...پاورقی فرهنگ و ارتباطات
حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات

رشته معارف اسلامی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه السلامآنچه می خوانید به خواست اداره گزینش دانشگاه امام صادق علیه السلام به منظور معرفی رشته ما برای دانش آموزان پیش دانشگاهی و داوطلبان ورود به دانشگاه نوشته شده است.

تاریخچه، هدف، و زمینه شکل گیری رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات

در زندانهای رژیم شاه، درباره چگونگی دانشگاه اسلامی بحث می شد. دانشگاه امام صادق علیه السلام در سال 1361 با مدیریت آیت الله مهدوی کنی با سه رشته «معارف اسلامی و اقتصاد»، «معارف اسلامی و علوم سیاسی» و «معارف اسلامی و تبلیغ» شروع به کار کرد. پس از مدتی، دانشجویان رشته تبلیغ متوجه شدند که همچنان معارف اسلامی می خوانند و خبری از تبلیغ نیست. در حالی که دانشجویان دو رشته دیگر وارد درسهای تخصصی اقتصاد و سیاسی هم شده بودند. آنان به دنبال رشته ای بودند که به مسائل فرهنگی کشور در سطوح خرد و کلان بپردازد. این دانشجویان پس از آشنایی با پروفسور مولانا، از وجود رشته نوپای فرهنگ و ارتباطات باخبر می شوند و این رشته که متناسب با نیازهای کشور و علایق دانشجویان بود در ایران شکل می گیرد. دوره اول پذیرش دانشجوی دکتری سال 1374 و دوره اول پذیرش دانشجوی کارشناسی ارشد پیوسته سال 1382 بوده است.

واحدهای درسی رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات

بیش از نیمی از واحدهای درسی رشته های دانشگاه امام صادق علیه السلام، واحدهای عمومی، معارف اسلامی، عربی و زبان هستند که به برای همه رشته ها مشترکند. این ایده وجود دارد که این واحدها هم متناسب با رشته های تخصصی، تدریس شوند. مثلا در درس سیره معصومین، دانشجویان رشته سیاسی، سیره سیاسی پیامبر را بخوانند و دانشجویان فرهنگ و ارتباطات، سیره فرهنگی و ارتباطی حضرت رسول را.

درسهای تخصصی رشته فرهنگ و ارتباطات در مقطع لیسانس شامل 61 واحد و در مقطع ارشد شامل 22 واحد است که از این نظر، کم حجم ترین و فشرده ترین رشته دانشگاه است و طول مدت تحصیل بین یک تا سه ترم از دیگر رشته ها کوتاه تر است. این درسها به تشخیص دانش آموختگان دانشگاه برنامه ریزی شده اند؛ بنابراین تقریبا می توان مطمئن بود همه آن چه از معارف اسلامی و یا دروس تخصصی لازم است، تدریس می شود. با وجود این، ترم بندی و عناوین واحدها هر چند سال یکبار بازنگری می شود.

چهار حوزه کلی درسهای تخصصی عبارتند از: مفاهیم (دروس مبانی جامعه شناسی، روان شناسی، ارتباطات انسانی، ارتباطات جمعی، انسان شناسی فرهنگی، تاریخ اجتماعی و ...)، نظریه ها (نظریه جامعه شناسی، فرهنگ، ارتباطات، توسعه و جهانی شدن و...)، روش تحقیق (آمار، کارگاه پژوهش، نشانه شناسی و...) و مسائل (سمینار مسائل منطقه ای و جهانی فرهنگ و ارتباطات، کارگاه سیاستگذاری، سازمانها وسیاستها و...).

در کنار این درسها چند درس مهارتی تکمیلی هم مثل رایانه تخصصی، مهارتهای کاووش در منابع اطلاعاتی (چاپی، اینترنتی و ...)، کارگاه فناوریهای نوین ارتباطی (عکاسی، فیلمبرداری، تدوین، کارگردانی و ...) اضافه شده است.

گرایشهای رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات

رشته دارای دو گرایش مصوب است. مطالعات حقوقی و مطالعات سیاستگذاری. تفاوت دو گرایش در مقطع لیسانس تنها 18 واحد است. گرایش حقوقی تنها یک دوره (ورودی های سال 1382) تشکیل شده و گرایش سیاستگذاری در تمامی دوره ها تشکیل شده است. سیاستگذاری عمومی که موضوع گرایش اصلی رشته است به معنای تصمیم دولت در مقام عمل است. دانشجویان این رشته باید ناظر به مشکل واقعی بیرونی بتوانند در انتخاب سیاست درست راه حل ارائه بدهند. گرایش حقوقی، ناظر به مسائل مشترک حقوق و فرهنگ و ارتباطات است. مالکیت معنوی، جرائم رسانه ای، آزادی بیان، حق دسترسی به اطلاعات و چالشهای مرتبط در این گرایش بحث می شوند. برنامه هایی برای گرایشهای آموزش و پرورش، گردشگری فرهنگی و ... هم طراحی شده است.

سه زمینه شغلی رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات

انتظار این است که عمده دانشجویان دانشگاه امام صادق علیه السلام، وارد دوره دکتری شوند و به نحوی در آموزش و پژوهش عرصه علوم انسانی اسلامی فعالیت بکنند. جنبش نرم افزاری، نظریه پردازی و تولید علم و تحول در دنیای دانش آموزی، مطالبات جامعه از دانشگاه ماست. اما ممکن است برخی این توانایی ها/علایق را در خود نبینند و به کارهای اجرایی روی بیاورند. مثلا بروند قاضی شوند. پس سطح اول شغلی رشته ما (مثل دیگر رشته ها) متخصص علوم انسانی اسلامی است. سطح دوم مدیریت، مشاوره و برنامه ریزی در سازمانهای فرهنگی ارتباطی (صدا و سیما، ارشاد، آموزش و پروش، شورای عالی انقلاب فرهنگی، جهانگردی و ...) است. سطح سوم، فعالیت مستقیم در عرصه های هنر و تربیت است. برخی از دانشجویان در همان دوران تحصیل به طور حرفه ای وارد برنامه سازی برای تلویزیون و یا خبرنگاری و این قبیل امور شده اند. البته سطح سوم، اولویت دانشکده های صدا و سیما و خبر است و این امور هم بیشتر از سنخ هنر و علاقه هستند تا علم و حرفه.





نوع مطلب: دانشگاه‌امام‌صادق‌علیه‌السلام، معارف‌اسلامی‌وفرهنگ‌وارتباطات، 
برچسب‌ها: رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، معرفی رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، تاریخچه رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، واحدهای درسی رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، زمینه های شغلی رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، اداره گزینش دانشگاه امام صادق علیه السلام، زندانهای رژیم شاه، دانشگاه اسلامی، ایده دانشگاه اسلامی، حضرت آیت الله محمدرضا مهدوی کنی، رشته معارف اسلامی و تبلیغ، رشته معارف اسلامی و اقتصاد، رشته معارف اسلامی و علوم سیاسی، دروس تخصصی دانشگاه امام صادق علیه السلام، استاد پروفسور سید حمید مولانا، پذیرش دانشجویان دکتری در رشته فرهنگ و ارتباطات، پذیرش دانشجویان کارشناسی ارشد در رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، واحدهای عمومی رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، ایده تلفیق دروس عمومی و تخصصی، درسهای تخصصی رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، دروس مهارتی تکمیلی رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، گرایشهای رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، گرایش مطالعات حقوقی در فرهنگ و ارتباطات، گرایش مطالعات سیاستگذاری در فرهنگ و ارتباطات، گرایش سیاستگذاری برای آموزش و پرورش در فرهنگ و ارتباطات، گرایش گردشگری فرهنگی در فرهنگ و ارتباطات،
پیوندهای مرتبط:


"شما كی می خوابید؟!"

اصفهانی بود و رتبه 2 كنكور سراسری امسال بود و دانشگاه ما، دانشگاه امام صادق علیه السلام را برای تحصیل انتخاب کرده بود. آن هم رشته ای كه من در آن تحصیل می كنم: معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات. من هم از قضای روزگار شده بودم سرگروه او و دوستانش برای مباحثه های هفتگی درس اندیشه اسلامی (مقرری های طرح مطالعاتی شهید مطهری).

"شما كی می خوابید؟"

همان روزهای اول این سوال را از من پرسید.

جواب من همان جمله طلایی برادر حاج احمد متوسلیان است، گرچه هنوز به او نگفته ام. شاید روزی خودش اینجا را بخواند.

