...پاورقی فرهنگ و ارتباطات

حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات

دوشنبه 20 آبان 1398

حامیان تقلبی #زبان_فارسی

۱- زبان فارسی، قدرتمند، شیرین و جذاب بود/است. گستره فراوانی از چین تا روم داشت و هنوز هم در تاجیکستان (تاجیکی) و ازبکستان(فارسی) و افغانستان(دری) و... به این زبان سخن می‌گویند. نشانه‌های نفوذ زبان فارسی در عربی و دیگر زبان‌ها هنوز هم دیده می‌شود.

۲- زبان فارسی، یک زبان کلاسیک است؛ بازمانده از زبان فارسی باستان است. میراث ارزنده‌ای از حکمت ایرانی و معارف اسلامی به این زبان در قالب ضرب‌المثل‌ها و... به نظم و نثر باقی مانده است. این یک گنجینه باارزش فرهنگی است که هیچ کشوری، نظیر آن را ندارد. از زبان فارسی به عنوان یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های قدرت نرم ایران یاد می‌شود. همچنین امروزه زبان فارسی، زبان انقلاب اسلامی هم است. انقلاب اسلامی به گسترش زبان فارسی نیازمند و علاقمند است و به صیانت و ترویج آن اهتمام دارد.

۴- برخی امروزه با بنمایه‌های آشکار یا پنهان نژادپرستی به دنبال سره‌گرایی در زبان فارسی هستند. آن را پارسی می‌نامند و به طور خاص به جنگ کلمات به‌ظاهر عربی موجود در آن می‌روند. اهداف و تبعات سیاسی و فرهنگی جریان سره‌گرایی قابل انکار نیست. اما متأسفانه برخی دوستان انقلابی هم در این دام که پیشتر امثال کسروی ملعون در آن افتادند، می‌افتند و از مخاطبان خود می‌خواهند مثلاً به جای «ابن‌سینا» بگویند «پور سینا»، به جای «حمام» بگویند «خودشویی»، به جای «اذان» بگویند «بانگ نماز» یا به جای «اربعین» بگویند «چله» و هزاران مورد دیگر نظیر این‌ها.

۵- نیاز به گفتن نیست موضع رسمی نظام، قوانین موجود، رهبری، فرهنگستان زبان و بسیاری از اندیشمندان مخالفت با سره‌گرایی است. ما به دنبال پالایش زبان فارسی و بازگشت به گذشته موهوم نیستیم. وام‌گیری زبان فارسی از عربی، ترکی، مغولی، زبان‌های اروپایی و... به نفع زبان فارسی بوده است؛ نه ضررش. تعامل طبیعی این زبان با دیگر زبان‌ها اتفاق مبارکی بود و توانایی‌های این زبان را به منصه ظهور رساند. اتفاقاً حذف این واژه‌ها اثر منفی قابل توجهی بر زبان فارسی و فرهنگ ایرانی دارد.

۶- ما میراث فرهنگی‌مان از سعدی و حافظ و مولانا دوست داریم و حاضر نیستیم آن را به خاطر مشتی عقاید نژادپرستانه پوچ از دست بدهیم. جالب آنجاست که بسیاری از آنچه به جرم عربی بودن خواهان حذفش می‌شوند، اصلاً عربی نیست مثلاً عرب‌زبان‌ها نمی‌گویند صادرات. این کلمات تنها براساس شباهت به قواعد زبان عربی ساخته شده که آن را هم خود ما ایرانی‌ها نوشتیم!

۷- نتیجه عملی سره‌گرایی بی‌سواد کردن همه مردم است. چرا باید چنین هزینه هنگفتی بدهیم؟

۸- فرهنگستان با یک روش معتدل، معیارهای خوبی برای کلمات فارسی وضع کرده است. لازم نیست برای حفظ زبان فارسی و میراث فرهنگی‌مان به جنگ با زبان مردم برویم. مثلاً با معیارهای فرهنگستان، از طرفی «گاهاً» غلط است چون تنوین عربی نباید در کلمات فارسی استفاده شود ولی کلمات «پلیس»، «استاندارد»، «بانک»، «پست»،‌ «اتم» فارسی هستند همان‌قدر که «کتاب»، «شاعر»، «استفاده»، «هیئت»، «سؤال»، «تومان»، «سماور» و هزاران واژه دیگر فارسی هستند.

