...پاورقی فرهنگ و ارتباطات

حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات

پنجشنبه 25 شهریور 1389

4iSU.MihanBlog.Com برای دانشگاه امام صادق علیه السلام

در تاریخ دانشگاه امام صادق علیه السلام همیشه جریانهای انتقادی وجود داشته است. البته این جریانهای انتقادی لزوما از نظر سیاسی یا اعتقادی بد، منحرف یا ... نیستند.  بسیاری از جریانهای انتقادی کاملا منطبق با اهداف دانشگاه هستند و همه حرفشان امر به معروف برای بازگشت به مسیر و حرکت به سمت مرجعیت علمی است.

جریانهای وبلاگ نویسی دانشگاه هم لزوما جریانهای انتقادی نیستند؛ اما گاهی جریانهای انتقادی زیبایی به وجود آمد. بالاخره بخشی از تئوری های ارتباطات، رسانه ها را متغیرهای مستقل می داند. یعنی می توان استفاده مفیدی از آنها کرد. دانشجویان دانشگاه امام صادق علیه السلام هم از رسانه مردمی وبلاگ، استفاده های خوبی کرده اند. هنوز خاطره شیرین طلبه دانشجو یادم هست. پل مدیریت هم بد نبود.  دروازه گربه (لینک و لینک) که سالار بود. هم اکنون هم وبلاگ جدیدی متولد شده است با رویکردهای جدید وبلاگ نویسی (مینی مال نویسی و فتوبلاگ و طنز)

کوتاه سخن، تجربه جدیدی در وبلاگ نویسی دانشگاه امام صادق علیه السلام در حال شکل گیری است که تا کنون با استقبال برخی اساتید و مسئولین سابق/ فعلی دانشگاه مواجه شده است. بازدید و تعداد کامنتها و پیامهایی که به صورت خصوصی و تماس با ما و ایمیل فرستاده شده، نشان از موفقیت زودهنگام این وبلاگ دارد که امید است ادامه یابد. در قسمت معرفی وبلاگ این وبلاگ، ضمن تمجید از توانشهای دانشگاه (پدیده ممتاز، مرجعیت علمی و تربیت اسلامی) به نقد کنشهای دانشگاه پرداخته که تنها پدیده ممتاز آن حاصل شده است و دو دیگر رها شده است.) می خوانیم:

هدف وبلاگ: حرکت به سمت مرجعیت علمی و تربیت اسلامیآره دانشگاه امام صادق علیه السلام برای ما بهترین دانشگاه دنیاست. ما قبول داریم دانشگاه ما بهترین دانشگاه دنیاست ولی نه اینجوری! نقد و انتقاد نکنیم؟! مشکلاتش رو نگیم تا کسی فکری برای حلش هم نکنه؟ حتی به زبان طنز و تو فضای دوستانه و صمیمانه درون دانشگاهی؟! واقعیتش دیگه؟! ایده آل مرجعیت علمی و تربیت اسلامی است. فعلا فقط پدیده ممتازیم و به آن واقعا افتخار می کنیم.
-----
وبلاگهای طلبه دانشجو، پل مدیریت، دروازه گربه و ...برکتی بودند برای بچه های دانشگاه تا حرفهایشان را بزنند. به دروازه گربه جدید خوش آمدید! رسانه ای برای دانشجویان، کارمندان و اساتید دانشگاه امام صادق علیه السلام تا حرفهایتان را راحت بزنید! رسانه وبلاگ، فاصله ها را کم می کند: فاصله رسیدن حرفهای شما به دیگران.
----
عمده مطالب این وبلاگ خصوصی است و برای مشاهده مطالب آن باید رمز داشته باشید. برای دریافت رمز با ایمیل دانشگاهتان با ما مکاتبه کنید! اگر احساس مطلبی باید رمز داشته باشد (تا فقط ما امام صادقی ها از آن با خبر باشیم، کامنت بگذارید.)
----
شما هم می توانید با یوزر «یکی از دوستان (عمومیه)» به راحتی در این وبلاگ مطلب بنویسید. زبان طنز و کنابه ارج و قرب بیشتری خواهد داشت. کوتاه بنویسید و سعی کنید در پایان اشاره کنید دانشگاهه داریم؟!!!
برای دریافت رمز نویسندگی در وبلاگ با ما مکاتبه کنید با ایمیل دانشگاهتان!
(یعنی در قسمت کامنت، آدرس ایمیل دانشگاهتان را وارد کتید.)
---
تهمت، توهین، غیبت در رسانه های جمعی هم حرام است. البته تیغ  تند نقد و جواز تظلم مظلوم حق است و حلال. (باب فقهی مستثنیات غیبت را مطالعه کنید!)
---
نظر بدهید، پیشنهاد و انتقاد. استفاده می کنیم. وبلاگ خودتان است و خودگردان. (شماگردان). هیچ کس مالک این وبلاگ نیست.
---
اگر می خواهید با نام خودتان بنویسید یا در میهن بلاگ عضو هستید، خبرمان کنید! (با ایمیل دانشگاهتان!)

