تبلیغات
...پاورقی فرهنگ و ارتباطات - مطالب ابر دکتری ارتباطات

...پاورقی فرهنگ و ارتباطات

حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات

جمعه 30 فروردین 1392

نویسنده وبلاگ مطالعات فضای مجازی و ارتباطات (http://cyberstudy.blogfa.comکه در سال جاری، رتبه 23 را در آزمون دکتری علوم ارتباطات کسب کرده است، در پاسخ به نظر من ذیل یکی از مطالبش، نکته مهمی را نوشت که متن آن و پاسخ بعدی من را می‌خوانید:
مطالعات فضای مجازی و ارتباطات
پنجشنبه 29 فروردین 1392 09:27 ب.ظ


سلام. ممنون از اینکه به وبلاگم سر زدید و نظر دادید. برایتان آرزوی موفقیت دارم.
البته از مجموع فعالیت هایی که ذکر کرده اید: "مطالعه کنیم، فکر کنیم، بخونیم و بنویسیم. بحث کنیم و کلاس بریم." یک موضوع بسیاربسیار مهم را (از نظر من) ننوشته اید و آن "پژوهش" است. حالا سوال این است که شما نسبت به پژوهش کم لطفی کرده اید یا دانشگاه امام صادق؟
پاسخ آقا حمید گل خاکم سالار : سلام بر شما
نکته قشنگی را متوجه شدید!
پژوهش نه فقط در بین دانشجویان و دانشگاه‌های ما، بلکه در بسیاری از کشورهای مشابه ما هم جدی گرفته نمی‌شود. 
البته در هنگام نظر دادن برای مطلب، تنها به آموزش فکر می‌کردم و ابعاد آن را به سبک دانشگاه خودمان (که مباحثه‌محوری و در کنار هم بودن از ویژگی‌های آن است) را بر شمردم. بخش عمده‌ای از فرآیند آموزشی دانشگاه ما شب‌ها در اقامت‌گاه‌ دانشجویی یا رستوران دانشگاه صورت می‌پذیرد. خیلی چیزها را از سال بالایی‌ها در هنگام غذا خوردن یاد گرفتم و ماه‌ها جلو افتادم.
من هنوز ویژگی‌ خاصی برای پژوهش‌های مورد علاقه دانشگاه خودمان پیدا نکردم که بخواهم از آن سخن بگویم. شاید علاقه به کارهای بزرگ و باکلاس، فرار از کارهای کوچک و کمی، نفرت از عملگی و حضور در میدان(!) از ویژگی‌های علایق پژوهشی دانشجویان باشد. اما این ویژگی‌ها مورد علاقه استادان نیست و تلاش دارند آن را تغییر دهند و بچه‌ها را از کتاب‌خانه به کف جامعه بکشند. چیزی که معمولا شکست می‌خورد!
بررسی ویژگی‌های آموزشی و پژوهشی دانشگاه‌ها هم چیز جالبی است. ارزش یک پست مستقل را داشت، هرچند حالش را نداریم. شاید افراد دیگری پیدا شوند و بنویسند.
---

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 28 فروردین 1392

    سه‌شنبه رفته بودم دانشگاه. بچه‌ها تبریک می‌گفتند که نتیجه سه سال انتظارم رو برای قبولی در دوره دکتری فرهنگ و ارتباطات دانشگاه گرفتم. خیلی ها از همین الان منو دانشجوی دکتری می دونن، در حالی که تجربه (!) نشون داده که حتی با کسب رتبه یک هم ممکن است دانشجو نشوید. دو طرف باید همدیگه را بخوان!

    زمان انتخاب رشته دکتری است. احساس میکنم نه من به درد دانشگاه تهران (یا علامه) می خورم و نه دانشگاه تهران (یا علامه) به درد من. روحیات امثال من بیشتر با دانشگاه خودمون جور در می آد: مطالعه کنیم، فکر کنیم، بخونیم و بنویسیم. بحث کنیم و کلاس بریم.

    قبولی در دانشگاه ما هم سخت شده است. علاوه بر گزینش ویژه دانشگاه، دارا بودن مدرک «اسما: آزمون سراسری معارف اسلامی» برای خودش پروژه ای کمرشکن و نشدنی است. در دور جدید آزمونهای اسما، 5 ماده درسی (کتب شهید مطهری، 10 جزء المیزان، یک دوره قواعد عربی، فقه و اصول فقه) امتحان گرفته می شود که حتی دانش آموختگان سالهای پیش دانشگاه (83 و ماقبل) در کسب موفقیت در آن، ناتوان هستند. به ویژه کسب نمره 12 (از 20) از مباحث شهید مطهری و آرای تفسیری علامه طباطبایی، همچون سدی پیش روی داوطلبان ورود به دوره های دکتری دانشگاه قرار دارد.

    شرط سومی هم امسال به چشم می خورد و آن مدرک تافل دکتری است. کسب نمره قبولی از آزمونی که چند سال است برافتاده، چگونه ممکن است؟! این شرط بیشتر شبیه اشتباهات تایپی است تا شرط ورود به دانشگاه!

    هر کس، هر جا هست، انشاءالله در انجام تکالیفش موفق باشد.

    برای فرهاد ملک، دانشجوی ورودی سال 87 رشته مان که مورد حمله اراذل و اوباش قرار گرفت (
    +)

  • نظرات() 
  • یکشنبه 19 شهریور 1391

    آقا حمید گل خاکم سالار، خوش تیپ ترین پسر دنیاپیش‌نوشت: بعضا آدم یه جا، یه چیزی می‌نویسه بعد می‌بینه برای جای دیگه هم مناسبه. پاسخ یکی از نظرات خوانندگان، ارزشش را دارد برای خودش، یک مطلب مستقل باشد.

    • در هفت سال گذشته حضورم در دانشگاه، خودم در مسیر یادگیری بودم.
    • به جای وبلاگ «دانشگاهه داریم؟!» که مسدود شده، فعلا یک چیز موقت درست کردم: http://darim2.mihanblog.com
      الان نوبت نسل جدید دانشجویان است که بنویسند. دوره ما دیگه تموم شده!

