...پاورقی فرهنگ و ارتباطات

حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات

پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394

گفتگو با حمید درویشی شاهکلایی در خصوص تارنمای «مسجدنما»؛
از نمای مسجد تا مسجدنما/ مسجد نما الگوی موفق یک کار فرهنگی خودجوش/ دوران رنسانس دانشجویان ارتباطات دانشگاه

مسجدنما امسال یکی از برترین وب‌نوشت‌های سامانه «بیان» بود که به همت چند دانشجوی ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع) راه اندازی شد وهم بازدید خوبی داشت و هم محتوای تولیدی خوبی داشت و هم نظرات فراوانی را به خود جلب کرده بود.

خبرنامه صادق: تأسیس دانشکده فرهنگ و ارتباطات در دانشگاه شمع پر شدن خلاء تولیدات رسانه ای و آفرینش های هنری را در دلها روشن کرد اما هرچه می گذشت کسی برای عملیاتی کردن دانش های آموخته خود در عرصه تولید آثار هنری-رسانه ای پیش قدم نمی شد تا اینکه جمعی از دانشجویان انقلابی و خوش فکر در این عرصه گام برداشتند.

تولید مستندات تلویزیونی، تولید پوستر و نشریه، راه اندازی وبسایت و وبلاگ ها و … شروعی بود برای ورود در این عرصه که نیاز به بن مایه های علمی و اعتقادی بود و همگی در بین دانشجویان ارتباطات یافت می شد.

اکنون که به نظر می رسد رنسانس دانشجویان ارتباطات برای تولید آثار هنری رسانه ای آغاز شده است به سراغ یکی از این الگوهای موفق رفته ایم که حاصل تلاش جمعی و خودجوش ارتباطاتی ها بوده است.

تارنمای مسجدنما امسال یکی از برترین وب‌نوشت‌های سامانه «بیان» بود که به همت چند دانشجوی ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع) راه اندازی شد و هم بازدید خوبی داشت و هم محتوای تولیدی خوبی داشت و هم نظرات فراوانی را به خود جلب کرده بود.

به گزارش خبرنامه صادق مسجدنما در طول فعالیت جدی یک‌ساله خودش سعی کرده یاوری برای فعالان فرهنگی مسجدی که دوست دارند کارهای فرهنگی و تربیتی بکنند، اما نمی‌دانند چه بکنند (!) یا کسانی که وقت کافی برای تولید محتوای خوب یا فرصت مناسب برای ایده‌پردازی ندارند، باشد.

تارنمای مسجدنما با هدف «پاسخ‌گویی به نیازهای فرهنگی مساجد» تأسیس شد و در مرحله اول تمرکز خود را روی نیازهای روزانه و مناسبتی (نظیر طرح تعقیبات نماز مغرب، پرده‌نگار دعای جوشن کبیر جهت نمایش در شب‌های قدر) و طرح‌های آماده چاپ گرافیکی و بسته‌های محتوایی و گرافیکی هفتگی برای تابلو اعلانات قرار داد. مسجدنما محدود به طرح‌های چاپی نماند و قالب‌های چندرسانه‌ای دیگر را نیز مدنظر قرار داده است. هم‌چنین علاوه بر گردآوری مجموعه‌ای از آثار خوب مناسب مساجد، توانسته ظرفیت تولید و طراحی و به اشتراک‌گذاری محصولات مسجدی را فعال کند و با طرح موضوعات مختلف و نیازهای مسجد، باشگاه ایده‌پردازی مجازی فعالان حوزه مسجد را با هدف رفع مشکلات و انتقال تجربیات، عملی کند.

در این خصوص خبرنامه صادق گفتگویی را با حمید درویشی شاهکلایی دانشجوی دوره دکتری فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع) و یکی از دست‌اندرکاران این تارنمای موفق انجام دادیم که مشروح آن از نظر شما می‌گذرد:

خیلی ساده؛ مسجدنما از کجا شروع شد؟

همه چیز از یک ایده قشنگ و کار خودجوش شروع شد. ما چند دانشجوی فرهنگ و ارتباطات بودیم که دغدغه کار تربیتی و رسانه‌ای داشتیم. بهار ۱۳۹۲ وقتی توجه‌مون به ظرفیت در و دیوار مسجد به ویژه تابلو اعلانات جلب شد، «مسجدنما» متولد شد.

ایده اولیه این بود: نمای مسجد باید معرفت‌زا باشد. موضوع هم شد: طرح‌های گرافیکی برای مسجد. بنیان‌گذار و بانی این حرکت معنوی هم در حقیقت، حاج حسین براتی بود که با ایده‌ها و طرح‌های خوبش در کنار اخلاص و تلاش مثال‌زدنی‌اش مشوق ما بود. کار از یک وب‌نوشت ساده شروع شد. از ابتدای ۱۳۹۳ رویکرد جدیدی انتخاب کردیم: انتشار هفتگی مطالب. جذب مخاطب ثابت و اثرگذاری جدی نیازمند روزآمدسازی‌های منظم بود. خدا کمک کرد و هر هفته ادامه دادیم. هر هفته یک بسته شامل چند طرح محتوایی و طرح گرافیکی آماده می‌شد و به منظور استفاده فعالان مسجدی در تارنما بارگزاری می‌شد. به‌تدریج جنبه محتوایی کار هم بیش‌تر شد. پیام‌های تربیتی، قرآن، حدیث، امام و رهبری، احکام، سیره شهدا و… مورد توجه جدی قرار گرفت.

به مخاطب هم توجه داشتید؟ بازخوردهایی بود که نشان‌دهنده ارتباط سایت با فعالان مسجدی باشد؟

از شهرهای بزرگ تا روستاهای مناطق محروم و دوردست، مخاطب داشتیم؛ مساجد محلات، دانشگاه‌ها، نمازخانه‌های مدارس و حتی ادارات و پادگان‌ها. نظرات جالبی هم می‌رسید. متناسب با نیازهای فعالان مسجدی، چیزهای مختلفی طراحی کردیم. قالب‌ها متنوع شده بود. علاوه بر کارهای چاپی مثل برنوشته (بنر)، جزوه، دفترک (بروشور)، محصولات چندرسانه‌ای مثل پرده‌نگار هم تولید شد. لذت‌بخش است وقتی یک فعال فرهنگی از شما تشکر کند و بگوید: «خدا خیرتان دهد؛ در شب قدر، دعای جوشن کبیر را با پرده‌نگار مسجدنما به روی پرده انداختیم.» برای بسیاری از مناسبت‌ها کارهای ویژه انجام دادیم؛ مثل کارهای مناسبتی هفته دفاع مقدس، محرم و اربعین. جوونای مسجدی‌ پاکار هم تولیدات خوبی داشتند و برامون فرستادند تا همه استفاده کنند. یه خط تولید قشنگی از ایده و نیاز تا تولید و مصرف شکل گرفت؛ به این معنا که فعالان مسجدی نیازهایشان را می‌نوشتند، فعالان مسجدی دیگر به صورت خودجوش طرح گرافیکی مدنظر را طراحی و تولید می‌کردند. مثلاً کارت رهروان شهدا یا کارت حضور و غیاب نونهالان در مسجد. پس از مدتی عکس‌های به دست‌مان رسید که نشان می‌داد با استفاده از این کارت‌ها تعداد حضور نونهالان در مسجد چشمگیر شده است. ایده کاربرگ نظرسنجی پایان سال مساجد که اهداف چندمنظوره‌ای را دنبال می‌کرد، از همین فعالان مسجدی بود و خودشان تهیه کرده بودند.

بخش‌های محتوایی چه سیری و چه موضوعاتی داشت؟

بخش‌های محتوایی هم رفته‌رفته پخته‌تر شد: معرفی کتاب مناسبت‌محور، یادداشت‌های قرآنی و حدیثی روز، یادداشت‌های تربیتی، تاریخی و تحلیل‌های مسائل روز و… ما از همان اول هم نمی‌خواستیم برای رفع تکلیف یا مثلاً برای زینت و تبرک صرف، به این موضوعات بپردازیم، بنابراین به جای آن‌که تنها یک حدیث و ترجمه آن را کار کنیم، برای بهتر جا افتادن معنای حدیث، کمی تمهید و فضاسازی می‌شود. ضمن این‌که خود حدیث نیز به صورت مسئله‌محور و ناظر به نیازها و مسائل روز انتخاب می‌شود.

صرفاً خودتان ایده می‌دادید یا از ایده‌های دیگران هم استفاده می‌کردید؟

یک‌بار از نظرسنجی اینترنتی استفاده کردیم. مثلاً پس از یک نظرسنجی تصمیم گرفتیم، طراحی اصلی طرح‌های محتوایی را به صورت رنگی انجام بدهیم؛ به‌نحوی‌که چاپ سیاه‌سفید آن هم باکیفیت بماند.

مسجدنما در مسیر پویایی و پیشرفت خود بخش‌هایی را برای بحث و گفت‌وگو پیرامون تجربیات و ایده‌های فعالیت مسجدی راه انداخت که با استقبال همراهان مواجه شد؛ استقبالی که نویدبخش پیدایش یک شبکه اجتماعی از فعالان واقعی مسجدی در دل مسجدنماست. از جمله این بخش‌ها، مسجد و دهه فجر بود که نظرات و مسائل واقعی مختلفی از سوی مخاطبان در آن به بحث و اشتراک نظر گذاشته شد و فعالان مسجدی توانستند از نظرات و ایده‌های دوستان خود در نقاط دیگر کشور استفاده کنند.

برپایی غرفه مسجدنما در نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال انقلاب اسلامی و حضور در گردهمایی‌های مشابه، آشنا شدن ما و فعالان فرهنگی را با همدیگر نتیجه داد. امروزه نمانام مسجدنما، یک نمانام شناخته شده برای فعالان فرهنگی و مسجدی است. یک نکته دیگر این‌که ما اصرار داریم از واژه‌های فارسی استفاده کنیم، مثل همین نمانام که به جای واژه خارجی برند استفاده شد.

اساساً چرا سراغ مسجد رفتید؟ مسجد چه جایگاه و اهمیتی در یک جامعه اسلامی دارد و چه مسائلی باعث شد برای مسجد تولید محتوا کنید؟

به‌مثابه یک نکته پیشینی، می‌خواهم توجه‌تان را به این قضیه جلب کنم که پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد حاج حسین در رشته فرهنگ و ارتباطات درباره «علل جذب نمازگزاران به مسجد» بود و تجربه میدانی خوبی از مصاحبه‌های فراوانش با نمازگزاران مساجد مختلف داشته‌اند. به هر حال، در پاسخ به سؤال شما باید بگویم که مسجد یکی از مهم‌ترین نهادهای جامعه اسلامی است. نقش‌های چندمنظوره مسجد در صدر اسلام گویای کارکرد و ظرفیت فراوان اجتماعی و عبادی این نهاد اسلامی است. سهم مسجد در پیروزی انقلاب اسلامی ایران و حتی موفقیت‌های جنبش‌های اسلامی منطقه انکارناپذیر است. بنیان‌گذار انقلاب اسلامی در بیان اهمیت توجه به مسجد، هدف انقلاب را ساخت مسجد اعلام کردند. هرچند با تشکیل جمهوری اسلامی، هنوز مسجد به جایگاه واقعی خود دست پیدا نکرده، اما در دوره‌های مختلفی نظیر دفاع مقدس، بحران‌های طبیعی و اجتماعی و مناسبت‌های دینی، بخشی از توان‌مندی‌های خود را نشان داده است.

