...پاورقی فرهنگ و ارتباطات

حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات

دوشنبه 16 اردیبهشت 1392


پی‌گیری مساله عدالت و سوال از پدیده‌های ضدعدالت مسلما از وظایف هر دانشجوست. موضوعی که بعد فرمان هشت‌ماده‌ای سال 80 و سپس پیام مهم و جریان‌ساز شش آبان به تشکل‌های دانشجویی، مورد تاکید رهبری قرار گرفت. 

کانون عماد در دانشگاه ما، در اوایل دهه 80 محل جمع شدن بچه‌های دغدغه‌مند عدالت‌خواه شد و سپس گویا به این نتیجه رسیدند که فراتر از شعار و کارهای بنیادی، لازم است مطالبه عدالت به صورت تخصصی صورت گیرد. مثلا بچه‌هایی که اقتصاد می‌خوانند به طور تخصصی در حوزه انرژی (نفت و گاز) کار کنند و در همان زمینه مطالبه کنند.

رهبری در دیدار با نخبگان دانشجویی سال 88، بار دیگر بر مطالبه عدالت، آن هم در حوزه‌های تخصصی تاکید کردند. خوب است فکر کنیم مطالبه عدالت و پرداختن به عدالت در حوزه مباحث و مسائل رشته فرهنگ و ارتباطات شامل چه چیزهایی می‌شود؟

اگر ما دانشجویان انقلابی مطالبه نکنیم، چه کسی این بار زمین مانده انقلاب را بر می‌دارد؟

این دوست ارتباطی دانشگاه تهران‌مون رو نمی‌شناسم. خیلی دوست دارم از نزدیک هم ببینم‌ش. مثلا یه شب تو هیات میثاق یا یه روز تو یکی از تجمعات امت حزب‌الله.


FдяshaD ‌

۱۴:۳۹  -  عمومی
صبح تالا همه‌ی سرویس‌های عکس خبرگزاری‌ها را چک کردم
دوتا، فقط دوتا عکس روبه‌راه از قهرمانی سپاهان و طرفداراش تو آزادی پیدا کنم که نمیشه
امان از این عدالت رسانه‌ای، امان :-(

