تبلیغات
...پاورقی فرهنگ و ارتباطات - مطالب ابر کتب پایداری

...پاورقی فرهنگ و ارتباطات

حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات

یکشنبه 20 تیر 1389

سلام بر ابراهیم

معمولا چند کتاب رو با هم خرد خرد می برم جلو تا تموم بشن و دوباره یه کتاب دیگه رو شروع کنم. گاهی این روند به هم می خوره و شبانه روزی یک کتاب رو می خونم تا تموم بشه. به قول خارجی ها پوت ات دان نمی کنم.

کتاب سلام بر ابراهیم از این دست کتابها بود. ابراهیم هادی. یه آدم معمولی بود ولی سعی کرد به آنچه که  می داند درست است عمل کند. ای کاش من هم این طور شوم و به آنچه که می دانم عمل کنم.

ابراهیم هادی آدم جالبی بوده. یه الگوی دست یافتنی خوبی برای ما می تونه باشه. فقط باید کمی تلاش کنیم و به آنچه می دانیم عمل کنیم.

امام خامنه ای (حدیث ولایت، جلد7، ص 238) از گنج جنگ گفته اند. دفاع مقدس ما، انسانهای فوق العاده ای به خودش دید. یکی از گنج های این جنگ. ابراهیم هادی در میان این انسانهای فوق العاده، گنج با ارزش دیگری بود.

من از دوست عزیزی که این کتاب رو تهیه کرد و اسم خودش رو هم نیاورد تشکر می کنم. جالب بود که همون سال اول انتشار، بدون تبلیغات خاص، به چاپ چهارم رسید. راستی چرا برای نسخه های چاپ نشده هری پاتر اون همه تبلیغات می شد ولی برای کتابهای این چنینی که مطمئنا در فضای جامعه تاثیر مثبتی دارند، (الگوهای کارآمد امروزی هستند) این تبلیغات انجام نمی شه؟

ضعف از ما بچه مذهبی هاست. چی کار به دولت دارین؟ این که دیگه تماما به اجانب صهیونیست بر نمی گرده. کم کاری ماهاست.

کتابشناسی:

سلام بر ابراهیم، گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی، تهران، انتشارات پیام آزادی، چاپ چهارم، 1388. 240 صفحه.

پیوندهای مفید:

صفحه گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی در سایت گودریدز +

صفحه کتاب سلام بر ابراهیم در سایت گودریدز +

  • نظرات() 
  • یکشنبه 2 خرداد 1389

    کتاب خاطرات آقای بنادری که جیب و دکمه روی آن دوخته اند

    در مورد فرهنگ پایداری (دفاع مقدس) دو نکته برایم جالب است: یکی اینکه چرا این فرهنگ که اینقدر هم مورد توجه امام خامنه ای است، منتقل نمی شود. بازتولید نمی شود. در کتب درسی نیست. ما در هیچ کتاب درسی با «بابانظر»ها، «معصومه رامهرمزی» ها، «علی هاشمی» ها، و این «ها» ها آشنا نشدیم. (البته نمی گم همه چیز را باید در کتب درسی بخوانیم؛ نه. ولی این رسانه های مختلف (آموزش و پرورش، صداوسیما، مطبوعات و کتاب و سینما و ...) مثل یه پازل باید همدیگر را تکمیل کنند. نه اینکه همه سکوت کنند و فقط چند ناشر مثل سوره مهر، کتاب چاپ کنند آن هم فقط در حد خاطره!)

