تبلیغات
...پاورقی فرهنگ و ارتباطات - مطالب ابر دکتر محمود احمدی نژاد

...پاورقی فرهنگ و ارتباطات

حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات

پنجشنبه 13 خرداد 1389

این پیرمرد عاشق، تنها عاشق حضرت روح الله نبود، او برای تجدید میثاق با امام خامنه ای می آمد؛ اصلا به همین دلیل هم عکس احمدی نژاد را در پیشاپیش کاروان تک نفره خود داشت
من اگر سید حسن مصطفوی بودم؛
من اگر جای موسسه تنظیم و حفظ و نشر آثار امام خمینی سلام الله بودم؛
من حتی اگر برای تبلیغات خودم هم که شده بود؛
برای کسب منزلت اجتماعی هم که شده بوده؛ 
برای حاج غلامعباس دشتابی در ورودی حرم حضرت روح الله یک مجسمه بزرگ نصب می کردم.
سران همه دولتهای جهان، سیاستمداران، ورزشکاران، هنرمندان، همه شخصیتها و حتی همه مدعیان عشق باید بدانند، حضرت روح الله عاشقی داشت که تا 20 سال بعد رفتن خمینی کبیر، هر سال با پای پیاده از جهرم، (جهرم در استان فارس قرار دارد! خیلی جنوبی است. با اتوبوس 17 ساعت طول می کشد!) به دیدارش می آید تا بگوید ما هنوز با آرمانهای تو عهد محکمی داریم. ما هنوز می گوییم مرگ بر آمریکا. ما هنوز با استکبار مخالفیم. ما هنوز... او حتی با امام خامنه ای هم پیمان داشت. حتی با رئیس جمهور محبوب: محمود احمدی نژاد (عکس ها را ببینید!)
او نه تنها با خمینی که با امام خامنه ای و محمود احمدی نژاد هم پیمان داشت
همه بدانند خمینی چه عاشقانی دارد...
آری! مجسمه ای بزرگ که هیچ کس نتواند آن را بدزدد. مثل روزنامه سنگی داریوش، به زبانهای مختلف امروز دنیا، توضیح دهند که بیست سال برای یک پیرمرد آن هم از راه دور و با پای پیاده یعنی چه. به دنیا بگوید، در قرن بیست و یکم می توان در راه محبوب فدا شد فداشدنی.
چه کسی این مجسمه را خواهد ساخت؟
نمی دانم شاید خمینی هنوز هم از این عشاق دارد. اصلا اگر عمو غلام به خاطر كهولت سن، خستگی راه و كمبود آذوقه سفر به سرای باقی نمی شتافت، چه کسی می فهمید خمینی چنین عشاقی دارد؟ عشق به خمینی عشق به همه خوبی هاست.
قربان پاهای پیاده ات، عمو غلام
خبر درگذشت پیرمرد زائر جهرمی، امسال وقتی که تا شهرضا اصفهان آمد ولی آذوقه نداشت و رفت +









  • نظرات() 
  • شنبه 29 اسفند 1388

    نگاهی به چالش های وبلاگ نویسی

    به روایت آمار: یک نگاه کمی و دیدگاه کیفی نگر

    چند دقیقه از سال جدید نگذشته بود که به پیشنهاد دوستان به میهن بلاگ آمدیم. در آغاز بازدید روزانه ام در میهن بلاگ، 30 تا بود ولی خیلی زود 100 تا و سپس 700 تا و کمی بعد 500 تا رسید و این اواخر هم 1800 تا. رکورد بازدید روزانه، ماهانه و سالانه ام امسال شکست و قطعا اینها همه از برکات فتنه بعد انتخابات بود. روی آوردن قشر مذهبی جامعه به اینترنت. واقعا اگر اسفند گذشته یکی می گفت: اسفند88، وبلاگ تو بیش از 52 هزار بازدید خواهد داشت، باور نمی کردم.

    اما برای دیدن همه حقیقت، باید نگاه کیفی نگر داشت. ما با این وبلاگمون، چقدر تاثیر مثبت تو جامعه داشتیم؟

    سیاسی یا علمی (تخصصی)

    امسال می خواستم فقط مطالب تخصصی (معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات: دین، ارتباطات، جامعه، سیاستگذاری) و حداکثر جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی بنویسم. ابتدا هم همین گونه بود. ولی همان اردیبهشت ماه بود که دیدم ظلم است اگر از احمدی نژاد و ولایت پذیری ننویسم.

    علمی یا عمومی؟

    از طرفی دانشجوی ارشدم و باید علمی بنویسم و از طرف دیگر اقتضائات وبلاگ چیز دیگری است. مهم تر از همه باید مختصر نوشت. (به یاد 140 کاراکتر توییتر) بنابراین نوع جدیدی از علمی نوشتن برای وبلاگ را تجربه کردیم که هم علمی است و عامه پسند بر پایه ساده نویسی و مختصر نویسی.

    سال88، سال اصلاح الگوی مصرف یا حرکت به سمت مصرف بیشتر!

    سال اصلاح الگوی مصرف بود؛ با استفاده از گوگل ریدر و شبکه های اجتماعی، الگوی مصرف اینترنتمان هم اصلاح شد. وقت کمتر ومفید تری در اینترنت بگذرانیم. دوباره سراغ کلوب رفتم. نتیران، بی شمار، نویسه هم این اواخر اضافه شدند. عضویت مان در فیس بوک و توئیتر به بسته شدن آنها منجر شد. ناگفته نماند مصرف امسال اینترنت ایران مسلما بیشتر شده است! بازدیدهای وبلاگ همه این را می گوید!

    کتاب قلب فرهنگ است و مثل فرهنگ مظلوم

    کتابخوانی و معرفی کتاب، موضوعی است که شدیدا به آن اعتقاد دارم. امسال برای چهارمین سال پیاپی برخی کتابها و مجلاتی را که خوانده ام در وبلاگم نوشته ام. بسیاری از کتابها از سالهای قبل مانده اند و معرفی نشده اند. حتی امسال کتابهای بسیار کمتری (68 کتاب) فرصت معرفی شدن یافتند.