علی‌رغم وجود مشکلات فراوان بر سر راه مسجدمحوری و تحقق نقش و کارکرد عالی و بایسته مساجد، عده کثیری از مؤمنان هر روز با آن در ارتباط هستند. از طرفی، موضوع مسجد مورد توجه امامین انقلاب اسلامی بوده است و بر گسترش آن در ابعاد کمی و کیفی تأکید کرده‌اند. از آن جمله تأکید رهبری نظام بر مسجدپردازی، کانون نور معرفت شدن مسجد و توجه به مدیریت محتوایی و آرایه‌های معنوی مسجد است که از پیام‌های ایشان به دوره‌های مختلف اجلاس سراسری نماز استخراج شده است. نمای ظاهری و معنوی‌معرفتی مسجد در این میان، از جایگاه خاصی برخوردار است.

masjednama2 

در این خصوص مسجدنما چه کرده است؟

مسجدنما تأکید و توجه خود را در مرحله اول بر بعد معرفت‌زایی نمای مساجد قرار داده و با استفاده از ظرفیت جلوه‌های بصری نظیر طرح‌های چاپی و بسته‌های محتوایی وارد مساجد کشور شده است. البته مسجدنما در چشم‌انداز کلان خود، اصلاح سبک زندگی دینی در ابعاد فردی و اجتماعی بر مبنای مسجدمحوری در راستای رسیدن به تمدن بزرگ و نوین اسلامی را مطمح نظر قرار داده است.

تأمین و آماده کردن محتوای گرافیکی قابل چاپ – البته فعالیت مسجدنما محدود به تابلو اعلانات و طرح‌های چاپی نمانده – و روزآمد (ناظر به مسائل روز و مناسبتی)، به صورت هفتگی برای مساجد علاوه بر اینکه کمک کوچک ولی باارزشی به پربارتر شدن نمای این نهاد مهم است، در واقع به دست گرفتن رسانه‌ای مهم در جامعه با مخاطب مشخص است که در مواقع حساس می‌تواند به بصیرت‌افزایی مسجدیان بینجامد.

از این رو در نگاه کلان جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی، امیدواریم که این طرح بتواند آغازی باشد برای فعال شدن مساجد در عرصه هنر و رسانه دینی و به تبع آن مقاوم‌سازی فرهنگ بومی و دینی در برابر تهاجمات روزافزون جنگ نرم دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی. به امید روزی که هر مسجد، به معنی واقعی کلمه سنگری باشد برای دفاع از اسلام و ارزش‌های اسلامی.

شما چه ایده‌های جدیدی برای فعالان مسجدی و فرهنگی و جهت‌دهی به برنامه‌های آن‌ها دارید؟

بسیاری از فعالان مسجدی و فرهنگی دوست دارند کارهای فرهنگی و تربیتی بکنند، اما وقت کافی برای تولید محتوای خوب ندارند. ما کمک خوبی برای آنان هستیم! کار فرهنگی تربیتی در مسجد، منحصر به تابلو اعلانات نیست؛ ما برای همه نیازهای معرفتی مسجد فکر می‌کنیم. نمای مسجد باید معرفت‌زا باشد. مسجدنما تلاش است انواع محتوای صوت و تصویر، پرده‌نگار (جهت نمایش بر روی پرده مثلاً دعای جوشن کبیر)، برنوشته (بنر)، جزوه، دفترک (بروشور)، نشریه، کارت و… مورد نیاز فعالان مسجدی را فراهم کند. مثلاً اگر یک فعال مسجدی خواست برنامه معنوی اعتکاف را برگزار کند، همه نیازهایش از برنوشته (بنر) لایه‌باز اطلاع‌رسانی و ثبت‌نام تا نشریه روز آخر اعتکاف، نظرسنجی، فیلم‌های مناسب جهت پخش از مسجد، مسابقه و… را به سهولت در دسترس داشته باشد و در نقش مدیر تصمیم‌گیر برنامه‌های اعتکاف مسجدش را با استفاده از تجربیات و ایده‌های دیگر مساجد تنظیم کند. طبیعی است مسجدنما در هدایت و جهت‌دهی به برنامه‌های مساجد نیز مؤثر خواهد بود.

یکی از بخش‌های برجسته در «مسجدنما» بخش تابلو اعلانات است که توجه ویژه‌ای به آن در سایت شده است. چطور شد که به تابلو اعلانات این‌قدر اهمیت دادید؟

در یک نگاه جامعه‌شناختی کارکردی از مساجد، یکی از فضاهایی که در اغلب مساجد وجود دارد و ظرفیت خوبی برای معرفت‌زایی و بهبود نمای مسجد دارد، تابلو اعلانات است. در یک دیدگاه ارتباطی، تابلو اعلانات مسجد، رسانه‌ منحصر به فردی است که به‌طور مستقیم با مؤمنان و مسجدیان در ارتباط است. ظرفیت تابلو اعلانات، فراتر از کارکرد اطلاع‌رسانی، شامل معرفت‌افزایی، شکل‌دهی به هویت دینی و بومی، همبستگی اجتماعی است. کارکرد سرگرم‌کننده تابلو اعلانات در نگاه اسلامی، جذابیت نامیده می‌شود.

تابلو اعلانات از طرفی، رسانه‌ای ارزان‌قیمت است؛ تأمین و نصب آن آسان بوده و نیاز به فضای فیزیکی خاصی از زیربنای مسجد ندارد. از طرف دیگر، کار کردن با آن آسان است. تهیه و نصب اطلاعیه و… با توجه به گسترش فناوری‌ها از سوی تولیدکننده به سهولت انجام می‌شود و تنها کاری که مخاطب این رسانه باید انجام بدهد، ایستادن به مدت کوتاهی، مشاهده (و مطالعه) تابلو است. منبر، خطابه، روضه و نماز جماعت، هر یک در ساعت و محدوده خاصی برگزار می‌شوند و در صورت غیبت یا تأخیر مخاطب، همه یا بخش‌هایی از پیام از دست می‌رود، اما از ویژگی‌های برجسته تابلو اعلانات، نیازمند نبودن آن به زمان یا تعداد خاصی از مخاطبان است. به‌عنوان‌مثال، محتوایی که در ابتدای هفته در تابلو نصب شده، تا ابتدای هفته آینده مورد استفاده مخاطبان است.

اما متأسفانه در یک نگاه آسیب‌شناسانه باید چند نکته را اذعان داشت. یکی آن که معمولاً در جامعه امروزی ما، از این رسانه استفاده درستی نمی‌شود. مثلاً بیش از هر چیز به جایگاهی برای اطلاع‌رسانی مجالس ترحیم و ختم و یا در حالتی بهتر، اطلاع‌رسانی چیزهای گم‌شده و پیدا شده تبدیل شده است. این در حالی است که اطلاع‌رسانی تنها یکی از کارکردهای این رسانه باارزش است و می‌تواند در سطوح عالی‌تری نیز در مورد مسائل منطقه‌ای، ملی و جهانی مطرح گردد.

دیگر نکته آسیب‌شناسانه جالب توجه این است که معدود مساجدی که به (همه یا بخش‌هایی از) ظرفیت این رسانه توجه می‌کنند، دچار مشکلات متعددی در همین زمینه هستند. این مساجد معمولاً در روزآمدسازی محتوای تابلوها دچار مشکل می‌شوند. فراتر از ابعاد اجرایی تأمین و تولید محتوا، مشکل تأمین و تولید محتوای «خوب» و «مناسب» نیز یکی از مشکلات جدی مساجد است. فعالان مسجدی فراوانی وجود دارند که علاقه دارند به امور تربیتی بپردازند و با انجام کارهای فرهنگی در مسجد محله خود، به ارتقای نمای مسجد کمک کنند و مسجد را به جایگاه حقیقی خود برسانند، اما با مشکلاتی روبه‌رو هستند.

در تجربه یک‌ساله مسجدنما به چه تجربه‌هایی رسیده‌اید و اگر بخواهید مشکلات فعالان فرهنگی و مساجد را در یک نگاه جامع بیان کنید به چه مواردی اشاره می‌کنید؟

برخی از مشکلات که مسجدنما در تلاش است به رفع آن‌ها همت گمارد و در تجربه سال اول، به موفقیت‌هایی دست پیدا کرده، عبارت‌اند از: ۱- فعالان فرهنگی و مسجدی نمی‌دانند چه کنند. ۲- فعالان فرهنگی و مسجدی نمی‌دانند چگونه عمل کنند. ۳- فعالان فرهنگی و مسجدی نمی‌دانند به چه موضوعاتی بپردازند. ۴- فعالان فرهنگی و مسجدی توان تولید محتوای مناسب را ندارند. ۵- فعالان فرهنگی و مسجدی محتوای لازم که واجد کیفیت و کمیت خوب و مناسب باشد، در دسترس ندارند.

این فهرست مشکلات نشان می‌دهد که: ۱- محتوای مناسب وجود ندارد و باید تولید شود. ۲-محتوای مناسب وجود دارد ولی فعال مسجدی نمی‌تواند آن را پیدا کند. ۳-محتوای مناسب وجود دارد ولی فعال مسجدی فرصت زمانی کافی برای پیدا کردن آن را ندارد. ۴-محتوای مناسب وجود دارد ولی فعال مسجدی توان بازتولید آن به شکل شکیل و جذاب را ندارد. ۵- فعالان فرهنگی و مسجدی، نیازمند مشورت برای شناخت مسائل و اولویت‌ها هستند. ۶- فعالان فرهنگی و مسجدی، نیازمند مشورت برای راه‌کارها و شیوه‌های حل مسائل هستند. ۷- فعالان فرهنگی و مسجدی، نیازمند بهره‌مندی از ایده‌ها و تجربیات دیگر فعالان فرهنگی و مسجدی هستند. ۸- فعالان فرهنگی و مسجدی، نیازمند انگیزه برای انجام امور فرهنگی و تربیتی مساجد و محلات هستند. ۹- فعالان فرهنگی و مسجدی، نیازمند هویت جمعی احساس تعلق‌خاطر اجتماعی به یک گروه واقعی و اثرگذار دارند. ۱۰- فعالان فرهنگی و مسجدی، کارهای مثبت و مؤثری انجام داده‌اند، آگاهی دیگر فعالان از این موفقیت‌ها و استفاده و بازخورد آن‌ها از محصولات و خروجی‌ها برای هر دو طرف مفید است. ۱۱- فعالان فرهنگی و مسجدی، نیازمند روحیه خودباوری و دمیدن روح تلاش هستند تا بتوانند ظرفیت‌های پنهان خود را آشکار کنند. اگر مسجدنما دست‌شان را بگیرد و چند قدم راه ببرد، خودشان در ادامه می‌دانند می‌توانند راه را ادامه بدهند و ۱۲ – داشتن نگاه‌های کلان، ملی و جهانی برای بسیاری از فعالان فرهنگی و مسجدی دشوار است؛ همان‌طور که داشتن نگاه خرد جزئی نسبت به مسائل تک‌تک مساجد سراسر کشور برای مسجدنما (و یا هر گروهی که برای یک محدوده وسیع کشوری تولید محتوا می‌کند) دشوار است. با تأمین این نگاه کلان در تولید محتوای تابلو اعلانات (و دیگر زمینه‌های فعالیت مسجدنما از جمله نشریه و…) می‌توان امید داشت که با اضافه کردن نگاه بومی فعالان، محتواهای جامع‌نگر و خوبی تهیه شده و در اختیار مسجدی‌های سراسر کشور قرار گیرد.

