی مطلوب است. نظم در انتشار، توزیع و فروش، قیمت مناسب و ... در کنار پرداختن به موضوعات مورد نیاز جمعیت دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام به شیوه منصفانه و رعایت چند صدایی و تکثر، اخلاق مداری، به علاوه تلاش واقعی برای گرفتن بازخورد به منظور بهتر شدن، سبب گشته پنج مرحله استخراج، تولید، توزیع، مصرف و زباله داری (بخوانید ارزیابی) با موفقیت به سر انجام برسند.
    از اشتباهات موردی یا موارد سهوی (مثلا درج اشتباه اردیبهشت ماه به جای خرداد ماه) که بگذریم، یکی دو شماره اول نشریه، اگر چاپ نمی شدند هیچ اتفاق خاصی هم نمی افتاد. باغ خرمالو به نیاز خاصی پاسخ نمی داد جز کمی خندیدن یا ... . هیچ دلیلی برای انتشار چنین نشریه ای نبود. نه تفکر انقلابی داشت، نه تفکر اصلاحی، کاملا خنثی. اما به مرور در هر شماره، به این سمت حرکت کرد که با مخاطبینش (امام صادقی ها) همراه بشود و به امید روزی که در جهت دهی به جریان احساس و اندیشه و عمل در دانشگاه موفق عمل کند. یعنی متغیر مستقلی باشد بر متغیر وابسته رفتار امام صادقی ها.

    باغ خرمالو، یک وبلاگ هم لازم دارد. گرچه بسیاری از مطالب آن، صرفا مصرف داخلی دارد. می توان با استفاده از رمز، دایره ارتباط خود را با فارغ التحصیلانی امتداد دهد که دانش آموخته نامیده می شوند.  بی شک، آنان می توانند حرفهای جالبی برای باغ خرمالو داشته باشند.
    سلامتی همه شان که با وجود حجم فراوان مشکلات، به جهاد در عرصه فرهنگ مشغولند؛ صلوات

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 1 اردیبهشت 1390

    این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 15 دی 1389

    صبح، به مناسبت بحث جهانی شدن درس جهانی شدن و توسعه (استاد دكتر حسن بشیر) مهمان دانشكده مطالعات جهان بودیم. (اینجا)
    شرق شناسی/ غرب شناسی
    1- دانشكده مطالعات جهان یعنی شرقی ها هم به شناخت آكادمیك غرب بپردازند. (شرق شناسی غربی ها سنتی 300 ساله است و مستشرقین كه جملگی آدمهای مشكوكی هستند، تاریخ ما و فرهنگ ما را برایمان نوشته اند از ادبیات تا فرهنگ عامه و تاریخ سیاسی)
    2- چند نكته از آنجا دیدیم كه خوشمان آمد. (این و این و این)
    3- از دوست عزیزم، حسین براتی هم تشكر ویژه می كنم. (اینجا)
    استاد حجت الاسلام سید سعید رضا عاملیجهانی شدن ها، دو فضایی شدن و كتاب جدید دكتر عاملی
    4- آقای دكتر عاملی، رئیس دانشكده مطالعات جهان،‌آن چنان هم كه فكر می كردیم شیفته دنیای مجازی نیست. حتی اخیرا كتابی نوشته اند با عنوان استمعار مجازی. در مورد جهانی سازی و جهانی شدن هم عقیده دارد كه باید از ظرفیتهای موجود استفاده كنیم، هر چند با پروژه جهانی سازی مواجه باشیم. (اگر اشتباه نقل كردیم،‌جناب استاد ما را ببخشایند،‌سر صبح بود و هوش و حواس هنوز درست سر جا نیومده بود!)