    گفتاری نویسی یا نوشتاری؟

    موضوع پیش پا افتاده ای است. تو وبلاگها خیلی ها به ویژه قدیمی ها، کاملا گفتاری می نویسند. اما تمام گفتاری نوشتن باعث می شه که خوندن متن سخت بشه. نوشتاری نوشتن مثل بیانیه رسمی می شه و جالب نیست. پس ما سبک بینابینی انتخاب کردیم! وجعلناکم امة وسطا

    سایت یا وبلاگ: دات آی آر؛ دامنه ای برای حفظ کلاس کار

    تقریبا همه فکر می کنن وبلاگ بی کلاس است و آنها که می خواهند حضوری جدی داشته باشند و بازدید زیاد داشته باشند باید سایت داشته باشند. البته این تقریبا همه حرف مفت می زنند! دامنه «دات آی آر» یا «دات کام» اصلا ربطی به سایت یا وبلاگ ندارد. اما کلاس اجتماعی دارد. (من هم به همین دلیل دات آی آر گرفتم.) تعداد بازدید هم که کلا مکانیزمش فرق می کنه.می بینید که بازدید وبلاگ من از خیلی سایتها بیشتره.

    دیگر موضوعات و سال 1389

    وبلاگ نویسی من با موضوع عمره دانشجویی خیلی جدی شد. موضوع کد رشته دوره سوم فرهنگ و ارتباطات هم بود (کد سرفراز). یکی از موضوعات قدیمی تر هم شهر من بود. موضوعات جانبی و موقت هم بودند: خبرگزاری پانا، اردوهای جهادی خاکیان افلاکی و رسانه دات آی آر و ... . وبلاگهای درسی هم باید به این اضافه بشن. (مطالعات دین، روش پژوهش و اخیرا کارگاه پژوهش) برای شهرم شروع دوباره ای داشتم و وبلاگ درس کارگاه پژوهش در فرهنگ و ارتباطات هم فعال و به روز است. بقیه موضوعات کمی در این وبلاگ حل شدند. اسرائیل گرچه حقش است یک وبلاگ جدی باشد ولی هنوز به حق خود نرسیده است. فرهنگ و ارتباطات پایداری هم چند بار در جاهای مختلف شروع شد ولی سرویس دهندگان محترم ارضا نکردند ولی این یکی احتمالا ادامه پیدا کند. برای سال پربار 89 دعا کنید. سال پایان نامه و دکتری، ان شاءالله.

    (می بینید که حوصله ندارم داخل متن به این وبلاگها و سایتها که اسم بردم لینک بدم!)

    راستی سال نوتون مبارک. با دیدن بهار و نو شدن طبیعت به یاد برانگیخته شدن روز قیامت بیفتید!

  • نظرات() 
  • شنبه 1 اسفند 1388

    تاریخ نباید فراموش کند: این همه آبروی روشنفکرها و روشنفکر زده ها بود که رفت
    مطمئنا اولین جرقه حوادث بعد از انتخابات با کلیدواژه "تقلب در انتخابات" رقم خورد.
    رهنورد پروفسور

    و استحضار دارید که ستاد مهندس موسوی بعد از اینکه بر طبل تقلب کوبید تازه از مردم درخواست کرد تا شواهد خود را به سایت کلمه ارسال کنند.

    در این بین مصاحبه زهرا رهنورد- که به گفته موسوی روشنفکرترین زن ایرانی و به گفته خود فول پرفسور است- با بی بی سی فارسی تا حد زیادی پرده از طرز تفکر مدعیان برداشت و چهره حقیقی آن ها را آشکار کرد.

    آنجا که زهرا رهنورد می گوید: "یک نقاطی خودشون ملاک نادرست بودن آمار وزارت کشوره، مثلا ترک زبان ها و آذری ها فرزند خودشون رو نمی ذارن که به کسی دیگری رای بدهند یا لرها که خود من لر هستم و موسوی بارها گفته من داماد لرستانم داماد خود را نمی ذارن به آقای احمدی نژاد رای بدن، این ملاک ماست که بقیه آمار هم غلطه!"

    شدت توهم و سطحی نگری و رای عشیره ای و قبیله ای در این مصاحبه به حدی بود که سایت رسمی بی بی سی این فیلم را از آرشیو خود برداشت.

    حالا بعد از فتنه های مختلف که ریشه از دروغ تقلب دارد، بد نیست نگذاریم فراموشمان و فراموششان شود که چه قدر روشنفکرند!

    همه در وبلاگ خود این فایل صوتی را بگذارید تا در اجر آن شریک باشید!

    کافی است این کد را در تنظیمات وبلاگ خود کپی کنید، کار تمام است.


    کد نظریه قرن توسط فول پرفسور زهرا رهنورد

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 2 مهر 1388

    1- چند روزی نبودم، چون اینترنتم به مناسبت شروع سال جدید تحصیلی در روندی احمقانه قطع می شود تا برویم دو هزار تومان ناقابل واریز کنیم! تازه ایمیل دانشگاه من هم قطع شده. باتشکر از همه دوستان و اساتیدی که جواب ایمیلهای اخیرم را دادند. متاسفانه هیچ ایمیلی به من نرسیده است.
    2- ورودی های جدید هم به خیر و خوشی وارد دانشگاه شدند.
    قرار بود و همچنان هست که مطالبی به همین مناسبت بنویسم.
    یاد پارسال افتادم که در همان چند روز اول سال، ورودی های جدید عجیب ترین صحنه های زندگی شان را می دیدند. نقد های وحشتناک درون گفتمانی دانشجویان دانشگاه امام صادق علیه السلام و اتفاقاتی که قرار شد از آن ننویسیم!
    3- وبلاگ جدیدمبا مطلبی درباره عدالت و رسانه (با عنوان ضرورت پرداختن به فرهنگ و ارتباطات پایداری) به روز است. (ایثاربلاگ هم سرویس جالبی است.)
    4- زنده باد عشق و معنویت، زنده باد صلح و امنیت، زنده باد عدالت و آزادی 
    این ها کلماتی بودند که احمدی نژاد در سخنرانی اش در نیویورک قبل از "والسلام علیكم و رحمه الله و بركاته " به کار برد. متن کامل
    5- بعد از پیروزی بزرگ روز قدس، که به حق حامیان شیشه شکنی و لشکرکشی خیابانی به گروهگی برانداز تقلیل یافتند، دنیای سیاست را در مقایسه با اراده پروردگار خیلی کوچک یافتم!

