تبلیغات
...پاورقی فرهنگ و ارتباطات - من هم ترجیح می دهم ته چاه باشم!/ یادداشتی درباره سبک زندگی و آموزش علوم انسانی در ایران؛ با نگاهی به کتاب «آسمان شیشه‌ای نیست!»
 
...پاورقی فرهنگ و ارتباطات
حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات

این یادداشت در نشریه خبری تحلیلی پنجره شماره 118، شنبه 19 آذر 1390، منتشر شده است. لینک این مطلب در سایت پنجره (+)

درباره رمان «آسمان شیشه‎ای نیست!» مرتضی انصاری

با هم برویم ته چاه/ حمید درویشی شاهکلائی

«سال اول غروب جمعه دلش به هیچ کاری نمی‎رفت. بعد از مدتی غروب که می‎شد، دیگر دلش نمی‎گرفت و از این دل نگرفتن ناراحت می‎شد و نگران. می‎رفت به پارک کوچک کنار خوابگاه و سعی می‎کرد و حتی زور می‎زد که یک جوری همان حس غریب به‎سراغش بیاید. این اواخر هم که دیگر یا اصلا تفاوت روز‎ها را متوجه نمی‎شد و یا آخر شب یک دفعه به ذهنش می‎آمد که یک غروب دیگر هم گذشت... . »

سبک زندگی هر تمدنی جدای از پیش‎فرض‎‎ها و اصول فکری آن تمدن نیست و هر تمدنی هنگام برخود با سایر تمدن‎‎ها مجموعه‎ای را از خود عرضه می‎دارد که شامل همه‎چیز است، از غذایی که پیشنهاد می‎دهد تا شیوه تربیت فرزندان. در این مجموعه، جایگاه علوم، به‎ویژه علوم انسانی برجسته است. علوم انسانی هر تمدنی متأثر از نوع نگاه آن به هستی است و در مرحله بعد خود به نگاه افراد به هستی شکل می‎دهد و چرخه تولید و بازتولید را کامل می‎کند. در این داستان اختلافات ریشه‎ای سبک‎‎های مختلف زندگی دیده می‎شود که ارتباط تنگاتنگی با علوم انسانی دارند.

قصه از آن‎جا آغاز می‎شود که «حامد» در سرگردانی‎‎ها غرق است. هرچند اشاره مستقیمی به عامل این وضعیت نمی‎شود؛ اما با توجه به فضای داستان و زندگی کنونی او می‎توان به نقش پررنگ رشته تحصیلی‎اش رسید. استاد مسن حامد که اتفاقا دارای اعتقادات فردی مذهبی‎ست، به هنگام تدریس و بحث، خدا را کنار می‎گذارد و می‎گوید: «باید این فرض را بپذیریم که انسان موجودی مستقل و خود‎بنیاد است و سرنوشتش به‎دست خودش رقم می‎خورد و نباید چشم به‎جای دیگری بدوزد... این‎که برخی از امور توسط نیرو‎های جدای از انسان صورت می‎گیرد با روح برنامه‎ریزی سازگار نیست. به‎عنوان مثال در جامعه‎ای که اتفاقات را به خدا، جادو یا الهه‎‎ها نسبت می‎دهند؛ امکان برنامه‎ریزی وجود ندارد.» و تقابل این نوع نگاه با نگاه دینی به‎هنگام حضور حامد در مسجد به‎راحتی قابل‎مشاهده است: «... رفت عقب‎تر و تکیه به دیوار مسجد داد. یک صفحه قرآن خواندند و بعد دعا کردند: خدایا به برکت این قرآن موانع ازدواج جوانان را رفع بگردان، توطئه‎‎های دشمنان را به خودشان برگردان، همه مریض‎‎ها را شفا بده. برایش جالب بود که از خدا این همه تأثیر در عالم می‎خواستند. ذهنش شروع به اشکال گرفتن کرده بود...»

