...پاورقی فرهنگ و ارتباطات

حرف‌های زده نشده در حوزه معارف اسلامی، دین، حکومت (سیاست‌گذاری عمومی)، جامعه اسلامی، فرهنگ و ارتباطات

چهارشنبه 30 فروردین 1396

اسنب هم تجربه جالبی است این متن، تبلیغاتی است که خود نرم‌افزار می‌گوید: با لینک زیر تو اسنپ ثبت‌نام کن و یک سفر درون شهری رایگان تا سقف ۱۵ هزار تومان بگیر. با اسنپ می‌تونی خیلی راحت از هرکجا که هستی درخواست خودرو بدی:
با اسنپ تاکسی بگیرید.
تپسی؛ ارزان و به صرفه
با اپلیکیشن تپسی در هر زمان و مکان تاکسی درخواست دهید و سفری با کیفیت، راحت، ایمن و ارزان داشته باشید.
اپلیکیشن تپسی را از
دریافت و برای استفاده از سفر رایگان خود کافی است کد زیر را در قسمت کد هدیه و تخفیف وارد کنید:
35HT1P
:dart:تکمیلی/ تپسی در «#اصفهان» هم راه افتاد!
کارپینو؛ حضور رسمی تاکسیرانی
دوست خوبم،
با لینک زیر تو «کارپینو» ثبت‌نام کن و با کد معرف زیر تا سقف ۱۰۰۰۰ تومان اولین سفرت رو رایگان برو. کارپینو، اپلیکیشن سفارش تاکسی که همیشه و همه‌جا در خدمت شماست.
کد‌معرف: darvishi

تپسی و اسنپ شتاب‌دهنده‌های بخش خصوصی هستند که تحول مهمی در حمل‌ونقل شهر تهران به وجود آورده‌اند و در حال گسترش هم هستند. شاید حرف‌وحدیث‌هایی پشت سرشان باشد اما در عمل، کیفیت،‌ کارآیی و خلاقیت خود را نشان دادند. کیفیت و ارزانی (نسبت به مسافربرهای شخصی و آژانس‌های تاکسی تلفنی) مشخصه بارز این دو نرم‌افزار است.
کارپینو اما متعلق به تاکسیرانی است و دیرتر به عرصه رقابت پیوسته اما پشتوانه خوب و قدرتمندی دارد.
نکته نگران‌کننده این است که خطوط تاکسیرانی که مبدا و مقصد مشخصی دارند، نباید از تاکسی‌های خطی خود خالی شوند و مردم عادی هم مجبور شوند برای مسافت‌های روزمره خود «دربست» کرایه کنند!
اساسا اسنپ و تپسی رقیب آژانس‌های تاکسی تلفنی هستند نه تاکسیرانی! دولت و شهرداری باید حواسشان باشد تا مردمی که توانشان در حد همان خطوط ثابت تاکسیرانی بود، مجبور نشوند تاکسی «کرایه» کنند و دربست بروند!

  • نظرات() 
  • دوشنبه 21 فروردین 1396

    رونق مسلمانی را از بین نبرید!

    ایام اعتکاف،‌ مساجد شلوغ می‌شود.
    بعد از اعتکاف، مساجد به حالت عادی برمی‌گردد.

    چرا؟

    همان حکایت تازه‌مسلمانی است که روز اول از آئین مسلمانی بُرید.

    در اعتکاف به هیچ‌کس سخت نگیرید!

    پاورقی را در پیام‌رسان ایرانی «بله» دنبال کنید!
    @Pavaraqi

  • نظرات() 
  • دوشنبه 21 فروردین 1396


    • امیرکبیر خیال می‌کرد ما باید به جای بحث فلسفی [درباره پیشرفت و چگونگی آن]، مصادیق غرب را وارد کنیم. به همین دلیل پلی‌تکنیک فرانسوی را به شکل دارالفنون در ایران تأسیس کرد. دانشجویان را برای تحصیل علوم فنی فرستادند. همین مهندسان بعداً شروع به سوءاستفاده از دانش‌شان کردند... 