    بالاخره حداقل نهادهای فرهنگی و رسانه ای حکومتی تکلیفشان روشن کنند که می خواهند چه کنند! اگر هدف انقلاب امام خمینی -یا به تعبیر حضرت ماه- فتح الفتوح امام خمینی، تربیت چنین انسانهایی بود؛ اگر هدف غایی حکومت اسلامی تربیت چنین انسانهایی است؛ -همانگونه که که بارها دو امام عزیز ما گفتند- این همه غفلت برای چی؟

    نکته دوم که برای من جالب است: این دلاورها رو هم فراموش کردیم و گذاشتیم کنار و هم رنجوندیمشون. صفحات آخر بابانظر اشک آدم رو در می آورد. وقتی با سرداران سپاه اسلام این برخوردها می شد، بسیجی ها و پاسدارهای ساده باید خیلی بیشتر خون جگر خورده باشند. تو کتاب امروز (کتاب خاطرات آقای بنادری) وضع به گونه ای بدتر است. تو همون دوره جنگ فراموش می شه. استعفا می ده و از سپاه می ره بیرون وهیچ کی نمی فهمه!

    عبدالحسن بنادری، قبل انقلاب سرباز ارتش بوده و آموزشهای خوبی می بینه. این آموزشها به تدریج بعد انقلاب تو سپاه (جزیره مینو و آبادان) خیلی به کارش می آد. می شه مسئول عملیات سپاه آبادان. خاطرات سال اول جنگ ایشون فوق العاده مهم است. تصور کنید هر روز یکی با مینی بوس می آد بهش می گه من با نیروهام هر جا که شما بگید، هر کار که شما بگید، ما آماد ایم بیاییم بجنگیم. کی ها؟ اونایی که سال دوم و سوم جنگ فرماندهان بزرگ جنگ شدند: علی فضلی، مهدی باکری، حمید باکری، مرتضی قربانی، احمد کاظمی و ... . دوره بنی صدر و هادی غفاری و دیگران! این زمان و مکان فرمانده پرور طبیعتا باید بیشتر از اینها روش کار بشه. مسلما باید پایان نامه های فراوانی از اینجا بیاد بیرون.

    برام جالب بود که بنادری-وقتی که امثال محسن رضایی سرگرم بنی صدر بودند- یکسال تمام آبادان رو از سقوط حفظ می کنه ولی امروز مدیر حراست پالایشگاه یا نیروی انسانی پالایشگاه نفته. سپاه باید قدر سرداران واقعی، سرداران سردارپرور خود را بداند. نه فقط سپاه، که امت انقلابی ایران. جالب بود که علی شمخانی بعد جنگ می فهمه که ایشون خیلی وقته پاسدار نیست و از سپاه حقوق نمی گیره.  فراموش شدن این پیشکسوتان جهاد و مبارزه –که از قضا این یکی تحصیل خارج کشور را هم بی خیال شد و آمد به انقلاب خدمت کند- فراموش شدن اونا تو پیچ و خم زندگی روزمره همان خطری بود که حضرت روح الله دهه 60 تذکرش رو دادن. ما فقط تکرار کردیم.

    پی نوشت:

    1-     این کتاب همون کتابیه که روی جلدش جیب یک پیراهن بسیجی دوخته شده. دکمه و پارچه واقعی. همون کتابیه که 400 صفحه است و 11 هزار تومان. همون کتابیه که باید ارزون چاپ می شد. امید که در کنار این سوسول بازی ها (که به گران تر تمام شدن کتاب می انجامد) چاپهایی ویژه دانشجو و مستضعفان چاپ کنند تا  قشر کتابخوان بیشتری بتواند کتاب را تهیه کند.

    2-     دلم نیومد بگم ایشون چون یه جورایی بالادست مهندس غرضی وزیر نفت بودند، و آقای وزیر زحمتهای ایشون رو تو همون اوایل جنگ لمس کرده بودند، به پاس تشکر از ایشون همون سالهای اول تا وسط جنگ، برای ایشون یه طرفه حکم استخدام صادر می کنند.  بدون اینکه آقای دلاور چیزی به کسی بگن. وقتی هنوز یک پاسدار بود.

    3-     این کتاب اولین منبع عمومی بود که دیدم چیزی از سردار گمنام هور، علی هاشمی نوشته است. نمی دونم چرا علی هاشمی اینقدر ناشناخته ماند؟

    اطلاعات کتابشناختی:

    تاریخ شفاهی2: سرباز سالهای ابری: خاطرات عبدالحسن بنادری، مصاحبه و تدوین: سیدقاسم یاحسینی، تهران، نشر فاتحان، چاپ اول، 1389، 400 صفحه، 11هزار تومان.

