...پاورقی فرهنگ و ارتباطات

حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات

پنجشنبه 12 خرداد 1390

آقا حمید گلباسمه تعالی
بدین وسیله قبولی اینجانب را در آزمون کتبی دکتری به جبهه فرهنگی سایبر انقلاب اسلامی، همه دوستان به ویژه اساتید ارجمند دانشگاه امام صادق علیه السلام، تبریک گفته؛ ملتمس دعای خیر همگان هستم.

توضیح: دعای خیر یعنی اینکه: دعا کنید هر چه خیر است همان بشود.
هر چه خدا خواست، همان می شود
نه این، نه آن، فقط همان می شود

آقا حمید گل
خاکم سالار

برای رفع کنجکاوی دوستان: قبولی در آزمون کتبی، یعنی معرفی شدن به دانشگاه برای مصاحبه شفاهی که تصمیم نهایی را دانشگاه برگزار کننده دکتری می گیرد. وزارت علوم تلاش در کمی و منضبط کردن معیارهای مصاحبه شفاهی دارد ولی تاکنون توفیقی نداشته جز برگزاری سراسری آزمون دکتری. امسال دانشگاه باقرالعلوم قم و علامه طباطبایی تهران در رشته ما دوره دکتری برگزار می کنند و من باید در روزهای آینده در آزمون شفاهی دکتری مربوطه شرکت کنم. دعای خیر کنید چون ته دلم این است که دکتری را در دانشگاه خودمان (امام صادق علیه السلام) یا نهایتا دانشگاه تهران بخوانم؛ اما شما دعا کنید هر چه خیر است همان اتفاق بیفتد. ما راضی به تقدیر الهی هستیم.

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 11 شهریور 1388

    حضرت آیت الله مهدوی كنی
    عیدی ما نرود از یادت!
    نیمه رمضان، میلاد حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام است.
    هدیه من به شما، كتابی است كه خودم (در سایت معروف یاران) آپلودش كردم!
    كتاب تربیت در سیره و سخن حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام نوشته عبدالكریم پاك نیا
    برای دانلود رایگان (مشاهده نسخه متن اچ تی ام ال) 
    كلیك كنید!
    در ضمن، گرامی می دارم یاد و خاطره میلاد امام حسن علیه السلام در سالهای قبل در مسجد دانشگاه امام صادق علیه السلام. كه هر سال موقع نماز ظهرش غلغله است!
    حضرت آیت الله محمدرضا مهدوی كنی (ریاست محبوب دانشگاه) بنا به یه سنت قدیمی هر سال این روز به حاضرین در مسجد عیدی نقدی می دهند! یادمه سال گذشته این عیدی به پنجاه هزار ریال رسیده بود. 

  • نظرات() 
  • سه شنبه 23 تیر 1388

      یادآوری: به تعبیر دکتر حسن رحیم پور ازعدی، مشکل ما سه راه حل دارد: خواندن، خواندن و خواندن. بر همین مبنا، به معرفی اجمالی و گاهی هم نقد کتابها و نشریاتی که مطالعه کردم، می پردازم. باشد که خلاء اطلاع رسانی موجود کمی برطرف شود.

      کتاب «آن ها» جدیدترین کتاب فاضل نظری، شاعر متعهد انقلاب اسلامی است که به همراه «اقلیت» و «گریه های امپراتور» سه گانه وی را تشکیل می دهند. مرکز آفرینش های ادبی انتشارات سوره مهر (وابسته به حوزه هنری) آن ها را در 111 صفحه چاپ کرده است. (چاپ اول، 1388)

      فاضل نظری، دانشجوی سابق و استاد فعلی دانشگاه امام صادق علیه السلام است.

      در روزگار شما آن هایی است.

      خود را با آنها همراه کنید.

      آن هایی که چون ابر در گذرند

  • نظرات() 
  • سه شنبه 16 تیر 1388

    استاد ابولفضل بهرانپور، مترجم و مفسر قرآن کریماستاد ارجمندی در مراسم رونمایی یکی از کتابها می گفت که آن کتاب مهمی که باید از آن رونمایی شود، قرآن است. واقعا بدبختی مسلمین در حال حاضر این است که قرآن را نمی فهمیم و فراموش کرده ایم که قرار است قرآن ما را هدایت کند! ما دانشگاهیان که خودمان شده ایم و روش شناسی تحقیقاتمان! بقیه که قرآن را می خوانند چون نور است! و قرار نیست استفاده دیگری از آن ببرند! از مظلومیت قرآن بگذریم!
    قرآن کریم با ترجمه آقای ابوالفضل بهرامپور، مفسر ارجمند قرآن کریم، کتاب ارزشمندی است که هم ترجمه مناسب و کم غلط تری از قرآن دارد و هم لغت نامه ای در هر صفحه برای لغات سخت دارد که ضمن آوردن ریشه سه حرفی به توضیح کلمه یا عبارت سخت پرداخته است.
    این قرآن در دانشگاه امام صادق علیه السلام، کاربرد
    text
    درسی را پیدا کرده است. در درسهای قرائت و ترجمه قرآن کریم 1و 2، قواعد عربی 1تا 4 و اعراب و ترجمه قرآن کریم، کتاب راهگشا و مناسبی است. متاسفانه مثل سایر تکستها، خوانده می شود، امتحان داده می شود و فراموش می شود. به عمل نمی رسد!
    تفسیر نسیم حیات آقای بهرامپور نیز مدتی در قالب طرح تفسیری بیان (دفتر اعزام مبلغ) و مدتی نیز در قالب طرح تدبر و تفسیر (واحد درسی) مورد استفاده دانشجویان دانشگاه امام صادق علیه السلام قرار داشت.
    توجه به برخی جزئیات و ظرافتها از نکات ارزشمند کار استاد بهرامپور است.

    نشر سبحان و آوای قرآن، این کلمات مفید و خواندنی را چاپ کرده است. باور کنید! این بهترین کتاب دنیاست!

  • نظرات() 
  • یکشنبه 14 تیر 1388

      کتاب تعامل دین و ارتباطاتتعامل دین و ارتباطات، مجموعه مقالاتی در حوزه دین و ارتباطات است که به اهتمام و با مقدمه عالمانه دکتر حسن بشیر (ریاست دانشکده فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه السلام) به طور مشترک توسط پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و انتشارات دانشگاه امام صادق علیه السلام چاپ شده است و برنده کتاب سال تلویزیون شده است.

