تبلیغات
...پاورقی فرهنگ و ارتباطات - مطالب ابر دانشجویان دانشگاه امام صادق علیه السلام

...پاورقی فرهنگ و ارتباطات

حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات

شنبه 29 مهر 1391

و ما ادراک من سید؟
سید علی اصغر علوی
جلسه پایان‌نامه با این شور و حال در ساعت هفت صبح کمتر پیدا می‌شود!

علوم به شدت میان‌رشته‌ای هستند. سرزنشم نکنید که این یک وبلاگ مدیریتی است که معرفی می‌کنم!

سید علی‌اصغر علوی در دانشگاه امام صادق علیه‌السلام (+) نیاز به معرفی ندارد.
نویسنده، شاعر، پژوهشگر، راوی، مربی، مبلغ و...
نگاه فرهنگی تربیتی را باید با بررسی نمونه‌هایی چون او درک کرد.
قشنگ است سعی می‌کند دانسته‌هایش را به آزمون بگذارد و از هر کس، هر چقدر که می‌توان، استفاده کند. راستی، شما اگر مرا ببینید از من چه می‌پرسید؟ اگر یک استاد تمام رشته‌تان را ببینید، چه می‌پرسید؟ چه سوالی هست که فرد دیگری نمی‌تواند جواب بدهد؟ اگر فرصت پرسش از علامه مصباح یا جوادی می‌داشتید؟ رهبری؟ آقا امام زمان؟

«مدیر در مدار کربلا» حاصل چندین سال کار پژوهشی میان‌رشته‌ای دوست عزیزم در بازتولید معارف عاشورایی در حوزه علوم انسانی است. اختصاصی هم به مدیریت ندارد. تجربه کنید: http://modirekarbala.blog.ir


از آقاسید هر چه بگوییم، کم است. باغ خرمالویش (+)، کتاب‌های زیر خیمه حسین (+)، از کتابهای شعرش (+) و ما ادراک من سید؟


پیشنهاد برای ورودی‌های جدید: بعضی‌ها قابلیت الگو شدن دارند.

  • نظرات() 
  • سه شنبه 22 آذر 1390

    این یادداشت، در شماره اول نشریه حیات خلوت، آذر 1390، در صفحه چهار، منتشر شده است.

    بای بسم‌الله

    نیاز به یک «حیات خلوت»

    حمید درویشی شاه‌کلائی

    1-      مقدمه اول: از 14 سال پیش که روزنامه‌نگاری را شروع کردم، ضعف بچه مذهبی‌ها را در نوشتن و به تبع آن، رسانه‌های مکتوب، دیده‌ام. همیشه مطبوعات خوب از آن دگراندیشان بود. از مشروطه و روشنفکرانش بگیر تا سال‌های اخیر و روزنامه شرق و هفته‌نامه شهروند امروز.

    2-      مقدمه دوم: دانشجویان دانشگاه امام صادق علیه السلام نسبت به گفتمان انقلاب اسلامی دچار شعارزدگی شده‌اند. ماه‌نامه «حیات» هم در تلاش است که شعارزدگی تمام شود اما نیازمند مشارکت بیشتری است. مخاطبان ماه‌نامه حیات (چه زمانی که هر سال، تنها یک شماره منتشر می‌شد و چه زمانی که نام وزین هفت‌قفل بر پیشانی‌اش خورده بود)، عمدتا در بیرون دانشگاه هستند. گفتمان انقلاب اسلامی، حتی در قالب شعار هم برای آن‌ها «هم‌چنان» تازگی دارد.  اما پرداختن به مسائل درون دانشگاهی، هیچ جذابیتی برای آن‌ها ندارد.

    3-      نتیجه: قرارگاه روزنامه‌نگاری حیات بسیج دانشجویی1، با توجه به دو مقدمه ذکر شده، افزایش فرصت‌های مطبوعاتی و تمرین نوشتن را برای امام صادقی‌ها در دستور کار خود قرار داده است. در این میان پرداختن به موضوعات داخل دانشگاه با نگاه گفتمانی انقلاب اسلامی از اهمیت بیشتری برخوردار است. تولد ویژه‌نامه «حیات خلوت» در همین راستاست.