    • مسئول جدید قرارگاه نشریات، دوست عزیز و برادر ارجمندم آقا مصطفای موسی پسندی است. در صلاحیت او همین بس که چند ماه در پی جانشین بودیم و البته او از همان مهر ماه مورد نظر من بود. برای موفقیت حیات، حیات خلوت، ضمیمه‌ها  و همه بچه‌های مجموعه بهترین بسیج دانشجویی کشور دعا کنید و از هیچ کمکی دریغ نکنید.
    • اگه کارم داشتید، پیامک هست، رایانامه (hdarvishie@gmail.com) هست. خوابگاه ندارم. پس، حضور مشخصی در دانشگاه نخواهم داشت. البته درخواست داده‌ام که به خاطر انجام بهتر وظایفم در سمت جدیدم در بسیج دانشجویی (شورای راهبردی واحد نشر و معاونت ویژه قرارگاه حیات)، یک فکری بکنند از جهت اتاق، هر چند دو یا سه شب در هفته.
      البته، اگه خدا بخواد، خیلی دلم می خواد هر یکشنبه، مراسم هیات میثاق با شهدای «بسیج دانشجویی» دانشگاه را شرکت کنم.
    • دعا کنید و تلاش کنید هر چه سریع‌تر آرمان‌های جهانی انقلاب را تا تحقق دولت کریمه امام زمان محقق کنیم. باورم این است که ما می توانیم.

    پی‌نوشت: تحصیل در مقطع دکتری و کسب مدرک آن، هیچ‌گاه به عنوان یک هدف یا آرمان برای من نبوده و نیست. دکتری، وسیله خوبی است. اما قرار نیست همه هزینه‌های دست‌یابی به چنین وسیله‌ای را من بپردازم. من فقط سهم خودم را انجام دادم. هر سال به عنوان دانشجوی ممتاز علمی (این اواخر دانشجوی برتر) تقدیر شدم و در بعضی از این سال‌ها هم از وجهه اجرایی من تقدیر شد. فراتر از معدل و رتبه یک سال گذشته (خبر)، پس از موفقیت حیات - که این یکی حتما با کمک اهل بیت و امدادهای غیبی حاصل شد- خیالم از سهم خودم راحت است! اگر قرار باشد برای قبولی دکتری، کت و شلوار پوشید، ریش‌ را کوتاه کرد و یا هر چیز دیگر، خب، من نیستم! صندل که خط قرمز ماست! (گزارش تجربه مصاحبه دکتری)

  • نظرات() 
  • شنبه 20 خرداد 1391

    حامد سجادیحاج حامد سجادی، داش حامد گل، دانشجوی دوره ششم رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه‌السلام است. اگر قدر خودش را بداند و به حاشیه‌ها نپردازد، با کمی تلاش، آینده درخشانی خواهد داشت. حامد در وبلاگش، مطلبی (+) نوشته است که تصور خیلی‌ از دانشجویان و نیز دوستان فضای سایبر نیز هست. اگر مطلبش (+) را خواندید، ملاحظه‌ای را که برایش نوشته‌ام بخوانید. بهتر است از برخی چیزها زودتر رفع ابهام کنم.

    سلام بر شما

    نکته اول- در مورد آزمون دکتری
    فکر کنم بهتر باشد از بین دو عبارت «نه چندان منصفانه» و «توسط اساتید آن دانشکده» یکی را حذف کنی. چون این طور القا می‌کند که آن چهار استاد محترم بی‌انصافی کردند. جز سطح پایین سوالاتی که پرسیدند-که آن هم قابل توجیه است-، من قرینه‌ای برای بی‌انصافی آنها ندارم.
    واقعیت آن است که تحصیل در دکتری برای من هدف نبوده است. اگر جای خوبی -در روال عادی پذیرش- قبول بشوم، می‌روم (البته تنها گزینه دکتری که هدف من بود، دانشگاه ما بود که همیشه ضد حال می‌زند!). بارها در تابستان گذشته و حتی هنوز به من اصرار می‌شود که بیا بریم با آقای ... صحبت کنیم تا دانشجوی دکتری شوی. (البته شاید جا داشت اقدامی از سوی یکی از اساتید دانشکده ما صورت می‌گرفت! البته دانشکده تماشاچی خوبی هم نبود، به طوری که برخی اساتید تا مدتها فکر میکردند من دانشجوی علامه شده ام و می‌آیم دانشگاه به دوستان سر بزنم!)
    بگذریم!

    نکته دوم- دوباره در مورد آزمون دکتری
    طبیعی است وقتی دانشگاه ما کسی از دانشگاه دیگر را راه نمی‌دهد، قبولی ما هم در جای دیگر، سخت یا غیرممکن باشد. دعا کنید فرصت‌های شرکت در آزمون دکتری دانشگاه‌مان به اندازه کافی فراهم شود.

    نکته سوم- باز هم درباره آزمون دکتری
    عرفتُ الله بفسخ العزائم. روزگار بازی‌های بسیار دارد. شما درس‌تان را بخوانید. از ایفای تجربه‌های اجرایی و نیز وظایف اجتماعی سیاسی دوران دانشجویی هم غافل نباشید. دنبال پول نباشید تا پول به دنبال شما بیاید!

    نکته چهارم- زندگی با «حیات»
    آن‌چه در حیات (+) اتفاق افتاد، نتیجه اعتماد فرماندهی هوشمندانه، مدبرانه و دقیق بسیج دانشجویی دانشگاه بود. فرصتی که یک مدیر باسابقه (او پیش از این، انجمن علمی الهیات را به بهترین انجمن دانشگاه تبدیل کرده بود) و توانمند در اختیار یک جوان منتقد نسبتا مدعی قرار داد. بی‌شک در موفقیت‌ها، سهم خدا و اهل بیت و شهدا بسیار بیش‌تر از تلاش من بوده است. شاهد مثال آن هم جاهایی که (به اتقاف مجموعه) وقت گذاشتم و نتیجه نگرفتم. در ضمن، هم‌کاری صمیمانه بیش از 100 نفر از دانشجویان (و تعداد بسیار کمی از استادان) دانشگاه، واضح‌تر از آن است که بخواهم آن را نادیده بگیرم. به زودی، فهرست افرادی را که به خاطر حیات باید از آن‌ها تشکر کنم، منتشر  می‌کنم.