۹- فرهنگستان انتخاب و ساخت واژه‌های جدید در برابر بیگانه را نیز به متخصصان آن سپرده است. بسیاری از کلمات امروزی مثل شناسنامه،‌ دانشگاه، بازداشت و... تولید فرهنگستان است. روزگاری کسی باور نمی‌کرد واژه‌های تولیدشده در فرهنگستان جا بیفتند!

۱۰- امروز حمله وسیعی علیه همه زبان‌ها از سمت انگلیسی آمریکایی‌ها صورت می‌گیرد که دیگر یک تعامل طبیعی نیست. بودجه وضع می‌کنند و قانون می‌گذارند تا با توسعه انگلیسی، اهداف سیاسی و فرهنگی خود را در جهان پیاده کنند.


www.PavaraQi.ir | @PavaraQi
تازه بمانید:

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 16 فروردین 1396

    متن زیر را آقای غفاری از معلمان و مدرسان سواد رسانه‌ای نوشته است. حرف‌های خوب فراوانی در آن وجود دارد. تجربه و اندیشه تقریباً مشترکی هم داریم. http://azsarnevesht.ir

    از سال ۱۳۸۴ به صورت جدی در کلاس‌های رسمی مدرسه، درگیر آموزش نویسندگی به نوجوانان اول و دوم دبیرستان (نهم و دهم جدید) بوده‌ام. بارها در کسوت مربی پرورشی و غیره هم با موضوع مقاله‌های دانش‌آموزی و داستان‌نویسی و آفرینش‌های ادبی سر و کار داشته‌ام. تجربه‌ی این سال‌ها را در چند جمله این طور خلاصه می‌کنم:
    «بچه‌ها شبیه آنچه می‌خوانند می‌نویسند و بسیار خواندن تأثیر مستقیمی بر درست نوشتن آن‌ها دارد. اما بسیار خواندنتضمینی برای بسیار نوشتن نیست. از میان همه‌ی بچه‌های یک کلاس فقط عده‌ای اندک -به تجربه کمتر از ده درصد دانش  آموزان- نوشتن را فراتر از تکالیف کلاسی و ضرورت‌های تحصیلی پی می‌گیرند که متأسفانه معمولاً بخش زیادی از همین عده‌ی اندک، وقت خود را با داستان‌نویسی تلف می‌کنند. در حالی که شیوه‌های دیگر نویسندگی مثل زندگی‌نامه، روایت خاطرات، نقد فرهنگی و اجتماعی، مقالات علمی و ادبی و قالب‌های دیگر در سبد تجربه‌ی آنان جایی ندارد. در حقیقت داستان‌نویسی دامی است که بر سر راه نویسندگی نوجوانان ما گسترده شده است و جریانِ طبیعی رشد قلمی آنان را  منحرف می‌کند. معلوم هم نیست قرار است با این همه داستان‌نویس جوان چه بکنیم. همه‌ی این استعدادهای جوان هم متأسفانه در همان اولین قدم به دنبال چاپ کتابشان هستند.»
    به عنوان یک معلم نویسندگی هدف اصلی خودم را برای عموم دانش آموزان «تکمیل مهارت درست نوشتن» قرار داده‌ام و در مواجهه با گروه ده درصدی دانش‌آموزان خاص «توهم زدایی از قداست داستان‌نویسی»

    خود من در دوران مدرسه از این توهم بر کنار نبوده‌ام و بدون این‌که هدف مفیدی داشته باشم، بارها طبع خود را برای نوشتن داستان آزموده‌ام. چه روزها و شب‌هایی که وقتم را صرف جور کردن چفت و بست داستانی کردم که معلوم نبود قرار است گره از مشکل چه کسی باز کند و روزنه‌ی امیدی به دنیای چه کسی بگشاید. اگر خاطرتان باشد چند سال پیش یکی از این داستان‌های مدرسه‌ای را که در کیهان بچه‌های دهه هفتاد هم چاپ شده بود این‌جا منتشر کردم. خوشبختانه من با  کنار گذاشتن رودربایستی با خودم این مسیر اشتباه را در همان جوانی ترک گفته‌ام. اما کاش آن زمان مربی حکیمی بالای سرم بود تا زودتر من را از این سعی و خطای بی‌حاصل نجات می‌داد.

  • نظرات() 
  • پاورقی را در پیام‌رسان ایرانی بله دنبال کنید filesell درباره من و وبلاگم

    آخرین مطالب



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد کل مطالب :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین روزآمد :

    اَبر برچسب‌های پاورقی



    قفسه؛ کوتاه‌نوشت‌های من درباره کتاب‌هایی که خوانده‌ام