تبلیغات
...پاورقی فرهنگ و ارتباطات - مطالب ابر مهدی یوسفی

...پاورقی فرهنگ و ارتباطات

حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات

دوشنبه 28 اردیبهشت 1394

کتاب «علم زور» نوشته کریستوفر سیمپسون داستان شکل گیری این علم زور را به شکل مستند روایت می‌کند. این کتاب نقش سی آی ای و وزارت دفاع و دیگر آژانس‌های امنیتی و اطلاعاتی و تبلیغی ایالات متحده در تکامل و شکل گیری حوزه ارتباطات بررسی می‌کند و ارتباط وسیع این حوزه با جنگ روانی و پروپاگاندیستی را می‌کاود که ....
جلسه رونمایی از کتاب (علم زور: پژوهش ارتباطی و جنگ روانی 1945_1960 نشر آرما) نوشته ک. سیمپسون، ترجمه محسن بدره و مهدی یوسفی، سه شنبه 29 اردیبهشت، ساعت (11_13) دانشگاه امام صادق، سالن شهید مطهری، با حضور پروفسور منوچهر آشتیانی و دکتر فؤاد ایزدی.
علم زور: (ارتباط پژوهی و جنگ روانی، 1945 تا 1960)
خرید اینترنتی کتاب به مبلغ 11 هزار تومان: پاتوق کتاب فردا


پی‌نوشت بی‌ربط: علی‌رغم روزآمدنشدن‌ها و بی‌نظمی در انتشار مطالب، در ماه گذشته، متوسط بازدید روزانه از پنج هزار فراتر رفته است. بازدید کل وب‌نوشت هم به پنج میلیون نزدیک شده است. یادش بخیر، یک زمانی چقدر این‌ها برای من و دیگران مهم بود.

  • نظرات() 
  • شنبه 12 شهریور 1390

    دوره های علمی پژوهشی دعوت مدرسه تابستانی فرهنگ و ارتباطاتآقای مهدی یوسفی، دوست خوب و باسوادی است. چند ترم، این افتخار را داشتم که سرگروه درسهای اسلامی مان باشد. نقش او در پرورش علمی و اجرایی دانشجویان کدهای پایین تر رشته فرهنگ و ارتباطات، بیش از هر جای دیگری در دانشکده و دانشگاه است.
    تلاشهای او در برپایی و تداوم دوره های علمی دعوت، که امسال نام مدرسه تابستانی summer school را به خود گرفته است، بخشی از خاطرات بدنه دانشجویی کدرشته های 83 تا 88 را تشکیل می دهد. او هم اینک در یک مدرسه تابستانی در لیسبون پرتقال به سر می برد و از همان جا یک یادداشت در وبلاگ شخصی اش (
    +)، برای دوره دعوت نوشته است.
    مهدی چند نکته را مد نظر قرار داده است که دیگر لازم نیست من درباره آنها بنویسم:
    1- تداوم دعوت، موجب خوشحالی برای بدنه دانشجویی است.
    2- دعوت، اولین مدرسه تابستانی در حوزه علوم اجتماعی است و به زودی می توانیم از اعتبار جهانی این دوره صحبت کنیم. (نکته ای که دکتر فیاض در سال گذشته، از آن با عنوان کنگره های سالانه یاد کرد.)
    3- دعوت، یک دوره دانشجویی است و به بدنه دانشجویی تعلق دارد. وابستگی و تحمیل نظرات خارج از بدنه دانشجویی، بر دوره، جریان انحرافی است. هیچ کس از بیرون دوره، نباید برای دوره تصمیم بگیرد.
    4- دعوت، یک سنت است. دعوت، درست شد تا دانشجویان فرهنگ و ارتباطات، هر سال، جایی داشته باشند تا دور هم باشند و به بازپروری خویش بپردازند و رشد کنند.
    5- مدیریت دعوت و محتوای آن، در حال گذار به نسل های جدید است. دعوت، مطابق نیازها به روز می شود.
    من فقط خواستم  یک سری موارد را صریحتر از مهدی عزیز بیان کنم. فلش تبلیغاتی دوره دعوت را هم ببینید. سایت دوره دعوت هم در زمینه خبرهای دوره خوب کار می کند: www.dawat.ir


          

  • نظرات() 
  • دوشنبه 17 مرداد 1390

    چهار سال پیش، به همت بچه های فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه السلام، با تلاش ویژه آقایان مهدی یوسفی و محسن بدره، دوره های علمی و پژوهشی دعوت شکل گرفت. دوره های یک هفته ای تابستانی برای مباحثی که در برنامه درسی مورد غفلت واقع شده اند یا ...
    اولین دوره علمی پژوهشی دعوت
    جهاد علمی دعوت برکات زیادی داشت. بعد از برگزاری دوره اول به این نتیجه رسیدیم که صرف دور هم جمع شدن بچه ها در تابستان، حتی اگر کلاس و سخنرانی هم نباشد، و تنها به مباحثه های آزاد و اختیاری بسنده شود، بسیار مفید است. در طول سال، واقعا کلاسهای درس، و بعضا تکالیف آنها، مانع بزرگی در پیشرفت علمی بچه ها محسوب می شود و درست در تابستان، وقتی این مانع برداشته می شود، بچه ها هم بایستی دانشگاه را ترک کنند!

    چهارمین دوره دعوت، امسال، سیزدهم تا هجدهم شهریور، با حضور دانشجویان، پژوهشگران و علاقمندان به حوزه فرهنگ و ارتباطات، با موضوع مهندسی فرهنگی با دعوت از اساتید بنام و مسئولان متخصص برگزار می شود. برای ثبت نام تنها چند روزی وقت باقیست. www.dawat.ir

    مطالب مرتبط با دوره دعوت در وبلاگ پاورقی فرهنگ و ارتباطات:

  • نظرات() 
  • جمعه 20 خرداد 1390

    تیتر دوم: آزمون سراسری دکتری علوم ارتباطات همان آش و همان کاسه

    امسال، اولین سال آزمون سراسری دکتری است. استقبال از مطلب حاشیه ها و نکته هایی از اولین تجربه ام در آزمون دکتری ارتباطات انگیزه نوشتن نکاتی درباره اولین مصاحبه دکتری ارتباطات به شیوه جدید است که نوزدهم خرداد در دهکده المپیک (دانشگاه علامه طباطبایی) برگزار شد:

    توضیح: به نظر می رسد در شیوه جدید هر سال بین 5 تا 10 نفر فرصت تحصیل در مقطع دکتری ارتباطات یکی از 4 دانشگاه (تهران، علامه طباطبایی، امام صادق علیه السلام و باقرالعلوم قم) را پیدا کنند. امسال نوبت دانشگاههای علامه و باقرالعلوم بود که دکتری برگزار کنند. دانشگاه باقرالعلوم ظاهرا بنا دارد صرفا از طلبه ها دانشجوی دکتری بسازد ولی از دانشجوها نه. به این ترتیب برای مرحله دوم آزمون نیمه متمرکز دکتری، یعنی مرحله مصاحبه، دانشگاه علامه طباطبایی برای 5 نفر ظرفیت خود، شاهد رقابت 25 داوطلب بود.