  • نظرات() 
  • یکشنبه 28 فروردین 1390

    برای اولین امتحان دکتری ارتباطاتم: اولین تجربه آزمون سراسری دکتری سازمان سنجش

    • از خوش اقبالی یا شانس بد ما یکی این که اولین تجربه سازمان سنجش در برگزاری سراسری و نیمه متمرکز آزمون دکتری با ما آغاز شد.
    دانشگاه امام صادق علیه السلام در مازندران!
    25 فروردین 1390 هفت و نیم صبح پنج شنبه؛ دانشگاه فنی امام صادق علیه السلام؛ شهر امیرکلاء از توابع بابل مازندران
    • مکان و زمان فوق، میقات و میعاد اولین آزمون دکتری من بود. رقابت برای کسب عنوان یکی از پنج دانشجوی دکتری علوم ارتباطات در سال 1390! (از خوش اقبالی یا شانس بد ما، امسال فقط دانشگاه علامه طباطبایی، آن هم فقط 5 نفر دانشجو می گیرد! مرتبط: +)
    • امسال، یکی از شهرهای استان محل اقامت به عنوان محل آزمون دکتری تعیین شد. ما هم مجبور شدیم برگردیم شهرستان. و از آنجا صبح زود به شهر محل آزمون.
    • افزایش ناگهانی مسافرین بابل: شش و نیم صبح پنج شنبه. میدان امام. صف طویلی برای رفتن به بابل به وجود آمده است. راننده ها از تعجب شاخ در آورده اند که این همه آدم برای چی این وقت صبح پنج شنبه می خوان برن بابل!
    • با امام صادقی ها در همه جا: خوشبختانه در محل آزمون هم امام صادقی ها از شرق و غرب مازندران خود را رسانده بودند و تنها نبودیم. (امام صادقی ها در همه عرصه ها حاضرند!)
    • تکلیف ساقط شده: حجم بیش از تصور داوطلبان ورود به دکتری در حوزه امتحانی ما (امیرکلاء بابل) موجب شگفتی ما گردید. یکی از امام صادقی ها در همین باره گفت: دیگر تکلیف بازگشت به استان از ما ساقط شده است.
    • صف دستشویی: تجربه می گوید قبل از آزمونهای 4 ساعته باید قضاء حاجت نمود. حتی اگر نداری!
    • ن کانتری فر اولدمن: من هنوز هم توجیه نشده ام که چرا این همه پیرمرد باید در آزمون دکتری شرکت کنند؟ اینها که تاریخ مصرف علمی شان تمام است. یکی از امام صادقی ها از وجود برخی مدیران کل در بین این پیرمرد ها سخن گفت.
    • ناهار نخردمه!: بحث درباره «نقی» یا محسن تنابنده (سریال نوروزی پایتخت) سهم از حاشیه های جانبی آزمون بود. اتفاق نظر وجود داشت که علی رغم تصویر گاهی منفی از مرد مازندرانی، مصداق های واقعی «نقی» در مازندران فراوان است.
    • من شما را می شناسم!: دیدن دوستان قدیمی (احیانا بعد از 5 یا 6 سال) از اتفاقات جالب بود. دوستان دبیرستانی مان که بزرگ شده بودند. (داخل پرانتز: بعضی ها هم بعضی ها را به جا نیاوردند! که موجب خنده بقیه می گردید!)
    • آزمون دکتری و سطح علمی مسجد: هنگام نماز ظهر، بسیاری از داوطلبان بدون هماهنگی به مسجد امام حسن در یکی دو کیلومتری محل آزمون آمده بودند. یکی از داوطلبان به نکته جالبی اشاره کرد: «احتمالا سظح علمی این مسجد هیچگاه این قدر بالا نبوده است! همه تحصیلکرده!» مشابه این وضعیت در مقیاس کمتری قهوه خانه هم اتفاق افتاد.
    تمایزات آزمون دکتری امسال
    تعدد حوزه های امتحانی به تعداد استانها و سراسری شدن (پذیرش نیمه متمرکز) را تا حالا فهمیده اید. در گذشته هر دانشگاهی مستقلا آزمون دکتری تخصصی برگزار می کرد و مدرک آزمون تافل می خواست. اما دیگر خبری از این حرفها نیست.