  • نظرات() 
  • جمعه 27 شهریور 1388

    گزارشی از نماز جمعه و راهپیمایی پرشکوه روز قدس بر اساس مشاهدات امروزنصویری از حضور حماسی امسال مردم که سبزهای اشوب دوست را بیرون راندند

    امسال هم این امت حزب الله همیشه در صحنه، مردم شریف ایران، بودند که با حضور حماسی و دشمن شکن خود، مشت محکمی بر دهان همه منافقان (داخلی، خارجی، روحانی، سیاسی، احمق، نخبه و ...) کوبیدند.

    سبزها که امروز فقط برای اختلاف و درگیری و تفرقه آمده بودند (البته باید یک پیرزن بد حجاب سبز را استثنا کنم که او هم مثل ما شعار وحدت سر داده بود) فقط به مدد نمادهای سبزشان دیده می شدند. نه فقط در زیر سقف، بلکه خیابانهای اطراف مسجد دانشگاه تهران، مملو از حضور نمازگران جمعه بود که با اعلام تبعیت از مقام رهبری، شعارهایی در راستای وحدت و حمایت از مردم فلسطین سر می دادند. بعضی سبزها، شعار مرگ بر روسیه سر می دادند! شعار "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران" هم شنیده شد که با پاسخ "هم غزه، هم لبنان، جانم فدای ایران" مواجه شد. بعضی سبزها دائما با گوشی های موبایل مشغول گزارش از قضایا بودند. یکی شان می گفت: کلی اتوبوس آوردند! تازه صدای آمپلی فایر نمی ذاره صدای مردم (سبزها) در بیاید! می خواستم بهش بگم که مگه تا حالا راهپیمایی نیومدی؟ هر سال بلندگو می آرن! هر هفته هم اتوبوسها نمازگزاران را به دانشگاه تهران می رساند و بعد نماز برمی گرداند!

     سبزها در شمال پارک لاله نظاره گر بودند و گاهی هم برای تحریک ما شعار می دادند. (البته کارهایی دیگری مثل جویدن آدامس، کشیدن سیگار، خوردن آب و ... هم می کردند که انشالله روزه آنان باطل نمی شود!) نیروی انتظامی هم مثل ما روزه خواری ها، هتک حرمتها، بادکنک بازیها و ...آنان را نظاره می کرد. اصلا همین بی توجهی ما که در مقابل آنان، تنها به صف نماز ایستادیم، خودش کلی سبزها را عصبانی می کرد.

    من در هنگام سخنرانی احمدی نژاد رسیدم که جلوتر از پارک لاله نشد که بریم. در پشت سر ما سبزها بودند. سبزها که هنوز «توهم بی شمار بودن» را دارند، در اواسط سخنرانی احمدی نژاد لحظه به لحظه عقب تر (به سمت شمال) می رفتند و در هنگام شروع خطبه ها دیگر تا چشم کار می کردند، جمعیت نمازگزار دیده می شد که احیانا پلاکاردهایی مبنی بر تحریم کالاهای اسرائیلی، تبعیت از رهبری، پرچم ایران و پرچم فلسطین و ... داشتند. البته نکته شگفت انگیز ماجرا، بارش مصلحتی باران است که البته نتوانست صفهای نماز را بر هم بزند ولی باعث شد که سبزها بروند. باران پنج دقیقه بند آمد و ما در همان خیابان که بعد خطبه ها خشک شده بود نماز خواندیم.

    پرچم بزرگ فلسطین، زیبایی خاصی به مسیر راهپیمایی داد. البته بعضی سبزها می گفتند که برین پرچم ایران را بردارید! یادمه ایام انتخابات بعضی از همین سبزها (بعد کمی بحث) به خود من می گفتند: شما اصلا عربید! پرچم ایران بابا حرمت داره!

    زیر این پرچمهای بزرگ همیشه خالی نیست!

    اواخر صحبتهای احمدی نژاد، ناگهانی ماشینی از وسط صفهای نماز به طرف ما می آمد! نمازگزاران صفهای به هم ریخته بلند می شدند و با دست خالی به ماشین حفاظت از این شخصیت مشهورحمله می کردند. درست است، مهدی کروبی در آن ماشین نشسته بود و شیشه های عقب خرد شده بود! لحظاتی بعد یک روحانی را دیدم که با وضعی پریشان در حالی عمامه به دست دارد، با شعار مرگ بر منافق استقبال می شود و کم و بیش هم مورد ضرب ملت انقلابی قرار می گیرد. باز هم درست گفتید! شیخ هادی غفاری معروف به شیخ ملعون بود که در حال خروج از صفهای نماز جمعه بود.

    جالب اینکه روی اتوبوسهای نماز جمعه، شعارهایی مثل مرگ بر چاوز، مرگ بر روسیه دیده می شد که معلوم بود که با عجله نوشته شده.

    برکت حضور سبزها: امسال همه مردم، زن و مرد، پیر و جوان، با انگیزه شعار می دادند. سبزها متشکریم که به ما انگیزه دادید!

    ای کاش، روز قدس، روز وحدت می شد. ای کاش سبزها (مثل این حامی موسوی) مسائل را با هم اشتباه نگیرند و در راهپیمایی روز قدس، شعار "آمریکا، اسرائیل، حمایتت می کنیم" سر نمی دادند.


  • نظرات() 
  • چهارشنبه 25 شهریور 1388

    شماره جدید مجله راه

    شماره جدید نشریه راه: جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی

    با ساختار شکنی از پشت جلد شروع می کنم! پشت جدید، تبلیغات پست بانک، کمی تعجب آور بود! روی جلد هنوز هم باید بیشتر کار شود. گرچه فرم ثابتی پیدا کرده و بدان هویت یافته؛ خلاقیت و دقت بیشتر، کلاس کار را بالاتر می برد. روی جلد، بنر مناظره رویایی هاشمی و احمدی نژاد بود که ایام انتخابات همه بی صبرانه منتظر آن بودند! گرچه زود فراموش شد! گرچه برخی مسائل دیگر را مطرح کردند تا حقیقت اصلی انتخابات که رای به نظام بود فراموش شود. گرچه صدا و سیمای ما همراه و همگام با برخی آن همه آب به آسیاب دشمن ریخت.

    راستی از این شماره، شهر من (شیرگاه در سوادکوه مازندران) به جمع توزیع کنندگان مجله راه پیوسته و از دکه مطبوعاتی آقای شعبان زاده قابل تهیه است. (گرچه بی شک، بهترین راه، اشتراک است.)