همگان اذعان دارند که هر سبک زندگی مجموعه‎ای از باید و نباید‎‎ها را با خود دارد؛ اما نکته مهم آن است که حدود باید و نباید‎‎ها را چه‎چیزی تعیین می‎کند. ملاک درست و غلط چیست؟ خواست خدا یا خواست بشر؟ دستور خدا یا رضایت طرفین؟ نباید به صرف اشتراک ظاهری بعضی رفتار‎ها حکم به نزدیکی سبک‎‎های زندگی داد. اندیشه‎‎های بشر خود‎بنیاد به او یاد داده به‎خاطر خود‎پرستی گاهی به رفتار‎های به ظاهر نیک روی بیاورد. «... با لحنی که انگار دارد تأسف می‎خورد گفت: «می‎شه الان با یه ذره کمک، نذاریم این گدا تبدیل به دزد بشه؛ وگرنه اون موقع چند برابر این کمک بهمون ضربه می‎زنه. حتی می‎شه به مردم فهموند که این کمک براشون یه‎جور سوده و آموزش‎شون داد که به این آدم‎‎ها کمک کنند.» تعجب کرد. بیشتر از تعجبی که تا آن موقع با شنیدن حرف‎‎های سارا و حتی از لبخند‎های خودش تجربه کرده بود...» الگوی هر سبک زندگی به واقع جهت‎دهنده بقیه قسمت‎‎ها است. داستان پایانی باز دارد و سرگردانی حامد وارد مرحله جدیدی می‎شود و به نوعی مخاطب را متوجه انتخاب‎‎های پیش‎رویش در زندگی می‎کند. اما کم نیستند کسانی‎که افق سبک زندگی خود را ناآگاهانه انتخاب کرده‎اند. مانند استاد حامد که حاضر است حتی به ته چاه غرب برود، چون در این کار هم آن‎‎ها تجربه بیشتری از ما دارند: «استاد انگار که حرفی تکراری شنیده باشد، سریع گفت: اگه اونا خودشون رو انداختن تو چاه، من هم خودم رو می‎اندازم. می‎دونین چرا؟ چون اونا 400 سال از ما جلوترن... چون اونا برای همین کارشون هم کلی دلیل و برنامه‎ریزی دارن. اگه اونا الان ته چاهن و ما با این وضعیت‎مون سر چاهیم، من ترجیح می‎دم ته چاه باشم. چند نفری خندیدند.»
آسمان شیشه ای نیست مرتضی انصاری زاده

  • یادداشت مرتبط من در ماه‌نامه فرهنگی سیاسی حیات، شماره 58 (+)
  • مصاحبه نویسنده با خبرگزاری ایکنا (+)
  • مشکل علوم انسانی، رابطه دختر و پسر نیست (+)
  • قصه به بهترین شکل ممکن تموم می شه (+)
  • شکهای همیشگی (یادداشت روزنامه خراسان) (+)




نوع مطلب: یادداشت‌های علمی، جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی، دانشگاه‌امام‌صادق‌علیه‌السلام، معرفی كتاب و مجلات، یاداشت‌های منتشر شده، 
برچسب‌ها: مجله خبری تحلیلی پنجره، هفته نامه پنجره، نشریه پنجره، مجله پنجره، هفته نامه پنجره شماره 118، آذر ماه سال 1390، آذر ماه، سال 1390، سایت مجله پنجره، رمان، رمان آسمان شیشه ای نیست!، رمان آسمان شیشه ای نیست مرتضی انصاری زاده، کتاب رمان آسمان شیشه ای نیست! مرتضی انصاری زاده، مرتضی انصاری زاده، یادداشت با هم برویم ته چاه، بخشی از رمان آسمان شیشه ای نیست مرتضی انصاری زاده، نگاه تمدنی به کتاب رمان آسمان شیشه ای نیست مرتضی انصاری زاده، نگاه تمدنی به سبک زندگی، سبک زندگی، تمدن، پیش فرضها و اصول فکری، تمدن شناسی، فرهنگ شناسی، شیوه تربیت فرزند، علوم، علم، جایگاه علم در تمدن، علوم انسانی، جایگاه علوم انسانی در تمدن، رابطه علوم انسانی و هستی شناسی، حامد آسمان شیشه ای نیست، نقش پررنگ رشته تحصیلی در سبک زندگی، برنامه ریزی، انسان خود بنیاد، سرنوشت انسان، فرد و جامعه، جادو، الله ها، خدا، مسجد، تاثیر خدا در عالم، گدایی، سارای آسمان شیشه ای نیست، پایان داستان آسمان شیشه ای نیست، غرب، غرب گرایی، غرب زدگی، آموزش علوم انسانی در ایران،
پیوندهای مرتبط:


