پاورقی فرهنگ و ارتباطات

وب‌نوشت حمید درویشی شاهکلایی

پاورقی فرهنگ و ارتباطات

وب‌نوشت حمید درویشی شاهکلایی

پاورقی فرهنگ و ارتباطات
*حمید درویشی شاهکلایی، پژوهشگر و ویراستار
*متولد شیرگاه، سوادکوه شمالی مازندران (اصالتا از روستای شاهکلای لفور)

*طلبه و دانش‌آموخته دوره سوم کارشناسی‌ارشد معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه‌السلام و دوره پنجم دکتری فرهنگ و ارتباطات همان دانشگاه (دوره شهید جاوید مرحمتی)
*اولین «رتبه یک» کنکور سراسری دکتری مجموعه علوم ارتباطات (1390).
*موسس قرارگاه نشریات حیات بسیج دانشجویی و سردبیر سابق ماه‌نامه فرهنگی سیاسی حیات، نشریه بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام، سال بیست و یکم و بیست و دوم.
*معاون سابق آموزش و معاون سابق ارتباطات مرکز آموزش‌های مجازی بسیج مستضعفین
*پژوهش‌گر برتر مرکز مطالعات راهبردی تربیت اسلامی (1394)
*با افتخارتر از همه: برادرزاده سردار سپاه اسلام، پاسدار شهید برزو درویشی شاهکلائی
حدیث‌های مسجد
  • ۹۴/۱۲/۲۴

    فرشته‌هان! با مسجدی‌ها کار دارند.

  • ۹۴/۱۰/۲۴

    ستاره‌های درخشان زمین برای آسمانی‌ها

  • ۹۲/۰۶/۲۲

    *هشدار داد: نماز همسایه مسجد جز در مسجد پذیرفته نیست...

    **یکی پرسید: اى امیر مومنان! همسایه مسجد کیست؟

    *فرمود: کسى که...

مطالب پیامکی
  • ۹۵/۰۱/۰۹
    افق بالاتر

    امسال توفیق خادمی شهدا در یادمان هویزه میسر نشد؛ 

    انشاءالله به زودی خادمی در آستان امام رضا؛ 

    یا حتی کربلا، کاظمین، نجف، سامرا؛ 

    و چه بسا سوریه و شام بلا؛

    و انشاءالله بقیع و مسجد الاقصی.

  • ۹۵/۰۱/۰۶
    دیر یا زود

    دیر یا زود، به مانند سه تیر 84 «مردی از جنس مردم» خواهد آمد و کام امت حزب الله شیرین خواهد شد.

  • ۹۲/۰۹/۲۵
    24

    دعا کنید با موفقیت زیارت با پای پیاده نصیب همه آرزومندان شود.

    حلال کنید!

  • ۹۲/۰۹/۲۵
    23

    اگر بطلبند، دوباره عازم عراقم، کافیست عصر شود.

  • ۹۲/۰۴/۰۷
    22
    فقط چند ساعت دیگه
    این جمع با صفا جمع میشه...
  • ۹۲/۰۴/۰۷
    21
    خدا رو شکر سیاحت ما در زیارت است
  • ۹۲/۰۴/۰۷
    20
    خلاصه اینکه:
    خدایا ما فقط همین خانواده رو داریم
    آخرین بارمون نشه...
  • ۹۲/۰۴/۰۲
    16
    زباله رو تو جاده ول نکن!
    جوان عراقی:.شهرداری جمع میکند!
  • ۹۲/۰۴/۰۱
    15
    جنت ما موکب است، مقصد ما کربلاست
طبقه‌بندی موضوعی مطالب
قفسه کتاب‌های من
پاورقی‌های فرهنگ و ارتباطات من
آخرین نظرات

۲۹ مطلب با موضوع «معارف‌اسلامی‌وفرهنگ‌وارتباطات :: فرهنگ و تربیت» ثبت شده است

سه شنبه, ۱۳ مهر ۱۳۹۵، ۰۴:۲۹ ب.ظ

نشریه‌های هیئتی و مسجدی

دنبال نشریه برای مسجد و هیئت محله خود هستید؟!
۱- «فتح»، ویژه‌نامه باسابقه ماه‌نامه «حیات» بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام است. این ویژه‌نامه هدف خود را رصد و تحلیل گفتمان انقلاب اسلامی برای عموم مردم قرار داده است. شب‌های محرم، فتح، ویژه‌نامه تخصصی هیئت میثاق با شهدا می‌شود. شما می‌توانید فایل آماده‌چاپ و قایل ویرایش فتح را دریافت کنید و یا با تغییراتی در مسجد خود منتشر کنید. (مثلا مصاحبه، عکس‌ها، یادداشت‌ها و خبرهایی مرتبط با محله خود را کار کنید.) فتح در اندازه یک برگه آسه (دوبرگه آچهار) قابل چاپ است. (@fathISU)
۲- «هیهات» هم امسال دومین سال خود را می‌گذراند. هیهات در یک برگه آچهار چاپ می‌شود. هیهات ویژه همین ۱۰ شب محرم است و در طول سال منتشر نمی‌شود. (@ayyamnet_ir)
۳- نشریه «سنگرمحله» امسال وارد چهارمین سال خود شده است. سنگر محله،‌ البته هفته‌نامه است و در قابلیت ویرایش و بومی‌سازی، پیشگام بوده است. (http://sangaremahalle.ir)
بچه‌های سنگر محله، امسال، بعد از پویش‌های خانوادگی (#بخشیدم) و مسجدی (#من_و_مسجد و #امام_جماعت_باس) پویش #هیئت_بهتر را (@heyatebehtar_ir) راه‌انداخته‌اند و به گفتمان‌سازی در این حوزه هم مشغول‌اند.
@pavaraqi

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ مهر ۹۵ ، ۱۶:۲۹
حمید درویشی شاهکلائی
شنبه, ۷ فروردين ۱۳۹۵، ۰۶:۵۶ ب.ظ

فراز و نشیب زبان فارسی به روایت امام خامنه ای

ما نسبت به زبان فارسی، بی غیرت شده ایم.

حضرت آقا به بهانه های مختلف گفته اند که #خیلی_نگران_زبان_فارسی هستند.

مثلا 16 سال پیش در دیدار با مسئولان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان وسط بحث، بحث مفصلی درباره زبان فارسی انجام دادند. از گذشته باشکوه زبان فارسی (از استانبول تا چین و هند) تا برخی علل انحطاط آن در عصر حاضر و رابطه آن با پیشرفت کشور در این بیانات هست. همچنین از سهم پیام انقلاب در گسترش زبان فارسی مثال جالبی آورده شده است. 
شما را به خواندن این بیانات دل نشین دعوت میکنم.


یک نکته خرج کردن درست ادبیّات در سطح کشور، در سطح جامعه، یا در سطح جهان است؛ هرجایی که در بُرد ادبیّات ماست. البته روزی از قسطنطنیه، یا از استانبول تا آسیای شرقی، بُرد ادبیّات ما بود. خوب؛ زمانی این‌طور بوده است؛ زبان فارسی، زبان دیوانی کشور عثمانی بود. در همان زمانی که کشور عثمانی دائماً با ایران جنگ داشت، نفوذ زبان فارسی آن‌چنان بود که منشی و دبیر دستگاه عثمانی کار خودش را با خطّ فارسی، با عنوان فارسی، با تعبیر و زبان فارسی و با شعر فارسی راه میانداخت! از این طرف هم - طرف شرق - حتّی تا هند و چین، زبان فارسی بُرد داشت. زبان مذهبی بود؛ زبان اداری، زبان دبیران و منشیان و زبان ادبیّات و هنر بود.

امروز این دایره محدود شده است. البته بعد از انقلاب مقداری گسترش پیدا کرده؛ ولی قبل از انقلاب بر اثر تنگ‌نظری و نادانی و بیسوادی مسؤولان کشور در دوره‌ی اواخر قاجار تا آخر زمان محمّدرضا پهلوی، زبان و ادبیّات فارسی انحطاط پیدا کرد. با این‌که ما در همین دوره، انصافاً شخصیتهای خوب ادبی، شاعر و نویسنده‌ی بزرگ هم داشتیم، لیکن از لحاظ گسترش سیاسی و از لحاظ قدر و قیمت بین‌المللی، در پایینترین وضعیت قرار گرفتیم! علّت هم این بود که در مهد زبان فارسی - یعنی ایران - کسانی که متصدّیان امور بودند، از زبان فارسی تبرّی میجستند! این نهایت انحطاط است. عدّه‌ای راجع به تغییر خط حرف میزدند و عدّه‌ای در مورد به کار بردن لغات و اصطلاحات فرنگی افتخار میکردند و خودشان را در مقابل آن کوچک میدانستند! آن‌جایی هم که میخواستند فارسیسازی کنند، حتّی لغت‌سازىِ فارسیشان نوعی اظهار ارادت به لغت بیگانه بود! واقعاً از چیزهای عجیبی که انسان مشاهده میکند، این‌که یک دستگاه لغت‌سازی در ارتش زمان شاه وجود داشت؛ آنها مینشستند و لغتی را از لغتنامه‌ی کهن فارسی انتخاب میکردند که یک نوع شباهتی به زبان خارجی داشته باشد! گاهی هم لغت فارسی جعل میکردند؛ لغت‌سازی میکردند. البته لغت‌سازی، کار جایزی است؛ به شرط این‌که آن کسی که لغت‌سازی میکند، صلاحیت این کار را داشته باشد - اشکالی ندارد، پیشرفت زبان است - اما آنها صلاحیت داشتند یا نداشتند، کاری ندارم؛ لیکن لغت‌سازیشان با توجّه به لغت خارجی بود! «تک» را در مقابل «اَتک» و برای تقلید از «اَتک» میآوردند! «چالش» را برای تقلید از «چلنج» میآوردند! این‌طور لغت‌سازی میکردند. از این قبیل، زیاد است و شاید اگر کسی واقعاً دنبال کند، بتواند یک دفتر از این‌گونه لغتهایی که عمدتاً بر محور لغت انگلیسی میگشته، بیابد. خوب؛ وقتی که در مهد زبان فارسی، زبان فارسی این‌گونه مورد بی اعتنایی است که بلد نیستند درست فارسی حرف بزنند، انتظار پیشرفتِ آن بیجاست!