 

  • نظرات() 
  • دوشنبه 24 اسفند 1388


    اشاره: رسانه کتاب، مغز نظام رسانه ای، رسانه نخبگان، اولین و پدر رسانه های بشری در دوران پس از تاریخ است. (دکتر محمد ابراهیم فیاض، ایران آینده به سوی الگویی مردم شناختی برای ابرقدرتی ایران، پژوهشگاه فرهنگ و هنر و ارتباطات، تهران، 1387، ص 125)
    معرفی کتابهای مطالعه شده در سال جاری: شصت و هشتمین کتاب
    عنوان کتاب: داماد فرمانده لشکر نوشته داوود امیریان
    داوود امیریان
    داوود امیریان (متولد 1349) برای امثال من با طنز و دفاع مقدس یکی شده است.
     کتاب داماد فرمانده جلد پنجم از مجموعه زیبای ترکش های ولگرد است.
    این مجموعه (با 6 داستان متنوع طنز) تقریبا برای نوجوانان نوشته شده است ولی برای ما جوانان و حتی بزرگسالان نیز لذت بخش است.
    طراحی گرافیکی کتاب به نحوی است که آدم فکر می کند مخاطب کتاب کودکان هستند ولی اینگونه نیست.
    کتابشناسی:
    داماد فرمانده لشکر، داوود امیریان، تهران، نشر شاهد، 1387. 62 صفحه.
    نکته ای از کلاسهای درس: پروفسور م. (استاد مهمان) می گفت: روزهایی که خبر نداریم روزنامه هم نباید چاپ کنیم. (ولی در غرب که اصالت با منافع مادی سرمایه داری است، حتی در روزهای تعطیل کریسمس هم روزنامه چاپ می کنند؛ چون آگهی مهم است.) ما هم وقتی مطلب زیادی نداریم، سعی می کنیم خلاصه تر بنویسیم. 