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 3 خرداد 1391

    پس از خاطره‌های تلخ و شیرین پارسال،
    رتبه امسال با پارسال، «یکی» نشد. یعنی «یک» نشدم!
    صرفا مجاز شدیم به انتخاب رشته تا امسال هم سرنوشت ما در مصاحبه مشخص شود.
    به امید نشان لبخند رضایت بر لبان امام


    لینکهای مرتبط:
    گزارش حضور در مصاحبه دکتری + نکات (
    +)
    دومین امتحان کتبی دکتری + نکات (
    +)
    پستی برای شاد کردن دل دوستان: نفر اول دکتری شدم (
    +)
    و خدا را شکر به سر آمد زمستان! (
    +)
    پیشنهاد مطالعاتی (
    +)
    نقشه هوایی علوم ارتباطات (
    +)
    اولین تجربه امتحان دکتری (
    +)

    بی ربط:
    فرارسیدن ماه رجب پربرکت!
    در مشهد مقدس نایب‌الزیاره ایم. (
    +)

  • نظرات() 
  • شنبه 26 فروردین 1391

    قبل از آزمون- چند روز قبل
    1- روز قبل از امتحان چیزی بیش از 100 پیامک با این محتوا آمد که برای امتحان شما دعا کردیم. ایمیل‌ها و کامنت‌ها را خودتان حدس بزنید. به هر حال، ما که اعتقاد داریم سلاح مومن دعاست! شما هم امتحان کنید!


    2- شب قبل از امتحان تا 12 شب، مشغول برخی کارهای اینترنتی بودم! چند تا عکس مرتبط به مجله حیات به طراح عزیز (کال‌گراف) ایمیل کردم. چند نفری از دوستان حاضر در گوگل پلاس (مثلا) تذکر دادند که زودتر بخوابم. امتثال امر کردیم.
    البته من تا جایی که بتوانم سر شب می‌خوابم و همه را به خوابی که یکی دو ساعت بعد از اذان شروع شود، توصیه می‌کنم.


    3- تجربه پارسال (+) می‌گفت من تحمل 4 ساعت نشستن فعال بر صندلی امتحان آن هم در حال فکر کردن و نوشتن را ندارم.
    امتحانات دانشگاه هم معمولا نیم‌ساعت، 45 دقیقه -حتی اکر تموم نمی‌شد- پا می‌شدم! (همیشه معدلم بالا بود و نیازی به نوشتن پاسخ همه سوالات و نیز همه پاسخ سوالات (این دو با هم فرق می‌کنند) نداشتم!!!)
    بر می‌گردم به خود بحث: بامدادان، مجموعه‌ای از حرکات ورزشی مفید را انجام دادم. اما مثل این که توانایی جسمانی بیش‌تری لازم است.

    قبل از آزمون- حوزه امتحانی

    4-راستی، محل حوزه امتحانی باید شهرستان پدری باشد. خانواده خوب، مثلا برادری که شما را تا حوزه امتحانی برسونه، لهجه هم‌استانی‌ها (+)، دیدار دوستان و اخیرا معلمان سال‌های دور در افزایش روحیه شما موثر است.

    5- پسته و شکلات، بسته فرهنگی پیشنهادی من برای جلسه امتحان است.
    زمان مناسب خوردن این‌ها هم وقتی است که بر صندلی نشستید. (یعنی تقریبا نیم ساعت قبل از شروع امتحان) مغز شما به موقع فعال می‌شود.


    6- امسال حوزه امتحانی خواسته‌های منو برآورده نکرد! به جای این‌که نیم‌ ساعت قبل از شروع در حوزه را ببندند، هفت و نیم تازه در را باز کردند! (و من هم اولین نفری بودم که وارد شدم!) هم نوبت صبح و هم نوبت عصر با تاخیر 35 دقیقه‌ای شروع شد! خبری از ناهار نبود. رفتم کباب کوبیده سبکی (به ارزش 1300 تومان) زدم.

    آزمون صبح- سوالات تخصصی علوم ارتباطات
    7- 90 دقیقه برای 60 سوال علوم انسانی زمان زیادی است! به ویژه اگر سوال‌های آمار و ریاضی نداشته باشد و هم‌چنان حجم سوالات حفظی از سوالات تحلیلی بیش‌تر باشد!
    دفترچه اول (نوبت صبح) سوالات تخصصی بود. مثل پارسال، 35 دقیقه (احتیاطا بخوانید 40 دقیقه!) طول کشید. پارسال که سوالات تخصصی را جواب دادم، دو سوال مونده بود که همین‌جوری زدم گزینه 4. (آخه دیده بودم حق این گزینه ادا نشده است!)
    امسال همه را جواب دادم. بعضی را از حفظ و بعضی را با فکر و استدلال! البته شاید این‌هایی که با فکر جواب دادم، از کتاب‌هایی بود که نخواندم!
    البته من درک می‌کنم سازمان سنجش در حال تجربه و یادگیری طراحی سوالات است. باید فرصت پیدا کند تا یاد بگیرد.
    سوالات روزنامه‌نگاری (که فکر می‌کردم درباره تیتر و لید و این حرف‌ها باشد) و سوالات مطالعات ارتباط جمعی، خیلی بد بود! سوالات روش و نظریه بهتر شده بود. البته یادشون رفته بود سطح سوالات را به کارشناسی ارشد برسانند! مثلا سطوح سنجش را ما در آمار ترم 3 خواندم. آمار ترم 4 و روش تحقیق ترم 4 هم سطوح سنجش را سوال امتحانی می‌دادند و من از همان موقع به اهمیت سطوح سنجش پی بردم! البته فکر نمی‌کردم که سوال دکتری هم...


    بین دو آزمون
    8- بعد از امتحان، گشتی در شهر (منظورم روستاهای امیرکلاست) زدم. اول چشمم به «جمعه بازار» افتاد. خیلی از «یکشنبه بازار» شهر ما بزرگ‌تر بود. اما کپی برابر اصل شهر ما بود. گویا عوامل مشترکی بر هر دو اثرگذار است. مدتی بود «غاز» و «سیکاکته» که شما به این دومی «جوجه اردک» می‌گویید، ندیده بودم! چیزی حدود دو ساعت در جمعه بازار سیر کردم. خوش گذشت.

