تبلیغات
...پاورقی فرهنگ و ارتباطات - مطالب ابر خواب
 
...پاورقی فرهنگ و ارتباطات
حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات
قبل از آزمون- چند روز قبل
1- روز قبل از امتحان چیزی بیش از 100 پیامک با این محتوا آمد که برای امتحان شما دعا کردیم. ایمیل‌ها و کامنت‌ها را خودتان حدس بزنید. به هر حال، ما که اعتقاد داریم سلاح مومن دعاست! شما هم امتحان کنید!


2- شب قبل از امتحان تا 12 شب، مشغول برخی کارهای اینترنتی بودم! چند تا عکس مرتبط به مجله حیات به طراح عزیز (کال‌گراف) ایمیل کردم. چند نفری از دوستان حاضر در گوگل پلاس (مثلا) تذکر دادند که زودتر بخوابم. امتثال امر کردیم.
البته من تا جایی که بتوانم سر شب می‌خوابم و همه را به خوابی که یکی دو ساعت بعد از اذان شروع شود، توصیه می‌کنم.


3- تجربه پارسال (+) می‌گفت من تحمل 4 ساعت نشستن فعال بر صندلی امتحان آن هم در حال فکر کردن و نوشتن را ندارم.
امتحانات دانشگاه هم معمولا نیم‌ساعت، 45 دقیقه -حتی اکر تموم نمی‌شد- پا می‌شدم! (همیشه معدلم بالا بود و نیازی به نوشتن پاسخ همه سوالات و نیز همه پاسخ سوالات (این دو با هم فرق می‌کنند) نداشتم!!!)
بر می‌گردم به خود بحث: بامدادان، مجموعه‌ای از حرکات ورزشی مفید را انجام دادم. اما مثل این که توانایی جسمانی بیش‌تری لازم است.

قبل از آزمون- حوزه امتحانی

4-راستی، محل حوزه امتحانی باید شهرستان پدری باشد. خانواده خوب، مثلا برادری که شما را تا حوزه امتحانی برسونه، لهجه هم‌استانی‌ها (+)، دیدار دوستان و اخیرا معلمان سال‌های دور در افزایش روحیه شما موثر است.

5- پسته و شکلات، بسته فرهنگی پیشنهادی من برای جلسه امتحان است.
زمان مناسب خوردن این‌ها هم وقتی است که بر صندلی نشستید. (یعنی تقریبا نیم ساعت قبل از شروع امتحان) مغز شما به موقع فعال می‌شود.


6- امسال حوزه امتحانی خواسته‌های منو برآورده نکرد! به جای این‌که نیم‌ ساعت قبل از شروع در حوزه را ببندند، هفت و نیم تازه در را باز کردند! (و من هم اولین نفری بودم که وارد شدم!) هم نوبت صبح و هم نوبت عصر با تاخیر 35 دقیقه‌ای شروع شد! خبری از ناهار نبود. رفتم کباب کوبیده سبکی (به ارزش 1300 تومان) زدم.

آزمون صبح- سوالات تخصصی علوم ارتباطات
7- 90 دقیقه برای 60 سوال علوم انسانی زمان زیادی است! به ویژه اگر سوال‌های آمار و ریاضی نداشته باشد و هم‌چنان حجم سوالات حفظی از سوالات تحلیلی بیش‌تر باشد!
دفترچه اول (نوبت صبح) سوالات تخصصی بود. مثل پارسال، 35 دقیقه (احتیاطا بخوانید 40 دقیقه!) طول کشید. پارسال که سوالات تخصصی را جواب دادم، دو سوال مونده بود که همین‌جوری زدم گزینه 4. (آخه دیده بودم حق این گزینه ادا نشده است!)
امسال همه را جواب دادم. بعضی را از حفظ و بعضی را با فکر و استدلال! البته شاید این‌هایی که با فکر جواب دادم، از کتاب‌هایی بود که نخواندم!
البته من درک می‌کنم سازمان سنجش در حال تجربه و یادگیری طراحی سوالات است. باید فرصت پیدا کند تا یاد بگیرد.
سوالات روزنامه‌نگاری (که فکر می‌کردم درباره تیتر و لید و این حرف‌ها باشد) و سوالات مطالعات ارتباط جمعی، خیلی بد بود! سوالات روش و نظریه بهتر شده بود. البته یادشون رفته بود سطح سوالات را به کارشناسی ارشد برسانند! مثلا سطوح سنجش را ما در آمار ترم 3 خواندم. آمار ترم 4 و روش تحقیق ترم 4 هم سطوح سنجش را سوال امتحانی می‌دادند و من از همان موقع به اهمیت سطوح سنجش پی بردم! البته فکر نمی‌کردم که سوال دکتری هم...