  • نظرات() 
  • سه شنبه 26 مرداد 1389

    رمضان کریم، عنوان یکی از حوارهای مکالمه عربی بود که ترم دوم در کتاب صدی الحیاة المرحلة المتوسطة المجلد 3 (با استاد دکتر محمد جواد صادقی مجد)خواندیم. خیلی با این لفظ حال می کنم.
    میثم اسماعیل زادگان، یکی از همکلاسی های من در همان درس بود که کارهای گرافیکی هم انجام می دهد. یکی از دوستانمان هم طراح خیلی حرفه ای است. فانوس را می گویم. گرافیستهای مسلمان ما علاقه شان را به رمضان با طرحهای زیبایی نشان می دهند.
    این طرحی است که میثم برایم فرستاده است. برای موفقیت همه هنرمندان متعهد انقلاب اسلامی ایران دعا کنید. روی عکس کلیک کنید با کیفیت بهتری دیده می شود.
    رمضان کریم

  • نظرات() 
  • جمعه 18 تیر 1389

    یارکجاست؟ سفرنامه حج رحیم مخدومی

    1- حامد مصلحی را شاید بشناسید. رتبه دوی کنکور 88 بود که سرانجام دانشجوی دوره هفتم رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه السلام شد. قبلا از او اینجا نوشته بودم. این روزها به همان مناسبت رفته است به سفر پرخیر و برکت عمره. باید بگوییم حَجی! (حامد اصفهانی است.)

    2- او رفته است حج. ما هم دلمان هوای مکه و مدینه را کرد. یاد روزهای خوشی که وبلاگ یه مسافر را به روز می کردم. (+) آن روزها که حتی در بلاگفا می نوشتیم!

    3- ازقضا امام خامنه ای، مولا و مقتدایمان هم ایام حج این طور است. «یکی از دلخوشی های من در فصل حج، خواندن سفرنامه حج است.» (ص6).

    یار کجاست؟

    4- اینطور شد که رفتم سراغ کتاب یار کجاست؟. سفرنامه حج رحیم مخدومی، نویسنده برجسته جبهه فرهنگ پایداری. آثار دفاع مقدسی او را خوانده ایم. شاید خاطره انگیزترین آن همان معلم فراری باشد که از همت نوشت. البته ما عدالتخواهها با جنگ پابرهنه بیشتر حال می کنیم.

    5- امام خامنه ای تقریظها و یادداشتهایی بر برخی کتب نوشته اند. این کتاب رو هم در زمان انتشار (1372) خوانده اند و یادداشت نوشته اند. بعدا هم سال77، در جمعی یادی از این کتاب کرده اند. (راستی به خاطر کتاب خوان بودن رهبرمان شکر کرده اید؟) امام خامنه ای، رحیم مخدومی را جزو بهترین قلم های خاطره نویس دانسته اند. برای این اثر هم نوشته اند: «...بی شک این یکی از بهترین سفرنامه های حج است که من خوانده ام.» (ص6).  «خلاصه»...،این «دود کباب به قدر ضرورت»... «دو سه روزی مرا در هنگام بیداری های پش از خواب، مست و دلاویز خود ساخت.» (پشت جلد)

    6- سعید عاکف رو می شناسید. نویسنده خاکهای نرم کوشک (چاپ 115 رو تو نمایشگاه کتاب دیدم) و حکایت زمستان و ... . آقا سعید در پی نارضایتی از مسئولین فرهنگی، خودش وارد کار اقتصاد فرهنگ می شه و ثابت می کنه کار فرهنگی تو زمینه دفاع مقدس پرفروش ترین و اقتصادی ترین کار است. الان هم پیشنهادهای غیرمنتظره ای برای نویسندگان متعهد داره. فکر می کنم چاپ مجدد این کتاب توسط انتشارات ملک اعظم (ناشر اختصاصی آثار سعید عاکف یعنی خود سعید عاکف) یکی از همین پیشنهادهای خوب باشه. به هر حال اینکه کتابهای خاک خورده خوب، دوباره چاپ بشن و به دست مخاطبان تشنه برسن، اقدام مبارکی است.

    کتابشناسی:

    رحیم مخدومی، یار کجاست؟ سفرنامه حج، مشهد، انتشارات ملک اعظم، 1388. 184صفحه

    صفحه رحیم مخدومی در سایت گودریدز +

    صفحه کتاب یارکجاست؟ سفرنامه حج رحیم مخدومی در سایت گودریدز +

    بعد نوشت:

    این مطلبو نوشتم و ارسال کردم که پیامکی اومد: تا ساعاتی دیگر مهمان رسول الله خواهم بود انشاء اللله.