داده نما

بخش‌های اصلی تارنمای مسجدنما و محصولاتش کدام است؟

تولیدات هفتگی مسجدنما (تابلو اعلانات، بسته رسانه‌ای، نشریه سنگر محله)، تولیدات غیرهفتگی مسجدنما (مناسبتی و غیرمناسبتی)، تولیدات مخاطبان مسجدنما، تجربیات و ایده‌های مسجدی (به همراه تبادل‌نظر فعالان فرهنگی)، پیشنهادهای روزانه (تأمین محتوا و پیشنهادهای ویژه به فعالان فرهنگی)، نظرسنجی اینترنتی (درباره مسجد و مسجدنما) بخش‌های اصلی سایت است.

طرح‌های گرافیکی برای چاپ: لایه باز و معمولی، برنوشته (بنر): لایه باز و معمولی، بسته‌های هفتگی تابلو اعلانات، ایده‌ها و تجربیات فرهنگی، پرده‌نگار (پاورپوینت یا …) مثل پرده‌نگار دعای جوشن کبیر، جزوه و دفترک (بروشور)، فیلم و صوت، انواع کارت و … هم از جمله محصولات سایت است.

خیلی خوشحال شدیم از وقتی که در اختیار ما قرار دادید. ان‌شاءالله موفق باشید.

  • نظرات() 
  • جمعه 15 بهمن 1389

     تصویر روی جلد نشریه دعوت، ویژه نامه استاد دکتر ابراهیم فیاض همزمان با حذف استاد محبوب دانشگاه امام صادق علیه السلام، انجمن علمی دانشجویان معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه السلام به پاس ارج نهادن به مقام علمی و زحمات استاد اندیشمند دکتر ابراهیم فیاض ویژه نامه ای در همین باره منتشر کرد.

    (فایل پی دی اف این ویژه نامه به زودی منشتر خواهد شد.)

     

    بخش های مختلف یادنامه استاد ابراهیم فیاض

    در این یادنامه که با جمله امام خامنه ای درباره آقای فیاض (دیدار با اساتید، ماه رمضان سال جاری) شروع می گردد، علاوه بر زندگینامه، مروری بر آثار و کتابها، یادداشتهای تنی چند از شاگردان استاد در دانشگاه امام صادق علیه السلام و دانشگاه تهران به چشم می خورد. مهدی یوسفی، حسین سرفراز و حمید درویشی شاهکلایی از جمله نویسندگان این یادداشتها هستند.

     

    زمینه های گردآوری نشریه ای برای استاد ابراهیم فیاض

    ایده انتشار این ویژه نامه به حدود سه ماه قبل بر می گردد که خبر تغییر وضعیت استخدامی استاد فیاض به حق التدریسی موجبات اعتراضات گسترده دانشجویی به جریان حذف برخی چهره ها را فراهم کرد. به همین دلیل پرونده ای برای حذف فیاض در وبلاگها، پیامکها و ایمیلها بخش های دیگری از این نشریه را تشکیل می دهد که در آن انعکاس واکنش های دانشجویی به حذف استاد محبوبشان در رسانه های جدید پیگیری شده است.

     

    ابراهیم فیاض کیست و چرا برای او ویژه نامه منتشر می شود؟!

    ابراهیم فیاض، دانش آموخته حوزه و اولین دوره دکتری فرهنگ و ارتباطات کشور در دانشگاه امام صادق علیه السلام است که از سال 1375 به عضویت هیات دانشگاه تهران درآمده است. توانایی های علمی در کنار صراحت بیان و صمیمیت گفتار و مهم تر از تحلیل های متفاوت و شجاعانه از دانشمند جوان کازرونی چهره ای محبوب ساخته است. و جالب آن که حذف پی در پی کلاسهای درسی ایشان در دانشکده فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه السلام -که بخشی از یک جریان تلقی می گردد- بر علاقمندی دانشجویان به این استاد متعهد و انقلابی افزوده است!

     

    درسهایی که فیاض نمی دهد

    دکتر فیاض در دانشکده فرهنگ و ارتباطات درسهای مبانی جامعه شناسی، انسان شناسی فرهنگی، نظریه های جامعه شناسی، تفسیر موضوعی فرهنگ و ارتباطات و ... را تدریس می کرد. آخرین کلاس درس دکتر فیاض در دانشکده فرهنگ و ارتباطات مربوط به سال گذشته است که فلسفه علوم انسانی اجتماعی را به دانشجویان کارشناسی ارشد تدریس می کردند. این درس در ترم جاری، در اقدامی دیرهنگام به استاد دکتر عماد افروغ (که هیات علمی دانشگاه امام صادق نیست) واگذار شده است. بنابراین ورودهای سال 85 و بعد آنها هیچ درسی با دکتر فیاض نخواهند داشت که در نوع خود جالب توجه است.

     

    استاد دکتر احمد پاکتچیجای خالی استاد دکتر احمد پاکتچی

    هم چنین باید یادی کنم از استاد دکتر احمد پاکتچی که او نیز به وضع مشابهی دچار شده است؛ اما  دانشکده الهیات قدر این گوهر نایاب را خوب می شناسد. دکتر احمد پاکتچی در دانشکده فرهنگ و ارتباطات، درسهای مطالعات ادیان معاصر، زبان شناسی و نشانه شناسی و فلسفه علوم انسانی تدریس می کرد که ظاهرا کدهای 87 و بعد آنها هیچ درسی با این استاد گرانقدر نخواهند داشت.

    بی شک عدم بهره مندی از اساتید بزرگ جبران نشدنی است.

    مطالعه نسخه کامل (بقیه) این یادداشت، تنها برای آنانی که رمز دارند (+)

  • نظرات() 
  • سه شنبه 13 مهر 1389

    استاد فیاضپیامکی آمد:
    «یک قدم تا خداحافظی فیاض...
    نامه همایون به اعتصامی:
    فیاض از قراردادی به حق التدریسی تغییر وضعیت یابد»

    سر میز شام بچه ها اطلاعات بیشتری دادند. یک کامنت هم با همین موضوع داشتیم.
    استاد دکتر ابراهیم فیاض، 14 سال سابقه تحصیلات حوزوی دارد. گرچه دکتری فرهنگ و ارتباطات را در دانشگاه امام صادق علیه السلام گذرانده، عضو هیات علمی دانشگاه تهران است. بی شک محبوبترین استاد دانشگاه امام صادق است که در حوزه های مختلف علم ابراز نظر می کند. یادداشتهای هفتگی اش در پگاه، پنجره و سخنرانی ها و مصاحبه هایش جالب است و خندانی.
    دانشکده ما، این ترم به او کلاس نداده است. در دانشگاه هم (ظاهرا) فقط دانشکده های حقوق و مدیریت هستند که روی خوش به او نشان می دهند. قبلا هم شنیده ایم که اساتید بزرگ را که اخراج می کنند با همین مقدمات (کم کردن ساعات تدریس و ...) شروع می کنند.
    دانشگاه ما هم ابتدای انقلاب با رویکرد بسیار قابل تحسینی، غربزده ترین اساتید علوم انسانی را گرد هم آورد و به آنها بها داد (با این استدلال که هر علمی را از آنانی بگیریم که به آن اعتقاد دارند و بهتر از دیگران آنها را بلند.) زمانه عوض شد و رویکردهای تحسین انگیز قبلی جای خود را به رویکردهای تحسین برانگیز جدیدی داد. سکولارها، پوزیتویستها در پی رویکردهای جدید دانشگاه، می رفتند. (=اخراج می شدند.)
    مگر فیاض هم سکولار است که برود؟
    اما ابهام ما، سوال ما اینجاست که فیاض که از شما انقلابی تر است،‌متدین تر است، مذهبی تر است. من واقعا خواهان آنم که استدلال متقنی را بشنوم و در وبلاگ درج کنم. امید که فرصت داشته باشید برای مهمترین مساله روز دانشگاه جوابی درخور بدهید.

    من جواب می خواهم. از خودتان و حقوقی که می گیرید،‌دفاع کنید! ما در کلاسها مجبوریم اساتید پوزیتیویست، سکولار، ضد انقلاب، بی سواد را تحمل کنیم. تحمل می کنیم. اما لذت حضور اساتید انقلابی باسواد را از ما نگیرید.

    برخی مطالب مرتبط با دکتر فیاض در این وبلاگ:
    + فیاض روی جلد همشهری آیه: انقلاب ما انقلاب کتاب بود
    + خرید کتابهای فیاض در نمایشگاه بین المللی قرآن (تعامل دین فرهنگ و ارتباطات+ مردم شناسی دینی توسعه)
    گزارشی از (روند و حاشیه ها) داغترین مناظره چند سال اخیر دانشگاه امام صادق علیه السلام: دکتر فیاض و صادق زیباکلام
    کتاب ایران آینده به سوی الگویی مردم شناختی برای ابرقدرتی ایران اثر دکتر محمد ابراهیم فیاض
    رونمایی كتاب ارزشمند دكتر فیاض: ایران آینده به سوی الگوی مردم شناختی برای ابرقدرتی ایران

    مطالب مرتبط با این قضایا در دیگر وبلاگها:
    حذف دکتر فیاض چرا؟- وبلاگ خط صفر: حسین مهدی پور (لینک)
    استاد فیاض هم حق التدریسی شد!- وبلاگ دانشگاهه داریم؟!!!: کاربر عمومی (لینک)
    برای استاد_ وبلاگ پی نوشت دات آی آر: مسعود حسنلو (لینک)

    در راستای موجی که در همین باره در فضای سایبر و غیر آن (فستیوالی از برنامه ها در راه است!) راه افتاده است، پیشنهاد می شود پرونده ویژه وبلاگ «دانشگاهه داریم؟!!!» با عنوان «پرونده ویژه: حذف فیاض» از دست ندهید. حتی المقدور شما هم مشارکت کنید. (نظر، نوشتن یادداشت، خاطره، عکس و ...)