    نه مقاله در سه بخش (شیوه های فرهنگی و ارتباطی اسلامی، ارتباطات اجتماعی و نظام اسلامی و ارتباطات در جوامع اسلامی و مسیحی) گردآوری شده اند.
    دو مقاله اول (شیوه های فرهنگی-ارتباطی پیامبر (ص) در عهد مکی نوشته حجت الاسلام دکتر محسن الویری و ارتباطات میان فرهنگی در دهه های نخستین اسلامی نوشته دکتر حجت الاسلام محسن الویری) نگاهی بیشتر تاریخی دارند که همین انتظار هم از مولف می رفت.
    مقاله سوم (سیر اندیشه تبلیغ از امام خمینی رحمت الله علیه تا آیت الله خامنه ای) نوشته دکتر محمد هادی همایون بود.
    دکتر آشنا در مقاله نقش اجتماعی رسانه ها در نظام اسلامی معاصر، به نظریه هنجاری رسانه ها پرداخته و به خوبی به بحث امر به معروف و نهی از منکر توجه کرده است.
    حجت الاسلام دکتر محمد سعید مهدوی کنی هم با مقاله ای با عنوان جستاری در فقه ارتباطات، مفهوم شناسی غناء در فقه شیعه به بررسی فقهی غناء و موسیقی پرداخته است. آقای دکتر ضرغامی رئیس رسانه ملی هم در جمع دانشجویان دانشگاه امام صادق علیه السلام از پایان نامه کارشناسی ارشد ایشان که در زمینه بررسی فقهی غناء بود، تشکر کرد و آن را بهترین اثر موجود در این زمینه معرفی کرده بود.
    دکتر محسن اسماعیلی که زمانی به امید او گرایش حقوق رسانه در دانشگاه امام صادق علیه السلام تشکیل شده بود، مقاله ای با عنوان تعامل دین و رسانه از دیدگاه حقوق دارد. نگاه متقابل دین و رسانه به یکدیگر و ارتباط دین با حقوق و اخلاق در مباحث رسانه از جمله سوالاتی است که این مقاله سعی در پاسخگویی به آن دارد.
    دکتر ناصر باهنر فرزند شهید باهنر، رئیس سابق دانشکده فرهنگ و ارتباطات دو مقاله در این اثر دارد: ارتباطات در جامعه اسلامی متکثر فرهنگی و برنامه های دینی و دریافت مخاطبان.

    تبلیغات تجاری و اوانجلسیم به مثابه کالا آخرین مقاله این کتاب است که به قلم دکتر حسن بشیر و سید محمد فکورپور نوشته شده است.

    جا داره یه بار دیگه از همه اساتید محترمی که در سالهای گذشته، این مقالات را نوشتند، تشکر کنم. واقعا یکی از کارهای خوب، تو این دوره زمونه، همینه که ببینیم، چه اتفاقاتی افتاده. به ویژه ما تو عرصه علم و رشته خودمون. 

  • نظرات() 
  • سه شنبه 19 خرداد 1388

     دیروز حضور میلیونی هواداران احمدی نژاد، حامیان گفتمان عدالت، در مصلی نتیجه انتخابات را چند روز قبل از برگزاری مشخص کرد.
    دیروز به طور تصادفی متروی مصلی هم بسته بود. البته مردم می گفتند: هاشمی کم آورده، مترو رو بند آورده! (هاشمی رئیس متروست.) به همین دلیل ما تکه ای از مسیر برگشتمون از بین حامیان موسوی رد شده بود. جاهایی که جمعیت بود (بسیاری از طول مسیر جمعیتی نبود و ما حتی هو نمی شدیم!) خیلی توهین ها به ماشد! حالا به دکتر احمدی نژاد رو خودتون حساب کنید! مثلا اینکه ایشون چند هفته است که حموم نرفته اند! هم دروغ و افترا است و هم توهین! به هر حال وقتی در مملکتی آزادی این گونه فهم شود، همین طور هم خواهد شد!
    توهین به احمدی نژاد که مهم نیست! چهار سال است که همه عادت کرده ایم که درباره اش جکهای توهین آمیز بشنویم! توهین به ما (سه نفر، هر سه از دانشگاه امام صادق علیه السلام) اصلا قابل توجیه نیست! ما فقط پرچم همراهمون بود! ما سه نفر که روی هم 160 کیلو می شدیم، مسیری طولانی رو مجبور بودیم پیاده برویم و تنها پرچم به دست داشتیم. پرچم ایران که اینها می گفتند حرمت دارد! یعنی چه؟ ما چرا نتوانیم پرچم کشورمان را در دست داشته باشیم؟ ما به پرچم چه توهینی کردیم؟ ولی ما می دیدیم که پارچه سبز که نماد مقدسات دینی، نماد امام حسین است، روی زمین افتاده بود. پارچه سبز روی زمین افتاده بود. این می دانید برای ما یعنی چه؟
    یک توهین دیگه به ما که همه با هم تکرار مثل ... تکرار می کردند، بی سواد بود! من که 36 واحد تا اتمام دوره کارشناسی ارشدم مونده، بی سوادم؟ من که حدود 160 واحد درسی، یعنی به طور متوسط ترمی 20 واحد پاس کردم تو دانشگاه سخت گیر امام صادق با معدل بالای 91 از 100 من بی سوادم؟ من با این همه حجم عظیم کتاب و مجله و ... من با این حجم عظیم مطالعه ، من بی سوادم؟!
    همه اون جمع باید از من حلالیت بگیرد! چرا باید حلال کنم؟ فقط فریب خوردگان را حلال می کنم! من که احمدی نژاد نیستم!
    یه مورد دیگه: اون دوست عزیزی که پرچم رو از دست ما گرفت! ادامه مسیر رو تو ماشین بودیم. حتی از شییشه هم بیرون نبودیم. طبیعتا قسمتی از پرچم بیرون شیشه قرار می گرفت! (جلو سه نفری) منتظرم اون پرچم مقدس رو به آدرس دانشگاه امام صادق اتاق 9317 پست کنه!
    دو تا فحش دیگه هم یادم اومد: یکیش خائن بود! یکیش هم دیوونه!