    9-
    این خاطره را هم بخوانید: از چای نمی‌توان گذشت. در چای‌خانه سر کوچه دانشگاه، یک پیرمردی به مناسبتی برای شاه، طلب آمرزش کرد. رفیقش هم گفت: این حرف را نزن! [نمره] انقلاب 20 است! مگه یادت نیست؟ امام گفت: من از ابرقدرتها نمی‌ترسم، اما از هم‌لباس‌های خودم خواب راحتی ندارم!


    بین دو آزمون- روز جمعه
    10- شهدا شرمنده‌ایم. گلزار شهدای شایستگان که 113 شهید داشت. (و این تعداد بالایی است). بی‌جهت نیست که در خاطرات رزمندگان مثلا کتاب از معراج برگشتگان آقای داوودآبادی می بینم که وقتی لشکرهای تهران و اصفهان دچار کمبود نیرو هستند، لشکر 25 کربلای مازندران، 100 گردان نیرو وارد منطقه می‌کند! تعجبی ندارد وقتی فرماندهان تهران (همان سرداران ستودنی دفاع مقدس، همان اسطوره‌ها) در مقابل رای فرماندهی جنگ می‌ایستند و استراتژی جنگ تن در برابر تانک (دفاع گوشتی) را نمی‌پذیرند، این مرتضی قربانی (فرمانده اصفهانی لشکر 25 مازندران) و لشکر اوست که جان‌فشانی می‌کند.
    پسر جوانی به همسرش در حال معرفی شهدا بود. حتی گفت: «قبلا اینجا سبزه و درخت داشت. باصفا بود. هر شهیدی حجله خودش را داشت.» چقدر از طرح یکسان سازی قبور شهدا متنفرم! واقعا چرا طراوات و تنوع گلزار شهدا را ازش گرفتند؟ باز هم خوب است که روی سنگ مزار شهدا، جمله‌های خوب و متفاوتی از وصیت‌نامه شهدا انتخاب کردند!

    11-
    آنانی که روز جمعه را برای امتحان دکتری پیشنهاد می‌دهند، احتمالا خودشان نماز جمعه نمی‌روند!
    رفتن و برگشتن به نماز جمعه بابل میسر نبود. (من که ماشین ندارم!)
    موقع نماز ظهر، مساجد و حسینیه‌ها هم همه بسته بودند. نمازگزاران هم به نماز جمعه می‌روند! حتی متولی!
    اما پرسان‌پرسان حسینیه گلزار شهدای درزی‌کلا را دیدیم.
    (مرز روستاها برای من قابل تشخیص نبود. زمین‌های شالیزاری که یک معیار عمده در گذر از روستایی به روستای دیگر هستند، تبدیل به باغ مرکبات، خانه، مغازه، کارگاه بلوک‌زنی(!) و ساختمان شده بودند!)
    این همه شهید! یعنی اون 113 تا متعلق به یک روستا بود! بی‌شک، این روستاها دین خود را به انقلاب ادا کرده‌اند.
    آن‌جا نماز خواندیم. خوب است مسئولان سازمان سنجش که متوجه نیاز «ناهار داوطلبان» شده‌اند، به نیاز چند متری برای «نماز» هم توجه کنند. (نمازخانه دانشگاه، سالن امتحانات ما بود! تازه، در دانشگاه هم ساعت 2 باز می‌شد!)


    خواستم خلاصه باشد. پس، نکات مربوط به بعدازظهر را بی‌خیال!

  • نظرات() 
  • جمعه 28 بهمن 1390

    کنکور دکتری علوم ارتباطاتآن‌چه می‌خوانید فهرست منابع پیشنهادی یکی از دانشجویان خوب دانشگاه تهران برای آزمون دکتری علوم ارتباطات سال آینده است. من ضمن تشکر از این دوست عزیز -که معرفی این حجم از منابع خود بر توان بالای علمی ایشان دلالت دارد-، تاکید مجدد خود بر نظریه جامعه شناسی و نظریه فرهنگ را تکرار می‌کنم. دانشجوی دکتری باید علاقه‌مندی‌ها و توانایی‌های نظریه‌ای داشته باشد.
    در مورد روزنامه نگاری:
    • روزنامه نگاری نوین- بدیعی و قندی
    • خبر- شكرخواه
    • خبرنویسی مدرن- شكرخواه
    • روشهای مصاحبه خبری محسنیان راد (البته اگه بتونید پیدا كنید چون تو كتابفروشی ها چاپش تموم شده)
    • مقاله نویسی- قندی
    • + تاریخ روزنامه نگاری كه منبع مشخصی نداره باید از منابع پراكنده یا از كتابهای پردازش كه خلاصه كرده مطالعه بفرمائید
    فكر می كنم اینا اصلی ترین منابع هست ولی اگر وقت بیشتری دارید می تونید تمام كتابهایی كه برای روزنامه نگاری آزمون ارشد معرفی می شه رو بخونید
    - نكته مهم درس روزنامه این هست كه باید توانایی عملی تشخیص انواع تیتر و لید رو داشته باشید و صرفا نباید مباحث را حفظ كرد
    در مورد مطالعات ارتباط جمعی كه عنوان بسیار كلی هست و من نمی دونم چقدر با برداشت من می خونه ولی من در مجموع به نظرم می رسه می شه این سرفصل رو به چند عنوان ریزتر تقسیم كرد:
    • تلویزیون
    • رادیو
    • سینما
    • رسانه های جدید و بحث های جامعه اطلاعاتی
    • ارتباطات سیاسی، ارتباطات بین‌الملل و توسعه
    برای این سرفصلها می شه از جزوه های كلاسی استفاده كرد یا اینكه كتابهای پراكنده رو خوند. واقعیت این هست من در مورد تلویزیون و رادیو خیلی كتابهای خوبی رو نمی شناسم . در مورد سینما فكر می كنم نظریه های فیلم دادلی اندرو و تاریخ سینمای نایت كتابهای خوبی هستند البته اگر وقت ندارید به جای نایت یك تاریخچه مختصر هم كتاب هنر سینما داره كه به نظرم بد نیست. در مورد رسانه های جدید اگر دكتر عاملی طراح سوال باشن پینشنهادم خوندن كتابها و مقالات ایشون هست. به علاوه سه گانه كاستلز و نظریه های جامعه اطلاعاتی وبستر. در مورد ارتباطات سیاسی هم باز فكر می كنم همون كتابهای مولانا یا یكی از شماره های فصلنامه رسانه كه در همین زمینه هست یا جزوه های دكتر منتظر قائم (دانشگاه تهران)  مناسب باشه. البته شما ممكنه جزوه های خوبی از اساتید امام صادق داشته باشید مثل خود دكتر مولانا یا دكتر بشیر كه از این مواردی كه گفتم مناسب تر باشه.
    بحث های نشانه شناسی + گفتمان هم به نظرم درمجموع مهمه كه خونده بشه كه بخشی اش ممكنه در قالب درس نظریه ها بگنجه...برای نشانه شناسی من كتابهای دكتر سجودی رو پیشنهاد می كنم و برای گفتمان كتاب زبان گفتمان قدرت سلطانی و یك كتاب دیگه هم هست كه ترجمه هادی جلیلی هست. فكر می كنم اینا مناسبت تر هست...
    به نظر من موفقیت در آزمون كتبی واقعا با خوندن همین كتابها + مباحث روش و نظریه امكانپذیر هست اما نكته مهمتر قبولی در مصاحبه است. به هر حال داوطلب باید بتواند هیات مصاحبه كننده را قانع كند كه فرد مناسبی برای خواندن دكترا متناسب با همان چارچوب ها و معیارهای مدنظر آنها هست....
    براتون آرزوی موفقیت دارم