    پرونده ویژه این شماره انتخابات دهم بود که با مصاحبه دکتر ابراهیم فیاض یک شروع طوفانی برای این شماره داشت: تقابل غربگرایی (چپ و راست) با بومی گرایی و سنت گرایی و ایران گرایی. استاد فیاض در پایان مصاحبه، خطر عرفان مشایی را گوشزد کرد که می تواند جلوی فقاهت رهبری بایستد.

    تحلیل دکتر عباس سلیمی نمین از دو جبهه حاضر در انتخابات بر مبنای تئوری چرخش قدرت (برای مقابله با فساد) بود که از همان آغاز رهبری به شدت پیگیری شده است.

    محسن صفایی فرد را نمی شناسم؛ ولی با بررسی دوآلیسم تاریخی مردمی – اشرافی به سختی به تئوری زدگی اساتید غرب زده مان شوریده است! در پایان مقاله اش نکته مهمی را گوشزد کرده: خطر عقب نشینی های زبانی. توجه زیبایی داشته به این فاجعه زبانی رخ داده که مثلا مستضعف با آسیب پذیر یکی دانسته می شود. (در حالی که در ادبیات انقلاب، ادبیات امام معنای این کلمات چیز دیگری بوده.) واقعا یکی از روشن ترین معیارهای انحراف دولتها و مدیران و مسئولین از آرمانهای انقلاب اسلامی، از طریق زبان قابل پیگیری است.

    جواد شریف زاده نگاهی به برنامه های اقتصادی در انتخابات دهم داشته. انتخاباتی که مردم عادی را با اصطلاحات اقتصادی آشنا کرد و همه یک پا کارشناس شدند. (قابل توجه آقای کروبی!)

    صف بندی افاده و عمل، یادداشتی از رضا زاده محمدی است که کمی به طنز نزدیک شده است و به سنخ شناسی نخبگان پرداخته است.

    دکتر عطاء الله رفیعی هم در مصاحبه ای از نخبگان و مردم و دولت گفته البته درباره انتخابات.

    دکترحجت الاسلام ولی الله نقی پورفر، استاد برجسته دانشگاه امام صادق علیه السلام و چند دانشگاه دیگر، که کلاس مدیریت اسلامی معروف است، بایسته هایی برای دولت دهم معرفی کرده است که بی شک برخی به آن برچسب افراطی می زنند. شجاعت و صداقت ایشان در طرح این اولویت ها که حاصل سالها مطالعه و نگرش اسلامی است، قابل تقدیر است. گرچه برای اجرای آن به شجاعتی فراتر از احمدی نژاد نیازمندیم! (عبور از احمدی نژاد!)

    وحید جلیلی، به نقش دولت نهم در وقایع پس از انتخابات پرداخته. از عدالت نامتوازن گفته و فساد رسانه ای. از فقر اطلاعات حرف زده که یکی از مصادیق فقر و فساد و تبعیض است. از نامرد رسانه ملی ما گفته که با حذف 30 درصد جمعیت روستایی (که به احمدی نژاد هم رای دادند و مشکلات و آرمانهایی هم دارند) در برنامه هایش، این تصور را برای همه به وجود آورده که ایران فقط حوالی میدان تجریش و ونک است و همین خیابان ولی عصر! (حرفهای وحید جلیلی نکات فراوانی داشت. خودتان بخوانید!)

    پارازیت روی موج ایران، گفتگوی سه نفره وحید جلیلی، محمدرضا زائری و طلال عتریسی (رئیس دانشکده علوم اجتماعی لبنان) در تحریریه راه بود. رویکرد جهان عرب به ایران پس از انتخابات موضوع این میزگرد یک ساعته بود که به پیشنهادی برای تعامل اهالی رسانه و فرهنگ کشورهای اسلامی کشیده شد.

    «چهارسال دیگه!» دست نوشته های یک افسر وظیفه است که مسئولیت حفاظت از صندوقهای اخذ رای را برعهده داشته. خواندن آن برای آنانی که از فرآیند صیانت از آرای ملت آگاهی ندارند و فکر می کنند به راحتی می شود تقلب کرد، توصیه می شود.

    دو صفحه مجله راه، به شعارهای انتخاباتی اختصاص داشت که از سوی طرفداران کاندیدا شنیده می شد.

    امیرحسین ترکش دوز، عملکرد موسوی را در دوگانه انقلاب – اصلاح تحلیل کرده. خودتان هم اگر تحلیل کنید، احتمالا به نتایج مشابهی می رسید.

    معرفی و مروری بر کتاب طبقه جدید نوشته میلوان جیلاس به قلم سعید خورشیدی (که ظاهرا دکترای فرهنگ و ارتباطات هم قبول شده اند و همینجا تبریک می گم) به فاصله گرفتن انقلابهای کمونیستی از آرمانهای کمونیسم پرداخته و آن را در شکل گیری طبقه جدید در میان انقلابیون سابق (مسئولین نظام کمونیستی) می جوید. این مطلب به نظر من جاش اینجا نبود! وسط بحث تقلب در انتخابات.

    «مگر می شود داماد لرستان رای نیاورد» عنوانی است که برای متن کامل گفتگوی تلویزیونی تاریخی دکتر زهرا رهنورد با شبکه ماهواره ای بی بی سی فارسی انتخاب شده. گفتگوی آبروی نداشته دو قرن روشنفکری در ایران را به باد داد! واقعا چرا اینها هنوز فکر می کنند که ایرانیان باید قبیلگی رای دهند؟ اصلا کدام قبیله سرجای خودش است؟

    اکبر نائینی، در حاشیه ای به بحث تقلب، تمام وجوه گفته شده و نشده درباره تقلب و فرضیه های مرتبط با آن را بررسی می کند و درباره امکان عقلی آن بحث می کند. به هرحال وقتی، میرحسین موسوی تقلب در این ابعاد گسترده را باور کند...

    میثم بهشتی نژاد نیز به موضوع تقلب از زاویه دیگری پرداخته و موضوعات جالبی را مطرح کرده که مرور آنها خالی از لطف نیست.