بین دو آزمون
8- بعد از امتحان، گشتی در شهر (منظورم روستاهای امیرکلاست) زدم. اول چشمم به «جمعه بازار» افتاد. خیلی از «یکشنبه بازار» شهر ما بزرگ‌تر بود. اما کپی برابر اصل شهر ما بود. گویا عوامل مشترکی بر هر دو اثرگذار است. مدتی بود «غاز» و «سیکاکته» که شما به این دومی «جوجه اردک» می‌گویید، ندیده بودم! چیزی حدود دو ساعت در جمعه بازار سیر کردم. خوش گذشت.

9-
این خاطره را هم بخوانید: از چای نمی‌توان گذشت. در چای‌خانه سر کوچه دانشگاه، یک پیرمردی به مناسبتی برای شاه، طلب آمرزش کرد. رفیقش هم گفت: این حرف را نزن! [نمره] انقلاب 20 است! مگه یادت نیست؟ امام گفت: من از ابرقدرتها نمی‌ترسم، اما از هم‌لباس‌های خودم خواب راحتی ندارم!


بین دو آزمون- روز جمعه
10- شهدا شرمنده‌ایم. گلزار شهدای شایستگان که 113 شهید داشت. (و این تعداد بالایی است). بی‌جهت نیست که در خاطرات رزمندگان مثلا کتاب از معراج برگشتگان آقای داوودآبادی می بینم که وقتی لشکرهای تهران و اصفهان دچار کمبود نیرو هستند، لشکر 25 کربلای مازندران، 100 گردان نیرو وارد منطقه می‌کند! تعجبی ندارد وقتی فرماندهان تهران (همان سرداران ستودنی دفاع مقدس، همان اسطوره‌ها) در مقابل رای فرماندهی جنگ می‌ایستند و استراتژی جنگ تن در برابر تانک (دفاع گوشتی) را نمی‌پذیرند، این مرتضی قربانی (فرمانده اصفهانی لشکر 25 مازندران) و لشکر اوست که جان‌فشانی می‌کند.
پسر جوانی به همسرش در حال معرفی شهدا بود. حتی گفت: «قبلا اینجا سبزه و درخت داشت. باصفا بود. هر شهیدی حجله خودش را داشت.» چقدر از طرح یکسان سازی قبور شهدا متنفرم! واقعا چرا طراوات و تنوع گلزار شهدا را ازش گرفتند؟ باز هم خوب است که روی سنگ مزار شهدا، جمله‌های خوب و متفاوتی از وصیت‌نامه شهدا انتخاب کردند!

11-
آنانی که روز جمعه را برای امتحان دکتری پیشنهاد می‌دهند، احتمالا خودشان نماز جمعه نمی‌روند!
رفتن و برگشتن به نماز جمعه بابل میسر نبود. (من که ماشین ندارم!)
موقع نماز ظهر، مساجد و حسینیه‌ها هم همه بسته بودند. نمازگزاران هم به نماز جمعه می‌روند! حتی متولی!
اما پرسان‌پرسان حسینیه گلزار شهدای درزی‌کلا را دیدیم.
(مرز روستاها برای من قابل تشخیص نبود. زمین‌های شالیزاری که یک معیار عمده در گذر از روستایی به روستای دیگر هستند، تبدیل به باغ مرکبات، خانه، مغازه، کارگاه بلوک‌زنی(!) و ساختمان شده بودند!)
این همه شهید! یعنی اون 113 تا متعلق به یک روستا بود! بی‌شک، این روستاها دین خود را به انقلاب ادا کرده‌اند.
آن‌جا نماز خواندیم. خوب است مسئولان سازمان سنجش که متوجه نیاز «ناهار داوطلبان» شده‌اند، به نیاز چند متری برای «نماز» هم توجه کنند. (نمازخانه دانشگاه، سالن امتحانات ما بود! تازه، در دانشگاه هم ساعت 2 باز می‌شد!)


