تبلیغات
...پاورقی فرهنگ و ارتباطات - مطالب ابر وحید جلیلی

...پاورقی فرهنگ و ارتباطات

حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات

چهارشنبه 15 خرداد 1392

 
اما فکر می‌کنم داداش کوچیکه (آقا وحید) از داداش بزرگه (آقا سعید) یاد گرفته.

آخه تو فضای دانشگاه امام صادق علیه‌السلام، کدبالایی‌ها مربی کدپایینی‌ها هستند.
 
بالاخره آدم داداشش رئیس جبهه مطالعات فرهنگی انقلاب اسلامی باشه  قطعا طبیعیه حرفهاش تو موضوع فرهنگ  یه سر و گردن از بقیه بالاتر باشه

  • نظرات() 
  • شنبه 30 اردیبهشت 1391

    منتشر شده در شماره 65 (اردیبهشت ماه‌نامه حیات) (+)
    منتشر شده در تریبون مستضعفین (+)
    تریبون را آزاد کنید!

    تاملی بر مشکل رسانه‌ی امت حزب‌الله

    حمید درویشی شاهکلایی
    (کارشناسی‌ارشد معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات)

    حمید درویشی شاهکلایی- دوره علمی و پژوهشی دعوت سال 1387انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ به پیروزی رسید. تئوری‌های دانش ارتباطات به هم ریخت. (مصاحبه دکتر باهنر در شماره اخیر حیات را بخوانید.) امت حزب‌الله ثابت کرده بود با منبر، نوار کاست و اعلامیه (این رسانه‌های کوچک) می‌تواند کاری بس عظیم بکند. اکنون به نیمه دهه چهارم انقلاب اسلامی نزدیک شده‌ایم اما امت حزب‌الله مشکل رسانه دارد.

    موضوع به حدی جدی است که احتمالا شنیده‌اید قول آقای وحید جلیلی، فعال فرهنگی (مدیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی و سردبیر اسبق نشریه بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام) را که دفاع از «آزادی بیان» نیروهای حزب‌اللهی را اولویت فرهنگی مجلس نهم دانسته بود. بازداشت فعالان رسانه‌ای ارزشی، تعطیلی سایت‌های انقلابی و… در دوره اخیر شدت قابل توجهی داشته است.

    یکی از جدی‌ترین مواردی که خشم بیش‌تری را در فضای جبهه فرهنگی سایبر انقلاب اسلامی برانگیخته، مسدودسازی غیرمتعارف پایگاه «تریبون مستضعفین» بود. سایت قدرتمندی که توسط چند جوان انقلابی برای «آنانی که رسانه ندارند» راه‌اندازی شد و انصافا چه در قضیه فتنه ۱۳۸۸ و چه در قضایای بعدی (مثل تسخیر لانه روباه پیر) عمل‌کرد درخشانی در تبیین آرمان‌های انقلاب اسلامی داشت.

    از ضعف قانون و عمل‌کردهای سلیقه‌ای در حوزه سایبر که بگذریم، اسف‌ناک‌تر آن است بعضا جوانان حزب‌اللهی چون حامی بزرگ سیاسی اقتصادی ندارند، مورد ظلم قرار می‌گیرند. برخوردهای شبه‌قانونی و غیرقانونی با نسل جوان ارزشی، حتی مقام معظم رهبری را در حمایت از جوانان انقلابی به عرصه کشاند:

    «این رسانه‌هاى الکترونیکى و اینترنتى متأسفانه موجب شده است که افراد بى‌محابا علیه یک‌دیگر حرف بزنند، بد بگویند. باید از طرف مسئولین کشور براى این هم یک جورى تدبیر بشود. ولى عمده این است که خود ما مردم، خودمان را مقید کنیم به اخلاق اسلامى؛ خودمان را مقید کنیم به قانون. حالا این حرف من بهانه‌اى نشود براى این‌که یک عده‌اى بروند جوان‌هاى انقلابى را به عنوان جوان‌هاى تند، مورد ملامت و شماتت قرار بدهند؛ نه، من همه‌ى جوان‌هاى غیور کشور را، جوان‌هاى مؤمنِ انقلابى کشور را فرزندان خودم میدانم و پشت سر آن‌ها قرار می‌گیرم؛ من از جوانان انقلابى و مؤمن و غیور حمایت می‌کنم…» (۱/۱/۱۳۹۱)

