تبلیغات
...پاورقی فرهنگ و ارتباطات - مطالب ابر مرتضی انصاری زاده
 
...پاورقی فرهنگ و ارتباطات
حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات
دیدار غدیر 84، 29 دی 1384به مناسبت ششمین سال‌گرد دیدار غدیر 84 دانشجویان و اساتید دانشگاه امام صادق علیه‌السلام با ولی معظم فقیه (+)

  • چرا آن پیش‌رفتی که در علوم مهندسی، پزشکی و صنایع ما پس از انقلاب صورت گرفت، در علوم انسانی به‌وجود نیامد؟!
  • اگر علم، نور است؛ چرا دانش‌آموختگان علوم انسانی، سراسر وجودشان گره دینی است؟!

این دو جمله، از کتاب «پشت کوه قاف: نقدی بر شورای عالی انقلاب فرهنگی» نوشته استاد حیدر رحیم‌پور ازغدی انتخاب شده است. درباره این کتاب اینجا بخوانید.

در همین باره: رمان آسمان شیشه‌ای نیست! (مطلب من در ماه‌نامه حیات+) و (مطلب من در هفته‌نامه پنجره+)





نوع مطلب: دانشگاه‌امام‌صادق‌علیه‌السلام، 
برچسب‌ها: علوم انسانی، علوم انسانی در ایران، انقلاب اسلامی، تنگه احد، تنگه احد انقلاب اسلامی، علوم انسانی؛ تنگه احد انقلاب اسلامی، دیدارهای رهبری معظم انقلاب اسلامی، دیدار غدیر 84، دانشجویان و اساتید دانشگاه اما مصادق علیه السلام، علوم مهندسی، علوم پزشکی، صنایع، انقلاب اسلامی ایران، علم نور است، نور، دانش آموختگان علوم انسانی، گره، گره دینی، دین و علم، علم و دین، آموزش علوم انسانی در ایران، نقد آموزش علوم انسانی در ایران، کتاب پشت کوه قاف حیدر رحیم پور ازغدی، نقد شورای عالی انقلاب فرهنگی، شورای عالی انقلاب فرهنگی، استاد حیدر رحیم پور ازغدی، کتاب رمان آسمان شیشه ای نیست مرتضی انصاریز اده، مرتضی انصاری زاده، رمان آسمان شیشه ای نیست، هفته نامه پنجره، ماهنامه فرهنگی سیاسی حیات بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام،
پیوندهای مرتبط:


این یادداشت در نشریه خبری تحلیلی پنجره شماره 118، شنبه 19 آذر 1390، منتشر شده است. لینک این مطلب در سایت پنجره (+)

درباره رمان «آسمان شیشه‎ای نیست!» مرتضی انصاری

با هم برویم ته چاه/ حمید درویشی شاهکلائی

«سال اول غروب جمعه دلش به هیچ کاری نمی‎رفت. بعد از مدتی غروب که می‎شد، دیگر دلش نمی‎گرفت و از این دل نگرفتن ناراحت می‎شد و نگران. می‎رفت به پارک کوچک کنار خوابگاه و سعی می‎کرد و حتی زور می‎زد که یک جوری همان حس غریب به‎سراغش بیاید. این اواخر هم که دیگر یا اصلا تفاوت روز‎ها را متوجه نمی‎شد و یا آخر شب یک دفعه به ذهنش می‎آمد که یک غروب دیگر هم گذشت... . »

سبک زندگی هر تمدنی جدای از پیش‎فرض‎‎ها و اصول فکری آن تمدن نیست و هر تمدنی هنگام برخود با سایر تمدن‎‎ها مجموعه‎ای را از خود عرضه می‎دارد که شامل همه‎چیز است، از غذایی که پیشنهاد می‎دهد تا شیوه تربیت فرزندان. در این مجموعه، جایگاه علوم، به‎ویژه علوم انسانی برجسته است. علوم انسانی هر تمدنی متأثر از نوع نگاه آن به هستی است و در مرحله بعد خود به نگاه افراد به هستی شکل می‎دهد و چرخه تولید و بازتولید را کامل می‎کند. در این داستان اختلافات ریشه‎ای سبک‎‎های مختلف زندگی دیده می‎شود که ارتباط تنگاتنگی با علوم انسانی دارند.