  • نظرات() 
  • جمعه 10 اردیبهشت 1389

    روایت فتح

    معرفی کتابهای مطالعه شده در سال جاری: هفتمین کتاب

    عنوان: روزگاران- 1: خاطرات نوشته کوروش علیانی

    روایت فتح

    انتشارات روایت فتح نسخه جیبی این کتاب را هم منتشر کرد تا قطع جدیدی را تجربه کند. قطعی که از قطع کتابهای یادگاران دستی تر است. در جیب های بیشتری جا می شود و کاغذ کمتری می برد.

    مجموعه روزگاران، عنوان کتابهایی است که بنا دارد در صد صفحه تصویرهایی از سال های جنگ را در قالب خاطرات بازنویسی شده، برای من و تویی که آن سالها را ندیدیم، نشان بدهد. سالهای قشنگ پایداری. خواندنشان حداقل این فایده را دارد که به ما یادآوری کند آن روزها بوده اند و آن واقعه ها رخ داده اند؛ نه در سال ها و جاهای دور، در همین نزدیکی.

    اطلاعات کتابشناختی:

    کوروش علیانی، روزگاران1: کتاب خاطرات، تهران، انتشارات روایت فتح، چاپ دوم (جیبی) 1388

  • نظرات() 
  • جمعه 20 فروردین 1389

    دیروز

    معرفی کتابهای مطالعه شده در سال جاری: چهارمین کتاب

    کتاب نامه ای به پدر آسمانی ام

    گویی همین دیروز بود که تو برای ما می نوشتی. وقتی که جبهه بودی را می گویم. امروز من ...

    این جمله مبنای این کتاب زیباست که شامل نامه های عمدتا عاطفی و ادبی و در مواردی با تحلیل های خوب اجتماعی و سیاسی فرزندان ایثارگران و شاهد به پدرانشان است. به پدرانی که برای اعتلای نام الله، برای نهضت جهانی اسلام از خود گذشتند.

    امروز

    از فرزندانی که گاهی به خاطر شجاعت پدرشان تحقیر می شدند. فرزندانی که عموما برداشتهای اشتباهی از زندگی آنها داریم. بی تعارف ما آنها را نمی شناسیم. هدیه این کتاب 110 صلوات برای شادی روح شهداست.

    اطلاعات کتابشناختی:

    نامه ای به پدر آسمانی ام، تهران، حوزه مشاوران جوان بنیاد شهید و امور ایثارگران


  • نظرات() 
  • یکشنبه 15 فروردین 1389

    وقتی ذائقه ما را عوض کردند، وقتی زبان ما را عوض کردند

    اشاره: رسانه کتاب، مغز نظام رسانه ای، رسانه نخبگان، اولین و پدر رسانه های بشری در دوران پس از تاریخ است. (دکتر محمد ابراهیم فیاض، ایران آینده به سوی الگویی مردم شناختی برای ابرقدرتی ایران، پژوهشگاه فرهنگ و هنر و ارتباطات، تهران، 1387، ص 125)

    معرفی کتابهای مطالعه شده در سال جاری: دومین کتاب

    عنوان کتاب: حصر دل، نوشته عبدالله گیویان

    ادبیات دفاع مقدس در دهه 60 شاهد کتابهای خوبی بوده است. کتابهایی که اگر امروز چاپ می شدند، فروش بسیار بالایی داشتند. دهه 60 سوژه های ناب دفاع مقدسی فراوان بودند ولی حیف که ذائقه کتابخوانی هنوز ایجاد نشده بود. ما در ترم اول دانشگاه خواندیم که فرهنگ اکتسابی است و باید آموخته شود. امروز هم می گوییم برادر من! خواهر من! یعنی چی تو خونه تون سی دی همه فیلم ها رو دارید؟ بچه هفت هشت ساله کی گفته این همه فیلم باید ببینه؟! چرا ذائقه بچه را غلط می سازید؟! بچه تون رو کتاب خون تا خودش تصویر وقایع را بسازه. بذارین بچه تون فعال بشه، نه منفعل. فیلم هم خوبه ولی جای خود! و مسلما کمتر از اینها! این فیلم ها ذهن بچه تون را تنبل بار می آره!