    موجی که در حمایت از سایت تریبون مستضعفین شکل گرفت (تریبون را آزاد کنید)، یعنی جریان حزب‌الله هنوز تریبون (رسانه) ندارد. البته تریبون تنها یک سایت کوچک (اما خوب و با اخلاص) در نقد کانون‌های قدرت و ثروت بود. همین. این در حالی است که حداقل ده‌ها سایت مثل تریبون باید داشت. هر استان و هر شهری باید یک «تریبون مستضعفین» داشته باشد. هر صنف و قشری باید یک «تریبون مستضعفین» داشته باشد. تریبون تبریز، تریبون فارس، تریبون کارگران، تریبون معلمان، تریبون روحانیان و تریبون‎‌های دیگر.

    ۱۳۵۷ انقلاب شد. قبل آن رادیو و تلویزیون «ملی» داشتیم. این رسانه (رادیو و تلویزیون) بعد انقلاب قرار شد حرف انقلاب را بزند. پس اسمش شد «صدا و سیما» چون قرار بود نسخه صوتی و تصویری انقلاب اسلامی باشد. از همان ابتدا این قدر نسبت این رسانه با گفتمان انقلاب اسلامی به فراموشی رفت که این سال‌ها عنوان مجعول «رسانه ملی» را برای خود پسندیده است. «ملی» با ابعاد جهانی انقلاب اسلامی قابل جمع نیست. همین می‌شود که دیپلماسی عمومی اسلام در کمک به هم‌نوع فهم نمی‌شود. لبنان، فلسطین، افغانستان و حتی سومالی خارجی محسوب می‌شوند. مرزهای استعماری را باور کرده‌ایم دیگر!

    ۱۳۵۷ انقلاب شد. اما فکر می‌کنم رسانه‌های امت حزب‌الله هم‌چنان در قبل از ۱۳۵۷ گیر کرده‌اند. امروزه به جای نوار کاست و اعلامیه، از اینترنت و اخیرا شبکه تلویزیونی اینترنتی/ ماهواره‌ای استفاده می‌کنیم. اما هم‌چنان رسانه‌های انقلاب اسلامی، مردمی، خودجوش، غیر وابسته (بخوانید آسیب‌پذیر در برابر کانون‌های قدرت و ثروت) هستند. فعالان رسانه‌ای هم‌چنان با همان خلوص دهه ۵۰ و بعضا به همان میزان هم آماتور کار می‌کنند. دغدغه‌محوری و تکلیف‌محوری هنوز هم هست. اصلا همین چیزهاست که رسانه‌های انقلاب اسلامی را، یکی پس از نابودی دیگری!، سرپا نگه داشته است؛ وگرنه اگر کمی تفکر کارمندی حاکم شود، در بهترین حالت می‌شود سازمان صدا و سیما. سازمانی که این‌قدر از گفتمان انقلاب به دور افتاده است که رهبری تنها از آن مطالبه‌های حداقلی «دین، اخلاق، امید و آگاهی» دارد!

