تبلیغات
...پاورقی فرهنگ و ارتباطات - مطالب ابر دکتر ابراهیم فیاض

...پاورقی فرهنگ و ارتباطات

حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات

جمعه 2 تیر 1391

شماره تابستان(+) حیات (+)
حیات دیدبان
پرونده ویژه‌ها:
  • مدیریت سینمایی و خانه سینما
  • از بچه‌های جبهه انقلاب سینما چه خبر؟
  • جریان‌شناسی سینمای ایران: روشن‌فکری
  • گفتمان انقلاب اسلامی و سینما
  • جشنواره فیلم فجر
+ نقدهای 25 فیلم منتخب از منظر گفتمان سینمای آرمانی
+ پوستر هدیه سرباز امام خامنه‌ای: ابوالقاسم طالبی
گفتگوهای مفصل با:
  • دکتر ابراهیم فیاض (خیلی جنجالی درباره ماهیت سینما، س.ک.س در سینمای اسلامی و...)
  • سید ضیاء هاشمی، رئیس اتحادیه تهیه‌کنندگان (مدیریت سینمایی و خانه سینما)
  • وحید یامین‌پور (مولفه‌های سینمای انقلابی)
  • محمدعلی باشه‌آهنگر، کارگردان ملکه
  • اکبر حر، معاون سینمای مستند و تجربی (جریان‌شناسی روشنفکری در سینما)
  • علیرضا سربخش، مدیر مسئول سینما رسانه (سینما پس از انقلاب)
تحلیل‌های ویژه از سیر فیلم‌سازی:
  • علی عطشانی
  • عبدالرضا کاهانی
  • منوچهر محمدی
سینمای متعهد در گفتگوی اختصاصی حیات دیدبان با:
فریدون جیرانی، جهانگیر الماسی، سیدجواد هاشمی، رسول صدرعاملی، ابوالقاسم طالبی، محمود پاک‌نیت، محمدحسین فرح‌بخش، فرزاد حسنی، علیرام نورایی، رضا توکلی، حبیب‌الله بهمنی، مهدی کرم‌پور و حامد کلاهداری

مصاحبه اختصاصی و کوتاه «حیات دیدبان»، با داریوش مهرجویی هم جالب است!
با تشکر از آقای سامان مظاهری و همه بچه‌های خوب کمیته سینمایی واحد فرهنگی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام که زحمت این مجله را کشیدند.

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 25 شهریور 1388

    شماره جدید مجله راه

    شماره جدید نشریه راه: جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی

    با ساختار شکنی از پشت جلد شروع می کنم! پشت جدید، تبلیغات پست بانک، کمی تعجب آور بود! روی جلد هنوز هم باید بیشتر کار شود. گرچه فرم ثابتی پیدا کرده و بدان هویت یافته؛ خلاقیت و دقت بیشتر، کلاس کار را بالاتر می برد. روی جلد، بنر مناظره رویایی هاشمی و احمدی نژاد بود که ایام انتخابات همه بی صبرانه منتظر آن بودند! گرچه زود فراموش شد! گرچه برخی مسائل دیگر را مطرح کردند تا حقیقت اصلی انتخابات که رای به نظام بود فراموش شود. گرچه صدا و سیمای ما همراه و همگام با برخی آن همه آب به آسیاب دشمن ریخت.

    راستی از این شماره، شهر من (شیرگاه در سوادکوه مازندران) به جمع توزیع کنندگان مجله راه پیوسته و از دکه مطبوعاتی آقای شعبان زاده قابل تهیه است. (گرچه بی شک، بهترین راه، اشتراک است.)

    پرونده ویژه این شماره انتخابات دهم بود که با مصاحبه دکتر ابراهیم فیاض یک شروع طوفانی برای این شماره داشت: تقابل غربگرایی (چپ و راست) با بومی گرایی و سنت گرایی و ایران گرایی. استاد فیاض در پایان مصاحبه، خطر عرفان مشایی را گوشزد کرد که می تواند جلوی فقاهت رهبری بایستد.

    تحلیل دکتر عباس سلیمی نمین از دو جبهه حاضر در انتخابات بر مبنای تئوری چرخش قدرت (برای مقابله با فساد) بود که از همان آغاز رهبری به شدت پیگیری شده است.