خواستم خلاصه باشد. پس، نکات مربوط به بعدازظهر را بی‌خیال!




نوع مطلب: معارف‌اسلامی‌وفرهنگ‌وارتباطات، 
برچسب‌ها: آزمون کتبی دکتری علوم ارتباطات سال 1391، دکتری ارتباطات، پیشنهادهای آزمون دکتری، خاطرات دکتری، پیامک، امتحان، دعا، عوامل معنوی، شب قبل از امتحان، توصیه های قبل از امتحان، وبلاگ کال گراف حسین براتی، ماهنامه فرهنگی سیاسی حیات بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه الاسلام، گوگل پلاس، خواب، اذان، خواب شبانه، صندلی امتحان، ورزش، نرمش، آمادگی جسمانی، حوزه امتحانی، شهرستان، لهجه، معلمان سالهای دور، پسته، شکلات، بسته تغذیه مناسب کنکور، دانشگاه امام صادق علیه السلام امیرکلای بابل، جلسه امتحان، کباب کوبیده، سوالات تخصصی علوم ارتباطات در کنکور سراسری دکتری نیمه متمرکز سال 1391، علوم انسانی، سازمان سنجش آموزش کشور، طراحی سوالات دکتری، سوالات چهار گزینه ای، سوالات روزنامه نگاری کنکور دکتری، لید، تیتر، سوالات مطالعات ارتباطات جمعی، سطح سوالات دکتری، سطوح سنجش آمرا، شهر امیرکلای بابل، بابل، جمعه بازار، یکبشنبه بازار شیرگاه، سیکاکته، غاز، جوجه اردک، جمله ای از امام، چای خانه، شهدا، گلزار شهدا، گلزار شهدای شایستگان، جنگ تحمیلی ایران و عراق، لشکر 25 کربلای مازندران، سردار سپاه اسلام مرتضی قربانی، استراتژی دفاع گوشتی، استراتژی جنگ تن در برابر تانک، دفاع مقدس، طرح یکسان سازی قبور شهدا، روز جمعه، نماز جمعه، نماز جمعه بابل، مساحد، حسینیه، گلزار شهدای درزی کلای امیرکلای بابل، زمینهای شالیزاری، حسینیه گلزار شهدای درزی‌کلای امیرکلای بابل، نماز، ناهار دکتری، نماز دکتری!،
پیوندهای مرتبط:


تیتر دوم: آزمون سراسری دکتری علوم ارتباطات همان آش و همان کاسه

امسال، اولین سال آزمون سراسری دکتری است. استقبال از مطلب حاشیه ها و نکته هایی از اولین تجربه ام در آزمون دکتری ارتباطات انگیزه نوشتن نکاتی درباره اولین مصاحبه دکتری ارتباطات به شیوه جدید است که نوزدهم خرداد در دهکده المپیک (دانشگاه علامه طباطبایی) برگزار شد:

توضیح: به نظر می رسد در شیوه جدید هر سال بین 5 تا 10 نفر فرصت تحصیل در مقطع دکتری ارتباطات یکی از 4 دانشگاه (تهران، علامه طباطبایی، امام صادق علیه السلام و باقرالعلوم قم) را پیدا کنند. امسال نوبت دانشگاههای علامه و باقرالعلوم بود که دکتری برگزار کنند. دانشگاه باقرالعلوم ظاهرا بنا دارد صرفا از طلبه ها دانشجوی دکتری بسازد ولی از دانشجوها نه. به این ترتیب برای مرحله دوم آزمون نیمه متمرکز دکتری، یعنی مرحله مصاحبه، دانشگاه علامه طباطبایی برای 5 نفر ظرفیت خود، شاهد رقابت 25 داوطلب بود.