برادر احمد متوسلیان

«بسیجی، آنجا انتهای افق است. من و تو باید پرچم خود را در آنجا، در انتهای زمین، برافرازیم. هر وقت پرچم خود را در آنجا زدی زمین، آن وقت بگیر و راحت بخواب.» (فرمانده جدید، ص 67)


تذکر فرعی: این روزها اینترنت ندارم و این مطالب به صورت ارسال به آینده (خودکار) نوشته می شوند. شرمنده که امکان تایید و پاسخگویی سریع فعلا نیست. دعا کنید.





نوع مطلب: معارف‌اسلامی‌وفرهنگ‌وارتباطات، جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی، دانشگاه‌امام‌صادق‌علیه‌السلام، 
برچسب‌ها: رتبه كنكور سراسری، ورودی های جدید دانشگاه امام صادق علیه السلام، رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، مباحثه های هفتگی درس اندیشه اسلامی، مقرری های طرح مطالعاتی شهید مطهری، درس اندیشه اسلامی، دروس دانشگاهی، دروس عمومی، طرح مطالعاتی شهید مطهری، دانشجویان رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات كد88، حامد مصلحی، برادر حاج احمد متوسلیان، بسیجی، انتهای افق، پرچم، خوابیدن، خواب، كتاب فرمانده جدید، سرداران جنگ، جنگ، اصفهان،
پیوندهای مرتبط: برادر حاج احمد متوسلیان و ولایت پذیری،


  1. بیش از دو هفته از ورود دانشجویان جدید (کد88) می گذرد. آقای حسن قاسم زاده (دبیر جدید انجمن علمی) خبر از برنامه معارفه ای برای آنها داد ولی چه زود تکذیب شد! چقدر آنها مظلومند! حتی یک معارفه ساده. اگه گفتین این عکس رو از کجا آوردم؟
  2. اگر کمی بهتر بیندیشیم، باید بگوییم چقدر عجیب است. تقریبا باور نکردنی ما سال پنجمی شده ایم. زمان خیلی خیلی سریع می گذرد. سریعتر از آنچه فکرش را بکنیم.
  3. مجتبی صمدی، دبیر سابق انجمن علمی، مطلبی طنز در وبلاگش،ارتباطات ایرانی (+) نوشته و به هر کسی که یادش آمده، تکه ای پرانده! حتی افرادی چون دکتر فاضلی و دکتر کوثری! البته معنای طنز بسیاری از عبارات برای دانشجویان و اساتیدی که در context نیستند، اصلا قابل درک نیست و اکثریت آن را یک متن جدی خبری محسوب خواهند کرد! مجتبی معمولا متهم می شود که با دانشکده ساخته، (فراموش نکرده ایم که پارسال انجمن را در بحرانی ترین شرایط تعاملی به اوج رساند و اداره کرد)، اینکه چه شده است که زبان طنز را برای انتقادهایش به کار گرفته، جای تامل دارد.
  4. مطلب قبلی (+) واکنش های جالبی داشت. البته شاهد سکوت اینترنتی دانشکده بودیم. دانشکده ای که میدان را در حمایت از ورودی های جدیدش خالی کرده و از خروج دانشجویانش استقبال می کند! یادش بخیر، سه سال پیش انتظار داشتیم که دانشکده کمکان باشد. اکنون...
  5. محمد لسانی، (از مشهورترین دانشجویان سالهای قبل دانشگاه!) دوباره وبلاگ نویسی اش را شروع کرده. وبلاگ فرهنگساز (+)
  6. کد 88 هم یک وبلاگ نویس برجسته دارد: وبلاگ جا کفشی، مسعود حسنلو (+)
  7. حسین خالقی پور، برادر  آقا بشیر خالقی پور (کد86) هم به خانواده فرهنگ و ارتباطات پیوسته.
  8. هنوز انتقادهای دیگران از رشته چیزی جز چرند و پرند نیست! تفکیک مناسبی بین دانشکده و رشته دارد صورت می گیرد و کم کاری های دانشکده، دانشجویان، و ... به پای ضعف رشته گذاشته نمی شود.
راستی برادر بزرگتر من هم وبلاگ جدیدی ساخته است. (+) البته این ربط چندانی به مطالب قبلی ندارد!




نوع مطلب: جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی، دانشگاه‌امام‌صادق‌علیه‌السلام، معارف‌اسلامی‌وفرهنگ‌وارتباطات، خبر و اطلاع‌رسانی، معرفی پیوند، مناسبت‌ها و متفرقه، 
برچسب‌ها: دانشجویان جدید، دانشجویان رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، دانشجویان رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات کد88، حسن قاسم زاده، انجمن علمی دانشجویان رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، معارفه ورودی های جدید، رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، دانشکده فرهنگ و ارتباطات، مجتبی صمدی، وبلاگ ارتباطات ایرانی، دکتر نعمت الله فاضلی، دکتر مسعود کوثری، طنز، context، خبر، وبلاگ نویسی دانشجویان رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، انتقاد، روز مرجعیت علمی در فرهنگ و ارتباطات، سکوت اینترنتی دانشکده، علی اصغر مدرسی، محسن باقری، محمد لسانی، وبلاگ فرهنگساز، وبلاگ جا کفشی، مسعود حسنلو، حسین خالقی پور، بشیر خالقی پور، خانواده فرهنگ و ارتباطات، دانشجویان رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات کد84، طنز وبلاگی، طنز انتقادی، وبلاگهای دانشجویان رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، مجید درویشی،
پیوندهای مرتبط:


 
  1. برنامه های روز جهانی ارتباطات انجمن دانشجویی فرهنگ و ارتباطات

    قرار بود به مناسبت روز جهانی ارتباطات، انجمن دانشجویی علمی معارف اسلامی، فرهنگ و ارتباطات یه مجموعه ای برنامه هایی اجرا کند. یکی اش برنامه یه روزه (شنبه) چند سخنرانی با عنوان کلی (ارتباطات و اسلام؛ در راستای کاری که وظیفه دانشکده ماست)؛ دومی سخنرانی صبح یک شنبه آقای دکتر معتمدنژاد با عنوان روز جهانی ارتباطات (به هر حال لقب پدری علم ارتباطات ایران، چه شایسته آن باشند، چه نباشند) ؛ سومی هم دو پنل ویژه مرجعیت علمی دانشکده فرهنگ و ارتباطات و راهکار تحقق آن: یکی ویژهم اندیشی اساتید (که به پیشنهاد استاد ارجمند سعید مهدوی کنی به برنامه ها اضافه شد) و پنل دوم: پنل دانشجویی مرجعیت علمی که به بیان پیشنهادات و تقابل نظرات دانشجویی دانشجویان می گذشت و در پی پیشنهاد جناب دکتر مهدوی کنی به برنامه ها اضافه شد. البته برنامه های انجمن دانشجویی فرهنگ و ارتباطات چون زیر مجموعه معاونت پژوهشی رفته که حمایت مالی و اجرایی پیدا کنه، تو تبلیغاتش می خوره با همکاری معاونت پژوهشی دانشکده فرهنگ و ارتباطات.

  2. برنامه اجرا شده روز جهانی ارتباطات

    آنچه اتفاق افتاد، عدم اتفاق برنامه های فوق بود! عدم اتفاق هم نوعی اتفاق است. تنها، برنامه روز جهانی ارتباطات، به صورت یک برنامه نیم ساعته بزرگداشت روز جهانی ارتباطات بدون حضور سخنران اصلی، بدون حضور رئیس دانشکده  فرهنگ و ارتباطات، با حضور 3 استاد (دکتر آشنا، باهنر و محسنیان) و 3 دانشجو برگزار شد. البته باید به آن 20 دانشجوی کلاس تعطیل شده آقای دکتر مهدی محسنیان راد که به برنامه اضافه شدند را هم حساب کنیم.

  3. شبهه حدیثی نقل شنیده ها (اخلاقی یا فقهی؟)

    حال به بیان شنیده ها بپردازیم. البته خرده نگیرید که چرا شنیده ها را نقل می کنی! گرچه گفته اند: حسبک من الکذب ان تحدث بکل ما سمعت. به هر حال به نظر می رسد این حدیث مشکل سندی داشته باشد، (و البته ما هنوز سند حدیث را ندیدیم) یا با توجه به قرینه ها و نهایتا تشکیل خانواده حدیثی، نهایتا کاربرد اخلاقی داشته باشد، کما این که ظاهرا حکمی فقهی بر مبنای آن صادر نشده و ما هم فقط در برگه های اخلاق دکتر خندان این حدیث را دیدیم.