    منبع: نشریه حیات

  • نظرات() 
  • شنبه 30 مهر 1390

    سلام بر شما
    1- سردبیری نشریه بسیج دانشجویی دنیایی دارد!
    2- مطالب شماره مهر را در کمتر از هفت روز، پانزدهم مهر بستیم. اما هنوز نتوانستیم این 72 صفحه را به چاپخانه برسانیم. مطالب شماره آبان را هم امروز می بندیم انشالله. حدود 70 درصد مطالب سرویس ها رسیده و سی درصدی هم باقی مانده. اگر خدا بخواهد از این به بعد پانزدهم هر ماه، مطالب ماه بعد نهایی می شود.
    4- مجموعه جزوات فرهنگی هم برای کادر نشری دید ایم. سه جزو اول آن کاملا آموزشی است(شیوه نامه یادداشت نویسی، روزنام نگاری فشرده، اینفوگرافیک).
    4- سایت حیات‌مگ‌دات‌آی‌آر (HayatMag.ir) هم مرتب به روزرسانی می شود. پایگاه اطلاع رسانی ماهنامه حیات، شامل اطلاعیه ها، فراخوانها و خبرهای مرتبط با نشریه بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام است. اینجا
    5- سایت حیات‌مگزدات‌آی‌آر (HayatMags.ir) را هم ببینید. بایگانی اینترنتی نشریات حیات است. نسخه اسکن نایاب شماره اول تفکر بسیجی (به سردبیری وحید جلیلی) سال 1370 را هم در آن قرار داده ایم. به مرور همه مطالب همه شماره های تفکر بسیجی، میعاد، هفت قفل و حتی نشریات مناسبتی و ویژه نامه ها را در این سایت قرار خواهیم داد. کمکمان کنید.
    6- حیات خلوت هم نشریه ای است که متولدش کردیم تا حرفهای خصوصی درون دانشگاهی مان را آنجا بزنیم. در شماره اول حیات خلوت، پنج یادداشت از دانشجویان دکتری داریم و تعدادی هم از بچه های ارشد و لیسانس. حیات خلوت برای مشترکان داخل دانشگاهی حیات، رایگان است. مشترک حیات شوید تا از مزایای آن استفاده کنید.
    7- حرف مزایا شد. از مزایای اشتراک حیات، بهره مندی از هدایای فرهنگی است. کتاب روایت آزاداندیشی در 78 صفحه به همت واحد سیاسی بسیج و ویراستاری و مقدمه ما آماده شده است. (البته چاپ و تجدیدنظر در طراحی جلد مانده است.) به زودی این کتاب خوش دست به قیمت 1000 تومان به فروش خواهد رسید. این کتاب برای مشترکان به ضمیمه نشریه فرستاده خواهد شد. (اطلاعیه اشتراک شماره
    یک، اطلاعیه اشتراک شماره دو)
    8- یک دامنه هم برای حیات خلوت گرفته ایم (
    HayatKhalvatMag.ir) که با پیغام عجیبی از سایت سازمان پژوهشگاه داده بنیاد (مرکز رسمی ثبت دامنه) مواجه شدیم. خدا به خیر بگذراند!
    9- دعا کنید. ما هنوز اعتقاد داریم دعا کارساز است.
    10- برای ما نامه/ مطلب بنویسید. اوج کار این است که این شماره یا شماره های بعد نمی توانیم چاپ کنیم!
    ممنون که تا اینجا با من بودید!
    ---------
    اشتراک فید پاورقی، بهترین گزینه برای دریافت آسان جدیدترین مطالب ماست.
    لطفا تنها این فید پاورقی را در گوگل ریدر لایک بزنید و همخوان کنید: http://pavaraQi.ir/post/rss
    با اشتراک، شما به جمع 546 مشترک فید ما اضافه می شوید.
    شاید شما برای 17646 بار، مطالب این وبلاگ را لایک بزنید!

  • نظرات() 
  • جمعه 21 مرداد 1390

    به بهانه سریالهای ماه مبارک رمضان سازمان صدا و سیمای «جمهوری اسلامی ایران»
    تلویزیون و ماه مبارک رمضانتلویزیون جالبی داریم.
    برخی صحنه های بعضی سریالهای ماه مبارک رمضان را با بچه ها دیدیم. به ذهنم رسید که از صدا و سیمای انقلاب اسلامی ایران که قرار بود رسانه این انقلاب باشد، بپرسیم:
    «چند می گیری حداقل ماه رمضون، فیلم و سریال پخش نکنی؟!»
    با این ژانر های ماورایی، مردم را احمق فرض کردند؟
    گفتمان انقلاب اسلامی که هیچ، یه چیز درست و حسابی پخش کنید که بشه خانوادگی دید!

    خبر خوب:
    شنیده شده امشب در برنامه راز، وحید جلیلی، سردبیر نشریه راه، دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی حضور خواهد یافت.