    • آزمون استعداد تحصیلی (Gmat)، ابتکار ویژه آزمون دکتری امسال بود. چهل سوال هوش، درک مطلب، تحلیل و مقایسه و ریاضی و اینجور چیزها. چیز خوبی است. یک فایده آن کاهش شانس پیرمردها برای ورود به دوره دکتری است. هشت صبح تا ده صبح فرصت پاسخگویی به دفترچه شماره یک بود. چهل دقیقه وقت اضافه آوردم. (دانلود رایگان این نمونه سوال استعداد تحصیلی (+) و پاسخگویی به آن توصیه می شود! این هم پاسخهای آن نمونه سوال: + ) پیشنهاد می کنم که تعداد سوالات به 30 سوال کاهش پیدا کند. حداقل، وقت آزمون به 90 دقیقه کاهش پیدا کند تا جنبه رقابتی آزمون حفظ شود. نکته دیگر درباره استعداد تحصیلی، شش گزینه ای بودن آن است. اما با وجود شش گزینه ای بودن، نمره منفی یک سوم داشت!
    • آزمون زبان عمومی. خوشبختانه نمره منفی نداشت. البته کاملا هم تستی نبود. 100 سوال و 120 دقیقه فرصت پاسخگویی. در مورد زبان هم پیشنهاد می کنم تعداد به 50 سوال و 60 دقیقه کاهش پیدا کند. در ضمن، قرار دادن چند تست زبان تخصصی در کنار سوالات زبان عمومی، چندان گزینه بدی هم نیست. (نمونه سوال زبان + و پاسخنامه اش +)
    • آزمون تخصصی: بعد از آزمون 4 ساعته و خسته کننده نوبت صبح، نوبت به آزمون نود دقیقه ای بعد از ظهر رسید. در رشته ما (و عمده رشته ها) دو ماده امتحانی روش و نظریه (هر کدام سی سوال تستی) وجود داشت. روش تحقیق بیشتر شامل آمار عمومی (توصیفی و استنباطی) بود. انتظار این بود که بیشتر سوالات به روشهای تحقیق تخصصی در رسانه ها و علوم اجتماعی و ارتباطات اختصاص یابد. نظریه ها هم شامل حوزه های گسترده ارتباطات انسانی، جمعی، جامعه شناسی، نظریه فرهنگ، جهانی شدن و ... شد. (توجه: هر رشته علمی شامل مفاهیم، روش، نظریه و مسائل می باشد. که در این آزمون تقریبا مفاهیم، نظریه و مسائل در ذیل عنوان نظریه ترکیب شدند. البته سهم نظریه بیشتر بود.)
    • تستی بودن آزمون تخصصی: 
    • 1- مسلما به نفع غیر امام صادقی هاست. ما شش هفت سال است که به منابع مطالعاتی مان نگاه تستی نداشته ایم. پیام نوری ها که همیشه تست می زنند و عمدتا توانایی تحلیل تشریحی ندارند. بقیه دانشجویان هم حداقل برای ورود به ارشد، امتحان تستی داده اند. (راستی گفته می شود سطح سوالات دکتری، در سطح کارشناسی است. یعنی همان آزمون ورود به ارشد)
    • 2- فکر می کنم برای آزمون تستی باید کتابهای خاصی را معرفی کرد! 
    • 3- امکان استفاده از تاکیتک استراتژیک مورچه را فراهم کرد. (مورچه می تواند گزینه صحیح را پیش بینی کند.)
    • عدالت آموزشی در ورود به مقطع دکتری؟ این نکته باید با تامل بیشتری بحث شود. گفته می شود: برگزاری آزمون به صورت نیمه متمرکز به نفع شهرستانی ها و دانشجویان دانشگاههای غیر معروف است. شانس آنها برای ورود به دوره دکتری بیشتر می شود. اینها درست است ولی آیا معنی عدالت هم این است؟ مثلا چرا باید معدل 18 دانشگاه امام صادق علیه السلام با 18 دانشگاه ... یکسان فرض شود؟ (20 درصد در این آزمون، براساس نمره معدل محاسبه می شود.) 
    • دستهای کثیف: شاید قطع اعمال سلایق شخصی دانشگاهها در پذیرش دانشجوی دکتری، کار خوبی می بود. اما متاسفانه بعد از مرحله آزمون کتبی، این دانشگاهها هستند که تصمیم می گیرند که با چند برابر ظرفیتها چه کنند!
    • نیتهای خوب در انتظار شیوه های صحیح: راستی فراموش نکنیم این اولین تجربه بود و باید به وزارت علوم و سازمان سنجش فرصت داد تا خودش را اصلاح کند. نیت های خوبی پشت سر این اتفاق هست.
    پی نوشت: تشکر از لینک ویژه دکتر آشنا
    وقتی استاد آشنا یک مطلب وبلاگ پرخواننده خود را به این مطلب اختصاص داد: +