قصه از آن‎جا آغاز می‎شود که «حامد» در سرگردانی‎‎ها غرق است. هرچند اشاره مستقیمی به عامل این وضعیت نمی‎شود؛ اما با توجه به فضای داستان و زندگی کنونی او می‎توان به نقش پررنگ رشته تحصیلی‎اش رسید. استاد مسن حامد که اتفاقا دارای اعتقادات فردی مذهبی‎ست، به هنگام تدریس و بحث، خدا را کنار می‎گذارد و می‎گوید: «باید این فرض را بپذیریم که انسان موجودی مستقل و خود‎بنیاد است و سرنوشتش به‎دست خودش رقم می‎خورد و نباید چشم به‎جای دیگری بدوزد... این‎که برخی از امور توسط نیرو‎های جدای از انسان صورت می‎گیرد با روح برنامه‎ریزی سازگار نیست. به‎عنوان مثال در جامعه‎ای که اتفاقات را به خدا، جادو یا الهه‎‎ها نسبت می‎دهند؛ امکان برنامه‎ریزی وجود ندارد.» و تقابل این نوع نگاه با نگاه دینی به‎هنگام حضور حامد در مسجد به‎راحتی قابل‎مشاهده است: «... رفت عقب‎تر و تکیه به دیوار مسجد داد. یک صفحه قرآن خواندند و بعد دعا کردند: خدایا به برکت این قرآن موانع ازدواج جوانان را رفع بگردان، توطئه‎‎های دشمنان را به خودشان برگردان، همه مریض‎‎ها را شفا بده. برایش جالب بود که از خدا این همه تأثیر در عالم می‎خواستند. ذهنش شروع به اشکال گرفتن کرده بود...»

همگان اذعان دارند که هر سبک زندگی مجموعه‎ای از باید و نباید‎‎ها را با خود دارد؛ اما نکته مهم آن است که حدود باید و نباید‎‎ها را چه‎چیزی تعیین می‎کند. ملاک درست و غلط چیست؟ خواست خدا یا خواست بشر؟ دستور خدا یا رضایت طرفین؟ نباید به صرف اشتراک ظاهری بعضی رفتار‎ها حکم به نزدیکی سبک‎‎های زندگی داد. اندیشه‎‎های بشر خود‎بنیاد به او یاد داده به‎خاطر خود‎پرستی گاهی به رفتار‎های به ظاهر نیک روی بیاورد. «... با لحنی که انگار دارد تأسف می‎خورد گفت: «می‎شه الان با یه ذره کمک، نذاریم این گدا تبدیل به دزد بشه؛ وگرنه اون موقع چند برابر این کمک بهمون ضربه می‎زنه. حتی می‎شه به مردم فهموند که این کمک براشون یه‎جور سوده و آموزش‎شون داد که به این آدم‎‎ها کمک کنند.» تعجب کرد. بیشتر از تعجبی که تا آن موقع با شنیدن حرف‎‎های سارا و حتی از لبخند‎های خودش تجربه کرده بود...» الگوی هر سبک زندگی به واقع جهت‎دهنده بقیه قسمت‎‎ها است. داستان پایانی باز دارد و سرگردانی حامد وارد مرحله جدیدی می‎شود و به نوعی مخاطب را متوجه انتخاب‎‎های پیش‎رویش در زندگی می‎کند. اما کم نیستند کسانی‎که افق سبک زندگی خود را ناآگاهانه انتخاب کرده‎اند. مانند استاد حامد که حاضر است حتی به ته چاه غرب برود، چون در این کار هم آن‎‎ها تجربه بیشتری از ما دارند: «استاد انگار که حرفی تکراری شنیده باشد، سریع گفت: اگه اونا خودشون رو انداختن تو چاه، من هم خودم رو می‎اندازم. می‎دونین چرا؟ چون اونا 400 سال از ما جلوترن... چون اونا برای همین کارشون هم کلی دلیل و برنامه‎ریزی دارن. اگه اونا الان ته چاهن و ما با این وضعیت‎مون سر چاهیم، من ترجیح می‎دم ته چاه باشم. چند نفری خندیدند.»
آسمان شیشه ای نیست مرتضی انصاری زاده

  • یادداشت مرتبط من در ماه‌نامه فرهنگی سیاسی حیات، شماره 58 (+)
  • مصاحبه نویسنده با خبرگزاری ایکنا (+)
  • مشکل علوم انسانی، رابطه دختر و پسر نیست (+)
  • قصه به بهترین شکل ممکن تموم می شه (+)
  • شکهای همیشگی (یادداشت روزنامه خراسان) (+)