  • نظرات() 
  • دوشنبه 27 اردیبهشت 1389

    حسین قدیانی با وبلاگ قطعه 26 جهانی شد +

    نه دهنه ده، عنوان کتابی است که از دلنوشته های او حاصل آمده است. دلنوشته های بسیار خواندنی. 

    وزارت فرهنگ مثلا انقلابی و ارزشی و مهرورز هم البته لطف کرد که به کتاب اجازه نشر داد ولی تا روز پنجم نمایشگاه علاقمندان را آرزو به دل نگه داشت. ولی کتاب در همان چند روز به چاپ سوم هم رسید. 508 صفحه، 6 هزار تومان. جلد قرمز رنگ: خوش دست و خوش رنگ.

    دلنوشته که گفتم، تعارف نبود. این حرفها از عمق دل و احساس نوشته شده بود. سیاسی بود، فرهنگی بود، اجتماعی بود، مذهبی بود، روضه بود، فرهنگ پایداری بود، ولی تماما از سر ارادت و عشق نوشته شده بود. عشق به حضرت ماه. حضرت ماه که در عصر غیبت خورشید، مامور اتصال ظهور صغرای انقلاب اسلامی به ظهور کبرای مهدی موعود است تا مبادا سیاهی ظلمت حزب شیطانی شب غلبه پیدا کند. الیس الصبح بقریب؟ خدا به زودی تصمیم کبرایش را می گیرد. رسالتی دیگر در راه است.

    فرق است میان او که اعتقاد دارد و دیگرانی که تنها ده روز با ره بر بوده اند! دیگرانی که پیام تسلیت امام خامنه ای را تسلای خود دانستند اما... راستی چرا همزمان با هشت ماه نبرد سایبری و جهاد اکبرنرم ما، عده ای روزه سکوت گرفته بودند؟ اگر ره بر، ره را از بر است، از چه می ترسیم؟

    با وجود مشغله های فراوان پایان نامه و کلاسهای فوق لیسانس، فرصتی دست نداد ولی همه کتاب نه ده حسین قدیانی را عاشقانه از اول تا آخر خواندم. مقدمه ها برادر بسیجی مان حسین صفار هرندی، در کنار مقدمه انقلابی و آتشین سردار حاج سعید قاسمی نوید کتابی جدید را می داد. کتابی برای عرصه های تجربه نشده دهه چهارم انقلاب اسلامی. کتاب را می خواندم و در گودریدز می نوشتم تا اینجا خواندم +

    از یک کتاب انقلابی چه می خواهید؟ اینکه حرف شما را صریح و بی پرده، اما به هنرمندی و زیبایی بزند؟ دقیقا چیزی که با آن ساعاتی حال کنید و چند روز تو حس باشید؟ شاید بهترین انتخاب چند سال اخیر همین کتاب باشد. (بی شک، قرآن برای آنانی که کمی عربی بلدند، خیلی با حال تر است. ) دز انقلابی گری کتاب آنقدر بالاست که به قالیباف و سید مهدی شجاعی که هیچ، به رضا امیرخانی هم رحم نکرده است! (دز انقلابی گری خدا در قرآن و حضرت علی در نهج البلاغه خیلی بیشتر است!)

    خیلی از یادداشتها واقعا روضه است. اما بسیاری از جاها مثلا هر جا که پای شیخی بی سواد مطرح می شود، یکی باید جلوی خنده شما را بگیرد!

    کتاب کاملا حکومتی است و ابایی هم ندارد، بلکه اصلا ما بسیجی ها افتخارمان اینست که حکومتی باشیم. حکومت اسلامی، همان ولایت فقیه است و ولایت همان ولایت رسول الله است. حضرت روح الله می گفت.

    حسین قدیانی مستاجر نیست، خانه اش بیت رهبری است. اسم کتابش را هم می خواست «بیت رهبری» بگذارد، نشد ولی روی جلد همه اینها رو نوشته که خانه ام بیت رهبری است و ساندیس و اتوبوس و هوندا 125 و ....