  • نظرات() 
  • سه شنبه 19 خرداد 1388

     اساتید ارتباطات اذعان دارند: دروغ هرچه بزرگتر، باورپذیری اش بیشتر. قضیه پادشاه لخت را یادتان هست؟ همان شاهی که به دروغ به او گفته بودند: لباسی داری که فقط خردمندان می بینند؟
    اگر یکی به دروغگویی شناخته شود، حرف راستش را هم نمی پذیرند! اگر بگوید ماست سفید است، می گویند: نه! ماست سیاه است! یه جورایی شبیه چوپان دروغگو که وقتی گرگ به گله اش زد، کسی حرفش را باور نکرد.
    مهم نیست، واقعا دروغگو باشد، یا نه، همین که در نظر دیگران دروغگو جلوه کند، کافی است که دیگر حرفش را نپذیرند!
    این روزها سی دی های فراوانی بر ضد دولت کار، دولت مهرورزی، دولت محمود احمدی نژاد بیرون آمده است. مهم ترین آنها یک سی دی با عنوان نود سیاسی است که می خواهد همین دروغگویی احمدی نژاد را اثبات کند و مردم را از رای دادن به او منصرف کند. بله! ویژه آنهایی طراحی شده که عموما معتقدند و به احمدی نژاد رای می دهند: ما احمدی نژادی ها!
    انصافا هم کار یکی دوشب نیست! هفته ها وقت صرف این کار شده است. 16 قطعه کلیپ تصویری.

      چند نکته:

    1. تهیه کنندگان دسترسی مناسبی به آرشیو فوق العاده غنی از صدا و سیما و روزنامه ها، آمارها به ویژه صدا و سیما به ویژه از 84 به بعد داشته اند که کاملا مشکوک است! فوق العاده بالاتر از سروش سیما!
    2. هدف محوری تمام قطعات این است که احمدی نژاد دروغگوست! در هر قسمت یک چیز موضوع می شود. تهمت دروغگویی اگر جا بیفتد، دیگر مهم نیست چه کسی رئیس جمهور می شود!
    3. اثر رسانه ای درخور تقدیر است. ای کاش تهیه کنندگان، نیروی خود را در ترکیب صوت و تصویر و متن، به ویژه به کارگیری متناسب موسیقی، عنصر سرعت، شاتها و ...، ای کاش قابلیتهای خود را در تولید آثار فاخر ملی، اسلامی، انقلابی و به تعبیر خود، راه امام، به کار گیرند! تدوین، کارگردانی، انتخاب احادیث و ... همه چیز عالی بود! خسته نباشید!
    4. در این سی دی، برای دروغگو معرفی کردن احمدی نژاد، از انواع مغالطات آماری، مغالطات کلامی و زبانی (مغالطات منطقی) استفاده شده است که محال است عموم مخاطبان متوجه شوند. باید حداقل دو واحد منطق مغالطات پاس کرد تا متوجه مغالطات شد! انواع جدیدی از مغالطات هم باید اضافه شود که مغالطات در نتیجه کار رسانه ای و تدوین است. همه می دانند رسانه قدرت شگرفی در جابجایی حقایق دارد! اصلا همین که یک تکه از یکجا، تکه بعدی از جای دیگر بردارید، بذارین کنار هم تو یه فیلم، طبیعی است که حقیقت گفتار درک نشود. چیزی که به مراتب از آن استفاده شد. این نوع مغالطه رسانه ای را اساسا نمی توان توجیه کرد که اشتباه شده! مطمئنا عمدی و از روی نقشه حساب شده بوده است. توجه به دو عنصر موسیقی و سرعت در فیلم به خوبی همه چیز را بیان می کند.
    5. اگر نود سیاسی را پشت سر هم ببینید، آنهم در حالی که کسی نیست برایتان مغالطات آن را توضیح دهد، به شدت در روحیه تان تاثیر می گذارد! دوستان احمدی نژادتان در دانشگاه امام صادق علیه السلام در تلاشی شبانه روزی، شروع به کار در کمیته های مختلفی کرده اند که برخی جلوه های دروغگویی و مغالطه در فیلم را برایتان روشن کنند. برای موفقیت آنها دعا کنید!
    6. البته ما ادعا نداریم که احمدی نژاد معصوم است و اشتباه نمی کند. ولی درست نیست برخی برای یک صندلی که قبلا هم به خودشان وفا نکرده بود، این چنین به وی نسبت دروغ ببندند. آنهم دروغ شاخداری که وی اساسا دروغگوست!
    7. یک نمونه مغالطه به زبان ساده فهم: در یکی از کلیپها استدلال می شود چون آقای احمدی نژاد در بعضی جاها به بعضی ها (عموما دشمنان) گفته: احمق و ... . ایشان لیاقت رئیس جمهوری ندارد. به کسی رای دهید که شان فرهنگ و عظمت ایران را داشته باشد. (البته توجه دارید که در چند دقیقه با تصویر و صدا و زمینه چینی چنان قدرتمند کار می کنند که باورتان می شود که ایشان انقدر بد دهن هستند که ...!
      جواب به زبان ساده: از کدام فرهنگ می گویید؟ در فرهنگ ایرانی و اسلامی موارد متعددی داریم که افراد مختلف دشمنانشان را دشنام گفته اند. البته اینجانب اساسا اعتقاد دارم که احمق کلمه رکیک نیست! ولی به هر حال باید بدانیم که مقام معظم رهبری، امام علی  و ... هم از الفاظ مشابه یا شدیدتر استفاده کرده اند. اصلا قرآن به عده ای گفته از حیوانات چهارپا هم پست تر هستند! (پست تر از آن پیدا نکرده!) نکته ای که هست: هر لفظی را هر جایی نباید بکار برد. باید به موقعیت ها توجه کرد. تعداد و نوع بکارگیری مهم است. نه اینکه اصلا به کار نگیریم. (البته الفاظی هستند که اصولا فقط باید در لغتنامه ها ضبط شوند و شایسته نیست که به گفتار آیند و تعداد آنها بسیار محدود است.)