    سهم دانشگاه امام صادق در آزمون شفاهی دکتری ارتباطات علامه: تنها دو نفر
    امسال تنها سه امام صادقی برای مصاحبه به دانشگاه علامه طباطبایی دعوت شدند. من، محمد رضا برزویی (دانش آموخته کد 82) و یکی دیگر که فکر کنم صلاح نیست اسمش را ببرم. نفر سوم در مصاحبه شرکت نکرد. تعداد کم دانشجویان دانشگاه امام صادق در مقطع لیسانس، تمایل برخی از آنها به شرکت در آزمون رشته های دیگر (علوم تربیتی، علوم اجتماعی)، ضعف در سوالات تستی و ... احتمالا از موارد تاثیرگذار بوده است تا سهم کمی دانشجویان امام صادق کم باشد. در همین جا قبولی هم اتاقی عزیزم، محمد جواد نوروزی اقبالی در رشته علوم تربیتی را تبریک می گم.

    این تصویر آقا حمید گل، خوش تیپ ترین پسر دنیاستبا همین ظاهر بری، ردّی!
    من معمولا کت نمی پوشم. یکی از اساتیدمان گفت: کت بپوش! با همین ظاهر (ریش، بدون کت و ...) رد خواهی شد. استاد دیگری هم تاکید کرد که حداقل ریشم را کمی کوتاه کنم.

    درباره ریش: شما مرا می شناسید. ما هیچ گاه از آرمانهایمان کوتاه نخواهیم آمد انشاء الله. ریش هم جزء آرمانهای ما نیست! اما آدمی به لاغری من اگر ریشش را کوتاه کند، بدجوری لاغر و زشت به نظر می رسد! به خاطر دقت در همین مسائل است که به من می گویند: «خوش تیپ ترین پسر دنیا!» نکته دیگر اینکه: اگر دین ندارید، در دنیاتان آزاده باشید!

    در مورد کت: این مساله ریشه در ظاهرگرایی شدید ما ایرانی ها دارد که پدرمان را درآورده است! فرهنگ گاهی مقابل طبیعت می ایستد. اما گاهی این ایستادگی حماقت است. آدم عاقل تو هوای طبیعی گرم خرداد تهران، کت نمی پوشد. این ظاهرگرایی جز حماقت معنی دیگری ندارد. از یک طرف تو اوج گرما کت بپوشیم، از اون طرف هم درجه سردی کولر را بیشتر کنیم و مصرف انرژی را ببریم بالا! شعور برخی اساتید دانشگاهی ما و مسئولین ما در همین قدر است! (گاهی بدجوری دلم می سوزد! طرف تو اتاق خودش نشسته، در هم بسته است ولی کتش را در نمی آورد.)

    به هر حال، حفظ ظاهر، به ویژه شیک پوشی برای حضور در مصاحبه دانشگاه های تهران و علامه ظاهرا مهم است. برخی آن را نشانه احترام به استاد تلقی می کنند. گرچه از نظر من، حماقت است یا دو رویی یا ....  احترام به استاد هم این است که کارهای علمی ایشان را ادامه بدهید و تکمیل کنید.


    هم اکنون به فکر رزومه خود باشید! فردا دیر است...
    با توجه به حذف سهم نمره کتبی در قبولی دکتری، رابطه های شما با اساتید که در رزومه هاتان جلوه گر است، سهم بسزایی در قبولی شما خواهد داشت. رابطه خوب و مقاله های بیشتر مطلوب است.
    شما مرا می شناسید! ...
    این تصور هم که رقبای شما رزومه قدرتمندی دارند از اساس باطل است.

    برای همه فعالیتهای علمی تان، بروید مدرک جور کنید. امضا بگیرید. اگر مدرکش را تحویل ندهید، امتیازی به شما تعلق نمی گیرد. (من تصور می کردم تنها برای مقاله ها باید مدرک نشان داد!)

    بشناسید با کی، کجا، چه جور آدمایی طرفید!
    قبل از مصاحبه به سایت دانشگاه و دانشکده و گروه مربوطه مراجعه کنید تا هیئت علمی و رزومه آنها را بشناسید. (اگر نمی شناسید.)
    اگر مدارک خاصی یا نکته خاصی هم باشد در سایت می نویسند. به ویژه در مورد زمان مصاحبه.

    حتما آدرس محل مصاحبه را چک کنید و از چند نفر بپرسید چه جوری می رسید اونجا.  خوشبختانه با اطلاعات درستی که دوستان دادند، راس ساعت هفت و نیم (همان ساعتی که در سایت نوشته بودند.) رسیدم.

    سلامت باشید!
    شب قبل مصاحبه، به موقع بخوابید! خواب سر شب در موفقیتهای شما موثر است. صبح به موقع بیدار شوید. همه چیز را دوباره چک کنید.

    چای از مخدرات است. (انتظار ویتامین و پروتئین از آن نداشته باشید.) آرامش بخش است. متاسفانه امسال خوابگاه ما مشکل آب جوش دارد. نشد چای بخورم و سرم داشت می ترکید!

    یک دوست، یک آشنا، یک هم صحبت
    آقای برزویی در میان تعدادی از داوطلبان قبل از من رسیده بودند. آقای برزویی سومین سرگروه درس اندیشه اسلامی (طرح مطالعاتی مقرریهای شهید مطهری) من بود. ما هم اعضای گروه خوبی بودیم و دو ترم رابطه سرگروه و گروه ادامه داشت. در آزمون کتبی، نمره تراز آقای برزویی حدود نه هزار بود. نمره خوبی بود ولی دیگر به کار نمی آمد!

    کمی سر و گوشتان بجنبد! از اکثریت کورکورانه پیروی نکنید!
    از جمع جدا شدیم. گوشه ای نشستیم. در مورد مسائل مختلف صحبت کردیم. آقای برزویی از دانشکده پرسید. (ایشان ترم قبل دفاع کردند.) به امید پیدا کردن بوفه رفتیم دوری در اطراف بزنیم که فهمیدیم یه جایی هست که باید مدارک را تحویل بدیم و منتظر شیم نوبتمون بشه. به این ترتیب من دومین نفری بودم که مدارکم را تحویل دادم و دومین مصاحبه شونده من بودم!