  • نظرات() 
  • یکشنبه 12 مهر 1388

    1. بیش از دو هفته از ورود دانشجویان جدید (کد88) می گذرد. آقای حسن قاسم زاده (دبیر جدید انجمن علمی) خبر از برنامه معارفه ای برای آنها داد ولی چه زود تکذیب شد! چقدر آنها مظلومند! حتی یک معارفه ساده. اگه گفتین این عکس رو از کجا آوردم؟
    2. اگر کمی بهتر بیندیشیم، باید بگوییم چقدر عجیب است. تقریبا باور نکردنی ما سال پنجمی شده ایم. زمان خیلی خیلی سریع می گذرد. سریعتر از آنچه فکرش را بکنیم.
    3. مجتبی صمدی، دبیر سابق انجمن علمی، مطلبی طنز در وبلاگش،ارتباطات ایرانی (+) نوشته و به هر کسی که یادش آمده، تکه ای پرانده! حتی افرادی چون دکتر فاضلی و دکتر کوثری! البته معنای طنز بسیاری از عبارات برای دانشجویان و اساتیدی که در context نیستند، اصلا قابل درک نیست و اکثریت آن را یک متن جدی خبری محسوب خواهند کرد! مجتبی معمولا متهم می شود که با دانشکده ساخته، (فراموش نکرده ایم که پارسال انجمن را در بحرانی ترین شرایط تعاملی به اوج رساند و اداره کرد)، اینکه چه شده است که زبان طنز را برای انتقادهایش به کار گرفته، جای تامل دارد.
    4. مطلب قبلی (+) واکنش های جالبی داشت. البته شاهد سکوت اینترنتی دانشکده بودیم. دانشکده ای که میدان را در حمایت از ورودی های جدیدش خالی کرده و از خروج دانشجویانش استقبال می کند! یادش بخیر، سه سال پیش انتظار داشتیم که دانشکده کمکان باشد. اکنون...
    5. محمد لسانی، (از مشهورترین دانشجویان سالهای قبل دانشگاه!) دوباره وبلاگ نویسی اش را شروع کرده. وبلاگ فرهنگساز (+)
    6. کد 88 هم یک وبلاگ نویس برجسته دارد: وبلاگ جا کفشی، مسعود حسنلو (+)
    7. حسین خالقی پور، برادر  آقا بشیر خالقی پور (کد86) هم به خانواده فرهنگ و ارتباطات پیوسته.
    8. هنوز انتقادهای دیگران از رشته چیزی جز چرند و پرند نیست! تفکیک مناسبی بین دانشکده و رشته دارد صورت می گیرد و کم کاری های دانشکده، دانشجویان، و ... به پای ضعف رشته گذاشته نمی شود.
    راستی برادر بزرگتر من هم وبلاگ جدیدی ساخته است. (+) البته این ربط چندانی به مطالب قبلی ندارد!

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 25 شهریور 1388

    شماره جدید مجله راه

    شماره جدید نشریه راه: جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی

    با ساختار شکنی از پشت جلد شروع می کنم! پشت جدید، تبلیغات پست بانک، کمی تعجب آور بود! روی جلد هنوز هم باید بیشتر کار شود. گرچه فرم ثابتی پیدا کرده و بدان هویت یافته؛ خلاقیت و دقت بیشتر، کلاس کار را بالاتر می برد. روی جلد، بنر مناظره رویایی هاشمی و احمدی نژاد بود که ایام انتخابات همه بی صبرانه منتظر آن بودند! گرچه زود فراموش شد! گرچه برخی مسائل دیگر را مطرح کردند تا حقیقت اصلی انتخابات که رای به نظام بود فراموش شود. گرچه صدا و سیمای ما همراه و همگام با برخی آن همه آب به آسیاب دشمن ریخت.

    راستی از این شماره، شهر من (شیرگاه در سوادکوه مازندران) به جمع توزیع کنندگان مجله راه پیوسته و از دکه مطبوعاتی آقای شعبان زاده قابل تهیه است. (گرچه بی شک، بهترین راه، اشتراک است.)

    پرونده ویژه این شماره انتخابات دهم بود که با مصاحبه دکتر ابراهیم فیاض یک شروع طوفانی برای این شماره داشت: تقابل غربگرایی (چپ و راست) با بومی گرایی و سنت گرایی و ایران گرایی. استاد فیاض در پایان مصاحبه، خطر عرفان مشایی را گوشزد کرد که می تواند جلوی فقاهت رهبری بایستد.

    تحلیل دکتر عباس سلیمی نمین از دو جبهه حاضر در انتخابات بر مبنای تئوری چرخش قدرت (برای مقابله با فساد) بود که از همان آغاز رهبری به شدت پیگیری شده است.

    محسن صفایی فرد را نمی شناسم؛ ولی با بررسی دوآلیسم تاریخی مردمی – اشرافی به سختی به تئوری زدگی اساتید غرب زده مان شوریده است! در پایان مقاله اش نکته مهمی را گوشزد کرده: خطر عقب نشینی های زبانی. توجه زیبایی داشته به این فاجعه زبانی رخ داده که مثلا مستضعف با آسیب پذیر یکی دانسته می شود. (در حالی که در ادبیات انقلاب، ادبیات امام معنای این کلمات چیز دیگری بوده.) واقعا یکی از روشن ترین معیارهای انحراف دولتها و مدیران و مسئولین از آرمانهای انقلاب اسلامی، از طریق زبان قابل پیگیری است.