    (این دل پردرد رو کجا ببرم؟! بریم به معرفی کتاب حصر دل، نوشته عبدالله گیویان)

    حصر دل

    محصول سال 1369 حوزه هنری. وقتی که کتابهای با عنوان سوره مهر چاپ نمی شدند. از نمونه های نخستین ادبیات داستانی فرهنگ پایداری. داستان کوتاهیه 72 صفحه. تحلیلی هم هست. نکات قشنگی از پشت جبهه هم داره. اطلاعات داخل جبهه اش هم جالبه. مثلا تو صحبتهای رزمنده دهه 60 یه جایی می گفت: «تو به چه دلیل کارت رو ول کردی اومدی جبهه؟ تو برای امت اومدی؟ برای امام اومدی؟» (ص 27) خب، این یعنی چی؟ توجه کردید؟ تازه این نکته از یکی از این کتابهایی بود که تو فضایی نوشته شده اند که هنوز دوران توسعه هاشمی و اصلاحات خاتمی ادبیات و گفتمان جامعه را خراب نکرده بود. امت و امام! نه مردم و رهبر! رزمنده های ما برای مردم و رهبر نجنگیدند برای امت و امام جنگیدند. ترجمه انگلیسی امت، society یا هر آنچه فکر می کنید نیست. امت همان امت می شود. Ummah. جاش نیست تفاوتهای این دو را بگم ولی لعنت به اونایی که زبان ما ( و حتی زبان رزمندگان) را عوض کردند. (چیه! شما که می دونین امروز دل پری دارم!) ذائقه ما را این رسانه های جمعی نابود کردند. فرهنگ ما را نابود کردند. امت و امام را که قدرت ما بود، از ما گرفتند و رهبر و مردم (شهروندان!) دادند. رهبر و شهروندان متقابلا حاضرند دیگری را نابود کنند. (تو فیلمهای هالیوودی فراوون از این توجیهات دیده اید که به مصلحتهای مختلف مردم به یکدیگر و حکومت خیانت می کنند و یا رهبران به مردم خیانت می کنند...) امت از ولایت دست نمی کشد. ولایت هم از امت با تمام وجود دفاع می کند. راستی «مبنا»ی حکومت ما حقوق شهروندی و این حرفها که نیست. مبنای حکومت اسلامی، حق و وظیفه حکومت ولایت فقیه است و تبعیت امت.

    اطلاعات کتابشناسی:

    کتاب حصر دل، عبدالله گیویان، تهران، انتشارات حوزه هنری، 1369.

  • نظرات() 
  • دوشنبه 24 اسفند 1388


    اشاره: رسانه کتاب، مغز نظام رسانه ای، رسانه نخبگان، اولین و پدر رسانه های بشری در دوران پس از تاریخ است. (دکتر محمد ابراهیم فیاض، ایران آینده به سوی الگویی مردم شناختی برای ابرقدرتی ایران، پژوهشگاه فرهنگ و هنر و ارتباطات، تهران، 1387، ص 125)
    معرفی کتابهای مطالعه شده در سال جاری: شصت و هشتمین کتاب
    عنوان کتاب: داماد فرمانده لشکر نوشته داوود امیریان
    داوود امیریان
    داوود امیریان (متولد 1349) برای امثال من با طنز و دفاع مقدس یکی شده است.
     کتاب داماد فرمانده جلد پنجم از مجموعه زیبای ترکش های ولگرد است.
    این مجموعه (با 6 داستان متنوع طنز) تقریبا برای نوجوانان نوشته شده است ولی برای ما جوانان و حتی بزرگسالان نیز لذت بخش است.
    طراحی گرافیکی کتاب به نحوی است که آدم فکر می کند مخاطب کتاب کودکان هستند ولی اینگونه نیست.
    کتابشناسی:
    داماد فرمانده لشکر، داوود امیریان، تهران، نشر شاهد، 1387. 62 صفحه.
    نکته ای از کلاسهای درس: پروفسور م. (استاد مهمان) می گفت: روزهایی که خبر نداریم روزنامه هم نباید چاپ کنیم. (ولی در غرب که اصالت با منافع مادی سرمایه داری است، حتی در روزهای تعطیل کریسمس هم روزنامه چاپ می کنند؛ چون آگهی مهم است.) ما هم وقتی مطلب زیادی نداریم، سعی می کنیم خلاصه تر بنویسیم. 