    برادرزاده آقای محسن قرائتی (هم دانشگاهیم) ساعت دو نیم صبح بهم گفت: منم نه ده رو خریدم. گذاشتم بخونمش. چه جور کتابیه؟ گفتم: حرفهای ماست که بلد نیستیم قشنگ بزنیم. 

    قبلا می گفتم چرا بنده خدا -حسین قدیانی- این قدر طولانی می نویسه! آدم حوصله اش سر می ره. وبلاگه. اقتضائاتش یه چیز دیگه ست. الان می گم خوب کتابی در اومده. خوب شده که متنهاش کوتاه نیست!

    صفحه 424 کتاب تموم می شه اما دو یادداشت دیگه داره یکی شباهتهای شهید همت و بزرگراه همت و دیگری شباهتهای حاج احمد متوسلیان و جلال آل احمد! این دیگه تهش بود! واقعا مونده بودم که این بحثها چه ارتباطی با کتاب داشت؟ جوابم رو تو صفحه 483 پیدا کردم. البته شما اول این صفحه را نخونید!

    حسین قدیانی!

    خسته نباشی!

    به قول وحید جلیلی عزیز، تراز ادبیات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی رفت بالا. 

    و شما خواننده عزیز!

    حسین قدیانی نه ده 1388 وبلاگ نویسی را شروع کرد. خالصانه بود، هنر هم داشت. خیلی زود خیلی موفق شد. تو چه می کنی؟

    مرتبط:

    وقتی آیت الله باقری کنی در رستوران دانشگاه امام صادق علیه السلام، کتاب نه ده حسین قدیانی را می خواند +

    آقای وزیر، نه ده حسین قدیانی باید همین امروز به نمایشگاه برسد +

    زنگ اول: نه ده +

    ما همه قطعه 26 می شویم +

    حسین قدیانی اینجاست: درست روبروی من +

    کتابشناسی:
    نه ده، حسین قدیانی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1389، 508 صفحه، 6 هزار تومان.

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 25 شهریور 1388

    شماره جدید مجله راه

    شماره جدید نشریه راه: جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی

    با ساختار شکنی از پشت جلد شروع می کنم! پشت جدید، تبلیغات پست بانک، کمی تعجب آور بود! روی جلد هنوز هم باید بیشتر کار شود. گرچه فرم ثابتی پیدا کرده و بدان هویت یافته؛ خلاقیت و دقت بیشتر، کلاس کار را بالاتر می برد. روی جلد، بنر مناظره رویایی هاشمی و احمدی نژاد بود که ایام انتخابات همه بی صبرانه منتظر آن بودند! گرچه زود فراموش شد! گرچه برخی مسائل دیگر را مطرح کردند تا حقیقت اصلی انتخابات که رای به نظام بود فراموش شود. گرچه صدا و سیمای ما همراه و همگام با برخی آن همه آب به آسیاب دشمن ریخت.

    راستی از این شماره، شهر من (شیرگاه در سوادکوه مازندران) به جمع توزیع کنندگان مجله راه پیوسته و از دکه مطبوعاتی آقای شعبان زاده قابل تهیه است. (گرچه بی شک، بهترین راه، اشتراک است.)

    پرونده ویژه این شماره انتخابات دهم بود که با مصاحبه دکتر ابراهیم فیاض یک شروع طوفانی برای این شماره داشت: تقابل غربگرایی (چپ و راست) با بومی گرایی و سنت گرایی و ایران گرایی. استاد فیاض در پایان مصاحبه، خطر عرفان مشایی را گوشزد کرد که می تواند جلوی فقاهت رهبری بایستد.

    تحلیل دکتر عباس سلیمی نمین از دو جبهه حاضر در انتخابات بر مبنای تئوری چرخش قدرت (برای مقابله با فساد) بود که از همان آغاز رهبری به شدت پیگیری شده است.