    یکی دیگر از دوستان هم رفت به این سفر زیبا!

  • نظرات() 
  • سه شنبه 4 فروردین 1388

    چتر حمایتی دانشکده از ما

    به هر حال ما دانشجوی کجاییم؟ دانشکده؟ خوبه! پس چتر حمایتی دانشکده از ما در برابر کلیه قسمتهای دانشگاه کجاست؟ چرا یک کارمند جرات می کند به ما بگوید بروید 5 واحد موضوعات انتخابی بردارید! بیخود 5 واحد مکالمه برداشتید! (5 واحد موضوعات انتخابی، جایگزین مکالمه عربی سابق هستند ولی همچنان مکالمه یکی از مهم ترین موضوعات انتخابی است. فهمیدید چه شد؟ یعنی همون فحش خودمون! یعنی باید همون مکالمه ها را به اسم موضوعات بردارید! کسی نیست به این بشر بفهماند که آن زمانی که ما این واحدی مکالمه را پاس کردیم، شما هنوز موضوعات انتخابی رو اختراع نکرده بودین!) ما به دانشکده نیاز داریم تا بخشهای دانشگاه به ما زور نگویند! تا آقای لاجوردی ساعت قواعد3 را جابجا کند که بتوانیم اندیشه4 بگیریم. ترم 4 کجا بودید؟ آنگاه که آقای لاجوردی به استناد اشتباه محض آقایان میرجلیلی (و شاید هم کارمند بخش عمومی) همه جور تهدیدی کرد ما را؟ ما تک و تنها ایستادیم در برابر همه زورگویی ها و با استدلال و منطق از حرفمان (حقمان) کوتاه نیامدیم. آقای لاجوردی یکبار از فرط عصبانیت کلاس را ترک کرد ولی باز هم تنها بودیم و چون تنها و بی پناه بودیم به ما گفتند طاغی! تا همین ترم پیش، اساتید مختلف بخش عربی (آقایان لاجوردی، اسودی، اسماعیل پور، داوری و ذوقی) که با ما درس (قواعد و تجوید) می گرفتن همان جلسه اول می گفتن «طاغی های ارتباطات 84 شمایید؟» نیمسال دوم 85-86 واقعا چه کردید؟ به شما ایمیل نزدیم؟ از همون موقع فهمیدم که فقط خدا با ماست! اون موقع کجا بودید؟ ما هشتادوچهاری ها از اون موقع داغ بر سینه داریم. ما از حقوق اولیه خودمان بازمانده ایم. شورای مشورتی می خواهیم چه کار؟ اینها خوبست ولی الان مسائل بزرگتری است. اول، این جسد بی جان را احیا کنید و سپس تصمیم بگیرید که آیا آب پرتقال هم بدهیم خوبست! اومدید تو فضای فکری من؟ دیدید تو این دنیای به این بزرگی چقدر تنهام؟ همین ترم خواهیم دید که در مورد درس سیاستگذاری ترم قبل چه می کنید! (الان می فهمید که معنای «مرا به خیر تو امید نیست، شر مرسان» یعنی چه؟ نکند آن مطلب را نخوانده اید؟ کامنتی از دانشکده و مسئولین دانشگاه یادم نمی آید.) فعلا نارضایتی بچه ها از وضعیت درس به جایی رسیده که یکی از بهترین بچه های دانشگاه گفته حاضرم این درس حذف بشه، دوباره یه ترم دیگه با بدترین استاد ممکن بگیرم! من هم موافقم. فکر می کنم همه موافقند! بگذریم.

    انشالله اگه روزی سه بار اینترنتمان قطع نشود، (و یا کمی ارزون حساب کنند! یا منطقی حساب کنند!) حرفهایم رو رو همین وبلاگ می نویسم. خب، اگه امروز من شروع به حرف زدن می کردم، باید این حرفها رو می زدم و جنجالی درست می شد که همه زحمات و تلاشهای بچه ها و اساتید را نابود می کرد!

    ·                                 من امروز فقط برای شفاف سازی نوشتم، نمی خواستم جنجالی بشه، اولش هم خیلی خودسانسوری کردم ولی بیشتر نشد!