  4. شنیده های جنجالی دانشکده فرهنگ و ارتباطات

    دانشکده فرهنگ و ارتباطات ابتدا با برنامه موافق بوده و بعد از اضافه شدن پیشنهاد دکتر مهدوی کنی مبنی بر اضافه شدن پنل، دانشکده مخالفت کرده. البته ظاهرا این تغییر جزیی بهانه ای بیش نبوده است.

    دانشکده فرهنگ و ارتباطات ظاهرا گفته نه تنها همکاری نمی کنیم، سنگ هم جلوی پایتان می اندازیم!

    دانشکده فرهنگ و ارتباطات: هزینه ها را نمی دهیم!

    دانشکده فرهنگ و ارتباطات: سالن هماهنگ شده تان رو لغو می کنیم!

    دانشکده فرهنگ و ارتباطات: سخنرانانتان را دم در راه نمی دهیم!

    دانشکده فرهنگ و ارتباطات: چرا در اطلاعیه جلسه اسم آقای مولانا بالاتر از اسم آقای معتمدنژاد است؟

    دانشکده فرهنگ و ارتباطات: مرجعیت علمی....

  5. نکته

    یکی از دوستان می گفت تنها علت موفقیت دوره علمی پژوهشی دانشجویی هفته دعوت (با حضور اساتید گرانقدری چون مولانا، فیاض، محسنیان راد، مهدوی کنی و ...) عدم حضور دانشکده فرهنگ و ارتباطات بوده. کتاب هفته دعوت (تابستان گذشته) تقریبا آماده است. دعوت دوره ای بود که به کمک بچه های بسیج وهمکاری نسبی معاونت پژوهشی دانشگاه امام صادق علیه السلام برگزار شد. این دو روز هم قرار بود اتفاق مشابهی بیفتد ولی نیفتاد. (تا حالا که حرف رادیکالی نزده ایم؟) بالاخره یکی باید حرف رو زمین مانده مقام معظم رهبری، تنها انتظار ایشان از دانشگاه ما را جدی بگیرد یا نه؟! البته بعضی دانشکده ها کارهایی کرده اند.

  6. لازم نیست بگوییم

    لازم نیست که بگوییم اگر دانشکده فرهنگ و ارتباطات به ما (دانشجویان) سالن ندهد، نهادهای متعددی هستند که سالن می دهند؟ اگر دانشگاه امام صادق علیه السلام هم ندهد، بیرون دانشگاه پر است از نهادهای علمی پژوهشی که منتظر این حرفها هستند. اصلا آنها هم نباشند، این حرفها نیاز به منابع مالی و سالن ندارد! تو همین مسجد قدس دور هم جمع می شویم. مطمئنا پروفسور مولانا، دکتر سوزنچی، دکتر فیاض و ... خواهند آمد. بچه ها تو گرمای تابستون اومدند، باز هم می آن. انشالله.

    واقعا می خواستید به انتظامات بسپارید پروفسور مولانا، مشاور رئیس جمهور، یک چهره شناخته شده بین المللی را برای حضور در یک نشست علمی که سخنران آن هستند، اجازه ورود ندهند؟ واقعا فکر می کنید اسم آقای معتمدنژاد بالاتر از اسم آقای مولانا باید نوشته شود؟ اصلا آقای معتمدنژاد برای اسلام، انقلاب و مرجعیت علمی چه کرده اند؟ واقعا دانشکده فرهنگ و ارتباطات مرجعیت علمی را شوخی گرفته؟

  7. دانشکده فرهنگ و ارتباطات یا دانشکده معارف اسلامی، فرهنگ و ارتباطات

    عمدا ما از عبارت کامل دانشکده معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات در این نوشته استفاده نکردیم و همه جا (نه به اختصار) نوشتیم دانشکده فرهنگ و ارتباطات. یکیش وقتی معارف اسلامی به حقوق یا اقتصاد اضافه می شه، معنی داره. ولی اضافه شدن معارف اسلامی به ما چیزی اضافه نمی کنه. ما به خاطر ذات میان رشته ای رشته مون باید معارف اسلامی بخونیم. دلیل مهم تر: دروس اسلامی رشته مون  و در واقع اکثریت واحدها رو دانشکده فرهنگ و ارتباطات ارائه نمی ده. از حدود 180 واحد لیسانس، فقط 60 واحد را دانشکده فرهنگ و ارتباطات ارائه می ده. وقتی یک واحد معارف اسلامی ارائه نمی ده، در مورد محتوای و عناوین واحدهای معارف اسلامی هم قدرتی نداره، پس ما معارف اسلامی مون را از دانشکده فرهنگ و ارتباطات نمی گیریم. لازم نیست بگم که نهایتا تولید علوم انسانی اسلامی هم به همین سادگی محقق نمی شه!





نوع مطلب: یادداشت‌های علمی، دانشگاه‌امام‌صادق‌علیه‌السلام، معارف‌اسلامی‌وفرهنگ‌وارتباطات، خبر و اطلاع‌رسانی، 
برچسب‌ها: روز جهانی ارتباطات، دانشکده فرهنگ و ارتباطات، دانشکده معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، دانشگاه امام صادق علیه السلام، انجمن دانشجویی فرهنگ و ارتباطات، مرجعیت علمی دانشکده فرهنگ و ارتباطات، دانشجویان معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، مولانا، فیاض، سوزنچی، مهدوی کنی، معتمد نژاد، محسنیان راد، باهنر، آشنا، بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام، هفته دعوت، علمی پژوهشی، شبهه حدیثی فقهی اخلاقی، اسلام و ارتباطات، رهبری، دوره علمی پژوهشی، پنل دانشجویی، میان رشته ای فرهنگ و ارتباطات، علوم انسانی اسلامی، دروس معارف اسلامی، بهانه، رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات،
پیوندهای مرتبط:


سه شنبه 22 اردیبهشت 1388 :: نویسنده : مدیر وبنوشت
 

    داب و شیوه ما این نبود که کتابهای تخصصی رو معرفی کنیم. ولی می بینید که بعضا استثناپذیره! برای درس نقد و تحلیل برنامه های رادیو و تلویزیون (استاد: دکتر حسن بشیر) (از دروس انتخابی کد84 مقطع کارشناسی رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات که برای اولین بار ارائه می شود.)یه کتاب تخصصی باید خلاصه می کردم که این متن بر اساس همون خلاصه نوشته شده.

    چندلر، دانیل (1387) مبانی نشانه شناسی، ترجمه: مهدی پارسا، تهران، انتشارات سوره مهر (پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی)، (چاپ دوم) تعداد صفحات:352. قیمت: 3500تومان.

    همانگونه که از عنوان کتاب بر می آید، موضوع این کتاب آشنایی اجمالی و اولیه با مبانی، پایه ها و مفاهیم نشانه شناسی است. آشنایی با نظریه پردازان برجسته نشانه شناسی و نظریه آنها در زبانی ساده و قابل فهم که برای تازه علاقمندان نشانه شناسی هم قابل استفاده، فهم و کاربرد باشد، از ویژگی های اصلی این کتاب است. بنابراین این کتاب یک شروع مناسب در حوزه نشانه شناسی قلمداد می شود. ترجمه روان و ساده آقای پارسا علی رغم دشوار بودن ذاتی مباحث نشانه شناسی به دلپذیر کردن کتاب کمک شایانی کرده است. دو نکته مهمی که کتابهای مشابه نشانه شناسی ترجمه شده در نشانه شناسی از آن بهره مند نسیتند. لازم به تذکر است که در کتابشناسی کتابخانه ملی این کتاب، از آقای فرزان سجودی (که در زمینه نشانه شناسی صاحب اثرهستند.(نشانه شناسی کاربردی؛ نشر علم) ) نیز اسم برده شده که امر نظارت بر ترجمه و راهنمایی مترجم را بر عهده داشتند و این موضوع بر استواری متن کتاب می افزاید.

    طراحی زیبا (فونتهای مناسب، رنگ بندی شکیل، اندازه و قطع مناسب کتاب) علاوه بر درج نمودارها، جداول و شکلها به تناسب محتوا بر غنای کتاب افزوده است و انگیزه های مطالعه کتاب را در خواننده می افزاید.

    علاوه بر مقدمه عالمانه مترجم، پیشگفتار، تشکر و سپاسگذاری و مقدمه نویسنده، شامل هفت فصل می باشد که آرام آرام به مفاهیم و نظریه های مبنایی نشانه شناسی می پردازد. عناوین فصلها به ترتیب عبارتند از: الگوهای نشانه، نشانه ها و چیزها، تحلیل ساختارها، چالش های لفظی، رمزگان، برهم کنش های متنی و محدودیتها و قابلیت ها.