    برخی مطالب مرتبط در وبلاگ پاورقی فرهنگ و ارتباطات:

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 1 دی 1390

    این روزها ایمیل‌ها و نظرات زیادی درباره معرفی منابع برای مطالعه و شرکت در آزمون دکتری علوم ارتباطات به دستم می‌رسد.
    یک ملاحظه عمومی و یک ملاحظه تخصصی را بخوانید! در پایان هم دو نکته اصلی را نوشتم!

    چه کسی باید دکتری بخواند؟چه کسی باید دکتری بخواند؟/ نخواند؟
    1- به این دوره های دکتری می گویند پی اپ دی. ph در ابتدای phd یعنی فلسفه. d هم یعنی دکتری. یعنی دانشجویان دکتری، قرار است وارد مطالعات عمیق تری شوند. اگر در دوره لیسانس، دانشجویان ارتباطات، مهارتهای روزنامه نگاری می آموزند؛ در دوره دکتری باید نظریه بخوانند. جدی هم باید بخوانند. روی مبانی فلسفی مکاتب و نظریه ها باید تفکر کنند و نقد کنند. از دانشجوی دکتری، انتظار تولید دانش می رود. دانشجوی دکتری باید پژوهش کند!
    2- می گویند دکتری، مصداق علم لاینفع نیست. چون، مدرک است و علم نیست. لاینفع هم نیست؛ بلکه پول توشه.
    3- با توجه به گزینه دو، به بسیاری از علاقمندان حق می دهم که شانس خود را برای دکتری امتحان کنند؛ اما باید قبول کرد که بسیاری از انسانها برای دکتری خواندن ساخته نشده اند.

    منابع آزمون دکتری علوم ارتباطات سال 91منابع آزمون دکتری علوم ارتباطات در سال 91
    4- منابع پارسال، نسبتا مشخص و منطقی بود. دروس نظریه و روش تحقیق و آمار. هیچ کس را یارای آن نیست که همه نظریه ها (جامعه شناسی، فرهنگ، ارتباطات و با همه زیرشاخه های عجیب و غریب آنها) را بخواند و یاد بگیرد. اما آمار و روش تحقیق، حدود مشخصی دارند. مثلا شما آمار توصیفی و استنباطی می خوانی و آمار تمام می شود.
    5- امسال، در روندی تامل برانگیز، روزنامه نگاری همه به منابع اضافه شده است! نمی دانم آنهایی که روزنامه نگاری را به منابع اضافه کرده اند، از خود پرسیده اند مهارت روزنامه نگاری چه کمکی به نظریه پردازی و اهداف دوره دکتری می کند؟
    6- به هر حال، نظر من این است که روزنامه نگاری و همه مهارتهای آن (خبر، مصاحبه، گرافیک و ...) یک درس انحرافی است. برای موفقیت در ارتباطات، باید نظریه و روش بلد بود. قبولی تان را به خدا بسپارید. اگر صلاح نیست، قبول نمی شوید. اگر صلاح بود، بدون وقت گذاشتن برای روزنامه نگاری هم قبول می شوید. (البته دانشجوی ارتباطات، باید روزنامه نگاری بلد باشد. اما این که روزنامه نگاری، جزء مواد آزمون دکتری باشد، محل اشکال است.)

    * نکته اصلی: من یک دانشجوی ساده کارشناسی ارشد معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات بیش نیستم. پس، این حرفها را در همین حد جدی بگیرید که یک دانشجوی ساده کارشناسی ارشد معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات زده است.
    * نکته اصلی دوم: این که چه کتابی را بخوانیم، سوال خوبی نیست. فرض بر این است که این آزمون، سطح دانش شما را می سنجد. بنابراین شما باید مثلا تحلیل محتوا بلد باشید. فرقی نمی کند که آن را کجا آموخته اید.

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 23 شهریور 1390

    تابستان عجیبی بود.
    شروع تابستان، طوفانی و هیجان انگیز بود.
    سه روز اعتکاف (+) با صفا در طبقه فوقانی مسجد دانشگاه امام صادق علیه السلام.
    کسب عنوان دلنشین رتبه یک کنکور در اولین آزمون کنکور سراسری دکتری.
    پایان همه 200 و اندی واحد دانشگاهی که باید پاس می شدند.
    و ...
    تابستان زمستانی پاورقی نویس
    زمستان در تابستان

    اما این فکر که «اگر قبول شوم، کی واحد بره دنبال 28 واحدی که اعلام نتیجه نشده اند؟ چه جوری پایان نامه رو تموم کنم که خودمم راضی باشم؟ و ...» بسیار آزارم می داد! رک بگم، این بلاتکلیفی، تابستانم را زمستان کرد!