    • همین امروز و بعداً از انقلاب هم با همین رویکرد مواجهیم؛ یعنی تسلط علوم فنی و مهندسی و پیشرفت وارونه و مصداقی. این نگاه می‌گوید اگر می‌خواهی پیشرفت کنی باید هواپیما و کامپیوتر بخری و وارد کنی. دانشگاه فنی ما هم هیچ ربطی به صنعت ندارد، چون قرار نیست چیز مبنایی را تولید کند. دانشگاه ما امروز بیکاری تولید می‌کند نه کار!

    بخشی از مصاحبه خواندنی استاد #فیاض
    متن کامل:
    yon.ir/jd433

    پاورقی را در پیام‌رسان ایرانی «بله» دنبال کنید!
    @Pavaraqi

  • نظرات() 
  • شنبه 19 فروردین 1396

    متن زیر را آقای محمدرضا شعبانعلی نوشته‌اند. مطالب خوب فراوانی در وبلاگ ایشان موجود است. (+)

    دلم می‌خواست یک عادت کوچک را که از سال پیش شروع کردم و نتیجه های فراتر از انتظار برایم داشت با شما هم به اشتراک بگذارم؛ عادتی که هم در خانه هم در محیط کار و جلسات شرکت‌ها، قابل اجراست و آن‌قدر ساده است که به سختی می‌توان آن را ترک کرد.

    پیشنهادم این است که شما هم این کار را امتحان کنید و اگر آن را اثربخش دیدید به دیگران هم پیشنهاد بدهید:

    با خودمان قرار بگذاریم که از ساعت‌های رُند برای زمان‌بندی و قرار گذاشتن و شروع جلسه و خلاصه در تمام جنبه‌های رفتار روزمره استفاده نکنیم.

    به این معنا که مثلاً ساعت‌هایی مانند:

    • هشت
    • هشت و ربع
    • یازده و نیم
    • یک ربع به یک

    را از دامنه واژگان فعال‌مان حذف کنیم.

    اگر می‌خواهیم با دوستانمان در ساعت هشت و نیم قرار بگذاریم، قرار را به ۸:۲۹ یا ۸:۳۱ یا ۸:۲۸ یا ۸:۳۳ تغییر دهیم.

    اگر قرار است جلسه‌ای رأس ساعت ۹ در شرکت شروع شود، ساعت جلسه را تغییر دهیم و در تمام نامه‌ها و ایمیل‌ها و پیام و پیامک‌ها ساعت ۸:۵۸ یا ۸:۵۸ یا ۹:۰۱ یا ۹:۰۳.

    امیدوارم نتایج این تغییر، همون‌قدر که برای من و دوستانم اثرگذار بوده برای شما هم اثرگذار و محسوس باشه.

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 16 فروردین 1396

    متن زیر را آقای غفاری از معلمان و مدرسان سواد رسانه‌ای نوشته است. حرف‌های خوب فراوانی در آن وجود دارد. تجربه و اندیشه تقریباً مشترکی هم داریم. http://azsarnevesht.ir

    از سال ۱۳۸۴ به صورت جدی در کلاس‌های رسمی مدرسه، درگیر آموزش نویسندگی به نوجوانان اول و دوم دبیرستان (نهم و دهم جدید) بوده‌ام. بارها در کسوت مربی پرورشی و غیره هم با موضوع مقاله‌های دانش‌آموزی و داستان‌نویسی و آفرینش‌های ادبی سر و کار داشته‌ام. تجربه‌ی این سال‌ها را در چند جمله این طور خلاصه می‌کنم:
    «بچه‌ها شبیه آنچه می‌خوانند می‌نویسند و بسیار خواندن تأثیر مستقیمی بر درست نوشتن آن‌ها دارد. اما بسیار خواندنتضمینی برای بسیار نوشتن نیست. از میان همه‌ی بچه‌های یک کلاس فقط عده‌ای اندک -به تجربه کمتر از ده درصد دانش  آموزان- نوشتن را فراتر از تکالیف کلاسی و ضرورت‌های تحصیلی پی می‌گیرند که متأسفانه معمولاً بخش زیادی از همین عده‌ی اندک، وقت خود را با داستان‌نویسی تلف می‌کنند. در حالی که شیوه‌های دیگر نویسندگی مثل زندگی‌نامه، روایت خاطرات، نقد فرهنگی و اجتماعی، مقالات علمی و ادبی و قالب‌های دیگر در سبد تجربه‌ی آنان جایی ندارد. در حقیقت داستان‌نویسی دامی است که بر سر راه نویسندگی نوجوانان ما گسترده شده است و جریانِ طبیعی رشد قلمی آنان را  منحرف می‌کند. معلوم هم نیست قرار است با این همه داستان‌نویس جوان چه بکنیم. همه‌ی این استعدادهای جوان هم متأسفانه در همان اولین قدم به دنبال چاپ کتابشان هستند.»
    به عنوان یک معلم نویسندگی هدف اصلی خودم را برای عموم دانش آموزان «تکمیل مهارت درست نوشتن» قرار داده‌ام و در مواجهه با گروه ده درصدی دانش‌آموزان خاص «توهم زدایی از قداست داستان‌نویسی»