    ·                                 وآخر دعونا ان الحمدالله رب العالمین...

    و اینک گزیده ای از کامنتها و نظرات:

    نویسنده: خودم

    پنجشنبه 23 آبان1387 ساعت: 23:40

    فقط انصاف را رعایت کنید! من یه دانشجوام که دکترا می خوام برم!

      

    نویسنده: حسین براتی

    شنبه 25 آبان1387 ساعت: 0:28

    سلام حمید جان

    الحق که درد دل ماها رو نوشتی. کاری نمیتونم بکنم جز حمایت و تصدیق!

    راستی حیف که نتونستم تو اون جلسه شرکت کنم. میدونی که قضیه مسافرت...

     

    نویسنده: مهدی یوسفی

    جمعه 24 آبان1387 ساعت: 18:50

    با سلام

    من هم داشتم بر رسانه ای کردن موضوع فکر میکردم

    به نظر منما همه مراحلی که میبایست قبل از این مرحله انجام می دادیم را انجا داده ایم و برخورد روز پنجشنبه اساتید ما را در این تصمیم قطعی کرد

    همان موقع که در مورد مولانانوشتم قید وبلاگ برتر بودم را زدم

    منتظر مطلب من باشید

    ........................................................

    پاسخ مدیر وبلاگ: جوون! ما حرفامونو نوشتیم! این طور که شما نوشتی، دوباره به ما می گن: آفرین از سیاست رسانه ای ات خوشم آمد! اگه می خواستم رسانه ای اش کنم، فقط به همین موضوع می پرداختم و این موضوع رو کامل می نوشتم؛ این وبلاگ داره جریان عادی اش رو طی می کنه. همین!

    وب سایت

     

    نویسنده: تائو

    جمعه 24 آبان1387 ساعت: 15:20

    نمی دونم چی بگم وقتی هنوز نمی دونم دانشجوی چه کدی هستم بعداز 7 ترم و 60 واحد گذرونده(یعنی 120 واحد مونده و 1ترم) ولی هر اتفاقی داره میافته به نظرم برای من خوبه پس پشتتونم.

    C:\Users\Mochol\AppData\Local\Temp\msohtmlclip1\01\clip_image001.gif

     

    نویسنده: مصطفی پورمحمدی

    شنبه 25 آبان1387 ساعت: 11:9

    خیلی خوب بود حمید جان.

    وب سایت

     

    نویسنده: اشنا

    شنبه 25 آبان1387 ساعت: 12:42

    جلسه برای من هم مفید بود . من سعی کردم کمک کنم تا با هم از تفکر تقلیدی و تکرار گفته ها به جای تعمق در مفاهیم عبور کنیم.بدره / یوسفی / صابری / کشفی / هما زاده و همه حاضران و غائبان آن جلسه بخشی از عمر بازگشت ناپذیر من هم هستند همان گونه که چه بخواهید و چه نخواهید ما هم جزئی از وجود معرفتی شما هستیم. خدا نیاورد روزی را که "دکتر آشنا در جهت هدفی که داشت، فوق العاده ظاهر شد و به تعبیر موقت وبلاگ دروازه گربه جفت پا رفت رو شکم محسن بدره! (با عذر خواهی از همه!) " . من ترجیح می دهم با قلب و مغز افراد سر و کله بزنم .

    من مشکل را در ابعادی کمی متفاوت از دوستان ارزیابی می کنم و ان شا الله در باره آن ابعاد خواهم نوشت.

     

    نویسنده: وحید صابری

    شنبه 25 آبان1387 ساعت: 15:11

    چون دوست، دشمن است شکایت کجا بریم؟""

    شعر قشنگیه برای وضعیت ما در این دانشگاه . وقتی شکایت به رئیس دانشگاه میبریم که .... . شکایتمان را به اساتید خودمان که میگوییم انگار اصلا نمی فهمند که ازچه سخن میگوییم. بگذریم که بخی از اساتید شان خود را بالاتر از پاسخگویی به یک سری دانشجو میدانند حال آنکه در اردوی بصیرت که در حقیقت ما میخواستیم برای آینده زندگیمان تصمیم بگیریم با سر آمدند و چنان پرشور از رشته صحبت که میتواست هر تازه کنکور داده ی تازه کاری مثل ما را حسابی ... میکردند.