  • نظرات() 
  • یکشنبه 19 اردیبهشت 1389

    قطعه 26
    کتاب نه ده نوشته حسین قدیانی رو دیروز از نمایشگاه غرفه مرکز اسناد انقلاب اسلامی خریدم. 6 هزار تومان که با تخفیف نمایشگاه 5 هزار تومان می شد.
    کتاب خوش دست و خوش رنگی است.
    آنانی که نمی دانند، بدانند حسین قدیانی نویسنده وبلاگ قطعه 26 است که از 9 دی 1388 وبلاگ نویسی را شروع کرده و به عنوان نویسنده سال از وزارت فرهنگ و ارشاد مورد تقدیر قرار گرفته. این کتاب مطالب جذاب و خواندنی وبلاگ وی است. وبلاگی که خیلی زود مورد توجه دوستان و دشمنان نظام اسلامی  قرار گرفت و یکی از پربازدیدترین وبلاگهای سال شد.

    آیت الله باقری کنی و کتاب نه ده 
    امروز (اولین روز بعد از عرضه در نمایشگاه) تو رستوران دانشگاه امام صادق علیه السلام، وقت ناهار، روی میز اساتید، کتاب نه ده حسین قدیانی در دستان آیت الله باقری کنی (در حال مطالعه) به شدت توجهم را به خود جلب کرد. آیت الله باقری که چندین دهه از عمر بابرکتشان می گذرد، فقیه مبرزی هستند که نمایندگی مجلس خبرگان از استان تهران را به عهده دارند.این استاد برجسته دانشگاه امام صادق علیه السلام، برادر آیت الله مهدوی کنی نیز می باشند که بین دانشجویان از محبوبیت خاصی برخوردار هستند. استخاره های ایشان به قرآن نیز خیلی شهرت دارد.

    کتاب نه ده با حضور حسین قدیانی توسط استاد دکتر حسن بشیر نقد می شود
    دکتر حسن بشیر دکترای جامعه شناسی ارتباطات از لندن هستند که سه سال مدیریت دانشکده فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه السلام را برعهده داشتند. روز سه شنبه ساعت 14 سالن شهید مطهری دانشگاه امام صادق علیه السلام، زمانی است که دکتر بشیر در حضور حسین قدیانی به نقد این کتاب خواهد پرداخت.
    نقدهای نوشتاری دکتر به بشیر به کتابهای میلاد عرفانپور در وبلاگ وب نما (وبلاگ شخصی دکتر بشیر) در دسترس است.

    بعد التحریر:
    این مطلب در خبرگزاری برنانیوز +
    این مطلب در وبلاگ قطعه 26: حسین قدیانی+
    این مطلب در خبرگزاری پرتو +
    این مطلب در خبرگزاری فاش نیوز +

  • نظرات() 
  • شنبه 24 بهمن 1388

    اشاره:

    یکی از موضوعات وبنوشت پاورقی، معرفی و بررسی و نقد اجمالی کتابها و مجلاتی است که خوانده ام. کار خوب و جالبیست. شما هم امتحان کنید.

    معرفی کتابهای مطالعه شده در سال جاری: شصت و یکمین کتاب

    عنوان کتاب: کتاب رسانه ها و دین: از رسانه های سنتی اسلامی تا تلویزیون اثر دکتر ناصر باهنر

    رسانه ها و دین

    دکتر ناصر باهنر، فرزند شهید باهنر، استاد درس ارتباطات انسانی ما بود -سال84-.  از بین کودتاچیانی که دانشکده تبلیغ دانشگاه امام صادق علیه السلام را سرنگون کردند و رشته فرهنگ و ارتباطات را راه انداختند، سرانجام ایشان ریاست دانشکده فرهنگ و ارتباطات را عهده دار شد. خداییش آدم نازنینی است! با دوری و دوستی هم محبوبیت خودش را در بین کدها حفظ کرده است! این دو ترم فوق لیسانس هم با ایشان درس فرهنگ و ارتباطات در اسلام را خواهیم داشت.

    رسانه ها و دین کتابی است بر اساس مطالعات تحقیقی گسترده پایان نامه دکتری ایشان-مشحون از انواع مطالعات کتابخانه ای، میدانی و ...- برای طراحی الگوی ارتباطات دینی کشور. به طور واضحتر، برای تبیین چگونگی تحقق مطلوب آموزش دین از رسانه ها به ویژه تلویزیون.

    به هم رشته های عزیز فرهنگ و ارتباطاتی پیشنهاد می کنم در سال سوم این کتاب رو بخونن.

    کتابشناسی:

    کتاب رسانه ها و دین: از رسانه های سنتی اسلامی تا تلویزیون، دکتر ناصر باهنر، تهران، انتشارات مرکز تحقیقات صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، چاپ دوم، 1387، تعداد صفحات:252. 

  • نظرات() 
  • یکشنبه 12 مهر 1388

    1. بیش از دو هفته از ورود دانشجویان جدید (کد88) می گذرد. آقای حسن قاسم زاده (دبیر جدید انجمن علمی) خبر از برنامه معارفه ای برای آنها داد ولی چه زود تکذیب شد! چقدر آنها مظلومند! حتی یک معارفه ساده. اگه گفتین این عکس رو از کجا آوردم؟
    2. اگر کمی بهتر بیندیشیم، باید بگوییم چقدر عجیب است. تقریبا باور نکردنی ما سال پنجمی شده ایم. زمان خیلی خیلی سریع می گذرد. سریعتر از آنچه فکرش را بکنیم.
    3. مجتبی صمدی، دبیر سابق انجمن علمی، مطلبی طنز در وبلاگش،ارتباطات ایرانی (+) نوشته و به هر کسی که یادش آمده، تکه ای پرانده! حتی افرادی چون دکتر فاضلی و دکتر کوثری! البته معنای طنز بسیاری از عبارات برای دانشجویان و اساتیدی که در context نیستند، اصلا قابل درک نیست و اکثریت آن را یک متن جدی خبری محسوب خواهند کرد! مجتبی معمولا متهم می شود که با دانشکده ساخته، (فراموش نکرده ایم که پارسال انجمن را در بحرانی ترین شرایط تعاملی به اوج رساند و اداره کرد)، اینکه چه شده است که زبان طنز را برای انتقادهایش به کار گرفته، جای تامل دارد.
    4. مطلب قبلی (+) واکنش های جالبی داشت. البته شاهد سکوت اینترنتی دانشکده بودیم. دانشکده ای که میدان را در حمایت از ورودی های جدیدش خالی کرده و از خروج دانشجویانش استقبال می کند! یادش بخیر، سه سال پیش انتظار داشتیم که دانشکده کمکان باشد. اکنون...
    5. محمد لسانی، (از مشهورترین دانشجویان سالهای قبل دانشگاه!) دوباره وبلاگ نویسی اش را شروع کرده. وبلاگ فرهنگساز (+)
    6. کد 88 هم یک وبلاگ نویس برجسته دارد: وبلاگ جا کفشی، مسعود حسنلو (+)
    7. حسین خالقی پور، برادر  آقا بشیر خالقی پور (کد86) هم به خانواده فرهنگ و ارتباطات پیوسته.
    8. هنوز انتقادهای دیگران از رشته چیزی جز چرند و پرند نیست! تفکیک مناسبی بین دانشکده و رشته دارد صورت می گیرد و کم کاری های دانشکده، دانشجویان، و ... به پای ضعف رشته گذاشته نمی شود.
    راستی برادر بزرگتر من هم وبلاگ جدیدی ساخته است. (+) البته این ربط چندانی به مطالب قبلی ندارد!

  • نظرات() 
  • سه شنبه 7 مهر 1388

    1- هیچ کس را بیش از اندازه تحویل نگیریم. در دیگران توهم دروغین به وجود نیاوریم.
    2- نترسید، نترسید، ما همه با هم هستیم! (ای کاش دانشکده هم با ما بود)
    3- احترام متقابل شرط اولیه ارتباطات ماست.
    لوگوی دانشگاه امام صادق علیه السلام
    4- دو تا از بهترینهای کد 86 رفتند مدیریت. مهم ترین دلیلی که من شنیدم بی توجهی دانشکده فرهنگ و ارتباطات بود. احساس تنهایی، سخت ترین احساس دنیاست. واقعا رفتن آنها نکات جالب فراوانی داشت. شاید وقتی دیگر...
    5- روز مرجعیت علمی در فرهنگ و ارتباطات نزدیک است.
    چه کرده ایم؟ آماده باشیم.
    6- صبر و ایستادگی هشتاد و هشتی ها در برابر تبلیغات منفی موجود ستودنی است. این همه هجمه وسیع در برابر ورودی های جدید...
    --------------------------------
    راستی دیشب، برنامه سخنرانی سردار مهندس آقا سعید قاسمی در دانشگاه امام صادق علیه السلام، با استقبال بی نظیری مواجه شد. سالن همایشها جای سوزن انداختن نداشت.

  • نظرات() 
  • یکشنبه 15 شهریور 1388

    مطالعه و معرفی کتاب در سال 1388: 35

    کتاب الطریقة السهلة لتعلم المکالمة العربیة- حسن الحکیم

    حسن الحکیم، الطریقة السهلة لتعلم المکالمة العربیة، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، موسسه آموزش عالی باقرالعلوم، انتشارات بوستان کتاب، قم، 1383.- البته این تصویر چاپ اولشه. جلد چاپهای جدید بهتره!این کتاب رو سال اول تحصیلم تو دانشگاه امام صادق علیه السلام به پیشنهاد معلم عربی پیش دانشگاهی ام (جناب استاد دکتر عبدی) خریده بودم. اون سال زیاد فرصت خوندنش نشد. این روزا خوندمش! مروری شد بر گنجینه عظیم واژه های عربی که در سال اول ورودم به دانشگاه از بر کرده بودم و جالب اینجا که تعدادی از آنها به فراموشی رفته بودند!

    آموزش مکالمه زبان عربی قبلا در دانشگاه امام صادق علیه السلام جدی تر بود و این روزها به شوخی گرفته شده است! تنها دانشکده فرهنگ و ارتباطات کمی بر آن پافشاری می کند. تعداد واحدهای اجباری مکالمه عربی در دانشگاه امام صادق علیه السلام تنها 4 واحد است که در دو درس دو واحدی عرضه می شود! البته دانشکده فرهنگ و ارتباطات از دانشجویان خواسته به سبک سالیان گذشته 9 واحد مکالمه عربی پاس کنند! (که واحد آخر کمی تخصصی می شود: متون رسانه ای به زبان عربی)

    کدرشته ما، از لحاظ آموزش و کاربرد مکالمه عربی یک برد داشت. ما سه ترمه واحدهای مکالمه مان تمام شد. (ترم اول 4 تا کتاب صدی الحیاة بعلاوه 4جلد کتاب تطبیقات (کتابهای تمرین) + 4 ساعت هم جلسه مباحثه! داشتیم!) وقت بیشتری را با عربی گذارندیم و همین افزایش تماس با عربی در یادگیری مان موثر بود. تابستان همان سال بچه هایی که به عمره یا کربلا و ... رفته بودند، مشکلی در برقراری ارتباط پیدا نکردند.