    محسن صفایی فرد را نمی شناسم؛ ولی با بررسی دوآلیسم تاریخی مردمی – اشرافی به سختی به تئوری زدگی اساتید غرب زده مان شوریده است! در پایان مقاله اش نکته مهمی را گوشزد کرده: خطر عقب نشینی های زبانی. توجه زیبایی داشته به این فاجعه زبانی رخ داده که مثلا مستضعف با آسیب پذیر یکی دانسته می شود. (در حالی که در ادبیات انقلاب، ادبیات امام معنای این کلمات چیز دیگری بوده.) واقعا یکی از روشن ترین معیارهای انحراف دولتها و مدیران و مسئولین از آرمانهای انقلاب اسلامی، از طریق زبان قابل پیگیری است.

    جواد شریف زاده نگاهی به برنامه های اقتصادی در انتخابات دهم داشته. انتخاباتی که مردم عادی را با اصطلاحات اقتصادی آشنا کرد و همه یک پا کارشناس شدند. (قابل توجه آقای کروبی!)

    صف بندی افاده و عمل، یادداشتی از رضا زاده محمدی است که کمی به طنز نزدیک شده است و به سنخ شناسی نخبگان پرداخته است.

    دکتر عطاء الله رفیعی هم در مصاحبه ای از نخبگان و مردم و دولت گفته البته درباره انتخابات.

    دکترحجت الاسلام ولی الله نقی پورفر، استاد برجسته دانشگاه امام صادق علیه السلام و چند دانشگاه دیگر، که کلاس مدیریت اسلامی معروف است، بایسته هایی برای دولت دهم معرفی کرده است که بی شک برخی به آن برچسب افراطی می زنند. شجاعت و صداقت ایشان در طرح این اولویت ها که حاصل سالها مطالعه و نگرش اسلامی است، قابل تقدیر است. گرچه برای اجرای آن به شجاعتی فراتر از احمدی نژاد نیازمندیم! (عبور از احمدی نژاد!)

    وحید جلیلی، به نقش دولت نهم در وقایع پس از انتخابات پرداخته. از عدالت نامتوازن گفته و فساد رسانه ای. از فقر اطلاعات حرف زده که یکی از مصادیق فقر و فساد و تبعیض است. از نامرد رسانه ملی ما گفته که با حذف 30 درصد جمعیت روستایی (که به احمدی نژاد هم رای دادند و مشکلات و آرمانهایی هم دارند) در برنامه هایش، این تصور را برای همه به وجود آورده که ایران فقط حوالی میدان تجریش و ونک است و همین خیابان ولی عصر! (حرفهای وحید جلیلی نکات فراوانی داشت. خودتان بخوانید!)

    پارازیت روی موج ایران، گفتگوی سه نفره وحید جلیلی، محمدرضا زائری و طلال عتریسی (رئیس دانشکده علوم اجتماعی لبنان) در تحریریه راه بود. رویکرد جهان عرب به ایران پس از انتخابات موضوع این میزگرد یک ساعته بود که به پیشنهادی برای تعامل اهالی رسانه و فرهنگ کشورهای اسلامی کشیده شد.

    «چهارسال دیگه!» دست نوشته های یک افسر وظیفه است که مسئولیت حفاظت از صندوقهای اخذ رای را برعهده داشته. خواندن آن برای آنانی که از فرآیند صیانت از آرای ملت آگاهی ندارند و فکر می کنند به راحتی می شود تقلب کرد، توصیه می شود.

    دو صفحه مجله راه، به شعارهای انتخاباتی اختصاص داشت که از سوی طرفداران کاندیدا شنیده می شد.

    امیرحسین ترکش دوز، عملکرد موسوی را در دوگانه انقلاب – اصلاح تحلیل کرده. خودتان هم اگر تحلیل کنید، احتمالا به نتایج مشابهی می رسید.

    معرفی و مروری بر کتاب طبقه جدید نوشته میلوان جیلاس به قلم سعید خورشیدی (که ظاهرا دکترای فرهنگ و ارتباطات هم قبول شده اند و همینجا تبریک می گم) به فاصله گرفتن انقلابهای کمونیستی از آرمانهای کمونیسم پرداخته و آن را در شکل گیری طبقه جدید در میان انقلابیون سابق (مسئولین نظام کمونیستی) می جوید. این مطلب به نظر من جاش اینجا نبود! وسط بحث تقلب در انتخابات.