    4-      البته نشریه، تنها راه و حتی بهترین راه نیست. اما راه‌کار خوبی است. مثلا وبلاگ‌نویسی هم برای دست به کیبورد (قلم سابق) شدن موثر و ضروری است ولی اگر از زاویه تربیت نیرو برای جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی نگاه کنیم، واجب‌ترین راه، راه حیات است. راه «حیات» را بپیمایید.

    5-     بنابراین، تفاوت حیات خلوت با «عبور»2 در اختصاص نداشتن آن به کدهای پایین است. (شماره اول با پنج یادداشت از دانشجویان دکتری منتشر شد.) تفاوت آن با عمده نشریات دانشگاه، رویکرد گفتمان انقلاب اسلامی حاکم بر آن است. تفاوت آن با ماه‌نامه حیات، اختصاص حیات خلوت به داخل دانشگاه امام صادق علیه السلام است. تفاوت آن با «خانه ما»3، در ظاهر، رویکرد و فاصله زمانی انتشار است.

    پی‌نوشت:

    1.     جنب قرارگاه روح‌الله، روبه‌روی اتاق تلویزیون، جنب بوفه دانشجویی.

    2.     «عبور»، تجربه کمی شکست خورده بسیج دانشگاه است در چند سال قبل، که طی آن شش شماره مجله توسط کدهای پایین منتشر شد.

    3.     «خانه ما»، در سال گذشته دو شماره منتشر شد. امسال با رویکردها و ظاهر جدیدی به همت بسیج دانشجویی منتشر خواهد شد.

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 17 فروردین 1390

    مسعود ده نمکیمسعود ده نمکی بار دیگر توانست ثابت کند برای حرف زدن با مردم توانایی استفاده از محدوده های ممنوعه سینمای روشنفکران را دارد. طبیعی است که در محدوده ممنوعه سینما و هنر  روشنفکری هم از وسایل آنها استفاده کند! (توجیه هدف، وسیله را!)
    1- بار دیگر یک اثر هنری مرتبط با دفاع مقدس به پرمخاطب ترین آثار هنری کشور اضافه شد و بطلان این سخن که مردم از دفاع مقدس خسته شده اند را می شود فهمید.
    2- ده نمکی بار دیگر توانست حرفهایش را بزند. حرفهایی که به واقعیت جامعه نزدیک بود و به همین دلیل هم مورد استقبال قرار گرفت. پیامهای متعدد فیلم اخراجی های 3 یا حرفهای ده نمکی را هم بقال سر کوچه و هم استاد دانشگاه می فهمیدند.
    3- فیلم اخراجی ها 3 برخلاف فیلم اخراجی ها یک، داستان نداشت. اما مردم آن را برای مشاهده در سالنهای فیلم سینمایی پسندیدند.
    4- فیلم اخراجی ها 3 بطور خاص برای مخاطب ایرانی ساخته شده است و مثل بسیاری از فیلم های دیگر ایرانی قرار نیست با استقبال مخاطب خارجی مواجه شود. حرفهای درون گفتمانی است.
    5- مسعود ده نمکی مشابه مخملباف و حتی حاتمی کیا نیست. این سه اصلا شبیه هم نیستند. نمی فهمم چرا برخی برای آنها تحلیل های مشابه ارائه می دهند.
    6- راستی اگر صدا و سیمای انقلاب اسلامی، این حرفهای مسعود ده نمکی را می زد، کسی به دیدن اخراجی ها می آمد؟ اصلا اخراجی ها ساخته نمی شد. این قدر بخش های مختلف واقعیت  انقلاب اسلامی گفته نشده است، که به اینجا رسیده ایم.

    امام صادقی ها در سینما اریکه ایرانیان
    مرتبط: دیشب در سانس هشت و نیم سینما اریکه تعداد زیادی از «هم دانشگاهی» ها هم بودند.
    (+) شاید حدود صد نفر بودیم. (+) برخی دانشجویان هم از سانس های بعدی و بعد نیمه شب استفاده کردند. ای کاش همه شهرستانها سینما داشت تا بچه ها مجبور نمی شدند برای سینما بیایند دانشگاه!