یکشنبه 3 دی 1391 07:09 ب.ظ
سلام آقا
ازتون خیلی ممنونم
یه سری به ما بزنید
مدیر وبنوشتسلام بر شما
حتما
سپاس
چهارشنبه 28 دی 1390 11:50 ق.ظ

سلام
به روزم!
و منتظرتون ...
مدیر وبنوشتسلام بر شما
دوشنبه 26 دی 1390 11:40 ق.ظ
سلام.متن خیلی جالبیه.من اول راه رشته انسانی ام.خوندن این کتاب رو بهم پیشنهاد میکنید؟میتونه راهنماییم کنه؟!
مدیر وبنوشتسلام بر شما
بله. البته قرار نیست شما جوابها رو تو این کتاب پیدا کنید.
یکشنبه 25 دی 1390 06:55 ب.ظ

به پیشنهاد یکی از دوستان
دست به قلم شدم
اگه دوست داشتید مطالعه کنید:

http://www.borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=2609
مدیر وبنوشتسلام بر شما
موفق باشید
جمعه 23 دی 1390 02:38 ب.ظ
سلام حمید خان!

دوست دارم نظرتان راجع به متنی که نوشته ام را بدانم.

تشکر
مدیر وبنوشتسلام بر شما
چهارشنبه 21 دی 1390 10:48 ق.ظ
سلام
تشریف ندارید خیلی وقته!
درس ها هم که تموم شده
مدیر وبنوشتسلام بر شما
شما؟
دوشنبه 19 دی 1390 07:28 ب.ظ
بسم الله
سلام
وقت بخیر
مطلب وبلاگ ذیل، حاوی دردهای دل یک بسیجی ولایتمدار است،دردهایی که سالیان سال است که بر گوشه ی قلبش لانه کرده اند،امروز او تصمیم گرفته تا این دردها را با قلمش بیان کند،اگر امروز شما هم به این اعتقاد رسیده اید که درد امروز مملکت ما غافل شدن از شهدا و راه شهدا است،دست این بسیجی را بگیرید،اگر امکانش برایتان فراهم است این مطلب را در صفحه ی سایتتان به قلم یک فدائی رهبر قرار دهید تا مخاطبین اصلی این دردها،شاید به خود بیایند،
امیدوارم بتوانیم در این روزگار غبار آلود ،که این غبارها اجازه ی نفس کشیدن به ریه هایمان را نمیدهد و ریه هایمان پر از گرد و خاک شده است،!!قدمی هر چند کوتاه در مسیر شهدا و راه آرمانهای شهدا برداریم.انشاء الله
از بذل توجهتان بی نهایت متشکرم.
در پناه حق باشید
التماس دعا

((نسل سوم یا نسل سوخته...!!!))
http://shahidekhoy.blogfa.com/post/15
مدیر وبنوشتسلام بر شما
دوشنبه 19 دی 1390 03:33 ب.ظ
سلام
خیلی سایت پر محتوا وزیبایی دارید برای من افتخار است که با شما تبادل لینک کنم
اگر مایل هستید من را با نام امام خامنه ای لینک کنید
بعد به من بگویید شما را با چه نامی لینک کنم
پس منتظرخبر شما هستم
حَفِظَکُمُ الله
اللّهم اَحفِظ قائدنا واِمامنا وَ زَعیمُنا الامام خامنه ای
یاعلی مدد
مدیر وبنوشتسلام بر شما
جمعه 16 دی 1390 02:37 ق.ظ
قابل توجه اینم لوگوی حمایتی پاورقی
عمو ببینید اگه قابل دونستید استفاده میشه
آدرس:
http://up.vatandownload.com/images/92fj851aqvvguceg0q7.gif
مدیر وبنوشتسالارید
ممنون
چهارشنبه 14 دی 1390 08:43 ق.ظ
اگر شما می خواهید افکار خود را صادر کنید، شک نکنید که دیگران هم همین قصد را دارند. درست هم همین است که با بیان آزاد اندیشه ها، حق انتخاب را به مخاطب بدهیم. شاید در این آزادی خود نیز به برداشتی بهتر برسیم و اندیشه خود را بازسازی کنیم. بنابراین بعنوان یک فرد مذهبی مسئولیت ما سنگین تر است. هرگز نباید کسی را به جرم دگر اندیشی محکوم کنیم و به باد ناسزا بگیریم. در یک چنین گفتمانی نباید خود را حق مطلق دانست و طرف مقابل را باطل مطلق. اما گفتمانی که بسیاری از مذهبیون ما دارند خلاف این است. هرآنچه خود می گویند عین حق است و هرآنچه دیگران می گویند عین باطل. با چنین دیدگاهی فقط درجا خواهیم زد، لازمه اندیشه پویا شنیدن و تفکر روی نظرات دیگران است.
مدیر وبنوشتاول- سلام
دوم- این چیزهایی که نوشتید چه ربطی به من و این پست دارد؟
سوم- من همه نظرات نوشته شده را خوانده ام. به همه استدلالها، شبهات و ... هم جواب داده ام. در برخی موارد، بعضی ها بدون خواندن پاسخ نظرات قبلی و یا مطالب قبلی، سوال تکراری می پرسند. شخصا علاقه ای به پاسخ به سوالات تکراری ندارم.
همچنین اگر سوال کننده، مغالطه و توهین کند، خود را ملزم به رعایت ادب و احترام در برابر او ندانسته و جواب زشتی را زشتی می دانم. (فجزاء سیئة سیئة مثلها)
سه شنبه 13 دی 1390 11:44 ق.ظ