    «مگر می شود داماد لرستان رای نیاورد» عنوانی است که برای متن کامل گفتگوی تلویزیونی تاریخی دکتر زهرا رهنورد با شبکه ماهواره ای بی بی سی فارسی انتخاب شده. گفتگوی آبروی نداشته دو قرن روشنفکری در ایران را به باد داد! واقعا چرا اینها هنوز فکر می کنند که ایرانیان باید قبیلگی رای دهند؟ اصلا کدام قبیله سرجای خودش است؟

    اکبر نائینی، در حاشیه ای به بحث تقلب، تمام وجوه گفته شده و نشده درباره تقلب و فرضیه های مرتبط با آن را بررسی می کند و درباره امکان عقلی آن بحث می کند. به هرحال وقتی، میرحسین موسوی تقلب در این ابعاد گسترده را باور کند...

    میثم بهشتی نژاد نیز به موضوع تقلب از زاویه دیگری پرداخته و موضوعات جالبی را مطرح کرده که مرور آنها خالی از لطف نیست.

    روح الله امین آبادی با بازخوانی چند پرونده درباره کشته های اعتراضات جمعی اجتماعی سیاسی 4 ساله دوم اصلاحات از آنانی انتقاد کرده که این کشته ها را به حساب ناکارآمدی نظام می گذاشتند ولی قربانیان حوادث اخیر که تازگی ندارد را امری فوق العاده بزرگ، بدیع و نافی مشروعیت کل نظام می دانند! شرم بر صدا و سیمای ما که در قضیه سبزوار، سمیرم و فیروزآباد و ایذه خوب وظیفه اش را انجام نداد که امروز همگان فکر کنند اتفاق عظیمی افتاده! در این اتفاقات اخیر تنها بخشی از نظام در این قضایا ناکارآمدی خود را نشان داد! همین! ناکارآمدی بخشی از نظام و چند مصداق که ناکارآمدی کل سیستم را نتیجه می دهد! حداقل در دوره شما اصلاح طلبان که نمی داد.

    جواد میری در مصاحبه ای با جواد عطایی به فعالیتهای هسته های فرهنگی انقلاب در ماجرای ریاست جمهوری و عزل بنی صدر پرداخته.

    مصطفی فارویی فیروزی در یادداشتی با عنوان مهندسی رسانه مهندسان، با اشاره به عملکرد رسانه ملی در انتخابات اخیر، از برخی ضعفهای سازمان، نظیر نبود آموزش مفاهیم کلیدی و ... انتقاد کرده.

    سید مرتضی هاشمی مدنی یادداشتی نوشته که من با قسمتهایی از آن فکر می کنم مخالفم! وی از دو روایت رسمی (صدا و سیما) و غیررسمی نام برده و تحلیل کرده که اکنون دوران پایان روایت رسمی است. البته ما به لزوم تغییرات روایت رسمی (و پایان آن بدین شکل) معتقدیم ولی با مصادیقی که ایشان ارائه کرده اند مشکل داریم! ما فکر می کنیم آن طبقه ای که سی سال است که در صدا و سیمای ما نادیده گرفته شده اند مستضعفین ساکن روستاها و شهرستانهای کوچک ایران هستند. نه مردم شمال شهر تهران!

    طلال سلمان مقایسه ای بین دو انتخابات اخیر ایران و لبنان داشته که جالب است. خودمان را دستکم نگیریم!

    خاطرات سفر مهدی همازاده به الجزایر، یکی از کشورهایی که در قرن بیستم شاهد حوادث گوناگونی نظیر انقلاب ود، خواندنی بود. جبهه فرهنگی در آفریقا.

    از گردیز افغانستان تا گوانتانامو، خاطرات دکتر سید محمد علیشاه موسوی گردیزی است از زندانهای گوانتانامو!

    احسان صفرزاده مصاحبه ای داشت با محمدرضا محمدی نجات با موضوع مستندسازی در رسانه های ایرانی که حداقل برای ما دانشجویان رشته فرهنگ و ارتباطات (گرایش سیاستگذاری) حاوی نکات مهمی بود.