    اساتید محترم! بدانید که از نظر من اساتید دانشکده تبلیغ بسیار باتقوا و شکسته نفس بوده اند که با حرف چند دانشجو دانشکده را تعطیل میکردند . البته مسلما آن دانشجویان حرفهای خود را علمی مطرح کردند ولی مگر ما این کار را نکردیم؟ من به عنوان فرزند کوچک شما و من باب امر به معروف و نهی از منکر شما را به همان تقوایی که از اساتیدتان دیده اید دعوت میکنم. چرا که هرکس که یک دانشکده را تاسیس میکند شرعا در برابر عمر تک تک دانشجویان مسوول است. منی که از همان اول گزینه اولم کار فرهنگی و این رشته بود و میگویم که اگر صد بار دیگردر این زمانه متولد شوم باز هم به سراغ چنین رشته هایی میروم و اکنون نیز در حد توان و ارده در صدد کسب علم در این زمینه هستم و زحمت آن را میکشم به شما میگویم که در آن دنیا هفت سال از بهترین سالهای عمرم را از شما طلب میکنم.! جناب آقای مهدوی شما در این دانشگاه امام جماعت هستید اما با مراجعه به وجدان خود بگویید که آیا صحبت های شما در اردوی بصیرت صادقانه بود؟ ما به حساب حرفهای شما به این دانشگاه آمدیم و حالا شما میگویید چون شما من را انتخاب نکردید من به شما پاسخگو نیستم!!!! ما همان روزی شما و باقی دانشگاه را انتخاب کردیم که برگه ی ثبت نام را پر کردیم! وظیفه ی شرعی ما ابلاغ این مطلب بود و بی شک وظیفه شرعی شما پاسخگویی به کسلانی است که عمر خود را در دو دست شما قرار دادند.

    والسلام علی من اتبع الهدی

     

    نویسنده: مهدی یوسفی

    سه شنبه 28 آبان1387 ساعت: 16:21

    عبارت دکتر آشنا "از تفکر تقلیدی و تکرار گفته ها به جای تعمق در مفاهیم" توهین صریح به شعور تمام مخاطبین جلسه بود/ ایشان این عبارت را در خود جلسه هم گفتند

    متهم کردن صحبت‌کنندگان که دانشجویان در آستانه فوق لیسانس بودند و اکثراً به لحاظ علمی و پژوهشی از ممتازین دانشگاه بوده‌اند و دارای مسئولیت‌های مهم و کلیدی در بسیج و گزینش دانشگاه بوده‌اند به "تفکر تقلیدی و تکرار گفته‌ها" اتهام بزرگی است که حاظرین در جلسه می‌توانند ارزیابی درستی از میزان اعتبار این گزاره آقای دکتر داشته باشند. جالی است که تفکر مشحون از ارکان پست‌مدرنیته دکتر آشنا (لاقل آنگونه که در جلسه بروز پیدا کرد) چگونه جرئت جزمیت و اطلاق لااقل در یک موضوع مشخص را پیدا کرده است!

    سایر مستمعین و تأیید کنندگان صحبت‌ها همه افرادی عاقل و بالغ بودند و در خود جلسه نیز تصریح داشتند که مباحث را پیگیرند و متوجهند.

    آن‌چه که در جاسه به نحو بارزی خود را نشان داد رویکرد خاص دکتر آشنا در به انحراف کشاندن جلسه در جهت نرسیدن به نتیجه مشخص بود. ایشان سوال بسیار روشنی را بعد از 3 بار تکرار هر سری به نحوی پیچاندند و بعد که اصل سؤال دوباره تکرار شد از پاسخ سرباز زدند.

  • نظرات() 
  • پیشنهادهای من

    filesell درباره من و وبلاگم

    آخرین مطالب



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد کل مطالب :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین روزآمد :

    اَبر برچسب‌های پاورقی



    قفسه؛ کوتاه‌نوشت‌های من درباره کتاب‌هایی که خوانده‌ام