تبلیغات
...پاورقی فرهنگ و ارتباطات - مطالب ابر هفته نامه پنجره

...پاورقی فرهنگ و ارتباطات

حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات

سه شنبه 4 بهمن 1390

جزوه نقد دینی در حکومت اسلامی: چند یادداشت از حجت الاسلام دکتر حسین سوزنچی درباره نقد اسلامی قدرت در نظام اسلامی جزوات فرهنگی آموزشی ماهنامه فرهنگی سیاسی حیات بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلامجزوه نقد دینی در حکومت اسلامی: چند یادداشت از حجت الاسلام دکتر حسین سوزنچی درباره نقد اسلامی قدرت در نظام اسلامی
داستان این جزوه

مقدمه اول:

در اینترنت چیزهای خوبی پیدا می‌شود. خوب باید گشت. خوب باید دید. خوب دوستانی باید داشت. فایل ورد این جزوه را در اینترنت پیدا کردم. با تشکر از دوستی که یادداشت‌ها را کنار هم قرار داد و بخش‌های مهم را متمایز کرد.

مقدمه دوم:
استاد دکتر حسین سوزنچی، از افتخارات دانشگاه امام صادق علیه‌السلام است. یادداشت‌های این جزوه، نوشته‌های ایشان در هفته‌نامه پنجره است. این یادداشت‌ها به موضوع نقد قدرت در نظام اسلامی اختصاص دارد. گاهی نیت (انشالله خیرخواهانه) افراد در نقد قدرت در نظام اسلامی به چپ کردن آن‌ها‌ انجامیده است.

مقدمه سوم
تبیین گفتمان اسلام و انقلاب اسلامی از اهداف ماه‌نامه حیات است. آشنا شدن اهالی رسانه ‌های انقلابی چون حیات با گفتمان اسلامی نقد هم ضرورت دارد.

ارتباط سه مقدمه:
مثل روز، روشن است.

نتیجه:
به نظر می‌رسد همه کسانی که ممکن است روزی چپ کنند، باید این جزوه را بخوانند.
راستی، زمینه برای انحراف همه ما فراهم است.
یا علی مددی
الاحقر حمید درویشی شاهکلائی
درباره این جزوه (+)، صفحه اطلاع رسانی ماه‌نامه حیات در سایت بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام (+)، وبلاگ مجله فرهنگی سیاسی حیات بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام (+)، وبلاگ قرارگاه روزنامه‌نگاری حیات بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام (+)، وبلاگ مجله حیات خلوت بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام (+)

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 29 دی 1390

    دیدار غدیر 84، 29 دی 1384به مناسبت ششمین سال‌گرد دیدار غدیر 84 دانشجویان و اساتید دانشگاه امام صادق علیه‌السلام با ولی معظم فقیه (+)

    • چرا آن پیش‌رفتی که در علوم مهندسی، پزشکی و صنایع ما پس از انقلاب صورت گرفت، در علوم انسانی به‌وجود نیامد؟!
    • اگر علم، نور است؛ چرا دانش‌آموختگان علوم انسانی، سراسر وجودشان گره دینی است؟!

    این دو جمله، از کتاب «پشت کوه قاف: نقدی بر شورای عالی انقلاب فرهنگی» نوشته استاد حیدر رحیم‌پور ازغدی انتخاب شده است. درباره این کتاب اینجا بخوانید.

    در همین باره: رمان آسمان شیشه‌ای نیست! (مطلب من در ماه‌نامه حیات+) و (مطلب من در هفته‌نامه پنجره+)

  • نظرات() 
  • شنبه 26 آذر 1390

    این یادداشت در نشریه خبری تحلیلی پنجره شماره 118، شنبه 19 آذر 1390، منتشر شده است. لینک این مطلب در سایت پنجره (+)