  • نظرات() 
  • جمعه 5 تیر 1388

    این اتفاقات اخیر ما را بر آن داشت که کوتاه و اجمالی مبانی حکومتی اسلام یا تئوری حکومت در اسلام را به زبان ساده بیان کنیم!

    یک مثال:

    «ولی» (مقام ولایت) کسی است که اگر به شما گفت: «زن رسمی و شرعی شما از امشب بر شما حرام است و حق آمیزش ندارید، شما هم چنین حقی ندارید! و اگر آمیزش کنید، عذاب الهی را خریده اید!»

    ولی فقیه کیست؟ از عدم ولایت تا ولایت مطلقه فقیه

    در یک نگاه هیچ انسانی چنین حق و حقوقی را به کس دیگری نمی دهد! ولی شیعه اعتقاد دارد که خدا و پیامبر و امام معصوم هم چنین حقی را دارند. چرایی چنین حقی روشن است. در عصر غیبت امام معصوم، اتفاق علمای شیعه به ولایت فقیه معتقدند. (بجز معطله که به تعطیلی حکومت در عصر غیبت معتقدند. دست روی دست بذار تا امام زمانت بیاد!) براساس منابع اسلامی اختیارات ولی فقیه در عصر غیبت به  ما لایرضی الشارع بترکه تعبیر می شود. اجرای حدود (قضایی) و اموری چون سرپرستی یتیم و اموری که از آن تعبیر به حسبه می شود، از مواردی است که همه علما اختیار آن را به ولی فقیه سپرده اند. اینجا علمای شیعه دو دسته می شوند. گروهی به ولایت مقیده می رسند و گروهی به ولایت مطلقه. در طول شیعه آنقدر تحت فشار بوده که فرصت و قدرت تشکیل حکومت نداشته. در مشروطه که فرصت پدید آمد، قاطبه علما طرفدار ولایت مقیده بودند. در عصر فعلی، عصر امام خمینی، امام ولایت مطلقه را آبرو بخشید و با آن زمینه عجیب ترین حکومت قرن بیستم را فراهم آورد. تفاوت ولایت مقیده با مطلقه در این است ولایت مقیده ای ها از امور حسبه حکومت نمی رسند. آنها در واقع اعتقاد دارند که حکومت حق امام معصوم است و حتی اگر یک فقیه بر مسند حکومت تکیه زند، آن را غصب کرده است. منتهی می گویند حکومت مثل کنیز سیاه است که گرچه سیاهی آن را نمی توان کاری کرد، کثیفی آن را می توان برطرف کرد. (حکومت به هر حال، غاصب حق امام معصوم است ولی می توان با تشکیل نهادهای نظارتی مثل مجلس مشروطه خواهان از ظلم حکومت به مردم کاست.) چون امروز کسی سر مقیده یا معطله بحثی ندارد و همه ما ولایت مطلقه را پذیرفته اند، به همین اکتفا می کنم که در ولایت فقیه مطلقه مثل جمهوری اسلامی ایرانی که امام خمینی تئوریسین آن بود، تشکیل حکومت در عصر غیبت مهمترین هدفش زمینه سازی برای ظهور است. (دیگر بحث نمی کنم که اشتباه آنانی که معطله بودند یا مقیده چیست و چه شده است که امروز همه به مطلقه معتقدند.)

    شرایط ولی فقیه

    ولی فقیه حقوق زیادی داشت، نه؟ به همین دلیل هرکسی نمی تواند ولی فقیه شود. نائب امام زمان شدن، آسان نیست. (به همین دلیل است که برای رهبری انتخابات برگزار نمی شود.) بر ولی فقیه که لاجرم عالم ترین و عادل ترین فقیه از بین فقهای موجود هر عصر خواهد بود واجب است که تشکیل حکومت دهد. امروز در نظام اسلامی ایران، تشخیص مصداقی ولی فقیه برای معرفی به مردم به مجلس خبرگان گذاشته شده است. ولی فقیه نمی تواند براساس هوا و هوس حکم کند. ولی فقیه اگر از عادل ترین (کسی که گناه کبیره نکند و بر صغیره هم اصرار نورزد.) و عالم ترین نباشد، خود به خود از مقامش منعزل می شود.