سهم دانشگاه امام صادق در آزمون شفاهی دکتری ارتباطات علامه: تنها دو نفر
امسال تنها سه امام صادقی برای مصاحبه به دانشگاه علامه طباطبایی دعوت شدند. من، محمد رضا برزویی (دانش آموخته کد 82) و یکی دیگر که فکر کنم صلاح نیست اسمش را ببرم. نفر سوم در مصاحبه شرکت نکرد. تعداد کم دانشجویان دانشگاه امام صادق در مقطع لیسانس، تمایل برخی از آنها به شرکت در آزمون رشته های دیگر (علوم تربیتی، علوم اجتماعی)، ضعف در سوالات تستی و ... احتمالا از موارد تاثیرگذار بوده است تا سهم کمی دانشجویان امام صادق کم باشد. در همین جا قبولی هم اتاقی عزیزم، محمد جواد نوروزی اقبالی در رشته علوم تربیتی را تبریک می گم.

این تصویر آقا حمید گل، خوش تیپ ترین پسر دنیاستبا همین ظاهر بری، ردّی!
من معمولا کت نمی پوشم. یکی از اساتیدمان گفت: کت بپوش! با همین ظاهر (ریش، بدون کت و ...) رد خواهی شد. استاد دیگری هم تاکید کرد که حداقل ریشم را کمی کوتاه کنم.

درباره ریش: شما مرا می شناسید. ما هیچ گاه از آرمانهایمان کوتاه نخواهیم آمد انشاء الله. ریش هم جزء آرمانهای ما نیست! اما آدمی به لاغری من اگر ریشش را کوتاه کند، بدجوری لاغر و زشت به نظر می رسد! به خاطر دقت در همین مسائل است که به من می گویند: «خوش تیپ ترین پسر دنیا!» نکته دیگر اینکه: اگر دین ندارید، در دنیاتان آزاده باشید!

در مورد کت: این مساله ریشه در ظاهرگرایی شدید ما ایرانی ها دارد که پدرمان را درآورده است! فرهنگ گاهی مقابل طبیعت می ایستد. اما گاهی این ایستادگی حماقت است. آدم عاقل تو هوای طبیعی گرم خرداد تهران، کت نمی پوشد. این ظاهرگرایی جز حماقت معنی دیگری ندارد. از یک طرف تو اوج گرما کت بپوشیم، از اون طرف هم درجه سردی کولر را بیشتر کنیم و مصرف انرژی را ببریم بالا! شعور برخی اساتید دانشگاهی ما و مسئولین ما در همین قدر است! (گاهی بدجوری دلم می سوزد! طرف تو اتاق خودش نشسته، در هم بسته است ولی کتش را در نمی آورد.)

به هر حال، حفظ ظاهر، به ویژه شیک پوشی برای حضور در مصاحبه دانشگاه های تهران و علامه ظاهرا مهم است. برخی آن را نشانه احترام به استاد تلقی می کنند. گرچه از نظر من، حماقت است یا دو رویی یا ....  احترام به استاد هم این است که کارهای علمی ایشان را ادامه بدهید و تکمیل کنید.


هم اکنون به فکر رزومه خود باشید! فردا دیر است...
با توجه به حذف سهم نمره کتبی در قبولی دکتری، رابطه های شما با اساتید که در رزومه هاتان جلوه گر است، سهم بسزایی در قبولی شما خواهد داشت. رابطه خوب و مقاله های بیشتر مطلوب است.
شما مرا می شناسید! ...
این تصور هم که رقبای شما رزومه قدرتمندی دارند از اساس باطل است.

برای همه فعالیتهای علمی تان، بروید مدرک جور کنید. امضا بگیرید. اگر مدرکش را تحویل ندهید، امتیازی به شما تعلق نمی گیرد. (من تصور می کردم تنها برای مقاله ها باید مدرک نشان داد!)