    مکالمه دانشگاه تهرانی ها
    به مکالمه دو داوطلب حاضر در محل هم توجه کنید:
    -: دانشگاه ما که از اینا نمی گیره. اینا هم که از ما نمی گیرن. (ترجمه روان: در مصاحبه شفاهی دکتری ارتباطات دانشگاه تهران، دانشجویان علامه قبول نمی شوند. متقابلا دانشگاه علامه هم دانشگاه تهرانی ها را قبول نمی کند!) حالا امام صادقی ها ممکنه قبول شن ولی ما نه.
    -: به هر حال، مصاحبه تجربه خوبیه!

    چه کسانی و در چه دانشگاهی قبول می شوند؟
    در تکمیل مکالمه آنها: دانشگاه امام صادق علیه السلام تقریبا از هیچ کدام از آنها نمی گیرد! زیرا آنها دانش کافی برای قبولی در آزمون کتبی معارف اسلامی دانشگاه امام صادق علیه السلام را ندارند. هیچ امام صادقی هم در رشته ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی قبول نشده است. دانشگاه تهران هم در سه دوره گذشته دکتری خود، تنها از میان فارغ التحصیلان ارشد خود دانشجوی دکتری پذیرفته است. البته در سال گذشته حسین سرفراز و مهدی یوسفی از دانشگاه امام صادق با حضور موفق در آزمون کتبی که نفرات اول و دوم شدند توانستند وارد دوره دکتری شوند. (آزمون کتبی 50 درصد موثر بود و از 50 درصد شفاهی هم آنها نمره مطلوبی گرفتند.)

    از کاربندی تا کارمندی
    از اخلاق خوب کارکنان آنجا (از انتظامات دم در تا اون خانمهایی که مدارک را تحویل می گرفتند یا آبدارچی ها و ...) تشکر می کنم. شناسنامه نداشتم، کارت ملی قبول کرد. مدرک لیسانس نداشتم، گیر نداد. (ما ارشد پیوسته هستیم و هیچ گاه مدرک لیسانس به ما نمی دهند.) ریز نمرات نیاورده بودم گفت تا هفته یک آینده بیار.
    خوب است کارمند نقش خود را بفهمد. بداند که کارمندی به معنی کاربندی نیست. کارمند نباید کار را بند بیاورد. بلکه باید کمک کند تا کار پیش برود.

    مصاحبه کنندگان دکتری ارتباطات علامه
    برخی شان حدود نیم ساعت دیر آمدند! من دومین نفر بودم. 4 نفر اون طرف میز بودند. سه تاشون را می شناختم. (آقایان استاد کیا (مدیر گروه)،
    رحمان سعیدی (معاون آموزشی) و نقیب السادات.) نفری یکی دو سوال علمی پرسیدند. اونی که نمی شناختم خیلی خوش برخورد بود. (دقیقا معنی این جمله این است که سه تای دیگر گویا با خودشان هم قهر هستند!)

    سوال از موضوع پایان نامه
    وقتی عنوان پایان نامه ارشدم را گفتم، همه آنها به فکر فرو رفتند. به نظرم کمی فرصت تجزیه و تحلیل لازم داشتند تا بتوانند بفهمند که «آموزش فرهنگ پایداری به نوجوانان: تحلیل محتوای کتب درسی علوم انسانی دبیرستان» یعنی چه تا بر اساس آن سوال بپرسند.

    سوالها بیشتر مرتبط با پایان نامه بود. پایان نامه ارشد و تزی که تز دکتری من خواهد بود.

    سوالهای آسان علمی
    سوالهای علمی خیلی ساده و آسان بود. قبلا هم نوشتم که با سوال آسان می شود تفاوت آنی که درس خوانده و آنی که نخوانده را فهمید اما نمی توان تفاوت آنی که کم و سطحی خوانده با آنی که زیاد و عمقی خوانده را فهمید.

    سوالهای علمی درباره نظریه هنجاری رسانه ها و روش تحلیل محتوا بود. یک سوال هم بود که من نفهمیدم از کجا به ذهن طراح آن خطور کرد: تکنولوژی خوبه یا بد؟!

    کل فرآیند مصاحبه شاید یک ربع هم طول نکشید! این می تواند معنی دار باشد یا نباشد. (معنی1: ردّی! معنی2: دکتری که می گفتن به همین آسونیه!)

    سوال سیاسی هم نپرسیدند. البته هر سوالی بار ارزشی سیاسی دارد. بنابراین جوابهای سیاسی گرفتند!


    درباره روش جدید آزمون دکتری در راستای برقراری عدالت آموزشی

    با تشکر از زحمات وزارت علوم که سعی در قانونمند کردن پذیرش دانشجو در دکتری دارد:
     در سیستم جدید، نظر نهایی و مهم را دانشگاه برگزار کننده دکتری می دهد. یعنی ممکن است نفر اول مرحله کتبی، در مصاحبه رد شود.

    سوالهای آسان یعنی برخورد گزینش سلیقه ای
    اگر هدف نیمه متمرکز کردن آزمون دکتری این بود که نقش دانشگاهها کمرنگ شود تا عدالت آموزشی محقق شود، به نظر می رسد باید سهم 50 درصدی آزمون کتبی احیا شود. واگذاری صد در صد پذیرش به مرحله مصاحبه عادلانه نیست. دیدیم که با این سوالهای آسان، ارزیابی علمی محقق نمی شود. بی شک نظر اساتید دانشگاه برگزارکننده دکتری مهم است و باید لحاظ شود اما این که 4 نفر تصمیم بگیرند که چه کسانی دکتری بخوانند، عادلانه نیست. بهتر است 50 درصد سهم آزمون کتبی باشد، 50 درصد هم نظر مصاحبه کنندگان. باید راه را بر گزینش سلیقه ای بست.