  • نظرات() 
  • شنبه 22 اسفند 1388

    دکتر رهنمون در خاک عراق شهید شد؛ تهران نشین نبود!
    رسانه کتاب، مغز نظام رسانه ای، رسانه نخبگان، اولین و پدر رسانه های بشری در دوران پس از تاریخ است. (دکتر محمد ابراهیم فیاض، ایران آینده به سوی الگویی مردم شناختی برای ابرقدرتی ایران، پژوهشگاه فرهنگ و هنر و ارتباطات، تهران، 1387، ص 125)
    معرفی کتابهای مطالعه شده در سال جاری: شصت و هفتمین کتاب
    عنوان کتاب: دکتر محمد علی رهنمون[کتاب رهنمون]/ یادگاران16
    مجموعه کتابهای یادگاران در سال 1383 خیلی مشهور شده بود. سبک جدید زمینی کردن شهدا و در نتیجه ملموس و در دسترس شدن شهدا جواب داده بود. 
    بازنویسی خاطرات شهدا برای نسلی که شهدا را ندیده است. سادگی فوق العاده طراحی صفحات کتاب که توجه ذهن را از نکات جانبی باز می دارد.
    سادگی طراحی (کوتاهی خاطره ها، حجم زیاد قسمت خالی صفحه، هر خاطره یک صفحه، قطع کوچک) باعث پرورش خیال و درگیری ذهن مخاطب برای ساخت تصویر خاطره می شود.
    مشخص نبودن گوینده خاطره، گوینده نقل و قول های درون متن، مکان و زمان و سایر ستینگ خاطره ها، عامل فعال شدن مخاطب برای فهم خاطره می شود.
    رهنمون
    کتاب شانزدهم این مجموعه به شهید دکتر محمد علی رهنمون می پردازد که علی رغم داشتن سمت مهم معاونت درمانی بهداری سپاه پاسداران در خاک عراق به شهادت می رسد. او می توانست در تهران در دفترش بنشیند و خودش را توجیه کند که کارش را برای خدا انجام می دهد. و همین کافی است.
    خوبست اینجور مواردی تو زندگی عادی مون پیدا کنیم و ببینیم که کار امروزمون چقدر مثل کار شهدا است. درست که کارمون برای خداست انشاءالله ولی همون کاری که خدا می خواد رو داریم انجام می دیم؟
    من این کتاب رو تو اتوبوس اردوی راهیان نور بجه های فرهنگ و ارتباطات (عاشورای 1388) خوندم. با تشکر از کادر اردو بابت کتابخانه ته اتوبوس.
    شما را به خواندن صد خاطره زیبا و کوتاه از این شهید دعوت می کنم.
    کتابشناسی:
    کتاب خاطرات دکتر محمد علی رهنمون، یادگاران، دفتر 16، انتشارات روایت فتح، 1383