    روح الله امین آبادی با بازخوانی چند پرونده درباره کشته های اعتراضات جمعی اجتماعی سیاسی 4 ساله دوم اصلاحات از آنانی انتقاد کرده که این کشته ها را به حساب ناکارآمدی نظام می گذاشتند ولی قربانیان حوادث اخیر که تازگی ندارد را امری فوق العاده بزرگ، بدیع و نافی مشروعیت کل نظام می دانند! شرم بر صدا و سیمای ما که در قضیه سبزوار، سمیرم و فیروزآباد و ایذه خوب وظیفه اش را انجام نداد که امروز همگان فکر کنند اتفاق عظیمی افتاده! در این اتفاقات اخیر تنها بخشی از نظام در این قضایا ناکارآمدی خود را نشان داد! همین! ناکارآمدی بخشی از نظام و چند مصداق که ناکارآمدی کل سیستم را نتیجه می دهد! حداقل در دوره شما اصلاح طلبان که نمی داد.

    جواد میری در مصاحبه ای با جواد عطایی به فعالیتهای هسته های فرهنگی انقلاب در ماجرای ریاست جمهوری و عزل بنی صدر پرداخته.

    مصطفی فارویی فیروزی در یادداشتی با عنوان مهندسی رسانه مهندسان، با اشاره به عملکرد رسانه ملی در انتخابات اخیر، از برخی ضعفهای سازمان، نظیر نبود آموزش مفاهیم کلیدی و ... انتقاد کرده.

    سید مرتضی هاشمی مدنی یادداشتی نوشته که من با قسمتهایی از آن فکر می کنم مخالفم! وی از دو روایت رسمی (صدا و سیما) و غیررسمی نام برده و تحلیل کرده که اکنون دوران پایان روایت رسمی است. البته ما به لزوم تغییرات روایت رسمی (و پایان آن بدین شکل) معتقدیم ولی با مصادیقی که ایشان ارائه کرده اند مشکل داریم! ما فکر می کنیم آن طبقه ای که سی سال است که در صدا و سیمای ما نادیده گرفته شده اند مستضعفین ساکن روستاها و شهرستانهای کوچک ایران هستند. نه مردم شمال شهر تهران!

    طلال سلمان مقایسه ای بین دو انتخابات اخیر ایران و لبنان داشته که جالب است. خودمان را دستکم نگیریم!

    خاطرات سفر مهدی همازاده به الجزایر، یکی از کشورهایی که در قرن بیستم شاهد حوادث گوناگونی نظیر انقلاب ود، خواندنی بود. جبهه فرهنگی در آفریقا.

    از گردیز افغانستان تا گوانتانامو، خاطرات دکتر سید محمد علیشاه موسوی گردیزی است از زندانهای گوانتانامو!

    احسان صفرزاده مصاحبه ای داشت با محمدرضا محمدی نجات با موضوع مستندسازی در رسانه های ایرانی که حداقل برای ما دانشجویان رشته فرهنگ و ارتباطات (گرایش سیاستگذاری) حاوی نکات مهمی بود.

    حجت الاسلام علیرضا جهانشاهی، طلبه سیرجانی، عدالتخواه معروف قضیه زمین خواریهای یک دستگاه امنیتی در سیرجان کرمان، به همت وحید جلیلی، نماد گفتمان عدالتخواهی شده است. گرچه برخی با او مخالفند. جهانشاهی تقریبا صفحه یا صفحاتی ثابت در هر شماره دارد. در این شماره از هم بندی اش با شهرام جزائری گفته و آرزویی که با شجاعت دکتر محمود احمدی نژاد برآورده شد در شب مناظره با میرحسین موسوی!

    از شعر های این شماره، شعر مرگ عجیب هاجر نویدی (شعر علی محمد مودب) خیلی قشنگ و به روز بود.

    پرونده ویژه ای هم در صفحات انتهایی نشریه باز می شود با یادداشتی از رضا کایدخورده درباره فلسفه همگانی. به هر حال به نظر می رسد بدون فلسفه تمدن سازی ممکن نیست! رضا کایدخورده از بایدها و نباید آموزش عمومی فلسفه می گوید. (استاد؟) اصغر طاهرزاده از جایگاه فسلفه شیعی در تمدن آینده بشر سخن می راند. گفتگوی مهدی سیار با آیت الله سید حسن سعادت مصطفوی (استاد بزرگ تفسیر و فلسفه) درباره فلسفه هم بعد علمی دارد و هم تاریخی و سیاسی و ... در جایی آیت الله مصطفوی به صراحت ریشه مخالفت علمای قم با فلسفه را در مخالفت ایشان با امام راحل عنوان می کند. در پایان نیز می فرمایند: «نظر مقام معظم رهبری موافق فلسفه است، ایشان بسیار انسان روشنفکری است و با بقیه فرق دارد.»

    گفتگوی با نابغه اتریشی دانشگاه امام صادق علیه السلام که اکنون دانشجوی دکترای فلسفه دانشگاه تهران است، فیلیپ یا همان علی لنسل هم نکات متعددی داشت که از آن جمله: خاک بر سر ما ایرانی ها که فلسفه اسلامی را رها کرده ایم!

    صفحات طنز این شماره از برزو بیطرف (امید مهدی نژاد) بی نیاز بود. مطالب طنز مردمی که در وبلاگهایی چون: تقلب سبز، اسلام آنلاین، برای فکر، فریادی برای عدالت، مبارز، 22خرداد 1388 و ... زده شده بود، خنده بر لبانمان نشاند.

    روح این شماره که در بعدالتحریر وحید جلیلی تجلی یافت: ای خاک بر سر ما با این آنفولانزای انفعالمان در جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی!

    توجه: در نوشتن این جور مطالب عمدتا از تعابیر خودم استفاده می کنم. (نه این که لزوما نویسنده مورد بحث چنین واژه ای به کار برده باشد.)
    توجه2: نوشتن این مطالب و احیانا تعریف کردن و ذکر جنبه های مثبت، به معنای این نیست که من با تمام آنها موافقم! کما اینکه در برخی موارد مخالفت خود را اظهار کرده ام.

    برچسبها به ضرورت بهتر شدن دسته بندی موضوعی مطالب زیاد شده اند.

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 25 شهریور 1388

    این روزهای اخیر (شبهای قدر ماه مبارک رمضان و شهادت امام علی علیه السلام)، پیامکهای جالبی بهم می رسید. یادم نمی آد تا حالا از شب قدری، این قدر پیامک سیاسی و مناسبتی داشته باشم! گویا ذائقه مردم تغییر کرده! بعضی از اونا که به نحوی جالب یا خاطره انگیزند:

    ·         کاش این شبها که دلها بوی صفین می دهند- یک نفر زنگار را از ذوالفقارت می زدود [دینی -سیاسی!]