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 3 فروردین 1390


    درس درآمدی بر مطالعات دین با استاد جدید

    دانشجویان رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات درسی را با عنوان درآمدی بر مطالعات دین می گذرانند که شاید هدف درس آَشنایی با رویکردهای مطالعه دین (روان شناسی، جامعه شناسی، مردم شناسی...) باشد؛ اما... بگذریم.

    ما به همراه هشتاد و سه ای ها اولین گروهی بودیم که این درس رو با استاد جدیدش گذراندیم. شیوه متفاوت تدریس استاد، یک مزیت بزرگ برای او بود که به مرور از آن فاصله گرفت و هر روز بدتر شد. تصور کنید، استاد در کلاس با تک تک دانشجویان گرم می گرفت و همه را به مشارکت در بحث وادار می کرد و واقعا چیزهای جدیدی یاد می داد. تا میان ترم با یک کلاس رویایی روبرو بودیم. گرچه وضع به همین منوال نماند اما تجربه شیرینی برجای ماند.

    وبلاگهای دوره ما
    یکی از شیرینی های این درس، وبلاگ آن بود. هر کس (یا گروههای دو یا سه نفره) باید یک وبلاگ جدید اختصاصی درس می ساختند و هر آن چه استاد می خواست در آن قرار می گرفت. بعضی به وضوح از آن شانه خالی کردند و بعضی با کارهای افتضاح، عدم علاقمندی شان را نشان دادند. برخی نیز وبلاگهای آبرومندی ساختند و انصافا خلاقیت به خرج دادند. ناگفته نماند استاد هم تا چند هفته مرتب سر می زد و نظر می نوشت. خیلی حال می کردیم که استادمان این چنین پایه است.

    گرچه نهایتا با گم شدن برگه های امتحان میان ترم و عدم اثرگذاری فعالیتها (مثل وبلاگ و ...) نمره بدی با بی انصافی تمام نصیب ما تمام گشت، این درس و کلاس یکی از خاطره انگیزترین کلاسهای ما ماند. آن هم چهارشنبه ها ساعت 5 تا 7!

    هم اکنون نوبت هشتاد و هفتی هاست. بچه های دوره ششم فرهنگ و ارتباطات. بهانه این پست هم معرفی وبلاگ آنهاست:

    وبلاگ بالکن ذهن- حامد سجادی: http://balkonzehn.mihanblog.com
    حامد بنا نداره وبلاگش فقط برای همین درس باشه. از عنوانی که انتخاب کرده و مطالبی که نوشته هم این طور بر می آد که این وبلاگ ادامه خواهد داشت.

    وبلاگ سبیل (به فتح سین!)- سید جواد یوسفی: http://www.sabil.mihanblog.com
    پنج پست نوشته. این یعنی یک شروع خوب. باید دید تعامل استاد چگونه به تداوم این وبلاگ اثر خواهد گذاشت.


    وبلاگ جیرجیرونّی- احمد حیدری: http://www.jirjironni.mihanblog.com
    جیرجیرونی اسم یک سنت محلی است که در زادگاه احمد حیدری رایج است. یک سنتی که احتمالا زرتشتی بوده و با ورود اسلام، رنگ اسلامی به خود گرفته است.

    رضا امینی هرندیوبلاگ حرف دین (مطالعات دین)- رضا امینی هرندی: http://harfedin.mihanblog.com

    وبلاگ سربالایی (درآمدی بر مطالعات دین)- حسین شیعه: http://sarbalayi.mihanblog.com

    وبلاگ اجبار دین (درآمدی بر مطالعات دین)- علیرضا تلوری: http://www.ejbardin.blogfa.com
    بعضی شجاعت بیشتری دارند و مستقیما از استاد خود انتقاد می کنند! زبان سرخ و سر سبز و باد.