بشناسید با کی، کجا، چه جور آدمایی طرفید!
قبل از مصاحبه به سایت دانشگاه و دانشکده و گروه مربوطه مراجعه کنید تا هیئت علمی و رزومه آنها را بشناسید. (اگر نمی شناسید.)
اگر مدارک خاصی یا نکته خاصی هم باشد در سایت می نویسند. به ویژه در مورد زمان مصاحبه.

حتما آدرس محل مصاحبه را چک کنید و از چند نفر بپرسید چه جوری می رسید اونجا.  خوشبختانه با اطلاعات درستی که دوستان دادند، راس ساعت هفت و نیم (همان ساعتی که در سایت نوشته بودند.) رسیدم.

سلامت باشید!
شب قبل مصاحبه، به موقع بخوابید! خواب سر شب در موفقیتهای شما موثر است. صبح به موقع بیدار شوید. همه چیز را دوباره چک کنید.

چای از مخدرات است. (انتظار ویتامین و پروتئین از آن نداشته باشید.) آرامش بخش است. متاسفانه امسال خوابگاه ما مشکل آب جوش دارد. نشد چای بخورم و سرم داشت می ترکید!

یک دوست، یک آشنا، یک هم صحبت
آقای برزویی در میان تعدادی از داوطلبان قبل از من رسیده بودند. آقای برزویی سومین سرگروه درس اندیشه اسلامی (طرح مطالعاتی مقرریهای شهید مطهری) من بود. ما هم اعضای گروه خوبی بودیم و دو ترم رابطه سرگروه و گروه ادامه داشت. در آزمون کتبی، نمره تراز آقای برزویی حدود نه هزار بود. نمره خوبی بود ولی دیگر به کار نمی آمد!

کمی سر و گوشتان بجنبد! از اکثریت کورکورانه پیروی نکنید!
از جمع جدا شدیم. گوشه ای نشستیم. در مورد مسائل مختلف صحبت کردیم. آقای برزویی از دانشکده پرسید. (ایشان ترم قبل دفاع کردند.) به امید پیدا کردن بوفه رفتیم دوری در اطراف بزنیم که فهمیدیم یه جایی هست که باید مدارک را تحویل بدیم و منتظر شیم نوبتمون بشه. به این ترتیب من دومین نفری بودم که مدارکم را تحویل دادم و دومین مصاحبه شونده من بودم!

مکالمه دانشگاه تهرانی ها
به مکالمه دو داوطلب حاضر در محل هم توجه کنید:
-: دانشگاه ما که از اینا نمی گیره. اینا هم که از ما نمی گیرن. (ترجمه روان: در مصاحبه شفاهی دکتری ارتباطات دانشگاه تهران، دانشجویان علامه قبول نمی شوند. متقابلا دانشگاه علامه هم دانشگاه تهرانی ها را قبول نمی کند!) حالا امام صادقی ها ممکنه قبول شن ولی ما نه.
-: به هر حال، مصاحبه تجربه خوبیه!

چه کسانی و در چه دانشگاهی قبول می شوند؟
در تکمیل مکالمه آنها: دانشگاه امام صادق علیه السلام تقریبا از هیچ کدام از آنها نمی گیرد! زیرا آنها دانش کافی برای قبولی در آزمون کتبی معارف اسلامی دانشگاه امام صادق علیه السلام را ندارند. هیچ امام صادقی هم در رشته ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی قبول نشده است. دانشگاه تهران هم در سه دوره گذشته دکتری خود، تنها از میان فارغ التحصیلان ارشد خود دانشجوی دکتری پذیرفته است. البته در سال گذشته حسین سرفراز و مهدی یوسفی از دانشگاه امام صادق با حضور موفق در آزمون کتبی که نفرات اول و دوم شدند توانستند وارد دوره دکتری شوند. (آزمون کتبی 50 درصد موثر بود و از 50 درصد شفاهی هم آنها نمره مطلوبی گرفتند.)