    جواد شریف زاده نگاهی به برنامه های اقتصادی در انتخابات دهم داشته. انتخاباتی که مردم عادی را با اصطلاحات اقتصادی آشنا کرد و همه یک پا کارشناس شدند. (قابل توجه آقای کروبی!)

    صف بندی افاده و عمل، یادداشتی از رضا زاده محمدی است که کمی به طنز نزدیک شده است و به سنخ شناسی نخبگان پرداخته است.

    دکتر عطاء الله رفیعی هم در مصاحبه ای از نخبگان و مردم و دولت گفته البته درباره انتخابات.

    دکترحجت الاسلام ولی الله نقی پورفر، استاد برجسته دانشگاه امام صادق علیه السلام و چند دانشگاه دیگر، که کلاس مدیریت اسلامی معروف است، بایسته هایی برای دولت دهم معرفی کرده است که بی شک برخی به آن برچسب افراطی می زنند. شجاعت و صداقت ایشان در طرح این اولویت ها که حاصل سالها مطالعه و نگرش اسلامی است، قابل تقدیر است. گرچه برای اجرای آن به شجاعتی فراتر از احمدی نژاد نیازمندیم! (عبور از احمدی نژاد!)

    وحید جلیلی، به نقش دولت نهم در وقایع پس از انتخابات پرداخته. از عدالت نامتوازن گفته و فساد رسانه ای. از فقر اطلاعات حرف زده که یکی از مصادیق فقر و فساد و تبعیض است. از نامرد رسانه ملی ما گفته که با حذف 30 درصد جمعیت روستایی (که به احمدی نژاد هم رای دادند و مشکلات و آرمانهایی هم دارند) در برنامه هایش، این تصور را برای همه به وجود آورده که ایران فقط حوالی میدان تجریش و ونک است و همین خیابان ولی عصر! (حرفهای وحید جلیلی نکات فراوانی داشت. خودتان بخوانید!)

    پارازیت روی موج ایران، گفتگوی سه نفره وحید جلیلی، محمدرضا زائری و طلال عتریسی (رئیس دانشکده علوم اجتماعی لبنان) در تحریریه راه بود. رویکرد جهان عرب به ایران پس از انتخابات موضوع این میزگرد یک ساعته بود که به پیشنهادی برای تعامل اهالی رسانه و فرهنگ کشورهای اسلامی کشیده شد.

    «چهارسال دیگه!» دست نوشته های یک افسر وظیفه است که مسئولیت حفاظت از صندوقهای اخذ رای را برعهده داشته. خواندن آن برای آنانی که از فرآیند صیانت از آرای ملت آگاهی ندارند و فکر می کنند به راحتی می شود تقلب کرد، توصیه می شود.

    دو صفحه مجله راه، به شعارهای انتخاباتی اختصاص داشت که از سوی طرفداران کاندیدا شنیده می شد.

    امیرحسین ترکش دوز، عملکرد موسوی را در دوگانه انقلاب – اصلاح تحلیل کرده. خودتان هم اگر تحلیل کنید، احتمالا به نتایج مشابهی می رسید.

    معرفی و مروری بر کتاب طبقه جدید نوشته میلوان جیلاس به قلم سعید خورشیدی (که ظاهرا دکترای فرهنگ و ارتباطات هم قبول شده اند و همینجا تبریک می گم) به فاصله گرفتن انقلابهای کمونیستی از آرمانهای کمونیسم پرداخته و آن را در شکل گیری طبقه جدید در میان انقلابیون سابق (مسئولین نظام کمونیستی) می جوید. این مطلب به نظر من جاش اینجا نبود! وسط بحث تقلب در انتخابات.