  • نظرات() 
  • سه شنبه 19 خرداد 1388

    چند وقت قبل مطلبی یادداشت علمی نوشتم با این نتیجه گیری که احمدی نژاد داره کشورهای مختلفی را براندازی می کنه (که لینکش در انتهای همین یادداشت علمی هست.). دوشنبه دکتر ابراهیم فیاض (جامعه شناس برجسته کشور که نظیرش را به تعبیری در کشور نداریم که در حوزه های مختلفی صاحب اندیشه و نظر تولیدی باشد) در دانشگاه امام صادق علیه السلام یک سخنرانی با موضوع عاملهای هویتی دولت احمدی نژاد داشته اند. به تعبیر دکتر فیاض، آن یادداشت مرا تایید و تکمیل کردند. البته علم گسترده ایشان کجا و من کجا؟! جملات ذیل، در جلسه نوشته شده. تماما برداشتهای شخصی من از حرفهای ایشان است. به ویژه کلمات و تعابیر. آنانی که فیاض را می شناسند، می دانند، فهمیدن حرفهای استاد هم کار چندان راحتی نیست. قصور و اشتباهات احتمالی از من است.


    تذکر: اگر حرفهای استاد را نفهمیدید، نباید رد کنید! بگذارید بعدا تامل کنید!
    تذکر: استاد گرجه به احمدی نژاد رای می دهند، به خاطر برخی مسائل که اشاره ای اجمالی به آن شده، نه پای بیانیه حمایت از موسوی را امضا کردند و نه احمدی نژاد.
    یک نکته در مورد بیانیه حمایت 70 جامعه شناس از موسوی: استادی از دانشگاه تهران داریم که هفته اول گفت 20 جامعه شناس و در هفته دوم گفت 70 تا. پرسیدیم که مگه تو دانشگاهتون چند تا جامعه شناس دارید؟! تازه بعضی ها مثل استاد فیاض و ... امضاء نمی کنن! گفت: نه اینکه همه جامعه شناس باشیم! منم که ارتباطات درس می دهم، امضا می کنم!

    چهار سال قبل گفتم: انتخابات آینده، انتخابات تئوری هاست.

    باید تئوری داد وگرنه نابود می شویم. گوش کسی در کشور پایین نیست.جامعه شناسانی که نامه حمایت از موسوی را امضا کردند، آبروی جامعه شناسی و  علم را آوردند پایین.

    ما بر اساس چهارجوب تئوریک به احمدی نژاد رای می دهیم.

    ما باید تئوری بسازیم.

    آقای احمدی نژاد ضد کلاسیسییم است و در دنیا همین گونه است. تئوری ها باید مبنای عمل و پشتوانه ریاست جمهوری باشد.

    من به عنوان کسی که در تفکراتم هنجار شکنی زیاد دارم ضد کلاسیسیم هستم. بنی صدر به کلاسیسیسم غربی معتقد بود. بنی رفت و کلاسیسیسم رفت. کمی بعد ما دچار کلاسیسیسم شدیم و باعث عقب نشینی شد. کلاسیسیسم نظامی در جنگ عامل شکست ما شد.

    اگر احمدی نژاد رای نیاورد، نقد کردن برای ما راحت تر است. البته اگر بیاورد هم شدید نقد می کنیم. کار ما دانشگاهیان نقد است.

    گویش و کنش دو تاست. می گفتند به شما حمله می کنیم ولی نکردند.

    من به عنوان یک دانشگاهی همراه احمدی نژاد هستم. احمدی نژاد در هم می شکند.

    تا کجا همراه احمدی نژادیم؟ شایعه درست کرده اند که می خواهد ولایت فقیه را نقد و رد کند!

    بحث کرده ایم که ولایت فقیه نمی تواند به استبداد منجر شود.

    ولایت فقیه در اسلام در اقتصاد مطرح شده. در باب بیع. ولایت فقیه بیعت است. سوپراستراکچری که نمی گذارد در کشور ما حتی رئیس جمهور ما مستبد شود، همان ولایت فقیه است. ولایت فقیه یک رای دارد.

    آقای مهاجرانی و نوری و دیگرانی که می خواستند ریاست جمهوری هاشمی را مادام العمر کنند، آن به استبداد منجر می شود. پوپر را بخوانید.

    آنانی که دنبال خاتمی و ... هستند دنبال استبداد هستند. آنانی که نمی خواهند ولایت فقیه را بپذیرند، دنبال استبداد هستند. دوره بنی صدر تا یک سال بعد جنگ مشکل داشتیم. ناامنی داشتیم. دوره خاتمی همین طور باشد، آرامش نداشتیم. می خواهند ولایت فقیه را از هم بین ببرند و این دموکراسی آنها این نتایج را خواهد داشت.

    بله به احمدی نژاد، بله به احمدی نژاد نبود. نه به آنها بود.

    دموکراسی موفق نیازمند به سوپر استراکچر ولایت فقیه است.

    مائو: ما نیاز به مارکسیسم محلی داریم. مائوئیسم شد. و قدرتمند ماند. در دوره سرمایه داری!

    دموکراسی موفق: باید کامن سنس شود که همه مردم فهم کنند.

    دموکراسی آمریکایی در چین: همه باید همدیگر را بخورند. جواب نمی دهد.

    سیستم ضد احمدی نژاد، تهران محور است. احمدی نژاد باید سفرهای استانی را بیشتر کند و حتی وزارتخانه ها پخش شود. آنان چون غربگرا هستند، تهران محور است. تهران مرکز مکنده ایران برای خارج است. که سرمایه را از کشور خارج می کند. در کتاب ایران آینده نوشتم که شهرهای شیراز و ... چه باید بشوند. نباید تهران کدخدا شود و تمام شهرها را چاپید.

    آن دموکراسی موفق است که این نظام ارتباطی را پی ریزی کند. دانشگاه تهران که کلاسیسیسم است. و نوآوری ندارد. کپی برداری همان طرف است. دانشگاه ما که خبری نیست. احمدی نژاد تنهاست. خودش تئوری می ریزد. خودش دارد این کار را می کند. این آقایون می خواهند رئیس جمهور ما را در حد مدیر کل کنند! مدیر کلی که حرفهای مدیر جهانی را اطاعت کند. مثل عربستان! ایران یکی از استانهای جهان.

    زنده باد احمدی نژاد که ما را از این ساختار خارج می کند. نباید تهران کشور باشد و بقیه... .

    در عصر اصلاحات مثل قاجار می گفتند، مملکت اصلاح نمی شه. احمدی نژاد دارد سیاستهای اصلاحی را اجرا می کند. (اقتصادی و ...)