    دعوت پنج برابر ظرفیت برای دکتری رشته ارتباطات اشتباه محض است
    در مورد رشته هایی مثل ارتباطات که یکی دو جا بیشتر نمی گیرند، دعوت از 5 برابر ظرفیت اشتباه است. چون دانشگاه برگزار کننده اولویت را با پذیرش دانشجویان خود می گذارد و غیر آنها را پذیرش نمی کند!
    وقتی 25 نفر دعوت می شوند، احتمالا در میان آنها 5 دانش آموخته علامه پیدا می شوند!
    وقتی 25 نفر دعوت می شوند، افرادی با نمره کل حدود 7 هزار هم دعوت به مصاحبه می شوند! چرا من باید با کسی که نمره کلش سه هزار تا از من پایین تر است از صفر رقابت کنم؟ تفاوت نمره تراز هفت هزار و ده هزار مشهود است و باید موثر هم باشد. با این سوالات ساده شفاهی که نمی شه تفاوت سطح علمی را نفهمید! باید جلوی برخورد سلیقه ای دانشگاهها را گرفت.

    پستهای مرتبط در وبلاگ پاورقی فرهنگ و ارتباطات:

  • نظرات() 
  • جمعه 15 بهمن 1389

     تصویر روی جلد نشریه دعوت، ویژه نامه استاد دکتر ابراهیم فیاض همزمان با حذف استاد محبوب دانشگاه امام صادق علیه السلام، انجمن علمی دانشجویان معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه السلام به پاس ارج نهادن به مقام علمی و زحمات استاد اندیشمند دکتر ابراهیم فیاض ویژه نامه ای در همین باره منتشر کرد.

    (فایل پی دی اف این ویژه نامه به زودی منشتر خواهد شد.)

     

    بخش های مختلف یادنامه استاد ابراهیم فیاض

    در این یادنامه که با جمله امام خامنه ای درباره آقای فیاض (دیدار با اساتید، ماه رمضان سال جاری) شروع می گردد، علاوه بر زندگینامه، مروری بر آثار و کتابها، یادداشتهای تنی چند از شاگردان استاد در دانشگاه امام صادق علیه السلام و دانشگاه تهران به چشم می خورد. مهدی یوسفی، حسین سرفراز و حمید درویشی شاهکلایی از جمله نویسندگان این یادداشتها هستند.

     

    زمینه های گردآوری نشریه ای برای استاد ابراهیم فیاض

    ایده انتشار این ویژه نامه به حدود سه ماه قبل بر می گردد که خبر تغییر وضعیت استخدامی استاد فیاض به حق التدریسی موجبات اعتراضات گسترده دانشجویی به جریان حذف برخی چهره ها را فراهم کرد. به همین دلیل پرونده ای برای حذف فیاض در وبلاگها، پیامکها و ایمیلها بخش های دیگری از این نشریه را تشکیل می دهد که در آن انعکاس واکنش های دانشجویی به حذف استاد محبوبشان در رسانه های جدید پیگیری شده است.

     

    ابراهیم فیاض کیست و چرا برای او ویژه نامه منتشر می شود؟!

    ابراهیم فیاض، دانش آموخته حوزه و اولین دوره دکتری فرهنگ و ارتباطات کشور در دانشگاه امام صادق علیه السلام است که از سال 1375 به عضویت هیات دانشگاه تهران درآمده است. توانایی های علمی در کنار صراحت بیان و صمیمیت گفتار و مهم تر از تحلیل های متفاوت و شجاعانه از دانشمند جوان کازرونی چهره ای محبوب ساخته است. و جالب آن که حذف پی در پی کلاسهای درسی ایشان در دانشکده فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه السلام -که بخشی از یک جریان تلقی می گردد- بر علاقمندی دانشجویان به این استاد متعهد و انقلابی افزوده است!

     

    درسهایی که فیاض نمی دهد

    دکتر فیاض در دانشکده فرهنگ و ارتباطات درسهای مبانی جامعه شناسی، انسان شناسی فرهنگی، نظریه های جامعه شناسی، تفسیر موضوعی فرهنگ و ارتباطات و ... را تدریس می کرد. آخرین کلاس درس دکتر فیاض در دانشکده فرهنگ و ارتباطات مربوط به سال گذشته است که فلسفه علوم انسانی اجتماعی را به دانشجویان کارشناسی ارشد تدریس می کردند. این درس در ترم جاری، در اقدامی دیرهنگام به استاد دکتر عماد افروغ (که هیات علمی دانشگاه امام صادق نیست) واگذار شده است. بنابراین ورودهای سال 85 و بعد آنها هیچ درسی با دکتر فیاض نخواهند داشت که در نوع خود جالب توجه است.

     

    استاد دکتر احمد پاکتچیجای خالی استاد دکتر احمد پاکتچی

    هم چنین باید یادی کنم از استاد دکتر احمد پاکتچی که او نیز به وضع مشابهی دچار شده است؛ اما  دانشکده الهیات قدر این گوهر نایاب را خوب می شناسد. دکتر احمد پاکتچی در دانشکده فرهنگ و ارتباطات، درسهای مطالعات ادیان معاصر، زبان شناسی و نشانه شناسی و فلسفه علوم انسانی تدریس می کرد که ظاهرا کدهای 87 و بعد آنها هیچ درسی با این استاد گرانقدر نخواهند داشت.

    بی شک عدم بهره مندی از اساتید بزرگ جبران نشدنی است.

    مطالعه نسخه کامل (بقیه) این یادداشت، تنها برای آنانی که رمز دارند (+)

  • نظرات() 
  • شنبه 20 شهریور 1389

    این 21 نفر به خانواده فرهنگ و ارتباطات اضافه می شوند

    فردا شروع اردوی پیش دانشگاهی بصیرت 89 است. 21 نفر در لیست افرادی بودند که انتخاب اول خودشان را رشته فرهنگ و ارتباطات درخواست داده بودند که از این میان 10 نفر آنها تهرانی بودند.

    گرچه این تعداد همیشه کم و زیاد می شود و تعداد افرادی که نهایتا باقی می مانند تغییر می کند؛ اما می خواهم به شجاعت این افراد تبریک بگویم.

    سه چهارم این 21 نفر از رشته های غیر علوم انسانی وارد علوم انسانی می شوند. این شجاعت بزرگی است. با توجه به اینکه دانش آموزان تحصیل کننده در علوم انسانی، نمایندگان خوبی برای علوم انسانی (معمولا) نیستند و هدایت تحصیلی آموزش و پرورش ما هم اصلا به درستی انجام نمی پذیرد. با توجه به اون وجهه بد علوم انسانی، باید به شهامت آنانی که به علوم انسانی می آیند، افتخار کرد.

    اما قضیه فقط علوم انسانی نیست، همین که عده ای به جای رشته های مشهور (حقوق و مدیریت و در درجه های بعدی الهیات، اقتصاد و سیاسی) رشته فرهنگ و ارتباطات را انتخاب کردند که هیچ نمونه مشابهی در دانشگاههای کشور ندارد، بیشتر قابل تحسین است.