از کاربندی تا کارمندی
از اخلاق خوب کارکنان آنجا (از انتظامات دم در تا اون خانمهایی که مدارک را تحویل می گرفتند یا آبدارچی ها و ...) تشکر می کنم. شناسنامه نداشتم، کارت ملی قبول کرد. مدرک لیسانس نداشتم، گیر نداد. (ما ارشد پیوسته هستیم و هیچ گاه مدرک لیسانس به ما نمی دهند.) ریز نمرات نیاورده بودم گفت تا هفته یک آینده بیار.
خوب است کارمند نقش خود را بفهمد. بداند که کارمندی به معنی کاربندی نیست. کارمند نباید کار را بند بیاورد. بلکه باید کمک کند تا کار پیش برود.

مصاحبه کنندگان دکتری ارتباطات علامه
برخی شان حدود نیم ساعت دیر آمدند! من دومین نفر بودم. 4 نفر اون طرف میز بودند. سه تاشون را می شناختم. (آقایان استاد کیا (مدیر گروه)،
رحمان سعیدی (معاون آموزشی) و نقیب السادات.) نفری یکی دو سوال علمی پرسیدند. اونی که نمی شناختم خیلی خوش برخورد بود. (دقیقا معنی این جمله این است که سه تای دیگر گویا با خودشان هم قهر هستند!)

سوال از موضوع پایان نامه
وقتی عنوان پایان نامه ارشدم را گفتم، همه آنها به فکر فرو رفتند. به نظرم کمی فرصت تجزیه و تحلیل لازم داشتند تا بتوانند بفهمند که «آموزش فرهنگ پایداری به نوجوانان: تحلیل محتوای کتب درسی علوم انسانی دبیرستان» یعنی چه تا بر اساس آن سوال بپرسند.

سوالها بیشتر مرتبط با پایان نامه بود. پایان نامه ارشد و تزی که تز دکتری من خواهد بود.

سوالهای آسان علمی
سوالهای علمی خیلی ساده و آسان بود. قبلا هم نوشتم که با سوال آسان می شود تفاوت آنی که درس خوانده و آنی که نخوانده را فهمید اما نمی توان تفاوت آنی که کم و سطحی خوانده با آنی که زیاد و عمقی خوانده را فهمید.

سوالهای علمی درباره نظریه هنجاری رسانه ها و روش تحلیل محتوا بود. یک سوال هم بود که من نفهمیدم از کجا به ذهن طراح آن خطور کرد: تکنولوژی خوبه یا بد؟!

کل فرآیند مصاحبه شاید یک ربع هم طول نکشید! این می تواند معنی دار باشد یا نباشد. (معنی1: ردّی! معنی2: دکتری که می گفتن به همین آسونیه!)

سوال سیاسی هم نپرسیدند. البته هر سوالی بار ارزشی سیاسی دارد. بنابراین جوابهای سیاسی گرفتند!


درباره روش جدید آزمون دکتری در راستای برقراری عدالت آموزشی

با تشکر از زحمات وزارت علوم که سعی در قانونمند کردن پذیرش دانشجو در دکتری دارد:
 در سیستم جدید، نظر نهایی و مهم را دانشگاه برگزار کننده دکتری می دهد. یعنی ممکن است نفر اول مرحله کتبی، در مصاحبه رد شود.

سوالهای آسان یعنی برخورد گزینش سلیقه ای
اگر هدف نیمه متمرکز کردن آزمون دکتری این بود که نقش دانشگاهها کمرنگ شود تا عدالت آموزشی محقق شود، به نظر می رسد باید سهم 50 درصدی آزمون کتبی احیا شود. واگذاری صد در صد پذیرش به مرحله مصاحبه عادلانه نیست. دیدیم که با این سوالهای آسان، ارزیابی علمی محقق نمی شود. بی شک نظر اساتید دانشگاه برگزارکننده دکتری مهم است و باید لحاظ شود اما این که 4 نفر تصمیم بگیرند که چه کسانی دکتری بخوانند، عادلانه نیست. بهتر است 50 درصد سهم آزمون کتبی باشد، 50 درصد هم نظر مصاحبه کنندگان. باید راه را بر گزینش سلیقه ای بست.