یک وقت یک نخست‌وزیر عرب‌زبان، در زمان ریاست جمهوری بنده آمده بود با من ملاقات میکرد - یادم نیست که رئیس جمهور بود یا نخست‌وزیر - وزیر خارجه‌اش هم پهلویش نشسته بود. با من عربی صحبت میکرد، یک جمله را خواست بگوید، آن مفهوم را نتوانست در عربی پیدا کند! هرچه فکر کرد، دید یادش نمی‌آید. به طرف وزیر خارجه‌اش برگشت و به فرانسوی پرسید که این چه میشود؟ آن مفهوم را به لغت فرانسوی گفت و عربی معادلش را به رئیسش گفت؛ آن وقت ایشان به من گفت! جالب این‌جاست که من به‌عنوان مخاطب او که زبانم هم عربی نبود، آن معادل را میدانستم و برایم سخت نبود! من فارسی زبان بودم و آن آقا لغت عربی خودش را بلد نبود و از راه لغت معنی فرانسوی - عربی، از وزیر خارجه‌اش پرسید! من در دلم گفتم بیخود نیست شما این‌قدر بدبختید که زبان خودتان را هم بلد نیستید؛ در حالی که شما رئیس کشورتان هستید! عزیزان من! این وضع، قبل از انقلاب در ایران هم وجود داشت. خیلی تعجّب نکنید؛ زبان خودشان را بلد نبودند!

تو در اوج فلک چه دانی چیست
که ندانی که در سرایت کیست

تو در داخل خانه‌ی خودت این‌گونه حرکت میکنی، آن وقت دلت میخواهد که زبان به بنگال و به چین و ماچین و به قسطنطنیه برود!؟ معلوم است که زبان، محدود میشود.

البته بعد از انقلاب، تا حدودی تکان خورد. امروز در مناطق جزیرةالعرب - اینها که عرض میکنم، اطّلاع است، حدس و تخیّل نیست؛ خبر دارم - عربی که مثلاً اهل منطقه‌ی احسا و قطیف(۱) است، که هیچ وقت ممکن نبود یک کلمه‌ی فارسی هم یاد بگیرد، با نشستن پای رادیو و تلویزیون فارسی ایران - که تلویزیون را با بشقاب میگیرد - زبان فارسی میآموزد؛ یعنی میتواند فارسی حرف بزند. آن‌قدر پای رادیو و تلویزیون فارسی مینشینند، تا بتوانند بتدریج فارسی یاد بگیرند! یعنی انقلاب، زبان را منتشر کرد.

امروز به برکت انقلاب در نقاطی از دنیا، زبان فارسی به عنوان زبان دوم دانشگاهی یا به عنوان زبان رشته‌ی اختصاصی، باز مورد توجّه قرار گرفته است. انقلاب پیام و سخنی دارد؛ کسی که مسلمان است، پیام اسلام را از انقلاب میگیرد، کسی هم که مسلمان نیست و بالاخره پیام نو را از انقلاب میگیرد، دلش میخواهد - مثلاً - بداند که امام و پدر این انقلاب، وقتی حرف میزد، چه میگفت که در ترجمه نمیشود فهمید؛ لذا زبان فارسی یاد میگیرند. امروز این‌طور است. به‌هرحال، امیدواریم زبان فارسی گسترش پیدا کند. زبان فارسی زبانی است با ظرفیت و با کشش. یکی از مراکزی که باید در آن، روی زبان و ادبیّات - بخصوص با شیوه‌های هنری - تلاش شود، مرکز شماست؛ چون شما با نسلی کار میکنید که آن نسل هرچه را که از شما فرا گرفت، برایش ماندگار خواهد بود.

اگر امروز کودک ما فارسی را درست یاد بگیرد و بتواند لغت فارسی را در جایی که لازم دارد، استفاده و مصرف کند، اگر شاعر شد، اگر هنرمند، گوینده، برنامه‌ساز، یا کتاب‌نویس شد، شما دیگر خاطرتان جمع است؛ مثل کتاب‌نویس، فیلمنامه‌نویس، گوینده‌ی تلویزیون و افرادی نظیر آنها که در محیط قبلی پرورش پیدا کرده‌اند، نخواهد بود. یعنی شما در حرکت خودتان در کانون، میتوانید آن دو مقصود و دو وظیفه‌ای را که در باب ادبیات هست، هر دو را با هم تأمین کنید؛ هم ادبیات را پیش ببرید، هم آن را در قشرهای گوناگون - که قشر مخاطب شما کودک است - درست صرف کنید. بنابراین به زبان و ادبیّات، باید خیلی اهمیت داده شود.


اینجا متن کامل بیانات رهبری در دیدار با مسئولان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان (23 اردیبهشت 1377) هست. 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ فروردين ۹۵ ، ۱۸:۵۶
حمید درویشی شاهکلائی
پنجشنبه, ۲۳ مهر ۱۳۹۴، ۱۲:۲۵ ق.ظ

درنگ/ توجیهاتی برای با حسین نبودن

درنگ

توجهات یا توجیهات؟

بیایید یک‌بار هم که شده به اهل کوفه حق بدهیم (البته به ناحق!) که چرا امام حسین را تنها گذاشتند؟ یک‌طرفه به قاضی نروید!

·        زمانی که حضرت می‌خواهد به جنگ برود، دشمنِ کشورِ اسلامی (روم) منتظر است تا جنگ داخلی شروع شود و از این فرصت استفاده بکند...

·        زمانی که حضرت می‌خواهد به جنگ برود، اگر همه زنان و سه‌ساله‌ها و شش‌ماهه‌ها را هم در نظر بگیریم، عِده‌وعُده‌شان بسیارکم است...

·        زمانی که حضرت می‌خواهد به جنگ برود، ماه حرام است، یعنی جنگ ممنوع است!

·        زمانی که امام به جنگ می‌رود، هر کس باید از چیزی بگذرد تا بتواند با امام باشد، یکی باید از فقاهت و درس تفسیر گفتنش بگذرد، دیگری از آبرو و بزرگی، آن یکی از مال‌ومنال خود و... مگر آسان است؟!

·        و... توجیهات برای با حسین نبودن، بسیار است!

اما توجه کنیم:

"و اما من! هرگز برای امام خویش تکلیف معین نمی‌کنم. من حسین را نه‌فقط برای خلافت که برای هدایت می‌خواهم."

نوشته: محمدجواد سواری

منتشر شده در تابلو اعلانات‌های مسجدنما و نشریه سنگر محله

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ مهر ۹۴ ، ۰۰:۲۵
حمید درویشی شاهکلائی
جمعه, ۱۰ مهر ۱۳۹۴، ۰۵:۰۲ ب.ظ

مکتب اهل بیت/ یک پارچه آقا!

یک پارچه آقا!

به خودش که نگاه می‌کند، هیچ اشکالی نمی‌بیند. اما وقتی نوبت دیگران می‌شود، منتقد خیلی خوبی است. با خدا هم که اصلاً کاری ندارد! برای همین هر وقت جلوی آینه می‌رود جز «یک پارچه آقا» چیزی نمی‌بیند! آن‌وقت توجیه اشتباه‌ها آغاز می‌شود و هر روز بیشتر از قبل در خطاها و غلط‌هایش دست‌وپا می‌زند.

خیلی طول نمی‌کشد که بعد از مدتی می‌بیند رفیق گرمابه و گلستان شیطان شده است و در همه‌چیز از او کمک می‌گیرد؛ همه‌چیزی که جز طغیان و طغیان‌گری نیست... آری شیطان کمک می‌کند انسان را در عجله کردن به سوی طغیان و هلاکت!

مَن شَغَلَ نفسَهُ بغَیرِ نفسِهِ تَحَیَّرَ فی الظُّلُماتِ، و ارتَبَکَ فی الهَلَکاتِ، و مَدَّتْ بهِ شیاطِینُهُ فی طُغیانِهِ.

امام على (علیه‌السلام): هرکه خود را به چیزى جز [تربیت و تزکیه] نفْسِ خویش مشغول دارد، در تاریکی‌ها سرگردان می‌شود و در هلاکت‌ها دست‌وپا می‌زند و شیطان‌هایش او را در طغیانش فرومی‌برند.

خیال می‌کنید فرعون و فرعونیان از همان اول این‌قدر طغیان‌گر بوده‌اند؟

منبع حدیث: نهج البلاغه صبحی صالح، خطبه 157

نوشته: دکتر محمدحسین شاه‌آبادی

منتشر شده در تابلو اعلانات‌های مسجدنما و نشریه سنگر محله

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ مهر ۹۴ ، ۱۷:۰۲
حمید درویشی شاهکلائی
شنبه, ۴ مهر ۱۳۹۴، ۰۴:۵۳ ب.ظ

نیایش/ من نفس لا تشبع

نیایش

 

از دست روح سیری‌ناپذیر آدمی

اَللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ نَفْسٍ لاَ تَشْبَعُ

خدایا پناه به تو می‌برم از نفسى که از دنیا سیرى ندارد!

 

هر روز بعد از نماز ظهر، این دعا را می‌کنیم. کمی توجه کنیم، گویا قضیه جدی است!


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ مهر ۹۴ ، ۱۶:۵۳
حمید درویشی شاهکلائی
پنجشنبه, ۲ مهر ۱۳۹۴، ۰۴:۴۰ ب.ظ

درنگ تربیتی/ واو مباینت!

درنگ

واوِ مباینت!

دیگر نتوانست راحت از کنار برادرش هم بگذرد و او را کشت و به جبهه باطل پیوست. برادر و کشتن برادر؟ واوِ مباینت!

آیا فکر می‌کنید تمام شد؟ قوم بنی‌اسرائیل که قرار بود برگزیده‌ترین قوم شوند در یک صبح هفتاد پیامبر خدا را به شهادت رساندند. برگزیده‌ترین قوم و کشتن هفتاد پیامبر؟ واوِ مباینت!

آیا باز فکر می‌کنید تمام شد؟ یحییِ نبی را که گرفتند سرش را بریدند و بردند پیش یکی از فاحشه‌های شهر. سر پیغمبر خدا و فاحشه؟ واوِ مباینت!