    آنها چیزی در مورد رشته فرهنگ و ارتباطات (این رشته ناشناخته ولی فوق العاده ضروری و مهم) نمی دانند و به این ریسک دست می زنند.

    خوش به حال این ها و بدا به حال دیگران!

    البته واقعیت مساله این است که خوش به حال اینها. به رشته ای می آیند که رشته روز است. همه می دانند مشکل اول کشور ما در تمام حوزه ها فرهنگ است. فرهنگ سیاسی، اقتصادی و .... برای همه کارها هم باید فرهنگسازی شود که بلد نیستیم. عصر ارتباطات و اطلاعات است و فضای سایبر بر همه جا مسلط شده است. دوران قدرت نرم و جنگ نرم است. در عصر ارتباطات بین المللی، ارتباطات میان فرهنگی و بین فرهنگی شکل گرفته است و .... از اقتصاد فرهنگ تا حقوق فرهنگ تا فلسفه ارتباطات و بسیاری از حوزه های دیگر این رشته، کشور نیاز به متخصص دارد و کار نشده است. جالب است که حتی سرفصلهای بحث اقتصاد فرهنگ به فارسی ترجمه نشده است. بالاخره تنوع و جذابیت ذاتی مباحث و درسهای رشته هر کسی را جذب می کند. 115 واحد عمومی است که همه رشته ها یکسان می خوانند، 83 واحد(61 واحد کارشناسی و 22 واحد ارشد) هم تخصصی فرهنگ و ارتباطات است که بعضی از آنها را دیگر رشته ها هم می خوانند. (مثل دروس مدیریتی رشته). در حالی که عمده رشته ها واحدهای تخصصی شان بیش از 100 واحد است که همین عدم پالایش واحدها دانشجویان آن رشته را زجر می دهد!

    خوش به حال اینها و بدا به حال آنهایی که با شناخت سطحی، ناقص و نادرست خود از رشته های حقوق و مدیریت به آن رشته ها می روند و  در سالهای بعد پشیمان می شوند ولی فرصت بازگشتی نیست. جالب توجه تر آنجا می شود که هدف و انتظار از رشته حقوق و مدیریت دانشگاه امام صادق علیه السلام با دیگر دانشگاهها یکی نیست. مثلا اینجا نباید مدیر و قاضی و وکیل تحویل جامعه بدهد که این داوطلبان با چنین شناختی به این رشته ها می روند و 7 تا 8 سال از عمرشان را در این رشته ها با درسهایی که اصلا علاقه ای ندارند، سپری کنند! بارها دانشجویان حقوق و مدیریت به من مراجعه کردند و ضمن بیان اهمیت تحصیل در فرهنگ و ارتباطات (با شناخت اجمالی شان بعد 4 یا 5 سال)، از حجم زیاد واحدهای رشته خود و اینکه بسیاری از این واحدها اضافی است، شکایت کردند. آنها اشتباه کردند؛ هر چند بسیاری از آنها حاضر نیستندد بگویند اشتباه کردیم و فقط می گویند خوش به حال شما ارتباطاتی ها که 5 سال و نیم درسهایتان تمام می شود و بعد از یک دوره مطالعاتی آزاد 5 و نیم ساله، راحت ...

    به شدت به هشتاد و نهی ها توصیه می کنم که انتخاب رشته شان را نه بر اساس احساسات و جو گرفتگی ( و نه علاقه کاذبی که خانواده و جامعه به شما تزریق کرده) بلکه بر اساس نیاز جامعه (کشور، جهان اسلام، منطقه خودتان) + علایق و سلایق و استعدادها و توانایی ها خودتان انجام دهید.

    داستان دانشجوی برق شریف

    شاید شما هم داستان دانشجوی برق شریف را شنیده باشید که شجاعتش را داشت و انصراف داد. از سال اول دبیرستان فکر می کرد برای اثبات توانایی های خودش باید در برق دانشگاه قبول شود. قبول شد و آنجا بود که فهمید اصلا علاقه ای به برق ندارد!

    راستی این روز ها به ویژه سال گذشته با حجم زیادی از دوستانی مواجه بودم که از رشته های فنی و مهندسی بودند ولی ارشدشان تغییر رشته دادند به علوم انسانی. بهتر است از همان ابتدا علایق خودتان را مبنا قرار دهید!

    یک نکته دیگر:

    به زودی دو نفر (آقایان حسین سرفراز از دوره اول و مهدی یوسفی از دوره دوم کارشناسی ارشد پیوسته رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه السلام) از خانواده فرهنگ و ارتباطات به خانواده ارتباطات دانشگاه تهران ملحق می شوند و شاهد دفاع از پایان نامه های فوق لیسانس آنها خواهیم بود. صلوات. 

    منتظر یادداشتی برای آزمون دکتری ارتباطات باشید!

  • نظرات() 
  • جمعه 2 مرداد 1388

     موفقیت ها در برگزاری دوره علمی-پژوهشی دعوت

    یکی دوسالی است که به همت بچه های رشته معارف اسلامی، فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه السلام به ویژه آقایان مهدی یوسفی و محسن بدره، در تابستان یک دوره علمی - پژوهشی یک هفته ای با عنوان دعوت برگزار می شود. یعنی موفقیت پارسال در برگزاری سبب شد که امسال هم ثبت نام اون با استقبال گسترده ای مواجه بشه. ضمن اینکه امسال از بیرون دانشگاه هم درخواست شرکت در دوره دعوت بود. حتی تعدادی از خانمها هم درخواست دادند. یک خارجی هم از خارج کشور درخواست اطلاعاتی راجع به دوره داشت! جا داره از همکاری صادقانه بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام در برگزاری این دوره علمی تشکر کنم. پارسال بچه ها دوره را به اسم انجمن علمی برگزار کردند و امسال در پی دخالتهای ظاهرا غیرقانونی دانشکده در برگزاری همایش روز جهانی ارتباطات، بچه ها به اسم سمن جدیدی (کانون ارتباط پژوهان جوان) برگزار می کنند تا مستقلا مثل پارسال همه تصمیم گیری ها (و نه فقط اجرا) با خودشان باشد و زحماتی که می کشند با تصمیم ناگهانی دانشکده نابود نشود. امسال دوره همکاران بیرون دانشگاهی هم دارد: بنیاد فرهنگی مولانا (پروفسور سید حمید مولانا) و موسسه مطالعات و توسعه رسانه ها.

    (مکان و زمان: دانشگاه امام صادق علیه السلام، دهم تا شانزدهم مرداد 1388.)