    «مگر می شود داماد لرستان رای نیاورد» عنوانی است که برای متن کامل گفتگوی تلویزیونی تاریخی دکتر زهرا رهنورد با شبکه ماهواره ای بی بی سی فارسی انتخاب شده. گفتگوی آبروی نداشته دو قرن روشنفکری در ایران را به باد داد! واقعا چرا اینها هنوز فکر می کنند که ایرانیان باید قبیلگی رای دهند؟ اصلا کدام قبیله سرجای خودش است؟

    اکبر نائینی، در حاشیه ای به بحث تقلب، تمام وجوه گفته شده و نشده درباره تقلب و فرضیه های مرتبط با آن را بررسی می کند و درباره امکان عقلی آن بحث می کند. به هرحال وقتی، میرحسین موسوی تقلب در این ابعاد گسترده را باور کند...

    میثم بهشتی نژاد نیز به موضوع تقلب از زاویه دیگری پرداخته و موضوعات جالبی را مطرح کرده که مرور آنها خالی از لطف نیست.

    روح الله امین آبادی با بازخوانی چند پرونده درباره کشته های اعتراضات جمعی اجتماعی سیاسی 4 ساله دوم اصلاحات از آنانی انتقاد کرده که این کشته ها را به حساب ناکارآمدی نظام می گذاشتند ولی قربانیان حوادث اخیر که تازگی ندارد را امری فوق العاده بزرگ، بدیع و نافی مشروعیت کل نظام می دانند! شرم بر صدا و سیمای ما که در قضیه سبزوار، سمیرم و فیروزآباد و ایذه خوب وظیفه اش را انجام نداد که امروز همگان فکر کنند اتفاق عظیمی افتاده! در این اتفاقات اخیر تنها بخشی از نظام در این قضایا ناکارآمدی خود را نشان داد! همین! ناکارآمدی بخشی از نظام و چند مصداق که ناکارآمدی کل سیستم را نتیجه می دهد! حداقل در دوره شما اصلاح طلبان که نمی داد.

    جواد میری در مصاحبه ای با جواد عطایی به فعالیتهای هسته های فرهنگی انقلاب در ماجرای ریاست جمهوری و عزل بنی صدر پرداخته.

    مصطفی فارویی فیروزی در یادداشتی با عنوان مهندسی رسانه مهندسان، با اشاره به عملکرد رسانه ملی در انتخابات اخیر، از برخی ضعفهای سازمان، نظیر نبود آموزش مفاهیم کلیدی و ... انتقاد کرده.

    سید مرتضی هاشمی مدنی یادداشتی نوشته که من با قسمتهایی از آن فکر می کنم مخالفم! وی از دو روایت رسمی (صدا و سیما) و غیررسمی نام برده و تحلیل کرده که اکنون دوران پایان روایت رسمی است. البته ما به لزوم تغییرات روایت رسمی (و پایان آن بدین شکل) معتقدیم ولی با مصادیقی که ایشان ارائه کرده اند مشکل داریم! ما فکر می کنیم آن طبقه ای که سی سال است که در صدا و سیمای ما نادیده گرفته شده اند مستضعفین ساکن روستاها و شهرستانهای کوچک ایران هستند. نه مردم شمال شهر تهران!

    طلال سلمان مقایسه ای بین دو انتخابات اخیر ایران و لبنان داشته که جالب است. خودمان را دستکم نگیریم!

    خاطرات سفر مهدی همازاده به الجزایر، یکی از کشورهایی که در قرن بیستم شاهد حوادث گوناگونی نظیر انقلاب ود، خواندنی بود. جبهه فرهنگی در آفریقا.

    از گردیز افغانستان تا گوانتانامو، خاطرات دکتر سید محمد علیشاه موسوی گردیزی است از زندانهای گوانتانامو!

    احسان صفرزاده مصاحبه ای داشت با محمدرضا محمدی نجات با موضوع مستندسازی در رسانه های ایرانی که حداقل برای ما دانشجویان رشته فرهنگ و ارتباطات (گرایش سیاستگذاری) حاوی نکات مهمی بود.