    به همین دلیل از همون اول، از همه التماس دعای خیر داشتم و نه قبولی. (+)

    یک نکته دیگر هم بگم: با انتقاداتی که به کنکور امسال وارد بود و توسط رسانه ها چند برابر هم دیده شد، و توسط سیاستمداران و سیاستگذاران شورای عالی انقلاب فرهنگی (
    +) پشت کوه قاف (+) بیشتر هم شد، قبولی در کنکور دکتری امسال را جای افتخار نمی دانستم! (گرچه همه دوستان را خوشحال می کند.)
    و خدا را شکر زمستان بالاخره سر آمد و دوباره روز از نو...
    مطالب مرتبط:

  • نظرات() 
  • جمعه 3 تیر 1390

    به منظور شاد کردن قلبهای نازنینتان، بدین وسیله به اطلاع کلیه دوستان و آشنایان به ویژه جبهه فرهنگی سایبر انقلاب اسلامی می رساند که به لطف خداوند متعال:
    1- نویسنده این وبلاگ، موفق به کسب رتبه اول در مرحله اول  کنکور سراسری دکتری (یعنی مرحله آزمون کتبی) در رشته علوم ارتباطات امسال شده است.
    آقا حمید گل خاکم سالار خوش تیپ ترین پسر دنیا
    2- رکورد بازدید ماهانه وبلاگ، در ماه خرداد شکسته شد: 114081 نفر. (رکورد بازدید روزانه: 16224، پنج آبان 1389)

    به امید نشان دادن لبخند بر لبان امام زمان

    من سرّ مومنا فقد سرّنی و من سرّنی فقد سرّ الله (اصول كافى ، ج‏2، ص 188 ):
     
    حضرت پیامبر (ص) فرمودند: هر که مومنی را شاد کند، مرا شاد کرده و هر که مرا شاد کند، خدا را شاد کرده است.
    (بین شما یک مومن پیدا می شود دیگر!)


    مطالب مرتبط:
  • نفر اول کنکور سراسری دکتری شدم!
  • آزمون نیمه متمرکز دکتری و لختی پادشاهان دانشگاهی تهران (یک مرداد 1390)
  • از غرور تهرانی ها تا فقدان خودباوری شهرستانی ها (6 مرداد 1390)

  • نظرات() 
  • جمعه 20 خرداد 1390

    تیتر دوم: آزمون سراسری دکتری علوم ارتباطات همان آش و همان کاسه

    امسال، اولین سال آزمون سراسری دکتری است. استقبال از مطلب حاشیه ها و نکته هایی از اولین تجربه ام در آزمون دکتری ارتباطات انگیزه نوشتن نکاتی درباره اولین مصاحبه دکتری ارتباطات به شیوه جدید است که نوزدهم خرداد در دهکده المپیک (دانشگاه علامه طباطبایی) برگزار شد:

    توضیح: به نظر می رسد در شیوه جدید هر سال بین 5 تا 10 نفر فرصت تحصیل در مقطع دکتری ارتباطات یکی از 4 دانشگاه (تهران، علامه طباطبایی، امام صادق علیه السلام و باقرالعلوم قم) را پیدا کنند. امسال نوبت دانشگاههای علامه و باقرالعلوم بود که دکتری برگزار کنند. دانشگاه باقرالعلوم ظاهرا بنا دارد صرفا از طلبه ها دانشجوی دکتری بسازد ولی از دانشجوها نه. به این ترتیب برای مرحله دوم آزمون نیمه متمرکز دکتری، یعنی مرحله مصاحبه، دانشگاه علامه طباطبایی برای 5 نفر ظرفیت خود، شاهد رقابت 25 داوطلب بود.

    سهم دانشگاه امام صادق در آزمون شفاهی دکتری ارتباطات علامه: تنها دو نفر
    امسال تنها سه امام صادقی برای مصاحبه به دانشگاه علامه طباطبایی دعوت شدند. من، محمد رضا برزویی (دانش آموخته کد 82) و یکی دیگر که فکر کنم صلاح نیست اسمش را ببرم. نفر سوم در مصاحبه شرکت نکرد. تعداد کم دانشجویان دانشگاه امام صادق در مقطع لیسانس، تمایل برخی از آنها به شرکت در آزمون رشته های دیگر (علوم تربیتی، علوم اجتماعی)، ضعف در سوالات تستی و ... احتمالا از موارد تاثیرگذار بوده است تا سهم کمی دانشجویان امام صادق کم باشد. در همین جا قبولی هم اتاقی عزیزم، محمد جواد نوروزی اقبالی در رشته علوم تربیتی را تبریک می گم.

    این تصویر آقا حمید گل، خوش تیپ ترین پسر دنیاستبا همین ظاهر بری، ردّی!
    من معمولا کت نمی پوشم. یکی از اساتیدمان گفت: کت بپوش! با همین ظاهر (ریش، بدون کت و ...) رد خواهی شد. استاد دیگری هم تاکید کرد که حداقل ریشم را کمی کوتاه کنم.

    درباره ریش: شما مرا می شناسید. ما هیچ گاه از آرمانهایمان کوتاه نخواهیم آمد انشاء الله. ریش هم جزء آرمانهای ما نیست! اما آدمی به لاغری من اگر ریشش را کوتاه کند، بدجوری لاغر و زشت به نظر می رسد! به خاطر دقت در همین مسائل است که به من می گویند: «خوش تیپ ترین پسر دنیا!» نکته دیگر اینکه: اگر دین ندارید، در دنیاتان آزاده باشید!

    در مورد کت: این مساله ریشه در ظاهرگرایی شدید ما ایرانی ها دارد که پدرمان را درآورده است! فرهنگ گاهی مقابل طبیعت می ایستد. اما گاهی این ایستادگی حماقت است. آدم عاقل تو هوای طبیعی گرم خرداد تهران، کت نمی پوشد. این ظاهرگرایی جز حماقت معنی دیگری ندارد. از یک طرف تو اوج گرما کت بپوشیم، از اون طرف هم درجه سردی کولر را بیشتر کنیم و مصرف انرژی را ببریم بالا! شعور برخی اساتید دانشگاهی ما و مسئولین ما در همین قدر است! (گاهی بدجوری دلم می سوزد! طرف تو اتاق خودش نشسته، در هم بسته است ولی کتش را در نمی آورد.)