    آنانی که در دوره خاتمی بودند، کجایند؟ رفتند خارج؟ در دوره بعد قاجار و پهلوی همین طور بود. اینجا پول جمع می کردند و می رفتند خارج می مردند. احمدی نژاد نمی خواهد مرکز-پیرامون بماند.

    20 کیلومتر کنار دوبی چه خبر است؟ بویی از تمدن نبرده است. در حالی که دوبی ...

    خیلی ها (خاتمی و هاشمی) می خواهند دوبی ایسم را به ایران بیاورند.

    یک فسلفه تاریخی (تئوری) با ریشه مذهبی نیاز داریم برای پیشرفت. هگل غرب را با فلسفه مسیحی خودش به جلو برد. ما باید با فسلفه مهدویت. نیوتن: مسیح 2046 برمی گردد. پشتوانه فیزیک کوآنتوم عرفان یهودی است.

    بهاییت دوره دوم خرداد اوج گرفت. که ما مهدویت ما را بشکند. مهدویت بزرگترین عامل پیش برنده تاریخ است. برید نقش افغانستان و عراق را در دوره ظهور بخوانید.

    بر اساس پیشرفت ما به عقلانیت می رسیم. مبنای احمدی نژاد عقلانیت فقهی است. عقلانیت ضد اشرافیگری است. هرجا که شرافت ذاتی باشد، ضد عقلانیت است. عقلانیت احمدی نژاد با اشرافیگری چپ و راست جور در نمی آید و این خط سوم، رفتن چپ و راست را نتیجه می دهد. چقدر از دکتراهای دانشگاه امام صادق و تهران سر کار رفتند. ساختارهای قدرت شکسته و متخصصین سرکار رفته اند.

    دانشگاه امام صادق که تئوری فقهی ریاست دانشگاه به احمدی نژاد می رسد، باید تئوری هایی برای احمدی نژاد تولید کند. احمدی نژاد با تئوری ضدکلاسیسیسم خودش، با ساختارهای داخلی و خارجی که به نفع ما نیست به مبارزه پرداخته. دموکراسی احمدی نژاد به سوپراستراکچر ولایت فقیه معتقد است که تنها همین نوع حکومت است که به استبداد منجر نمی شود و به عقلانیت می رسد.

  • نظرات() 
  • یکشنبه 17 خرداد 1388

     دیشب مناظره دکتر احمدی نژاد و حجت الاسلام کروبی، دومین پیروزی دکتر محمود احمدی نژاد در مناظره های انتخاباتی بود. این بار بعید است که حتی معاندترین دشمنان، وی را به بی اخلاقی متهم کنند. در مناظره قبلی با آقای موسوی هم، احمدی نژاد بی اخلاقی نکرد. تو این یادداشت به بررسی اجمالی حرفهای این دو کاندیدا (رئیس جمهور محبوب ایران و نخست وزیر دوران جنگ) می پردازیم از منظر (علمی) بحثهای ارتباطی، حقوقی و قضایی، اخلاقی و سیاسی. و در پایان هم راهکار ارائه می دهیم! البته نه لزوما راهکار جدید!

    (نکته: بخش عمده ای از این یادداشت برداشتهای من از سخنان استاد ارجمند دانشگاه امام صادق علیه السلام، آقای دکتر سید مجتبی عزیزی است. حق مطلب آن بود که به نام ایشان باشد ولی چون تنها به بخشی از سخنان ایشان (و نه سخنرانی منسجم) اشاره دارد؛ اضافات و برداشتهای شخصی من است و مسائلی از این دست به استاد منتسب نمی کنم. باید صادقانه بگویم اگر در تحلیل یا مثالها اشتباهی یا قصوری است، از من است و نه استاد. شاید من نظر استاد را بد فهمیده ام و یا برداشت متفاوت خود را انعکاس داده باشم. البته به وضوح چیزهایی را هم اضافه کردم.)

      از دیدگاه علم ارتباطات:

      آقای احمدی نژاد در طول مناظره جملات خود را کامل ادا می کرد (به ویژه پایان آن را). به تعبیری ارتباط کلامی هژمونیک. مخاطب می فهمید احمدی نژاد چه می گوید. «ر» احمدی نژاد همه را به رشت می برد. مستقیما با خود آقای موسوی صحبت می کند. لبخند و ارتباط غیرکلامی احمدی نژاد جای خود دارد که تحلیل آن هم نیازمند چند بار بینی است، و هم چندان به بحث ما مرتبط نمی شود.

      در آن سو، آقای موسوی ارتباط کلامی اش هژمونیک نبود. جملات متعددی را ناقص رها کرد. (علاوه بر چیزهای مکرر، متن را خودتان ویرایش کنید تا بفهمید نه تنها کلمات، جملات متعددی از متن حذف شده اند.) مورد اصلی اینجاست که ایشان در نوبت اول صحبتشان سرشان را اندختند پایین (غیرکلامی) و هر چه خواستند گفتند در تنی که معمولا با چنین محتوایی سازگار نیست. همه مخاطبین محو صحبتهای احمدی نژاد هستند. هنوز گیج هستند که چگونه جرات کرده بگوید هاشمی حامی آنهاست. (این بخش هیچ توهینی نداشت.) هاشمی نامه نوشت که 6 ماه دیگر دولت سقوط می کند. (ر. ک. به بحث حقوقی) مخاطب هنوز تو شوک بود. از اون طرف هم ارتباط کلامی آقای موسوی غیر هژمونیک (مطلب رو نمی رسونه)، ارتباط غیر کلامی ایشون که سرش پایین بود هم اینو می رسوند که مطلب مهمی رو داره نمی گه. در حالی که این وسط یکی بود به اسم محمود احمدی نژاد. داشت اینها رو می شنید! تمام حرفهایی که میرحسین زد رو با توجه زیادی گوش می کرد. اون حرفها چی بود؟

    1. دوست داشتم که آقای احمدی نژاد موفق باشند! [1- گرچه حضور مستقیم دکتر در روبروی ایشان است، شجاعت صحبت مستقیم نیست: شما موفق باشید. 2- به بیان دیگر: شما موفق نبودید.]
    2. به خاطر خطری وارد صحنه شدم. [شما خطر هستید.]
    3. دوست داشتیم ایران آبرو داشته باشد. [شما ایران را بی آبرو کردید.]