    متاسفانه هم اکنون دانشگاه با ارائه درسهای عربی دو یا یک واحدی، فقط خودش را گول می زند! البته یادگیری زبان عربی به مانند انگلیسی و دیگر امتیازات مثبت دانشگاه امام صادق علیه السلام، بستگی به خود دانشجو دارد ودانشگاه تنها بستر را به خوبی آماده می کند یا نمی کند! در بستر نیمه آماده هم می توان عربی، زبان و ... را یاد گرفت. (این روزها همزمان است با انتخاب متقابل حدود 200 نفر برای تحصیل در دانشگاه امام صادق علیه السلام)

    اما برگردیم به خود کتاب طریقه سهله: در 14 درس موضوعی، در شرایط مختلف (بیمارستان، بازار، مسجد،...) تدوین شده. در ابتدای هر درس تعدادی از واژگان پرکاربرد را به کمک تصاویر و دسته بندی ها می آموزد و در ادامه با مثال و تمرینات سعی می کند واژه ها، عبارات، ساختار و اسلوبها را در یادگیرنده درونی کند. (متفاوت با رویکرد حفظ حوار و مکالمه؛ در اینجا با تکیه بر تمرین سعی می کند کاری کند که یادگیرنده در شرایط خاص بتواند، جمله ای مناسب بسازد.) محاورات و مکالمات ساده (در همان موضوع درس) به همراه شعر کوتاه عربی، حسن ختام هر یک از 14 درس این کتاب است. قاموس (واژه نامه عربی فارسی) در انتهای کتاب، کمک مفیدی خواهد کرد.

    ویرایش دوم این کتاب برای موسسه آموزش عالی باقرالعلوم (از جمله مکانهای آموزش مکاله عربی در ایران) صورت گرفته است.

    راستی احتمالا متوجه شدید از بحث ضرورت آموزش مکالمه عربی و اینکه تعلموا العربیه یه حدیثه فاکتور گرفتم؟!

    کتابشناسی:
    حسن الحکیم، الطریقة السهلة لتعلم المکالمة العربیة، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، موسسه آموزش عالی باقرالعلوم، انتشارات بوستان کتاب، قم، 1383.

  • نظرات() 
  • یکشنبه 27 اردیبهشت 1388

     
    1. برنامه های روز جهانی ارتباطات انجمن دانشجویی فرهنگ و ارتباطات

      قرار بود به مناسبت روز جهانی ارتباطات، انجمن دانشجویی علمی معارف اسلامی، فرهنگ و ارتباطات یه مجموعه ای برنامه هایی اجرا کند. یکی اش برنامه یه روزه (شنبه) چند سخنرانی با عنوان کلی (ارتباطات و اسلام؛ در راستای کاری که وظیفه دانشکده ماست)؛ دومی سخنرانی صبح یک شنبه آقای دکتر معتمدنژاد با عنوان روز جهانی ارتباطات (به هر حال لقب پدری علم ارتباطات ایران، چه شایسته آن باشند، چه نباشند) ؛ سومی هم دو پنل ویژه مرجعیت علمی دانشکده فرهنگ و ارتباطات و راهکار تحقق آن: یکی ویژهم اندیشی اساتید (که به پیشنهاد استاد ارجمند سعید مهدوی کنی به برنامه ها اضافه شد) و پنل دوم: پنل دانشجویی مرجعیت علمی که به بیان پیشنهادات و تقابل نظرات دانشجویی دانشجویان می گذشت و در پی پیشنهاد جناب دکتر مهدوی کنی به برنامه ها اضافه شد. البته برنامه های انجمن دانشجویی فرهنگ و ارتباطات چون زیر مجموعه معاونت پژوهشی رفته که حمایت مالی و اجرایی پیدا کنه، تو تبلیغاتش می خوره با همکاری معاونت پژوهشی دانشکده فرهنگ و ارتباطات.

    2. برنامه اجرا شده روز جهانی ارتباطات

      آنچه اتفاق افتاد، عدم اتفاق برنامه های فوق بود! عدم اتفاق هم نوعی اتفاق است. تنها، برنامه روز جهانی ارتباطات، به صورت یک برنامه نیم ساعته بزرگداشت روز جهانی ارتباطات بدون حضور سخنران اصلی، بدون حضور رئیس دانشکده  فرهنگ و ارتباطات، با حضور 3 استاد (دکتر آشنا، باهنر و محسنیان) و 3 دانشجو برگزار شد. البته باید به آن 20 دانشجوی کلاس تعطیل شده آقای دکتر مهدی محسنیان راد که به برنامه اضافه شدند را هم حساب کنیم.

    3. شبهه حدیثی نقل شنیده ها (اخلاقی یا فقهی؟)

      حال به بیان شنیده ها بپردازیم. البته خرده نگیرید که چرا شنیده ها را نقل می کنی! گرچه گفته اند: حسبک من الکذب ان تحدث بکل ما سمعت. به هر حال به نظر می رسد این حدیث مشکل سندی داشته باشد، (و البته ما هنوز سند حدیث را ندیدیم) یا با توجه به قرینه ها و نهایتا تشکیل خانواده حدیثی، نهایتا کاربرد اخلاقی داشته باشد، کما این که ظاهرا حکمی فقهی بر مبنای آن صادر نشده و ما هم فقط در برگه های اخلاق دکتر خندان این حدیث را دیدیم.

    4. شنیده های جنجالی دانشکده فرهنگ و ارتباطات

      دانشکده فرهنگ و ارتباطات ابتدا با برنامه موافق بوده و بعد از اضافه شدن پیشنهاد دکتر مهدوی کنی مبنی بر اضافه شدن پنل، دانشکده مخالفت کرده. البته ظاهرا این تغییر جزیی بهانه ای بیش نبوده است.

      دانشکده فرهنگ و ارتباطات ظاهرا گفته نه تنها همکاری نمی کنیم، سنگ هم جلوی پایتان می اندازیم!

      دانشکده فرهنگ و ارتباطات: هزینه ها را نمی دهیم!

      دانشکده فرهنگ و ارتباطات: سالن هماهنگ شده تان رو لغو می کنیم!

      دانشکده فرهنگ و ارتباطات: سخنرانانتان را دم در راه نمی دهیم!

      دانشکده فرهنگ و ارتباطات: چرا در اطلاعیه جلسه اسم آقای مولانا بالاتر از اسم آقای معتمدنژاد است؟

      دانشکده فرهنگ و ارتباطات: مرجعیت علمی....

    5. نکته

      یکی از دوستان می گفت تنها علت موفقیت دوره علمی پژوهشی دانشجویی هفته دعوت (با حضور اساتید گرانقدری چون مولانا، فیاض، محسنیان راد، مهدوی کنی و ...) عدم حضور دانشکده فرهنگ و ارتباطات بوده. کتاب هفته دعوت (تابستان گذشته) تقریبا آماده است. دعوت دوره ای بود که به کمک بچه های بسیج وهمکاری نسبی معاونت پژوهشی دانشگاه امام صادق علیه السلام برگزار شد. این دو روز هم قرار بود اتفاق مشابهی بیفتد ولی نیفتاد. (تا حالا که حرف رادیکالی نزده ایم؟) بالاخره یکی باید حرف رو زمین مانده مقام معظم رهبری، تنها انتظار ایشان از دانشگاه ما را جدی بگیرد یا نه؟! البته بعضی دانشکده ها کارهایی کرده اند.

    6. لازم نیست بگوییم

      لازم نیست که بگوییم اگر دانشکده فرهنگ و ارتباطات به ما (دانشجویان) سالن ندهد، نهادهای متعددی هستند که سالن می دهند؟ اگر دانشگاه امام صادق علیه السلام هم ندهد، بیرون دانشگاه پر است از نهادهای علمی پژوهشی که منتظر این حرفها هستند. اصلا آنها هم نباشند، این حرفها نیاز به منابع مالی و سالن ندارد! تو همین مسجد قدس دور هم جمع می شویم. مطمئنا پروفسور مولانا، دکتر سوزنچی، دکتر فیاض و ... خواهند آمد. بچه ها تو گرمای تابستون اومدند، باز هم می آن. انشالله.

      واقعا می خواستید به انتظامات بسپارید پروفسور مولانا، مشاور رئیس جمهور، یک چهره شناخته شده بین المللی را برای حضور در یک نشست علمی که سخنران آن هستند، اجازه ورود ندهند؟ واقعا فکر می کنید اسم آقای معتمدنژاد بالاتر از اسم آقای مولانا باید نوشته شود؟ اصلا آقای معتمدنژاد برای اسلام، انقلاب و مرجعیت علمی چه کرده اند؟ واقعا دانشکده فرهنگ و ارتباطات مرجعیت علمی را شوخی گرفته؟

    7. دانشکده فرهنگ و ارتباطات یا دانشکده معارف اسلامی، فرهنگ و ارتباطات

      عمدا ما از عبارت کامل دانشکده معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات در این نوشته استفاده نکردیم و همه جا (نه به اختصار) نوشتیم دانشکده فرهنگ و ارتباطات. یکیش وقتی معارف اسلامی به حقوق یا اقتصاد اضافه می شه، معنی داره. ولی اضافه شدن معارف اسلامی به ما چیزی اضافه نمی کنه. ما به خاطر ذات میان رشته ای رشته مون باید معارف اسلامی بخونیم. دلیل مهم تر: دروس اسلامی رشته مون  و در واقع اکثریت واحدها رو دانشکده فرهنگ و ارتباطات ارائه نمی ده. از حدود 180 واحد لیسانس، فقط 60 واحد را دانشکده فرهنگ و ارتباطات ارائه می ده. وقتی یک واحد معارف اسلامی ارائه نمی ده، در مورد محتوای و عناوین واحدهای معارف اسلامی هم قدرتی نداره، پس ما معارف اسلامی مون را از دانشکده فرهنگ و ارتباطات نمی گیریم. لازم نیست بگم که نهایتا تولید علوم انسانی اسلامی هم به همین سادگی محقق نمی شه!