نوع مطلب: یادداشت‌های علمی، جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی، دانشگاه‌امام‌صادق‌علیه‌السلام، معرفی كتاب و مجلات، یاداشت‌های منتشر شده، 
برچسب‌ها: مجله خبری تحلیلی پنجره، هفته نامه پنجره، نشریه پنجره، مجله پنجره، هفته نامه پنجره شماره 118، آذر ماه سال 1390، آذر ماه، سال 1390، سایت مجله پنجره، رمان، رمان آسمان شیشه ای نیست!، رمان آسمان شیشه ای نیست مرتضی انصاری زاده، کتاب رمان آسمان شیشه ای نیست! مرتضی انصاری زاده، مرتضی انصاری زاده، یادداشت با هم برویم ته چاه، بخشی از رمان آسمان شیشه ای نیست مرتضی انصاری زاده، نگاه تمدنی به کتاب رمان آسمان شیشه ای نیست مرتضی انصاری زاده، نگاه تمدنی به سبک زندگی، سبک زندگی، تمدن، پیش فرضها و اصول فکری، تمدن شناسی، فرهنگ شناسی، شیوه تربیت فرزند، علوم، علم، جایگاه علم در تمدن، علوم انسانی، جایگاه علوم انسانی در تمدن، رابطه علوم انسانی و هستی شناسی، حامد آسمان شیشه ای نیست، نقش پررنگ رشته تحصیلی در سبک زندگی، برنامه ریزی، انسان خود بنیاد، سرنوشت انسان، فرد و جامعه، جادو، الله ها، خدا، مسجد، تاثیر خدا در عالم، گدایی، سارای آسمان شیشه ای نیست، پایان داستان آسمان شیشه ای نیست، غرب، غرب گرایی، غرب زدگی، آموزش علوم انسانی در ایران،
پیوندهای مرتبط:


یادداشت ذیل، در شماره 58 ماهنامه حیات (+)، نشریه بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام (+) چاپ شده است.

ادبیات داستانی و علوم انسانی

معرفی کتاب آسمان شیشه ای نیست

به قلم حمید درویشی شاهکلائی

دانشجوی کارشناسی ارشد معارف اسلامی، فرهنگ و ارتباطات

www.PavaraQi.ir

hdarvishie@gamil.com

کتاب رمان آسمان شیشه ای نیستمدتها پیش و قبل از چاپ بود که آن را خواندم، با خطی بد و جوهری کمرنگ و در کاغذ کلاسور. اما آنقدری برایم جاذبه داشت که نگذارمش زمین.

رسم است که در ابتدای معرفی کتاب خلاصه ای از آن گفته شود، خلاصه ای لابد بی هیچ جانبداری و  تنها به صورت چکیده ای از داستان. اما به گمانم خیلی وقت ها جانبدارانه ترین قسمت معرفی همین خلاصه است.

شاید یکی بگوید قصه مریم و سارا و عشقی مثلثی است یا شاید آنی که تازه از شهری به شهر دیگر رفته بگوید داستان سردرگمی مهاجران است و دیگری که تحصیلاتی فلسفی دارد بگوید " نه آقا... قصه قصه تفاوت جهان بینی ها و نگرش هاست. شاید یکی هم بگوید داستانی که این قدر مختلف تفسیر شود لابد مغشوش است و عیبی در کار می باشد.

اما به گمان بنده این همه تفسیر پذیری از نکات مثبت کتاب است و اگر قرار باشد که آن چه می خواهد بگوید و به آن چه می خواهد برسد واضح باشند دیگر داستان نمی شد و تبدیل به متنی چارچوب دار و مقاله وار می گردید.

 و اما خلاصه جانبدارانه من:

 جوانی به نام حامد با اعتقادات مذهبی پای به رشته ای از رشته های علوم انسانی می گذارد. پس از مدتی دچار شک و تردید در اعتقادات خود می شود که ظاهرترین نمود آن در زندگی روزمره، انتخاب بین مریم و سارا می باشد.