      در ادامه به سرعت و روند تندی که هنوز مخاطب تلویزیونی ما به دلایل مختلف توجه چندانی ندارد که این حرفها همه توهین و بی اخلاقی است، مجموعه ای از توهین ها در کنار هم مطرح می شود:

       «براساس ماجراجویی و بی‌ثباتی، رفتارهای نمایشی و قهرمان نمایی وشعاری است، خیال بافی و خرافه گرایی است وخلاف گویی و پنهان کاری است خودمحوری و قانون گریزی است سطحی نگری و روزمرگی است و افراط و تفریط.»

      این 15 کلمه توهین آمیز خطاب به آقای احمدی نژاد، در حضور ایشان و در رسانه ملی صورت گرفته است. اینها از جملات مختلف اقتباس نشده اند. همه بخشی از یک جمله اند. مخاطب تلویزیونی اصلا متوجه نیست که آقای موسوی چقدر به رئیس جمهور یک مملکت راحت توهین کرد. آنهم 15 بار پشت سر هم، بدون وقفه. همگان هم می دانند ارتباط مستقیم (توهین مستقیم) در ارتباطات انسانی خیلی اثرگذاری و واکنش خواهی شدیدتری دارد تا ارتباط غیرمستقیم. مثلا اگر کسی مستقیم به شما توهین کند احتمالا واکنش شدیدتری نشان می دهید تا اینکه بشنوید یا در سایتی بخوانید که فلانی به شما توهین کرده. توجه دارید که احمدی نژاد در دور اول صحبتش هیچ توهینی نداشت. فقط از آقای هاشمی گفت که ایشان نامه ای نوشتند که توهین به کسی نیست.

      بیشتر وارد جزییات نوشیم. افشاگری هم از هر دو طرف اتفاق افتاده است. (افشاگری غیر از توهین است.) همه آنچه که به بی اخلاقی احمدی نژاد معروف شده، بعد از این اتفاق افتاده است.

      نکته مهم دیگر ارتباطی بحث: تاثیر رسانه و کانال دریافت پیام است. مخاطب تلویزیونی که در جمع عمومی برنامه دیده است، تقریبا اصلا متوجه توهین های آقای موسوی نمی شود، ولی مخاطبی که از رسانه های نوشتاری با مناظره تعامل کند، توهین ها را به خوبی درک می کند. منبع اغتشاش یا تداخل noise or interference در رسانه های دیداری مثل تن صدای قدرتمند احمدی نژاد در هنگامی که از آقای هاشمی اسم می برد، نویزهای ناشی از حضور دیگران و سایر نویزها در کنار نگاه به زمین آقای موسوی و بی احساسی کلام ایشان همه سبب شد تا توهین های آقای موسوی به مثابه توهین شنیده نشود.

      حتی اگر ادعا شود که کلام آقای موسوی در این جملات هژمونیک بوده است، باید بگوییم که به علت 3 ماه تکرار آنها از سوی آقای موسوی(و به تعبیری بهتر 4 سال تکرار آن از سوی افراد مختلف) کسی متوجه توهین بودن آنها نشده است. چون اساسا چیزی که تکرار می شود، توهین تلقی نمی شود.

       

      از دیدگاه علم حقوق و مباحث قضایی:

      گفتیم مباحثی که افشاگری هستند از سوی دو طرف مطرح شده اند. بحث افشاگری پرونده آقایان محصولی و کردان که از سوی آقای موسوی انجام شد. (نگویید افشاگری نیست که هست! 1- پرونده کردان در مجلس مطرح شد نه در قوه قضاییه. تخلفی هم دستگاه قضایی از ایشان تایید نکرده. 2- اگر استدلال می کنید که این را همه می دانند و افشاگری نیست، باید بگوییم که افشاگری های احمدی نژاد را نیز چند سالی است همه می دانند! آن خانواده معروف و پسران را همه می دانند! آن هم افشاگری نیست! توجه: افشاگری اگر خلاف واقع باشد، تخریب نام دارد.)

      نامه 6 ماه تا سقوط از آقای هاشمی، رشت الکتریک، استات اویل و در حالتی هم قضیه پسران ناطق نوری هم از افشاگری های احمدی نژاد است که رویش بحث حقوقی می توان کرد. (توجه: تقریبا دادگاه در مورد بقیه صحبتها کاری نمی تواند بکند و بحث حقوقی روی آنها معنی ندارد. مثلا احمدی نژاد در جمله سوالی پرسیده است: فرزندان هاشمی چه می کنند؟ دادگاه ها در هیچ کجای دنیا کسی را به خاطر این گونه سوالات به دادگاه هم احضار نمی کند!

      در این موارد طرفین یعنی متهمان قضایای رشت الکتریک، استات اویل، فرزندان ناطق، کردان و محصولی باید به قوه قضائیه شکایت کنند تا دادگاه بتواند موضوع را بررسی کند. اگر قضایا واقعی نبود و صرفا اتهام دروغین بود، دروغگو مشخص می شود و مطابق قانون با وی برخورد می شود. اما اگر اتهامات واقعی بود، این سوال پیش می آید که آیا این دو چنین حقی داشتند که این چنین افشاگری کنند؟ حتی اگر واقعیت داشته باشد، هر کسی می تواند افشاگری کند؟ بی شک طبق قانون اساسی چنین حقی به رئیس جمهور داده شده تا از حقوق ملت دفاع کند. ولی آقای موسوی از منظر حقوقی به چه حقی و در چه جایگاهی افشاگری کرد؟ (با فرض صحیح بودن مدعا)

       

      از دیدگاه علم اخلاق:

      ظرایف اخلاقی را باید از عالمان اخلاق پرسید. در کتابها هم معمولا چیز خاصی دست آدم را نمی گیرد. در اخلاق نفس حق استاد حرف اول را می زند. آیت الله مهدوی کنی، که استاد اخلاق دانشگاه امام صادق علیه السلام هم هستند و جلسه اخلاق دارند، به آقای احمدی نژاد در روز ارتحال امام گفتند: مناظره خوبی بود. ای کاش اسم نمی بردید. (فارس) یعنی نفس افشاگری های آقای احمدی نژاد مشکل نداشت، فقط اسم نباید نمی برد. با توجه به وجهه سیاسی آیت الله مهدوی کنی و آشنایی طولانی مدت ایشان با آقای هاشمی، جمله دوم (اسم بردن) را باید اینگونه تعبیر کرد: این یک اشتباه سیاسی بود که اسم بردید. به هر حال، ما نظر خاصی از علمای اخلاق در تایید صحبتهای آقای موسوی (به ویژه توهین های 15 گانه) ندیدیم. بعید هم هست که عالم اخلاقی آنها را تایید کند. به هر حال، در محیطی که لجن پراکنی صورت می گیرد، این لجن پراکنی ها به لجن پراکن هم ترشح می کند. سه ماه تمام توهین به ملت شریف ایران، تمرکز و تکرار وقیحانه آنها در یک جمله با 15 توهین مستقیم، اگر واکنش احمدی نژاد را بر نینگیزد، باید تعجب کرد.