  • نظرات() 
  • سه شنبه 4 فروردین 1388

    چتر حمایتی دانشکده از ما

    به هر حال ما دانشجوی کجاییم؟ دانشکده؟ خوبه! پس چتر حمایتی دانشکده از ما در برابر کلیه قسمتهای دانشگاه کجاست؟ چرا یک کارمند جرات می کند به ما بگوید بروید 5 واحد موضوعات انتخابی بردارید! بیخود 5 واحد مکالمه برداشتید! (5 واحد موضوعات انتخابی، جایگزین مکالمه عربی سابق هستند ولی همچنان مکالمه یکی از مهم ترین موضوعات انتخابی است. فهمیدید چه شد؟ یعنی همون فحش خودمون! یعنی باید همون مکالمه ها را به اسم موضوعات بردارید! کسی نیست به این بشر بفهماند که آن زمانی که ما این واحدی مکالمه را پاس کردیم، شما هنوز موضوعات انتخابی رو اختراع نکرده بودین!) ما به دانشکده نیاز داریم تا بخشهای دانشگاه به ما زور نگویند! تا آقای لاجوردی ساعت قواعد3 را جابجا کند که بتوانیم اندیشه4 بگیریم. ترم 4 کجا بودید؟ آنگاه که آقای لاجوردی به استناد اشتباه محض آقایان میرجلیلی (و شاید هم کارمند بخش عمومی) همه جور تهدیدی کرد ما را؟ ما تک و تنها ایستادیم در برابر همه زورگویی ها و با استدلال و منطق از حرفمان (حقمان) کوتاه نیامدیم. آقای لاجوردی یکبار از فرط عصبانیت کلاس را ترک کرد ولی باز هم تنها بودیم و چون تنها و بی پناه بودیم به ما گفتند طاغی! تا همین ترم پیش، اساتید مختلف بخش عربی (آقایان لاجوردی، اسودی، اسماعیل پور، داوری و ذوقی) که با ما درس (قواعد و تجوید) می گرفتن همان جلسه اول می گفتن «طاغی های ارتباطات 84 شمایید؟» نیمسال دوم 85-86 واقعا چه کردید؟ به شما ایمیل نزدیم؟ از همون موقع فهمیدم که فقط خدا با ماست! اون موقع کجا بودید؟ ما هشتادوچهاری ها از اون موقع داغ بر سینه داریم. ما از حقوق اولیه خودمان بازمانده ایم. شورای مشورتی می خواهیم چه کار؟ اینها خوبست ولی الان مسائل بزرگتری است. اول، این جسد بی جان را احیا کنید و سپس تصمیم بگیرید که آیا آب پرتقال هم بدهیم خوبست! اومدید تو فضای فکری من؟ دیدید تو این دنیای به این بزرگی چقدر تنهام؟ همین ترم خواهیم دید که در مورد درس سیاستگذاری ترم قبل چه می کنید! (الان می فهمید که معنای «مرا به خیر تو امید نیست، شر مرسان» یعنی چه؟ نکند آن مطلب را نخوانده اید؟ کامنتی از دانشکده و مسئولین دانشگاه یادم نمی آید.) فعلا نارضایتی بچه ها از وضعیت درس به جایی رسیده که یکی از بهترین بچه های دانشگاه گفته حاضرم این درس حذف بشه، دوباره یه ترم دیگه با بدترین استاد ممکن بگیرم! من هم موافقم. فکر می کنم همه موافقند! بگذریم.

    انشالله اگه روزی سه بار اینترنتمان قطع نشود، (و یا کمی ارزون حساب کنند! یا منطقی حساب کنند!) حرفهایم رو رو همین وبلاگ می نویسم. خب، اگه امروز من شروع به حرف زدن می کردم، باید این حرفها رو می زدم و جنجالی درست می شد که همه زحمات و تلاشهای بچه ها و اساتید را نابود می کرد!

    ·                                 من امروز فقط برای شفاف سازی نوشتم، نمی خواستم جنجالی بشه، اولش هم خیلی خودسانسوری کردم ولی بیشتر نشد!

    ·                                 وآخر دعونا ان الحمدالله رب العالمین...

    و اینک گزیده ای از کامنتها و نظرات:

    نویسنده: خودم

    پنجشنبه 23 آبان1387 ساعت: 23:40

    فقط انصاف را رعایت کنید! من یه دانشجوام که دکترا می خوام برم!

      

    نویسنده: حسین براتی

    شنبه 25 آبان1387 ساعت: 0:28

    سلام حمید جان

    الحق که درد دل ماها رو نوشتی. کاری نمیتونم بکنم جز حمایت و تصدیق!

    راستی حیف که نتونستم تو اون جلسه شرکت کنم. میدونی که قضیه مسافرت...

     

    نویسنده: مهدی یوسفی

    جمعه 24 آبان1387 ساعت: 18:50

    با سلام

    من هم داشتم بر رسانه ای کردن موضوع فکر میکردم

    به نظر منما همه مراحلی که میبایست قبل از این مرحله انجام می دادیم را انجا داده ایم و برخورد روز پنجشنبه اساتید ما را در این تصمیم قطعی کرد

    همان موقع که در مورد مولانانوشتم قید وبلاگ برتر بودم را زدم

    منتظر مطلب من باشید

    ........................................................

    پاسخ مدیر وبلاگ: جوون! ما حرفامونو نوشتیم! این طور که شما نوشتی، دوباره به ما می گن: آفرین از سیاست رسانه ای ات خوشم آمد! اگه می خواستم رسانه ای اش کنم، فقط به همین موضوع می پرداختم و این موضوع رو کامل می نوشتم؛ این وبلاگ داره جریان عادی اش رو طی می کنه. همین!

    وب سایت

     

    نویسنده: تائو

    جمعه 24 آبان1387 ساعت: 15:20

    نمی دونم چی بگم وقتی هنوز نمی دونم دانشجوی چه کدی هستم بعداز 7 ترم و 60 واحد گذرونده(یعنی 120 واحد مونده و 1ترم) ولی هر اتفاقی داره میافته به نظرم برای من خوبه پس پشتتونم.

    C:\Users\Mochol\AppData\Local\Temp\msohtmlclip1\01\clip_image001.gif

     

    نویسنده: مصطفی پورمحمدی

    شنبه 25 آبان1387 ساعت: 11:9

    خیلی خوب بود حمید جان.

    وب سایت

     

    نویسنده: اشنا

    شنبه 25 آبان1387 ساعت: 12:42

    جلسه برای من هم مفید بود . من سعی کردم کمک کنم تا با هم از تفکر تقلیدی و تکرار گفته ها به جای تعمق در مفاهیم عبور کنیم.بدره / یوسفی / صابری / کشفی / هما زاده و همه حاضران و غائبان آن جلسه بخشی از عمر بازگشت ناپذیر من هم هستند همان گونه که چه بخواهید و چه نخواهید ما هم جزئی از وجود معرفتی شما هستیم. خدا نیاورد روزی را که "دکتر آشنا در جهت هدفی که داشت، فوق العاده ظاهر شد و به تعبیر موقت وبلاگ دروازه گربه جفت پا رفت رو شکم محسن بدره! (با عذر خواهی از همه!) " . من ترجیح می دهم با قلب و مغز افراد سر و کله بزنم .

    من مشکل را در ابعادی کمی متفاوت از دوستان ارزیابی می کنم و ان شا الله در باره آن ابعاد خواهم نوشت.

     

    نویسنده: وحید صابری

    شنبه 25 آبان1387 ساعت: 15:11

    چون دوست، دشمن است شکایت کجا بریم؟""

    شعر قشنگیه برای وضعیت ما در این دانشگاه . وقتی شکایت به رئیس دانشگاه میبریم که .... . شکایتمان را به اساتید خودمان که میگوییم انگار اصلا نمی فهمند که ازچه سخن میگوییم. بگذریم که بخی از اساتید شان خود را بالاتر از پاسخگویی به یک سری دانشجو میدانند حال آنکه در اردوی بصیرت که در حقیقت ما میخواستیم برای آینده زندگیمان تصمیم بگیریم با سر آمدند و چنان پرشور از رشته صحبت که میتواست هر تازه کنکور داده ی تازه کاری مثل ما را حسابی ... میکردند.

    اساتید محترم! بدانید که از نظر من اساتید دانشکده تبلیغ بسیار باتقوا و شکسته نفس بوده اند که با حرف چند دانشجو دانشکده را تعطیل میکردند . البته مسلما آن دانشجویان حرفهای خود را علمی مطرح کردند ولی مگر ما این کار را نکردیم؟ من به عنوان فرزند کوچک شما و من باب امر به معروف و نهی از منکر شما را به همان تقوایی که از اساتیدتان دیده اید دعوت میکنم. چرا که هرکس که یک دانشکده را تاسیس میکند شرعا در برابر عمر تک تک دانشجویان مسوول است. منی که از همان اول گزینه اولم کار فرهنگی و این رشته بود و میگویم که اگر صد بار دیگردر این زمانه متولد شوم باز هم به سراغ چنین رشته هایی میروم و اکنون نیز در حد توان و ارده در صدد کسب علم در این زمینه هستم و زحمت آن را میکشم به شما میگویم که در آن دنیا هفت سال از بهترین سالهای عمرم را از شما طلب میکنم.! جناب آقای مهدوی شما در این دانشگاه امام جماعت هستید اما با مراجعه به وجدان خود بگویید که آیا صحبت های شما در اردوی بصیرت صادقانه بود؟ ما به حساب حرفهای شما به این دانشگاه آمدیم و حالا شما میگویید چون شما من را انتخاب نکردید من به شما پاسخگو نیستم!!!! ما همان روزی شما و باقی دانشگاه را انتخاب کردیم که برگه ی ثبت نام را پر کردیم! وظیفه ی شرعی ما ابلاغ این مطلب بود و بی شک وظیفه شرعی شما پاسخگویی به کسلانی است که عمر خود را در دو دست شما قرار دادند.

    والسلام علی من اتبع الهدی

     

    نویسنده: مهدی یوسفی

    سه شنبه 28 آبان1387 ساعت: 16:21

    عبارت دکتر آشنا "از تفکر تقلیدی و تکرار گفته ها به جای تعمق در مفاهیم" توهین صریح به شعور تمام مخاطبین جلسه بود/ ایشان این عبارت را در خود جلسه هم گفتند

    متهم کردن صحبت‌کنندگان که دانشجویان در آستانه فوق لیسانس بودند و اکثراً به لحاظ علمی و پژوهشی از ممتازین دانشگاه بوده‌اند و دارای مسئولیت‌های مهم و کلیدی در بسیج و گزینش دانشگاه بوده‌اند به "تفکر تقلیدی و تکرار گفته‌ها" اتهام بزرگی است که حاظرین در جلسه می‌توانند ارزیابی درستی از میزان اعتبار این گزاره آقای دکتر داشته باشند. جالی است که تفکر مشحون از ارکان پست‌مدرنیته دکتر آشنا (لاقل آنگونه که در جلسه بروز پیدا کرد) چگونه جرئت جزمیت و اطلاق لااقل در یک موضوع مشخص را پیدا کرده است!

    سایر مستمعین و تأیید کنندگان صحبت‌ها همه افرادی عاقل و بالغ بودند و در خود جلسه نیز تصریح داشتند که مباحث را پیگیرند و متوجهند.

    آن‌چه که در جاسه به نحو بارزی خود را نشان داد رویکرد خاص دکتر آشنا در به انحراف کشاندن جلسه در جهت نرسیدن به نتیجه مشخص بود. ایشان سوال بسیار روشنی را بعد از 3 بار تکرار هر سری به نحوی پیچاندند و بعد که اصل سؤال دوباره تکرار شد از پاسخ سرباز زدند.

  • نظرات() 
  • سه شنبه 4 فروردین 1388

    در سری قبلی پاورقی، کمی بیش از معمول جنجالی شده بودیم. هر چی می نوشتیم آشوب و جنجال می شد. مشکل اینجا بود که نه فقط بچه ها، اساتید هم برداشتهای خارج از متن زیادی می کردند که اصلا درست نبود. خیلی از چیزهای تصادفی به حساب تدبیر رسانه ای مناسب ما(!) گاشته می شد و ... این یکی از آن مطالب جنجالی است که برای پنج شنبه سیاه(1) همان پنج شنبه ای که انقلاب بچه های ارتباطات زمین خورد! نوشته شد. پنج شنبه دوم بعداز روز تاریخی 14 آبان! روز دو تجمع دوستانه مقابل دانشکده!

