...پاورقی فرهنگ و ارتباطات

حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات

جمعه 8 آبان 1388

مطالعه و معرفی کتاب در سال جاری: کتاب شماره 37

كتاب فرمانده محصول مشتركی از انتشارات سوره مهر و نشر شاهد است كه نهمین جلد از مجموعه قصه فرماندهان است كه بیش از یك و نیم میلیون نسخه تا كنون به فروش رفته است.

برای امثال من كه رویای بازگشت و انتقام گیری برادر حاج احمد متوسلیان را رویایی دوست داشتنی می دانیم، به كار بردن پیشوند "شهید" آن هم در روی جلد اصلا خوشایند نیست. برادر احمد بر می گردد... (خودتان داستان بازگشت حاج احمد را از فرودگاه امام خمینی تهران تصور كنید...)

این كتاب كه من چاپ پنجم آن (1387) را خواندم، نوشته حسین نیری است كه شاید فرار از موصل یا بزرگ مرد كوچكش را خوانده باشید.

حاج احمد متوسلیان

13 داستان كوتاه از زندگی مردی بزرگ، به زبانی ساده و روان در حجمی كوچك و مختصر. طراحی گرافیكی ندارد ولی خیلی خوب كه ندارد. حواس انسان را پرت نمی كند و تخیل را در ترسیم داستان آزاد می گذارد. باشد كه بیشتر به نكته های لطیف زندگی حاج احمد دقت كنیم.

در ضمن هیچ دلیل خاصی هم وجود ندارد كه تصور كنیم این كتابها برای كودكان و نوجوانان نوشته شده اند!

كتابشناسی:

فرمانده جدید (جلد نهم از مجموعه قصه فرماندهان)، حسین نیری، انتشارات سوره مهرو و نشر شاهد،‌تهران، 1387، 67 صفحه.

تذکر فرعی: این روزها اینترنت ندارم. این مطالب هم به صورت ارسال به آینده نوشته شده اند و مربوط به گذشته اند!

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 6 آبان 1388

    "شما كی می خوابید؟!"

    اصفهانی بود و رتبه 2 كنكور سراسری امسال بود و دانشگاه ما، دانشگاه امام صادق علیه السلام را برای تحصیل انتخاب کرده بود. آن هم رشته ای كه من در آن تحصیل می كنم: معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات. من هم از قضای روزگار شده بودم سرگروه او و دوستانش برای مباحثه های هفتگی درس اندیشه اسلامی (مقرری های طرح مطالعاتی شهید مطهری).

    "شما كی می خوابید؟"

    همان روزهای اول این سوال را از من پرسید.

    جواب من همان جمله طلایی برادر حاج احمد متوسلیان است، گرچه هنوز به او نگفته ام. شاید روزی خودش اینجا را بخواند.

    برادر احمد متوسلیان

    «بسیجی، آنجا انتهای افق است. من و تو باید پرچم خود را در آنجا، در انتهای زمین، برافرازیم. هر وقت پرچم خود را در آنجا زدی زمین، آن وقت بگیر و راحت بخواب.» (فرمانده جدید، ص 67)


    تذکر فرعی: این روزها اینترنت ندارم و این مطالب به صورت ارسال به آینده (خودکار) نوشته می شوند. شرمنده که امکان تایید و پاسخگویی سریع فعلا نیست. دعا کنید.

  • نظرات() 
  • پیشنهادهای من

    پاورقی را در پیام‌رسان ایرانی بله دنبال کنید filesell درباره من و وبلاگم

    آخرین مطالب



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد کل مطالب :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین روزآمد :

    اَبر برچسب‌های پاورقی



    قفسه؛ کوتاه‌نوشت‌های من درباره کتاب‌هایی که خوانده‌ام