    در پایان ضمن معرفی منابع مطالعه بیشتر، فهرستی از اصطلاحات مبنایی و دشوار نشانه شناسی را فهرست کرده و به تشریح و تبیین اجمالی آنها پرداخته است.

    نکته عجیب در مورد این کتاب است که از فهرست تفصیلی منابع برخوردار نیست! به عبارتی ما تنها با نام نویسندگان و سال انتشار مواجهیم و اثری از اسم کتاب و انتشارات و ... نیست! اشتباه چاپی بزرگی که امید داریم، در چاپهای بعدی بر طرف شود. البته من تنها چاپ دوم کتاب را در اختیار داشتم.

    یافتن کتاب مناسب در حوزه نشانه شناسی به خاطر وجود کتابهای تالیفی و ترجمه ای متعدد کاری دشوار می نمود. بالاخره با مشورتهای انجام شده، (به ویژه از مشاوره و کمک آقای حسین سرفراز تشکر می کنم.) کتاب فوق انتخاب گردید. مشکل مهمی که در ابتدای جستجوی منابع پیش آمد، عدم وجود کتابهای نشانه شناسی در کتابخانه دانشگاه امام صادق علیه السلام به تعداد مورد نیاز بود. (صرف نظر از این که کتاب چندلر علی رغم جدید الچاپ بودن اساسا موجود نبود! کتابهای موجود نیز در امانت بود.)

     





نوع مطلب: دانشگاه‌امام‌صادق‌علیه‌السلام، معارف‌اسلامی‌وفرهنگ‌وارتباطات، معرفی كتاب و مجلات، 
برچسب‌ها: نشانه شناسی، مبانی نشانه شناسی دانیل چندلر، انتشارات سوره مهر، حسین سرفراز، دروس دانشگاهی، استاد حسن بشیر، دانشگاه امام صادق علیه السلام، رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، پارسا، فرزان سجودی، کتاب و کتابخوانی،
پیوندهای مرتبط:


نشریه فرهنگی تحلیلی راه، در شماره 9+30 خودش، یعنی شماره اسفند 87، مطلبی با عنوان بیست و شش استاندارد خشن برای فیلم سازی به قلم آقای رضا زاده محمدی نوشته و اونو مانیفست نجات سینمای ایران نامیده است.

ادامه مطلب


نوع مطلب: یادداشت‌های علمی، جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی، معارف‌اسلامی‌وفرهنگ‌وارتباطات، مناسبت‌ها و متفرقه، 
برچسب‌ها: جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی، سینما، رضا زاده محمدی، فیلمسازی ایران، هنر، فرهنگ و ارتباطات، مجله راه، استاندارد، رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات،
پیوندهای مرتبط:


سه شنبه 4 فروردین 1388 :: نویسنده : مدیر وبنوشت

این مطلب خیلی فضا رو ترکوند. البته کاملا مثبت. یه شور علمی هم پیدا شد! وقتی هشتاد و دویی ها هنوز در مورد پایان نامه شون مبهم حرف می زدند، ما موضوع معرفی کردم. البته یکی از چندین موضوعی که به ذهنم رسیده بود. ولی خیلی جدی بود! متاسفانه این مطلب واکنش علمی اساتید رو نیاز داشت، که این واکنش علمی حاصل نشد (14شهریور87).



ادامه مطلب


نوع مطلب: دانشگاه‌امام‌صادق‌علیه‌السلام، معارف‌اسلامی‌وفرهنگ‌وارتباطات، 
برچسب‌ها: پایان نامه، معارف اسلامی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع)، سیاستگذاری فرهنگی دفاع مقدسٍ راهیان نور، ادب پایداری، رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، تبلیغ ارزشهای انقلاب، ادب و هنر دفاع مقدس، راهیان نور، رسانه ها، دخالت دولت، نعمت جنگ، رسانه نامتعارف، زیارت و ارتباطات، جنگ و ارتباطات، راوی، محصولات فرهنگی، گزینش و سفارش محصولات، یادمانهای شهدا و موزه های جنگ، مناطق عملیاتی، مقبره های شهدای گمنام، نورالشهدای کلکچال، کوهسنگی مشهد، جشنواره و یادواره، خاطره گویی رزمندگان، ادبیات مکتوب، آسیب شناسی، روش تحقیق، پروپزال، طرح تحقیق در فرهنگ و ارتباطات، تئاتر دفاع مقدس، سینمای دفاع مقدس، کتاب دفاع مقدس، روشهای تحقیق در علوم اجتماعی، کودک و تلویزیون، نوجوانان، سیاستگذاری برای نوجوانان، دکتر بشیر، مجتبی صمدی، دکتر آشنا، حسن قاسم زاده، مجید اسماعیل زاده، محسن، امین اسلامی، محمد لسانی، مطالعات فرهنگی ارتباطی، انعکاس رسانه ای اخبار جنگ، شکنجه اسیران عراقی توسط ایرانی ها، حاتمی کیا،
پیوندهای مرتبط:


سه شنبه 4 فروردین 1388 :: نویسنده : مدیر وبنوشت

چتر حمایتی دانشکده از ما

به هر حال ما دانشجوی کجاییم؟ دانشکده؟ خوبه! پس چتر حمایتی دانشکده از ما در برابر کلیه قسمتهای دانشگاه کجاست؟ چرا یک کارمند جرات می کند به ما بگوید بروید 5 واحد موضوعات انتخابی بردارید! بیخود 5 واحد مکالمه برداشتید! (5 واحد موضوعات انتخابی، جایگزین مکالمه عربی سابق هستند ولی همچنان مکالمه یکی از مهم ترین موضوعات انتخابی است. فهمیدید چه شد؟ یعنی همون فحش خودمون! یعنی باید همون مکالمه ها را به اسم موضوعات بردارید! کسی نیست به این بشر بفهماند که آن زمانی که ما این واحدی مکالمه را پاس کردیم، شما هنوز موضوعات انتخابی رو اختراع نکرده بودین!) ما به دانشکده نیاز داریم تا بخشهای دانشگاه به ما زور نگویند! تا آقای لاجوردی ساعت قواعد3 را جابجا کند که بتوانیم اندیشه4 بگیریم. ترم 4 کجا بودید؟ آنگاه که آقای لاجوردی به استناد اشتباه محض آقایان میرجلیلی (و شاید هم کارمند بخش عمومی) همه جور تهدیدی کرد ما را؟ ما تک و تنها ایستادیم در برابر همه زورگویی ها و با استدلال و منطق از حرفمان (حقمان) کوتاه نیامدیم. آقای لاجوردی یکبار از فرط عصبانیت کلاس را ترک کرد ولی باز هم تنها بودیم و چون تنها و بی پناه بودیم به ما گفتند طاغی! تا همین ترم پیش، اساتید مختلف بخش عربی (آقایان لاجوردی، اسودی، اسماعیل پور، داوری و ذوقی) که با ما درس (قواعد و تجوید) می گرفتن همان جلسه اول می گفتن «طاغی های ارتباطات 84 شمایید؟» نیمسال دوم 85-86 واقعا چه کردید؟ به شما ایمیل نزدیم؟ از همون موقع فهمیدم که فقط خدا با ماست! اون موقع کجا بودید؟ ما هشتادوچهاری ها از اون موقع داغ بر سینه داریم. ما از حقوق اولیه خودمان بازمانده ایم. شورای مشورتی می خواهیم چه کار؟ اینها خوبست ولی الان مسائل بزرگتری است. اول، این جسد بی جان را احیا کنید و سپس تصمیم بگیرید که آیا آب پرتقال هم بدهیم خوبست! اومدید تو فضای فکری من؟ دیدید تو این دنیای به این بزرگی چقدر تنهام؟ همین ترم خواهیم دید که در مورد درس سیاستگذاری ترم قبل چه می کنید! (الان می فهمید که معنای «مرا به خیر تو امید نیست، شر مرسان» یعنی چه؟ نکند آن مطلب را نخوانده اید؟ کامنتی از دانشکده و مسئولین دانشگاه یادم نمی آید.) فعلا نارضایتی بچه ها از وضعیت درس به جایی رسیده که یکی از بهترین بچه های دانشگاه گفته حاضرم این درس حذف بشه، دوباره یه ترم دیگه با بدترین استاد ممکن بگیرم! من هم موافقم. فکر می کنم همه موافقند! بگذریم.

انشالله اگه روزی سه بار اینترنتمان قطع نشود، (و یا کمی ارزون حساب کنند! یا منطقی حساب کنند!) حرفهایم رو رو همین وبلاگ می نویسم. خب، اگه امروز من شروع به حرف زدن می کردم، باید این حرفها رو می زدم و جنجالی درست می شد که همه زحمات و تلاشهای بچه ها و اساتید را نابود می کرد!