آیا باز هم فکر می‌کنید این جنگ همیشگی تمام می‌شود؟ خیر! حضرت اباعبدالله (ع) روزی که حرکت کرد، فرمود: ای مرد! من حق هستم و با باطل هیچ‌گاه کنار نمی‌آیم پس"من کان باذلا فینا مهجته و موطّنا علی لقاء الله نفسه فلیرحل معنا" البته فقط 72 تن همراهی‌اش کردند و کربلایی شدند ولی... مسلمانان و کشتن حسین (ع)؟ واوِ مباینت!

باز هم کار به این‌جا ختم نشد... شهید آوینی می‌فرماید: صحرای کربلا به وسعت تاریخ است و کار به یک «یالیتنی کنت معکم» ختم نمی‌شود. جنگ حق و باطل نه تمام می‌شود و شیطان همیشه هست (گاهی هم بزرگش!). واوهایِ مباینت کم نیستند...

این داستان ادامه دارد. نوبت واوِ شماست...

 منتشر شده در تابلو اعلانات‌های مسجدنما و نشریه سنگر محله

نوشته محمدجواد سواری

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۹۴ ، ۱۶:۴۰
حمید درویشی شاهکلائی
چهارشنبه, ۱ مهر ۱۳۹۴، ۱۲:۰۱ ق.ظ

درنگ تربیتی/ اهل ادعا

اهل ادعا

حرفی که در حد حرف باشد و به عمل نرسد، به دردِ خودش هم نمی‌خورد! اگر قرار نیست درس خواندن، ورزش کردن و نمازهای مرا تغییر دهد، چه بهتر که زده نشود... منظور این نیست که از این به بعد حرفی نزنیم؛ نه! بلکه بهتر است حرفی را بزنیم که دنبال عملش باشیم، نه فقط ادعایش را بکنیم.
این‌که ما می‌گوییم یا اباعبدالله! "بابی انت و امی" ادعای کمی نیست! تو از عزیزترین چیزهایت برای ولی زمان می‌گذری؟ ما باید این‌قدر در سخن گفتن دقت کنیم که اگر آن دنیا خداوند یقه ما را گرفت، بگوییم «اهلش بودیم واقعاً! صرف ادعا نبود.»
شعار، تکلیف می‌آورد و صرف یک ادعا نیست... اگر حضرت آقا روزی از دشمنیِ همیشگی آمریکا با ما سخن می‌گوید، واقعاً ما هم به همان واقعیت رسیده‌ایم تا "مرگ بر آمریکا"یِمان را از ته دل بگوییم و تحت هر شرایطی؟!
"اول انقلاب، منافقان یکی از بچه‌های پانزده‌ساله ما را به جرم این‌که به امام (ره) اهانت نکرد، زنده‌زنده پوستش را کندند و تکه‌تکه‌اش کردند. ولی هرکاری کردند، اهانت نکرد ولو به قیمت شهادت..."

به قلم: محمد جواد سواری

منتشر شده در تابلو اعلانات‌های مسجدنما و نشریه سنگر محله

پی نوشت من:
یک روز بعد از عرفه، عید قربان است. اگه راست می‌گی، خودت رو بکش! جسمت رو نه، روح عصیان‌گرت رو.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ مهر ۹۴ ، ۰۰:۰۱
حمید درویشی شاهکلائی
جمعه, ۳۰ مرداد ۱۳۹۴، ۰۶:۵۷ ب.ظ

داستان هر روزه بنی آدم

این متن را همین الان در یکی از شبکه های اجتماعی دیدم (فرستنده: م ح). مشابه همین یک بار برای من هم اتفاق افتاد. البته حیا کردم و جواب ندادم؛ به هر حال، استادها هم گاهی اشتباه میکنند!

ﻣﻌﻠﻢ ﺍﺳﻢ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﻛﺮﺩ. ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﭘﺎﻱ ﺗﺨﺘﻪ ﺭﻓﺖ. ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺖ: ﺷﻌﺮ ﺑﻨﻲ ﺁﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ!
 ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯ ﺷﺮﻭﻉ ﻛﺮﺩ:
ﺑﻨﻲ ﺁﺩﻡ ﺍﻋﻀﺎﻱ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮﻧﺪ
ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻓﺮﻳﻨﺶ ﺯ ﻳﻚ ﮔﻮﻫﺮﻧﺪ
ﭼﻮ ﻋﻀﻮﻱ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﺁﻭﺭﺩ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ
ﺩﮔﺮ ﻋﻀﻮﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﺎﻧﺪ ﻗﺮﺍﺭ
ﺑﻪ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﻛﻪ ﺭﺳﻴﺪ ﻣﺘﻮﻗﻒ ﺷﺪ، ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺖ: ﺑﻘﻴﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ! 
ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﮔﻔﺖ: ﻳﺎﺩﻡ ﻧﻤﻲ ﺁﻳﺪ!
ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺖ: ﻳﻌﻨﻲ ﭼﻲ؟ ﺍﻳﻦ ﺷﻌﺮ ﺳﺎﺩﻩ ﺭﺍ ﻫﻢ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺘﻲ ﺣﻔﻆ ﻛﻨﻲ؟! 
ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﮔﻔﺖ: ﺁﺧﺮ ﻣﺸﻜﻞ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻣﺮﻳﺾ ﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﻮﺷﻪ ﻱ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ،ﭘﺪﺭﻡ ﺳﺨﺖ ﻛﺎﺭ ﻣﻴﻜﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﻣﺨﺎﺭﺝ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺑﺎﻻﺳﺖ، ﻣﻦ ﺑﺎﻳﺪ ﻛﺎﺭﻫﺎﻱ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺪﻫﻢ ﻭ ﻫﻮﺍﻱ ﺧﻮﺍﻫﺮ ﺑﺮﺍﺩﺭﻫﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ ﺑﺒﺨﺸﻴﺪ،
ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺖ: ﺑﺒﺨﺸﻴﺪ؟؟ﻫﻤﻴﻦ؟ ! ﻣﺸﻜﻞ ﺩﺍﺭﻱ ﻛﻪ ﺩﺍﺭﻱ ﺑﺎﻳﺪ ﺷﻌﺮ ﺭﻭ ﺣﻔﻆ ﻣﻴﻜﺮﺩﻱ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﺗﻮ ﺑﻪﻣﻦ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﻧﻤﻴﺸﻪ! 
ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯ ﮔﻔﺖ:
ﺗﻮ ﻛﺰ ﻣﺤﻨﺖ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺑﻲ ﻏﻤﻲ
ﻧﺸﺎﻳﺪ ﻛﻪ ﻧﺎﻣﺖ ﻧﻬﻨﺪ ﺁﺩﻣﻲ

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۹۴ ، ۱۸:۵۷
حمید درویشی شاهکلائی
جمعه, ۳۰ مرداد ۱۳۹۴، ۰۶:۲۱ ب.ظ

روز جهانی مسجد

امروز (30 مرداد) روز جهانی مسجد است.
این روز به پیشنهاد جمهوری اسلامی ایران در واکنش به آتش زدن مسجد الاقصی توسط یک صهیونیست افراطی (در سال 1348 شمسی) به این نام نامیده شده است.
این روز رو به همه فعالان مسجدی به ویژه دوستان خوبم در «مسجدنما» تبریک می‌گم. باشد که پربرکت باشد.

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۹۴ ، ۱۸:۲۱
حمید درویشی شاهکلائی
يكشنبه, ۲۴ خرداد ۱۳۹۴، ۰۱:۰۸ ق.ظ

درست بنویسیم

روزنامه‌نگاری یک دانش تخصصی است. رشته علوم ارتباطات در دانشگاه‌ها به روزنامه‌نگاری می‌پردازد. بخشی از بحث‌های روزنامه‌نگاری مربوط به ویرایش و نگارش است. منسوب به استاد سنگری است که خطای افراد عادی، یک خطاست اما خطای اهالی رسانه به تعداد شمارگان آن کتاب و نشریه. 

اخیرا یک مصاحبه‌ای را به طور گذرا خواندم که مشکلات ویرایشی فراوانی داشت. بسیاری از آن‌ها را می‌گذاریم به حساب حفظ اصالت شفاهی بودن مصاحبه. مثلا گاهی به قرینه حضوری، بخشی از کلام حذف می‌شود. اما گاهی پذیرش حجم و کیفیت اشتباهات در یک متن واحد بیش از حد است. این مصاحبه را که با حجت الاسلام دکتر محسن الویری (استاد سابق دانشگاه امام صادق) درباره شئون طلبگی  و روحانیت از دیدگاه آیت الله مهدوی کنی انجام شده است، بخوانید. برخی غلط‌های آن تحمل کردنی نیست، به ویژه این که نشریه در یک فضای طلبگی منتشر شده است، انتظار داشتم اصطلاحات تخصصی طلاب درست نوشته شده باشد:

متن مصاحبه در تارنمای حاج آقای رضا تاران (+)

برخی از اشتباهات نگارشی:

هجم>حجم
دعو>دأب
ساکت کردند>سکوت کردند
علی اخبرکم>الا اخبرکم
لم قنته الناس> لم یقنته الناس
سالل>سال
دعب>دأب
منسب>منصب
مضموم>مذموم

جالب اینجاست که گاهی دعو، گاهی دعب، هر جور راحت بودند، نوشتند.

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ خرداد ۹۴ ، ۰۱:۰۸
حمید درویشی شاهکلائی
دوشنبه, ۱۸ خرداد ۱۳۹۴، ۰۷:۵۳ ب.ظ

تحریف امام به بهانه تحریف امام

پس از تذکر رهبری مبنی بر جلوگیری از تحریف اندیشه و سیره امام خمینی، موج جدیدی (از بازنشر مطالب) راه افتاده است که ته حرفش این است که این جملات مشهور که همه تان آن را شنیده اید، از امام نیست.

1- سست کردن پایه های دینی مردم کار بدی است!

باید دید هدف کسانی که در مسلمات و مشهورات شک می‌کنند، چیست؟ اگر به هدف و نیت‌شان هم کار نداشته باشیم، باید به نتیجه آن توجه کنیم؛ سست شدن پایه‌های اعتقادی مردم. اگر به مردم بگوییم این چند جمله‌ای که منسوب به امام خمینی عصر حاضر است، همه دروغ است، چطور انتظار دارید مردم به قرآن و حدیث اعتقاد داشته باشند؟ نکنیم این کار را. با اعتقادات مردم بازی نکنید. این کارها ظرافت لازم دارد. 