باز هم می گویم که این خلاصه ای جانبدارانه است به این دلیل که خود دانشجوی علوم انسانی هستم و به این دلیل که آدمهای این مدلی را زیاد دیده ام. شاید بهترین گواه بر این خلاصه جانبدارانه، کلاس درس حامد و استاد مسن او باشد. آن جا که می گوید: " نحیف بود و استخوانی. ریش سفید کوتاهی داشت و موهای وسط سرش ریخته بود. از یک طرف قبل از انقلاب به خاطر برپایی نماز جماعت در دانشگاه تحت فشار قرار می گرفت و از خاطرات آن می گفت و هنوز هم نماز اول وقتش ترک نمی شد و از طرفی دیگر قصاص را عملی غیر انسانی می دانست."(ص 85)

داستان سعی کرده در لابه لای اختلافات " طرفهای ذهن" و وقایع روزمره تفاوت بینش ها و ریشه آن را نشان دهد. قطعا چنین قصدی با سختی هایی همراه است و این سختی ها موجب ارزش کتاب می شود...

در نقد کتاب باید به دو مطلب اساسی توجه کرد. یکی آن که با داستان طرفیم و داستان الزاماتی دارد که شاید برای کسی که تمام توجه و مطالعات خود را صرفا مصروف کتب علمی صرف کرده خوشایند نباشد. شاید یکی بگوید مثلا فلان چیز خوب جا نیفتاده یا ناقص در باره اش صحبت شده که بنده اکثر آنها را به حساب الزامات داستان می گذارم.

دیگر آن که این برای اولین بار است که یک دانشجوی دانشگاه امام صادق علیه السلام، کتاب رمان چاپ می کند. مرتضی انصاری زاده، دانشجوی دوره سوم کارشناسی ارشد پیوسته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات (کد 84)، اولین امام صادقی است که دشواری های علوم انسانی را وارد ادبیات داستانی می کند.

من این کتاب را از جمله معدود کتابهایی در عرصه ادبیات می بینم که به قصد نقد علوم انسانی نگاشته شده. کاری جدی در دوره ای که متاسفانه برخی شعارها و عنوان ها ممر درآمد عده ای شده است.

در پایان ذکر چند نکته برای استاندارد و کلاسیک نشان دادن این معرفی: زاویه روایت به گمان بنده دانای کل محدود است و می توان اثر را داستانی درونگرا دانست. این کتاب را انتشارات سپیده باوران با قیمت 4400 تومان در دویست صفحه روانه بازار نشر کرده است.






نوع مطلب: معارف‌اسلامی‌وفرهنگ‌وارتباطات، جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی، دانشگاه‌امام‌صادق‌علیه‌السلام، معرفی كتاب و مجلات، یاداشت‌های منتشر شده، 
برچسب‌ها: مرتضی انصاری زاده، کتاب رمان آسمان شیشه ای نیست! مرتضی انصاری زاده، کتابهای رمان، کتابهای ادبیات داستانی، کتابهای علوم انسانی، ماهنامه حیات، نشریه بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام، بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام، ماهنامه حیات شماره 58 مهر 1390، یادداشت ادبیات داستانی و علوم انسانی، معرفی کتاب آسمان شیشه ای نیست، علوم انسانی، رمان دینی، ادبیات دینی، اولین رمان امام صادقی، نقد علوم انسانی، نقد داستان،
پیوندهای مرتبط:


این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.




نوع مطلب:
برچسب‌ها:
پیوندهای مرتبط:


    اشاره:

    مشکل ما سه راه حل دارد: خواندن، خواندن و خواندن. البته راه حل چهارمی هم وجود دارد که آن هم خواندن است. مطالعه را به برنامه روزمره زندگی خود وارد کنید. -نقل به مضمون از دکتر حسن رحیم پور ازغدی

    معرفی کتابهای مطالعه شده در سال جاری: پنجاه و پنجمین کتاب

    عنوان کتاب:

    کتاب جامعه، دولت، شهرنشینی: تفکر جامعه شناختی ابن خلدون

    ابن خلدون

    این کتاب نوشته فواد بعلی و ترجمه استاد عزیزمان، دکتر غلامرضا جمشیدیهاست که دو ترم قبل درس "مطالعات اجتماعی در فرهنگ اسلامی" را با ایشان گذراندم. این کتاب یکی از منابع امتحانی این درس بود که به بررسی اندیشه جامعه شناختی ابن خلدون، این جامعه شناس مسلمان می پرداخت. خاطرات خوشی از آن کلاس با دانشجویان کد 83 فرهنگ و ارتباطات برایم باقی مانده است. کاری که استاد برای مجاهدان غزه انجام داد، یادداشتی از من که مورد تقدیر استاد و بچه ها قرار گرفت، نمره 7 از 6 در امتحان میان ترم، حضور موفق و پررنگ ما هشتاد و چهاری ها -من، وحید صابری و مرتضی انصاری زاده-در کلاس هشتادوسه ای هاو ...