·                                 من امروز فقط برای شفاف سازی نوشتم، نمی خواستم جنجالی بشه، اولش هم خیلی خودسانسوری کردم ولی بیشتر نشد!

·                                 وآخر دعونا ان الحمدالله رب العالمین...

و اینک گزیده ای از کامنتها و نظرات:

نویسنده: خودم

پنجشنبه 23 آبان1387 ساعت: 23:40

فقط انصاف را رعایت کنید! من یه دانشجوام که دکترا می خوام برم!

  

نویسنده: حسین براتی

شنبه 25 آبان1387 ساعت: 0:28

سلام حمید جان

الحق که درد دل ماها رو نوشتی. کاری نمیتونم بکنم جز حمایت و تصدیق!

راستی حیف که نتونستم تو اون جلسه شرکت کنم. میدونی که قضیه مسافرت...

 

نویسنده: مهدی یوسفی

جمعه 24 آبان1387 ساعت: 18:50

با سلام

من هم داشتم بر رسانه ای کردن موضوع فکر میکردم

به نظر منما همه مراحلی که میبایست قبل از این مرحله انجام می دادیم را انجا داده ایم و برخورد روز پنجشنبه اساتید ما را در این تصمیم قطعی کرد

همان موقع که در مورد مولانانوشتم قید وبلاگ برتر بودم را زدم

منتظر مطلب من باشید

........................................................

پاسخ مدیر وبلاگ: جوون! ما حرفامونو نوشتیم! این طور که شما نوشتی، دوباره به ما می گن: آفرین از سیاست رسانه ای ات خوشم آمد! اگه می خواستم رسانه ای اش کنم، فقط به همین موضوع می پرداختم و این موضوع رو کامل می نوشتم؛ این وبلاگ داره جریان عادی اش رو طی می کنه. همین!

وب سایت

 

نویسنده: تائو

جمعه 24 آبان1387 ساعت: 15:20

نمی دونم چی بگم وقتی هنوز نمی دونم دانشجوی چه کدی هستم بعداز 7 ترم و 60 واحد گذرونده(یعنی 120 واحد مونده و 1ترم) ولی هر اتفاقی داره میافته به نظرم برای من خوبه پس پشتتونم.

C:\Users\Mochol\AppData\Local\Temp\msohtmlclip1\01\clip_image001.gif

 

نویسنده: مصطفی پورمحمدی

شنبه 25 آبان1387 ساعت: 11:9

خیلی خوب بود حمید جان.

وب سایت

 

نویسنده: اشنا

شنبه 25 آبان1387 ساعت: 12:42

جلسه برای من هم مفید بود . من سعی کردم کمک کنم تا با هم از تفکر تقلیدی و تکرار گفته ها به جای تعمق در مفاهیم عبور کنیم.بدره / یوسفی / صابری / کشفی / هما زاده و همه حاضران و غائبان آن جلسه بخشی از عمر بازگشت ناپذیر من هم هستند همان گونه که چه بخواهید و چه نخواهید ما هم جزئی از وجود معرفتی شما هستیم. خدا نیاورد روزی را که "دکتر آشنا در جهت هدفی که داشت، فوق العاده ظاهر شد و به تعبیر موقت وبلاگ دروازه گربه جفت پا رفت رو شکم محسن بدره! (با عذر خواهی از همه!) " . من ترجیح می دهم با قلب و مغز افراد سر و کله بزنم .

من مشکل را در ابعادی کمی متفاوت از دوستان ارزیابی می کنم و ان شا الله در باره آن ابعاد خواهم نوشت.

 

نویسنده: وحید صابری

شنبه 25 آبان1387 ساعت: 15:11

چون دوست، دشمن است شکایت کجا بریم؟""

شعر قشنگیه برای وضعیت ما در این دانشگاه . وقتی شکایت به رئیس دانشگاه میبریم که .... . شکایتمان را به اساتید خودمان که میگوییم انگار اصلا نمی فهمند که ازچه سخن میگوییم. بگذریم که بخی از اساتید شان خود را بالاتر از پاسخگویی به یک سری دانشجو میدانند حال آنکه در اردوی بصیرت که در حقیقت ما میخواستیم برای آینده زندگیمان تصمیم بگیریم با سر آمدند و چنان پرشور از رشته صحبت که میتواست هر تازه کنکور داده ی تازه کاری مثل ما را حسابی ... میکردند.

اساتید محترم! بدانید که از نظر من اساتید دانشکده تبلیغ بسیار باتقوا و شکسته نفس بوده اند که با حرف چند دانشجو دانشکده را تعطیل میکردند . البته مسلما آن دانشجویان حرفهای خود را علمی مطرح کردند ولی مگر ما این کار را نکردیم؟ من به عنوان فرزند کوچک شما و من باب امر به معروف و نهی از منکر شما را به همان تقوایی که از اساتیدتان دیده اید دعوت میکنم. چرا که هرکس که یک دانشکده را تاسیس میکند شرعا در برابر عمر تک تک دانشجویان مسوول است. منی که از همان اول گزینه اولم کار فرهنگی و این رشته بود و میگویم که اگر صد بار دیگردر این زمانه متولد شوم باز هم به سراغ چنین رشته هایی میروم و اکنون نیز در حد توان و ارده در صدد کسب علم در این زمینه هستم و زحمت آن را میکشم به شما میگویم که در آن دنیا هفت سال از بهترین سالهای عمرم را از شما طلب میکنم.! جناب آقای مهدوی شما در این دانشگاه امام جماعت هستید اما با مراجعه به وجدان خود بگویید که آیا صحبت های شما در اردوی بصیرت صادقانه بود؟ ما به حساب حرفهای شما به این دانشگاه آمدیم و حالا شما میگویید چون شما من را انتخاب نکردید من به شما پاسخگو نیستم!!!! ما همان روزی شما و باقی دانشگاه را انتخاب کردیم که برگه ی ثبت نام را پر کردیم! وظیفه ی شرعی ما ابلاغ این مطلب بود و بی شک وظیفه شرعی شما پاسخگویی به کسلانی است که عمر خود را در دو دست شما قرار دادند.

والسلام علی من اتبع الهدی

 

نویسنده: مهدی یوسفی

سه شنبه 28 آبان1387 ساعت: 16:21

عبارت دکتر آشنا "از تفکر تقلیدی و تکرار گفته ها به جای تعمق در مفاهیم" توهین صریح به شعور تمام مخاطبین جلسه بود/ ایشان این عبارت را در خود جلسه هم گفتند

متهم کردن صحبت‌کنندگان که دانشجویان در آستانه فوق لیسانس بودند و اکثراً به لحاظ علمی و پژوهشی از ممتازین دانشگاه بوده‌اند و دارای مسئولیت‌های مهم و کلیدی در بسیج و گزینش دانشگاه بوده‌اند به "تفکر تقلیدی و تکرار گفته‌ها" اتهام بزرگی است که حاظرین در جلسه می‌توانند ارزیابی درستی از میزان اعتبار این گزاره آقای دکتر داشته باشند. جالی است که تفکر مشحون از ارکان پست‌مدرنیته دکتر آشنا (لاقل آنگونه که در جلسه بروز پیدا کرد) چگونه جرئت جزمیت و اطلاق لااقل در یک موضوع مشخص را پیدا کرده است!

سایر مستمعین و تأیید کنندگان صحبت‌ها همه افرادی عاقل و بالغ بودند و در خود جلسه نیز تصریح داشتند که مباحث را پیگیرند و متوجهند.

آن‌چه که در جاسه به نحو بارزی خود را نشان داد رویکرد خاص دکتر آشنا در به انحراف کشاندن جلسه در جهت نرسیدن به نتیجه مشخص بود. ایشان سوال بسیار روشنی را بعد از 3 بار تکرار هر سری به نحوی پیچاندند و بعد که اصل سؤال دوباره تکرار شد از پاسخ سرباز زدند.





نوع مطلب: دانشگاه‌امام‌صادق‌علیه‌السلام، معارف‌اسلامی‌وفرهنگ‌وارتباطات، 
برچسب‌ها: رشته معارف اسلامی، فرهنگ و ارتباطات، رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، دانشكده معارف اسلامی، فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع)، جلسه نقد دانشجویان و اساتید، دكتر آشنا، دكتر بشیر، دكتر همایون، پاورقی، جنجال، تدبیر و سیاست رسانه ای، پنج شنبه سیاه، انقلاب بجه های ارتباطات، تجمع مقابل دانشکده فرهنگ و ارتباطات، نقد، دروازه گربه، رسانه، پروپزال پایان نامه، تبلیغ اسلام، رویکرد اسلامی، منشور، مانیفست، نظام آموزشی، واحدهای درسی، بوفه، توهین، امام صادقی، پژوهش، سیستم احمق، عمومی، لیسانس، فوق لیسانس، مستحبات، فقه، حج و جهاد، دانشکده فرهنگ و ارتباطات، معارف اسلامی و حقوق، موضوعات انتخابی، آموزش مکالمه عربی، دکتر لاجوری، اسودی، اسماعیل پور، داوری، ذوقی، قواعد، تجوید، خدا با ماست، خیر تو، امید، شر، اینترنت دانشگاه امام صادق علیه السلام، حسین براتی، مهدی یوسفی، مولانا، مصطفی پورمحمدی، دکتر آشنا، دکتر بشیر، بدره، صابری، کشفی، همازاده، رئیس دانشگاه، کنکور، تبلیغ، کار فرهنگی، اساتید فرهنگ و ارتباطات، نقد رشته فرهنگ و ارتباطات، چهارچوب تئوریک معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات،
پیوندهای مرتبط: جلسه نقد رشته و دانشکده معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات (پنج شنبه سیاه1)،


در سری قبلی پاورقی، کمی بیش از معمول جنجالی شده بودیم. هر چی می نوشتیم آشوب و جنجال می شد. مشکل اینجا بود که نه فقط بچه ها، اساتید هم برداشتهای خارج از متن زیادی می کردند که اصلا درست نبود. خیلی از چیزهای تصادفی به حساب تدبیر رسانه ای مناسب ما(!) گاشته می شد و ... این یکی از آن مطالب جنجالی است که برای پنج شنبه سیاه(1) همان پنج شنبه ای که انقلاب بچه های ارتباطات زمین خورد! نوشته شد. پنج شنبه دوم بعداز روز تاریخی 14 آبان! روز دو تجمع دوستانه مقابل دانشکده!

 

یکبار دیگر این بدیهی نکته را همین جا تذکر می دهم که این وبلاگ صرفا دربردارنده برداشتهای شخصی من می باشد و قابلیت چندانی برای استناد ندارد!

1-  وقتی نمی شود نوشت = وقتی نمی شود ننوشت!

من بچه خوبی ام!

یادی از وبلاگ یه مسافر

برای جریان نقد دانشگاه، و بالتبع برای جریانات نقد دانشکده و کلا برای نقد (حتی نقد دانشجویان که رفتارهای دانشجویی که نمونه هایی از آن را در وبلاگ دروازه گربه دیدیم.) من بهترین وسیله رساننده به هدف رو استفاده از فضای وب می دانستم و می دانم. (البته نه به آن گونه که بیرون دانشگاهی ها آن را ببینند. وبلاگی که فقط کاربران آن (دانشجویان، اساتید و کارمندان) امکان و وظیفه مشاهده آن را داشته باشند.) از این بحث روش شناسی که بگذریم؛ (بله، من موافق این روش حرکت و این روش گفت و گو نیستم ولی از باب حمایت از حرکتهای دانشجویی اصلاحی از باب اکتفا به حداقل...) مگر می ذارن ما تو وبلاگ مطلب بنویسیم! (نه! دیگه نمی خوام از وضع افتضاح اینترنت دانشگاه بنالم. نمی خواهم بگم با این وضع که روزی سه بار اینترنت ما قطع می شود ...) یا دانشجوها سوء استفاده می کنند و یا اساتید «بد» می فهمند! چرا فکر می کنید که همه اش توطئه است و سیاست رسانه ای و ... پشت این مطالب ماست؟ به خدا ما این یادداشتهای شخصی خاطرات روزانه ای که تو وبلاگ می نویسیم چند بار سانسور و حذف می کنیم که کسی برداشت ناجور، استفاده ناجور نکنه. خداییش دانشجو به مظلومیتِ من، به صبوریِ من، به آرامش، به سکوت، به ... ِمن دیدید که حتی اگه سرش رو ببرید، به خاطر مصالحی بالاتر حرف نزنه؟ در اوج بحران من فقط گفتم این حماقته که سیستم توجه نمی کنه 330 بزرگتر از 168 است. (330، تعداد ساعتیه که هفته شانزدهم باید می داشت که ما برای انجام تکالیف آن هفته صرف آن می کردیم، البته بدون ساعات کلاس رفتن، نماز و عبادت، خوردن و خوابیدن، ورزش و تفریحات سالم، دیگر وظایف دانشجویی و انسانی (مثل عدالتخواهی و ...) یعنی اون عدد سرانگشتی 280 بعد محاسبات دقیق تر به 330 ساعت و 10 دقیقه افزایش یافت! (حال محاسبه کنید ضریب جدید حماقت سیستم را!)) ما بچه خوبی هستیم! سر به زیر! برای همه درسها جزوه می نویسم! (تقریبا) همه تکالیف رو انجام می دهم. تو وبلاگم، تو قطار، جاهای مختلف، کلی از دانشگاه و رشته و نظام و انقلاب و اسلام تعریف کردم و دفاع کردم! معدلم (اگه اساتید وکارمندا (= سیستم) سوتی ندهند و خودم هم پیگیری کنم) همیشه بالای نود بوده و هست و خواهد بود! هفته ای تقریبا یکبار استخر، ورزش روزانه (بعضی روزا!)، نونوایی و تمیز کردن اتاق و ...! عاشق و آمر و عامل کار علمی هم هستم! (انشالله) مثلا یه مدت وبلاگی به اسم یه مسافر زده بودم و می خواستم که رو این زمینه کار بکنم که سفر رو عشق است! شرحش این بود: «سفرهای مذهبی دانشجویی: سفرهایی که باید رفت!» اجمالا می شد فهمید که می خواستیم بگیم و تو این زمینه کار کنیم که

 1- ما معتقدیم رسانه سفر، اگر بهترین نباشد، از نظر من بهترین است! و این حوزه را برای خود انتخاب کرده ام! (هنوز هم این طور فکر می کنم! نبینید که این همه از رسانه کتاب و کتابخوانی نوشتم! اینجا رو ببینید که هنوز دوست دارم پایان نامه رو رسانه راهیان نور کار کنم!)

 2- همون طور که تو پروپزال پایان نامه نشون دادم، دوست دارم (و فکر می کنم باید) روی این قشر جوون و نوجوون کار کرد. البته تو حال و هواهای سال اول و دوم تاکید زیادی روی قشر دانشجو داشتم که الان با 4 سال سابقه دانشجویی اون تاکید رو ندارم ولی به نظر میآد بهتره داشته باشم.

 3- چرا سفرهای مذهبی؟ و چرا به ویژه عمره دانشجویی؟ ساده است! یکیش آرمان تبلیغ اسلام! دومیش آدم این سفرا رو که میره یه تغییری می کنه در حد تیم ملی! البته بین این سفرا، اعتقاد دارم بیشترین تاثیر برای همین راهیان نوره که توش ادبیات ساده زیستی و زندگی راحت دیده می شه. خدایی که در همین نزدیکی است. نه ادبیات رفاه زده زندگی در هتلهای 5 ستاره عمره دانشجویی عربستان وهابی سعودی! به هر حال مطالعات قبلی من ثابت می کرد که مسافرت اساسا پدیده ای دینی است و باید سفر رفت و اولین توریستها همان زائرها بودند و ... . ولی... . کسی دستم رو نگرفت کمکم کنه، کاری بشه. (شاید مشکل از من بود که نتونستم کسی رو پیدا کنم که باهاش کار کنم!) بگذریم از این بحثها؟

 اصلا از یه دانشجو چی می خواهید که من ندارم؟!!!! از این بحث هم بگذریم. چون اصلا کسی رو خوب بودن من شک نداشته و نداره!

داشتم می گفتم (یا می خواستم اینم بگم) که این برداشتهای غیر واقعی از آنچه به ضرورت اقتضائات نوشته می شود؛ چه از سوی دانشجویان فلان سوءاستفاده گر و چه از سوی اساتید محترم نمی ذاره راحت بنویسیم. اصلا خیلی وقتها نمی ذاره بنویسیم. مشکل اینجاست که می ترسم حتی از سکوت من استفاده هایی بشه و بعدا بگن این معنا از سکوت رسانه ای شما برداشت شد که... . پس بذارین مثل همیشه روراست ولی راحت حرف بزنم. از این هم بگذریم و به مرور وارد اصل مطلب بشیم:

2-  جلسه نقد رشته و دانشکده صبح پنج شنبه که (شاید) قرار بود همه باشن

از همین جا شروع کنیم و درباره چند محور بنویسیم. (نه لزوما مهم ترین محورها!)