    ·         مبادا ماه تو پایان پذیرد- ولی این بنده ات سامان نگیرد! [ازدواج در ماه رمضان!]

    ·         دعای جوشن کبیر کروبی در شبهای قدر: یا سند من لا سند له! (مستندات کروبی!)

    ·         خداوند دوستانی دارد که در اندیشه هایشان با آنها نجوا می کند. التماس 1+1 آ

    ·         خدا کند که بدانی چقدر محتاج است- نگاه خسته من بر دعای چشمانت

    ·         با تو دارد گفتگو شوریده مستی- مستم و دانم که هستم من- ای همه هستی ز تو- آیا تو هم هستی؟!

    ·         سجده بر سجاده عشاق چون کردی- سحر، زیر لب آهسته نامم را ببر!

    ·         بنویس نام مرا در کنار دستت ای دوست- تا بهنگام قنوت نبری از یادم!

    ·         اگه هشت لایه ایزوگامت کنند، بازهم معرفت از سر و روت چکه می کنه!

    مهندس میرحسین موسوی و مهدی کروبی 

    ·         روی خرابترین خرابه تخت جمشید نوشتم: خرابتم رفیق!

    ·         سر دنده ماشینتم، بزن تو سرم خلاصم کن!

    ·         میرحسین دستگیر شد!- شوخی کردم! برای ایجاد زمینه ذهنی پذیرش وقایع این چنینی!

  • نظرات() 
  • دوشنبه 16 شهریور 1388

    حاج محمود! علف هرز یادت نره!

    در باغ انقلاب،

    هر علفی به صرف سبز بودن مفید نیست. شاید علف هرز باشد!

    خیلی ها ظاهرا سبزند ولی بهتر که نگاه می کنی، می بینی علف هرزند.

    باغبان احمدی نژاد! منتظریم!

  • نظرات() 
  • شنبه 10 مرداد 1388

    مولانا از وجود دانش ارتباطات نقلبی در ایران خبر داد! 

    پروفسور سید حمید مولانا، مشاور رسانه ای رئیس جمهور، دکتر محمود احمدی نژاد، صبح امروز با حضور در افتتاحیه دومین دوره علمی و پژوهشی دعوت در دانشگاه امام صادق علیه السلام، ناگفته هایی از تاریخ ارتباطات ایران را مطرح کرد که بسیار جنجالی بود ولی قرار نیست ما هر چه گفته شده را بیاوریم. چون اگه این کار رو بکنیم، دفعه بعد، طرف با آزادی و خیال راحت حرف نمی زنه!

    پروفسور مولانا، با اشاره به تاریخ علم ارتباطات در ایران، از نقش مطبوعات و ارتباطات سنتی در دوره مشروطه شروع کرد و به زبان من: انتقاد کرد از اونایی که ارتباطات را منحصر در روزنامه نگاری و روابط عمومی می دونن! (بیشتر دانشگاهها به اسم ارتباطات، دانشجو جذب می کنن ولی تنها از رسانه های جمعی به ویژه روزنامه نگاری حرف می زنن!) به هر حال، تئوری قبل انقلاب در آموزش ارتباطات از آمریکا آمده بود و تنها به همین رسانه های جمعی تاکید داشت که با وقوع انقلاب اسلامی، شکست سهمگینی خورد. ارتباطات سنتی (به رهبری حوزه علمیه و با فرآیندهای تبلیغ) که همزمان با رسانه های جمعی (توسط شاه و رژیم در رادیو و تلویزیون و ... تجلی می یافت) توسعه می یافت در فرآیند انقلاب اسلامی، قدرت خود را به رخ رسانه های جمعی کشید که آن روز وامدار رژیم بودند. به هر حال این نقص که ارتباطات فقط در رسانه های جمعی است، هم چنان در عمده دانشگاههای ایران مانده است. این غفلت از ارتباطات سنتی و الگوهای اسلامی و الگوهای مسلمین ضررهای جبران ناپذیری خواهد داشت.

    به هر حال این علم ارتباطات که آن روزها روزنامه نگاری خوانده می شد، هنوز ریشه های آمریکایی خود را حفظ کرده و ما باید به دنبال علم ارتباطات اسلامی باشیم.

    دوره علمی و پژوهشی دعوت، توسط کانون ارتباط پژوهان جوان و با همکاری بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام، بنیاد فرهنگی مولانا و دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانه ها (وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی) با موضوع محوری نواندیشی در دانش ارتباطات برگزار می شود.

    تقریبا همه تعابیر و برداشتها از من است!

  • نظرات() 
  • سه شنبه 6 مرداد 1388

    دوست عزیز وبلاگ به دوشمان این مطلب را برای ما نوشت و خواست که ما هم بنویسیم. ما هم ضمن پیش فرض گرفتن این نکته که عشق است احمدی نژاد اگر نسبت خود را با رهبری فراموش نکند، می نویسیم:
    Ahmadinejad is my elected president

    "Ahmadi nejad is my elected president”تاریخ:سه شنبه 6 مرداد 1388

    می خواستم اسم این پست را بگذارم به کجا چنین شتابان ام نذاشتم!