    ابن خلدون در مقدمه کتاب تاریخ خود -العبر-، علم جدیدی که امروزه جامعه شناسی نامیده می شود -علم عمران- را بنیان نهاد. البته این یکی از دیدگاههای موجود است. نکته دیگری که درباره ابن خلدون نباید فراموش کرد اینست که گرچه او مسلمان بود، لزوما نظریاتش اسلامی نیست! بین جامعه شناس مسلمان و اسلامی تفاوت هست. مثلا دکتر شریعتی یک جامعه شناس مسلمان بود ولی جامعه شناسی اسلامی درس نمی داد -نداریم که درس بدهد.- آنچه که به عنوان جامعه شناسی اسلامی عرضه می شود هم تنها نقدهای معرفت شناسانه و روش شناسانه به جامعه شناسی غربی است که مشابه آن از سوی خود غربی ها هم انجام می شود.

    اگر کسی اهل کار علمی است، این یکی از نقطه های آغاز است: به سوی جامعه شناسی اسلامی.

    از خود کتاب:

    این کتاب یک مشکل بزرگ داشت و این که تلاش می کرد که بگوید که ابن خلدون خیلی شبیه پیشگامان جامعه شناسی است! در حالی که باید برعکس می بود!

     نکات جالبی هم استاد جمشیدیها -استاد ما و رئیس دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران- در مقدمه شان بر این کتاب نوشتند که حتما باید مورد توجه خوانندگان کتاب قرار گیرد.

    کتابشناسی:

    فواد بعلی، جامعه دولت شهرنشینی تفکر جامعه شناختی ابن خلدون، ترجمه غلامرضا جمشیدیها، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1382.






نوع مطلب: یادداشت‌های علمی، معارف‌اسلامی‌وفرهنگ‌وارتباطات، جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی، دانشگاه‌امام‌صادق‌علیه‌السلام، معرفی كتاب و مجلات، 
برچسب‌ها: جامعه، دولت، شهرنشینی، تفکر جامعه شناختی ابن خلدون، فواد بعلی، دکتر غلامرضا جمشیدیها، درس "مطالعات اجتماعی در فرهنگ اسلامی"، جامعه شناسان مسلمان، دانشجویان کد 83 معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، غزه، امتحان میان ترم، دانشجویان کد 84 معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، خاطرات دانشجویی، ابن خلدون، مقدمه ابن خلدون، کتاب تاریخ العبر، علم جامعه شناسی، علم عمران، جامعه شناس اسلامی، دکتر علی شریعتی، جامعه شناسی اسلامی، نقدهای معرفت شناسانه و روش شناسانه به جامعه شناسی غربی، پیشگامان جامعه شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، انتشارات دانشگاه تهران، وحید صابری، مرتضی انصاری زاده،
پیوندهای مرتبط:




درباره وبلاگ

*وب‌نوشت حمید درویشی شاهکلائی،
*متولد شیرگاه (سوادکوه شمالی) مازندران،
*دانش‌آموخته دوره سوم کارشناسی ارشد پیوسته رشته «معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات» دانشگاه امام صادق علیه السلام.
*دانشجوی پنجمین دوره دکتری فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه‌السلام.
*اولین «رتبه یک» کنکور سراسری دکتری علوم ارتباطات (1390).
*مؤسس قرارگاه نشریات حیات و سردبیر سابق ماه‌نامه فرهنگی سیاسی حیات، نشریه بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام، سال بیست و یکم و بیست و دوم.
*معاون سابق آموزش و معاون سابق ارتباطات مرکز آموزش‌های مجازی بسیج مستضعفین
*پژوهش‌گر برتر مرکز مطالعات راهبردی تربیت اسلامی (1394)
*با افتخارتر از همه: برادرزاده سردار سپاه اسلام، پاسدار شهید برزو درویشی.
* وبلاگ پاورقی فرهنگ و ارتباطات به متن‎‌ها و حاشیه‌های فرهنگ و ارتباطات با اولویت انقلاب اسلامی و علاقه نویسنده می‌پردازد.

مدیر وبلاگ : مدیر وبنوشت
پیوندهای روزانه
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین روزآمد :