     

    یکبار دیگر این بدیهی نکته را همین جا تذکر می دهم که این وبلاگ صرفا دربردارنده برداشتهای شخصی من می باشد و قابلیت چندانی برای استناد ندارد!

    1-  وقتی نمی شود نوشت = وقتی نمی شود ننوشت!

    من بچه خوبی ام!

    یادی از وبلاگ یه مسافر

    برای جریان نقد دانشگاه، و بالتبع برای جریانات نقد دانشکده و کلا برای نقد (حتی نقد دانشجویان که رفتارهای دانشجویی که نمونه هایی از آن را در وبلاگ دروازه گربه دیدیم.) من بهترین وسیله رساننده به هدف رو استفاده از فضای وب می دانستم و می دانم. (البته نه به آن گونه که بیرون دانشگاهی ها آن را ببینند. وبلاگی که فقط کاربران آن (دانشجویان، اساتید و کارمندان) امکان و وظیفه مشاهده آن را داشته باشند.) از این بحث روش شناسی که بگذریم؛ (بله، من موافق این روش حرکت و این روش گفت و گو نیستم ولی از باب حمایت از حرکتهای دانشجویی اصلاحی از باب اکتفا به حداقل...) مگر می ذارن ما تو وبلاگ مطلب بنویسیم! (نه! دیگه نمی خوام از وضع افتضاح اینترنت دانشگاه بنالم. نمی خواهم بگم با این وضع که روزی سه بار اینترنت ما قطع می شود ...) یا دانشجوها سوء استفاده می کنند و یا اساتید «بد» می فهمند! چرا فکر می کنید که همه اش توطئه است و سیاست رسانه ای و ... پشت این مطالب ماست؟ به خدا ما این یادداشتهای شخصی خاطرات روزانه ای که تو وبلاگ می نویسیم چند بار سانسور و حذف می کنیم که کسی برداشت ناجور، استفاده ناجور نکنه. خداییش دانشجو به مظلومیتِ من، به صبوریِ من، به آرامش، به سکوت، به ... ِمن دیدید که حتی اگه سرش رو ببرید، به خاطر مصالحی بالاتر حرف نزنه؟ در اوج بحران من فقط گفتم این حماقته که سیستم توجه نمی کنه 330 بزرگتر از 168 است. (330، تعداد ساعتیه که هفته شانزدهم باید می داشت که ما برای انجام تکالیف آن هفته صرف آن می کردیم، البته بدون ساعات کلاس رفتن، نماز و عبادت، خوردن و خوابیدن، ورزش و تفریحات سالم، دیگر وظایف دانشجویی و انسانی (مثل عدالتخواهی و ...) یعنی اون عدد سرانگشتی 280 بعد محاسبات دقیق تر به 330 ساعت و 10 دقیقه افزایش یافت! (حال محاسبه کنید ضریب جدید حماقت سیستم را!)) ما بچه خوبی هستیم! سر به زیر! برای همه درسها جزوه می نویسم! (تقریبا) همه تکالیف رو انجام می دهم. تو وبلاگم، تو قطار، جاهای مختلف، کلی از دانشگاه و رشته و نظام و انقلاب و اسلام تعریف کردم و دفاع کردم! معدلم (اگه اساتید وکارمندا (= سیستم) سوتی ندهند و خودم هم پیگیری کنم) همیشه بالای نود بوده و هست و خواهد بود! هفته ای تقریبا یکبار استخر، ورزش روزانه (بعضی روزا!)، نونوایی و تمیز کردن اتاق و ...! عاشق و آمر و عامل کار علمی هم هستم! (انشالله) مثلا یه مدت وبلاگی به اسم یه مسافر زده بودم و می خواستم که رو این زمینه کار بکنم که سفر رو عشق است! شرحش این بود: «سفرهای مذهبی دانشجویی: سفرهایی که باید رفت!» اجمالا می شد فهمید که می خواستیم بگیم و تو این زمینه کار کنیم که

     1- ما معتقدیم رسانه سفر، اگر بهترین نباشد، از نظر من بهترین است! و این حوزه را برای خود انتخاب کرده ام! (هنوز هم این طور فکر می کنم! نبینید که این همه از رسانه کتاب و کتابخوانی نوشتم! اینجا رو ببینید که هنوز دوست دارم پایان نامه رو رسانه راهیان نور کار کنم!)

     2- همون طور که تو پروپزال پایان نامه نشون دادم، دوست دارم (و فکر می کنم باید) روی این قشر جوون و نوجوون کار کرد. البته تو حال و هواهای سال اول و دوم تاکید زیادی روی قشر دانشجو داشتم که الان با 4 سال سابقه دانشجویی اون تاکید رو ندارم ولی به نظر میآد بهتره داشته باشم.

     3- چرا سفرهای مذهبی؟ و چرا به ویژه عمره دانشجویی؟ ساده است! یکیش آرمان تبلیغ اسلام! دومیش آدم این سفرا رو که میره یه تغییری می کنه در حد تیم ملی! البته بین این سفرا، اعتقاد دارم بیشترین تاثیر برای همین راهیان نوره که توش ادبیات ساده زیستی و زندگی راحت دیده می شه. خدایی که در همین نزدیکی است. نه ادبیات رفاه زده زندگی در هتلهای 5 ستاره عمره دانشجویی عربستان وهابی سعودی! به هر حال مطالعات قبلی من ثابت می کرد که مسافرت اساسا پدیده ای دینی است و باید سفر رفت و اولین توریستها همان زائرها بودند و ... . ولی... . کسی دستم رو نگرفت کمکم کنه، کاری بشه. (شاید مشکل از من بود که نتونستم کسی رو پیدا کنم که باهاش کار کنم!) بگذریم از این بحثها؟

     اصلا از یه دانشجو چی می خواهید که من ندارم؟!!!! از این بحث هم بگذریم. چون اصلا کسی رو خوب بودن من شک نداشته و نداره!

    داشتم می گفتم (یا می خواستم اینم بگم) که این برداشتهای غیر واقعی از آنچه به ضرورت اقتضائات نوشته می شود؛ چه از سوی دانشجویان فلان سوءاستفاده گر و چه از سوی اساتید محترم نمی ذاره راحت بنویسیم. اصلا خیلی وقتها نمی ذاره بنویسیم. مشکل اینجاست که می ترسم حتی از سکوت من استفاده هایی بشه و بعدا بگن این معنا از سکوت رسانه ای شما برداشت شد که... . پس بذارین مثل همیشه روراست ولی راحت حرف بزنم. از این هم بگذریم و به مرور وارد اصل مطلب بشیم:

    2-  جلسه نقد رشته و دانشکده صبح پنج شنبه که (شاید) قرار بود همه باشن

    از همین جا شروع کنیم و درباره چند محور بنویسیم. (نه لزوما مهم ترین محورها!)

     تعداد زیادی دانشجویان به شهرستان خود نرفتن فقط به خاطر این جلسه و با این کار عملا یک ماه دیدار خانواده شان به تعویق افتاد. البته بعضی ها که تعدادشان بسیار کم است، به دیدار خانواده رفتند. بسیاری از تهرانی ها که کلاسهای دانشگاه رو ساعت 8 نمی آن، تو این جلسه حضور بهم رساندند. واقعا تشکر می کنم. موقعیت فوق العاده حساس یک هفته قبل امتحانات هم نتوانست عامل ضعیف کننده حضور بچه ها باشد. بچه ها خوب آمدند. توجه: اینها همان بچه هایی هستند که کلاسهای درس، نشستهای شنبه، سایر همایشها و برنامه ها را بسیار ضعیف شرکت می کنند. امثال من که 7 تا 11 آخر هفته رو به مناسبت کسری خواب هفته می خوابند هم به موقع آمدند!
    از حضور اساتید
    (برای سه نفر هم می شود جمع بست.) هم تشکر می کنم ولی ای کاش لاتبطلوا صدقاتکم بالمن و الاذی! به هر حال با این که از 10 روز پیش هماهنگ شده بود، فقط آقایان دکتر همایون، بشیر و آشنا آمدند و بقیه نیامدند. من هیچ گونه نتیجه گیری نمی کنم. شاید مصلحتی بوده که نیامدند. شاید دلیل قانع کننده ای. شاید ... شاید... (تکرار شاید تا 70 بار! (یه جا باید این رویکرد اسلامی خودش رو نشون بده!)) راستی اهمیت ما قشر دانشجو برای اساتیدمان کجاست؟ شما چه فکر می کنید؟ (منتظر کامنت و نظر همه (اساتید و دانشجویان) تو این مورد هستم.)

    از من نپرسید!

    یکی از اساتید که تو جلسه اولی ادعا می کرد که همه مباحث به وی مربوط می شود و اصلا به خاطر ایشان جلسه با اینقدر تاخیر برگزار شده بود، هیچ حرفی برای گفتن نداشت و برای بار دوم (نوبت اول در هفته دعوت) تکرار کرد که در مورد مباحث فلسفی و مبانی و این حرفها از من نپرسید، بلد نیستم!

    جای تعجب!

    جای تعجب بود که مطالب مندرج در منشور رشته(مانیفست) برای یکی از اساتید تازگی داشت. (البته جای تعجب نیست مثلا همین الان چند درصد از شما دانشجویان و اساتید، می دانید تعداد واحدهایی که دانشکده آنها را ارائه می دهد چند تاست؟ واحدهای عمومی (=غیر دانشکده ای  یعنی اعم از عربی، زبان، معارف، عمومی) چندتاست و چه نسبتی بین این دو برقرار است. فردی که بدون تقلب صحیح جواب بدهد، یه بار بوفه مهمون من!) شنیدم یکی گفته واحدهای ما هشتاد و چهاری ها و به بعد 20 واحد از دو کد قبلی بیشتر شده! در اینجا ضمن تکذیب این خبر اعلام می داریم گرچه طبق ترم بندی ها، 10 واحد کمتر شده، یک ترم به طول دوره حضور ما در زندان سبز اضافه شده است!

    حالا که توهین، خداحافظ!

    «به ما توهین شده، پس می روم.» این حق اولیه هر فردی است که در برابرتوهین واکنش نشان دهد. دو نکته: جایگاه بحث نیت در ارتباطات که آن همه رویش تاکید کردیم و می کنید کجا رفته؟ نکته دوم: پس ما دیگر حرفی نزنیم. چون الفاظ مودبانه توهین تلقی می شوند! البته من که علنا فحش می دهم، البته اگه این فحش های به سبک من اشکال داره، باید بگم که اینا رو تو دانشگاه امام صادق و اتفاقا از همین اساتید امام صادقی یاد گرفتم!