  • نظرات() 
  • پنجشنبه 20 اسفند 1388

    آقای مهندس شما دیگر چرا؟
    رسانه کتاب، مغز نظام رسانه ای، رسانه نخبگان، اولین و پدر رسانه های بشری در دوران پس از تاریخ است. (دکتر محمد ابراهیم فیاض، ایران آینده به سوی الگویی مردم شناختی برای ابرقدرتی ایران، پژوهشگاه فرهنگ و هنر و ارتباطات، تهران، 1387، ص 125)
    معرفی کتابهای مطالعه شده در سال جاری: شصت و ششمین کتاب
    عنوان کتاب: سید محمد تقی رضوی[کتاب رضوی]/ یادگاران17
    مجموعه کتابهای یادگاران در سال 1383 خیلی مشهور شده بود. سبک جدید زمینی کردن شهدا و در نتیجه ملموس و در دسترس شدن شهدا جواب داده بود. 
    بازنویسی خاطرات شهدا برای نسلی که شهدا را ندیده است. سادگی فوق العاده طراحی صفحات کتاب که توجه ذهن را از نکات جانبی باز می دارد.
    سادگی طراحی (کوتاهی خاطره ها، حجم زیاد قسمت خالی صفحه، هر خاطره یک صفحه، قطع کوچک) باعث پرورش خیال و درگیری ذهن مخاطب برای ساخت تصویر خاطره می شود.
    مشخص نبودن گوینده خاطره، گوینده نقل و قول های درون متن، مکان و زمان و سایر ستینگ خاطره ها، عامل فعال شدن مخاطب برای فهم خاطره می شود.
    رضوی
    کتاب هفدهم این مجموعه به مهندس سید محمد تقی رضوی می پردازد. او می توانست در تهران در دفترش بنشیند و خودش را توجیه کند که کارش را برای خدا انجام می دهد. و همین کافی است. چرا او این کار را نکرد؟ و شخصا در جبهه ها حضورمی یافت؟
    خوبست اینجور جاها تو زندگی امروزیمون ببینیم چقدر چقدر مثل شهدا هستیم؟
    من این کتاب رو تو اتوبوس اردوی راهیان نور بجه های فرهنگ و ارتباطات (عاشورای 1388) خوندم. با تشکر از کادر اردو بابت کتابخانه ته اتوبوس.
    شما را به خواندن صد خاطره زیبا و کوتاه از این شهید دعوت می کنم.
    کتابشناسی:
    کتاب خاطرات مهندس سید محمد تقی رضوی، یادگاران، دفتر 17، انتشارات روایت فتح، 1385


  • نظرات() 
  • سه شنبه 18 اسفند 1388

    عمو حسن به جبهه می رود
    رسانه کتاب، مغز نظام رسانه ای، رسانه نخبگان، اولین و پدر رسانه های بشری در دوران پس از تاریخ است. (دکتر محمد ابراهیم فیاض، ایران آینده به سوی الگویی مردم شناختی برای ابرقدرتی ایران، پژوهشگاه فرهنگ و هنر و ارتباطات، تهران، 1387، ص 125)
    معرفی کتابهای مطالعه شده در سال جاری: شصت و پنجمین کتاب
    عنوان کتاب: عموحسن/ یادگاران15
    عمو حسن
    مجموعه کتابهای یادگاران در سال 1383 خیلی مشهور شده بود. سبک جدید زمینی کردن شهدا و در نتیجه ملموس و در دسترس شدن شهدا جواب داده بود. 
    بازنویسی خاطرات شهدا برای نسلی که شهدا را ندیده است. سادگی فوق العاده طراحی صفحات کتاب که توجه ذهن را از نکات جانبی باز می دارد.
    سادگی طراحی (کوتاهی خاطره ها، حجم زیاد قسمت خالی صفحه، هر خاطره یک صفحه، قطع کوچک) باعث پرورش خیال و درگیری ذهن مخاطب برای ساخت تصویر خاطره می شود.
    مشخص نبودن گوینده خاطره، گوینده نقل و قول های درون متن، مکان و زمان و سایر ستینگ خاطره ها، عامل فعال شدن مخاطب برای فهم خاطره می شود.
    کتاب هفدهم این مجموعه به پیرمردی باصفا می پردازد. پیرمردی که همه او را عمو حسن صدا می زدند. یک پیرمرد جالب. این پیرمرد می توانست خودش را توجیه کند، در همان شهر خودش به خلق خدا کمک کند و آدم خوبی باشد. اصلا هر کاری که داشت را برای خدا انجام بدهد. در نتیجه به جبهه نرود و ...
    او چرا به جبهه رفت؟
    خوبست فکر کنیم ما با شهدا چقدر فرق داریم؟!
    من این کتاب رو تو اتوبوس اردوی راهیان نور بجه های فرهنگ و ارتباطات (عاشورای 1388) خوندم. با تشکر از کادر اردو بابت کتابخانه ته اتوبوس.
    شما را به خواندن صد خاطره زیبا و کوتاه از این رزمنده دعوت می کنم.
    کتابشناسی:
    کتاب خاطرات عمو حسن، یادگاران، دفتر 15، انتشارات روایت فتح، 1382. 112 صفحه