2-تحریف در اندیشه و سیره امام را بیان کنید، نه یکی دو موردی که تناقضی با خط امام ندارد

اگر واقعا مساله‌ای آن‌قدر مهم است که جدا از خط فکری و گفتمانی امام است و تحریف امام است، همان را بیان کنید. این کارها خیانت به گفتمان است که حالا بیایید تاکید کنید که امام نگفته انقلاب ما انفجار بود. خب، این جمله یاسرعرفات به خاطر همراهی با تصویر امام، به تدریج به امام منتسب شد. حالا این برجسته شود که چه؟

3-دروغ از ابزارهای جنگ نرم است


از این‌ها که بگذریم، از برخی شیطنت‌ها نمی‌توان گذشت. مثلا دروغ می‌گویند. مثلا برخی موارد هست که در دیگر کتاب‌های امام هست و یا در مجالس درس گفته‌اند و در صحیفه نیامده است. این‌ها را هم می‌گویند که دروغ است و امام نگفته. حتی بعضا مواردی هست که در صحیفه هم هست و اینها میگویند نیست. مثلا می‌گویند اوجب واجبات بودن حفظ نظام از امام نیست. کدام فقیه شیعه را پیدا می‌کنید که به اوجب واجبات بودن حفظ نظام اعتقاد نداشته باشد؟ منتشر کنندگان این مطالب با چی دارند مبارزه می‌کنند؟ در نگاه شیعی امام، حفظ نظام از حفظ جان امام زمان هم بالاتر است. بالاترین از این که چیزی نداریم!

4-تقویت مخاطب را جدی بگیریم!


از این‌ها که بگذریم، برادر ارزشی من، لطفا قبل از بازنشر مطالب، کمی بیندیش و کمی جستجو کن و بعد که به اطمینان نسبی رسیدی، مطلب رسیده را برای دیگران بفرست. مخاطب فعال باش! مثلا در همین مطلب، شما اگر واژه بسیج را در نرم افزار صحیفه جستجو کنید، ج 21، ص 195 می بینید که نوشته «بسیج، مدرسه عشق». برای تمرین عصر ظهور، باید یاد بگیریم بتوانیم مستقل از رسانه ها فکر کنیم. استقلال فکری خودتان را از رسانه ها و پیام ها به دست آورید! من دیگر حرفی ندارم!

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۸ خرداد ۹۴ ، ۱۹:۵۳
حمید درویشی شاهکلائی
چهارشنبه, ۱۳ اسفند ۱۳۹۳، ۰۹:۳۹ ق.ظ

جهت اطلاع/ نماز جماعت صبح

نماز صبح به جماعت

پیامبر اعظم:

اگر نماز صبح را به جماعت بخوانم، در نظرم محبوب‌تر از عبادت و شب‌زنده‌داری تا صبح است.

چند حدیث مسجدی دیگر با همین طراحی از مسجدنما (+)

البته نماز جماعت برای همه قابل توصیه نیست. باید ملاحظه مخاطب را کرد. بعضی همین که نماز بخوانند، بس است. مثلا اگر کار بیشتری بکنند، ظرفیتش را ندارند، دچار عجب و غرور می‌شوند.

این حدیث را آوردم تا معیارهایمان دقیق شود.

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۳ اسفند ۹۳ ، ۰۹:۳۹
حمید درویشی شاهکلائی
سه شنبه, ۷ بهمن ۱۳۹۳، ۰۲:۴۷ ب.ظ

دو توصیه آیت الله باقری کنی برای اصلاح باطن

رایانامه رسیده یکی از دوستان دانشگاه امام صادق:

جای دوستان خالی امروز بعد نماز به دلم افتاد برم یه سوال از محضر آیت الله باقری (حفظه الله) بکنم و این کار را انجام دادم. بعد تو رستوران دانشگاه، یکی از دوستان اصرار کرد که بگم حاج آقا چی گفت. به اون که گفتم خیلی خوشش آمد. با خودم گفتم بذار به بچه های دیگه هم بگم چه بسا مصداق "رب حامل فقه غیر فقیه" باشم. خودم استفاده مطلوب را نکنم اما کسی باشد که استفاده کند این شد که سوال و جواب را به صورت کوتاه در ذیل آوردم.

 ******

سوال: یه مشکلی که ما معمولا داریم این است که وقتی در محضر علما و بزرگان می رویم  برای یکی دو روزی سعی می کنیم عوض بشیم ولی بعد متوجه می شویم که جوگیر شده ایم و نهایتا بعد از یکی دو روز به همان روال سابق برمی گردیم. این اراده تغییر و عزم عوض شدند چطور در ما بوجود می آید؟ مشکل از چیست؟

جواب: مشکل این است که شما می خواهیم ظاهرتان را در این یکی دو روز با باطنتان متفاوت کنید که نمی شود و بعد از دو روز باطن خودش را دوباره ظاهر می کند. باید از درون سعی کنید خودتان را درست کنید تا ظاهر و باطنتان مثل هم شود.

سوال: چه کنیم که باطنمان درست شود؟

جواب: دو تا کار انجام دهید:

یکی اینکه تا می توانید به دیگران خیر برسانید. به همسایه تان به رفیقتان به هم محلی تان به هرکسی هر قدری که از دستتان می رسد خیر برسانید.

 

دوم اینکه همه جا خدا را یاد کنید. حد اقل هم مثل یاد کردن سایر چیزها،‌هم عرض همان ها خدا را یاد کنید (البته خدا هم عرض اونها نیست) ولی همین قدر هم ما در کارهایمان یاد خدا نیستیم. امام چون همواره یاد خدا بود می گفت من در عمرم تا حالا لحظه ای نترسیدم. اگر ما یک هزارم امام یاد خدا کنیم همه زندگی مان درست می شود.

***

پی نوشت من:

این نیم‌سال در مقطع دکتری، درس فقه، کتاب مکاسب را در محضر آیت الله بودیم. خوب یادم هست آیت الله مهدوی کنی به بهانه های مختلف یا بدون بهانه، از امام روح الله یاد می‌کردند. این برادر هم دست کمی از آن یکی ندارد. مثلا همین جا لزومی نداشت بحث را به امام بکشاند، اما از امام گفت. چقدر جالب است که امام در زندگی اینها جاری است. یک عمر، زندگی خود را بر مبنای امام تنظیم کردند و هنوز هم هر چه میشود، یاد امام می افتند. 

امام چه کرد با اینها؟

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۷ بهمن ۹۳ ، ۱۴:۴۷
حمید درویشی شاهکلائی
شنبه, ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۴:۰۷ ق.ظ

عکس‌های یک «مرد» که در جنگ «بزرگ» شده

فی تقلب الاحوال، علم جواهر الرجال

شرایط دشواری چون جنگ، مرد تربیت می‌کنه و استعدادها رو به منصه ظهور می‌رسونه.

این‌جا درباره کتاب خاطرات سعید تاجیک گفتم که بعضی‌ها هستند که تو جنگ بزرگ شدند. یعنی از بچگی تو جنگ بودند.

دکتر سید محمدصالح هاشمی گلپایگانی که نام او با «گزینش دانشگاه امام صادق علیه‌السلام» و «طرح مطالعاتی کتاب‌های شهید مطهری» پیوند خورده، یکی از همین آدم‌هاست. فرمانده اسبق بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام، پیش از ورود به دانشگاه، کلی سابقه جبهه داشته و هنوز هم مرد جنگ است. در جنگ فرهنگی امروز هم در سنگر دانشگاه و نیز در سنگر تربیت، او چون ستاره‌ای می‌درخشد.

بعضی از عکس‌های حضور او را در جبه‌های نبرد به انتخاب من مرور کنیم. این عکس‌ها به خوبی بزرگ شدن او در بعد جسمانی نشان می‌دهد، اما در باطن آن، بزرگ شدن او در بعد معنوی است. آن‌جاست که او یک مدیر متعهد توانمند انقلاب اسلامی شده است!




منطقه جنوب -دهکده حضرت رسول - گردان تخریب لشکر محمد رسول الله- زمستان ۶۱
ایستاده از سمت راست1- باقری 2- سید محمد صالح هاشمی


از راست:1- پژوهش 2-سید محمد صالح هاشمی
 
 



منطقه چنانه جنوب



بعد عملیات مقدماتی و قبل عملیات والفجر یک

 
 

 





 





سوریه- راس الحسین -63/12/15- به همراه تیم اعزامی تخریب لشکر27محمد رسول الله




اردیبهشت 1365- گردان حضرت علی اصغر- کنار رود دز


 



 





 





 



از راست سید محمد صالح هاشمی

سید محمد صالح هاشمی( معاون گروهان)

 

و تصویر او در قالب استاد دانشگاه امام صادق علیه‌السلام:

او هم اکنون کمی پیرتر شده است و دانشگاه توفیق بهره‌مندی از او را ندارد!

برای دیدن تصاویر بیشتری از دوران حضور او در جبهه به اینجا مراجعه کنید.

فردی نظری نوشت و تاکید وب‌نوشت صله صدیقین با مطالب دیگری درباره استاد هاشمی گلپایگانی روزآمد خواهد شد:

http://www.selehsedighin.blogfa.com

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۴:۰۷
حمید درویشی شاهکلائی
دوشنبه, ۱۴ بهمن ۱۳۹۲، ۰۹:۵۱ ب.ظ

نماز شد! (حتی عروسک‌ها هم نماز می‌خوانند!)


مگر نه این که قرار است بچه، مادر غروسک‌ها باشد؟

مادر عروسک‌ها نباید به‌شان نمازخواندن یادشان بدهد؟

پی‌نوشت: نمره 100 به عروسکی که در سجود است و نمره ویژه به گربه که حواسش به نماز نیست و اون یکی که داره زیرچشمی به گربه‌ه نگاه می‌کنه!

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۹۲ ، ۲۱:۵۱
حمید درویشی شاهکلائی
جمعه, ۲۰ دی ۱۳۹۲، ۰۹:۵۸ ب.ظ

این نشریه مسجد شماست!