دعوت پنج برابر ظرفیت برای دکتری رشته ارتباطات اشتباه محض است
در مورد رشته هایی مثل ارتباطات که یکی دو جا بیشتر نمی گیرند، دعوت از 5 برابر ظرفیت اشتباه است. چون دانشگاه برگزار کننده اولویت را با پذیرش دانشجویان خود می گذارد و غیر آنها را پذیرش نمی کند!
وقتی 25 نفر دعوت می شوند، احتمالا در میان آنها 5 دانش آموخته علامه پیدا می شوند!
وقتی 25 نفر دعوت می شوند، افرادی با نمره کل حدود 7 هزار هم دعوت به مصاحبه می شوند! چرا من باید با کسی که نمره کلش سه هزار تا از من پایین تر است از صفر رقابت کنم؟ تفاوت نمره تراز هفت هزار و ده هزار مشهود است و باید موثر هم باشد. با این سوالات ساده شفاهی که نمی شه تفاوت سطح علمی را نفهمید! باید جلوی برخورد سلیقه ای دانشگاهها را گرفت.

پستهای مرتبط در وبلاگ پاورقی فرهنگ و ارتباطات:





نوع مطلب: مصاحبه‌ها، معارف‌اسلامی‌وفرهنگ‌وارتباطات، دانشگاه‌امام‌صادق‌علیه‌السلام، 
برچسب‌ها: رشته علوم ارتباطات، آزمون سراسری دکتری، آزمون دکتری، شیوه جدید پذیرش دانشجو در مقطع تحصیلی دکتری، دکتری علوم ارتباطات، دکتری ارتباطات، آزمون کتبی دکتری ارتباطات، آزمون شفاهی دکتری ارتباطات، سوالات آزمون شفاهی دکتری ارتباطات، مصاحبه دکتری ارتباطات، دهکده المپیک، دانشگاه علامه طباطبایی تهران، ارتباطات دانشگاه تهران، فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم قم، فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه السلام، ظرفیت 5 برابر، آزمون نیمه متمرکز دکتری ارتباطات، محمد رضا برزویی، دانشجویان دوره اول کارشناسی ارشد پیوسته معارف اسلامی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه السلام، رشته علوم تربیتی، رشته علوم اجتماعی، محمد جواد نوروزی اقبالی، نقش ظاهر در پذیرش دکتری، ظاهر گرایی، نقد فرهنگ ایرانی، فرهنگ ایرانی، کت، پوشش، پوشش ایرانی، گرمای تابستان، ریش، محاسن، ملاکهای پذیرش دانشجو در مقاطع دکتری، آرمان ها، لاغری، نقش ریش در زیبایی ظاهری، اگر دین ندارید، آزادگی، فرهنگ و طبیعت، شعور اساتید دانشگاهی، شیک پوشی، احترام به استاد، معنای احترام به استاد، نمره کل کتبی، رزومه، رابطه با اساتید، مقاله های علمی پژوهشی، مقاله های علمی ترویجی، مدرک برای فعالیتهای علمی، نکات قبل از مصاحبه، سایت دانشکده و دانشگاه مقصد، نشانی محل مصاحبه آزمون دکتری، نظم و حضور به موقع، سلامتی، خواب شب، سحرخیزی، چای، مخدرات، خوابگاه دانشگاه امام صادق علیه السلام، سرگروه درس اندیشه اسلامی، طرح مطالعاتی آثار شهید مطهری، درس اندیشه اسلامی، نمره تراز آزمون دکتری، اکثریت، مکالمه دانشگاه تهرانی ها، شیوه پذیرش دانشجو در دانشگاههای مهم چگونه است؟، چه کسانی و در چه دانشگاهی در مقطع دکتری قبول می شوند/، قبولی امام صادقی ها در دکتری، مهدی یوسفی، حسین سرفراز، نقش آزمون کتبی در قبولی دکتری، کارمندی، کاربندی، معنی کارمند، اساتید مصاحبه کننده رشته علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی، سوالات علمی مصاحبه دکتری علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی، روان شناسی اساتید مصاحبه کننده، پایان نامه کارشناسی ارشد من، آموزش فرهنگ پایداری به نوجوانان: تحلیل محتوای کتب درسی علوم انسانی دبیرستان، تز دکتری، نظریه هنجاری رسانه ها، روش تحلیل محتوا، تکنولوژی، معنی شناسی مصاحبه، سوال سیاسی در مصاحبه، گزینش دکتی، عدالت آموزشی، وزارت علوم تحقیقات و فناوری، گزینش سلیقه ای، اهداف نیمه متمرکز کردن گزینش دانشجو در مقطع دکتری، خواب،
پیوندهای مرتبط:


"شما كی می خوابید؟!"