سلام
به روزم!
مدیر وبنوشتسلام
چه خوب!
دوشنبه 12 دی 1390 08:40 ق.ظ
سلام
احوال آقا حمید ما چطوره؟ آخر این قالب وبلاگ رو عوض نکردی!
با معجزه هنر مقدس بروزم
مدیر وبنوشتسلام
کار سختی است!
تازه، سلیقه های مخاطبان هم خیلی سخت است!
یکشنبه 11 دی 1390 11:33 ب.ظ
سلام بگذارید یک پست وما راکمک فرمایید ان شاالله امسال قبولید دانشگاه تهران.مطمئن باشید وبه خداتوکل نماییدالبته شما توکل دارید
مدیر وبنوشتسلام بر شما
محتاج دعای خیر
یکشنبه 11 دی 1390 09:48 ب.ظ
salam lotfan in enghelabo zodtar sader konid ta rahat shim
مدیر وبنوشتمشکل شما این است که فکر می کنید انقلاب با صادر شدن تمام می شود!
انقلاب با صادر شدن، تداوم پیدا می کند! خط مقدم جبهه انقلاب به خارج کشور انتقال پیدا می کند!
شنبه 10 دی 1390 10:38 ق.ظ
پاسخ به نظر گرامتان در "و چه زود دیر می شود"..
مدیر وبنوشتسلام بر شما
کار جالبی بود!
جمعه 9 دی 1390 11:49 ق.ظ
سلام
من رو که یادتونه؟
ما هم دوباره برگشتیم تو خط وبلاگ
منتظر نظراتتون هستم ها....
مدیر وبنوشتسلام بر شما
خوش آمدید!
سه شنبه 6 دی 1390 03:24 ب.ظ