آن‌چه در ادامه می‌یابد سرمقاله نخستین شماره عمومی (پس از انتشار موفق پنج پیش‌شماره) نشریه دوهفته‌نامه «سنگر محله» است که به همت جمعی از دوستان خوبم برای مساجد تهیه می‌شود. البته تکثیر و توزیع آن به شکل خودجوش انجام می‌شود. یعنی شما می‌توانید با مراجعه به تارنمای نشریه به نشانی http://sangaremahalle.ir آخرین نسخه نشریه را تهیه و برای مسجد محله/دانشگاه/اداره خود منتشر کنید. هم‌چنین می‌توانید با تغییر ساده یک یا چند بخش (به مطالب مرتبط با مسجد خود)، آن را برای مسجد محله خود به طور بومی منتشر کنید!

راستی! شما که امر امام‌تان را انجام می‌دهید؟ «مساجد سنگرند، سنگرها را پر کنید!»

هر که دارد سر هم‌راهی ما، بسم‌الله!

اگر بلندگویی جلوی هر کدام‌مان بگذارند، می‌توانیم ساعت‌ها از اشکالات خانواده و محله و شهر و کشور و دنیایمان بگوییم و ناله‌ها بکنیم. حتی بعضی‌هایمان خیلی خوب راه‌حل می‌دهیم. مثلا فلانی باید این کار را بکند تا اقتصاد حل شود و دیگری فلان کار را نکند تا بحران فرهنگی ایجاد نشود.


اما یکی نیست بگوید چرا از خودمان شروع نمی‌کنیم؟ گویند روی سنگ قبر کشیشی نوشته بود: در کودکی خواستم دنیا را تغییر دهم، نشد؛ در نوجوانی خواستم کشورم را تغییر دهم، نشد؛ در جوانی خواستم شهرم را تغییر دهم،‌ نشد؛ در بزرگ‌سالی خواستم محله‌ام را تغییر دهم، نشد؛ در پیری خواستم خانواده‌ام را تغییر دهم، نشد... دم مرگ فهمیدم اگر از همان اول خودم را تغییر داده بودم، خانواده و محله و شهر و کشور و دنیا را می‌توانستم تغییر دهم... 


حالا نوبت من و توست. ما می‌خواهیم از خودمان شروع کنیم؛ از خود، خانواده و محله خودمان!


پیش‌شماره‌های سنگر محله نشان داد که «ما می‌توانیم» آستین‌ها را بالا بزنیم و اصلاح را از محله خودمان آغاز کنیم. چون می‌خواهیم بگوییم می‌شود همه مشکلات را حل کرد، اگر همه بخواهند... اگر همه بخواهند، نه گران‌فروشی خواهیم داشت نه بدحجابی و بدلباسی؛ نه آلودگی دود و ترافیک خواهیم داشت نه آلودگی موش و زباله‌دانی؛ نه معضل کسب و اقتصاد خواهیم داشت، نه معضل فرهنگ و ماهواره... البته اگر همه بخواهند!


حالا- ان‌شاءالله- از این شماره یک آغاز مقدس خواهیم داشت. آغازی که همه سنگرها را فعال کند و همه را در خوب‌نوشتن و خوب‌پخش کردن و خوب‌خواند‌ه‌شدن سنگر محله تشویق نماید. اصلا کار باید به جایی برسد که هر شماره از سنگر محله را یک گروه از محلی‌ها بنویسند تا معلوم شود که همه ما می‌خواهیم در ساختن محله خودمان کاری کنیم. پس هر کس که می‌خواهد در این جهاد کاری کند، عکسی بیندازد، یا متنی بنویسد، یا حرفی بزند... بسم‌الله!



برگرفته شده از نشریه تربیتی- مسجدی سنگر محله (sangaremahalle.ir)

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۰ دی ۹۲ ، ۲۱:۵۸
حمید درویشی شاهکلائی
يكشنبه, ۲۴ آذر ۱۳۹۲، ۰۱:۳۴ ق.ظ

برای «عمو خارک»

«خارِک» در زبان مازندرانی، تقریبا یعنی خوب دوست‌داشتنی. اضافه شدن «ک» به انتهای «خار | به معنای خوب» محبوبیت خاصی را به واژه‌ها می‌افزاید. ترکیب عمو خارک مثل عمو بزرگ، خان عمو، حاجی عمو جان و مانند آن است. بگذارید این طوری بگم که در مازندران جالب نبوده و نیست که نسبت‌ها و اسم‌ها به سادگی برده شوند. به ویژه این تلاش وجود دارد تا کودکان در صدا زدن بزرگ‌ترها احترام لازم را رعایت کنند. اضافه کردن وصف به اسم‌ها برای احترام نسبتا رایج است.

یکی از عموهای من و در حقیقت فرزند یکی مانده به آخر خانواده پدری من، برزو نام داشت. عمر فرزند آخر به دنیا نبود. برزو خیلی دوست‌داشتنی شد. اخلاق و رفتارش هم که نمونه بود. شور و نشاط جسمی و روحیه پهلوانی هم داشت. یک پای مسابقات کشتی لوچو (کشتی سنتی مازندران) بود که همه ساله در امامزاده حسن برگزار می‌شد. عموی دوست‌داشتنی من، عموخارک!

مدرسه که خبری نبود. دوره دوساله پیکار با بی‌سوادی را گذراند. نوجوان بود که به شهر آمد و کارگر نجاری شد. داماد استاد شد. این جوان پهلوان، پاسدار انقلاب شد. طاقت نیاورد دشمن به مردمش هجوم آورند و هیچ نگوید. برای مادربزرگم می‌گفت: اگر یک اش (خرس) به یه نفر حمله کنه، کمکش نمی‌کنی؟ با همین استدلال مادر را قانع کرد تا به جبهه‌های نبرد با خرس بعثی برود. در پشت جبهه هم که بود، نفس ضدانقلاب و منافقان جنگل‌مکان را می‌برید. 

20 ساله بود. اوج نشاط و سرزندگی. هم‌استانی‌ها در جبهه زیاد بودند. لشکر پنج نصر خراسان، نیروی ورزیده می‌خواست که شنا بلد باشند. داوطلبانه شتافت. جزیره مجنون. سه نفر بودند. کارشان تمام شده بود و داشتند بر می‌گشتند. کمین خوردند. یکی‌شان مجروح شد. یکی توانست نجات پیدا کند و عموی دوست‌داشتنی من شهید شد.

من هیچ‌گاه عمو خارک را ندیدم. اصلا سه سال پس از شهادتش به دنیا آمدم، اما همیشه با احترام می‌گویم: عمو خارک. 

24 آذر سال‌روز شهادت عموخارک است. برای شادی روح امام و شهدا به ویژه عموی، فاتحه‌ای بخوانید.

مرتبط: برای وقتی که مادر این شهید رفت. (+)

راستی، عمویم وصیت کرده بود نگذارید ضدانقلاب‌ها، ارزان‌فروشی انقلاب را که هیچ، حتی در تشییع‌جنازه‌اش شرکت کنند. حالا ضدانقلاب‌ها...

 

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ آذر ۹۲ ، ۰۱:۳۴
حمید درویشی شاهکلائی
پنجشنبه, ۲۱ آذر ۱۳۹۲، ۰۴:۰۴ ب.ظ

باز هم مساله زبان فارسی

رهبری نظام بار دیگر نسبت به بی‌توجهی به گسترش زبان بیگانه در بین فارسی‌زبانان اخطار داد. هشدار جدید در جمع اهالی شورای عالی انقلاب فرهنگی رخ داد که عالی‌ترین قرارگاه نظری، اجرایی، قانونی و همه جوره برای حراست از فرهنگ ایرانی اسلامی ماست. تصور میکنم هشدارهای از این سنخ و تاکید بر زبان فارسی، سالی چند نوبت از سوی ایشان صورت می‌پذیرد. قابل توجه آنانی که به سنت رنج‌آور واژه‌های بیگانه مبتلایند.