    حجت الاسلام علیرضا جهانشاهی، طلبه سیرجانی، عدالتخواه معروف قضیه زمین خواریهای یک دستگاه امنیتی در سیرجان کرمان، به همت وحید جلیلی، نماد گفتمان عدالتخواهی شده است. گرچه برخی با او مخالفند. جهانشاهی تقریبا صفحه یا صفحاتی ثابت در هر شماره دارد. در این شماره از هم بندی اش با شهرام جزائری گفته و آرزویی که با شجاعت دکتر محمود احمدی نژاد برآورده شد در شب مناظره با میرحسین موسوی!

    از شعر های این شماره، شعر مرگ عجیب هاجر نویدی (شعر علی محمد مودب) خیلی قشنگ و به روز بود.

    پرونده ویژه ای هم در صفحات انتهایی نشریه باز می شود با یادداشتی از رضا کایدخورده درباره فلسفه همگانی. به هر حال به نظر می رسد بدون فلسفه تمدن سازی ممکن نیست! رضا کایدخورده از بایدها و نباید آموزش عمومی فلسفه می گوید. (استاد؟) اصغر طاهرزاده از جایگاه فسلفه شیعی در تمدن آینده بشر سخن می راند. گفتگوی مهدی سیار با آیت الله سید حسن سعادت مصطفوی (استاد بزرگ تفسیر و فلسفه) درباره فلسفه هم بعد علمی دارد و هم تاریخی و سیاسی و ... در جایی آیت الله مصطفوی به صراحت ریشه مخالفت علمای قم با فلسفه را در مخالفت ایشان با امام راحل عنوان می کند. در پایان نیز می فرمایند: «نظر مقام معظم رهبری موافق فلسفه است، ایشان بسیار انسان روشنفکری است و با بقیه فرق دارد.»

    گفتگوی با نابغه اتریشی دانشگاه امام صادق علیه السلام که اکنون دانشجوی دکترای فلسفه دانشگاه تهران است، فیلیپ یا همان علی لنسل هم نکات متعددی داشت که از آن جمله: خاک بر سر ما ایرانی ها که فلسفه اسلامی را رها کرده ایم!

    صفحات طنز این شماره از برزو بیطرف (امید مهدی نژاد) بی نیاز بود. مطالب طنز مردمی که در وبلاگهایی چون: تقلب سبز، اسلام آنلاین، برای فکر، فریادی برای عدالت، مبارز، 22خرداد 1388 و ... زده شده بود، خنده بر لبانمان نشاند.

    روح این شماره که در بعدالتحریر وحید جلیلی تجلی یافت: ای خاک بر سر ما با این آنفولانزای انفعالمان در جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی!

    توجه: در نوشتن این جور مطالب عمدتا از تعابیر خودم استفاده می کنم. (نه این که لزوما نویسنده مورد بحث چنین واژه ای به کار برده باشد.)
    توجه2: نوشتن این مطالب و احیانا تعریف کردن و ذکر جنبه های مثبت، به معنای این نیست که من با تمام آنها موافقم! کما اینکه در برخی موارد مخالفت خود را اظهار کرده ام.

    برچسبها به ضرورت بهتر شدن دسته بندی موضوعی مطالب زیاد شده اند.

  • نظرات() 
  • جمعه 6 شهریور 1388

    اینو داداشم اس ام اس (پیامک) زد:

    تو سنگر دعای کمیل بود. چراغا خاموش. همه تو حال خودشون بودند.

    اومد تو گفت: اخوی! بفرما عطر! ثواب داره!

    -آخه الان وقتشه؟

    -بزن! بوی بد میدی! امام زمان نمی آد تو مجلس!

    بعد دعا، صورت همه سیاه بود!

    تو عطر جوهر ریخته بود!