 تعداد زیادی دانشجویان به شهرستان خود نرفتن فقط به خاطر این جلسه و با این کار عملا یک ماه دیدار خانواده شان به تعویق افتاد. البته بعضی ها که تعدادشان بسیار کم است، به دیدار خانواده رفتند. بسیاری از تهرانی ها که کلاسهای دانشگاه رو ساعت 8 نمی آن، تو این جلسه حضور بهم رساندند. واقعا تشکر می کنم. موقعیت فوق العاده حساس یک هفته قبل امتحانات هم نتوانست عامل ضعیف کننده حضور بچه ها باشد. بچه ها خوب آمدند. توجه: اینها همان بچه هایی هستند که کلاسهای درس، نشستهای شنبه، سایر همایشها و برنامه ها را بسیار ضعیف شرکت می کنند. امثال من که 7 تا 11 آخر هفته رو به مناسبت کسری خواب هفته می خوابند هم به موقع آمدند!
از حضور اساتید
(برای سه نفر هم می شود جمع بست.) هم تشکر می کنم ولی ای کاش لاتبطلوا صدقاتکم بالمن و الاذی! به هر حال با این که از 10 روز پیش هماهنگ شده بود، فقط آقایان دکتر همایون، بشیر و آشنا آمدند و بقیه نیامدند. من هیچ گونه نتیجه گیری نمی کنم. شاید مصلحتی بوده که نیامدند. شاید دلیل قانع کننده ای. شاید ... شاید... (تکرار شاید تا 70 بار! (یه جا باید این رویکرد اسلامی خودش رو نشون بده!)) راستی اهمیت ما قشر دانشجو برای اساتیدمان کجاست؟ شما چه فکر می کنید؟ (منتظر کامنت و نظر همه (اساتید و دانشجویان) تو این مورد هستم.)

از من نپرسید!

یکی از اساتید که تو جلسه اولی ادعا می کرد که همه مباحث به وی مربوط می شود و اصلا به خاطر ایشان جلسه با اینقدر تاخیر برگزار شده بود، هیچ حرفی برای گفتن نداشت و برای بار دوم (نوبت اول در هفته دعوت) تکرار کرد که در مورد مباحث فلسفی و مبانی و این حرفها از من نپرسید، بلد نیستم!

جای تعجب!

جای تعجب بود که مطالب مندرج در منشور رشته(مانیفست) برای یکی از اساتید تازگی داشت. (البته جای تعجب نیست مثلا همین الان چند درصد از شما دانشجویان و اساتید، می دانید تعداد واحدهایی که دانشکده آنها را ارائه می دهد چند تاست؟ واحدهای عمومی (=غیر دانشکده ای  یعنی اعم از عربی، زبان، معارف، عمومی) چندتاست و چه نسبتی بین این دو برقرار است. فردی که بدون تقلب صحیح جواب بدهد، یه بار بوفه مهمون من!) شنیدم یکی گفته واحدهای ما هشتاد و چهاری ها و به بعد 20 واحد از دو کد قبلی بیشتر شده! در اینجا ضمن تکذیب این خبر اعلام می داریم گرچه طبق ترم بندی ها، 10 واحد کمتر شده، یک ترم به طول دوره حضور ما در زندان سبز اضافه شده است!

حالا که توهین، خداحافظ!

«به ما توهین شده، پس می روم.» این حق اولیه هر فردی است که در برابرتوهین واکنش نشان دهد. دو نکته: جایگاه بحث نیت در ارتباطات که آن همه رویش تاکید کردیم و می کنید کجا رفته؟ نکته دوم: پس ما دیگر حرفی نزنیم. چون الفاظ مودبانه توهین تلقی می شوند! البته من که علنا فحش می دهم، البته اگه این فحش های به سبک من اشکال داره، باید بگم که اینا رو تو دانشگاه امام صادق و اتفاقا از همین اساتید امام صادقی یاد گرفتم!

«چرا همه حرف نمی زنن؟»

«چرا همه حرف نمی زنن؟» الان خوب که فکر می کنم:

 1- طبیعی است که آرای متفاوت وجود دارد. ولی همه طی جلسات متعددی به توافق رسیده اند که چه مباحثی طرح شود و قرار شد چند نفر به نمایندگی حرف بزنند. یعنی این اختلافها آنقدر مهم نیست که اتحاد دانشجویان خدشه دار شود.

2- وقتی دکتر همایون درمورد مباحث بنیادین و چارچوب تئوریک حرف نمی زند، من (یعنی خودم، نه من نوعی دانشجو) که یک دهم علم و تجربه ایشان را ندارم چه بگویم؟ فقط چند نفر از بچه ها تو این زمینه کار کرده اند و بقیه هم دیدند که گویا این حرفها آنقدر ها هم بیراه نیست! بعلاوه اگه صحیح باشد، دفع خطر احتمالی عقلا واجب است! واقعیتش اینست که ما (بعضی از ما) اندازه فهم خودمان نه می توانیم مخالفت کنیم و نه موافقت. علمش را نداریم. به هر حال مطرح کردن این مباحث، مسلما به شناخت بیشتر رشته از دیدگاه موسسان کمک کمک می کند. البته جوری برنامه ریزی شده بود که در هر 4 حوزه (بنیادی، آموزشی، مدیریتی، پژوهشی) چندین نفر از کدهای مختلف حرف بزنند. مثلا من قرار بود پاره ای از مسائل آموزشی کدهای جدید(84 و بعد) را ارائه کنم که به درخواست دکتر همایون همان ابتدای کار، مسائل آموزش از دستور خارج شد و تنها بحثهای بنیادی که بیشتر به آقای همایون مرتبط می شد...

درباره دکتر آشنا

 در کل از محل نشستن، رفتارها، حرکات، لبخندها، واژگان به کار برده، جملات تعیین کننده جهت بحث و... خیلی خوشم آمد. دکتر آشنا یعنی کاربرد عملی فرهنگ و ارتباطات در زندگی روزمره. من واقعا دارم خیلی چیز یاد می گیرم. همیشه صرف مشاهده ایشان یک کلاس آموزشی بوده است. (قابل توجه اساتید تفسیر این ترم که تفاوت آشکاری بین حرفهای همان جلسه شان با رفتار همان جلسه شان ما را دیوانه می کند!) دکتر آشنا در جهت هدفی که داشت، فوق العاده ظاهر شد و به تعبیر موقت وبلاگ دروازه گربه جفت پا رفت رو شکم محسن بدره! (با عذر خواهی از همه!)  با این دیدگاهِ ایشان که عمده بحث سردرگمی دانشجویان، به خاطر عدم پیوند دروس عمومی و تخصصی است (یا همچین تعبیری) کاملا موافقم. (من عمده مشکلات را در سیستم دانشگاه می دیدم و می بینم. همون بحث سیستم احمق که جز را گفتم و کل را مراد کردم! (فکر کنم با این جمله برای خود مشکل درست کرده باشم!) حتی بیشتر مشکلاتی که دیگران به دانشکده ربط می دهند. البته دانشکده باید نسبت خود را با دانشگاه نه تنها مشخص بلکه تغییر دهد. این باید، باید الزام آور نیست؛ بلکه چیزی از سنخ وجوب شرعی است!) البته تاملات دوستان کدهای مختلف در مورد پراکندگی دروس تخصصی باید پاسخ مناسبی یابد. از سوی هر کسی که می تواند و احساس مسئولیت می کند.