    خود من در دوران مدرسه از این توهم بر کنار نبوده‌ام و بدون این‌که هدف مفیدی داشته باشم، بارها طبع خود را برای نوشتن داستان آزموده‌ام. چه روزها و شب‌هایی که وقتم را صرف جور کردن چفت و بست داستانی کردم که معلوم نبود قرار است گره از مشکل چه کسی باز کند و روزنه‌ی امیدی به دنیای چه کسی بگشاید. اگر خاطرتان باشد چند سال پیش یکی از این داستان‌های مدرسه‌ای را که در کیهان بچه‌های دهه هفتاد هم چاپ شده بود این‌جا منتشر کردم. خوشبختانه من با  کنار گذاشتن رودربایستی با خودم این مسیر اشتباه را در همان جوانی ترک گفته‌ام. اما کاش آن زمان مربی حکیمی بالای سرم بود تا زودتر من را از این سعی و خطای بی‌حاصل نجات می‌داد.

  • نظرات() 
  • جمعه 15 بهمن 1395

    • تجربه‌نگاری یکی از دانش‌آموختگان رشته فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه‌اسلام از تلاشش برای استخدام به عنوان یک معلم آموزش و پرورش و ناکامی‌اش به خاطر بی‌اعتباری مدرک تحصیلی!
    • تصور می‌شود دانش‌آموختگان دانشگاه امام صادق علیه‌السلام فقط کافیست درس‌شان تمام شود تا بروند سر کار! در حالی که این‌طور نیست. این مسئله در رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات که به اختصار فرهنگ و ارتباطات نامیده می‌شود،‌ جدی‌تر هم هست. البته مشکل به همین قضیه محدود نمی‌شود.
    •  یادداشت زیر را دوست عزیزم حامد سجادی در گروه کاریابی رشته فرهنگ و ارتباطات ارسال کرده است و به جهت اهمیت موضوع، این‌جا بازنشر می‌شود. این موضوع از جهت توهم‌زدایی از خانواده‌های داوطلبان جدید تحصیل در دانشگاه امام صادق علیه‌السلام هم حائز اهمیت است.

       تجربه‌نگاری مصاحبه استخدامی و بحران مدرک فرهنگ و ارتباطات

       1... با توجه به دیر رسیدن کارت پایان خدمت فرصت ثبت‌نام در آزمون استخدامی خدمات کشور میسر نشد و در آخرین لحظات اقدام به ثبت‌نام در آزمون استخدامی آموزش و پرورش نمودم.

    در حین ثبت‌نام متوجه شدم اگرچه رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دارای کد مشخص شده برای سیستم است (یعنی در سامانه سنجش چنین رشته‌ای موجود است) اما این رشته زیرگروه هیچ رشته دیگر و هیچ شاخه دیگری محسوب نمی‌شود؛ 
    بنابراین در رشته‌هایی نظیر دبیری علوم اجتماعی که رشته‌هایی نظیر جامعه‌شناسی، علوم ارتباطات اجتماعی، مددکاری اجتماعی، انسان‌شناسی و .... امکان حضور داشتند، این رشته اساساً به عنوان عضوی از شاخه علوم اجتماعی محسوب نمی‌شد! و سیستم با ثبت آن پیغام خطا می‌داد.

     به‌ناچار رشته را علوم ارتباطات ثبت کردم و در بخش گرایش عنوان کامل رشته همراه با گرایش را نوشتم! تا کارت ورود به جلسه بگیرم.