    چند نکته دیگر: نقدی بر نظام های دموکراسی

    در نظام اسلامی، همه چیز هم با رهبری نیست. بسیاری از امور هست که به سلیقه و انتخاب مردم است و خودشان باید به آن بپردازند و اینطور نیست که بنشینند و حکومت بیاید تصمیم بگیرد. انتصاب رئیس قوه قضائیه توسط رهبری که مثل روز روشن است. قوانین مصوب مجلس هم اعتبار خود را از رهبری گرفته است. یعنی هر روز که رهبری اراده کند، مجلس هیچ کاره مملکت می شود. درستش هم هست. قانونگذار خداست. طبق اعتقاد شیعه هم پیامبر و امام قوانین الهی را بیان می کنند. ولایت فقیه هم بر اساس روش شناسی فقهی، احکام الهی را اجرا می کند و مهم ترین مبنای تشکیل حکومت هم همین اجرای احکام الهی است. از طرف دیگر، این نمایندگان مجلس که خیلی هاشان با 10 هزار رای وارد مجلس شدند، نهایتا نماینده همان 10 هزار نفرند و نه جمعیت 70 میلیونی ایران! و نمی توانند به خاطر 10 هزار نفر هوادار یا بیشتر، برای 70 میلیون نفر قانون تصویب کنند و 70 میلیون را محدود کنند! رئیس جمهور هم مثل نمایندگان است. فرقی نمی کند. رئیس جمهور نهایتا نماینده 24 میلیون، و در فرض تخیلی 46 میلیون (کل شرکت کنندگان) است. اصلا نماینده هر 70 میلیون فعلی باشد. نماینده جمعیتی که بعدا به دنیا می آیند که نیست! به چه حقی برای تصمیم می گیرد؟ اصولا همه نظامهای دموکراسی، اگر کمی واقعی تر نگاه کنیم، هیچ مشروعیتی برای ساده ترین مثل چراغ قرمز هم ندارند! به چه حقی مردم را محدود می کنند و قانون می گذارند؟ در نظام اسلامی، این مشکل با اعتبار و مشروعیت بخشی از بالا (تنفیذ حکم ریاست جمهوری) حل شده است. معنی فصل الخطاب حکم رهبری هم همین است. شما با حکم پیامبر نمی توانی مخالفت کنی، چون حکم خداست. حکم رهبری هم همین گونه است. (البته توجه دارید که همه کلامهای رهبری لزوما حکم فقهی نیست. گاهی حکم اخلاقی است، گاهی هم بحث حکومتی نیست و .... ) به هر حال، همه افرادی که جزیی از حکومت اسلامی هستند، مشروعیت خود را از رهبری می گیرند. وگرنه، مردم که حتی سرپرستی خودشان هم با خودشان نیست. (در سطحی از بحث، ولایت و سرپرستی با خداست که سیر آن تا ولی فقیه را رفتیم، در سطوحی دیگر، مثلا دختر بدون اجازه پدر نمی تواند ازدواج کند، یا فرزند بدون رضایت والدین نمی تواند روزه مستحبی ...) نظریه وکالت فقیه هم به همین راحتی رد می شود. مردم چه چیزی از آن خود دارند که آن را به فقیه بدهند تا در آن امور وکیل آنها باشد؟ مثلا اجرای حدود و اینها که با مردم نیست که یکی را به اسم ولی فقیه وکیل خود کنند که او جای آنها انجام دهد. اتفاقا وظیفه ولی فقیه است که طی سلسله مراتبی در سه قوه توزیع شده است. البته مردم نقش مهمی در مشروعیت حکومت دارند و در آن شکی نیست. منتهی اینجا تا حالا در مورد نقش ولی فقیه بود که باید پررنگ توضیح می دادیم.

    نقش و جایگاه مردم در حکومت اسلامی و حکومتهای غربی

    اما نقش و جایگاه مردم در حکومت اسلامی: برخی دوست دارند طوری تاریخ را بیان کنند که از آن نتیجه بگیرند که اسلام طرفدار دموکراسی است. دموکراسی که ذاتا مشکل دارد و یه عده ای که امروزه واقعا اقلیت هستند نمی توانند برای همه تصمیم بگیرند. (اگر 80 درصد مردم واجد شرایط باشند، معمول مشارکت در نظام های دموکراتیک 30 درصد است که ما 50 درصد فرض می کنیم. یعنی 50 درصد هشتاد درصد می شود 40 درصد. 40 درصد کل مردم در انتخابات شرکت می کنند که از 40 درصد مثلا کاندیدایی با 75 درصد پیروز می شود! یعنی 30 درصد کل مردم. در این مثل به طور آشکار 70 درصد مردم هیچ گونه وکالتی به رئیس جمهور انتخاب شده، نداده اند!) برخی به ماجرای به حکومت رسیدن امیر مومنان علی در مدینه اشاره می کنند که مردم از جاهای مختلف حضور داشتند و از حضرت خواستند که حاکم شوند. واقعیت این است که آن جمع مردم مدینه بودند و تعدادی از شهرهای دیگر! آنها هم هیچ گونه نمایندگی از شهرهای خود نداشتند. از خیلی از شهر ها هم کسی حضور نداشت. به طور آشکاری خبری از اکثریت جهان اسلام هم نیست! اقلیتی در مدینه علی علیه السلام را به حکومت وادار کردند. در ادامه هم در کوفه حضرت را می بینیم که خطبه می خواند و می گوید که فقط کوفه در دست من مانده است و آنهم این چنین که وقتی دعوت به جهاد می کند و ان قدر خطبه حماسی می خواند فقط 300 نفر داوطلب جهاد می شوند. ولی حضرت که هیچ گونه پایگاهی در میان مردم ندارد، (همه تحت تاثیر اغواگری معاویه و به تعبیر به مصداق امروزی bbc قرار گرفته اند) حکومت را تحویل نمی دهد. توجه کردید: مشروعیت حکومت با حضور حداقلی مردم آغاز شد، تا یک سال هیچ تلاشی هم برای بیعت مردم شام نشد، با حضور حداقلی مردم کوفه هم ادامه یافت. واقعا دردناک بود که علمای بزرگ مدینه (بلا تشبیه آیات عظام قم) از حضرت حمایت نمی کردند و با سکوت خود به گروه قاعدین پیوسته و به باطل کمک کردند! بله! اگر حمایت مردم نباشد، حکومت اسلامی و حتی قیام و اقدام برای تشکیل حکومت نخواهد بود. ولی این مردم قرار نیست، اکثریت مردم باشد. همین که تعدادی از جان و دل از امام و ولی زمانه دفاع می کند، امام و ولی زمانه هم وظیفه دارد و بر او واجب است که از حق حکومت کوتاه نیاید. کما اینکه ائمه در مثالهای مختلف تعداد یاران مورد نیاز خود را به تعداد انگشتان دست، هفده عدد، چهل عدد و ... بیان کرده اند که به نظر می رسد، با توجه به شرایط و قدرت جناح مخالف این عدد متغیر است. حکومت اسلامی مردمی است به این معنا که ولی از قدرت تکوینی خود (معجزه) در امر حکومت و تشکیل و پاسداری آن استفاده نمی کند و این حضور مردم است که آن را بیمه می کند. پس مخالفت تعدادی خس و خاشاک و نیز چند رجل سیاسی و حتی مذهبی و یا مشابه انها خللی در حکومت ایجاد نمی کند. حق حکومت بر مردم از جانب خدا به ولی (پیامبر، امام، ولی فقیه اعلم و عادل ترین زمان) سپرده شده است. همان گونه که پیامبر برای افزایش مشارکت و نقش مردم، به تعبیری برای رشد مردم، به مردم نقش های مشورتی و اجرایی و حتی قضایی می داد، ولی فقیه زمانه ما نیز برای ایجاد حس مشارکت مردم در امور مختلف به آنها حق رای داده است و انها را وارد حکومت کرده تا بر اساس اسلام همه از یک زندگی خوب و سالم لذت ببریم!