    محسن صفایی فرد را نمی شناسم؛ ولی با بررسی دوآلیسم تاریخی مردمی – اشرافی به سختی به تئوری زدگی اساتید غرب زده مان شوریده است! در پایان مقاله اش نکته مهمی را گوشزد کرده: خطر عقب نشینی های زبانی. توجه زیبایی داشته به این فاجعه زبانی رخ داده که مثلا مستضعف با آسیب پذیر یکی دانسته می شود. (در حالی که در ادبیات انقلاب، ادبیات امام معنای این کلمات چیز دیگری بوده.) واقعا یکی از روشن ترین معیارهای انحراف دولتها و مدیران و مسئولین از آرمانهای انقلاب اسلامی، از طریق زبان قابل پیگیری است.

    جواد شریف زاده نگاهی به برنامه های اقتصادی در انتخابات دهم داشته. انتخاباتی که مردم عادی را با اصطلاحات اقتصادی آشنا کرد و همه یک پا کارشناس شدند. (قابل توجه آقای کروبی!)

    صف بندی افاده و عمل، یادداشتی از رضا زاده محمدی است که کمی به طنز نزدیک شده است و به سنخ شناسی نخبگان پرداخته است.

    دکتر عطاء الله رفیعی هم در مصاحبه ای از نخبگان و مردم و دولت گفته البته درباره انتخابات.

    دکترحجت الاسلام ولی الله نقی پورفر، استاد برجسته دانشگاه امام صادق علیه السلام و چند دانشگاه دیگر، که کلاس مدیریت اسلامی معروف است، بایسته هایی برای دولت دهم معرفی کرده است که بی شک برخی به آن برچسب افراطی می زنند. شجاعت و صداقت ایشان در طرح این اولویت ها که حاصل سالها مطالعه و نگرش اسلامی است، قابل تقدیر است. گرچه برای اجرای آن به شجاعتی فراتر از احمدی نژاد نیازمندیم! (عبور از احمدی نژاد!)

    وحید جلیلی، به نقش دولت نهم در وقایع پس از انتخابات پرداخته. از عدالت نامتوازن گفته و فساد رسانه ای. از فقر اطلاعات حرف زده که یکی از مصادیق فقر و فساد و تبعیض است. از نامرد رسانه ملی ما گفته که با حذف 30 درصد جمعیت روستایی (که به احمدی نژاد هم رای دادند و مشکلات و آرمانهایی هم دارند) در برنامه هایش، این تصور را برای همه به وجود آورده که ایران فقط حوالی میدان تجریش و ونک است و همین خیابان ولی عصر! (حرفهای وحید جلیلی نکات فراوانی داشت. خودتان بخوانید!)

    پارازیت روی موج ایران، گفتگوی سه نفره وحید جلیلی، محمدرضا زائری و طلال عتریسی (رئیس دانشکده علوم اجتماعی لبنان) در تحریریه راه بود. رویکرد جهان عرب به ایران پس از انتخابات موضوع این میزگرد یک ساعته بود که به پیشنهادی برای تعامل اهالی رسانه و فرهنگ کشورهای اسلامی کشیده شد.

    «چهارسال دیگه!» دست نوشته های یک افسر وظیفه است که مسئولیت حفاظت از صندوقهای اخذ رای را برعهده داشته. خواندن آن برای آنانی که از فرآیند صیانت از آرای ملت آگاهی ندارند و فکر می کنند به راحتی می شود تقلب کرد، توصیه می شود.

    دو صفحه مجله راه، به شعارهای انتخاباتی اختصاص داشت که از سوی طرفداران کاندیدا شنیده می شد.

    امیرحسین ترکش دوز، عملکرد موسوی را در دوگانه انقلاب – اصلاح تحلیل کرده. خودتان هم اگر تحلیل کنید، احتمالا به نتایج مشابهی می رسید.

    معرفی و مروری بر کتاب طبقه جدید نوشته میلوان جیلاس به قلم سعید خورشیدی (که ظاهرا دکترای فرهنگ و ارتباطات هم قبول شده اند و همینجا تبریک می گم) به فاصله گرفتن انقلابهای کمونیستی از آرمانهای کمونیسم پرداخته و آن را در شکل گیری طبقه جدید در میان انقلابیون سابق (مسئولین نظام کمونیستی) می جوید. این مطلب به نظر من جاش اینجا نبود! وسط بحث تقلب در انتخابات.