سلام
هم دانشگاهی
با یه عبرت به روزم!
به ما هم سر بزن
مدیر وبنوشتسلام
فکر کنم رفاقت ما بیش از یک هم دانشگاهی است!
دوشنبه 5 دی 1390 01:46 ب.ظ
سلام خسته نباشی
با این جمله تون كاملا موافقم كه " ما برای تداوم انقلابمان، باید آن را صادر کنیم."
من خیلی وقته كه خواننده وبلاگتونم. قلم گرمی دارید. به نوشتن ادامه بدید.
یا علی التماس دعا ...
مدیر وبنوشتسلام بر شما
گرما در زمستان نعمت است. اما می ترسم که این گرما، روزی خود ما را هم بسوزاند! قیامتی در پیش است و گناهان قلم (کیبورد فعلی، زبان سابق) خیلی زیاد!
یکشنبه 4 دی 1390 09:35 ق.ظ
نظر شما راجع به این خبر چیه دکتر؟
خبرگزاری فارس از قول مقدم فر، معاون فرهنگی سپاه پاسداران نوشت:
دیپلماسی عمومی یعنی سفارتخانه ها با نخبگان و بدنه اجتماعی ارتباط بگیرند و علاقه به کشور دشمن را در وجود این افراد ایجاد و تقویت کنند. وزارت خارجه کشورمان در حوزه دیپلماسی عمومی یا مردمی نمره صفر می گیرد و اصلا این دستگاه در این حوزه تعطیل است.
وی همچنین در بخش دیگری از صحبت های خود به موضوع تجمع دانشجویان مقابل سفارت انگلیس اشاره کرد و عنوان داشت: خود انگلیسی ها می خواستند و برنامه داشتند که دانشجویان و مردم وارد سفارت شوند ولی متأسفانه این بار افسران جنگ نرم ما در زمین دشمن بازی کردند.
کد خبر: 29302. http://khabaronline.ir/detail/190934
مدیر وبنوشتسلام بر شما
قسمت کاملا مطابق با اندیشه های خود می بینم.
برای قسمت دوم: این مقام ارشد، اگر اسنادی در این باره ارائه دهد: بزرگراه چمران، پل مدیریت، دفتر بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق.
دو: ما از کجا باید می فهمیدیم چنین برنامه ای هست؟
شنبه 3 دی 1390 02:11 ق.ظ
کتاب رو به اعتبار یه جایی بودن نباید خرید!!!
کتاب رو نخوندم اما اونطور که برداشت کردم می تونم بگم درفرهنگ های دیگه هم این موضوع مساله است! فرانی و زویی سلینجر سرگردانی هایی یک جوونه به سبک آمریکایی ولی خیلی ناآشنا نیست شاید به اعتبار آدم بودنمان.
مدیر وبنوشتما خیلی وقتها صرفا برای کمک به جبهه فرهنگی کتاب می خریم.
جمعه 2 دی 1390 11:56 ق.ظ