       2... روز آزمون همزمان با آزمون استخدامی سایر دستگاه‌ها بود؛ بدون فرصت مطالعه پیشین در آزمون شرکت کردم؛ سطح سؤالات خوب و البته کمی پیشرفته بود اما با توجه به رقبا، دانش قبلی و احتمالاً اقبال و شانس جزء رتبه‌های اول استان در شاخه «دبیری علوم اجتماعی» شدم!

     لازم به ذکر است که کل ماجرا سر استخدام شدن مجموعا 7-8 نفر در کل استان بود!  

     ....و اما روز مصاحبه...  

    در محل مصاحبه حاضر شدم و در حین انتظار برای ورود به جهت بررسی مدارک با سایر افراد نیز آشنا شدم.

     (چند نفر را دیدم که در گوشه‌ای جمع شده‌اند و در حال مرور سریع  و همراه استرس جزواتی هستند؛ نگاهی که انداختم، نام هابرماس و مارکسیسم ساختارگرا و ایدالیسم هگلی و... را در بالای هر برگ از سررسید مذکور دیدم!) 

    سایر رقبای خودم را هم برای آن تک پست معلمی در شهرستان -که از پیش مشخص نموده بودم- شناختم؛ افراد مؤدب و خوش‌برخوردی که در رشته جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی در شهرستان‌های تابعه و بعضاً محروم استان با حداقل امکانات آموزشی تحصیل کرده بودند و بدون ادعا منتظر اقبال خود بودند. 

    در مجموع کلی با هم رفیق شدیم و خوش گذشت!  

     گزینش در سه بخش «بررسی مشخصات و مدارک»، «معاینه عمومی پزشکی» و «مصاحبه عمومی و تخصصی» انجام می شد.

       در قالب نفرات شماره 40-50 وارد سالن برای بررسی مدارک شدم؛ چیزی شبیه میزهای متعدد بررسی تعرفه‌های رأی‌گیری در انتخابات؛ پس از بررسی مدارک هویتی در میز اول دوم اثبات آن که من هیچ نسبتی با خانواده ایثار گران ندارم! (گرچه عمویم شهید شده است.)
     به میز بررسی مدرک تحصیلی دانشگاهی رسیدم.

     ✋✋✋✋ سایر دوستان پیام نوری و آزادی و علمی کاربردی با همان سرعت معمول از این میز هم گذشتند و پس از تکمیل پرونده به بخش معاینه پزشکی ارجاع شدند اما مسئول میز پرونده من را با مکث قابل ملاحظه‌ای بررسی کرد و با تعجب به من گفت:
     این اسم رشته شماست؟ 
    - گفتم: آره مگه چشه؟! 
    گفت: کمی بلند نیست؟ 
    «معارف اسلامی
     و
     فرهنگ
     و 
     ارتباطات
     گرایش مطالعات سیاستگذاری»
      بعد چه ربطی به دبیری علوم اجتماعی داره؟ باید بررسی بشه!  

    این مکث به حدود 15 دقیقه رسید؛ پس از آن، پرونده به مسئول گزینش کل استان ارجاع شد و برحسب تصادف آقای بزرگمهر به‌عنوان یکی از مدیران اصلی وزارت‌خانه در امر گزینش در حال بازدید و بررسی مشکلات بود.  

    پس از ارجاع و کلی معطلی پاسخی که از آقای بزرگمهر شنیدم، این بود که

     این رشته در جلسه‌ای که توسط نماینده سازمان سنجش و وزارت علوم داشتیم، به عنوان زیرمجموعه علوم اجتماعی و علوم ارتباطات اجتماعی ثبت نشده است و بر این اساس، دلیلی برای پذیرش شما وچود ندارد چون اساساً رشته «غیرمرتبط» با علوم اجتماعی محسوب می‌شود! 