    «چرا همه حرف نمی زنن؟»

    «چرا همه حرف نمی زنن؟» الان خوب که فکر می کنم:

     1- طبیعی است که آرای متفاوت وجود دارد. ولی همه طی جلسات متعددی به توافق رسیده اند که چه مباحثی طرح شود و قرار شد چند نفر به نمایندگی حرف بزنند. یعنی این اختلافها آنقدر مهم نیست که اتحاد دانشجویان خدشه دار شود.

    2- وقتی دکتر همایون درمورد مباحث بنیادین و چارچوب تئوریک حرف نمی زند، من (یعنی خودم، نه من نوعی دانشجو) که یک دهم علم و تجربه ایشان را ندارم چه بگویم؟ فقط چند نفر از بچه ها تو این زمینه کار کرده اند و بقیه هم دیدند که گویا این حرفها آنقدر ها هم بیراه نیست! بعلاوه اگه صحیح باشد، دفع خطر احتمالی عقلا واجب است! واقعیتش اینست که ما (بعضی از ما) اندازه فهم خودمان نه می توانیم مخالفت کنیم و نه موافقت. علمش را نداریم. به هر حال مطرح کردن این مباحث، مسلما به شناخت بیشتر رشته از دیدگاه موسسان کمک کمک می کند. البته جوری برنامه ریزی شده بود که در هر 4 حوزه (بنیادی، آموزشی، مدیریتی، پژوهشی) چندین نفر از کدهای مختلف حرف بزنند. مثلا من قرار بود پاره ای از مسائل آموزشی کدهای جدید(84 و بعد) را ارائه کنم که به درخواست دکتر همایون همان ابتدای کار، مسائل آموزش از دستور خارج شد و تنها بحثهای بنیادی که بیشتر به آقای همایون مرتبط می شد...

    درباره دکتر آشنا

     در کل از محل نشستن، رفتارها، حرکات، لبخندها، واژگان به کار برده، جملات تعیین کننده جهت بحث و... خیلی خوشم آمد. دکتر آشنا یعنی کاربرد عملی فرهنگ و ارتباطات در زندگی روزمره. من واقعا دارم خیلی چیز یاد می گیرم. همیشه صرف مشاهده ایشان یک کلاس آموزشی بوده است. (قابل توجه اساتید تفسیر این ترم که تفاوت آشکاری بین حرفهای همان جلسه شان با رفتار همان جلسه شان ما را دیوانه می کند!) دکتر آشنا در جهت هدفی که داشت، فوق العاده ظاهر شد و به تعبیر موقت وبلاگ دروازه گربه جفت پا رفت رو شکم محسن بدره! (با عذر خواهی از همه!)  با این دیدگاهِ ایشان که عمده بحث سردرگمی دانشجویان، به خاطر عدم پیوند دروس عمومی و تخصصی است (یا همچین تعبیری) کاملا موافقم. (من عمده مشکلات را در سیستم دانشگاه می دیدم و می بینم. همون بحث سیستم احمق که جز را گفتم و کل را مراد کردم! (فکر کنم با این جمله برای خود مشکل درست کرده باشم!) حتی بیشتر مشکلاتی که دیگران به دانشکده ربط می دهند. البته دانشکده باید نسبت خود را با دانشگاه نه تنها مشخص بلکه تغییر دهد. این باید، باید الزام آور نیست؛ بلکه چیزی از سنخ وجوب شرعی است!) البته تاملات دوستان کدهای مختلف در مورد پراکندگی دروس تخصصی باید پاسخ مناسبی یابد. از سوی هر کسی که می تواند و احساس مسئولیت می کند.

    (احتمالا یا تقریبا) تنها نکته ای که دکتر آشنا پذیرفتند همین بحث فاجعه دروس عمومی است که در سیستم احمق گوشه ای از آن رو کردم و بقیه اش رو حضوری بحث کردم. من به شخصه این استدلال که «دروس عمومی به ما تحمیل شده است.» را نمی پذیرم. آن هم از سوی امثال دکتر آشنا که هر چه خواسته اند کرده اند.
    (یه ذره تند بریم؟!) دو برابر واحدهایتان(61 در برابر 115) به دانشجوی شما واحد ... تحمیل کنند که هیچ ارتباطی با وی و رشته اش ندارد و شما بگویید بر ما تحمیل شد! 12 واحد فقه تخصصی تا ترم دوازدهم (یک ترم پس از اتمام کلیه دروس!) باید بخوانیم درحالی که دانشکده هیچ نقشی در زمینه محتوای آن، استاد آن، حجم آن و اصلا هیچ نقشی نداشته باشد؟ (البته مورد مخصص نیست و شامل کلیه 115 واحد عمومی می شود.) اصلا چگونه اسم دانشکده معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات است درحالی که هیچ واحدی و یا سر فصلی به آن اختصاص نیافته؟ (اگه یافته، رو کنید و ما رو آرام کنید.) شما (در لیسانس) فقط تعداد یک سوم واحد های ما را ارائه می دهید و هیچ درس و یا سرفصلی که رنگ و بوی معارف اسلامی داشته باشد، ندارید. اگر چیزی فراتر از علاقه شخصی ارائه داده اید رو کنید! اوج بحث من همین جاست! کسی خود را مسوول پیوند معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات نمی داند. کسی اصلا این کلمات را یک کل به هم پیوسته نمی بیند! دروس عمومی که کاملا جداگانه ارائه می شوند و هیچ رویکرد فرهنگی و ارتباطی به آشکارترین مباحث مرتبط ندارد. چرا باید داشته باشند؟ ما معمولا حتی در دروس عمومی، اقلیت کلاس هستیم. فرض که نباشیم هیچ استاد خود را مسئول برقراری این پیوند نمی داند. البته هر کی نتونه، حاجی لک می تونه حتی پیوند بین درس تربیت بدنی و فرهنگ و ارتباطات برقرار کنه. هیچ کس گامی بر نمی داره و هیچ کس هم خودش را مسئول نمی دونه و مسئول نیست. دانشکده واحدهای تخصصی (غربی) خودش را ارائه می ده. بخش عمومی هم تو فضای خودشه (و فعلا حتی نفهمیدند که میشه تحریر امام خمینی رو درس داد. میشه از ارث مجوس صرف نظر کرد. میشه بحث مستحبات افتادن شتر در چاه را نگفت. میشه به جای اینها بحثهای اتفاقا هم فرهنگی و هم ارتباطی مثل کتاب الجهاد، کتاب الحج را درس داد.) بخش عمومی که دروسش رو برای همه ارائه می ده. فرض شرایط مهیا باشه، بچه های بقیه رشته ها که تو کلاسهای عمومی ما هستند، هیچ تمایلی به شنیدن این بحثه شاید نداشته باشن. نه بخش عمومی، نه دانشکده، نه هیچ جای دیگه خودش رو مسئول بزرگترین وظیفه دانشگاه، مهم ترین دغدغه رهبری، وظیفه اول هر منتظری نمی دونه! (همه اینها به تصور من است!) تولید علوم انسانی اسلامی(با فرض پذیرش اینکه این روش دانشگاه ما درست است) کشکاً پشما! حرفهای آقا کشکاً پشما! به هر حال فکر می کنم «واو بعد معارف اسلامی» در عبارت دانشکده معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات به معنی «نه» ( دانشکده معارف اسلامی؟ نه! فرهنگ و ارتباطات) و در اسم رشته به معنی واو جدایی انداز و سکولار ساز باشه. اگر شواهد و قرائنی خلاف این گفته دارید، رو کنید! البته تقریبا همه حرفهای من مستند به سخنان حداقل یکی از اساتید و واقعیتهای موجود بود.

    نمی دونم شاید چون من هشتادوچهاری ام و سری جدید دروس عمومی رو می خونیم، به خاطر توجه و درگیری عملی با فاجعه دروس عمومی، به خاطر عمق فاجعه دروس عمومی (از تمامی ابعاد آن) مشکلات دروس تخصصی را نمی بینم. عمق فاجعه دروس جدید عمومی به حدی است که هشتاد و سه ای ها قبلا چندین بار با مشاهده وضع فلاکتبار ما گفته اند:  خدا را شکر ما هشتاد و چهاری نشدیم!

    ·                                 به هر حال ملاحظات زیاد است! اصلا این سوال از وقتی که فهمیدم ما 12 واحد فقه تخصصی داریم که یه حاج آقا تو دانشکده الهیات براش تصمیم می گیره و البته به خاطر سوتی های کارمند دانشجوی اونجا معلوم نیست چه بلایی سرش بیاد (از سوتی های این کارمند: به یه استاد نگفته که این ترم براش یه درس دیگه ای هم گذاشته اند! درس ارائه شده و استاد از حضور در کلاس امتناع می کرد که چرا بعد دو هفته باید بفهمم که چنین درسی را هم دارم؟!!!!! می بینید با سرنوشت ما چطور بازی می شه!) از همون روز این سوال برام پیش اومده که مگه برای 12 واحد مطلب دارند؟ هشتاد و سه و دو از چهار واحدش می نالید که استادش مجبور شده برای پر کردن ساعت کلاس، همه چیز رو به اسم فقه فرهنگ و ارتباطات بگه و اراجیف بافی کنه؛ ما باید با 12 واحد و 6 ترم چه کنیم؟ اونم 6 ترمی که ... . اصلا فرض برای 12 واحد مطلب داشته باشیم؛ رو چه حسابی 12 واحد فقه فرهنگ و ارتباطات؟ اصلا چرا ما یک صدم واحد تفسیر موضوعی فرهنگ وارتباطات نداریم؟ اصلا چرا تناسبی نیست؟ اگه قراره 12 واحد فقه اش رو بخونیم، 24 واحد نظریه ها، 24 واحد مبانی، 12 واحد روشها، یه چند واحد فلسفه فرهنگ و ارتباطات.... اینقدر واحد لازم داریم! (البته رو تعدادواحدها همین جوری نوشتم، زیاد درست نیست، روح مطلب مهمه.) روش شناسی پیوند معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات لازم داریم. (خوبه ها! یه درسهایی باشه که روش ترکیب علوم رو به ما یاد بده. یه چیزی مثل جلسه روش شناسی مطالعات بین رشته ای دکتر پاکتچی و بحث دانش خادم و مخدوم و این جور حرفا که برام مفید بود. راستی تفکر انتقادی ما چی شد؟ روش حساب کرده بودیم!) اگه (شما ای دانشجو، ای استاد، ای کارمند، ای...) می گید لازم نداریم، حرفی نیست؛ یا بیشتر از من می فهمید یا کمتر از من که در هر صورت حرفی نیست! اصلا این حرفها به ما چه؟ (اینو به بچه های حقوق84 گفته اند! گفته اند: به شما چه ربطی داره که چی می خونین یا نمی خونین! لیست واحدها رو می خواین چی کار؟!)

  • نظرات() 
  • پیشنهادهای من

    filesell درباره من و وبلاگم

    آخرین مطالب



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد کل مطالب :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین روزآمد :

    اَبر برچسب‌های پاورقی



    قفسه؛ کوتاه‌نوشت‌های من درباره کتاب‌هایی که خوانده‌ام