    وبلاگ DBMD(درآمدی بر مطالعات دین)- امین امینی صدر؟: http://www.dbmd.parsiblog.com

    وبلاگ دین و اندیشه- مصطفی طاهری: http://www.motaleateadyan.blogfa.com
    محمد علی شاکری
    وبلاگ دین پژوهی- محمد عی شاکری: http://dinpajoohi.mihanblog.com
    این وبلاگ را حتما ببینید. از دستتون می ره ها!

    وبلاگ درآمدی بر مطالعات دین- سید ابراهیم جنابان: http://873040569.blogfa.com
    آدرس جالبی برای وبلاگش انتخاب کرده. نه؟!

    وبلاگ زمهریر- مصطفی صادقین: http://mostafadin.blogfa.com

    چیزی که هست این که اگر این وبلاگها کمی هدفمند شوند، یا کمی انگیزه و نظم پشت سر این انرژی و وقتی باشد که بچه ها اختصاص می دهند، چیز مفیدی از آب در می آید. و گرنه امسالی ها نیز مانند سالیان گذشته به زباله دان وب می پیوندند!

  • نظرات() 
  • یکشنبه 22 اسفند 1389

    خروش عدالتخواهانه دانشجوی دانشگاه امام صادق علیه السلام که سبب دستگیری اش در مسجد الحرام شد، چه بود؟!

     

     

    خبرهای دستگیری، برگزاری دادگاه برای دانشجوی دانشگاه امام صادق علیه السلام توسط سعودی های وهابی در سفر عمره دانشجویی، خبر بیانیه (یو 8) بسیج دانشجویی هشت دانشگاه تهران و خبر آزادی این دانشجو را احتمالا خوانده اید.

    (اگر نه اینجاها را ببینید: مشرق، فارس، باز هم فارس، لبیک، abna)

    دیشب کلیپی از آن چه سبب دستگیری او شد به دست من رسید. او تنها مرگ بر آمریکا نگفت. او و دوستانش کارشان را با دعاهای معمولی آغاز می کنند و برای غفران گناهان خود و پدر و مادر و مسلمانان و رفع نیازهای آنان دعا می کنند و دعاهایشان را ادامه می دهند. او می گوید و دوستانش و (حتی دیگر مسلمینی که طواف می کنند) تکرار می کنند:

    ربنا اغفر لنا و لوالدینا و للمسلمین و المسلمات و للمومنین و المومنات و  اقض حوائجهم ...

     تا جایی که دعا ها بو دار می شود:

    اللهم انصر جیوش المسلمین! (ترجمه: خدایا! سپاه های مسلمان را یاری کن!)

    اللهم انصر اخواننا فی فلسطین، (ترجمه: خدایا! برادرانمان را در فلسطین یاری کن!)

    و فی لیبیا، (و در لیبی)

     و فی البحرین،

    و فی الیمن،

    و فی المصر!

    اسم بردن از یمن و بحرین کار خطرناکی بود که خدا شجاعت آن را به آنها داد. اما تازه شعار دادن و خروش انقلابی آنها شروع می شود. وارد مصداق های دقیق تر می شوند:

    اللهم احفظ سید حسن نصر الله

    اللهم احفظ طیب اردوغان

    اللهم احفظ سید علی السیستانی

    اللهم احفظ عبدالله گل

    اللهم اهلک اعداءنا (ترجمه: خدایا! دشمنان ما را نابود کن!)

    اللهم اهلک حسنی مبارک

    اللهم اهلک معمر قذافی

    اللهم اهلک اعداءنا الامریکیین و الاسرائیلیین... (ترجمه: خدایا! دشمنان آمریکایی و اسرائیلی ما را نابود کن!)

    بغض و کینه انقلابی دیگر در فریادها کاملا مشهود است. همه با هم شعار سر می دهند:

    الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر،

    الموت لامریکا، الموت لامریکا، الموت لامریکا، الموت لامریکا، الموت لامریکا،

    الموت لاسرائیل، الموت لاسرائیل، الموت لاسرائیل، الموت لاسرائیل، الموت لاسرائیل...

    کلیپ 5 دقیقه ای تمام می شود. اما فریادهای آنان...