    آقای احمدی نژاد می خواستم برخلاف بسیاری از دوستان بنویسم “Ahmadi nejad is my elected president” اما هنوز ننوشته بود که نامه رهبری خطاب به شما منتشر شد؛عده ای ولایت پذیری شما را زیر سوال بردند و ما با کمی ماست مالیزیشن گفتیم بالاخره انجام شد!
    دوباره دستانم را روی صفحه کیبرد گذاشتم تا بنویسم “Ahmadi nejad is my elected president” که دست شما برگه انتصاب آقای مشایی به ریاست دفتریتان را امضا کرد؛باز هم چشمانمان را بستیم.
    برای سومین بار آمدم بنویسم “Ahmadi nejad is my elected president” که خبر عزل 2 تن از وزرای شما در 8 روز پایانی دولت نهم منتشر شد؛عدم مشروعیت کابینه را با عدم پذیرش استعفای آقای صفار توجیه کردیم،اما هنوز نتوانستیم تندروی های شما را در روزهای پایانی دولت توجیه کنیم.
    آقای احمدی نژاد؛ من بالاخره نوشتم “Ahmadi nejad is my elected president” تا نه تنها گوگل که همه بدانند شما رئیس جمهوری بودید که من به او رای دادم،چون در آن زمان بهترین انتخاب بودید.
    آقای احمدی نژاد من نوشتم “Ahmadi nejad is my elected president” چون :
    1. ولایت پذیری شما برخلاف برخی که اکنون مشروعیت نظام جمهوری اسلامی را زیر سوال می برند برایمان اثبات شده بود.
    2. مهرورزی و رحیه خدمت شما و همکارانتان بر همه آشکار شده بود.
    3. عدالت را سرلوحه کارتان قرار دادید و شعار تبلیغاتی تان هم مبارزه با فساد و مفسدان بود.
    4. در عرصه خارجی سیاست شما طبق گفتمان حضرت امام و مورد توجه رهبر بود.
    5. و از همه مهمتر اینکه چندبار،خوب خبرنگاران خارجی را پیچاندید!
    آقای احمدی نژاد من می نویسم “Ahmadi nejad is my elected president” اما هنوز هم به نحوه ادامه فعالیت شما اعتراض دارم.
     من نوشتم “Ahmadi nejad is my elected president” تا گوگل بداند در مقابل چند نفری که معتقدند شما رئیس جمهورشان نیستید من معتقدم “Ahmadi nejad is my elected president” و شما رئیس جمهوری هستید که 24 میلیون رای آوردید؛اما بدانید حکومت ارزش صفرهای 24000000 را هم ندارد!
    به تمام دوستانم هم توصیه می کنم تا بنویسند “Ahmadi nejad is my elected president”

  • نظرات() 
  • شنبه 23 خرداد 1388

    استاد بحث انتخابات پیش رو کشید، بحث دروغگویی احمدی نژاد و ادبیات بد ایشون! مثال بزغاله رو  آوورد. احمدی نژاد به روشنفکرها و متخصصان گفته بزغاله. حالا این بزغاله ها (بیانیه حمایت 20، هفتاد و پنج و در نهایت 82 تن از جامعه شناسان دانشگاه تهران از میرحسین  موسوی) دارن انتقام می گیرن!

    خیلی خوشحال شدیم که اوج استدلال محالفان دکتر این قدر سخیف است! حالا که با اعلام رسمی آخرین آرای دکتر محمود احمدی نژاد در انتخابات، ملت همیشه قهرمان ایران، دندان بزغاله ها را شکستند، چند نکته رو تذکر بدیم که در تاریخ بماند!
    متن مرتبط: همه سایتها مثل:
    آخرین نتایج انتخابات، احمدی نژاد 24 میلیون، رکورد خاتمی شکست

    1- اینها که امضاء کردند همه اساتید جامعه شناسی نیستند. شخصیتهای بزرگی چون پروفسور مولانا از آقای احمدی نژاد حمایت کرده بودند. دکتر فیاض و دکتر باهنر و دیگر اساتید جوان تر که جای خود. برای ما جای سوال که این همه استاد جامعه شناسی در دانشگاه تهران چه کار می کنند؟ استاد خودش گفت: ما که ارتباطات درس می دهیم هم این جور وقتها جامعه شناس می شویم! ظاهرا مجموعه ای از اسایتد حوزه های مختلف علوم اجتماعی، ارتباطات و آمار و ... اینها شدند 82 جامعه شناس حامی موسوی! بهتر بود می گفتند بیانیه سیاسی حمایت تعدادی از جامعه شناس نمایان از مهندس میرحسین موسوی
    متن مرتبط:
    حمایت گسترده اساتید دانشگاهها از احمدی نژاد

    2- نقدهای فراوانی بر اینها نوشته شد. اینها که جنایات غزه را محکوم نمی کردند، به این بهانه که کار سیاسی نمی کنند، چطور  در فرآیند سیاسی انتخابات، این طور وقیحانه بیانیه سیاسی می دهند؟
    متن مرتبط:
    برخورد دو گانه جامعه شناسان با غزه و میرحسین موسوی
    متن مرتبط2: نقد بیانیه جامعه شناسان در حمایت از میرحسین موسوی
    متن مرتبط3: دکتر فیاض: این ها آبروی علم و جامعه شناسی را آوردند پایین. جامعه شناسی نباید پیرو سیاست باشد.

    3- این چه جور جامعه شناسی است که آقایان دارند؟ این جامعه شناسان از تحلیل ساده ترین انتخابات ایران عاجز بودند! بهتر است تجدید نظری در مبانی و نظریه های جامعه شناسی شان بکنند! اگر قرار است علوم انسانی مشکلات کشور را کند، باید از حداقلهایی برخوردار باشد که این تحلیلهای سطحی اساتید عزیز دانشگاه تهران ما را ناامید کرد. صادقانه بگویم: ما شما را دوست داریم. جامعه شناسی را دوست داریم. گرچه رشته من فرهنگ و ارتباطات است ولی پیوند نردیکی با جامعه شناسی دارد. فرقی نمی کند. بروید از آقایان فیاض، باهنر، مولانا و دیگر جامعه شناسان چیز یاد بگیرید. بروید مبانی اسلام را یاد بگیرید و بعد مسلمانها را تحلیل کنید. بروید و به جای حمله به دولت خدمتگزار، سعی کنید توانایی های خود را به دولت خدمتگزار نشان دهید. جامعه شناسی آبروی ماست. آبروی ما را نبرید!

    4- در مورد خود بزغاله: البته این اساتید تنها در مثال استاد ما بزغاله شدند و ما اصلا چنین تعمیمی نمی دهیم. ولی اصل مساله بزغاله این است که احمدی نژاد به آنانی که با ژست روشنفکری، فرهنگ ایثار و شهادت را مسخره می کنند، گفته که شعورشان به اندازه بزغاله هم نیست. این معنا از توجه به context فهمیده می شود. می توانید به متن ذیل مراجعه کنید تا بیشتر به فضای بحث آشنا شوید و اصل جملات را بیابید. احتمالا اساتید محترم تحت تاثیر دروغهای رسانه های مخالفین دولت قرار گرفته اند و فکر کرده اند احمدی نژاد، مخالفان خود را بزغاله نامید. در صورتی که عقل ما می گوید: عدم توانایی در پیش بینی انتخابات این دوره، یا مشکلاتی نظیر مشکل روشی دارد، یا نه، مشکل از محلل است که شعور کمتر از بزغاله دارد! از منطق اسلامی و ایرانی، چه بسا شعور افراد کمتر از بزغاله باشد: اولئک کالانعام بل هم اضل یعنی مثل چهارپا، شاید هم کمتر از چهارپا.
    متن مرتبط:
    بزغاله کیست؟