    آدرس وبلاگ دوره: http://davat2.blogfa.com/

     

    موضوع دوره علمی و پژوهشی دعوت

     

    موضوع دوره دعوت مباحث نظری و بنیادین دانش ارتباطات است. در دومین دوره (امسال) این موضوع با حضور آیت الله مصباح و استاد دینانی (استاد فلسفه) شکل جدی تری به خود می گیرد. (سایر اساتید سخنران: پروفسور سید حمید مولانا، حجت الاسلام سید مهدی میرباقری، دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی، دکتر فواد ایزدی، دکتر سعید زیباکلام، دکتر ابراهیم فیاض، دکتر حسن عباسی، دکتر غلامحسین آذری)

    فلسفه رسانه، فلسفه ارتباطات، بحثهای نظری دانش ارتباطات، مبانی ارتباطات اسلامی و موضوعات مشابه مسلما جایی بهتر از دانشگاه امام صادق علیه السلام پیدا نخواهند کرد. جایگاه پیدایش و رشد و توسعه این مباحث دانشگاه امام صادق علیه السلام است. چرایش برای آنانی که نمی دانند بماند برای بعد!

     

    دوره دعوت دلخواه من

     

     اما به نظر من، دوره دعوت نباید خیلی به سمت مباحث نظری و فلسفی دانش ارتباطات برود. (دوره دعوت به معنای دوره علمی - پژوهشی بچه های فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه السلام) دوره دعوت باید کاربردی تر، عملی تر، اجرایی، با نگاه سیاستگذرانه ای تر، برگزار شود. ما عمدتا دانشجوی کارشناسی و نهایتا دانشجوی کارشناسی ارشد هستیم. ما باید به کاربرد دانش در جامعه بیندیشیم. ما باید کاملا ناظر به بیرون باشیم. بحثهایی چون فلسفه ارتباطات به نظر می رسد که مناسب دوره های خاص دکتری باشد تا دوره دور هم جمع شدنی های تابستان (و تعطیلات و فراغتهای) بچه های ارتباطات. به همین دلایل، موضوع دوره دعوت باید جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی به معنای اعم آن باشد که مباحث کاربردی دانش ارتباطات را که همه اش کاربردی است را پوشش دهد. رشته ما فرهنگ  و ارتباطات است و ما صرفا مطالعات کتابخانه ای نیستیم که دور خودمان و پشت میز بنشینیم و پژوهش کنیم. ما فرهنگ و ارتباطیم و روش پژوهش میدانی آموخته ایم، رشته ما فرهنگ است و تو جامعه، بین مردم است. تو کتابها دنبال چه می گردیم؟ ما باید به دنبال واقعیتهای فرهنگ تو جامعه باشیم. جامعه مون را ببینیم.

    چرا فرهنگی و چرا انقلاب اسلامی؟

    چرا جبهه فرهنگی که مشخص است، اقتصاد و سیاست و ... متولی خودش را دارد، (بچه های اقتصاد بسیج دوره نفت و گاز مصباح را برگزار می کنند، دوره های جریان شناسی سیاسی و غیره برگزار می شود، آنچه متولی ندارد، فرهنگ است که به تعبیر آقا باید از آن رفع مظلومیت کنیم. ما که رشته مان فرهنگ و ارتباطات است، باید رفع مظلومیت کنیم. جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی. چرایی انقلاب اسلامی هم مشخص است؛ ما دانشگاه امام صادق علیه السلام هستیم و فلسفه وجودی مان همین انقلاب است که برایش تئوری بسازیم و مشکلات برایش به وجود نیاوریم! و حل مساله کنیم.

    البته منظورم از جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی، تنها حامیان و مدافعان انقلاب نیستند، بلکه بی تفاوتها، مخالفان و معاندان نیز باید بررسی شوند.

    مثالهایی از موضوع جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی برای دوره دعوت

    اگه بخواهم مصداقی اشاره کنم که منظورم چیه باید بگم: مثلا یه دوره می تونه یکی از شهرستانها مثل مشهد برگزار بشه و مثلا مسجد حاج آقا صرافان فلکه برق (که کارهای فرهنگی قشنگی صورت گرفته: دور مسجد پر کتابه، گروههای مباحثاتی، ازدواج دانش آموزی!، گروههای کوهنوردی، حضور بچه های ریزه میزه صف اول نماز و ...و کلی مورد دیگه که می شه مطالعه کرد. چه اتفاقی افتاده یه مسجد اینقدر شلوغه و موفقه؟ بررسی تجربیات عملی نمونه های موفق)، مدرسه حاج آقا نظافت (تدریس کاربردی دروس عربی و قرآن و ...)، حیدر رحیم پور ازغدی (زندگی یک فرد، تجربیات و فعالیتهایش مطمئنا نمونه خوبی برای مطالعه است)، سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری مشهد، گروه نرم افزاری آرمان و جاهای دیگر.

    در همین تهران که نمونه ها فراوان است: همشهری جوان (یک نشریه زرد مذهبی موفق!)، شهروند امروز!، حاج آقا قرائتی و مرکز درسهای از قرآن و فعالیتهای تبلیغی ایشون، دفترهای مختلف سوره مهر، معاونت هنری بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس، حوزه هنری سازمان تبلیغات، مدرسه عالی شهید مطهری، گردانندگان صفحات نسل سوم روزنامه جام جم (که الان نیست ولی زمان خودش خیلی برای جوانان خواندنی بود.)، رادیو معارف قم!، تشکل دانشجویی x   که یک سری از برنامه ها مثلا اردوهای جهادی، کار هنری، و ... انجام می دهد، گروه نرم افزاری y  که در کار تولید انیمیشنهای راهنمایی رانندگی است، مجمع وبلاگ نویسان مسلمان و ...

    با ذکر این نمونه ها فکر کنم بهتر تونسته باشم بگم منظورم چیه. ما باید ببینیم فرهنگ مملکت ما چه طوری است؟ سازمانها و نهادهای دولتی چه کرده اند؟ نمونه های مردمی چه کرده اند؟ گیر کار آنها کجاست؟ تجربه ها و موفقیتها چه بوده است؟ احیانا ما نیز نکته های درسی مان را کاربردشان را ببینیم، ضعف و قوتشان راببینیم، این نکات را به فعالان عرصه فرهنگ مملکت منتقل کنیم و مطالبه گری کنیم. علمی - پژوهشی ما بچه های فرهنگ و ارتباطات باید این باشد: پژوهش در میدان و مشاهده با بررسی موردی اونا. واقعیت بیرون را ببینیم، جنبه های کاربردی درسها را هم بهتر متوجه می شویم. یه هفته که دور هم جمع می شویم، تعدادی از این نمونه ها رو بررسی کنیم. در یک تعداد جلسه چند ساعته و یا یک بازدید ساده، حجم عظیمی از تجربیات جبهه فرهنگی را به دست می آوریم که در کتابها نیست. البته ما وجود دوره هایی برای مباحث نظری رشته، اعم از فلسفه ارتباطات، اسلام و ارتباطات و ... را نفی نمی کنیم. تنها آنها را یکی از انواع مواردی که می توان مطالعه کرد، می دانیم.