     

    او که بود؟

    محمد سلیمانی، کربلا، اربعین سال گذشته

    (عکس مربوط به سال گذشته، اربعین، کربلاء عراق است.)

    محمد سلیمانی درچه،

     دانشجوی ورودی سال 85 دوره کارشناسی ارشد پیوسته رشته معارف اسلامی و حقوق دانشگاه امام صادق علیه السلام،

    از بچه های باصفای هیات میثاق با شهدا،

    از مسئولین ارشد بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام (مدیر روابط عمومی)،

    ...

    وبلاگش را شاید بشناسید (اینجا) یادداشتهایش را در نشریات دانشجویی حیات، خانه ما و یا وبلاگ دانشگاهه داریم؟!!! (اینجا) شاید خوانده باشید.

    محمد با انگیزه است. معتقد است. به امام خامنه ای معتقد است. به مطالبه گری و آرمان خواهی معتقد است.

    محمد نه تنها اعتقاد و انگیزه دارد؛ بلکه اهل عمل است.

    محمد عزیز و دوست داشتنی ما می رفت که محمد نفس زکیه شود تا مقدمات ظهور آقا فراهم شود که نشد!

    خدا از این «محمد»ها بسیار در آستین دارد. در فلسطین، در مصر، در لیبی...

    خدایا! این «محمد» ها را برای اسلامت نگهدار! (ترجمه: اللهم احفظ هولاء الـ«محمد»ین...

     

  • نظرات() 
  • جمعه 14 اسفند 1388

    این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 19 آذر 1388

    معرفی کتب مطالعه شده در سال جاری: چهل و پنجمین کتاب

    برخیز که راه رفته را برگردیم

    با عشق به آغوش خدا برگردیم

    در عرش، صدای «ارجعی...» پیچیده ست

    یا ایتها النفس! بیا برگردیم


     رباعی یکی از مظلوم ترین قالبهای شعری زبان فارسی است که کارآیی و کاربرد زیادی داشته و دارد. رباعی برای دنیای امروز ما، جنبش های انقلابی ما، حرکتهای فرهنگی و اجتماعی و سیاسی ما، ظرفیتهای فراونی دارد. رباعی فقط چهار مصراع دارد. اما همین چهار مصراع برای برانگیختگی احساس و شور و شعور مخاطب کافی است. معمولا سه مصراع اول رباعی مقدمه ای برای مصراع چهارم و پایانی هستند که شاعر با غافلگیری، تیزهوشی و دقت، هدف اصلی خود را بیان می کند.سه مصراع در خدمت یک مصراع.

    میلاد عرفانپور، امروز چهره شناخته شده ای در پهنه ادب و فرهنگ کشور است. از شرم برادرم، پاییز بهاری است که عاشق کتاب پادشهر، مجموعه رباعی های میلاد عرفانپور شده است و اینک مجموعه جدید رباعی پادشهر. ضمن اینکه با وجود سن کم (21سال) صفحات شعر چندی از نشریات بنام حوزه فرهنگ کشور را مدیریت می کند.

    پادشهر، آخرین کتاب شعر منتشر شده میلاد است که نشر سپیده باوران مشهد آن را منتشر کرده است. سپیده باوران (کتاب آفتاب) عضو جدید جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در زمینه نشر و توزیع محصولات فرهنگی است.

    پادشهر مثل پادزهر به معنی علاج شهر است. دکتر حسن بشیر، ریاست دانشکده فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه السلام - دانشکده ای که من و میلاد هم دانشجوی آنیم- به محض انتشار کتاب، مطلب مفصلی در نقد و بررسی این کتاب در وبلاگشان نوشته اند. (+)

    کتابشناسی:

    کتاب پادشهر، شعر امروز3، میلاد عرفانپور، مشهد، انتشارات سپیده باوران، 1388

  • نظرات() 
  • سه شنبه 3 شهریور 1388

      این پست فعلا در دست تعمیرات اساسی است!