       

      از دیدگاه علم سیاست (مباحث مصلحت سنجی):

      چه کسی گفته است مخفی کردن فساد به نفع نظام است؟ چه کسی گفته مخفی کردن بیماری به نفع مریض است؟ دیدگاههای مقام معظم رهبری که نائب امام زمان در صاحب اختیاری نظامند، خلاف این است. حداقل به زعم ما. بارها گفته اند که اگر شما جلوی فساد را نگیرید، مردم را به صحنه می آورم.

      کجای نظام سیاسی اسلام استوانه دارد؟ کجا کره، مخروط، دایره، ضلع، قطر و مستطیل دارد؟ قرآن می فرماید: اگر محمد (ص) به قتل برسد، شما بی خیال می شوید؟ نظام اسلامی هیچ گاه قائم به شخص نیست. حتی به شخص رسول الله در زمان مدینه. اگر ولی مسلمین به شهادت برسد، جایگزین بعدی ایشان هستند. حالا آقایانی که اسم آنها برده شده، کجای نظام اسلامی هستند؟ تجربه تاریخی عزل آیت الله منتظری قائم مقام امام را به خاطر بیاورید که آب از آب تکان نخورد. اینها که احمدی نژاد اسمشان را برد، در حد و اندازه های آقای منتظری هم نیستند.

      همان گونه که اسلام با عمل مسلمین یکی نیست. مثلا یکی ممکن است مسلمان باشد و مثلا احیانا هم دروغکی بگوید. نظام هم با عمل مسئولین یکی نیست. یکی ممکن است عضوی از نظام باشد، به نظام هم خیانت بکند! با زیر سوال رفتن افراد، اصل نظام اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه که زیر سوال نمی رود!

       با خائن و فاسد در هر نظامی -حتی در نظامهای دموکراسی غربی یا حتی نظامهای استبدادی- برخورد می کنند. ما که نظام اسلامی هستیم و الگوی حکومتی امیرالمومنان علی را می خواهیم پیاده کنیم، باید با مسئولین فاسد قاطعانه تر مبارزه کنیم.

       استراتژی شیعه اینها را نمی پذیرد. در شیعه، مالک اشتر که در زمان پیامبر، آدم مهمی نبود، در زمان علی (ع) آدم مهمی می شود و دمار از روزگار آنانی که در زمان پیامبر مهم بودند را در می آورد. علی (ع) هم راضی است. تشبیهی نباشد ولی این چه استدلالی است که سابقه در نظام و مبارزه های انقلابی، برای کسی مصونیت ایجاد کند؟ نظام قبل از آن که کار از کار بگذرد، نیاز به جراحی دارد.

      یک وقت دیدید، سن مریضتان زیاد شد و دکترها به خاطر خطر مرگ حتی جراحی هم نمی کنند. بیاییم بیماری های نظام را در جوانی جراحی کنیم، با حداقل هزینه؛ تا این نشود که فقط ظاهری از نظام باقی بماند و آن ظاهر پوچ هم بعد از چندی از بین برود.

       

      راهکار و نتبجه گیری:

      این موضوع از زوایای مختلف قابل تحلیل است. برنده یا بازنده آن را مردم تعیین می کنند. بحث ارتباطی، اخلاقی، سیاسی تقریبا جبران ندارد. اتفاقی است که صورت پذیرفته است. تنها ممکن است با موج سازی های رسانه ای به توجیه و یا تبیین مناظره پرداخت. اما از منظر حقوقی  قابل پیگیری است و باید پیگیری شود. اگر چیزی است به اسم آبروی نظام یا افراد ریخته شده، باید پیگیری شود. همه آقایان و یا خانمهایی که بهشان اتهام زده شده باید شکایت کنند. توجه دارید که مثلا قضیه استات اویل صرفا اتهام به شخص فرزند هاشمی نبود. (البته آقای احمدی نژاد اشاره نکردند که در استات اویل چه کسی رشوه گرفته است.)

       اگر اینها شکایت نکنند، نشانه شناسی به ما می گوید که خیلی عمل معناداری است! یکی اش شاید تایید و پذیرش اتهامات باشد. یکی روشدن پرونده های دیگر. یکی اش هم شاید ساخت و پاخت آقایون با یکدیگر!

      اگر اینها شکایت کنند،یا دروغ یکی از کاندیداها رو می شود ، یا بی عرضگی دستگاه قضایی (در صورت شکایت و عدم رسیدگی)... بالاخره برای شفاف شدن موضوعات، لازم است آقایان و خانمها شکایت کنند! شکایت کنند تا حقیقت روشن شوند، اگر اتهامات وارده بی اساس، آن وقت اگر خواستند، ببخشند یا درخواست اشد مجازات کنند. متهمان شکایت کنید!

       

  • نظرات() 
  • دوشنبه 4 خرداد 1388

     شنبه دوباره انجمن علمی دانشجویان رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات با همکاری معاونت پژوهشی دانشکده، جناب دکتر بشیر، برنامه داشت. این بار تعداد زیادی استاد از دانشگاه های دیگه هم اومده بودن. موضوع محوری جلسه ارتباط غیرکلامی بود. برنامه اول رونمایی از کتاب رفتار غیرکلامی در روابط میان فردی بودکه با توضیح دکتر غلامرضا آذری (که کتاب تحت نظر ایشون ترجمه شد.) به جای رونمایی مواجه شدیم. جالب بود که اکثر شرکت کنندگان (یعنی اساتید محترم) ظاهرا کتاب رو نخوانده بودن!