    به هر حال، حفظ ظاهر، به ویژه شیک پوشی برای حضور در مصاحبه دانشگاه های تهران و علامه ظاهرا مهم است. برخی آن را نشانه احترام به استاد تلقی می کنند. گرچه از نظر من، حماقت است یا دو رویی یا ....  احترام به استاد هم این است که کارهای علمی ایشان را ادامه بدهید و تکمیل کنید.


    هم اکنون به فکر رزومه خود باشید! فردا دیر است...
    با توجه به حذف سهم نمره کتبی در قبولی دکتری، رابطه های شما با اساتید که در رزومه هاتان جلوه گر است، سهم بسزایی در قبولی شما خواهد داشت. رابطه خوب و مقاله های بیشتر مطلوب است.
    شما مرا می شناسید! ...
    این تصور هم که رقبای شما رزومه قدرتمندی دارند از اساس باطل است.

    برای همه فعالیتهای علمی تان، بروید مدرک جور کنید. امضا بگیرید. اگر مدرکش را تحویل ندهید، امتیازی به شما تعلق نمی گیرد. (من تصور می کردم تنها برای مقاله ها باید مدرک نشان داد!)

    بشناسید با کی، کجا، چه جور آدمایی طرفید!
    قبل از مصاحبه به سایت دانشگاه و دانشکده و گروه مربوطه مراجعه کنید تا هیئت علمی و رزومه آنها را بشناسید. (اگر نمی شناسید.)
    اگر مدارک خاصی یا نکته خاصی هم باشد در سایت می نویسند. به ویژه در مورد زمان مصاحبه.

    حتما آدرس محل مصاحبه را چک کنید و از چند نفر بپرسید چه جوری می رسید اونجا.  خوشبختانه با اطلاعات درستی که دوستان دادند، راس ساعت هفت و نیم (همان ساعتی که در سایت نوشته بودند.) رسیدم.

    سلامت باشید!
    شب قبل مصاحبه، به موقع بخوابید! خواب سر شب در موفقیتهای شما موثر است. صبح به موقع بیدار شوید. همه چیز را دوباره چک کنید.

    چای از مخدرات است. (انتظار ویتامین و پروتئین از آن نداشته باشید.) آرامش بخش است. متاسفانه امسال خوابگاه ما مشکل آب جوش دارد. نشد چای بخورم و سرم داشت می ترکید!

    یک دوست، یک آشنا، یک هم صحبت
    آقای برزویی در میان تعدادی از داوطلبان قبل از من رسیده بودند. آقای برزویی سومین سرگروه درس اندیشه اسلامی (طرح مطالعاتی مقرریهای شهید مطهری) من بود. ما هم اعضای گروه خوبی بودیم و دو ترم رابطه سرگروه و گروه ادامه داشت. در آزمون کتبی، نمره تراز آقای برزویی حدود نه هزار بود. نمره خوبی بود ولی دیگر به کار نمی آمد!

    کمی سر و گوشتان بجنبد! از اکثریت کورکورانه پیروی نکنید!
    از جمع جدا شدیم. گوشه ای نشستیم. در مورد مسائل مختلف صحبت کردیم. آقای برزویی از دانشکده پرسید. (ایشان ترم قبل دفاع کردند.) به امید پیدا کردن بوفه رفتیم دوری در اطراف بزنیم که فهمیدیم یه جایی هست که باید مدارک را تحویل بدیم و منتظر شیم نوبتمون بشه. به این ترتیب من دومین نفری بودم که مدارکم را تحویل دادم و دومین مصاحبه شونده من بودم!

    مکالمه دانشگاه تهرانی ها
    به مکالمه دو داوطلب حاضر در محل هم توجه کنید:
    -: دانشگاه ما که از اینا نمی گیره. اینا هم که از ما نمی گیرن. (ترجمه روان: در مصاحبه شفاهی دکتری ارتباطات دانشگاه تهران، دانشجویان علامه قبول نمی شوند. متقابلا دانشگاه علامه هم دانشگاه تهرانی ها را قبول نمی کند!) حالا امام صادقی ها ممکنه قبول شن ولی ما نه.
    -: به هر حال، مصاحبه تجربه خوبیه!

    چه کسانی و در چه دانشگاهی قبول می شوند؟
    در تکمیل مکالمه آنها: دانشگاه امام صادق علیه السلام تقریبا از هیچ کدام از آنها نمی گیرد! زیرا آنها دانش کافی برای قبولی در آزمون کتبی معارف اسلامی دانشگاه امام صادق علیه السلام را ندارند. هیچ امام صادقی هم در رشته ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی قبول نشده است. دانشگاه تهران هم در سه دوره گذشته دکتری خود، تنها از میان فارغ التحصیلان ارشد خود دانشجوی دکتری پذیرفته است. البته در سال گذشته حسین سرفراز و مهدی یوسفی از دانشگاه امام صادق با حضور موفق در آزمون کتبی که نفرات اول و دوم شدند توانستند وارد دوره دکتری شوند. (آزمون کتبی 50 درصد موثر بود و از 50 درصد شفاهی هم آنها نمره مطلوبی گرفتند.)

    از کاربندی تا کارمندی
    از اخلاق خوب کارکنان آنجا (از انتظامات دم در تا اون خانمهایی که مدارک را تحویل می گرفتند یا آبدارچی ها و ...) تشکر می کنم. شناسنامه نداشتم، کارت ملی قبول کرد. مدرک لیسانس نداشتم، گیر نداد. (ما ارشد پیوسته هستیم و هیچ گاه مدرک لیسانس به ما نمی دهند.) ریز نمرات نیاورده بودم گفت تا هفته یک آینده بیار.
    خوب است کارمند نقش خود را بفهمد. بداند که کارمندی به معنی کاربندی نیست. کارمند نباید کار را بند بیاورد. بلکه باید کمک کند تا کار پیش برود.

    مصاحبه کنندگان دکتری ارتباطات علامه
    برخی شان حدود نیم ساعت دیر آمدند! من دومین نفر بودم. 4 نفر اون طرف میز بودند. سه تاشون را می شناختم. (آقایان استاد کیا (مدیر گروه)،
    رحمان سعیدی (معاون آموزشی) و نقیب السادات.) نفری یکی دو سوال علمی پرسیدند. اونی که نمی شناختم خیلی خوش برخورد بود. (دقیقا معنی این جمله این است که سه تای دیگر گویا با خودشان هم قهر هستند!)