    قبلا لیستهایی از وبلاگهای امام صادقی ها در اینترنت داشتیم. (مثلا)

    به مرور خیلی از اون وبلاگها دیگه به روز نشدند. هرچند خاطره انگیز و پرمخاطب. امروز با لیستی از وبلاگها که به روز می شوند، روبرو هستیم: (برای تکمیل شدن و رفع ناقصی ها در همین مطلب کامنت بگذارید و وبلاگ خود یا دوستتان را معرفی کنید. با تشکر قبلی)

    حالا فرصت خوبیه یادی از دوستان هم دانشگاهی مون تو اینترنت بکنیم:


     عنوان کد
     زنجیره وبلاگی دانشجویان و اساتید دانشگاه امام صادق علیه السلام:
     بااضافه کردن این کد به ستون ساید بار وبلاگتان، یکبار برای همیشه به وبلاگهای بچه ها لینک داده اید! 
     آخرین به روز شده ها:
    بااضافه کردن این کد به وبلاگتان، به ده مطلب اخیر وبلاگهای دانشجویان و اساتید دانشگاه امام صادق علیه السلام لینک داده اید. برای مشاهده مطالب قبلی تر، روی view all کلیک کنید!

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 29 مرداد 1388

     

    شــعـــرکـــده(شعرهای میلاد عرفان پور)حاج1 میلاد عرفانپور، از شاعران نسل جدید ادبیات متعهد کشور ماست. اهل شیراز است. شاعری که با «از شرم برادرم» ش به شهرت رسید. «پاییز بهاری ست که عاشق شده است» محبوبیتش را افزون کرد. جایزه کتاب سال دفاع مقدس برد. جلوی مقام معظم رهبری شعر خواند. خیلی جوان است (21 سال) ولی همزمان مدیریت صفحات شعر سه نشریه فرهنگی بنام کشور (مجله فرهنگی تحلیلی راه، امتداد، پرسمان) را بر عهده دارد! میلاد عرفانپور، دانشجوی ترم پنجم کارشناسی ارشد پیوسته رشته ماست. معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه السلام. بی شک حضور وی در این دانشگاه و شهر تهران، بر آینده هنری و فرهنگی وی موثر بوده است.

    این روزها، من و میلاد هم اتاق شده ایم! رانت هم اتاقی بودن هم این خبرهاست:

    کتاب جدید میلاد عرفانپور، پادشهر (مثل پادزهر) به معنی علاج شهر است. این کتاب، شامل رباعی هایی از میلاد است که مضمون اجتماعی دارند. (به قول من همشون سیاسی اند!) و امروز رفت چاپخانه تا انتشارات سپیده باوران اونو منتشر کنه.
    کتاب جدید تر (تمرین جدایی) که در دست چاپ است، احتمالا اسمش عوض می شود.
    انتشارات سپیده باوران که ظاهرا سیستم پخش بهتری دارد، ناشر کتابهای جدید میلاد است.
    کتاب از شرم برادرم میلاد هم توسط انتشارات صریر (بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دافع مقدس) چاپ مجدد می شود.
    کتاب گزیده رباعی معاصر (شامل صد رباعی برتر معاصر از شاعران کشورمون) به انتخاب میلاد عرفانپور هم به زودی توسط انتشارات سپیده باوران روانه بازار نشر می شود.
    همین روزها کتاب «پاییز بهاری است که عاشق شده است» نیز توسط انتشارات سپیده باوران به چاپ دوم می رسد.

     

    یک شعر رباعی هم از میلاد که معمولا جنبه طنز هم داره، بخونیم:

    مبر از پینه ی پیشانی من - گمان بر رتبه ی عرفانی من
    ز خاطر بردن ذکر سجود است -دلیل سجده ی طولانی من

    1حاج میلاد، سه سال پیاپی است که تابستانها به توفیق حج عمره مشرف می شوند! (یکبار دانش آموزی و دو هم در دوران دانشجویی!)

  • نظرات() 
  • پیشنهادهای من

    filesell درباره من و وبلاگم

    آخرین مطالب



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد کل مطالب :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین روزآمد :

    اَبر برچسب‌های پاورقی



    قفسه؛ کوتاه‌نوشت‌های من درباره کتاب‌هایی که خوانده‌ام