     هنگامی که دفترچه پذیرش دکتری 95 سنجش را که در آن در بخش علوم ارتباطات  دو رشته علوم ارتباطات و فرهنگ و ارتباطات را به صورت توأم در مقطع دکتری ذکر شده بود، به وی نشان دادم، در پاسخ گفت:

     اولاً ملاک عمل ما دفترچه ثبت شده توسط سازمان سنجش و امور استخدامی است؛ 
    ثانیاً لفظ دقیق ثبت شده علوم ارتباطات اجتماعی و حتی علوم ارتباطات هم کفایت نمی‌کند؛ چه رسد که این رشته زیر مجموعه آن است 
    و ثالثاً آن که در مقابل برخی رشته‌های نظیر جامعه‌شناسی ثبت شده است (همه گرایش‌ها) اما در مقابل علوم ارتباطات چیزی ثبت نشده است! 
    بنابراین حتی اگر این موضوع را بپذیرم، مسئولان مربوط، هویتی برای این رشته به‌عنوان گرایشی از علوم ارتباطات قائل نشده‌اند! 
    و در مجموع پذیرش شما علاوه بر آن مشکلی از شما را رفع نمی‌کند و در نهایت در هنگام ثبت به عنوان استخدام دولتی به مشکلی بر می‌خورید، توبیخ و بازخواست نیز از همکاران من را نیز در پی دارد! 
     و تمام!✋✋ 

     پ ن1: بر این اساس بنده به دلیل عدم اعتبار مدرک در همان میز دوم ماندم و طی هفته آینده فردی جهت مصاحبه جایگزین می شود.

     پ ن2: هنگامی که از دانشگاه فرهنگیان خارج می‌شدم، سایر رفقای علوم اجتماعی پیام نوری و آزاد را دیدم که مصاحبه را نیز تمام کرده بودند و تقریباً راضی بودند.

    پ ن 3: بندی در صفحه سوم دفترچه سازمان سنجش ذکر شده است که امیدوارم در دفترچه پذیرش استخدامی خدمات کشور نباشد و آن این است که اگر مدرک مقطع کارشناسی شما غیر مرتبط شناخته شود، شما حتی در صورت دارا بودن مدارک بالاتر مرتبط، قادر به احراز صلاحیت نیستید! نمونه آن فردی در روز مصاحبه با وجود کارشناسی ارشد روانشناسی از تهران و سابقه تدریس دانشگاهی به دلیل مهندسی بودن مدرک کارشناسی مورد مصاحبه قرار نگرفت و این یعنی مشکل اعتبار رشته در صورت عدم اصلاح اساس، قابل حل نیست مگر با شرکت مجدد در کنکور کارشناسی!   

     موفق باشید!  

  • نظرات() 
  • جمعه 24 دی 1395

    http://ezdevajtalayi.blog.ir
    در قسمت معرفی این وبلاگ می‌خوانید:

    مهمترین وظیفه در زندگی انسان خود شناسی است . زیرا انسانی که خود را بشناسد خدای خود را شناخته است. 

    مهم‌تر از انسان شناسی جامعه شناسی است زیرا با جامعه شناسی از مرحله شناخت فرد انسان عبور کرده و به شناخت نوع انسان میرسیم. نوع انسان با شناخت خود به توحید و یگانگی دست میازد. 

    زوجیت در نظام اجتماعی مسیر یگانگی است. انسان از طریق زوجیت دو نمیشود بلکه یک میشود و ریشه نظامات عالم بر اساس زوجیت است چرا که نزدیک ترین عدد به یک دو است.

    من شهاب هستم. در این وبلاگ تلاش دارم تا با نگرشی جدید به جامعه و هسته مرکزی آن یعنی خانواده و محور وحدت جامعه یعنی زوجیت گمشده های یک جامعه آرمانی که عدالت و آزدی و امنیت و تربیت و رشد در آن موج میزند را تبیین نمایم.

    با تمام تلخی های جامعه امروز صبح امید و بسیار بسیار بسیار نزدیک است. ناملایمات جامعه بسیار گسترده ولی کم عمق است . و با ظهور کلمه حق مانند پوسته ای نازک در هم میشکند.

    محور تحولات در عالم ولایت ، تربیت ، زوجیت و اقتصاد است .به این معنا که نظام اقتصادی بر اساس نظام زوجیت ، نظام زوجیت بر اساس نظام تربیت و نظام تربیت بر اساس نظام ولایت بنا نهاده شده...

  • نظرات() 
  • دوشنبه 22 آذر 1395

    روایتی کارگردان مشهدی از حضور در میان طالبان
    طالبان "گروه تکفیری" نیست؛ طالبانی‌ها "دیپلمات" شده‌اند/ طالبان ایران را قبول دارد

    ◀️محسن اسلام‌زاده صبح‌امروز در نشست اکران و نقد و بررسی مستند «تنها میان طالبان» که در محل فرهنگسرای فناوری و رسانه مشهد برگزار شد، اظهار داشت: نخستین‌بار سال 1390 به افغانستان سفر کردم و پیش از آن با تنها بازمانده حادثه‌‌ای که برای  دیپلمات‌های ما در مزارشریف پیش آماده بود، دیدار داشتم.