    گفتنی ها از ولی فقیه و حکومت اسلامی و مردم فراوان است و وقت آزادی بیشتری می طلبد و همین فضای آرام که از حرفها برداشتهای سیاسی نشود و بهتر فهمیده شود.

    بعد التحریر:

     در بررسی بازدیدهای سایت وبلاگ پاورقی متوجه شدم، یكی این عبارت را سرچ كرده و این صفحه را مشاهده كرده: " آیا ولایت مطلقه فقیه به این معناست كه اگر رهبر گفت ماست سیاه است بپذیریم" از تعجب شاخ در آوردم! خوب یادم است كه مقام معظم رهبری در دیدار غدیر 84 به این مضمون گفتند كه اگر شما دانشگاهیان به نتیجه ای رسیدید، من رهبری در آن نظر علمی تان پیرو شما هستم. این مثال حرام شدن زن كه در بالا زدیم از باب لزوم ولایت پذیری بود به خاطر مشروعیت شرعی آن (و نه قانون اساسی و غیر آن) مثال آن هم مثلا وقتی است كه آن زنی كه با وی ازدواج كردیم، بفهمیم كه مثلا شوهرش زنده است، از محارم ماست و ... تبعیت غیرمنطقی و احمقانه از ولایت فقیه كه مبنایی ندارد و منظور كسی نیست جز آنانی كه ولایت فقیه را نمی فهمند و فقط به خاطر قانون اساسی به ولایت فقیه احترام می گذارند.

  • نظرات() 
  • سه شنبه 19 خرداد 1388

    چند وقت قبل مطلبی یادداشت علمی نوشتم با این نتیجه گیری که احمدی نژاد داره کشورهای مختلفی را براندازی می کنه (که لینکش در انتهای همین یادداشت علمی هست.). دوشنبه دکتر ابراهیم فیاض (جامعه شناس برجسته کشور که نظیرش را به تعبیری در کشور نداریم که در حوزه های مختلفی صاحب اندیشه و نظر تولیدی باشد) در دانشگاه امام صادق علیه السلام یک سخنرانی با موضوع عاملهای هویتی دولت احمدی نژاد داشته اند. به تعبیر دکتر فیاض، آن یادداشت مرا تایید و تکمیل کردند. البته علم گسترده ایشان کجا و من کجا؟! جملات ذیل، در جلسه نوشته شده. تماما برداشتهای شخصی من از حرفهای ایشان است. به ویژه کلمات و تعابیر. آنانی که فیاض را می شناسند، می دانند، فهمیدن حرفهای استاد هم کار چندان راحتی نیست. قصور و اشتباهات احتمالی از من است.