    الگوی موفقی از برگزاری دوره مشابهی (البته بدون وجه علمی) توسط فرهنگی بسیج دانشگاه در دوران مدیریت توانمند آقای سعید خورشیدی در مشهد برگزار شده است. آن دوره با کمی وجه علمی تر، الگوی پیشنهادی من برای دوره دعوت است.

  • نظرات() 
  • سه شنبه 4 فروردین 1388

    چتر حمایتی دانشکده از ما

    به هر حال ما دانشجوی کجاییم؟ دانشکده؟ خوبه! پس چتر حمایتی دانشکده از ما در برابر کلیه قسمتهای دانشگاه کجاست؟ چرا یک کارمند جرات می کند به ما بگوید بروید 5 واحد موضوعات انتخابی بردارید! بیخود 5 واحد مکالمه برداشتید! (5 واحد موضوعات انتخابی، جایگزین مکالمه عربی سابق هستند ولی همچنان مکالمه یکی از مهم ترین موضوعات انتخابی است. فهمیدید چه شد؟ یعنی همون فحش خودمون! یعنی باید همون مکالمه ها را به اسم موضوعات بردارید! کسی نیست به این بشر بفهماند که آن زمانی که ما این واحدی مکالمه را پاس کردیم، شما هنوز موضوعات انتخابی رو اختراع نکرده بودین!) ما به دانشکده نیاز داریم تا بخشهای دانشگاه به ما زور نگویند! تا آقای لاجوردی ساعت قواعد3 را جابجا کند که بتوانیم اندیشه4 بگیریم. ترم 4 کجا بودید؟ آنگاه که آقای لاجوردی به استناد اشتباه محض آقایان میرجلیلی (و شاید هم کارمند بخش عمومی) همه جور تهدیدی کرد ما را؟ ما تک و تنها ایستادیم در برابر همه زورگویی ها و با استدلال و منطق از حرفمان (حقمان) کوتاه نیامدیم. آقای لاجوردی یکبار از فرط عصبانیت کلاس را ترک کرد ولی باز هم تنها بودیم و چون تنها و بی پناه بودیم به ما گفتند طاغی! تا همین ترم پیش، اساتید مختلف بخش عربی (آقایان لاجوردی، اسودی، اسماعیل پور، داوری و ذوقی) که با ما درس (قواعد و تجوید) می گرفتن همان جلسه اول می گفتن «طاغی های ارتباطات 84 شمایید؟» نیمسال دوم 85-86 واقعا چه کردید؟ به شما ایمیل نزدیم؟ از همون موقع فهمیدم که فقط خدا با ماست! اون موقع کجا بودید؟ ما هشتادوچهاری ها از اون موقع داغ بر سینه داریم. ما از حقوق اولیه خودمان بازمانده ایم. شورای مشورتی می خواهیم چه کار؟ اینها خوبست ولی الان مسائل بزرگتری است. اول، این جسد بی جان را احیا کنید و سپس تصمیم بگیرید که آیا آب پرتقال هم بدهیم خوبست! اومدید تو فضای فکری من؟ دیدید تو این دنیای به این بزرگی چقدر تنهام؟ همین ترم خواهیم دید که در مورد درس سیاستگذاری ترم قبل چه می کنید! (الان می فهمید که معنای «مرا به خیر تو امید نیست، شر مرسان» یعنی چه؟ نکند آن مطلب را نخوانده اید؟ کامنتی از دانشکده و مسئولین دانشگاه یادم نمی آید.) فعلا نارضایتی بچه ها از وضعیت درس به جایی رسیده که یکی از بهترین بچه های دانشگاه گفته حاضرم این درس حذف بشه، دوباره یه ترم دیگه با بدترین استاد ممکن بگیرم! من هم موافقم. فکر می کنم همه موافقند! بگذریم.

    انشالله اگه روزی سه بار اینترنتمان قطع نشود، (و یا کمی ارزون حساب کنند! یا منطقی حساب کنند!) حرفهایم رو رو همین وبلاگ می نویسم. خب، اگه امروز من شروع به حرف زدن می کردم، باید این حرفها رو می زدم و جنجالی درست می شد که همه زحمات و تلاشهای بچه ها و اساتید را نابود می کرد!

    ·                                 من امروز فقط برای شفاف سازی نوشتم، نمی خواستم جنجالی بشه، اولش هم خیلی خودسانسوری کردم ولی بیشتر نشد!

    ·                                 وآخر دعونا ان الحمدالله رب العالمین...

    و اینک گزیده ای از کامنتها و نظرات:

    نویسنده: خودم

    پنجشنبه 23 آبان1387 ساعت: 23:40

    فقط انصاف را رعایت کنید! من یه دانشجوام که دکترا می خوام برم!

      

    نویسنده: حسین براتی

    شنبه 25 آبان1387 ساعت: 0:28

    سلام حمید جان

    الحق که درد دل ماها رو نوشتی. کاری نمیتونم بکنم جز حمایت و تصدیق!

    راستی حیف که نتونستم تو اون جلسه شرکت کنم. میدونی که قضیه مسافرت...

     

    نویسنده: مهدی یوسفی

    جمعه 24 آبان1387 ساعت: 18:50

    با سلام

    من هم داشتم بر رسانه ای کردن موضوع فکر میکردم

    به نظر منما همه مراحلی که میبایست قبل از این مرحله انجام می دادیم را انجا داده ایم و برخورد روز پنجشنبه اساتید ما را در این تصمیم قطعی کرد

    همان موقع که در مورد مولانانوشتم قید وبلاگ برتر بودم را زدم

    منتظر مطلب من باشید

    ........................................................

    پاسخ مدیر وبلاگ: جوون! ما حرفامونو نوشتیم! این طور که شما نوشتی، دوباره به ما می گن: آفرین از سیاست رسانه ای ات خوشم آمد! اگه می خواستم رسانه ای اش کنم، فقط به همین موضوع می پرداختم و این موضوع رو کامل می نوشتم؛ این وبلاگ داره جریان عادی اش رو طی می کنه. همین!