اصفهانی بود و رتبه 2 كنكور سراسری امسال بود و دانشگاه ما، دانشگاه امام صادق علیه السلام را برای تحصیل انتخاب کرده بود. آن هم رشته ای كه من در آن تحصیل می كنم: معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات. من هم از قضای روزگار شده بودم سرگروه او و دوستانش برای مباحثه های هفتگی درس اندیشه اسلامی (مقرری های طرح مطالعاتی شهید مطهری).

"شما كی می خوابید؟"

همان روزهای اول این سوال را از من پرسید.

جواب من همان جمله طلایی برادر حاج احمد متوسلیان است، گرچه هنوز به او نگفته ام. شاید روزی خودش اینجا را بخواند.

برادر احمد متوسلیان

«بسیجی، آنجا انتهای افق است. من و تو باید پرچم خود را در آنجا، در انتهای زمین، برافرازیم. هر وقت پرچم خود را در آنجا زدی زمین، آن وقت بگیر و راحت بخواب.» (فرمانده جدید، ص 67)


تذکر فرعی: این روزها اینترنت ندارم و این مطالب به صورت ارسال به آینده (خودکار) نوشته می شوند. شرمنده که امکان تایید و پاسخگویی سریع فعلا نیست. دعا کنید.





نوع مطلب: معارف‌اسلامی‌وفرهنگ‌وارتباطات، جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی، دانشگاه‌امام‌صادق‌علیه‌السلام، 
برچسب‌ها: رتبه كنكور سراسری، ورودی های جدید دانشگاه امام صادق علیه السلام، رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، مباحثه های هفتگی درس اندیشه اسلامی، مقرری های طرح مطالعاتی شهید مطهری، درس اندیشه اسلامی، دروس دانشگاهی، دروس عمومی، طرح مطالعاتی شهید مطهری، دانشجویان رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات كد88، حامد مصلحی، برادر حاج احمد متوسلیان، بسیجی، انتهای افق، پرچم، خوابیدن، خواب، كتاب فرمانده جدید، سرداران جنگ، جنگ، اصفهان،
پیوندهای مرتبط: برادر حاج احمد متوسلیان و ولایت پذیری،




درباره وبلاگ

*وب‌نوشت حمید درویشی شاهکلائی،
*متولد شیرگاه (سوادکوه شمالی) مازندران،
*دانش‌آموخته دوره سوم کارشناسی ارشد پیوسته رشته «معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات» دانشگاه امام صادق علیه السلام.
*دانشجوی پنجمین دوره دکتری فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه‌السلام.
*اولین «رتبه یک» کنکور سراسری دکتری علوم ارتباطات (1390).
*مؤسس قرارگاه نشریات حیات و سردبیر سابق ماه‌نامه فرهنگی سیاسی حیات، نشریه بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام، سال بیست و یکم و بیست و دوم.
*معاون سابق آموزش و معاون سابق ارتباطات مرکز آموزش‌های مجازی بسیج مستضعفین
*پژوهش‌گر برتر مرکز مطالعات راهبردی تربیت اسلامی (1394)
*با افتخارتر از همه: برادرزاده سردار سپاه اسلام، پاسدار شهید برزو درویشی.
* وبلاگ پاورقی فرهنگ و ارتباطات به متن‎‌ها و حاشیه‌های فرهنگ و ارتباطات با اولویت انقلاب اسلامی و علاقه نویسنده می‌پردازد.

مدیر وبلاگ : مدیر وبنوشت
پیوندهای روزانه
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین روزآمد :