    ◀️اسلام‌زاده ادامه داد: طالبان دارای یک تشکیلات قوی است و شاید دیواری دور من ایجاد کردند که آنچه می‌خواهند را ببینم اما یکی از مسائلی که به آن رسیدیم این بود که طالبان یک گروه تکفیری نیست.

    ◀️کارگردان مستند «تنها میان طالبان» در پاسخ به این نظر که این مستند قصد تطهیر طالبان را دارد، گفت: این درست نیست؛ در واقع این فیلم یک اعتراض رسانه‌ای است که می‌گوید باید طالبان را جدی بگیریم و خارج از تطهیر یا محکوم‌کردن یک جریان باید به شناخت برسیم.  با دیدن مستند تنها میان طالبان، بیننده باید به عقایدی که تا به حال به طالبان داشته شک کند. 
     http://tn.ai/1257235
    این مطلب در کانال پاورقی: https://telegram.me/pavaraqi/786
    • افغانستان را درست بشناسیم!
    • اهالی رسانه و سیاست، بسیاری از واقعیت‌ها را به اشتباه منتقل می‌کنند؛ حال آن‌که واقعیت چیز دیگری است.

  • نظرات() 
  • دوشنبه 22 آذر 1395

    انتخاب رشته دانشگاه امام صادق علیه السلام در مقطع دکتری به چه کسانی پیشنهاد نمی‌شود؟

    سه شرط خاص دانشگاه ما برای جذب دانشجوی دکتری:
    1- زبان  عمومی (تافل دکتری، یا تافل یا تولیمو)
    2- آزمون اسما (آزمون سراسری معارف اسلامی)
    3- گزینش و تحقیقات احراز صلاحیت مکتبی (انقلابی اسلامی)

    • شرط برخورداری از مدرک زبان عمومی (گواهی قبولی در آزمون زبان ورود به دکتری دانشگاه امام صادق علیه‌السلام) معمولا در موقع تصویب طرح رساله دکتری جدی می‌شود و قبل آن، چندان مطالبه نمی‌گردد. حداقل در مواردی برای برخی از دانشجویان  در گذشته چنین بوده است. دانشگاه امام صادق علیه‌السلام علاوه بر مدارک معتبر بین‌المللی، مدرک تولیموی سازمان سنجش و نیز مدارک آزمون زبان (موسوم به تافل دکتری) بسیاری از دانشگاه‌های کشور نظیر تهران،‌ مدرس و آزاد اسلامی را می‌پذیرد؛ البته با سقف نمره خاص خودش! (مثلا دانشگاه آزاد نمره قبولی را در آزمون ۵۰ اعلام می‌کند ولی دانشگاه ما می‌گوید که باید حداقل ۶۰ کسب کنید!) راستی، در مصاحبه شفاهی، آماده پاسخگویی به سؤالات انگلیسی (عمدتاً درباره کارهای قبلی خودتان یا طرح رساله دکتری خودتان) باشید؛ یعنی حداقل بتوانید چکیده پایان‌نامه ارشد را به انگلیسی توضیح بدهید.

    • شرط آزمون اسما، شرط مهم، جدی و متمایزکننده‌ای است. برخی از دانشجویان دانشگاه ما یا طلبه‌های حوزه علمیه هم نمی‌توانند در این آزمون دشوار (کتب شهید مطهری، 10 جز المیزان، قواعد عربی، فقه استدلالی و اصول فقه) قبول شوند. معمولا داشتن مدرک اسما برای ورود به دکتری لازم است و در این قضیه مهلت داده نمی‌شود. فکر می‌کنم در شرایط خاصی مثل سال 90 بعضی از دانشجویان دانشگاه بدون کسب گواهی قبولی در اسما وارد شدند و مدرک اسما را بعدا گرفتند. البته عبور از این سد نشدنی نیست و به ویژه‌های در سال‌های اخیر، افراد بسیاری از بیرون دانشگاه امام صادق علیه‌السلام توانسته‌اند در این آزمون موفق شوند. در فروشگاه داریم نقطه‌آی‌آر، برخی از فایل‌ها و نمونه‌سؤال‌هایی را که ممکن است برای داوطلبان این آزمون، مفید باشد، با قیمت ارزان به فروش می‌رسد و درآمد آن خرج امور خیریه می‌شود. (به عنوان مثال: نمونه سؤالات عربی)