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 13 اسفند 1388

    کتاب «همه آمدند»

    معرفی کتابهای مطالعه شده در سال جاری: شصت و چهارمین کتاب

    کتابی است برای کودک وخردسال. البته یک کتاب دفاع مقدسی. این کتاب در قالب چند تصویر و نوشته به تلاشهای مردم در روزهای دفاع مقدس می پردازد. روزهایی که همه آمدند و کمک کردند: بسیجی، سپاهی، ارتشی، قلکهای کودکان، رانندگان اتوبوس، پرستاران و پزشکان، آشپزها(!)، زنان و بسته بندی کمکهای پشت جبهه، معلم ها، روحانی ها، مهندس ها، پیرمردها و ایستگاههای صلواتی و کفاش ها و خیاط ها آرایش گرها! در پایان هم نتیجه می گیرد: پیروزی ما در جنگ، نتیجه تلاش همه مردم بود. برای دفاع از ایران اسلامی همه آمدند، همه آمدند...


    سوال من اینجا اینه که آیا ما مجبوریم دروغ بگیم که همه اومدند؟ فقط ده درصد مردم ما با جنگ در ارتباط بودند. بقیه هیچ کمکی نکردند. کشور در وضعیت جنگی بود ولی بسیجی های نوجوان تو جبهه ها بودند. نه اینکه اونا بیکار و عاشق باشند، نه! جبهه ها خالی بود. چرا در همه محورها و همیشه تعداد نیروی های ما از ارتش عراق کمتر بود؟! برید کتاب خاطرات روزهای آخر آقای احمد دهقان، انتشارات سوره مهر رو بخونید تا باور کنید رزمنده ها تو جبهه ها منتظر نیرو بودند. کسی که بیاد بجنگه. یک عده ای کثیری نجنگیدند ولی همون دیروز و همین امروز و شاید هم همین فردا دارن از مزایا استفاده می کنن.

    تو جنگ اصناف مختلف بودند ولی اکثریت غایب داشتیم.


    پیروزی ما در جنگ، نتیجه تلاش همه مردم نبود. خدا ما را در جنگ پیروز کرد.
    برای دفاع از ایران اسلامی همه نیامدند، همه نیامدند… عده ای آمدند و مردانه جنگیدند. 

    امروز هم حضور همان عده اندک برای دوام نظام مقدس جمهوری اسلامی کافی است.

    ....همانگونه که 313 نفر برای ظهور کافیست....

    تعریف داستان جنگ برای نسل جدید، بدون اشاره به نقش امام خمینی، بدون اشاره به نقش خدا مگه میشه؟! خرمشهر را خدا آزاد کرد. مهران را نیز. فکه، چزابه، دهلاویه، سوسنگرد...