    حجت الاسلام علیرضا جهانشاهی، طلبه سیرجانی، عدالتخواه معروف قضیه زمین خواریهای یک دستگاه امنیتی در سیرجان کرمان، به همت وحید جلیلی، نماد گفتمان عدالتخواهی شده است. گرچه برخی با او مخالفند. جهانشاهی تقریبا صفحه یا صفحاتی ثابت در هر شماره دارد. در این شماره از هم بندی اش با شهرام جزائری گفته و آرزویی که با شجاعت دکتر محمود احمدی نژاد برآورده شد در شب مناظره با میرحسین موسوی!

    از شعر های این شماره، شعر مرگ عجیب هاجر نویدی (شعر علی محمد مودب) خیلی قشنگ و به روز بود.

    پرونده ویژه ای هم در صفحات انتهایی نشریه باز می شود با یادداشتی از رضا کایدخورده درباره فلسفه همگانی. به هر حال به نظر می رسد بدون فلسفه تمدن سازی ممکن نیست! رضا کایدخورده از بایدها و نباید آموزش عمومی فلسفه می گوید. (استاد؟) اصغر طاهرزاده از جایگاه فسلفه شیعی در تمدن آینده بشر سخن می راند. گفتگوی مهدی سیار با آیت الله سید حسن سعادت مصطفوی (استاد بزرگ تفسیر و فلسفه) درباره فلسفه هم بعد علمی دارد و هم تاریخی و سیاسی و ... در جایی آیت الله مصطفوی به صراحت ریشه مخالفت علمای قم با فلسفه را در مخالفت ایشان با امام راحل عنوان می کند. در پایان نیز می فرمایند: «نظر مقام معظم رهبری موافق فلسفه است، ایشان بسیار انسان روشنفکری است و با بقیه فرق دارد.»

    گفتگوی با نابغه اتریشی دانشگاه امام صادق علیه السلام که اکنون دانشجوی دکترای فلسفه دانشگاه تهران است، فیلیپ یا همان علی لنسل هم نکات متعددی داشت که از آن جمله: خاک بر سر ما ایرانی ها که فلسفه اسلامی را رها کرده ایم!

    صفحات طنز این شماره از برزو بیطرف (امید مهدی نژاد) بی نیاز بود. مطالب طنز مردمی که در وبلاگهایی چون: تقلب سبز، اسلام آنلاین، برای فکر، فریادی برای عدالت، مبارز، 22خرداد 1388 و ... زده شده بود، خنده بر لبانمان نشاند.

    روح این شماره که در بعدالتحریر وحید جلیلی تجلی یافت: ای خاک بر سر ما با این آنفولانزای انفعالمان در جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی!

    توجه: در نوشتن این جور مطالب عمدتا از تعابیر خودم استفاده می کنم. (نه این که لزوما نویسنده مورد بحث چنین واژه ای به کار برده باشد.)
    توجه2: نوشتن این مطالب و احیانا تعریف کردن و ذکر جنبه های مثبت، به معنای این نیست که من با تمام آنها موافقم! کما اینکه در برخی موارد مخالفت خود را اظهار کرده ام.

    برچسبها به ضرورت بهتر شدن دسته بندی موضوعی مطالب زیاد شده اند.

  • نظرات() 
  • جمعه 2 مرداد 1388

     موفقیت ها در برگزاری دوره علمی-پژوهشی دعوت

    یکی دوسالی است که به همت بچه های رشته معارف اسلامی، فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه السلام به ویژه آقایان مهدی یوسفی و محسن بدره، در تابستان یک دوره علمی - پژوهشی یک هفته ای با عنوان دعوت برگزار می شود. یعنی موفقیت پارسال در برگزاری سبب شد که امسال هم ثبت نام اون با استقبال گسترده ای مواجه بشه. ضمن اینکه امسال از بیرون دانشگاه هم درخواست شرکت در دوره دعوت بود. حتی تعدادی از خانمها هم درخواست دادند. یک خارجی هم از خارج کشور درخواست اطلاعاتی راجع به دوره داشت! جا داره از همکاری صادقانه بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام در برگزاری این دوره علمی تشکر کنم. پارسال بچه ها دوره را به اسم انجمن علمی برگزار کردند و امسال در پی دخالتهای ظاهرا غیرقانونی دانشکده در برگزاری همایش روز جهانی ارتباطات، بچه ها به اسم سمن جدیدی (کانون ارتباط پژوهان جوان) برگزار می کنند تا مستقلا مثل پارسال همه تصمیم گیری ها (و نه فقط اجرا) با خودشان باشد و زحماتی که می کشند با تصمیم ناگهانی دانشکده نابود نشود. امسال دوره همکاران بیرون دانشگاهی هم دارد: بنیاد فرهنگی مولانا (پروفسور سید حمید مولانا) و موسسه مطالعات و توسعه رسانه ها.