    سوال از موضوع پایان نامه
    وقتی عنوان پایان نامه ارشدم را گفتم، همه آنها به فکر فرو رفتند. به نظرم کمی فرصت تجزیه و تحلیل لازم داشتند تا بتوانند بفهمند که «آموزش فرهنگ پایداری به نوجوانان: تحلیل محتوای کتب درسی علوم انسانی دبیرستان» یعنی چه تا بر اساس آن سوال بپرسند.

    سوالها بیشتر مرتبط با پایان نامه بود. پایان نامه ارشد و تزی که تز دکتری من خواهد بود.

    سوالهای آسان علمی
    سوالهای علمی خیلی ساده و آسان بود. قبلا هم نوشتم که با سوال آسان می شود تفاوت آنی که درس خوانده و آنی که نخوانده را فهمید اما نمی توان تفاوت آنی که کم و سطحی خوانده با آنی که زیاد و عمقی خوانده را فهمید.

    سوالهای علمی درباره نظریه هنجاری رسانه ها و روش تحلیل محتوا بود. یک سوال هم بود که من نفهمیدم از کجا به ذهن طراح آن خطور کرد: تکنولوژی خوبه یا بد؟!

    کل فرآیند مصاحبه شاید یک ربع هم طول نکشید! این می تواند معنی دار باشد یا نباشد. (معنی1: ردّی! معنی2: دکتری که می گفتن به همین آسونیه!)

    سوال سیاسی هم نپرسیدند. البته هر سوالی بار ارزشی سیاسی دارد. بنابراین جوابهای سیاسی گرفتند!


    درباره روش جدید آزمون دکتری در راستای برقراری عدالت آموزشی

    با تشکر از زحمات وزارت علوم که سعی در قانونمند کردن پذیرش دانشجو در دکتری دارد:
     در سیستم جدید، نظر نهایی و مهم را دانشگاه برگزار کننده دکتری می دهد. یعنی ممکن است نفر اول مرحله کتبی، در مصاحبه رد شود.

    سوالهای آسان یعنی برخورد گزینش سلیقه ای
    اگر هدف نیمه متمرکز کردن آزمون دکتری این بود که نقش دانشگاهها کمرنگ شود تا عدالت آموزشی محقق شود، به نظر می رسد باید سهم 50 درصدی آزمون کتبی احیا شود. واگذاری صد در صد پذیرش به مرحله مصاحبه عادلانه نیست. دیدیم که با این سوالهای آسان، ارزیابی علمی محقق نمی شود. بی شک نظر اساتید دانشگاه برگزارکننده دکتری مهم است و باید لحاظ شود اما این که 4 نفر تصمیم بگیرند که چه کسانی دکتری بخوانند، عادلانه نیست. بهتر است 50 درصد سهم آزمون کتبی باشد، 50 درصد هم نظر مصاحبه کنندگان. باید راه را بر گزینش سلیقه ای بست.

    دعوت پنج برابر ظرفیت برای دکتری رشته ارتباطات اشتباه محض است
    در مورد رشته هایی مثل ارتباطات که یکی دو جا بیشتر نمی گیرند، دعوت از 5 برابر ظرفیت اشتباه است. چون دانشگاه برگزار کننده اولویت را با پذیرش دانشجویان خود می گذارد و غیر آنها را پذیرش نمی کند!
    وقتی 25 نفر دعوت می شوند، احتمالا در میان آنها 5 دانش آموخته علامه پیدا می شوند!
    وقتی 25 نفر دعوت می شوند، افرادی با نمره کل حدود 7 هزار هم دعوت به مصاحبه می شوند! چرا من باید با کسی که نمره کلش سه هزار تا از من پایین تر است از صفر رقابت کنم؟ تفاوت نمره تراز هفت هزار و ده هزار مشهود است و باید موثر هم باشد. با این سوالات ساده شفاهی که نمی شه تفاوت سطح علمی را نفهمید! باید جلوی برخورد سلیقه ای دانشگاهها را گرفت.

    پستهای مرتبط در وبلاگ پاورقی فرهنگ و ارتباطات:

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 12 خرداد 1390

    آقا حمید گلباسمه تعالی
    بدین وسیله قبولی اینجانب را در آزمون کتبی دکتری به جبهه فرهنگی سایبر انقلاب اسلامی، همه دوستان به ویژه اساتید ارجمند دانشگاه امام صادق علیه السلام، تبریک گفته؛ ملتمس دعای خیر همگان هستم.

    توضیح: دعای خیر یعنی اینکه: دعا کنید هر چه خیر است همان بشود.
    هر چه خدا خواست، همان می شود
    نه این، نه آن، فقط همان می شود

    آقا حمید گل
    خاکم سالار

    برای رفع کنجکاوی دوستان: قبولی در آزمون کتبی، یعنی معرفی شدن به دانشگاه برای مصاحبه شفاهی که تصمیم نهایی را دانشگاه برگزار کننده دکتری می گیرد. وزارت علوم تلاش در کمی و منضبط کردن معیارهای مصاحبه شفاهی دارد ولی تاکنون توفیقی نداشته جز برگزاری سراسری آزمون دکتری. امسال دانشگاه باقرالعلوم قم و علامه طباطبایی تهران در رشته ما دوره دکتری برگزار می کنند و من باید در روزهای آینده در آزمون شفاهی دکتری مربوطه شرکت کنم. دعای خیر کنید چون ته دلم این است که دکتری را در دانشگاه خودمان (امام صادق علیه السلام) یا نهایتا دانشگاه تهران بخوانم؛ اما شما دعا کنید هر چه خیر است همان اتفاق بیفتد. ما راضی به تقدیر الهی هستیم.

  • نظرات() 
  • پیشنهادهای من

    filesell درباره من و وبلاگم

    آخرین مطالب



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد کل مطالب :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین روزآمد :

    اَبر برچسب‌های پاورقی



    قفسه؛ کوتاه‌نوشت‌های من درباره کتاب‌هایی که خوانده‌ام