    «مگر می شود داماد لرستان رای نیاورد» عنوانی است که برای متن کامل گفتگوی تلویزیونی تاریخی دکتر زهرا رهنورد با شبکه ماهواره ای بی بی سی فارسی انتخاب شده. گفتگوی آبروی نداشته دو قرن روشنفکری در ایران را به باد داد! واقعا چرا اینها هنوز فکر می کنند که ایرانیان باید قبیلگی رای دهند؟ اصلا کدام قبیله سرجای خودش است؟

    اکبر نائینی، در حاشیه ای به بحث تقلب، تمام وجوه گفته شده و نشده درباره تقلب و فرضیه های مرتبط با آن را بررسی می کند و درباره امکان عقلی آن بحث می کند. به هرحال وقتی، میرحسین موسوی تقلب در این ابعاد گسترده را باور کند...

    میثم بهشتی نژاد نیز به موضوع تقلب از زاویه دیگری پرداخته و موضوعات جالبی را مطرح کرده که مرور آنها خالی از لطف نیست.

    روح الله امین آبادی با بازخوانی چند پرونده درباره کشته های اعتراضات جمعی اجتماعی سیاسی 4 ساله دوم اصلاحات از آنانی انتقاد کرده که این کشته ها را به حساب ناکارآمدی نظام می گذاشتند ولی قربانیان حوادث اخیر که تازگی ندارد را امری فوق العاده بزرگ، بدیع و نافی مشروعیت کل نظام می دانند! شرم بر صدا و سیمای ما که در قضیه سبزوار، سمیرم و فیروزآباد و ایذه خوب وظیفه اش را انجام نداد که امروز همگان فکر کنند اتفاق عظیمی افتاده! در این اتفاقات اخیر تنها بخشی از نظام در این قضایا ناکارآمدی خود را نشان داد! همین! ناکارآمدی بخشی از نظام و چند مصداق که ناکارآمدی کل سیستم را نتیجه می دهد! حداقل در دوره شما اصلاح طلبان که نمی داد.

    جواد میری در مصاحبه ای با جواد عطایی به فعالیتهای هسته های فرهنگی انقلاب در ماجرای ریاست جمهوری و عزل بنی صدر پرداخته.

    مصطفی فارویی فیروزی در یادداشتی با عنوان مهندسی رسانه مهندسان، با اشاره به عملکرد رسانه ملی در انتخابات اخیر، از برخی ضعفهای سازمان، نظیر نبود آموزش مفاهیم کلیدی و ... انتقاد کرده.

    سید مرتضی هاشمی مدنی یادداشتی نوشته که من با قسمتهایی از آن فکر می کنم مخالفم! وی از دو روایت رسمی (صدا و سیما) و غیررسمی نام برده و تحلیل کرده که اکنون دوران پایان روایت رسمی است. البته ما به لزوم تغییرات روایت رسمی (و پایان آن بدین شکل) معتقدیم ولی با مصادیقی که ایشان ارائه کرده اند مشکل داریم! ما فکر می کنیم آن طبقه ای که سی سال است که در صدا و سیمای ما نادیده گرفته شده اند مستضعفین ساکن روستاها و شهرستانهای کوچک ایران هستند. نه مردم شمال شهر تهران!

    طلال سلمان مقایسه ای بین دو انتخابات اخیر ایران و لبنان داشته که جالب است. خودمان را دستکم نگیریم!

    خاطرات سفر مهدی همازاده به الجزایر، یکی از کشورهایی که در قرن بیستم شاهد حوادث گوناگونی نظیر انقلاب ود، خواندنی بود. جبهه فرهنگی در آفریقا.

    از گردیز افغانستان تا گوانتانامو، خاطرات دکتر سید محمد علیشاه موسوی گردیزی است از زندانهای گوانتانامو!

    احسان صفرزاده مصاحبه ای داشت با محمدرضا محمدی نجات با موضوع مستندسازی در رسانه های ایرانی که حداقل برای ما دانشجویان رشته فرهنگ و ارتباطات (گرایش سیاستگذاری) حاوی نکات مهمی بود.