(احتمالا یا تقریبا) تنها نکته ای که دکتر آشنا پذیرفتند همین بحث فاجعه دروس عمومی است که در سیستم احمق گوشه ای از آن رو کردم و بقیه اش رو حضوری بحث کردم. من به شخصه این استدلال که «دروس عمومی به ما تحمیل شده است.» را نمی پذیرم. آن هم از سوی امثال دکتر آشنا که هر چه خواسته اند کرده اند.
(یه ذره تند بریم؟!) دو برابر واحدهایتان(61 در برابر 115) به دانشجوی شما واحد ... تحمیل کنند که هیچ ارتباطی با وی و رشته اش ندارد و شما بگویید بر ما تحمیل شد! 12 واحد فقه تخصصی تا ترم دوازدهم (یک ترم پس از اتمام کلیه دروس!) باید بخوانیم درحالی که دانشکده هیچ نقشی در زمینه محتوای آن، استاد آن، حجم آن و اصلا هیچ نقشی نداشته باشد؟ (البته مورد مخصص نیست و شامل کلیه 115 واحد عمومی می شود.) اصلا چگونه اسم دانشکده معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات است درحالی که هیچ واحدی و یا سر فصلی به آن اختصاص نیافته؟ (اگه یافته، رو کنید و ما رو آرام کنید.) شما (در لیسانس) فقط تعداد یک سوم واحد های ما را ارائه می دهید و هیچ درس و یا سرفصلی که رنگ و بوی معارف اسلامی داشته باشد، ندارید. اگر چیزی فراتر از علاقه شخصی ارائه داده اید رو کنید! اوج بحث من همین جاست! کسی خود را مسوول پیوند معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات نمی داند. کسی اصلا این کلمات را یک کل به هم پیوسته نمی بیند! دروس عمومی که کاملا جداگانه ارائه می شوند و هیچ رویکرد فرهنگی و ارتباطی به آشکارترین مباحث مرتبط ندارد. چرا باید داشته باشند؟ ما معمولا حتی در دروس عمومی، اقلیت کلاس هستیم. فرض که نباشیم هیچ استاد خود را مسئول برقراری این پیوند نمی داند. البته هر کی نتونه، حاجی لک می تونه حتی پیوند بین درس تربیت بدنی و فرهنگ و ارتباطات برقرار کنه. هیچ کس گامی بر نمی داره و هیچ کس هم خودش را مسئول نمی دونه و مسئول نیست. دانشکده واحدهای تخصصی (غربی) خودش را ارائه می ده. بخش عمومی هم تو فضای خودشه (و فعلا حتی نفهمیدند که میشه تحریر امام خمینی رو درس داد. میشه از ارث مجوس صرف نظر کرد. میشه بحث مستحبات افتادن شتر در چاه را نگفت. میشه به جای اینها بحثهای اتفاقا هم فرهنگی و هم ارتباطی مثل کتاب الجهاد، کتاب الحج را درس داد.) بخش عمومی که دروسش رو برای همه ارائه می ده. فرض شرایط مهیا باشه، بچه های بقیه رشته ها که تو کلاسهای عمومی ما هستند، هیچ تمایلی به شنیدن این بحثه شاید نداشته باشن. نه بخش عمومی، نه دانشکده، نه هیچ جای دیگه خودش رو مسئول بزرگترین وظیفه دانشگاه، مهم ترین دغدغه رهبری، وظیفه اول هر منتظری نمی دونه! (همه اینها به تصور من است!) تولید علوم انسانی اسلامی(با فرض پذیرش اینکه این روش دانشگاه ما درست است) کشکاً پشما! حرفهای آقا کشکاً پشما! به هر حال فکر می کنم «واو بعد معارف اسلامی» در عبارت دانشکده معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات به معنی «نه» ( دانشکده معارف اسلامی؟ نه! فرهنگ و ارتباطات) و در اسم رشته به معنی واو جدایی انداز و سکولار ساز باشه. اگر شواهد و قرائنی خلاف این گفته دارید، رو کنید! البته تقریبا همه حرفهای من مستند به سخنان حداقل یکی از اساتید و واقعیتهای موجود بود.

نمی دونم شاید چون من هشتادوچهاری ام و سری جدید دروس عمومی رو می خونیم، به خاطر توجه و درگیری عملی با فاجعه دروس عمومی، به خاطر عمق فاجعه دروس عمومی (از تمامی ابعاد آن) مشکلات دروس تخصصی را نمی بینم. عمق فاجعه دروس جدید عمومی به حدی است که هشتاد و سه ای ها قبلا چندین بار با مشاهده وضع فلاکتبار ما گفته اند:  خدا را شکر ما هشتاد و چهاری نشدیم!

·                                 به هر حال ملاحظات زیاد است! اصلا این سوال از وقتی که فهمیدم ما 12 واحد فقه تخصصی داریم که یه حاج آقا تو دانشکده الهیات براش تصمیم می گیره و البته به خاطر سوتی های کارمند دانشجوی اونجا معلوم نیست چه بلایی سرش بیاد (از سوتی های این کارمند: به یه استاد نگفته که این ترم براش یه درس دیگه ای هم گذاشته اند! درس ارائه شده و استاد از حضور در کلاس امتناع می کرد که چرا بعد دو هفته باید بفهمم که چنین درسی را هم دارم؟!!!!! می بینید با سرنوشت ما چطور بازی می شه!) از همون روز این سوال برام پیش اومده که مگه برای 12 واحد مطلب دارند؟ هشتاد و سه و دو از چهار واحدش می نالید که استادش مجبور شده برای پر کردن ساعت کلاس، همه چیز رو به اسم فقه فرهنگ و ارتباطات بگه و اراجیف بافی کنه؛ ما باید با 12 واحد و 6 ترم چه کنیم؟ اونم 6 ترمی که ... . اصلا فرض برای 12 واحد مطلب داشته باشیم؛ رو چه حسابی 12 واحد فقه فرهنگ و ارتباطات؟ اصلا چرا ما یک صدم واحد تفسیر موضوعی فرهنگ وارتباطات نداریم؟ اصلا چرا تناسبی نیست؟ اگه قراره 12 واحد فقه اش رو بخونیم، 24 واحد نظریه ها، 24 واحد مبانی، 12 واحد روشها، یه چند واحد فلسفه فرهنگ و ارتباطات.... اینقدر واحد لازم داریم! (البته رو تعدادواحدها همین جوری نوشتم، زیاد درست نیست، روح مطلب مهمه.) روش شناسی پیوند معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات لازم داریم. (خوبه ها! یه درسهایی باشه که روش ترکیب علوم رو به ما یاد بده. یه چیزی مثل جلسه روش شناسی مطالعات بین رشته ای دکتر پاکتچی و بحث دانش خادم و مخدوم و این جور حرفا که برام مفید بود. راستی تفکر انتقادی ما چی شد؟ روش حساب کرده بودیم!) اگه (شما ای دانشجو، ای استاد، ای کارمند، ای...) می گید لازم نداریم، حرفی نیست؛ یا بیشتر از من می فهمید یا کمتر از من که در هر صورت حرفی نیست! اصلا این حرفها به ما چه؟ (اینو به بچه های حقوق84 گفته اند! گفته اند: به شما چه ربطی داره که چی می خونین یا نمی خونین! لیست واحدها رو می خواین چی کار؟!)





نوع مطلب: دانشگاه‌امام‌صادق‌علیه‌السلام، معارف‌اسلامی‌وفرهنگ‌وارتباطات، 
برچسب‌ها: دانشكده معارف اسلامی، فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع)، جلسه نقد دانشجویان و اساتید، دكتر آشنا، دكتر بشیر، دكتر همایون، پاورقی، جنجال، تدبیر و سیاست رسانه ای، پنج شنبه سیاه، انقلاب بجه های ارتباطات، تجمع مقابل دانشکده فرهنگ و ارتباطات، رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، نقد، دروازه گربه، رسانه، پروپزال پایان نامه، تبلیغ اسلام، رویکرد اسلامی، منشور، مانیفست، نظام آموزشی، واحدهای درسی، بوفه، توهین، امام صادقی، پژوهش، سیستم احمق، عمومی، لیسانس، فوق لیسانس، مستحبات، فقه، حج و جهاد، دانشکده فرهنگ و ارتباطات، معارف اسلامی و حقوق، آبان، اعتراض و انتقاد، ارتباطاتی ها،
پیوندهای مرتبط:




درباره وبلاگ

*وب‌نوشت حمید درویشی شاهکلائی،
*متولد شیرگاه (سوادکوه شمالی) مازندران،
*دانش‌آموخته دوره سوم کارشناسی ارشد پیوسته رشته «معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات» دانشگاه امام صادق علیه السلام.
*دانشجوی پنجمین دوره دکتری فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه‌السلام.
*اولین «رتبه یک» کنکور سراسری دکتری علوم ارتباطات (1390).
*مؤسس قرارگاه نشریات حیات و سردبیر سابق ماه‌نامه فرهنگی سیاسی حیات، نشریه بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام، سال بیست و یکم و بیست و دوم.
*معاون سابق آموزش و معاون سابق ارتباطات مرکز آموزش‌های مجازی بسیج مستضعفین
*پژوهش‌گر برتر مرکز مطالعات راهبردی تربیت اسلامی (1394)
*با افتخارتر از همه: برادرزاده سردار سپاه اسلام، پاسدار شهید برزو درویشی.
* وبلاگ پاورقی فرهنگ و ارتباطات به متن‎‌ها و حاشیه‌های فرهنگ و ارتباطات با اولویت انقلاب اسلامی و علاقه نویسنده می‌پردازد.

مدیر وبلاگ : مدیر وبنوشت
پیوندهای روزانه
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین روزآمد :