    (مکان و زمان: دانشگاه امام صادق علیه السلام، دهم تا شانزدهم مرداد 1388.)

    آدرس وبلاگ دوره: http://davat2.blogfa.com/

     

    موضوع دوره علمی و پژوهشی دعوت

     

    موضوع دوره دعوت مباحث نظری و بنیادین دانش ارتباطات است. در دومین دوره (امسال) این موضوع با حضور آیت الله مصباح و استاد دینانی (استاد فلسفه) شکل جدی تری به خود می گیرد. (سایر اساتید سخنران: پروفسور سید حمید مولانا، حجت الاسلام سید مهدی میرباقری، دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی، دکتر فواد ایزدی، دکتر سعید زیباکلام، دکتر ابراهیم فیاض، دکتر حسن عباسی، دکتر غلامحسین آذری)

    فلسفه رسانه، فلسفه ارتباطات، بحثهای نظری دانش ارتباطات، مبانی ارتباطات اسلامی و موضوعات مشابه مسلما جایی بهتر از دانشگاه امام صادق علیه السلام پیدا نخواهند کرد. جایگاه پیدایش و رشد و توسعه این مباحث دانشگاه امام صادق علیه السلام است. چرایش برای آنانی که نمی دانند بماند برای بعد!

     

    دوره دعوت دلخواه من

     

     اما به نظر من، دوره دعوت نباید خیلی به سمت مباحث نظری و فلسفی دانش ارتباطات برود. (دوره دعوت به معنای دوره علمی - پژوهشی بچه های فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه السلام) دوره دعوت باید کاربردی تر، عملی تر، اجرایی، با نگاه سیاستگذرانه ای تر، برگزار شود. ما عمدتا دانشجوی کارشناسی و نهایتا دانشجوی کارشناسی ارشد هستیم. ما باید به کاربرد دانش در جامعه بیندیشیم. ما باید کاملا ناظر به بیرون باشیم. بحثهایی چون فلسفه ارتباطات به نظر می رسد که مناسب دوره های خاص دکتری باشد تا دوره دور هم جمع شدنی های تابستان (و تعطیلات و فراغتهای) بچه های ارتباطات. به همین دلایل، موضوع دوره دعوت باید جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی به معنای اعم آن باشد که مباحث کاربردی دانش ارتباطات را که همه اش کاربردی است را پوشش دهد. رشته ما فرهنگ  و ارتباطات است و ما صرفا مطالعات کتابخانه ای نیستیم که دور خودمان و پشت میز بنشینیم و پژوهش کنیم. ما فرهنگ و ارتباطیم و روش پژوهش میدانی آموخته ایم، رشته ما فرهنگ است و تو جامعه، بین مردم است. تو کتابها دنبال چه می گردیم؟ ما باید به دنبال واقعیتهای فرهنگ تو جامعه باشیم. جامعه مون را ببینیم.

    چرا فرهنگی و چرا انقلاب اسلامی؟

    چرا جبهه فرهنگی که مشخص است، اقتصاد و سیاست و ... متولی خودش را دارد، (بچه های اقتصاد بسیج دوره نفت و گاز مصباح را برگزار می کنند، دوره های جریان شناسی سیاسی و غیره برگزار می شود، آنچه متولی ندارد، فرهنگ است که به تعبیر آقا باید از آن رفع مظلومیت کنیم. ما که رشته مان فرهنگ و ارتباطات است، باید رفع مظلومیت کنیم. جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی. چرایی انقلاب اسلامی هم مشخص است؛ ما دانشگاه امام صادق علیه السلام هستیم و فلسفه وجودی مان همین انقلاب است که برایش تئوری بسازیم و مشکلات برایش به وجود نیاوریم! و حل مساله کنیم.

    البته منظورم از جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی، تنها حامیان و مدافعان انقلاب نیستند، بلکه بی تفاوتها، مخالفان و معاندان نیز باید بررسی شوند.