    • شرط سوم: متأسفانه قبولی در گزینش، جدی‌ترین شرط است. بسیاری از نخبگان مذهبی ما به همین خاطر از ورود به دوره کارشناسی دانشگاه هم بازمانده‌اند. سوابق اجتماعی فرهنگی سیاسی و گرایشات فکری و عقیدتی موضوعی است که دانشگاه هیچ‌گاه از آن نگذشته است. در مواردی گفته شده است که دانشجویان سابقا گزینش شده دانشگاه هم در گزینش مقطع دکتری رد شده‌اند! اخیرا نقص(!) در سوابق عقیدتی و اجرایی باعث شده که دانشجویان در گروه‌های درجه ج و ب پذیرفته‌شوند و از این جهت، مشمول هزینه‌های دکتری دانشگاه بشوند. 
    اجمالاً اگر نکات منفی در سوابق پرونده شما وجود دارد، حتما بی‌خیال این دانشگاه شوید و آبروی خودتان را حفظ کنید! 

    جالب است بدانید که 
    زنان نیز می‌توانند در مقطع دکتری در کلاس مختلط در دانشگاه واحد برادران شرکت کنند. (مثلاً 2 نفر خانم و سه نفر آقا در یک کلاس). چنین موردی ظاهرا تنها یک بار برای مورد خاص اتفاق افتاده است و بعد از آن هم البته با تغییراتی مشاهده شد. بنابراین تقریبا می‌توان گفت زنان نمی‌توانند در دانشگاه امام صادق علیه‌السلام دکتری بخوانند!

    وارد خواهران دوره دکتری مدیریت آموزشی را ویژه خواهران و در محل همان واحد (بدون برادران) برگزار می‌کند.
    این سال‌ها هم دوباره امتحان تخصصی هر دانشگاه رایج شده است. در امتحان تخصصی کتبی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام درس فرهنگ و ارتباطات در اسلام نیز وجود دارد! گاهی درس سیاستگذاری هم به عنوان یکی از مواد امتحانی مهم می‌شود که شامل بحث‌های مدیریتی (تصمیم‌گیری) و سیاستگذاری عمومی است.


    با توجه به فوت آیت‌الله مهدوی رئیس مادام‌العمر دانشگاه امام صادق علیه‌السلام و نیز عنایت به روند سال‌های اخیر دانشگاه،‌ به ویژه شیوه مدیریتی رئیس جدید دانشگاه (دکتر محمدسعید مهدوی کنی را بیش‌تر بشناسید!) و نیز مسئولیت‌پذیری‌های اعضای محترم هیئت امنا در امور دانشگاه(!)، تحصیل در مقطع دکتری این دانشگاه به هیچ وجه به کسی پیشنهاد نمی‌شود. حقیر و بسیاری از دوستانم پشیمانیم و نامه‌های اعتراضی چندی نیز نوشته‌ایم ولی گوش شنوایی نیست.

    برخی فایل‌های مورد نیاز و پیشنهادی:
    عمومی:
    دکتر محمدسعید مهدوی کنی را بیش‌تر بشناسید!
    تعهد محضری دانشجویان دکتری دانشگاه امام صادق علیه‌السلام (متن تعهد ممکن است در سال‌های مختلف تغییرات جزیی بکند!)




    اسما:




    آخرین ویرایش این مطلب: آذر ۱۳۹۵

  • نظرات() 
  • یکشنبه 21 آذر 1395

    http://www.googleshirazi.com/

    Google - گوگل شیرازی
    گوگل با لهجه شیرین #شیرازی
    حالو خیلی واجبه؟!
    خَعله خُب کاکو، بیشین تا یکم بگردم بیبینم چیطو میشه ولی قولت نمیدما!

  • نظرات() 
  • جمعه 30 مهر 1395

    «محمدرضا کوه‌کن»، دانشجوی دوره دهم رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه‌السلام از شهر مقدس قم است.