من خیلى نگران زبان فارسى‌ام؛ خیلى نگرانم. سالها پیش ما در این زمینه کار کردیم، اقدام کردیم، جمع کردیم کسانى را دُور هم بنشینند. من میبینم کار درستى در این زمینه انجام نمیگیرد و تهاجم به زبان زیاد است. همین‌طور دارند اصطلاحات خارجى [به‌کار میبرند]. ننگش میکند کسى که فلان تعبیر فرنگى را به کار نبرد و به جایش یک تعبیر فارسى یا عربى به کار ببرد؛ ننگشان میکند. این خیلى چیز بدى است؛ این جزو اجزاء فرهنگ عمومى است که باید با این مبارزه کرد. دوستان! زبان فارسى یک روزى از قسطنطنیّه‌ى آن روز، از استانبولِ آن روز، زبان علمى بوده تا شبه قارّه‌ى هند؛ اینکه عرض میکنم از روى اطّلاع است. در آستانه(۱۶) - مرکز حکومت عثمانى - زبان رسمى در یک برهه‌ى طولانى‌اى از زمان، زبان فارسى بوده. در شبه قارّه‌ى هند برجسته‌ترین شخصیّت‌ها با زبان فارسى حرف میزدند و انگلیس‌ها اوّلى که آمدند شبه قارّه‌ى هند، یکى از کارهایى که کردند این بود که زبان فارسى را متوقّف کنند؛ جلو زبان فارسى را با انواع حیَل و مکرهایى که مخصوص انگلیس‌ها است گرفتند. البتّه هنوز هم زبان فارسى آنجا رواج دارد و عاشق دارد؛ کسانى هستند در هند - که بنده رفته‌ام دیده‌ام، بعضى‌هایشان اینجا آمدند آنها را دیدیم - عاشق زبان فارسى‌اند؛ امّا ما در کانون زبان فارسى، داریم زبان فارسى را فراموش میکنیم؛ براى تحکیم آن، براى تعمیق آن، براى گسترش آن، براى جلوگیرى از دخیلهاى خارجى هیچ اقدامى نمیکنیم. یواش یواش [در] تعبیرات ما یک حرفهایى میزنند - هر روزى هم که میگذرد یک چیز جدیدى مى‌آید - ما هم نشنفته‌ایم. گاهى مى‌آیند یک کلمه‌اى میگویند، بنده میگویم معناى آن را نمیفهمم ، میگویم معناى آن چیست؟ معنا [که‌] میکنند، تازه ما اطّلاع پیدا میکنیم که این کلمه آمده؛ [این‌] یواش یواش کشانده شده به طبقات و توده‌ى مردم؛ این خطرناک است. اسم فارسى را با خطّ لاتین مینویسند! خب چرا؟ چه کسى میخواهد از این استفاده کند؟ آن کسى که زبانش فارسى است یا آن کسى که زبانش خارجى است؟ اسم فارسى با حروف لاتین! یا اسمهاى فرنگى روى محصولات تولید شده‌ى داخل ایران که براى من عکسهایش را و تصویرهایش را فرستادند! خب چه داعى داریم ما این کار را بکنیم؟ بله، یک‌وقت شما یک محصول صادراتى دارید، آنجا در کنار زبان فارسى - فارسى هم باید باشد البتّه؛ هرگز نبایستى از روى محصولات ما زبان فارسى برداشته بشود - البتّه زبان خارجى هم به آن کشورهایى که خواهد رفت، اگر زبان دیگرى دارند نوشته بشود، امّا محصولى در داخل تولید میشود، در داخل مصرف میشود، چه لزومى دارد؟ روى کیف بچّه‌هاى دبستانى چه لزومى دارد که یک تعبیر فرنگى نوشته بشود؟ روى اسباب بازى‌ها همین‌جور؛ من واقعاً حیرت میکنم. این جزو چیزهایى است که شما خیلى درباره‌اش مسئولیّت دارید. البتّه من مثالهایى در ذهن دارم براى این استعمال زبان فارسى که نمیخواهم دیگر حالا آنها را عرض کنم؛ نام شرکت، نام محصول، نام مغازه! و از این قبیل همین‌طور مکرّر تعبیرات فرنگى و بخصوص انگلیسى؛ من از این احساس خطر میکنم و لازم است که حضرات و شوراى عالى انقلاب فرهنگى نسبت به این مسئله بجد دنبال کنند و دولت به طور جدّى مواجه بشود با این مسئله. حالا معناى مواجهه این نیست که فوراً فردا مثلاً با یک شیوه‌ى تندى یا شیوه‌ى خشنى برخورد کنند، [مواجه بشوید] امّا حکمت‌آمیز؛ ببینید چکار میتوانید بکنید که جلو این را بگیرید؛ این هم یک مسئله.

۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۱ آذر ۹۲ ، ۱۶:۰۴
حمید درویشی شاهکلائی
جمعه, ۲۹ شهریور ۱۳۹۲، ۰۱:۱۳ ق.ظ

تپه نورالشهداء جوار شهدای گمنام کلکچال

سپاس ویژه بچه‌های پایگاه آقا سید و واحد آقا حسین را که 4 صبح امروز (پنج‌شنبه) به اتفاق‌شون رفتیم کوه‌نوردی، تپه نورالشهداء.
مدتی بود که با جمعی دیگر از رفقا تنها به دارآباد می‌رفتیم.
تپه نورالشهداء
یکی از رفقا به نقل از حاج آقای حاج علی اکبری می‌گفت: کار تربیتی می‌خواهید بکنید، بچه‌ها رو ببرید کوه. ولایت می‌خواهید یاد بدهید، کوه. حاج آقا اعتقاد عجیبی به کوه دارد.
۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۲ ، ۰۱:۱۳
حمید درویشی شاهکلائی
يكشنبه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۲، ۰۳:۲۰ ب.ظ

تربیت به سبک دیدنی‌ها

 
چند روز پیش هم بحثش بود. دریچه کولر گویا خورده بود تو سر یکی از بچه‌ها و صورتش خونی شده بود، بقیه هم به جای کمک، شروع کرده بودند خندیدن! واقعا هم صحنه خنده‌داری است!
 
ما در جامعه ای بزرگ شدیم که با برنامه های دیدنی های یکشنبه شب ها به ما یاد دادند باید به هرکس زمین خورد بخندیم.
بجای آنکه دستش را بگیریم یا حداقل برایش آرزوی بلند شدن و دعا کنیم.
#جامعه_ما
موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ شهریور ۹۲ ، ۱۵:۲۰
حمید درویشی شاهکلائی


حضور تبلیغات بازرگانی در برنامه‌های کودک، آن هم این شکلی خیلی زشت است.

اون تبلیغات کرم حلزون حداقل کاملا مستقیم و رو بود. الان تبلیغات زرماکارون رو این فیتیله‌ای‌ها به صورت داستان و نمایش، خیلی قشنگ از کار در می‌آرن که اصلا برای من قابل تحمل نیست.

من پدر نیستم، اما دوست ندارم بچه‌ام این‌جوری تربیت بشه!
 
عمو پورنگ فروخته شد به پیکو تک و تک ماکارون
فیتیله فروخته شد به زرماکارون
خونه به خونه (عمو قناد) فروخته شد به بینگو

ما شرمساریم از این که نمایش های این برنامه های پر مخاطب کودک با هدف معرفی محصولات این شرکت ها ساخته می شود.
یعنی به عنوان یک پدر نمی توانم تحمل کنم که نمایشی را فرزندم ببینید که کلید راه حل مشکلات را زرماکارون و بینگو معرفی می کند.
آقای ضرغامی کمی به فکر شبکه و انبوه برنامه های کودک و نوجوانش باشد.
حیف است که کیفیت و قوت برنامه ها را به پای تبیلغات هدر بدهیم!
موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۲ شهریور ۹۲ ، ۰۳:۵۴
حمید درویشی شاهکلائی
دوشنبه, ۱۴ مرداد ۱۳۹۲، ۱۲:۴۴ ق.ظ

کربلایی آقا محمد براتی

ای کاش من هم بچه داشتم، می‌بردمش کربلا!
 
روبروی ایوون طلا یه بنده خدایی میگفت ملائکه 7000 سال تو نوبتن که بیان زیارت این آقا اونوقت این فسقلی هنوز 5 ماهش نشده اومده زیارت!
...
موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۴ مرداد ۹۲ ، ۰۰:۴۴
حمید درویشی شاهکلائی
پنجشنبه, ۱۳ تیر ۱۳۹۲، ۱۲:۱۲ ب.ظ

رسانه های جمعی به مثابه دوستان نادان!

کتاب دوست خوب ماست
اما سایتها و روزنامه ها خیلی که خوب باشند، دوستی‌شان، دوستی خاله خرسه خواهد بود! به ضررهایش نمی‌ارزد!

واقعا استفاده خود را از این رسانه‌های زرد یا سیاست‌زده محدود کنید و به اطرافیان خود بپردازید و بیشتر کتاب بخوانید. حداقل برای مدتی تجربه کنید.

زمانی توماس جفرسون گفته بود که: «کسی که هیچگاه چیزی نمی‌خواند به مراتب نسبت به آن فردی که چیزی به جز روزنامه‌ها نمی‌خواند، آگاه‌تر است.»

این سخن کنایه از آن دارد که وابستگی به رسانه‌های سنتی و اصلی که همیشه نوع خاصی از مطالب را منتشر می‌کنند، می‌تواند به مرور زمان ما را از توجه به مطالب دیگر بازدارد. البته غرض، سمت و سوی سیاسی و ایدئولوژیک رسانه‌ها نیست، بلکه اصولا نوع مطالبی است که آنها به سبب کار رسانه‌ای مجبور هستند در مرکز توجه قرار بدهند.

نویسنده مقاله‌ای که منبع اصلی  این نوشته است، Joel Gascoigne است، او در این مقاله که توجه زیادی در اینترنت به خود جلب کرد، نوشته است که دو سال است نه روزنامه می‌خواند و نه به صورت مرتب به اخبار شبکه‌های تلویزیونی نگاه می‌کند، چه به صورت آنلاین و چه به صورت آفلاین. او احساس می‌کند که ظرف این مدت، آدم شاداب‌تر و مثبت‌تر و خلاق‌تری شده است. اما چرا؟!

اخبار رسانه‌ها اصولا، اخبار منفی هستند: پژوهش‌ها نشان داده‌اند که نسبت اخبار بد به خوب در رسانه‌ها به طور متوسط ۱۷ به ۱ است، به عبارت دیگر ۹۵ درصد اخباری که رسانه‌های تحویل شما می‌دهند، اخبار منفی هستند. نویسنده عقیده دارد که رسانه‌های اصلی از آنجا که مجبورند اخبار مهم را پوشش بدهند، مجالی برای پوشش اخبار مثبت و رویدادهای جالب دیگر ندارند. آنها آنقدر درگیر انتشار اخبار جنگ، بلایای طبیعی و جنایت‌های می‌شوند که نمی‌توانند به جنبه‌های دیگر بپردازند.

تأثیر اخبار منفی: اصلا اهمیت ندارد که شخصیت و نیروی اراده شما چقدر قوی باشد، شما خواه ناخواه، تحت تأثیر محیط پیرامون خود قرار می‌گیرید و وقتی با هاله‌ای از اخبار ناامیدکننده و تأسف‌آور احاطه شوید، یأس کم کم به درون شما رخنه می‌کند. در یک سخنرانی جالب درTED، تأثیر تماشای بی‌وقفه فاکس‌نیوز با تأثیر خوردن غذاهای آماده مک‌دونالد مقایسه شد و نتیجه‌گیری شد که اخبار رسانه‌ها می‌توانند همان تأثیر مخربی را روی ذهن داشته باشند که غذاهای آماده روی سلامت بدنی‌تان دارند.