    برنامه دوم، صحبتهای دکتر آشنا بود. دکتر آشنا مثل همیشه خوب ظاهر شد. اگه بقیه از ارتباط غیرکلامی حرف زدند، دکتر آشنا اونو به کار گرفت. نقدی جدی بر علم ارتباطات از شکل گیری تا به امروز داشتند و راه برون رفت رو هم توجه به همین مبانی مثل ارتباط غیرکلامی بیان کردند. (البته توجه دارید که اینها صرفا برداشت منه.) فیلمی هم تدارک دیده شده بود که ابتدا با نقص فنی صدا مواجه شدیم و کمی بعد حل شد. البته تعدادی از اساتید رفتند و فیلم آموزشی خوبی را از دست دادند. گرچه قرار شده به همه دانشکده های ارتباطات فرستاده بشه. دکتر آشنا این فیلم رو انتخاب و ارائه کردند و توضیحات مفیدی دادند. گرچه لطمه نقص فنی واقعا محسوس شد.

    شنبه شاهد یک اتفاق جدید و مبارکی هم بودیم. دکتر محمد جواد صادقی مجد که دو ترم استاد مکالمه عربی ما بودند، بحث بیان قرآن از ارتباط غیرکلامی را مطرح کردند. گرچه دانشجو  یا استاد ارتباطات نبودند، واقعا گل کاشتند. آیه های متنوع و خوبی را یافته بودند که دلالت غیر قابل انکاری بر نحوه بیان قرآن از ارتباط غیر کلامی داشت. پایان نامه دکترای استاد صادقی مجد (رشته تحصیلی: الهیات) در زمینه ارتباط غیرکلامی در قرآن است.

    خوب یادمه که اون ترم های مکالمه، شیوه های متعددی را برای یادگیری مکالمه عربی و به خاطر آوری کلمات، اصطلاحات و حوارها به کار می گرفتند و تلاش موثری در برانگیختن بچه ها داشت. البته نقطه منفی سخت گیری موقتی در حضور و غیاب، خاطره بدی رو تو ذهن بچه ها ثبت کرد. ولی در کل موضع بهتر و متعادل تری در بخش عربی دانشگاه امام صادق علیه السلام داشتند.

  • نظرات() 
  • یکشنبه 3 خرداد 1388

     

    امشب رویدادی مهم تو دانشگاه ما اتفاق افتاد. حیف که وقتش نیست به شرح ما وقع بپردازم ولی همین که دو نفر به نمایندگی از تفکر میرحسین موسوی (میم نون) (دانشجوی کارشناسی ارشد معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات) و عین حاء) تونستند از عقاید خودشون دفاع کنن.

    این فضا بهشون داده شد تا توی سالن همایشها (اونم پر) از میرحسین دفاع و از احمدی نژاد انتقاد کنن.

    همین شکستن فضای تک صدایی خیلی خوبه.

    البته برکت دیگه این نوع برنامه مسلما اینه که احمدی نژادی ها تو احمدی نژادی بودن محکم تر شدند!

    یکی از اساتید فرهنگ و ارتباطات دیروز شنبه گفت: اگه جای ضرغامی بودم، می گفتم 24 ساعته میرحسین صحبت کنه! این به نفع احمدی نژاده!

    نوعا اینجوریه که هندوانه وقتی باز می شه، اشکالاتش رو می شه! آدمی مخفی است زیر زبان!

    حسین همازاده (دانشجوی کارشناسی ارشد معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات) و عمار خسروجردی (دانشجوی کارشناسی ارشد معارف اسلامی و اقتصاد) به نمایندگی از دکتر محمود احمدی نژاد صحبت کردند.

    ----

    با توجه درخواست یکی از حامیان میرحسین موسوی در این مناظره، اسم هر دو نفری که در این مناظره به حمایت از ایشان پرداخته بودند، به صورت سرواژه آمده است. 29 آذر 1391

  • نظرات() 
  • شنبه 2 خرداد 1388

     یک تفاوت مهم: دانستن زبان!

    همیشه شنیده ایم که خوب است زبان بلد باشیم. زبانهای خارجی! بالاخص انگلیسی!

    یه راست بریم سر اصل مطلب. یه زبون کافی نیست. واقعا ناقصه!

    بیشتر برم سر اصل مطلب.

    علمی به اسم نشانه شناسی وجود دارد. در ایران هم کتابهایی درباره نشانه شناسی ترجمه (مثل درآمدی بر نشانه شناسی آنه ماری دینه سن) و تالیف (نشانه شناسی کاربردی دکتر سجودی) شده اند. همه آنها در ابتدا اشاره می کنند که نشانه شناسی 2 خاستگاه اروپایی و آمریکایی دارد. (سوسور و پیرس)

    دکتر احمد پاکتچی از عجایب روزگار و استاد درس زبان شناسی و نشانه شناسی در دانشگاه امام صادق علیه السلام است. جلسه اول درس با سه خاستگاه نشانه شناسی شروع شد! خاستگاه دیگر روسیه بود! بله! آنها که روسی نمی دانند، فکر می کنند که در روسیه خبری نبوده! نشانه شناسی در روسیه بوده. روسیه تزاری. حتی 15 سال هم زودتر شکل گرفت. آندری بلی و گوستاو اشپت.

    عکس جوونی های استاد پاکتچیمورد دیگر: بحث فرهنگ شناسی یا culturology است که در زبان انگلیسی حتی یک مقاله درباره آن پیدا نمی کنید! ولی در روسیه 120 سال است که به عنوان یک درس عمومی تدریس می شود! یک علم صرفا به خاطر محدودیت های زبانی منتقل نشده است! این مثال هم مربوط به دکتر احمد پاکتچی بود. احمد پاکتچی! که عکسی از جوونی های ایشون رو می بینید. (معمولا روی عکس های تو وبلاگ پاورقی که کلیک کنید، عکس با اندازه واقعی و بزرگ نمایش داده می شه.)

  • نظرات() 
    • تعداد صفحات :2
    • 1  
    • 2  

    پیشنهادهای من

    filesell درباره من و وبلاگم

    آخرین مطالب



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد کل مطالب :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین روزآمد :

    اَبر برچسب‌های پاورقی



    قفسه؛ کوتاه‌نوشت‌های من درباره کتاب‌هایی که خوانده‌ام