    خوش‌ذوق و هنرمند است. او مثل بسیاری از امام‌صادقی‌ها، تجربیات خوبی از کار تشکیلاتی در بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام به دست آورده است.

    مدتی است در حوزه بین‌الملل و جهان اسلام، آرمان صدور انقلاب را پی‌گیری می‌کند. شاید هر شب دهه اول محرم امسال در غرفه جهان اسلام #هیئت_بسیج_دانشجویی_دانشگاه_امام_صادق (#میثاق_با_شهدا) ثمره بخشی از تلاش‌های او و هم‌راهانش را در دعوت از فعالان انقلابی کشورهای دیگر دیده باشید؛ جوانانی که به سؤالات عزاداران حسینی از وضعیت انقلاب در کشورهای خود می‌گفتند.

    او این روزها نارنجکش را به مرجعی برای فعالان فرهنگی عرصه تشیکلات انقلابی تبدیل کرده است و با رسانه‌های کوچک و اثرگذار خود در تبیین گفتمان انقلاب اسلامی می‌کوشد. 

    خدا خیرش دهاد!

    @Narenjak_ir
    #جوان_مؤمن_انقلابی_جهادی
    https://telegram.me/joinchat/BHxTBT0J2G48AwsmBwws9A
    @Pavaraqi

  • نظرات() 
  • چهارشنبه 28 مهر 1395

    سطح دغدغه حجت‌الاسلام دکتر محمدسعید مهدوی کنی به عنوان رئیس دانشگاه
    حجت‌الاسلام دکتر محمدسعید مهدوی کنی رئیس دانشگاه امام صادق علیه‌السلام علی‌رغم ۳۴ سال زندگی دانشگاهی در دانشگاه امام صادق علیه‌السلام به عنوان دانشجو و سپس عضو هیئت علمی، تنها یک مقاله علمی پژوهشی (آن هم به صورت دو اسمی و با مشارکت دانشجو) دارد. 

    دخالت‌های بی‌جا و حساسیت‌های بی‌مورد رئیس دانشگاه، موجبات طنز و تمسخر جایگاه ریاست دانشگاه امام صادق علیه‌السلام در میان افواه دانشجویان و شبکه‌های اجتماعی شده است. دانشجویان دل‌سوز و انقلابی این دانشگاه بارها اعتراض خود را نسبت به این‌که چرا متولیان دانشگاه امام صادق علیه‌السلام،‌ حرمت این امامزاده را نگاه نمی‌دارند، ابراز کرده‌اند.

    این نامه و نظایر آن نشان می‌دهد که قرار دادن چنین فردی در موضع ریاست دانشگاه، سبب نمی‌شود که او به مسائل علمی و اهداف کلان و بلند دانشگاه بیندیشد. تنها شأن ریاست دانشگاه امام صادق علیه‌السلام که روزگاری فقیهی بصیر و سیاست‌مداری صادق بر آن تکیه زده بود، پایین آمده است و عواقب و تبعات این تنزل و بس!

    در همین جا به جاست دومین سالگرد ارتحال پدر ایشان، مرحوم فقیه بصیر آیت‌الله محمدرضا مهدوی کنی، رئیس سابق دانشگاه امام صادق علیه‌السلام را تسلیت بگویم. یادی کنم از او که چه هوشمندانه پیش‌بینی کرده بود بعد از فوتش، دانشگاه راه به مسیر دیگری می‌برند. او نگران بود بعد از فوتش این‌ها دانشگاه را تبدیل به دانشگاه آزاد و پیام نور می‌کنند. دانشگاه را پولی می‌کنند و می‌گویند که [آیت‌الله] مهدوی نمی‌توانست اداره کند. او با مقایسه بحث «علم و تربیت» با «مدرک» می‌گفت که من اگر بخواهم می‌توانم ده هزار تا دانشجوی پولی بگیرم ولی علم و تربیت با پول نمی‌شود.

    @pavaraqi

  • نظرات() 
    • تعداد صفحات :50
    • 1  
    • 2  
    • 3  
    • 4  
    • 5  
    • 6  
    • 7  
    • ...  
    filesell درباره من و وبلاگم

    آخرین مطالب



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد کل مطالب :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین روزآمد :

    اَبر برچسب‌ها