ارزش زمانی که بابت مطالعه و تماشای اخبار می‌گذارید: حالا تصور کنید که اگر به جای اینکه هر روز این همه زمان برای مطالعه و تماشای اخبار از رسانه‌های اصلی بگذارید، همین زمان را صرف خواندن یک رمان یا ورزش یا یا آموختن یک مهارت بکنید، چقدر جلو می‌افتید.
موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۳ تیر ۹۲ ، ۱۲:۱۲
حمید درویشی شاهکلائی
دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۲، ۰۴:۴۱ ب.ظ

درباره نتایج انتخابات ریاست جمهوری

بسم الله الرحمن الرحیم

اذا 

  • جاء نصرالله و الفتح
  • و رایت الناس یدخلون فی دین الله افواجا

ف
  • سبح بحمد ربک 
  • و استغفره
انه کان توابا

بار دیگر خود را با رحمانیت و رحیمیت الله نشان‍‌دار کنیم. باز هم داستان p و q است. اگر پی، آن‌گاه کیو. این انتخابات هم مظهر نصرت اللهی و گشایش (پیروزی، نقطه آغاز) دیگری در تاریخ انقلاب اسلامی است. ما صف های مردم را با عقاید متفاوتشان دیدیم که همه به عشق آمدند. خب، در این زمانه، نوبت آن است که در قول و عمل بگوییم: سبحان ربی العظیم و بحمده. نوبت آن است که در قول و عمل بگوییم: استغفرالله. چرا که خدا پذیراست! (نه فقط رهبر و حکومت اسلامی، یکایک پیروان آئین محمدی در هر کجای جهان، باید پیروزی ها را از آن خدا بدانند و تسبیحگوی او باشند.)


1- قبلا هم گفته بودم (اینجا و جاهای دیگر)، هر هشت نامزد را در دایره گفتمان انقلاب اسلامی می فهمم و مردم هر یک را انتخاب کنند، وظیفه ما حمایت از او و دولتش است. گرچه انتخاب من آقا سعید جلیلی بود، هدایت دلها به نحو شگفت انگیزی در یکی دو شب پایانی به سمت حجت الاسلام حاج آقای شیخ حسن روحانی انجام شد و با کمی بیش از 50 درصد آرا در همان دور اول، کار تمام شد. به عبارتی، تازه دور جدیدی از عشق بازی شروع شد. حاج آقای روحانی! جناب آقای دکتر آشنا! ضمن تبریک این پیروزی خجسته، ما مردم ایران به ویژه جوانان بسیجی دانشگاهها، آماده ایم هر کمکی از دستمان بر می آد، در راستای ایفای رسالت مهم دولت اسلامی  در این پیچ بزرگ تاریخی و این شرایط عالی جهانی و داخلی به انجام برسانیم.


پی‌نوشت:

به نظر می رسد آقای دکتر آشنا، استاد برجسته ارتباطات، در این پیروزی نقش بزرگی داشته اند. یک مشاور رسانه ای دانا و توانا.

پی‌نوشت2: همیشه پای یک امام صادقی در میان است!


2- از وظایف سه گانه ما در قبال انتخابات، یک وظیفه هنوز مانده است و آن هم جا انداختن معیارهای انتخاب اصلح است. مردم باید یاد بگیرند چه طور یک رئیس جمهور بهتر رو انتخاب کنن. این آموزش چیزی مثل آموزش انتخاب همسر یا انتخاب شغل است ولی ابعاد و آثار گسترده تری دارد. البته تربیت سیاسی ابعاد دیگری هم دارد. اولی آن انتخاب رئیس جمهور است. دومی آن حول محور تعامل مردم و حکومت اسلامی (دولت اسلامی) می چرخد. وظایف متقابل مردم و حاکمیت.


3- اینکه اصولگرایان (و نه اصولگرایی و نه گفتمان انقلاب اسلامی) در این انتخابات شکست خوردند، برای خودشان لازم بوده است. به تعبیری حتی حقشان بوده است تا کفران نعمت احمدی نژاد را نکنند! وقتی به جای کمک به دولت اسلامی احمدی نژاد، به تخریب او روی آوردند، اشتباه کردند. معتقدم پیروز حقیقی همه آن نامزدهایی هستند که مرتکب گناه نشدند و بی اخلاقی نکردند و آرای پاک به دست آوردند. فراموش نکنیم خود رقابت سیاسی هم موضوعیت دارد و مملکت اسلامی باید همه چیزش اسلامی باشد.


4- تصور میکنم باید انتخابات شورای شهر را جداگانه برگزار کنیم. انتخابات شورای شهر و روستا در جاهای کوچک، سایه سنگینی بر انتخابات ریاست جمهوری گسترد. خب، افرادی که معمولا تنور انتخابات رئیس جمهوری را در شهرستانهای کوچک و روستاها گرم می کردند، یا خودشان نامزد انتخابات بودند و یا حامی جدی یکی از نامزدهای شورا. به معنی دقیق، برخی شهرستانیها اصلا فرصت تامل روی کاندیداهای ریاست جمهوری و در نتیجه مشارکت فعال و جدی در حماسه بزرگ سیاسی نداشتند. (تصور کنید افرادی را که بین آقای جلیلی و روحانی مانده بودند و به خاطر لباس روحانیت به آقای روحانی رای دادند.) جا داشت شناخت بیشتری از نامزدها حاصل شود. در همین راستا خیلی خوب است وزارت کشور، ثبت نام از نامزدها و فرآیندهای مربوط را به یک ماه زودتر آغاز کند تا یک ماه به فرصت تبلیغات انتخاباتی نامزدها (و در نتیجه شناخت مردم) افزوده شود.


این عکس که تعرفه رنگ آن بنفش است، ربطی به این نکته ندارد که چون رنگ تبلیغاتی برنده انتخابات، بنفش بوده، آن را گذاشته باشیم و یا احیانا از چیزی عدول کرده باشیم. نشون به اون نشون که همین عکس رو 15 خرداد هم تو همین وبلاگ گذاشته بودم!

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۷ خرداد ۹۲ ، ۱۶:۴۱
حمید درویشی شاهکلائی
جمعه, ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۰۵:۳۷ ب.ظ

تربیت برای حماسه سیاسی

حماسه سیاسی نیازمند حماسه تربیتی است. بعضی چیزها را باید یاد بگیریم.

هم خوشحال بود‌یم و هم سرشار از غم و اند‌وه؛ خوشحال از پیروزی دیالمه د‌ر انتخابات و اند‌وهگین از رفتنش به تهران. با همه‌ ما اتمام حجت کرد و گفت: «همه این جلسات و کلاس‌ها برای اصلاح و هد‌ایت بود. اگر روزی احساس کنم این‌گونه نیست، د‌یگر تشکیلات برای من مهم نیست.»
**
انتخابات که تمام شد، آقا سعید عجله داشت به خاطر کارهای متعددش به تهران برود. جلسه‌ای کوتاه گرفتیم. تذکرات ایشان حال بچه‌هایی که بعضا ناراحت بودند را عوض کرد. شاره کرد به آیه «فاذا فرغت فانصب و الی ربک فارغب» و گفت انتخابات همه چیز نیست. دهها عرصه خدمت وجود دارد. حالا که این عرصه تمام شد عرصه‌های دیگر را دریابید! .... 
یکی از سیاسی های دانشگاه - که بعدها نماینده ی جنجالی مجلس شد- در وزارت خارجه زمان ریاستش بر بازرسی، چو انداخته بود که تو تیمت بسته است. منظورش این بود که چرا نمی آیی تیم تشکیل بدهی و بچه ها باشند و دور هم باشیم و پست ها را قبضه کنیم و.... جواب داده بود: «آدم ها اول می گویند برای پیش برد انقلاب باید با هم باشیم و بعد تبدیل به باند می شوند».نمایش کمتر
موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۷:۳۷
حمید درویشی شاهکلائی
جمعه, ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۱۲:۲۲ ق.ظ

پرونده ویژه برای شما که می‌خواهید کار تربیتی کنید

صالحین تقدیم می‌کند:
پرونده ویژه/ «شهید مطهری، تربیت و صالحین»

چندرسانه‌ای، رادیو اینترنتی، کلیپ تصویری، مصاحبه، یادداشت، جزوه، پیامک و...


پایگاه اطلاع‌رسانی صالحین به مناسبت گرامیداشت سالگرد شهادت استاد مطهری و آغاز هفته معلم پرونده‌ویژه‌ای را با موضوع «شهید مطهری، تربیت و صالحین» تقدیم می‌کند.


از ویژگی‌های این پرونده می‌توان به استفاده از آرای صاحب‌نظران و اهالی تجربه و عمل در اندیشه شهید مطهری (دکتر هاشمی گلپایگانی، دکتراحسان بابایی و...) و تنوع قالب‌های رسانه‌ای کاربردی در فضای مجازی (چندرسانه‌ای، رادیو اینترنتی، کلیپ تصویری، مصاحبه، یادداشت، جزوه، پیامک و...) اشاره کرد.




پرونده ویژه «شهید مطهری، تربیت و صالحین»

  مصاحبه با آقای سلامت نژاد درباره جایگاه اندیشه شهید مطهری در صالحین

کلیپ تصویری اختصاصی صالحین به مناسبت شهادت استاد مطهری/ «یک مطهری»

چرا شهید مطهری بخوانیم؟/ به قلم دکتر هاشمی گلپایگانی

نظام فکری برتر شهید مطهری برای ارائه گفتمان مشترک فرهنگی

روش تربیتی تدریس شهید مطهری

سیر مطالعاتی آثار شهید مطهری با هدف تربیت مربی

شش نکته برای شما که می‌خواهید مربی آثار شهید مطهری باشید

مطالعه و مباحثه گروهی در حلقه مطالعاتی شهید مطهری

پیامک‌های تربیتی شهید مطهری

مجموعه فلش/ پرونده ویژه چندرسانه‌ای «زن و شهید مطهری»

جزوه تجربیات یک استاد اندیشه شهید مطهری به قلم دکتر احسان بابایی

مطالعه موردی اندشیه تربیتی شهید مطهری: «کار» به قلم علی خانی

 

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ ارديبهشت ۹۲ ، ۰۰:۲۲
حمید درویشی شاهکلائی
دوشنبه, ۲ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۰۷:۰۵ ب.ظ

تربیت دینی و تربیت غیردینی

«بی‌تربیت» لفظی مصطلح، اما غلط است. اصلا نمی‌شود کسی بی‌تربیت باشد. چون انسان خواه ناخواه تربیت می‌شود. حالا یا تربیتش خوب است یا بد. یا موجب رشد است یا موجب سقوط. به هر حال راه دو تا بیشتر نیست؛ یکی انتهایش سعادت است و دیگری شقاوت. یکی از راه «دین» انسان را خوشبخت می‌‌کند و یکی از راه «غیر دینی» به بد‌بختی می‌رساند. یکی درختی است با میوه شیرین تربیت دینی، و یکی درختی است با میوه تلخ تربیت غیر دینی. انگار اینجا هدف و نتیجه نقش خیلی مهمی پیدا می‌کند.