    تذکر: اگر حرفهای استاد را نفهمیدید، نباید رد کنید! بگذارید بعدا تامل کنید!
    تذکر: استاد گرجه به احمدی نژاد رای می دهند، به خاطر برخی مسائل که اشاره ای اجمالی به آن شده، نه پای بیانیه حمایت از موسوی را امضا کردند و نه احمدی نژاد.
    یک نکته در مورد بیانیه حمایت 70 جامعه شناس از موسوی: استادی از دانشگاه تهران داریم که هفته اول گفت 20 جامعه شناس و در هفته دوم گفت 70 تا. پرسیدیم که مگه تو دانشگاهتون چند تا جامعه شناس دارید؟! تازه بعضی ها مثل استاد فیاض و ... امضاء نمی کنن! گفت: نه اینکه همه جامعه شناس باشیم! منم که ارتباطات درس می دهم، امضا می کنم!

    چهار سال قبل گفتم: انتخابات آینده، انتخابات تئوری هاست.

    باید تئوری داد وگرنه نابود می شویم. گوش کسی در کشور پایین نیست.جامعه شناسانی که نامه حمایت از موسوی را امضا کردند، آبروی جامعه شناسی و  علم را آوردند پایین.

    ما بر اساس چهارجوب تئوریک به احمدی نژاد رای می دهیم.

    ما باید تئوری بسازیم.

    آقای احمدی نژاد ضد کلاسیسییم است و در دنیا همین گونه است. تئوری ها باید مبنای عمل و پشتوانه ریاست جمهوری باشد.

    من به عنوان کسی که در تفکراتم هنجار شکنی زیاد دارم ضد کلاسیسیم هستم. بنی صدر به کلاسیسیسم غربی معتقد بود. بنی رفت و کلاسیسیسم رفت. کمی بعد ما دچار کلاسیسیسم شدیم و باعث عقب نشینی شد. کلاسیسیسم نظامی در جنگ عامل شکست ما شد.

    اگر احمدی نژاد رای نیاورد، نقد کردن برای ما راحت تر است. البته اگر بیاورد هم شدید نقد می کنیم. کار ما دانشگاهیان نقد است.

    گویش و کنش دو تاست. می گفتند به شما حمله می کنیم ولی نکردند.

    من به عنوان یک دانشگاهی همراه احمدی نژاد هستم. احمدی نژاد در هم می شکند.

    تا کجا همراه احمدی نژادیم؟ شایعه درست کرده اند که می خواهد ولایت فقیه را نقد و رد کند!

    بحث کرده ایم که ولایت فقیه نمی تواند به استبداد منجر شود.

    ولایت فقیه در اسلام در اقتصاد مطرح شده. در باب بیع. ولایت فقیه بیعت است. سوپراستراکچری که نمی گذارد در کشور ما حتی رئیس جمهور ما مستبد شود، همان ولایت فقیه است. ولایت فقیه یک رای دارد.

    آقای مهاجرانی و نوری و دیگرانی که می خواستند ریاست جمهوری هاشمی را مادام العمر کنند، آن به استبداد منجر می شود. پوپر را بخوانید.

    آنانی که دنبال خاتمی و ... هستند دنبال استبداد هستند. آنانی که نمی خواهند ولایت فقیه را بپذیرند، دنبال استبداد هستند. دوره بنی صدر تا یک سال بعد جنگ مشکل داشتیم. ناامنی داشتیم. دوره خاتمی همین طور باشد، آرامش نداشتیم. می خواهند ولایت فقیه را از هم بین ببرند و این دموکراسی آنها این نتایج را خواهد داشت.

    بله به احمدی نژاد، بله به احمدی نژاد نبود. نه به آنها بود.

    دموکراسی موفق نیازمند به سوپر استراکچر ولایت فقیه است.