    درباره رمان «آسمان شیشه‎ای نیست!» مرتضی انصاری

    با هم برویم ته چاه/ حمید درویشی شاهکلائی

    «سال اول غروب جمعه دلش به هیچ کاری نمی‎رفت. بعد از مدتی غروب که می‎شد، دیگر دلش نمی‎گرفت و از این دل نگرفتن ناراحت می‎شد و نگران. می‎رفت به پارک کوچک کنار خوابگاه و سعی می‎کرد و حتی زور می‎زد که یک جوری همان حس غریب به‎سراغش بیاید. این اواخر هم که دیگر یا اصلا تفاوت روز‎ها را متوجه نمی‎شد و یا آخر شب یک دفعه به ذهنش می‎آمد که یک غروب دیگر هم گذشت... . »

    سبک زندگی هر تمدنی جدای از پیش‎فرض‎‎ها و اصول فکری آن تمدن نیست و هر تمدنی هنگام برخود با سایر تمدن‎‎ها مجموعه‎ای را از خود عرضه می‎دارد که شامل همه‎چیز است، از غذایی که پیشنهاد می‎دهد تا شیوه تربیت فرزندان. در این مجموعه، جایگاه علوم، به‎ویژه علوم انسانی برجسته است. علوم انسانی هر تمدنی متأثر از نوع نگاه آن به هستی است و در مرحله بعد خود به نگاه افراد به هستی شکل می‎دهد و چرخه تولید و بازتولید را کامل می‎کند. در این داستان اختلافات ریشه‎ای سبک‎‎های مختلف زندگی دیده می‎شود که ارتباط تنگاتنگی با علوم انسانی دارند.

    قصه از آن‎جا آغاز می‎شود که «حامد» در سرگردانی‎‎ها غرق است. هرچند اشاره مستقیمی به عامل این وضعیت نمی‎شود؛ اما با توجه به فضای داستان و زندگی کنونی او می‎توان به نقش پررنگ رشته تحصیلی‎اش رسید. استاد مسن حامد که اتفاقا دارای اعتقادات فردی مذهبی‎ست، به هنگام تدریس و بحث، خدا را کنار می‎گذارد و می‎گوید: «باید این فرض را بپذیریم که انسان موجودی مستقل و خود‎بنیاد است و سرنوشتش به‎دست خودش رقم می‎خورد و نباید چشم به‎جای دیگری بدوزد... این‎که برخی از امور توسط نیرو‎های جدای از انسان صورت می‎گیرد با روح برنامه‎ریزی سازگار نیست. به‎عنوان مثال در جامعه‎ای که اتفاقات را به خدا، جادو یا الهه‎‎ها نسبت می‎دهند؛ امکان برنامه‎ریزی وجود ندارد.» و تقابل این نوع نگاه با نگاه دینی به‎هنگام حضور حامد در مسجد به‎راحتی قابل‎مشاهده است: «... رفت عقب‎تر و تکیه به دیوار مسجد داد. یک صفحه قرآن خواندند و بعد دعا کردند: خدایا به برکت این قرآن موانع ازدواج جوانان را رفع بگردان، توطئه‎‎های دشمنان را به خودشان برگردان، همه مریض‎‎ها را شفا بده. برایش جالب بود که از خدا این همه تأثیر در عالم می‎خواستند. ذهنش شروع به اشکال گرفتن کرده بود...»