    مثالهایی از موضوع جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی برای دوره دعوت

    اگه بخواهم مصداقی اشاره کنم که منظورم چیه باید بگم: مثلا یه دوره می تونه یکی از شهرستانها مثل مشهد برگزار بشه و مثلا مسجد حاج آقا صرافان فلکه برق (که کارهای فرهنگی قشنگی صورت گرفته: دور مسجد پر کتابه، گروههای مباحثاتی، ازدواج دانش آموزی!، گروههای کوهنوردی، حضور بچه های ریزه میزه صف اول نماز و ...و کلی مورد دیگه که می شه مطالعه کرد. چه اتفاقی افتاده یه مسجد اینقدر شلوغه و موفقه؟ بررسی تجربیات عملی نمونه های موفق)، مدرسه حاج آقا نظافت (تدریس کاربردی دروس عربی و قرآن و ...)، حیدر رحیم پور ازغدی (زندگی یک فرد، تجربیات و فعالیتهایش مطمئنا نمونه خوبی برای مطالعه است)، سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری مشهد، گروه نرم افزاری آرمان و جاهای دیگر.

    در همین تهران که نمونه ها فراوان است: همشهری جوان (یک نشریه زرد مذهبی موفق!)، شهروند امروز!، حاج آقا قرائتی و مرکز درسهای از قرآن و فعالیتهای تبلیغی ایشون، دفترهای مختلف سوره مهر، معاونت هنری بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس، حوزه هنری سازمان تبلیغات، مدرسه عالی شهید مطهری، گردانندگان صفحات نسل سوم روزنامه جام جم (که الان نیست ولی زمان خودش خیلی برای جوانان خواندنی بود.)، رادیو معارف قم!، تشکل دانشجویی x   که یک سری از برنامه ها مثلا اردوهای جهادی، کار هنری، و ... انجام می دهد، گروه نرم افزاری y  که در کار تولید انیمیشنهای راهنمایی رانندگی است، مجمع وبلاگ نویسان مسلمان و ...

    با ذکر این نمونه ها فکر کنم بهتر تونسته باشم بگم منظورم چیه. ما باید ببینیم فرهنگ مملکت ما چه طوری است؟ سازمانها و نهادهای دولتی چه کرده اند؟ نمونه های مردمی چه کرده اند؟ گیر کار آنها کجاست؟ تجربه ها و موفقیتها چه بوده است؟ احیانا ما نیز نکته های درسی مان را کاربردشان را ببینیم، ضعف و قوتشان راببینیم، این نکات را به فعالان عرصه فرهنگ مملکت منتقل کنیم و مطالبه گری کنیم. علمی - پژوهشی ما بچه های فرهنگ و ارتباطات باید این باشد: پژوهش در میدان و مشاهده با بررسی موردی اونا. واقعیت بیرون را ببینیم، جنبه های کاربردی درسها را هم بهتر متوجه می شویم. یه هفته که دور هم جمع می شویم، تعدادی از این نمونه ها رو بررسی کنیم. در یک تعداد جلسه چند ساعته و یا یک بازدید ساده، حجم عظیمی از تجربیات جبهه فرهنگی را به دست می آوریم که در کتابها نیست. البته ما وجود دوره هایی برای مباحث نظری رشته، اعم از فلسفه ارتباطات، اسلام و ارتباطات و ... را نفی نمی کنیم. تنها آنها را یکی از انواع مواردی که می توان مطالعه کرد، می دانیم.

    الگوی موفقی از برگزاری دوره مشابهی (البته بدون وجه علمی) توسط فرهنگی بسیج دانشگاه در دوران مدیریت توانمند آقای سعید خورشیدی در مشهد برگزار شده است. آن دوره با کمی وجه علمی تر، الگوی پیشنهادی من برای دوره دعوت است.

  • نظرات() 
  • سه شنبه 19 خرداد 1388

    چند وقت قبل مطلبی یادداشت علمی نوشتم با این نتیجه گیری که احمدی نژاد داره کشورهای مختلفی را براندازی می کنه (که لینکش در انتهای همین یادداشت علمی هست.). دوشنبه دکتر ابراهیم فیاض (جامعه شناس برجسته کشور که نظیرش را به تعبیری در کشور نداریم که در حوزه های مختلفی صاحب اندیشه و نظر تولیدی باشد) در دانشگاه امام صادق علیه السلام یک سخنرانی با موضوع عاملهای هویتی دولت احمدی نژاد داشته اند. به تعبیر دکتر فیاض، آن یادداشت مرا تایید و تکمیل کردند. البته علم گسترده ایشان کجا و من کجا؟! جملات ذیل، در جلسه نوشته شده. تماما برداشتهای شخصی من از حرفهای ایشان است. به ویژه کلمات و تعابیر. آنانی که فیاض را می شناسند، می دانند، فهمیدن حرفهای استاد هم کار چندان راحتی نیست. قصور و اشتباهات احتمالی از من است.