    مائو: ما نیاز به مارکسیسم محلی داریم. مائوئیسم شد. و قدرتمند ماند. در دوره سرمایه داری!

    دموکراسی موفق: باید کامن سنس شود که همه مردم فهم کنند.

    دموکراسی آمریکایی در چین: همه باید همدیگر را بخورند. جواب نمی دهد.

    سیستم ضد احمدی نژاد، تهران محور است. احمدی نژاد باید سفرهای استانی را بیشتر کند و حتی وزارتخانه ها پخش شود. آنان چون غربگرا هستند، تهران محور است. تهران مرکز مکنده ایران برای خارج است. که سرمایه را از کشور خارج می کند. در کتاب ایران آینده نوشتم که شهرهای شیراز و ... چه باید بشوند. نباید تهران کدخدا شود و تمام شهرها را چاپید.

    آن دموکراسی موفق است که این نظام ارتباطی را پی ریزی کند. دانشگاه تهران که کلاسیسیسم است. و نوآوری ندارد. کپی برداری همان طرف است. دانشگاه ما که خبری نیست. احمدی نژاد تنهاست. خودش تئوری می ریزد. خودش دارد این کار را می کند. این آقایون می خواهند رئیس جمهور ما را در حد مدیر کل کنند! مدیر کلی که حرفهای مدیر جهانی را اطاعت کند. مثل عربستان! ایران یکی از استانهای جهان.

    زنده باد احمدی نژاد که ما را از این ساختار خارج می کند. نباید تهران کشور باشد و بقیه... .

    در عصر اصلاحات مثل قاجار می گفتند، مملکت اصلاح نمی شه. احمدی نژاد دارد سیاستهای اصلاحی را اجرا می کند. (اقتصادی و ...)

    آنانی که در دوره خاتمی بودند، کجایند؟ رفتند خارج؟ در دوره بعد قاجار و پهلوی همین طور بود. اینجا پول جمع می کردند و می رفتند خارج می مردند. احمدی نژاد نمی خواهد مرکز-پیرامون بماند.

    20 کیلومتر کنار دوبی چه خبر است؟ بویی از تمدن نبرده است. در حالی که دوبی ...

    خیلی ها (خاتمی و هاشمی) می خواهند دوبی ایسم را به ایران بیاورند.

    یک فسلفه تاریخی (تئوری) با ریشه مذهبی نیاز داریم برای پیشرفت. هگل غرب را با فلسفه مسیحی خودش به جلو برد. ما باید با فسلفه مهدویت. نیوتن: مسیح 2046 برمی گردد. پشتوانه فیزیک کوآنتوم عرفان یهودی است.

    بهاییت دوره دوم خرداد اوج گرفت. که ما مهدویت ما را بشکند. مهدویت بزرگترین عامل پیش برنده تاریخ است. برید نقش افغانستان و عراق را در دوره ظهور بخوانید.

    بر اساس پیشرفت ما به عقلانیت می رسیم. مبنای احمدی نژاد عقلانیت فقهی است. عقلانیت ضد اشرافیگری است. هرجا که شرافت ذاتی باشد، ضد عقلانیت است. عقلانیت احمدی نژاد با اشرافیگری چپ و راست جور در نمی آید و این خط سوم، رفتن چپ و راست را نتیجه می دهد. چقدر از دکتراهای دانشگاه امام صادق و تهران سر کار رفتند. ساختارهای قدرت شکسته و متخصصین سرکار رفته اند.

    دانشگاه امام صادق که تئوری فقهی ریاست دانشگاه به احمدی نژاد می رسد، باید تئوری هایی برای احمدی نژاد تولید کند. احمدی نژاد با تئوری ضدکلاسیسیسم خودش، با ساختارهای داخلی و خارجی که به نفع ما نیست به مبارزه پرداخته. دموکراسی احمدی نژاد به سوپراستراکچر ولایت فقیه معتقد است که تنها همین نوع حکومت است که به استبداد منجر نمی شود و به عقلانیت می رسد.

  • نظرات() 
  • پاورقی را در پیام‌رسان ایرانی بله دنبال کنید filesell درباره من و وبلاگم

    آخرین مطالب



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد کل مطالب :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین روزآمد :

    اَبر برچسب‌های پاورقی



    قفسه؛ کوتاه‌نوشت‌های من درباره کتاب‌هایی که خوانده‌ام