 
 
مجمع شهید راستگو در ابتدا این پست را به اشتراک گذاشت:
«بی‌تربیت»، لفظی مصطلح، اما غلط است. 
اصلا نمی‌شود کسی بی‌تربیت باشد.
http://salehin.ir/index/NewsShow/121811
یادداشتی از دوست دانشمندم، محمدحسین شاه‌آبادی +داده‌نما

 

 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۹:۰۵
حمید درویشی شاهکلائی
پنجشنبه, ۲۲ فروردين ۱۳۹۲، ۰۴:۲۴ ب.ظ

در لزوم تربیت رسانه‌ای

درسی از زندانی شدن «دانش‌طلب»ها
صالحین، تربیت رسانه‌ای و چالش‌های امروز 

به قلم: حمید درویشی شاهکلایی دانشجوی کارشناس ارشد فرهنگ و ارتباطات
این روزها با زندانی شدن مجتبی دانش‌طلب، فعال ارزشی فضای مجازی، موجی از تحلیل‌ها و انتقادها در همین باره شکل گرفته است. طیف گسترده‌ای از این واکنش‌ها در حمایت از این جوان وبلاگ‌نویس است و برخی نیز مواضع گوناگون دیگری برگزیده‌اند. از ذوق‌زدگی ضدانقلاب تا اعتراض به قوه قضائیه.

مجتبی دانش‌طلب کیست و چه موضعی دارد؟
مجتبی دانش‌طلب، نمونه بارز جوان انقلابی است که در فضای مجازی توانسته حضور موفق و موثری داشته باشد. مطالب او در وبلاگ و شبکه‌های اجتماعی خوانده می‌شود، به بحث گذاشته می‌شود، به اشتراک گذاشته می‌شود و موضوع تحلیل‌های بعدی قرار می‌گیرد. حمایت او از نظام اسلامی در برابر فتنه‌گران سال 1388 در فضای مجازی و نیز دفاع جانانه او از نظام در بحث با محمد نوری‌زاد (ایام فتنه 88، نمایش‌گاه رسانه‌های دیجیتال) به این زودی‌ها از خاطره فعالان مجازی محو نخواهد شد.

دقیقا چه اتفاقی برای او افتاده است؟
سوالی که پیش می‌آید این است در حالی که برخی فتنه‌گران 88 و حامیان آن‌ها آزاد هستند، پس چه شده است که او راهی زندان اوین شده است؟!
تریبون مستضعفین نوشت: مجتبی دانشطلب بنا بر رای صادره به اتهام موضوع ماده ۵۰۴ [تبلیغ علیه نظام] به تحمل ۶ ماه حبس و به اتهام موضوع ماده ۶۰۹ [توهین به مسئولین] به پرداخت یک میلیون ریال جزای نقدی محکوم؛ و رای صادره قطعی عنوان شده است. این وبلاگ‌نویس و فعال فرهنگی صبح امروز (چهارشنبه، 21 فروردین 1392) برای گذراندن دوره ۶ ماهه محکومیت‌اش، خود را به اجرای احکام معرفی کرد.


برخی از این وبلاگ‌نویسان دارای تحصیلات عالیه (ارشد و دکتری) و سوابق قابل توجه در بسیج دانشجویی دانشگاه‌های بزرگ (تهران و دانشگاه امام صادق علیه‌السلام) هستند


چرا دانش‌طلب زندانی شد؟
مجتبی دانش‌طلب چند سال پیش با وبلاگ «مدرسه ما» مشهور شد. او یک وبلاگ‌نویس با سابقه و حرفه‌ای است. مدرسه ما به دستور مراجع قضایی از سرویس بلاگفا حذف شد. اما تکالیف انقلابی دانش‌طلب باقی مانده بود، او به بلاگ‌اسکای رفت. بعد از مسدود شدن وبلاگ جدید(!)، درخواست‌های فعالان ارزشی فضای مجازی برای تداوم حضور او ادامه داشت تا این‌که وی اخیرا بر روی دامنه شخصی، وبلاگ «دانشطلب» را به روز می‌کرد.

دانشطلب به دلیل انتشار مطلبی در خصوص ساختار نظام که در آن به نقد عملکرد نمایندگان مجلس پرداخته بود مورد پیگرد قضایی قرار گفت. این نوشته در ۲۴ مهرماه ۹۰  در پی سخنان رهبری در کرمانشاه در خصوص انعطاف پذیری ساختار نظام منتشر شده است.

از دیگر مطالبی که در تبیین اتهامات به آن اشاره شده است مطلبی است که بعد از حادثه ۱۴ خرداد سال ۸۹ و برخورد مردم با سید حسن خمینی منتشر شده است. او در این نوشته به رفتاری که با منسوبان به شخصیت‌های برجسته یا به عبارتی آقازاده‌ها می‌شود نقدهایی وارد کرده است.

به دلیل مسدودسازی وبلاگ‌های دانشطلب هیچ یک از این مطالب در دسترس نیست.

گفتنی است در یکی دو ساله اخیر برخورد با وبلاگ نویسان حزب اللهی و انقلابی باعث ایجاد سوالات و ابهامات زیادی شده است. گفته می‌شود اغلب برخوردهای صورت گرفته به دلیل انتقادات وارد شده از سوی نویسندگان این وبلاگ‌ها نسبت به علی لاریجانی بوده است. (تریبون مستضعفین) برخی از این وبلاگ‌نویسان دارای تحصیلات عالیه (ارشد و دکتری) و سوابق قابل توجه در بسیج دانشجویی دانشگاه‌های بزرگ (تهران و دانشگاه امام صادق علیه‌السلام) هستند.


دقیق‌تر فکر کنیم چرا «دانش‌طلب»‌ها زندانی می‌شوند؟

در پاسخ به چرایی این پدیده، در کنار دلایل سیاسی‌اجتماعی احتمالی، به نظر می‌رسد یک دلیل (و حداقل بهانه) مشترک عمده وجود دارد. فقدان آموزش سوادرسانه‌ای نگارش برای ارتباطات جمعی. فعالان مجازی ما حتی تحصیل‌کرده‌ها و معتقدان به انقلاب اسلامی برای فعالیت در فضای مجازی تربیت نشده‌اند. تربیت رسانه‌ای، گم‌شده امروز جبهه فرهنگ سایبر انقلاب اسلامی است. نه تنها اخلاق فضای مجازی، بلکه فقه و حتی حقوق ارتباطات سایبر نیز مورد غفلت واقع شده است. کاربران ارزشی وبلاگ‌ها و شبکه‌های اجتماعی نمی‌دانند چگونه بنویسند که جرم محسوب نشود.


شجره طیبه صالحین که متولی تربیت به سبک انقلاب اسلامی در کشور ماست، باید با اهتمام خاص به تربیت رسانه‌ای اعضای خویش بپردازد


نقد افراد و ساختارها، حتی نقدهای تند و مبنایی، در جای خود، ضروری و بسیار ارزش‌مند است. اما ضروری‌تر از آن، تربیت رسانه‌ای امت حزب‌الله جهت حضور در فضای مجازی است. فضایی که با استقبال روزافزون نخبگان و عامه حزب‌الله مواجه شده است و هر روز شاهد فتح سنگر به سنگر و تسخیر فضای مجازی به همت بسیجیان امام خامنه‌ای هستیم.

همه آحاد ملت، بسیجی‌اند. شجره طیبه صالحین که متولی تربیت به سبک انقلاب اسلامی در کشور ماست، باید با اهتمام خاص به تربیت رسانه‌ای اعضای خویش بپردازد تا ان‌شاءالله هیچ‌گاه شاهد برخوردهای این چنینی قوه قضائیه با دغدغه‌مندان انقلاب اسلامی نباشیم. به یاد جمله مشهوری از شهید آوینی که در سال‌گرد شهادت او هستیم: در مملکت ما همه آزادند، الا حزب‌اللهی‌ها.

حمید درویشی شاهکلایی
دانشجوی کارشناسی‌ارشد معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات
فعال مجازی و نویسنده وبلاگ پاورقی فرهنگ و ارتباطات

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۲ فروردين ۹۲ ، ۱۶:۲۴
حمید درویشی شاهکلائی
سه شنبه, ۱۳ فروردين ۱۳۹۲، ۱۲:۳۵ ق.ظ

نگاه تربیتی در طراحی اتاق کودک دل‌بند

چند روزی است که داداش حسین گل‌مان، به وظایف خطیر پدری مشغول است.
ان‌شاءالله تولد محمدآقای براتی برای انقلاب اسلامی پر خیر و برکت باشد.
این طراحی، اقتضای نگاه تربیتی آقای براتی است.
رنگ‌های شاد و کودکانه، طبیعت زیبا و دست‌نخورده، در کنار مسجد فیروزه‌ای.
استفاده از خطوط منحنی، فوق‌العاده به آرامش‌بخشی و معنویت فضا کمک کرده است.
عالی است.
حال فرض کنید کودکی با عروسک شخصیت‌های کارتونی خارجی یا این اسباب‌بازی‌هایی که با یک دکمه کلی کار (شعر می‌خوانند، راه می‌روند، می‌رقصند و...) می‌کنند، بزرگ شود. بعد انتظار هم داشته باشیم که کودک‌مان در آینده خلاق شود! ما با این سن و سوال نمی‌فهمیم این عروسک چطور با فشردن یک دکمه، آواز می‌خواند!
چرا باید از همان اول به پسران‌مان تلقین کنیم «آبی» را دوست داشته باشند و به دختران، «صورتی» را قالب کنیم؟ 
خیلی بد است که از همان اوان کودکی با طبیعت و فطرت کودک‌مان در بیفتیم! بگذاریم در مسیر آرامش، معنویت و کمال، خودش یاد بگیرد و تجربه کند.
حسین براتی در ابتدا این پست را به اشتراک گذاشت:
انتشار تصویر اختصاصی از اتاق محمد آقا
به مناسبت سومین روز تولدش!
۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۳ فروردين ۹۲ ، ۰۰:۳۵
حمید درویشی شاهکلائی