    حجت الاسلام علیرضا جهانشاهی، طلبه سیرجانی، عدالتخواه معروف قضیه زمین خواریهای یک دستگاه امنیتی در سیرجان کرمان، به همت وحید جلیلی، نماد گفتمان عدالتخواهی شده است. گرچه برخی با او مخالفند. جهانشاهی تقریبا صفحه یا صفحاتی ثابت در هر شماره دارد. در این شماره از هم بندی اش با شهرام جزائری گفته و آرزویی که با شجاعت دکتر محمود احمدی نژاد برآورده شد در شب مناظره با میرحسین موسوی!

    از شعر های این شماره، شعر مرگ عجیب هاجر نویدی (شعر علی محمد مودب) خیلی قشنگ و به روز بود.

    پرونده ویژه ای هم در صفحات انتهایی نشریه باز می شود با یادداشتی از رضا کایدخورده درباره فلسفه همگانی. به هر حال به نظر می رسد بدون فلسفه تمدن سازی ممکن نیست! رضا کایدخورده از بایدها و نباید آموزش عمومی فلسفه می گوید. (استاد؟) اصغر طاهرزاده از جایگاه فسلفه شیعی در تمدن آینده بشر سخن می راند. گفتگوی مهدی سیار با آیت الله سید حسن سعادت مصطفوی (استاد بزرگ تفسیر و فلسفه) درباره فلسفه هم بعد علمی دارد و هم تاریخی و سیاسی و ... در جایی آیت الله مصطفوی به صراحت ریشه مخالفت علمای قم با فلسفه را در مخالفت ایشان با امام راحل عنوان می کند. در پایان نیز می فرمایند: «نظر مقام معظم رهبری موافق فلسفه است، ایشان بسیار انسان روشنفکری است و با بقیه فرق دارد.»

    گفتگوی با نابغه اتریشی دانشگاه امام صادق علیه السلام که اکنون دانشجوی دکترای فلسفه دانشگاه تهران است، فیلیپ یا همان علی لنسل هم نکات متعددی داشت که از آن جمله: خاک بر سر ما ایرانی ها که فلسفه اسلامی را رها کرده ایم!

    صفحات طنز این شماره از برزو بیطرف (امید مهدی نژاد) بی نیاز بود. مطالب طنز مردمی که در وبلاگهایی چون: تقلب سبز، اسلام آنلاین، برای فکر، فریادی برای عدالت، مبارز، 22خرداد 1388 و ... زده شده بود، خنده بر لبانمان نشاند.

    روح این شماره که در بعدالتحریر وحید جلیلی تجلی یافت: ای خاک بر سر ما با این آنفولانزای انفعالمان در جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی!

    توجه: در نوشتن این جور مطالب عمدتا از تعابیر خودم استفاده می کنم. (نه این که لزوما نویسنده مورد بحث چنین واژه ای به کار برده باشد.)
    توجه2: نوشتن این مطالب و احیانا تعریف کردن و ذکر جنبه های مثبت، به معنای این نیست که من با تمام آنها موافقم! کما اینکه در برخی موارد مخالفت خود را اظهار کرده ام.

    برچسبها به ضرورت بهتر شدن دسته بندی موضوعی مطالب زیاد شده اند.

  • نظرات() 
  • سه شنبه 4 فروردین 1388

    به بهانه پرونده ویژه سال 87

    مجله فرهنگی تحلیلی «راه»، که تقریبا همان تحریریه چهارم مجله «سوره» بود، حدود یکسال قبل با 192 صفحه سیاه سفید متولد شد. البته کمی قبلش ویژه نامه ای در رثای قیصر امین پور هم به عنوان پیش شماره بیرون داده بود. تا چند شماره، شکل ظاهری و بصری مجله افتضاح بود ولی محتوای خوبی داشت. تمام سرمایه جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی

    ادامه مطلب

  • نظرات() 
  • پیشنهادهای من

    filesell درباره من و وبلاگم

    آخرین مطالب



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد کل مطالب :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین روزآمد :

    اَبر برچسب‌های پاورقی



    قفسه؛ کوتاه‌نوشت‌های من درباره کتاب‌هایی که خوانده‌ام