    همگان اذعان دارند که هر سبک زندگی مجموعه‎ای از باید و نباید‎‎ها را با خود دارد؛ اما نکته مهم آن است که حدود باید و نباید‎‎ها را چه‎چیزی تعیین می‎کند. ملاک درست و غلط چیست؟ خواست خدا یا خواست بشر؟ دستور خدا یا رضایت طرفین؟ نباید به صرف اشتراک ظاهری بعضی رفتار‎ها حکم به نزدیکی سبک‎‎های زندگی داد. اندیشه‎‎های بشر خود‎بنیاد به او یاد داده به‎خاطر خود‎پرستی گاهی به رفتار‎های به ظاهر نیک روی بیاورد. «... با لحنی که انگار دارد تأسف می‎خورد گفت: «می‎شه الان با یه ذره کمک، نذاریم این گدا تبدیل به دزد بشه؛ وگرنه اون موقع چند برابر این کمک بهمون ضربه می‎زنه. حتی می‎شه به مردم فهموند که این کمک براشون یه‎جور سوده و آموزش‎شون داد که به این آدم‎‎ها کمک کنند.» تعجب کرد. بیشتر از تعجبی که تا آن موقع با شنیدن حرف‎‎های سارا و حتی از لبخند‎های خودش تجربه کرده بود...» الگوی هر سبک زندگی به واقع جهت‎دهنده بقیه قسمت‎‎ها است. داستان پایانی باز دارد و سرگردانی حامد وارد مرحله جدیدی می‎شود و به نوعی مخاطب را متوجه انتخاب‎‎های پیش‎رویش در زندگی می‎کند. اما کم نیستند کسانی‎که افق سبک زندگی خود را ناآگاهانه انتخاب کرده‎اند. مانند استاد حامد که حاضر است حتی به ته چاه غرب برود، چون در این کار هم آن‎‎ها تجربه بیشتری از ما دارند: «استاد انگار که حرفی تکراری شنیده باشد، سریع گفت: اگه اونا خودشون رو انداختن تو چاه، من هم خودم رو می‎اندازم. می‎دونین چرا؟ چون اونا 400 سال از ما جلوترن... چون اونا برای همین کارشون هم کلی دلیل و برنامه‎ریزی دارن. اگه اونا الان ته چاهن و ما با این وضعیت‎مون سر چاهیم، من ترجیح می‎دم ته چاه باشم. چند نفری خندیدند.»
    آسمان شیشه ای نیست مرتضی انصاری زاده

    • یادداشت مرتبط من در ماه‌نامه فرهنگی سیاسی حیات، شماره 58 (+)
    • مصاحبه نویسنده با خبرگزاری ایکنا (+)
    • مشکل علوم انسانی، رابطه دختر و پسر نیست (+)
    • قصه به بهترین شکل ممکن تموم می شه (+)
    • شکهای همیشگی (یادداشت روزنامه خراسان) (+)

  • نظرات() 
  • شنبه 12 تیر 1389

    در آمریکا همیشه شاهد این مساله بودم که بهترین استادهای آنان، در علوم انسانی تدریس می کنند.
     در آمریكا همیشه شاهد این مسئله بودم كه بهترین استادهای آنان در علوم انسانی تدریس می كنند و گلچین شده های آن ها را هم به آموزش و پرورش می برند. بیشترین حقوق ها و حمایت ها را برای آن ها در نظر می گیرند. در كنار اقدامات خوب هر چند محدودی كه در دولت نهم و دهم انجام می شود، اما هنوز در این زمینه، آن تغییرات كه باید و شاید ایجاد نشده است. ما نیازمند آن هستیم كه در رابطه با فرهنگ خودمان، به‎خصوص در دوران دبستان، راهنمایی، دبیرستان و سپس استمرار آن تا دانشگاه، این علوم را به جد و به یقین با كمك سلاح ایمان مسلح كنیم، و اگر این‎گونه عمل شود، قطعا نتایج خوبی را در بر خواهد داشت. اگر چنان‎چه مغایر این رویكرد عمل كنیم، از آن‎جایی‎كه امام فرمودند اگر دانشگاه اصلاح شود، مملكت اصلاح می شود؛ در این صورت دانشجو را رها كرده‎ایم و در حقیقت جامعه را رها كرده‎ایم.
    پنجزه

    (دکتر اردشیر خزایی، عضو هیئت امنای باشگاه ملی نخبگان کشور در نشریه هفته نامه پنجره، شماره 46، ص 67)


  • نظرات() 
  • پیشنهادهای من

    filesell درباره من و وبلاگم

    آخرین مطالب



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد کل مطالب :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین روزآمد :

    اَبر برچسب‌های پاورقی



    قفسه؛ کوتاه‌نوشت‌های من درباره کتاب‌هایی که خوانده‌ام