    وب سایت

     

    نویسنده: تائو

    جمعه 24 آبان1387 ساعت: 15:20

    نمی دونم چی بگم وقتی هنوز نمی دونم دانشجوی چه کدی هستم بعداز 7 ترم و 60 واحد گذرونده(یعنی 120 واحد مونده و 1ترم) ولی هر اتفاقی داره میافته به نظرم برای من خوبه پس پشتتونم.

    C:\Users\Mochol\AppData\Local\Temp\msohtmlclip1\01\clip_image001.gif

     

    نویسنده: مصطفی پورمحمدی

    شنبه 25 آبان1387 ساعت: 11:9

    خیلی خوب بود حمید جان.

    وب سایت

     

    نویسنده: اشنا

    شنبه 25 آبان1387 ساعت: 12:42

    جلسه برای من هم مفید بود . من سعی کردم کمک کنم تا با هم از تفکر تقلیدی و تکرار گفته ها به جای تعمق در مفاهیم عبور کنیم.بدره / یوسفی / صابری / کشفی / هما زاده و همه حاضران و غائبان آن جلسه بخشی از عمر بازگشت ناپذیر من هم هستند همان گونه که چه بخواهید و چه نخواهید ما هم جزئی از وجود معرفتی شما هستیم. خدا نیاورد روزی را که "دکتر آشنا در جهت هدفی که داشت، فوق العاده ظاهر شد و به تعبیر موقت وبلاگ دروازه گربه جفت پا رفت رو شکم محسن بدره! (با عذر خواهی از همه!) " . من ترجیح می دهم با قلب و مغز افراد سر و کله بزنم .

    من مشکل را در ابعادی کمی متفاوت از دوستان ارزیابی می کنم و ان شا الله در باره آن ابعاد خواهم نوشت.

     

    نویسنده: وحید صابری

    شنبه 25 آبان1387 ساعت: 15:11

    چون دوست، دشمن است شکایت کجا بریم؟""

    شعر قشنگیه برای وضعیت ما در این دانشگاه . وقتی شکایت به رئیس دانشگاه میبریم که .... . شکایتمان را به اساتید خودمان که میگوییم انگار اصلا نمی فهمند که ازچه سخن میگوییم. بگذریم که بخی از اساتید شان خود را بالاتر از پاسخگویی به یک سری دانشجو میدانند حال آنکه در اردوی بصیرت که در حقیقت ما میخواستیم برای آینده زندگیمان تصمیم بگیریم با سر آمدند و چنان پرشور از رشته صحبت که میتواست هر تازه کنکور داده ی تازه کاری مثل ما را حسابی ... میکردند.

    اساتید محترم! بدانید که از نظر من اساتید دانشکده تبلیغ بسیار باتقوا و شکسته نفس بوده اند که با حرف چند دانشجو دانشکده را تعطیل میکردند . البته مسلما آن دانشجویان حرفهای خود را علمی مطرح کردند ولی مگر ما این کار را نکردیم؟ من به عنوان فرزند کوچک شما و من باب امر به معروف و نهی از منکر شما را به همان تقوایی که از اساتیدتان دیده اید دعوت میکنم. چرا که هرکس که یک دانشکده را تاسیس میکند شرعا در برابر عمر تک تک دانشجویان مسوول است. منی که از همان اول گزینه اولم کار فرهنگی و این رشته بود و میگویم که اگر صد بار دیگردر این زمانه متولد شوم باز هم به سراغ چنین رشته هایی میروم و اکنون نیز در حد توان و ارده در صدد کسب علم در این زمینه هستم و زحمت آن را میکشم به شما میگویم که در آن دنیا هفت سال از بهترین سالهای عمرم را از شما طلب میکنم.! جناب آقای مهدوی شما در این دانشگاه امام جماعت هستید اما با مراجعه به وجدان خود بگویید که آیا صحبت های شما در اردوی بصیرت صادقانه بود؟ ما به حساب حرفهای شما به این دانشگاه آمدیم و حالا شما میگویید چون شما من را انتخاب نکردید من به شما پاسخگو نیستم!!!! ما همان روزی شما و باقی دانشگاه را انتخاب کردیم که برگه ی ثبت نام را پر کردیم! وظیفه ی شرعی ما ابلاغ این مطلب بود و بی شک وظیفه شرعی شما پاسخگویی به کسلانی است که عمر خود را در دو دست شما قرار دادند.

    والسلام علی من اتبع الهدی

     

    نویسنده: مهدی یوسفی

    سه شنبه 28 آبان1387 ساعت: 16:21

    عبارت دکتر آشنا "از تفکر تقلیدی و تکرار گفته ها به جای تعمق در مفاهیم" توهین صریح به شعور تمام مخاطبین جلسه بود/ ایشان این عبارت را در خود جلسه هم گفتند

    متهم کردن صحبت‌کنندگان که دانشجویان در آستانه فوق لیسانس بودند و اکثراً به لحاظ علمی و پژوهشی از ممتازین دانشگاه بوده‌اند و دارای مسئولیت‌های مهم و کلیدی در بسیج و گزینش دانشگاه بوده‌اند به "تفکر تقلیدی و تکرار گفته‌ها" اتهام بزرگی است که حاظرین در جلسه می‌توانند ارزیابی درستی از میزان اعتبار این گزاره آقای دکتر داشته باشند. جالی است که تفکر مشحون از ارکان پست‌مدرنیته دکتر آشنا (لاقل آنگونه که در جلسه بروز پیدا کرد) چگونه جرئت جزمیت و اطلاق لااقل در یک موضوع مشخص را پیدا کرده است!

    سایر مستمعین و تأیید کنندگان صحبت‌ها همه افرادی عاقل و بالغ بودند و در خود جلسه نیز تصریح داشتند که مباحث را پیگیرند و متوجهند.

    آن‌چه که در جاسه به نحو بارزی خود را نشان داد رویکرد خاص دکتر آشنا در به انحراف کشاندن جلسه در جهت نرسیدن به نتیجه مشخص بود. ایشان سوال بسیار روشنی را بعد از 3 بار تکرار هر سری به نحوی پیچاندند و بعد که اصل سؤال دوباره تکرار شد از پاسخ سرباز زدند.

  • نظرات() 
  • پیشنهادهای من

    filesell درباره من و وبلاگم

    آخرین مطالب



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد کل مطالب :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین روزآمد :

    اَبر برچسب‌های پاورقی



    قفسه؛ کوتاه‌نوشت‌های من درباره کتاب‌هایی که خوانده‌ام