    تذکر: اگر حرفهای استاد را نفهمیدید، نباید رد کنید! بگذارید بعدا تامل کنید!
    تذکر: استاد گرجه به احمدی نژاد رای می دهند، به خاطر برخی مسائل که اشاره ای اجمالی به آن شده، نه پای بیانیه حمایت از موسوی را امضا کردند و نه احمدی نژاد.
    یک نکته در مورد بیانیه حمایت 70 جامعه شناس از موسوی: استادی از دانشگاه تهران داریم که هفته اول گفت 20 جامعه شناس و در هفته دوم گفت 70 تا. پرسیدیم که مگه تو دانشگاهتون چند تا جامعه شناس دارید؟! تازه بعضی ها مثل استاد فیاض و ... امضاء نمی کنن! گفت: نه اینکه همه جامعه شناس باشیم! منم که ارتباطات درس می دهم، امضا می کنم!

    چهار سال قبل گفتم: انتخابات آینده، انتخابات تئوری هاست.

    باید تئوری داد وگرنه نابود می شویم. گوش کسی در کشور پایین نیست.جامعه شناسانی که نامه حمایت از موسوی را امضا کردند، آبروی جامعه شناسی و  علم را آوردند پایین.

    ما بر اساس چهارجوب تئوریک به احمدی نژاد رای می دهیم.

    ما باید تئوری بسازیم.

    آقای احمدی نژاد ضد کلاسیسییم است و در دنیا همین گونه است. تئوری ها باید مبنای عمل و پشتوانه ریاست جمهوری باشد.

    من به عنوان کسی که در تفکراتم هنجار شکنی زیاد دارم ضد کلاسیسیم هستم. بنی صدر به کلاسیسیسم غربی معتقد بود. بنی رفت و کلاسیسیسم رفت. کمی بعد ما دچار کلاسیسیسم شدیم و باعث عقب نشینی شد. کلاسیسیسم نظامی در جنگ عامل شکست ما شد.

    اگر احمدی نژاد رای نیاورد، نقد کردن برای ما راحت تر است. البته اگر بیاورد هم شدید نقد می کنیم. کار ما دانشگاهیان نقد است.

    گویش و کنش دو تاست. می گفتند به شما حمله می کنیم ولی نکردند.

    من به عنوان یک دانشگاهی همراه احمدی نژاد هستم. احمدی نژاد در هم می شکند.

    تا کجا همراه احمدی نژادیم؟ شایعه درست کرده اند که می خواهد ولایت فقیه را نقد و رد کند!

    بحث کرده ایم که ولایت فقیه نمی تواند به استبداد منجر شود.

    ولایت فقیه در اسلام در اقتصاد مطرح شده. در باب بیع. ولایت فقیه بیعت است. سوپراستراکچری که نمی گذارد در کشور ما حتی رئیس جمهور ما مستبد شود، همان ولایت فقیه است. ولایت فقیه یک رای دارد.

    آقای مهاجرانی و نوری و دیگرانی که می خواستند ریاست جمهوری هاشمی را مادام العمر کنند، آن به استبداد منجر می شود. پوپر را بخوانید.

    آنانی که دنبال خاتمی و ... هستند دنبال استبداد هستند. آنانی که نمی خواهند ولایت فقیه را بپذیرند، دنبال استبداد هستند. دوره بنی صدر تا یک سال بعد جنگ مشکل داشتیم. ناامنی داشتیم. دوره خاتمی همین طور باشد، آرامش نداشتیم. می خواهند ولایت فقیه را از هم بین ببرند و این دموکراسی آنها این نتایج را خواهد داشت.

    بله به احمدی نژاد، بله به احمدی نژاد نبود. نه به آنها بود.

    دموکراسی موفق نیازمند به سوپر استراکچر ولایت فقیه است.