با سلام
آخه این کتاب ارزش این همه مطلب نوشتن را داره!
نویسنده اش فکر کرده چی نوشته!
حیف کاغذ و ... که حروم کردند.
مدیر وبنوشتسلام بر شما
تازه کجاشو دیدی؟
وقتی براش همایش برگزار کردیم، وقتی براش ویژه نامه رفتیم، اون وقت بگو حیف کاغذ و ...
چهارشنبه 30 آذر 1390 11:04 ق.ظ
سلام.نقد کتاب کار خوبیه.انشاله ادامه داشته باشه.
مدیر وبنوشتسلام بر شما
از علاقمندی های من همین مطالعه و نقد کتاب است. وبلاگ qafase.ir را به همین منظور درست کردم.
سه شنبه 29 آذر 1390 08:35 ب.ظ
سلا م استاد لطفا یک پست کامل بذارید راجع بع منابع ازمون دکتری ارتباطات 91 تا مرجع باشد شما هم رتبه اول شدید و هم مطلع هستید ومی توانید راهنمای داوطلبان باشید خداکمکتان کند-معرفی کتاب ها و....
مدیر وبنوشتسلام بر شما
من در هیچ دانشگاهی تدریس ندارم. پس، استاد نیستم.
رویکرد در امتحان دکتری امسال، نسبت با پارسال فرق کرده است. معرفی منبع برای مطالعه کار دشوارتری شده است.
سه شنبه 29 آذر 1390 07:44 ب.ظ
سلام
بروی چشم
بزرگ ترش کردم چشاتون خسته نشه!
محتاجیم به دعا
ضمنا این مردم عمرا تا صد سال دیگه درست بشو نیستنننننننننن
مدیر وبنوشتسلام بر شما
ما بیشتر محتاجیم!
سه شنبه 29 آذر 1390 05:19 ب.ظ
http://www.kayhannews.ir/900901/5.htm
مدیر وبنوشتسلام بر شما
ما همین طوری هم قبول داریم که شما خبرنگارید!
سه شنبه 29 آذر 1390 04:45 ب.ظ
سلام. پریسا جلالی هستم. مطالب خوبتان را دیدم.
خبرنگارم و در یکی از مطبوعات مشغول به کار. قصد دارم در آزمون دکتری امسال شرکت کنم اما اطلاع دقیقی از منابع مهم با توجه به فرصت اندک تا آزمون ندارم. شما را معرفی کردند. لطفا راهنمایی بفرمایید. ضمنا پذیرفته شدنتان را تبریک عرض می کنم.
مدیر وبنوشتسلام بر شما.
من همه چیز را تکذیب می کنم.
منابع امسال هم تغییر کرده اند. اوایل مهر یک پست برای سیر مطالعاتی دکتری نوشتم اما آن با توجه به منابع پارسال بود.
سه شنبه 29 آذر 1390 10:57 ق.ظ
من هنوز هم معتقد باید شفاف تر می نوشتند
مدیر وبنوشتسلام بر شما
به نظر من، فرق داستان با یادداشت تو همینه که داستان قرار نیست رک وصریح باشد.
دوشنبه 28 آذر 1390 08:24 ب.ظ
سلام
حتما می خرم و می خونمش
ولی کلا تو رو خدا بی خیال غرب و شرق این ایران کی درست می شه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
"دلم برات تنگ شده بود دوست آسمانی "
بیا بخوان مارا برادر
مدیر وبنوشتسلام بر شما
ما برای تداوم انقلابمان، باید آن را صادر کنیم.
بی خیالی نسبت به دیگران (چه انسان و چه حیوان و چه طبیعت) در مرام ما نیست.
پرداختن به خارج مانع پرداختن به داخل نیست. مسئولان داخلی کار خودشان را درست انجام دهند، مشکلات حل می شود. مساله سختی نیست. کمی تقوای مسئولان و کمی هم نظارت مردمی باید زیاد شود.
دوشنبه 28 آذر 1390 04:45 ب.ظ
سلام عمو
کارتون درسته
مارو هم هدایت کنید
التماس دعا
مدیر وبنوشتسلام بر شما
محتاج دعای خیر
یکشنبه 27 آذر 1390 03:04 ب.ظ
سلام
من این کتاب رو در نمایشگاه دانشگاه و به اعتبار امام صادقی بودنش خریدم و مطالعه کردم
به نظرم لازمه حتما خودشون یه شرحی بر هدفشون از نوشتن این کتاب می نوشتند چون در نگاه اول فقط یه رمان خیلی ساده به نظر میاد نوشتن فصل 13و14 واقعا ....
بعد هم آدم توقع داره که بتونند علاوه بر شفاف سازی راه حل هم بدهند ولی خب!!!!( التبه به نظرم خوب هم شفاف سازی نشده بود )
در ضمن روند داستان هم خیلی آروم و ساکت یعنی این حسی که موقع خوندن کتابشون به آدم دست می ده و تنهها عاملی که باعث می شد کتاب رو تا ته بخونم این بود ببینم این اولین رمان امام صادقی آخرش چی میشه
به هر حال کاش خودتون می خوندید و نظر خودتون رو هم در این باره می گذاشتید
* این همه حرف زدم که ازتون تشکر کنم اگه تیتر تون رو ندیده بودم بعید می دونم سر از کتاب در می آوردم حالا لازم شد یه بار دیگه با این نگاه کتاب رو بخونم
مدیر وبنوشتسلام بر شما
«کاش خودتون می خوندید...»
خب، من قبل از چاپ، کتاب را خوندم. یک یادداشت هم تو ماهنامه حیات، شماره 58، و یکی دیگه هم تو هفته نامه پنجره از من درباره کتاب چاپ شده.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ

*وب‌نوشت حمید درویشی شاهکلائی،
*متولد شیرگاه (سوادکوه شمالی) مازندران،
*دانش‌آموخته دوره سوم کارشناسی ارشد پیوسته رشته «معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات» دانشگاه امام صادق علیه السلام.
*دانشجوی پنجمین دوره دکتری فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه‌السلام.
*اولین «رتبه یک» کنکور سراسری دکتری علوم ارتباطات (1390).
*مؤسس قرارگاه نشریات حیات و سردبیر سابق ماه‌نامه فرهنگی سیاسی حیات، نشریه بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام، سال بیست و یکم و بیست و دوم.
*معاون سابق آموزش و معاون سابق ارتباطات مرکز آموزش‌های مجازی بسیج مستضعفین
*پژوهش‌گر برتر مرکز مطالعات راهبردی تربیت اسلامی (1394)
*با افتخارتر از همه: برادرزاده سردار سپاه اسلام، پاسدار شهید برزو درویشی.
* وبلاگ پاورقی فرهنگ و ارتباطات به متن‎‌ها و حاشیه‌های فرهنگ و ارتباطات با اولویت انقلاب اسلامی و علاقه نویسنده می‌پردازد.

مدیر وبلاگ : مدیر وبنوشت
پیوندهای روزانه
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین روزآمد :