    کتابشناسی:

    کتاب همه آمدند، تلاش مردم در روزهای دفاع مقدس، غلامرضا حیدری ابهری، قم، نشر جمال، 1387

  • نظرات() 
  • دوشنبه 14 دی 1388

      اشاره:

      مشکل ما سه راه حل دارد: خواندن، خواندن و خواندن. البته راه حل چهارمی هم وجود دارد که آن هم خواندن است. مطالعه را به برنامه روزمره زندگی خود وارد کنید. -نقل به مضمون از دکتر حسن رحیم پور ازغدی

      معرفی کتابهای مطالعه شده در سال جاری: پنجاه و پنجمین کتاب

      عنوان کتاب: کتاب پاییز در قطار اثر محمد کاظم مزینانی

      پاییز در قطار

      کتاب پاییز در قطار طرح روی جلدی دارد که تداعی رمان کودکان یا رمان نوجوانان می کند. البته کم حجمی کتاب 59 صفحه هم بر این معنا دلالت دارد. اما اصلا برای کودکان و نوجوانان مناسب نیست! واقعا این داستان می خواست چی بگه؟ چی گفت؟ جبهه رفتن پسرک چشم آبی داستان محکوم شد! همین. البته کتاب ویژگیهای مثبتی هم داشت مثل اینکه حسد سگ داستان -خانمی- درمان شد. رشد و تعالی آن سگ هم چیز خوبی بود.

      کتابشناسی:

      کتاب پاییز در قطار -رمان-، محمد کاظم مزینانی، دفتر آفرینش های ادبی، تهران، انتشارات سوره مهر، 59ص.

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 10 دی 1388

    اشاره: کتاب، دوست ماست. لکن با کتاب، معامله دوری و دوستی نکنیم.

    پوستر رونمایی کتاب

    معرفی کتابهای مطالعه شده: پنجاه و سومین کتاب

    عنوان: کتاب خاطرات شفاهی شهید محمد حسن نظرنژاد: بابانظر

    شهید محمدحسن نظرنژاد، پهلوان باغیرتی بود. قهرمان ورزشی ملی -در قبل انقلاب- بود. سوابق انقلابیگری قبل انقلاب داشت. در کردستان و گنبد هم بود تا مشتی منافق و مخالف، به مردم زور نگویند. 140 ماه هم سابقه حضور در جبهه دارد! -هشت سال جنگ می شود 96ماه؛ 10 سال هم به تعبیر آقا سعید -سردار قاسمی- می شود 120 ماه؛ بروید کتاب را بخوانید تا بفهمید چطور می شود 140 ماه سابقه داشت!- انواع مختلف جانبازی ها در قسمتهای مختلف بدن؛ چیزی بیشتر از 150 درصد جانبازی. با همه اینها، این سردار با ارزش تاریخی فرهنگی سپاه بی جهت در سال 1375 شهید می شود! به کوه می رود ولی یک تیم پزشکی همراه او نیست، حتی یک کپسول اکسیژن هم می توانست او را برای ما حفظ کند ولی نشد.

    بگذریم. کتاب فوق العاده قشنگی است. مدتها بود چنین کتابی نخوانده بودم. دو شب تا صبح بیدار بودم که تمام شد. ما به خاطرات شفاهی خیلی نیاز داریم. لایه های تاریک و پنهانی از تاریخ با تاریخ شفاهی شفاف می شود. بابانظر از کتاب دا هم بهتر است. یعنی جالب تر و جذاب تر است. سرگذشت این مرد که با تاریخ دفاع مقدس خراسان عجین شده، پر از غمها و شادیهایی بود که دو روز اول محرم امسال با آن زندگی کردم.

    بابانظر، حقش است که رکورد کتاب دا را بشکند. خریدیم، خواندیم، هدیه می دهیم.

    نکته فرعی: در قسمت فهرست نویسی فیپای کتاب موضوع کتاب سرگذشتنامه ورزشکاران معلول ایران عنوان شده!

    کتابشناسی:کتاب خاطرات شفاهی شهید محمد حسن نظرنژاد: بابانظر؛ مصاحبه: سید حسین بیضایی، تدوین: مصطفی رحیمی؛ دفتر ادبیات و هنر مقاومت، تهران، سوره مهر، چاپ سوم 1388

  • نظرات() 
  • پیشنهادهای من

    filesell درباره من و وبلاگم

    آخرین مطالب



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد کل مطالب :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین روزآمد :

    اَبر برچسب‌های پاورقی



    قفسه؛ کوتاه‌نوشت‌های من درباره کتاب‌هایی که خوانده‌ام