    مائو: ما نیاز به مارکسیسم محلی داریم. مائوئیسم شد. و قدرتمند ماند. در دوره سرمایه داری!

    دموکراسی موفق: باید کامن سنس شود که همه مردم فهم کنند.

    دموکراسی آمریکایی در چین: همه باید همدیگر را بخورند. جواب نمی دهد.

    سیستم ضد احمدی نژاد، تهران محور است. احمدی نژاد باید سفرهای استانی را بیشتر کند و حتی وزارتخانه ها پخش شود. آنان چون غربگرا هستند، تهران محور است. تهران مرکز مکنده ایران برای خارج است. که سرمایه را از کشور خارج می کند. در کتاب ایران آینده نوشتم که شهرهای شیراز و ... چه باید بشوند. نباید تهران کدخدا شود و تمام شهرها را چاپید.

    آن دموکراسی موفق است که این نظام ارتباطی را پی ریزی کند. دانشگاه تهران که کلاسیسیسم است. و نوآوری ندارد. کپی برداری همان طرف است. دانشگاه ما که خبری نیست. احمدی نژاد تنهاست. خودش تئوری می ریزد. خودش دارد این کار را می کند. این آقایون می خواهند رئیس جمهور ما را در حد مدیر کل کنند! مدیر کلی که حرفهای مدیر جهانی را اطاعت کند. مثل عربستان! ایران یکی از استانهای جهان.

    زنده باد احمدی نژاد که ما را از این ساختار خارج می کند. نباید تهران کشور باشد و بقیه... .

    در عصر اصلاحات مثل قاجار می گفتند، مملکت اصلاح نمی شه. احمدی نژاد دارد سیاستهای اصلاحی را اجرا می کند. (اقتصادی و ...)

    آنانی که در دوره خاتمی بودند، کجایند؟ رفتند خارج؟ در دوره بعد قاجار و پهلوی همین طور بود. اینجا پول جمع می کردند و می رفتند خارج می مردند. احمدی نژاد نمی خواهد مرکز-پیرامون بماند.

    20 کیلومتر کنار دوبی چه خبر است؟ بویی از تمدن نبرده است. در حالی که دوبی ...

    خیلی ها (خاتمی و هاشمی) می خواهند دوبی ایسم را به ایران بیاورند.

    یک فسلفه تاریخی (تئوری) با ریشه مذهبی نیاز داریم برای پیشرفت. هگل غرب را با فلسفه مسیحی خودش به جلو برد. ما باید با فسلفه مهدویت. نیوتن: مسیح 2046 برمی گردد. پشتوانه فیزیک کوآنتوم عرفان یهودی است.

    بهاییت دوره دوم خرداد اوج گرفت. که ما مهدویت ما را بشکند. مهدویت بزرگترین عامل پیش برنده تاریخ است. برید نقش افغانستان و عراق را در دوره ظهور بخوانید.

    بر اساس پیشرفت ما به عقلانیت می رسیم. مبنای احمدی نژاد عقلانیت فقهی است. عقلانیت ضد اشرافیگری است. هرجا که شرافت ذاتی باشد، ضد عقلانیت است. عقلانیت احمدی نژاد با اشرافیگری چپ و راست جور در نمی آید و این خط سوم، رفتن چپ و راست را نتیجه می دهد. چقدر از دکتراهای دانشگاه امام صادق و تهران سر کار رفتند. ساختارهای قدرت شکسته و متخصصین سرکار رفته اند.

    دانشگاه امام صادق که تئوری فقهی ریاست دانشگاه به احمدی نژاد می رسد، باید تئوری هایی برای احمدی نژاد تولید کند. احمدی نژاد با تئوری ضدکلاسیسیسم خودش، با ساختارهای داخلی و خارجی که به نفع ما نیست به مبارزه پرداخته. دموکراسی احمدی نژاد به سوپراستراکچر ولایت فقیه معتقد است که تنها همین نوع حکومت است که به استبداد منجر نمی شود و به عقلانیت می رسد.

  • نظرات() 
  • پیشنهادهای من

    filesell درباره من و وبلاگم

    آخرین مطالب



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد کل مطالب :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین روزآمد :

    اَبر برچسب‌های پاورقی



    قفسه؛ کوتاه‌نوشت‌های من درباره کتاب‌هایی که خوانده‌ام