می‌خواست از قسمت عمومی حمام محل بیرون بیاید، چشمش به جوانی افتاد که دستش را داخل جیب‌های لباس او برده و دنبال چیزی می‌گشت. به آرامی پا پس گذاشت و از رختکن بیرون رفت. نخواست جوان خجالت بکشد!
غصه می‌خورد چرا یک بنده خدا کارش به اینجا می‌کشد؟
فکرش مشغول بود چه باید بکند تا آن جوان را از این منجلاب بیرون کشیده و راه درست زندگی را به او بیاموزد؟
#طلبه #عارف #شهید محمدزمان ولی‌پور
تولد ۱۳۴۱ #بابل شهادت ۱۳۶۷ #شلمچه
#کتاب مسافر ملکوت، #نشر_شهید_کاظمی نوشته #سید_حمید_مشتاقی‌نیا


با یاد #شهدا تازه بمانید: