م. ق. شاعری جوان، از دانشجویان دانشگاه امام صادق علیه السلام (کارشناسی ارشد معارف اسلامی و ارتباطات) است.

  1. همگی را کشتند و شهیدان خواندند!
  2. پس شکستند شیشه ها      شعله ها در کوچه ها

    و همان صندلی کهنه ی من در اتوبوس 

           شهر پر گشت ز دود

        و من آن روز ولی     مانده بودم خانه

        مرگ و خون و سنگ و دشنام و همه 

               از کجا آمده بود؟

       شاید از یک تردید

        شاید هم از تهمت

        کآگاهانه به دولت دادند

             و پس از آن همگی را کُشتند 

                 و «شـهــــیـــدان» خواندند

         و بگفتند «شما کشته شوید

            ما همینجا    و به دنبال شما می آئیم»

    این چنین بوده و هست       رسم تاریخ و زمان

      رهبران جنبش     رهبران جنبش، سرحال و خندان    سرحال و خندان 

      مردم بیچاره          گرد تابوت روان

      مادر آن کودک       اشکبار و گریان

    ----------------

     

  3. رنگ سبز
  4. سبز می دانی چیست؟

    رنگ زهرا و علی

    رنگ اولاد نبی

    رنگ تقوا و شعار ایمان

    بسپارید بخاطر این سبز

    که نام علی و آل نبی

    سال ها و قرن ها

    حاکمیت می کرد

    بر فضای قلب ها

    لیک از قلب برون شد این سبز

    مانتویی شد بر تن دختر جلف

    می سرود آن دختر

    مانتو و روسری ام، رنگ زهرا دارد

    پسرک ها همگی

    دور آن دختر سبز

    نیک می چرخیدند

    با صدای قهقهه

    سخت می خندیدند

    این چنین بود که زهرای بتول

    داد آواز ز دور

    گر مرا می خواهی

    از پسرها شو دور

    دخترک می نشنید

    امر زهرای بتول

    و پسرها همگی

    گرد آن پرچم سبز

    شاد می چرخیدند