    5- در پایان هم برای ثبت در تاریخ، به ترتیب الفبای فارسی، اسامی امضاء کنندگان بیانیه حمایت از میرحسین موسوی را می آورم. (البته توجه داشته باشید که این به این معنا نیست که آنها بزغاله اند یا... . ما فقط خواستیم بگوییم آقایان کمی دقت کنید و انصاف بدهید که چه کسی بزغاله است؟ کمی دفت کنند که چه می کنند و چه نسبتی با اسلام و انقلاب دارند؟ و ... همه حرف ما این است که برگردید به آغوش ملت، برگردید به خط امام، برگردید به خط انقلاب. انحراف از مسیر امام تا کجا؟)

    دکتر تقی آزاد ارمکی- دکتر غلام‌حیدر ابراهیم بای سلامی- دکتر امید علی احمدی - دکتر منصوره اعظم آزاده - دکتر جواد افشار کهن - دکتر  نادر امیری- دکتر  سوسن باستانی- دکتر سلیمان پاک سرشت- دکتر شهرام پرستش - دکتر محمد حسین پناهی- دکترغلامعباس توسلی -  دکتر سید محمد توکل کوثری -  دکتر حمیدرضا جلائی پور- دکتر فاطمه جواهری-   دکتر علی محمد حاضری- دکترعلی حسین حسین زاده -  دکتر حاتم حسینی - دکتر هادی خانیکی- دکترمحمدعلی خلیلی اردکانی -  دکترعلیرضا دهقان - دکتر بهزاد دوران- دکترنادررازقی -  دکتر علی رجبلو- دکتر حمید رحمتی- دکتر محمد رضایی - دکتر احمد رضایی ملایری- دکتر بیژن زارع- دکتر عباس زارعی مهرورز- دکتر محمدجواد زاهدی مازندرانی- دکترمحمد زاهدی اصل -  دکتر علی ساعی- دکتر سید حسین سراج زاده- دکتر خدیجه سفیری- دکتر علی اصغر سعیدی- دکترمهران سهراب زاده - دکترمحمود شارع‏ پور- دکتر علی شکوری -دکتر ملیحه شیانی- دکتر ابراهیم صالحی عمران- دکتر غلامرضا صدیق اورعی-  دکتر محمد رضا طالبان -  دکتر حمید عباداللهی - دکترحمیدعبدالهیان - دکتریحیی علی بابایی -  دکتر حلیمه عنایت- دکتر غلامرضا غفاری- دکتر نعمت‏الله فاضلی- دکتر محمد فاضلی-دکتر ناصر فکوهی- دکتر ابراهیم فیوضات- دکتر سیدمحمدامین قانعی‌راد- دکتر علی محمد قدسی- دکترمیرفردین قریشی -  دکتر عباس وریج کاظمی - دکتر علی کریمی مله-دکتر محمد سالار کسرایی- دکتر افسانه کمالی - دکتر مسعود کوثری- دکتر مسعود گلچین- دکتر محسن گودرزی-   دکتر احمد محمدپور- دکتر جمال محمدی-  دکتر اکرم محمدی - دکتر علی اصغر مقدس -دکتر مجید موحد- دکترمحمد ابراهیم موحدی -  دکترمیثم موسایی -  دکتر سید یعقوب موسوی- دکتر مرضیه موسوی- دکتر میرطاهرموسوی - دکتر سعید معیدفر- دکتر مهدی منتظرقائم- دکتر مصطفی مهرآیین -  دکترحسین میرزایی- دکتر محمد میرزایی -  دکتر فرناز ناظر زاده کرمانی- دکتر محمود نجاتی حسینی- دکتر اسداله نقدی -  دکترعبدالرضا نواح - دکترمحسن نیازی -  دکترسید ضیاء هاشمی- دکتر حسین ایمانی جاجرمی.

  • نظرات() 
  • شنبه 23 خرداد 1388

    الله اکبر!

    الله اکبر!

    الله اکبر!

    بسم الله الرحمن الرحیم

    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر

    واجعلنا من انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

    واحفظ قائدنا

    الله اکبر!

    حماسه حضور مردم، بر خلاف آن چه سی ان ان پیش بینی می کرد، برخلاف آنچه تحلیلگران ... می گفتند، به نفع دکتر محمود احمدی نژاد، به نغع ملت ایران، به نفع نظام اسلامی تمام شد.

    دکتر محمود احمدی نژاد مطمئنا بار دیگر رئیس جمهور ایران شده است. ستاد انتخابات وزارت کشور هم به زودی آمار رسمی را منتشر می کند. البته در آخرین مورد رسمی منشتر شده احمدی نژاد 10 میلیون بود و موسوی4!

    از 36 میلیون رای شمارش شده، 24 میلیون ایرانی به دکتر محمود احمدی نژاد اعتماد کردند. به این ترتیب رکورد به اصطلاح افسانه ای سید محمد خاتمی شکست.
    توجه: حضرت آقای سیدعلی آقای خامنه ای و دکتر احمدی نژاد تنها رئیس جمهورانی هستند که در دور دوم ریاست جمهوری شان، آرای بیشتری نسبت به دور اول کسب کرده اند.

    الف، به روز و لحظه به لحظه، نتایج انتخابات را اعلام می کند.

    جشن پیروزی هواداران احمدی نژاد از همین امشب شروع شده است.

    جشن شادی همه مظلومان بار دیگر شروع شده است.

    بی شک چیزی تا ظهور نمانده... 

    بی شک چیزی تا نابودی اسرائیل نمانده...

    همه با یک نام و نشان به تفاوت هر رنگ وزبان / همه شادو خوش و نغمه زنان / به اصالت ایران کهن به صلابت ایران جوان /همه ئ جان وتنم وطنم وطنم وطنم ایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــران

  • نظرات() 
    • تعداد صفحات :2
    • 1  
    • 2  

    پیشنهادهای من

    filesell درباره من و وبلاگم

    آخرین مطالب



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد کل مطالب :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین روزآمد :

    اَبر برچسب‌های پاورقی



    قفسه؛ کوتاه‌نوشت‌های من درباره کتاب‌هایی که خوانده‌ام