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 31 تیر 1388


    گل آقا- كیومرث صابری فومنی، طنز نویس برجسته ایرانهفت شهریور 1320 آمد. یازده اردیبهشت83 رفت. در این میانه یتیم بود. به سختی كار كرد و درس خواند. معلم شد. مبارز سیاسی شد. شاعر شد. طنز نویس شد. رفیق شفیق رئیس جمهور عزیز، محمد علی رجایی شد. (از همان دوران معلمی). مدیر كل تو آموزش و پرورش شد. مشاور نخست وزیر و رئیس جمهور (هم رجایی و هم آقا سید علی آقای حسینی خامنه ای) هم شد. سال 1362 هم خودش از مشاغل سیاسی اومد بیرون تا بهتر بتونه به خدمت كنه. طنز رو كه از سال 1350 با اختناق ر‍ژیم پهلوی كنار گذاشته بود، دوباره به كار گرفت. گل آقا شد و دو كلمه حرف حساب نوشت. (روزنامه اطلاعات آقای دعایی) 1369 خیلی جوگیر! هفته نامه طنز و كاریكاتور داد بیرون و كمی بعد ماهنامه و سالنامه و بعدها هم بچه ها گل آقا!1381 هم كسی نفهمید و به كسی هم نگفت كه چرا یه دفعه تصمیم به تعطیلی هفته نامه گل آقا گرفت!

    زندگی جالبی داشت كه با فقر شروع شد و ظلم. با درس و كار ادامه پیدا كرد و مبارزه. به پست سیاسی رسید ولی آن را رها كرد تا معلم باشد و كار فرهنگی كند. بازگشت زود هنگام (نه چون همكار دیگرش، میرحسین موسوی 20 ساله) به سیاست داشت، آنهم به زبان شیرین طنز و برای رضای خدا.

    یادش گرامی!

    انتشارات مدرسه، مجموعه كتابهای چهره های درخشان را با هدف معرفی مفاخر عصر حاضر به نسل جوان و نوجوان چاپ می كند. كتابهایی شكیل، سبك، با حجم مناسب و اطلاعات سودمند. كتاب «كیومرث صابری فومنی گل آقا» یكی از این كتابهاست كه در 96 صفحه چاپ شده و من چاپ سوم 1386 آن را خوندم. ریتا اصغرپور (نویسنده كتاب) علاوه بر زندگی نامه، به تهیه سال شمار زندگی، گزیده ای نوشته ها و فهرست مجموعه آثار و عكس هایی از ایشان (كودكی، در كنار شهید رجایی و مقام معظم رهبری، در لباس احرام و ...) اقدام كرده است.

    شخصا از دوره راهنمایی (دهه 70!) علاقه خاصی به این مجموعه كتاب چهره های درخشان داشتم و كتاب پروفسور حسابی، احمد آرام، كلهر و ... رو از همین مجموعه خوندم.


  • نظرات() 
  • شنبه 27 تیر 1388

      «وقتی آقا جان دستگیر شد» عنوان یکی از جدیدترین کتابهای آقای داوود امیریان نویسنده و طنزپرداز معاصر است که کارگاه قصه و رمان مرکز آفرینشهای ادبی انتشارات سوره مهر (وابسته به حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی) اونو چاپ کرده. چاپ اول 1387. تهران.

    کتاب وقتی آقاجان دستگیر شد، مجموعه ای از 6 داستان کوتاه است. تم اصلی این 6 اثر برخی موضوعات اجتماعی معاصرند. گرچه جایی در کتاب تصریح نشده، این کتاب برای نوجوانان نوشته شده است. اجمالا به نظر می رسه داوود امیریان نویسنده کتابهای پرخواننده ای چون رفاقت به سبک تانک، فرزندان ایرانیم و ... تو این کتابش اصلا انتظارات منو برآورده نکرده! اصلا اگه مخاطب این کتاب نوجوانان هستند (همانطور که از گرافیک کتاب بر می آد.) پس چرا بزرگترها توش اشتباه می کنن؟ بچه ها چی رو باید از این کتاب یاد بگیرند؟ اصلا چرا این موضوعات انتخاب شده اند؟ البته از این مجموعه از داستان کوتاه دیوار کج خوشم اومد، چون یه مقدار آخرش خوب تموم شد!

     

  • نظرات() 
  • پاورقی را در پیام‌رسان ایرانی بله دنبال کنید filesell درباره من و وبلاگم

    آخرین مطالب



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد کل مطالب :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین روزآمد :

    اَبر برچسب‌های پاورقی



    قفسه؛ کوتاه‌نوشت‌های من درباره کتاب‌هایی که خوانده‌ام